دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٤
بایَنْدُر ، غلامعلی ، از فرماندهان برجستة نظامی در زمان رضاخان . در ٢٣ آذر١٢٧٧ در تهران متولد شد. پدرش ، علی اکبر بایندر، ملقب به دبیر دربار، از سران طایفة بایندر آذربایجان بود. بایندر، پس از طیّ تحصیلات ابتدایی و اتمام دورة مهندسی مدرسة دارالفنون ، در ١٢٩٦ ش وارد مدرسة نظام مشیرالدوله شد. در آن ایام به حضور او و چند تن از صاحبمنصبان جوان نظامی در محافل دموکرات اشاره شده است . پس از تکمیل دورة سه سالة این مدرسه ، در مهر ١٢٩٩ ش ، با درجة ستوان دومی در بریگاد مرکزی وارد
خدمت شد.
بایندر، اندکی بعد از کودتای ١٢٩٩ ش و الحاق بریگاد مرکزی به دیویزیون قزاق ، در عملیات اولیة قشون ، از جمله در جنگهای تنکابن و گیلان در ١٣٠٠ ش و لشکرکشی برای سرکوب کردهای شورشی شِکاک در ١٣٠١ ش ، شرکت داشت و در یکی از این نبردها مجروح شد و، به پاس آن ، نشان ذوالفقار گرفت . در خرداد ١٣٠٢، همراه گروهی از افسران ، برای فراگرفتن فنون نظامی جدید عازم فرانسه شد و در
مهر ١٣٠٤، پس از گذراندن دورة آموزشی توپخانه در مدرسة پواتیه (فرانسه ) و دورة تکمیلی در مدرسة فونتن بلو (فرانسه )، به تهران بازگشت و در همان سال در لشکر یکم مرکز به فرماندهی آتشبار کوهستانی منصوب شد. پس از عملیات نظامی چندی در غرب کشور، به تهران بازگشت . در تیرماه ١٣٠٧، برای تکمیل تحصیلات نظامی ، باز به فرانسه اعزام شد، دورة دانشکدة نظام فرانسه را به پایان رساند، در اواخر ١٣٠٩ ش به ایران بازگشت و با درجة سرگردی به فرماندهی هنگ توپخانه منصوب شد.
بایندر در آن سالها دربارة توپخانه و قوانین آن چند رساله نوشته است . در سالهای ١٣١٠ـ١٣١١ ش ، نزدیک به ده اثر دربارة توپخانه انتشار یافته که تألیف «ارکان حرب » قلمداد شده ، اما براساس اسلوب آثار، ظنّ قوی می رود که بعضی از آنها نوشتة بایندر باشد.
بایندر، در ١٣١٠ ش ، در رأس گروهی از دانشجویان نظام ، برای فراگرفتن فنون دریانوردی و نظارت بر ساخت شش فروند ناو جنگی ، که دولت ایران به ایتالیا سفارش داده بود، عازم آن کشور شد. از ١٣١١ ش ، که اولین گروه از این دانشجویان اعزامی به ایران بازگشتند و بخشی از ناوهای سفارشی به خلیج فارس رسید، بایندر به توسعه و تقویت نیروی دریایی نوبنیاد ایران همّت گماشت . او در کمیسیونهای مشترک ایران
و عراق ، نمایندة نیروی دریایی ایران و مأمور رسیدگی به دعاوی این کشورها دربارة اروندرود بود. در همان ایام ، میان ایران و انگلیس بر سر مالکیّت تعدادی از جزایر ایران در خلیج فارس اختلافاتی وجود داشت و بایندر در پاییز ١٣١٣ ش ، در رأس نیرویی در جزیرة تنب پیاده شد و حق مالکیّت ایران را بر آن منطقه به مقامات نیروی دریایی انگلیس ، که در آن جزیره مستقر بودند، یادآور شد. وزارت امور خارجة انگلیس به این اقدام بایندر اعتراض کرد و اختلافات دو کشور تا مدتها ادامه داشت .
بایندر در جنب تلاشهایش برای آبادانی و عمران سواحل خلیج فارس ، به تحقیق دربارة این خلیج پرداخت و جغرافیای خلیج فارس (تهران ، ١٣١٩ ش ) که حاوی اطلاعات جامعی دربارة تاریخ و جغرافیای طبیعی و انسانی این منطقه است ، و نیز آیین نامه های راجع به توپخانه و مقالاتی در این زمینه ، محصول تحقیقات اوست .
بایندر در ١٣١٩ ش ، به درجة دریاداری ارتقا یافت . در سوم شهریور ١٣٢٠، برخلاف بسیاری از امرای ارتش که راه گریز در پیش گرفتند، حوزة مأموریتش را ترک نگفت و در برابر تهاجم نیروهای بیگانه ایستاد و سحرگاه همان روز در راه میهن به شهادت رسید.
منابع :
ریچارد آنتونی استوارت ، در آخرین روزهای رضا شاه :
(١) تهاجم روس و انگلیس به ایران در شهریور ١٣٢٠ ، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی و کاوة بیات ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
غلامعلی
(٢) بایندر، جغرافیای خلیج فارس ، تهران ١٣١٩ش ؛
تاریخ جاوید ،
(٣) تهران ١٣٢٥ش ؛
محمدرضا خلیلی عراقی ، تاریخ شهدای ایران :
از سوم شهریور ١٣٢٠ تا پایان سقوط هواپیمای ارفع ، ج ١:
(٤) وقایع شهریور ، ( تهران ١٣٢٣ ش ) ؛
(٥) ابوالقاسم کحّال زاده ، دیده ها و شنیده ها ، چاپ مرتضی کامران ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٦) عبداللّ'ه هدایت ، «خاطرات عبداللّ'ه هدایت »، آینده ، سال ١٧، ش ١ ـ ٤ (فروردین ـ تیر١٣٧٠ ش )؛
(٧) Ali Zargar, Anglo - Iranian Relations: ١٩٢٥-١٩٤١ , Geneve ١٩٨٣, ٢٥٧-٢٨٥.
/ کاوه بیات /