دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨٣٦
راشد، حسینعلی ، دانشمند و خطیب معاصر. وی در تیرماه ١٢٨٤ در روستایی دراطراف تربت حیدریه به دنیا آمد. پدرش، ملاعباس تربتی، مشهور به حاج آخوند، عالمی زاهد و پرهیزکار بود (حسینعلی راشد، ١٣٦٩ش، ص١١٠، ١٣٠، ١٣٣- ١٣٤؛ همو، ١٣٨٧ش، ص١٢، ١٨- ٢٠؛ ریحان یزدی، ص٦٦؛ سپهرم، ص٣٨٦). حسینعلی در تربت حیدریه به فراگیری قرآن و شعر و ادب فارسی و متونی دربارۀ اخلاق و تعلیم و تربیت در مكتب خانه پرداخت و برای ادامۀ تحصیل به مدرسۀ اسحاق خانی، كه پدرش نیز مدرّس آنجا بود، رفت ودرآنجا ادبیات عرب، منطق و برخی از متون فقه و اصول (معالم، بخشی از قوانین و یک جلد شرح لمعه) را آموخت. در شانزده سالگی به مشهد رفت و ده سال درحلقۀ درس استادان برجسته و عالمان بزرگ آن شهر شرکت کرد. معانی و بیان را نزد ادیب نیشابوری*، بقیۀ متون فقه و اصول را نزد میرزامحمدباقر مدرّس رضوی، سیدجعفر شهرستانی، حسن بُرسی و محمد نهاوندی، و شرح اشارات و بخش امور عامه از اسفار ملاصدرا را نزد آقابزرگ شهیدی فرا گرفت. سپس در درس خارج اصول میرزامحمد آقازاده خراسانی* (دو دوره) و میرزامهدی اصفهانی (یک دورۀ ناقص) شرکت کرد. از حاج آقاحسین قمی* و شیخ موسی خوانساری به عنوان دیگر استادان او در دورۀ خارج در مشهد یاد شده است. راشد برخی از متونی را که آموخته بود نیز تدریس کرد و در عرصۀ موضوعات اجتماعی و ادبی و تاریخی، به¬ویژه در بارۀ تاریخ ادیان و مذاهب، به مطالعات وسیع پرداخت. در ١٣١٠ش به نجف رفت و در درس خارج فقه سیدابوالحسن اصفهانی* و خارج اصول میرزا محمدحسین نائینی* شركت کرد، ولی چند ماه بعد، به سب بیماری به مشهد بازگشت (حسینعلی راشد، ١٣٦٩ش، ص١٧٨- ١٧٩؛ همو، ١٣٨٧ش، ص١٢- ١٣؛ آقابزرگ طهرانی، ج٢، ص٦٧٢؛ نیز رجوع کنید به مشار، ج٢، ستون ٩٢٨).
راشد در ١٣١٢ش به شیراز رفت و حدود یک سال و نیم در آنجا ماند. از همانجا منبر رفتن او آغاز شد و شخصیت او به عنوان خطیب شکل گرفت و به این كار علاقه مند گردید. اهالی شیراز نیزاز مجالس سخنرانی وی به گرمی استقبال می کردند. وی در راه بازگشت، بنا به تقاضا و اصرار مردم اصفهان، در آنجا ماند و حدود پانزده ماه بر منابر آن شهر به وعظ و خطابه پرداخت. ولی به گفتۀ خود او، به دلیلی نامعلوم، در آذر ١٣١٤ به مدت ٧٥ روز به زندان افتاد و پس از آن نیز تا ١٣١٦، در همان شهر تحت نظر و ممنوع از منبر بود (حسینعلی راشد، ١٣٨٧ش، ص١٣- ١٤؛ نیز رجوع کنید به بتول راشد، ص٢٣). وی، به تصریح خودش (١٣٨٧ش، ص١٤)، بر اثر فشارهایی كه در این ماجرا به وی وارد شد، تا پایان عمر دچار نوعی بیماری عصبی بود.
