دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٢٢١
ثامِسطیوس (ثمسطیوس ) ، شارح برجستة آثار ارسطو، فیلسوف ، مدرس ، خطیب توانا و سیاستمدار پرنفوذ. وی پیش از ٣٢٠ میلادی (احتمالاً در ٣١٧) در سرزمین اجدادیش ، پافلاگونیا در آسیای صغیر، به دنیا آمد. پدرش ، ائوگنیوس ، معلم فلسفه بود و بیشتر به آرای ارسطو می پرداخت ، هرچند که با آرای فیثاغورس ، افلاطون ، زنون اهل کیتیوم و اپیکور نیز آشنایی داشت . ثامسطیوس در جلسات درس پدرش در شهر قسطنطنیه حاضر می شد. خود او در ٣٤٥ میلادی تدریس فلسفه را آغاز کرد ( زندگینامة علمی دانشوران ، ذیل مادّه ) و تا ٣٥٥ میلادی ریاست مدرسه ای را به عهده داشت . وی در تدریس دارای بیانی بلیغ بود و طالبان زیادی از راههای دور به قسطنطنیه می آمدند تا محضر درس او را در یابند (همانجا). در ٣٥٥ میلادی رسماً به سمت استاد فلسفه بر گزیده شد و در همان سال از جانب امپراتور قسطنطین دوم به عضویت مجلس سنای قسطنطنیه و سپس به خدمت امپراتور در آمد و از سوی سنا چندین بار موظف به ابلاغ خطابه های تبریک و سپاس به حضور امپراتوران شد ( > دایرة المعارف فلسفة راتلیج < ، ذیل مادّه ). گفته می شود در این سِمَت سفرهای رسمی متعددی و از جمله در ٣٥٧ میلادی به رم ، داشت ( > فرهنگ بیزانس آکسفورد < ، ذیل مادّه ). امپراتور والنس او را به عنوان مربی فرزند خود بر گماشت و امپراتور تئودوسیوس اول تربیت پسرش ، آرکادیوس ، را به او سپرد. این امپراتوران هر چند مسیحی بودند، از مشاورت وی که بر آیین پیشینیان باقی بود، بهره می بردند. ثامسطیوس با امپراتور یولیان ، معروف به یولیان مرتد ، پیوندی نزدیک داشت . یولیان که پیرو مذهب مسیحی آریوس (آریانیسم ) بود در صدد بر آمد که برای ضربه زدن به متعصبان مسیحی به کمک ثامسطیوس ، دین باستانی یونانیان را احیا کند اما ثامسطیوس با بهره گرفتن از نفوذ خود کوشید تا به جای دامن زدن به تفرقه ها، میان مسیحیان و غیرمسیحیان آشتی و مدارا برقرار کند و ازاین رو نزد مسیحیان محبوبیت و احترامی بمراتب افزونتر از لیبانیوس یافت که مدتی با او دوستی نزدیک و پر شوری داشت . از میان آبای کلیسا، گرگوریوس نازیانزوسی با وی دوستی داشت و او را با عبارت سلطان بلاغت ستود. ثامسطیوس احتمالاً از ٣٨٣ تا ٣٨٤ میلادی به منصب بالای پیشوایی شهر و ریاست مجلس سنا رسید. وی در ٣٨٨ میلادی در قسطنطنیه درگذشت (پاولی ، ذیل مادّه ؛ زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا).
آرای ثامسطیوس . به لحاظ فلسفی ، ثامسطیوس به پیروی از پدرش به آرای ارسطو، که به نظر وی با مشی مدارا سازگارتر از اندیشه های افلاطون و پیروان آکادمی بود، روی آورد. هرچند این سخن به معنای آن نیست که او به آرای افلاطون بی اعتنا بوده است . تعریف او از فلسفه ، به عنوان کوششی مستمر در تشبّه به خداوند به قدر طاقت بشری ، در اصل برگرفته از رسالة تئایتتوس افلاطون است ( زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا). در فلسفة سیاست نیز ویژگیهایی که او برای امپراتور برمی شمرد همان خصوصیات حکیم حاکم افلاطونی بود که به تعبیر او می بایست هم یک سقراط باشد و هم یک اسکندر ( > دایرة المعارف فلسفة راتلیج < ، همانجا).
