دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٩٦
چپ و چپگرایی در شبهقاره هند ، شكلگیری احزاب و گروههای ملهم از انقلاب ١٩١٧ روسیه در منطقه شبهقاره، به جنبش خلافت * و جنبش هجرت برمیگردد كه در آن گروهی از مسلمانان از مناطق شمالی هند به افغانستان و سپس به آسیای مركزی و تاشكند رفتند و پیوندهایی را با حكومت شوروی برقرار ساختند. در ١٣٣٨/١٩٢٠، حزب كمونیست هند در تاشكند، زیرنظر یكی از فعالان ماركسیست به نام مانابندرا نات روی، بنیان گذاشته شد. كمینترن نیز حزب كمونیست هند را در ١٣٠٠ ش/ ١٩٢١ به رسمیت شناخت (انصاری، ص ٥٠٣؛ نثاراحمد، ص ١٥٦). در این زمان، برخی از مسلمانان همكاری نزدیكی با ناتروی، به عنوان نماینده كمینترن، داشتند. مثلاً، مظفر احمد به نمایندگی او، در بنگال فعالیت میكرد و چند جریده منتشر ساخت، از جمله روزنامهای به زبان بنگالی با گرایشهای چپ بهنام دهامكتو، كه قاضی نذرالاسلام، از شعرا و معلمان مسلمان بنگال، سردبیر آن بود. این نشریه، كه با كنگره ملی هند و جنبش عدم خشونت و عدم همكاری مخالفت میكرد، در دی ١٣٠٢/ ژانویه ١٩٢٣ توقیف شد (راجات رای، ص ١١١ـ١١٣؛ سونتارالینگام، ص ٢٤؛ راب، ص ٢٠٥).
فعالیت نیروهای چپ در جنبشهای زیرزمینی كلكته نیز مشهود بود. این جنبشها، كه برای مبارزه با استعمار انگلیس شكل گرفته بودند، در دهه ١٣٠٠ ش/١٩٢٠ فعالتر شدند. نقش سه گروه عمده، یعنی اتحاد اسلام، بولشویكها و تروریستهای انقلابی، در این جنبش بیشتر بود. گروه اتحاد اسلام، كه در كلكته زیر نظر ابوالكلام آزاد *تأسیس شده بود، با دیگر گروهها و بهویژه بولشویكها، ظاهراً به منظور جلب حمایت مادّی و به دست آوردن اسلحه و امكانات آموزشی، پیوندهایی برقرار كرده بود. با سقوط عثمانی، نقش گروههای اسلامگرا كم شد و در عوض، ارتباط بین گروههای تندروی انقلابی و ماركسیستی تقویت گشت(راجات رای،ص ١١٣ـ ١١٥).
در ١٣٠٤ ش/ ١٩٢٥، حزب كمونیست هند در آن كشور بنیان گذاشته شد. در آذر ١٣٠٧/ دسامبر ١٩٢٨، بسیاری از فعالان كمونیست در هند گرد آمدند و حزب كارگران و دهقانان سراسر هند را تشكیل دادند. بااینحال، فعالیت این گروه و حزب كمونیست هند و دیگر چپگرایان، بین سالهای ١٣٠٨ ش/١٩٢٩ تا ١٣١٢ ش/١٩٣٣ با مشكلات زیادی روبهرو شد و بسیاری از سران آنها به زندان افتادند، اما حزب كمونیست هند در ١٣١٢ ش/١٩٣٣ فعالیت خود را از سر گرفت (سیلندرا سن، ص ٢٠١ـ٢٠٢؛ كولكه و راترموند، ص ٣٣٢).
در جریان تجزیه هند و تشكیل كشور پاكستان، حزب كمونیست هند آن را حق مشروع مسلمانان دانست (مشیرالحسن، ص ٨٤ ـ٨٥).
طی جنگ سرد، بهویژه بعد از مرگ استالین، حزب كمونیست هند تصمیم گرفت از طریق انتخابات پارلمانی، با حزب كنگره به رقابت بپردازد و در ١٣٣٥ ش/ اوایل ١٩٥٧، موفقیتهایی نیز در بنگال و كرالا به دست آورد. حمله چین به هند و اختلافات بین چین و شوروی ضربه شدیدی بر كمونیستهای هند وارد كرد و همین مسائل منجر به ایجاد دودستگی و در نهایت انشعاب این حزب در ١٣٤٣ ش/ ١٩٦٤ شد. حزب كمونیست هند، كه وابستگی زیادی به شوروی داشت، بیشتر در مناطق صنعتی هند، كه خاستگاه جنبشهای اتحادیهای بود، نفوذ داشت. در مقابل، حزب كمونیست هند (ماركسیست) در بنگال و كرالا از حمایت زیادی بهرهمند، و بیشتر تحت تأثیر مائوئیسم بود. در اواخر ١٣٥٩ ش/ اوایل ١٩٨١، حزب دیگری از درون حزب كمونیست منشعب شد كه حزب كمونیست سراسر هند نام گرفت (كولكه و راترموند، همانجا؛ جاوید عالم، ص ٣١١ـ٣١٢).
