دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٩٤٧
برزنجی ، سادات ، خاندان کرد از شیوخ طریقت نوربخشیه و قادریه در سلیمانیه. برزنجیان از سادات متنفذ جنوب کردستان در سده های هفتم تا سیزدهم بودند. مرجوع کنید به سس آن سید عیسی نوربخش ، مردی دانشمند و مرشد دینی بود (توکلی ، ص ١٣٤). این خاندان نسب خود را به امام موسی کاظم علیه السلام می رسانند (مدرس ، ص ٤٣٠ـ٤٣١؛ توکلی ، ص ١٤٠؛ ادموندز، ص ٨٠، نیز ص ٨٣ ـ٨٤ که در نسب نامه تردید کرده است ).
نام برزنجی برگرفته از روستایی به همین نام (برزنجه ) در مشرق سلیمانیه است (ادموندز، همانجا). سال استقرار آنان در برزنجه ٦٥٦ (همانجا) یا ٨٦٠ (زکی ، ص ٢١٩، پانویس ٢) ذکر شده است . دربارة علت استقرار آنان در برزنجه ، ادموندز بر اساس منابع شفاهی ، داستانی آورده است که خود به ناسازگاری تاریخی آن تصریح دارد (همانجا). طریقة نوربخشیه را ابتدا محمد نوربخشی ، برادر شیخ عیسی ، در کردستان رواج داد، لاکن شیوخ نوربخشیه و قادریه از نسل شیخ عیسی هستند (توکلی ، ص ١٣٤)؛
از جمله بابارسول ، شیخ محمد نودهی ، شیخ حسن گله زرد (گله زرده / گله زه رده )، شیخ اسماعیل قازانقایی (ولیانی )، شیخ محمد معروف ، کاک احمد و شیخ محمود برزنجی * (مردوخ روحانی ، ج ٣، ص ٦١٠؛
توکلی ، ص ١٣٣، ١٣٦؛
زکی ، ص ٢١٩، ٢٢٣، پانویس ٢، ص ٢٢٤).
بابا رسول (٩٧٠ـ١٠٥٦) پس از شیخ عیسی ، معروفترین فرد این خاندان است . او فقه را نزد شیخ شکرالله بن شیخ نعمت الله خالدی و شرح محرّر (در فقه ) را نزد ملا ابوبکر مصنف فرا گرفت ، و با دریافت اجازه از او در برزنجه به تدریس پرداخت (توکلی ، ص ١٣٥؛
مدرس ، ص ٨٨). تا زمان او طریقة نوربخشیه در کردستان رایج بود، اما وی طریقة علویه ، شاخه ای از طریقة خلوتیه ، را به آن افزود و از آن پس ، این طریقت میان سادات برزنجه و سپس در همة کردستان رواج یافت (زکی ، ص ٢١٧، پانویس ١؛
توکلی ، ص ١٣٣). شاید به این سبب باشد که مردوخ روحانی او را سر سلسلة سادات برزنجه دانسته است (ج ١، ص ١٨٣).
از نوادگان بابارسول ، شیخ محمد نودهی و فرزندش شیخ حسن گله زرد (١٠٨٨ـ١١٧٥) معروفترند. شیخ حسن نزد بزرگترین مدرسان زمان خود تحصیل کرد و چون به مرتبة بالایی رسید، اجازه گرفت . طریقت را نیز نزد پدر و جانشینانش آموخت (مدرس ، ص ١٢٤). وی دارای نفوذ کلام و قدرت پیشگویی نیز بود؛
چنانکه در ١١٥٦، هنگامی که نادر سلیمانیه را فتح کرد، قتل او را به دست یکی از خویشان نزدیکش پیشگویی کرده بود (همان ، ص ١٢٥ـ١٢٦؛
توکلی ، ص ١٣٦ـ١٣٩).
از دیگر نوادگان مشهور بابارسول ، شیخ اسماعیل قازانقایی جدِّ مشایخ قره چیوار است . وی طریقة علویه و خلوتیه را از پدرش شیخ محمد نودهی کسب کرد، آنگاه در بغداد مدتی در زمرة مریدان شیخ احمد احسایی * در آمد. پس از بازگشت به قازانقایه ، طریقة قادریه را رواج داد که تا زمان او در کردستان سابقه نداشت . او در ١١٠٣ در ولیان موصل درگذشت (مردوخ روحانی ، ج ١، ص ٢١٠؛
توکلی ، ص ١٣٣).