راشد از ١٣١٦ تا پایان عمر در تهران ساکن شد (بتول راشد؛ مشار، همانجاها). او نخست در چاپخانۀ مجلس، به فهرست نگاری و تصحیح متون در حال چاپ، اشتغال یافت (بتول راشد، ص٢٨). در امتحان گزینش قضات شرکت کرد، ولی پس از قبولی، از این شغل منصرف شد (همو، ص ٢٨-٢٩). در پی دعوت رادیو ایران از وی، شبهای نهم تا یازدهم محرّم ١٣٦١ (اوایل بهمن ١٣٢٠) سخنرانی او از رادیو پخش شد. سپس، بر اثر استقبال فراوان شنوندگان، از ١٦ بهمن ١٣٢٠، سخنرانی او شبهای جمعۀ هر هفته و همچنین شبهای سوکواری از رادیو پخش می شد(حسینعلی راشد، ١٣٨٧ش، ص١٥؛ نیز رجوع کنید به بتول راشد، ص٢٣- ٢٤؛ سپهرم، همانجا). منبرهای راشد بسیار منظم و روشمند بود (رجوع کنید به محقق، ص٦١). او مطالب دینی و مباحث قرآنی را بسیار شیوا و جذاب و به زبان ساده، به گونهای که برای همه قابل فهم باشد، بیان می کرد و آرام و شمرده سخن می گفت. سخنرانیهای او پرشنونده ترین و آموزندهترین برنامههای رادیو ایران به شمار میرفت؛ چنانکه افراد و خانوادههای بسیاری تنها برنامۀ رادیویی مورد علاقه¬شان سخنرانیهای او در شبهای جمعه بود. او نخستین روحانی و خطیبی بود كه با رادیو ایران همكاری کرد و این همكاری ٣٧ سال ادامه یافت . از قول راشد نقل شده است که در ایام اوج مبارزات مردم در سال ١٣٥٧ش، به رغم مخالفت او، سخنرانیهای گذشته اش از رادیو پخش می شد (رجوع کنید به حجتی کرمانی، ص٧٠؛ دربارۀ ویژگیها، موضوعات و شیوۀ سخنرانیهای او، رجوع کنید به حسینعلی راشد، ١٣٨٧ش، ص١٤؛ خوانساری، ص٨٢- ٨٣؛ محقق، ص٦٠- ٦١؛ بتول راشد، ص٢٣- ٢٦). او زیاد منبر نمی رفت و در مجالس ترحیم نیز سخنرانی نمی کرد (محقق، ص٦١).
راشد در اواخر ١٣٢٥ و اوایل ١٣٢٦ش نخست برای زیارت عتبات به عراق رفت و سپس به سوریه، لبنان، فلسطین و مصر سفر کرد. او همچنین در سال ١٣٢٩ش برای معالجه به اروپا رفت و بیش از هفت ماه در فرانسه، انگلیس، آلمان، سوئیس و ایتالیا ماند و با فرهنگ و تمدن غربی هم آشنا شد (رجوع کنید به مشار، ج٢ ، ستون ٩٢٨). در سه نوبت که راشد برای معالجه به اروپا رفت، مرتضی مطهری به جای او در رادیو به سخنرانی پرداخت (حجتی کرمانی، ص٦٧؛ بتول راشد، ص٢٥).
جایگاه مردمی راشد سبب شد که در ١٣٣٠ش درهفدهمین دورۀ مجلس شورای ملی به نمایندگی برگزیده شود. او خیلی زود از نمایندگی استعفا کرد و دیگر در مجلس حضور نیافت. مناصب دیگری، ازجمله وزارت معارف، نیز به راشد پیشنهاد شد، ولی نپذیرفت (رجوع کنید به شهیدی، ص٤٨- ٥٠؛ بتول راشد، ص٢٩؛ نیز رجوع کنید به جلالی، ص٢٦٢). او در ٢٩ تیر ١٣٣١ در پشتیبانی از نهضت ملی نفت بیانیه¬ صادر کرد (رجوع کنید به ترکمان، ضمیمه، ص٥٣).
راشد از ١٣٢٦ش همزمان در مدرسۀ عالی سپهسالار (شهید مطهری كنونی) و دانشكدۀ علوم معقول و منقول دانشگاه تهران (نام آن از ١٣٤٣ش: دانشكدۀ الهیات و معارف اسلامی) به تدریس فقه و فلسفه اسلامی پرداخت (راشد، ١٣٨٧ش، ص١٨؛ کسائی، ص١١٢-١١٣). در سال ١٣٤٢ش كه فعالیتهای جدید آموزشی و پژوهشی دانشكدۀ علوم معقول و منقول در هفت گروه آموزشی شكل گرفت، راشد به ریاست گروه فلسفه و حكمت اسلامی منصوب گردید و در ١٣٤٥ش بازنشسته شد. از آن پس تا دو سال پیش از فوت، فقط به تدریس در مدرسۀ سپهسالار اشتغال داشت (کسائی، ص١١٧- ١١٨). او در هفتم آبان ١٣٥٩، بر اثر سكتۀ مغزی درگذشت و در بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شد (بتول راشد، ص ٤٣؛ برای آگاهی از انتقادهایی که به راشد می¬شد و پاسخ آن، رجوع کنید به حجتی کرمانی، ص٦٦- ٧٠). از بارزترین ویژگیهای اخلاقی او، مناعت طبع، صداقت و تواضع بود (رجوع کنید به شهیدی، ص ٤٨-٥٢؛ محقق، ص ٦٠، ٦٢).