در پاكستان. حزب كمونیست پاكستان در نشست حزب كمونیست هند در ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨ در كلكته شكل گرفت و سجاد ظهیر دبیركل آن شد. نیروهای این حزب در جنبش زبان حضور فعال داشتند. این جبنش از ١٣٢٦ ش/ اوایل ١٩٤٨ تا ١٣٣٠ ش/ اوایل ١٩٥٢، برای مقابله با رسمی شدن زبان اردو (پیش از تقسیم پاكستان و شكلگیری بنگلادش)، بهویژه به منظور بهرسمیت شناخته شدن زبان بنگالی، به راه افتاد.
اعضای این حزب در جنبش ترقی پسند (ترقیپسند تحریك) نیز نقش فعالی داشتند. این جنبش ادبی با گرایشهای چپ، در اواسط ١٣١٠ ش/ دهه ١٩٣٠ در هندوستان به راه افتاد. سجاد ظهیر (رهبر این نهضت) به همراه دیگر دوستان خود، از جمله احمدعلی، رشیدجهان و محمودالظفر، تفكرات چپگرایانه خود را در اوایل دهه ١٣١٠ ش/١٩٣٠ در قالب مجموعههای داستانی «انگاری» منعكس ساخته بودند (كامران، ص ١١، ١٤ـ١٥؛ انورسدید، ص ٤٦٦). تفكرات ماركسیستی و مواضع آنها در قبال «جنبش زبان» با مخالفت و واكنش شدید دولت روبهرو شد و دولت در ١٣٣٢ ش/١٩٥٣ این جنبش را غیرقانونی اعلام كرد (انورسدید، ص ٤٩٧ـ٤٩٩). از ١٣٣١ ش/ ١٩٥٢، نظارت شدیدی بر فعالیتهای این حزب در مشرق پاكستان صورت گرفت (انصاری، ص ٥٠٦؛ كوكرجا، ص ١٢١؛ افضل، ج ١، ص ١٩٣).
در مغرب پاكستان برخی از سران كمونیست به حزب مسلملیگ *پیوستند، اما به علت اختلاف با اعضای مسلمان آن، برخی از آنها از مسلملیگ خارج شدند. این افراد، كه دارای گرایشهای افراطی چپ بودند، در ١٣٢٩ ش/ اوایل ١٩٥١ به همراه ژنرال اكبر، كودتایی را طراحی كردند كه ناكام ماند. این قضیه، كه به توطئه راولپندی مشهور شد، به دستگیری برخی از سران كمونیست و ممنوع شدن حزب كمونیست پاكستان انجامید (فلدمن ، ص ٣٧؛ افضل، ج ١، ص ٩٩).