از دیگر شیوخ نامور برزنجی شیخ معروف نودهی است که در ١١٦٦ (ادموندز، ص ٨٢ـ٨٣) در قریة نودی سلیمانیه یا «شارباژیر» (شهر بازار) کردستان زاده شد (مردوخ روحانی ، ج ١، ص ٣٤٧ـ٣٤٨؛
مدرس ، ص ٤٣٠؛
توکلی ، ص ١٤٠). تحصیلات خود را در مدرسة غزائیه «قَهْلاچُوالان » (قلاچوالان ) آغاز کرد، اما با کشته شدن امیر سلیمان ، حاکم آن ناحیه ، ناچار به مدرسة ملامحمد شهیریه در هزارمیرْد رفت ، و در محضر علامه ابن الحاج ، علوم فقه و اصول و کلام را فرا گرفت و پس از آمدن ملا عبدالله بتیوشی به این منطقه (١١٨٠)، نزد او ادبیات و شعر عرب آموخت (مدرس ، ص ٤٣١ـ٤٣٤؛
مردوخ روحانی ، ج ١، ص ٣٤٨)؛
سپس در محضر شیوخ قادریه ، از جمله شیخ علی قُطْنی برزنجی دول په مویی ، به سیر و سلوک پرداخت و به کمال رسید (مردوخ روحانی ، همانجا؛
توکلی ١٤٠). پس از آن به قه لاچوالان بازگشت و مدرس آن شهر شد. با بنای شهر سلیمانیه در ١٢٠٠، مرکز امارت از قه لاچوالان به سلیمانیه منتقل شد و شیخ معروف در جامع کبیر آن شهر مدرس و عهده دار کتابخانه شد (مدرس ، ص ٤٣٣). در آن زمان ، سرپرستی طریقة قادریه و نقشبندیه بترتیب با شیخ معروف و مولانا خالد در سلیمانیه بود. اما در پی اختلاف میان آن دو، مولانا خالد به بغداد و سپس شام هجرت کرد (زکی ،ص ٢١٨؛
نیز رجوع کنید به ادموندز، ص ٨٤ـ٨٥) و زمینة قدرت گرفتن شیخ معروف فراهم آمد. از آن پس ، سلیمانیه مرکز طریقت قادریه و شهرزور مرکز طریقت نقشبندیه شد (زکی ، ص ٢١٩). شیخ معروف ، شاگردان برجسته ای تربیت کرد و بیش از چهل اثر در فقه ، اصول ، تصوف ، ادبیات و شعر نگاشت (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به زکی ، ص ٢١٩ـ٢٢٢؛
مدرس ، ص ٤٣٤ـ٤٤١). او در ١٢٥٢ (ادموندز، ص ٨٣) یا ١٢٥٤ (مدرس ، ص ٤٣٤) درگذشت و در مقبره ای که به نام او معروف است مدفون شد (زکی ، ص ٢٢٣). هنگامی که شیخ معروف ٦٨ ساله بود، پسرش کاک احمد شایستگی جانشینی شیخ خالد را داشت (ادموندز، ص ٨٥) و این امر را بر عهده گرفت . او که در ١٢٠٨ زاده شده بود، مقدمات علوم اسلامی را از پدر و مدرسان سلیمانیه آموخت و نزد پدر به طریقة قادریه تمسک جست . وی مورد احترام مردم دیار خود بود و آوازه اش به سبب کراماتی که به او نسبت می دادند به هند نیز رسیده بود. سلطان عبدالحمید عثمانی به وی ارادت خاصی داشت ؛
ازینرو عواید شارباژیر را به او بخشید (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به ادموندز، ص ٨٧؛
زکی ، ص ٢٢٤). کاک احمد در جنگ عثمانی با روسیه ، (١٢٩٢ـ١٢٩٣)، مریدان خود را به فرماندهی نوه اش شیخ سعید برای جهاد و کمک به دولت عثمانی بسیج کرد (توکلی ، ص ١٤٤ـ١٥٠). از او کتابهای بسیاری در تفسیر و حدیث و فقه باقی مانده که برخی به فارسی است (زکی ، ص ٢٢٤؛
مردوخ روحانی ، ج ٢، ص ٢٢ـ٢٣). آرامگاه وی در مسجد جامع سلیمانیه ، زیارتگاه مردم آن سامان است (توکلی ، ص ١٣٦ـ١٥٠).
از خاندان برزنجی بزرگان دیگری در فقه و حدیث و علوم اسلامی شهرت داشتند، و بدینگونه چندین سده ، هدایت مردم این منطقه بر عهدة آنان بود (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به مردوخ روحانی ، جاهای متعدد؛
توکلی ، ص ١٣٦؛
کحاله ، فهرست ، ذیل «برزنجی »؛
مدرس ، جاهای متعدد؛
بغدادی ، هدیه ، ج ١، ستون ٢٥٥؛
همو، ایضاح ، ج ١، ستون ١٧٦). آخرین فرد مشهور این خاندان شیخ محمود برزنجی * است .
منابع :
(١) سیسیل جی .ادموندز، کردها، ترکها، عربها ، ترجمة ابراهیم یونسی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٢) اسماعیل بغدادی ، ایضاح المکنون ، ج ١، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج ٣، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٣) همو، هدیة العارفین ، ج ١، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج ٥، بیروت ١٤١٠/ ١٩٩٠؛
(٤) محمد رئوف توکلی ، تاریخ تصوف در کردستان ، ( بی جا، بی تا. ) ؛
(٥) محمد امین زکی ، تاریخ السلیمانیة ، ترجمة جمیل احمد روزبیانی ، بغداد ١٣٧٠/١٩٥١؛
(٦) عمررضا کحاله ، معجم المرجوع کنید به لفین ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٧٦ ) ؛
(٧) عبدالکریم مدرس ، دانشمندان کرد در خدمت علم و دین ، ترجمة احمد حواری نسب ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٨) بابا مردوخ روحانی ، تاریخ مشاهیر کرد ، تهران ١٣٦٤ـ١٣٧١ ش .
/ منیژه ربیعی /
تصاویر این مدخل:
نسب نامه خاندان برزنجي / برزنجه