آثار راشد شامل دو بخش است: بخش نخست، حاصل سخنرانیهای رادیویی اوست که علاوه بر انتشار در برخی روزنامه ها، ازجمله اطلاعات و کوشش، مستقلاً نیز در چند مجموعه به چاپ رسیده ،ازآن جمله است: ١) سخنرانیهای راشد، شامل چند دوره از سخنرانیهای رادیویی او، در شش مجلد (تهران١٣٢١- ١٣٢٤ش). ٢) فلسفۀ عزاداری سیدالشهداء، شامل سخنرانی او در یک دهۀ محرّم (تهران ١٣٣٧ش). ٣) اسلام و قرآن، شامل مجموعۀ سخنرانیهای او دربارۀ قرآن (تهران١٣٤٠ش). ٤) آخرین سخنرانیهای راشد، شامل سخنرانیهای او ازمهر ١٣٥٦ تا مهر ١٣٥٧ است (با مقدمۀ مهدی محقق؛ تهران١٣٨١ش).
بخش دوم ،آثار مکتوب اوست، ازجمله:١) دو فیلسوف شرق و غرب: صدرالمتألهین و انیشتین، که در آن نظریۀ نسبیت انیشتین و حركت جوهری ملاصدرا را توضیح داده است (تهران ١٣١٨ش). ٢) فضیلتهای فراموش شده: شرح حال حاج¬آخوند ملاعباس تربتی. راشد در این اثر ضمن بیان خاطراتی دربارۀ پدرش، مطالبی نیز دربارۀ خود آورده است (با مقاله¬ای از جلال رفیع؛ تهران١٣٦٩ش). ٣) تفسیر قرآن: سورۀ حمد و بقره (تهران ١٣٧١ش).
راشد مقالاتی نیز برای روزنامه¬های اطلاعات و ایران و مجلاتِ مهر، شهربانی و ایران امروز می نوشت (حسینعلی راشد، ١٣٨٧ش، ص١٤). مجموعه مقالات وی در روزنامۀ اطلاعات در فاصلۀ سالهای ١٣١٩ تا ١٣٢٤ش مستقلاً با عنوان مقالات راشد چاپ شد (تهران١٣٨١ش). او همچنین رسالههایی به عربی در برخی ابواب یا مباحث اصول فقه، ازجمله "مشتق"، "طلب و اراده"، "برائت"، "استصحاب"، "حجیت ظواهر قرآن" و "حجیت خبر واحد"، تألیف کرده که به چاپ نرسیده است (حسینعلی راشد، ١٣٨٧ش، همانجا).
منابع:
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعة: نقباء البشر فی القرن الرابع عشر، مشهد ١٤٠٤؛
(٢) محمد ترکمان، نقدی بر مصدق و نبرد قدرت- به¬انضمام اسنادی دربارۀ رابطۀ علما با دکتر مصدق، تهران ١٣٧١ش؛
(٣) غلامرضا جلالی، "حیات راشد: مروری بر زندگی علمی و سیاسی شیخ حسینعلی راشد"، پیام حوزه، سال٦، ش٣ (پاییز ١٣٧٨)؛
(٤) محمدجواد حجتی کرمانی، "راشد و حقی که بر ما داشت"، در با راست¬قامتان پهنۀ اندرز: یادنامۀ راشد، به کوشش جعفر پژوم، تهران: انتشارات سخن، ١٣٨٧ش؛
(٥) محمد خوانساری، "سخنانش شنونده را مسحور می¬کرد"، در با راست¬قامتان پهنۀ اندرز: یادنامۀ راشد، همان؛
(٦) امیرمسعود سپهرم، تاریخ برگزیدگان و عدهای از مشاهیر ایران و عرب، تهران ١٣٤١ش؛
(٧) بتول راشد، "یاد پدر"، در با راست¬قامتان پهنۀ اندرز: یادنامۀ راشد، همان؛
(٨) حسینعلی راشد، فضیلتهای فراموش شده: شرح حال حاج¬آخوند ملاعباس تربتی، تهران ١٣٦٩ش؛
(٩) همو، "زندگینامۀ خودنوشت"، در با راست¬قامتان پهنۀ اندرز: یادنامۀ راشد، همان؛
(١٠) علیرضا ریحان یزدی، آینۀ دانشوران، با مقدمه و تعلیقات و اضافات ناصر باقری بیدهندی، قم ١٣٧٢ش؛
(١١) سیدجعفر شهیدی، "چند خاطره از خطیب وارسته مرحوم راشد"، در با راست¬قامتان پهنۀ اندرز: یادنامۀ راشد، همان؛
(١٢) نورالله کسائی، "استاد راشد و گروه فلسفۀ دانشکدۀ الهیات"، در با راست¬قامتان پهنۀ اندرز: یادنامۀ راشد، همان؛
(١٣) مهدی محقق، "یادی از مرحوم راشد"، در با راست¬قامتان پهنۀ اندرز: یادنامۀ راشد، همان؛
(١٤) خانبابا مشار، مؤلفین كتب چاپی فارسی و عربی، تهران ١٣٤٠- ١٣٤٤ش.
/ شهرام صحرائی /
تاریخ انتشار اینترنتی: ٢٥/٠٢/١٣٩٠