دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٩٧١
بَرْشگال ، سومین فصل سال در تقسیم بندی مردم شبه قاره به معنای موسم باران . بتقریب ، با ماههای مرداد و شهریور (= ژوئیه و اوت ) مطابقت دارد ( > فرهنگ مستند هندی < ، ذیل واژه ). بَرشگال در اصل واژه ای سنسکریت است و ضبط آن در فرهنگهای این زبان به صورت «وَرْشاکالَه »، مرکّب از دو جزء «وَرْشا» به معنای باران و بارش و «کالَه » به معنای موسم و زمان است (مونیرـ ویلیامز، ذیل «ورشا »). فرهنگهای زبان هندی نیز «ورشا» را به همین معنا ضبط کرده و معادلِ «بَرشا»، «بَرْسات »، «بَرکا» و «بَرَش » دانسته اند (رام چَنْدر وَرْما، ذیل «ورشا»).
وَرْشاکال در دورة اسلامی ، به عنوان یکی از مضامین شعری ، در زبان شاعرانِ فارسی گوی شبه قارة هند و همچنین سخنوران ایرانی ، با توجه به امکان تبدیل حرف «واو» به «ب » در هر دو زبان فارسی و هندی ، به صورت بَرشکال و بَرشگال با اندک تغییر لفظی ، کاربرد زیادی داشته است . بیدل دهلوی (١٠٥٤ـ١١١٣)، برداشت زیبایی از بَرشگال دارد (ج ٣، ص ٨) و با تعبیراتی از قبیل «بارش دریاخروش » (ج ٣، ص ١٠)، «عالم آب »، (ج ٣، ص ١١) و «برج آب » (ج ٣، ص ٩) آن را وصف می کند و همواره از این فصل می نالد که همه جا را آب فراگرفته ، بدانگونه که از عناصر اربعه جز آب و باد (هوا) چیزی باقی نمانده است و دیگر کسی را با خاک و آتش آشنایی نیست (ج ٣، ص ٨).
در اشعار دیگر شاعران مسلمان نیز بَرْشگال مفهومی نزدیک به همین معنی دارد و همواره تجسّمی از باران و بارانی بودن هوا و مشبهٌ بهی برای چشم گریان و اشک ریز عشاق بوده است ( رجوع کنید به طالب آملی ، ص ٢٢٦؛ مسعود سعدسلمان ، ص ٣٤، ص ٥٦٢؛ نائطی ، ج ١٠، ص ٥٨٥٣). اما میرزا اسدالله خان غالب دهلوی (١٢١٢ ـ ١٢٨٥)، شاعر و نویسنده و محقق مسلمان هندی ، در دیوان اشعار فارسی خود (ج ١، ص ١٩٠) برشگال را بهار دانسته و بصراحت گفته است که برشگال همان «بهار هند» است . او همچنین در قصیده ای (ج ٢، ص ٢٥٢) برشگال را با فصل گرما و تموز به هم آمیخته است .
برشگال ، به دلیل داشتن ویژگی درخور توجه ، حتی در تقسیم بندی سه گانة فصول هند نیز جایی مخصوص دارد که از دیگر فصول هند متمایز است ؛ اما نقطة اوج و قوّت همة وصفهای شاعران از آن ، بنحوی ، بر «باریدن » و «بارش » این فصل تکیه دارد و با همة شکوه هایی که گویندگان و سرایندگان از خرابیها و ویرانگری بارانهای سیل آسای آن کرده اند، گاه نیز با لطف و ظرافتی شاعرانه ، نظرشان را جلب کرده است ( رجوع کنید به نائطی ، همانجا).
تعداد فصلهای سال را در هند مختلف و از جمله سه ، پنج ، شش ، دوازده و حتی بیست وچهار ذکر کرده اند (رام چندر ورما،همانجا) که از آن میان دو تقسیم بندی سه فصلی و شش فصلی شهرت بیشتری یافته است ؛ در تقسیم بندی سه فصلی ، فصلها عبارت است از: زمستان ( از اوایل آبان تا اواخر بهمن )؛ تابستان (از اوایل اسفند تا اواخر خرداد) و برشگال یا فصل باران (از اوایل تیر تا اواخر مهر؛ رجوع کنید به رام چَنْدر وَرما؛ > فرهنگ مستند هندی < همانجاها). در تقسیم بندی سال به شش فصل نیز «برشگال » سومین فصل محسوب می شود (دهلوی ، ذیل «بَسنَت »).
منابع :
(١) عبدالقادربن عبدالخالق بیدل دهلوی ، دیوان بیدل ، دلو ١٣٤٢؛
(٢) احمد دهلوی ، فرهنگ آصفیّه ، لاهور ١٩٨٦؛
(٣) طالب آملی ، کلیات اشعار ملک الشعراء طالب آملی ، چاپ طاهری شهاب ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٤٦ ش ) ؛
(٤) اسدالله بن عبدالله غالب دهلوی ، کلیات غالب فارسی ، چاپ مرتضی حسین فاضل لکهنوی ، لاهور ١٩٦٧؛
(٥) مسعود سعد سلمان ، دیوان مسعود سعد سلمان ، چاپ رشید یاسمی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦) احمد عبدالعزیز نائطی ، آصف اللغات ، حیدرآباد دکن ١٣٣٤؛
(٧) Ma ¦ nk H ¦ nd ¦ kosh, ed. Ram Chander Verma, Allahabad ١٩٩١;
(٨) Monier Monier-Williams, A Sanskrit-English dictionary, Oxford ١٩٧٩;
(٩) Ram Chander Verma, Sank shipt H ¦ nd ¦ Shabd sa ¦ gar, ed. Karuna ¦ Pot ¦ Tripethi, Benares ١٩٨٧.
/ رضا مصطفوی سبزواری /