از جمله احزابی كه با گرایش چپ در ١٣٢٩ ش/١٩٥٠ شكل گرفت، حزب آزاد پاكستان به رهبری میان افتخارالدین بود. از اهداف و آرمانهای این حزب، اعطای خودمختاری كامل به ایالتها، از بین بردن نظام زمینداری و حمایت از مبارزات مردم در كشمیر برای رهایی از سلطه هند بود. با پیوستن برخی از سران این حزب به مسلملیگ، فعالیتهای آن كاهش یافت و در نهایت در حزب مردمی ملی (نیشنل عوامی پارنی) ادغام شد (افضل، ج ١، ص ١٤١ـ١٤٦). حزب مردمی ملی در ١٣٣٦ ش/ ١٩٥٧ زیر نظر عبدالحمیدخان بهاشانی شكل گرفت. در شكلگیری این گروه، برخی افراد، از جمله میان افتخارالدین و عبدالغفارخان، حضور فعال داشتند (بت، ص ٢٤٧؛ انصاری، ص ٦٦). خود عبدالغفارخان در اوایل دهه ١٣١٠ ش/١٩٣٠ جنبش مذهبی ـ ملی «خدائی خدمتگار» (خدمتگزار خدا) یا «سرخپوش تحریك» (جنبش سرخپوش) را در ایالت سرحد شمالغربی به راه انداخته بود. اگرچه لباس سرخ پوشیدنِ اعضای این جنبش با تفكرات كمونیستی ارتباطی نداشت، بهمرور برخی از آنها به افكار چپ تمایل پیدا كردند، بهویژه پسر عبدالغفارخان، یعنی خان عبدالولیخان، كه در حزب مردمی ملی حضور فعال و در ایالت سرحد شمالغربی نفوذ زیادی داشت (اسمیت، ص ٢٥٤ـ٢٦٠؛ كوهن، ص ٢١٧). بهاشانی در ١٣٣٦ ش/ اوایل ١٩٥٨ سازمان دیگری به نام انجمن دهقانان (كرشیك سَمتی) ایجاد نمود تا از طریق آن بر اجرای برنامه پنج مادّهای حزب مردمی ملی، كه مهمترین آنها مخالفت با یكپارچهسازی ایالتهای غربی پاكستان و تلاش برای كسب خودمختاری هر ایالت بود، تأكید شود (افضل، ج ١، ص ٣٥٧؛ حمیدخان، ص ١٢٣). با به تعویقافتادن زمان انتخابات عمومی و آشفته شدن اوضاع داخلی،حكومت نظامی اعلام شد و در همان اوان، ژنرال ایوبخان در ٥ آبان ١٣٣٧/ ٢٧ اكتبر ١٩٥٨ با كنار گذاشتن رئیسجمهوری، اسكندرمیرزا، قدرت را در دست گرفت (حمیدخان، ص ١٢٤، ١٢٧). در دوره حكومت نظامی، حزب مردمی ملی، بهسبب گرایشهای چپ، بیش از احزاب دیگر تحت فشار قرار گرفت. بااینحال، این حزب و سایر احزاب، جبهه دموكراتیك ملی را در ١٣٤١ ش/١٩٦٢، به منظور احیای نظام پارلمانی و سایر حقوق سیاسی، به راه انداختند (همان، ص ١٦٣؛ افضل،ج ٢، ص ١٧٤). بهرغم فشارهای متعدد بر نیروهای چپ در این دوره، ایوبخان در سیاست خارجی خود از امریكا فاصله گرفت و مناسبات دوستانهای با چین برقرار كرد و به عادیسازی مناسبات كشور خود با شوروی پرداخت (حمیدخان، ص ٢٠٥؛ كوهن، ص ٧٢).
در اواخر دهه ١٣٤٠ ش/١٩٦٠، برخی از گروههای چپ به صف تظاهرات گسترده علیه ژنرال ایوبخان پیوستند كه بیشتر از سوی حزب مردم پاكستان *بهرهبری ذوالفقار علی بوتو * سازماندهی شده بود. بوتو، پس از روی كار آمدن در ١٣٥١ ش/١٩٧٢، از سیاستهایی مبتنی بر سوسیالیسم اسلامی، اصلاحات ارضی، ملیسازی صنایع و نهادهای مالی پیروی میكرد كه با مقاومت و مخالفت گروههای مذهبی و احزاب سیاسی راست مواجه شد (كوهن، ص ١٣٨ـ١٤٤؛ حمیدخان، ص ٣٢٣ـ٣٢٥). تا این زمان حزب مردمی ملی، به علت اختلافات درونی، انشعابات متعدد یافته بود، از جمله گروه بهاشانی و عبدالولیخان از آن جدا شده بود. در دوره بوتو، حزب مردمی ملی (گروه عبدالولیخان) و جمیعتالعلمای پاكستان ائتلافی تشكیل دادند كه قدرت را در ایالتهای سرحد شمالغربی و بلوچستان در اختیار داشتند. بوتو، با تأیید دیوان عالی و براساس این اتهام كه حزب مردمی ملی قادر به اداره مناطق تحت نظر نیست و بینظمی و هرجومرج در این ایالتها افزایش یافته است، فعالیت این حزب را ممنوع ساخت و اعضای ارشد آن را بازداشت نمود (كوكرجا، ص ٤١؛ حمیدخان، ص٣٠٠ـ٣٠٣).
كودتای ضیاءالحق *در ١٣٥٦ ش/١٩٧٧، فشار زیادی بر نیروهای چپ وارد ساخت، بااینحال پس از اعدام بوتو و افزایش محبوبیت حزب مردم پاكستان، جنبشهایی متشكل از گروههای متعدد برای مخالفت با ضیاءالحق شكل گرفت. از آن جمله، جنبش احیای دموكراسی بود كه از سوی حزب مردم پاكستان و برخی از نیروهای چپ و حتی لیبرال در ١٣٥٩ ش/ اوایل ١٩٨١ به راه افتاده بود (كوهن، ص ١٣٦؛ حمیدخان، ص ٣٦٣ـ٣٦٤).
در ١٣٦٥ ش/١٩٨٦ خان عبدالولیخان حزب ملی مردمی (حزب عوامی نیشنل پارنی) را تأسیس نمود. این حزب بیشتر در صدد ایجاد وحدت در بین نیروهای چپ بود و بهاهداف جنبش احیای دموكراسی توجه چندانی نداشت. حزب دموكراتیك ملی،حزب كارگران ـ دهقانان (مزدور كسان پارنی) و حزب جنبش مردمی (حزب عوامی تحریك)، كه دارای گرایشهای چپ بودند، به حزب ملی مردمی پیوستند (كوشیك، ص ١٢٣). حزب ملی مردمی، از لحاظ مرامی با حزب مردم پاكستان شباهتهایی داشت و این دو توانستند ائتلافی را در ١٣٦٧ ش/ ١٩٨٨ در ایالت سرحد شمالغربی تشكیل دهند، اما این ائتلاف دوامی نداشت (حمیدخان، ص ٤٠٨ـ٤١٠).
در حال حاضر نیز حزب مردم پاكستان و حزب ملی مردمی، از جمله احزاب عمده فعال با گرایش چپ در پاكستان محسوب میشوند (رجوع کنید به <آسیای جنوبی ٢٠٠٥ >، ص ٤٤٧).
در بنگلادش. پس از تشكیل حزب كمونیست پاكستان در ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨، بیشتر فعالان این حزب در ایالت پاكستان شرقی (بنگلادش كنونی) مستقر بودند. با تأسیس كشور بنگلادش در ١٣٥٠ ش/١٩٧١، شاخه شرقی این حزب با عنوان حزب كمونیست بنگلادش و به رهبری مونیسینگ به فعالیت خود ادامه داد. از نیروهایی كه با گرایش چپ در ارتش آزادیبخش و برای دستیابی به استقلال، در كنار حزب عوامیلیگ *(بهرهبری مجیبالرحمان *) فعالیت میكردند، حزب مردمی ملی (نیشنل عوامی پارنی) به رهبری مظفر احمد، و حزب كمونیست بنگلادش بودند. این احزاب در كمیته مشورتی كه در شهریور ١٣٥٠/ سپتامبر ١٩٧١، دولتِ در تبعید تشكیل داد نیز حضور داشتند (رانگالالسن، ص ٢٧٩ـ٢٨٢؛ انصاری، ص ٥٠٦ـ ٥٠٧).
احزاب كمونیست هند نیز مناسبات نزدیكی با گروههای چپگرای پاكستان شرقی برقرار نمودند و كمكهای متعددی به آنها كردند (سیسون و رُز، ص١٨٠ـ١٨١؛ صفدر محمود، ص١٤٤ ـ ١٤٥). پس از آزادی مجیبالرحمان و بازگشت وی به بنگلادش و آغاز فعالیت او به عنوان نخستین رئیسجمهوری بنگلادش، بین عوامیلیگ و حزب كمونیست بنگلادش و حزب مردمی ملی (شاخه وابسته به شوروی)، در قالب حزب مردمی دهقانان و كارگران بنگلادش، ائتلافی شكل گرفت. این گروهها در ایجاد گروه شبهنظامی، كه به منظور سركوب خشونت و ترور و كمك به نیروهای پلیس شكل گرفت، فعال بودند (رانگالالسن، ص ٢٩٨ـ٣٠٠؛ < آسیای جنوبی ٢٠٠٥ >، ص ٨٩؛ اُدانل، ص ١٧٤ـ١٧٦). از جمله نیروهای چپ افراطی، كه به شدت با مجیبالرحمان به مخالفت میپرداختند و به چین وابسته بودند، حزب سوسیالیست ملی بود كه به خشونت روآورده بود (ادانل، ص ١٦٨ـ١٦٩).
پس از قتل مجیبالرحمان در ١٣٥٤ ش/١٩٧٥ و به قدرت رسیدن ژنرال ضیاءالرحمان، برخی نیروهای چپ، مانند حزب مردمی ملی (گروه بهاشانی)، كه متمایل به چین و ضد هند بودند، از وی حمایت كردند، اما بعضی گروهها، مانند حزب سوسیالیست ملی، با برخی سیاستهای دولت مخالفت كردند و درنتیجه، تحت فشار قرار گرفتند. تعدادی از سران نظامی حزب سوسیالیست ملی دستگیر شدند، از جمله سرهنگ ابوطاهر، كه در زمان جنگهای استقلالطلبانه در اوایل دهه ١٣٥٠ ش/١٩٧٠ جزء نیروهای چریكی بود. وی، كه در به قدرت رسیدن ژنرال ضیاءالرحمان نقش مؤثری داشت، به اعدام محكوم شد (همان، ص ١٨٤ـ١٨٥).
امروزه برخی احزاب در امور سیاسی بنگلادش فعالیت دارند، از جمله حزب كمونیست بنگلادش، حزب مردمی ملی (گروه بهاشانی با گرایش مائوئیستی) و حزب مردمی ملی (گروه مظفر احمد؛ رجوع کنید به < آسیای جنوبی ٢٠٠٥ >، ص ١٠٩ـ١١٠).
منابع:
(١) انور سدید، اردو ادبكی تحریكین، كراچی ١٩٩٩؛
(٢) محمد عاصم بت، پاكستان سال به سال: یكم جنوری < ١٩٤ء تا ٣١ دسمبر ١ > ١٩ء ، ج ١، اسلامآباد ١٩٩٧؛
(٣) راجات رای، «انقلابیون، پان اسلامیستها و بلشویكها: مولانا ابوالكلام آزاد و دنیای سیاسی زیرزمینی در كلكته، ١٩٠٥ـ١٩٢٥»، در جنبش اسلامی و گرایشهای قومی در مستعمره هند ، گردآوری مشیرالحسن، ترجمه حسن لاهوتی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، ١٣٦٧ ش؛
(٤) محمد كامران، انگاری: تحقیق و تنقید ، لاهور ٢٠٠٥؛
(٥) M. Rafique Afzal, Political parties in Pakistan , Islamabad ١٩٩٨;
(٦) Musa Ansari, "Left politics", in History of Bangladesh: ١٧٠٤-١٩٧١ , vol.١, ed. Sirajul Islam, Dhaka: Asiatic Society of Bangladesh, ١٩٩٢;
(٧) Stephen Philip Cohen, The idea of Pakistan , New Delhi ٢٠٠٥;
(٨) Herbert Feldman, Revolution in Pakistan: a study of the martial law administration , London ١٩٦٧;
(٩) Hamid Khan, Constitutional and political history of Pakistan, Oxford ٢٠٠٥;
(١٠) Javeed Alam, "Communist politics in search of hegemony", in Parties and party politics in India , ed. Zoya Hasan, New Delhi, Oxford University Press, ٢٠٠٤;
(١١) Surendra Nath Kaushik, Politics of Islamization in Pakistan: a study of Zia regime , New Delhi ١٩٩٣;
(١٢) Veena Kukreja, Contemporary Pakistan: political processes, conflicts and crises , New Delhi ٢٠٠٣;
(١٣) Hermann Kulke and Dietmar Rothermund, A history of India , London ٢٠٠٤;
(١٤) Mushirul Hasan, Legacy of a divided nation: India's Muslims since independence, Delhi ١٩٩٧;
(١٥) Syed Nesar Ahmad, Origins of Muslim consciousness in India , New York ١٩٩١;
(١٦) Charles Peter O'Donnell, Bangladesh: biography of a Muslim nation , Boulder, Col. ١٩٨٤;
(١٧) Peter Robb, A history of India , Basingstoke, Engl, ٢٠٠٢;
(١٨) Safder Mahmood, Pakistan divided: study of the factors and forces, leading to the breakup of Pakistan in ١٩٧١ , Lahore ١٩٩٣;
(١٩) Rangalal Sen, Political elites in Bangladesh , Dhaka ١٩٨٦;
(٢٠) Sailendra Nath Sen, History of modern India: ١٧٦٥-١٩٥٠, New Delhi, ١٩٨٦;
(٢١) Richard Sisson and Leo E. Rose, War and secession: Pakistan, India, and the creation of Bangladesh , Berkeley ١٩٩٠;
(٢٢) Wilfred Cantwell Smith, Modern Islam in India: a social analysis , New Delhi, ١٩٩٩;
(٢٣) South Asia ٢٠٠٥ , London: Europa Publications, ٢٠٠٥;
(٢٤) R. Suntharalingam, Indian nationalism: an historical analysis , New Delhi ١٩٨٣.
/ انیس شیخ /