از جمله مباحث مهم و پر تأثیر ثامسطیوس ، تفسیر او از عقل فعال در کتاب در بارة نفس ارسطو است . ثامسطیوس بحثی مفصّل در بارة این فصل مشکل کتاب ارسطو دارد و در آن از سایر آثار ارسطو، قطعاتی از افلاطون و همچنین از بخشهایی از شرح ثاؤفِرَسطُس * نقل قولهایی کرده است .
پیش از ثامسطیوس ، اسکندرِ افرودیسی * (قرن دوم و سوم میلادی ) مفسر بزرگ ارسطو، عقل را به عقل هیولانی ، عقل بالملکه و عقل فعال تقسیم کرد. وی عقل فعال را بیرون از انسان و همان مبدأ اعلای ارسطو، علت عالم ، محرک لایتحرک اوُلی '، عقل خوداندیش و تأثیرگذار بر انسان می داند ( > دایرة المعارف فلسفة راتلیج < ، همانجا)، در حالی که عقل هیولانی را متشکل از عناصر اربعه و در نتیجه همچون جسم فناپذیر می شمرد ( > فرهنگ تاریخی فلسفه < ، ذیل "Intellectus agens" ). اما از نظر ثامسطیوس عقل فعال ، الاهی نیست و هرچند صورتی مفارق از مادّه است اما «در» انسان ، بلکه وجه ممیز اوست و عقل هیولانی نیز ازلی و مفارق است ، اما عقل فعال بیش از عقل هیولانی مفارق از مادّه است . وی عقل بالملکه را شبیه به جوهر و مرکّب از مادّه و صورت قلمداد می کند. با اینکه عقل
فعال در انسان است اما نظیر نوع ، که به زوال افرادش زایل نمی شود، همواره باقی است . عقل منفعل به عقل فعال منضم می شود و جنبة فناناپذیر طبیعت آدمی را می سازد (فاخوری و جُر، ج ٢، ص ٤٣٦؛ ابن رشد، ١٩٥٠، مقدمة اهوانی ، ص ٤١؛ > دایرة المعارف فلسفة راتلیج < ، همانجا).
آثار. آثار ثامسطیوس را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
١) خطابه ها. از میان ٣٦ خطابة او ٣٣ خطابه به زبان یونانی و سه خطابه با ترجمة سریانی در دست بوده که غالب آنها مضمون سیاسی و اخلاقی داشته است (پاولی ، همانجا).
٢) رساله ای خطاب به امپراتور یولیان در تدبیر مملکت ( رجوع کنید بهابن ندیم ، ص ٣١٤) که ترجمة عربی آن را محمد سلیم سالم با نام رسالة ثامسطیوس الی یولیان الملک فی السیاسة و تدبیرالمملکة در ١٩٧٠ در قاهره چاپ کرده است (دیبر ، ج ١، ص ٨٨٧).
٣) شرحهای ممزوج . ثامسطیوس شرحهای ممزوج متعددی بر آثار ارسطو نگاشت که از آن جمله است : شرح وی بر کتاب انالوطیقاالاول ( تحلیلات اولی ) و انالوطیقا الثانی ( تحلیلات ثانی ) (ابن ندیم ، ص ٣٠٩)، قاطیغوریاس ( مقولات ) (همان ، ص ٣٠٩)، الکون والفساد ( در بارة کون و فساد ) (همان ، ص ٣١١)، النفس ( در بارة نفس ) (همان ، ص ٣١١)، السماء و العالم ( در بارة آسمان ) (همان ، ص ٣١١) و مقالة دوازدهم کتاب الحروف ( مابعدالطبیعه ) (همان ، ص ٣١٢).
به نوشتة ابن ندیم (همانجا) و قِفْطی (ص ٤٢)، تعدادی مقاله از تفسیر ثامسطیوس بر کتاب اخلاق ارسطو به خط اسحاق بن حُنَین ، نزد ابوزکریا یحیی بن عَدِیّ بوده است . قطعاتی از این شرح را ابوالحسن عامری در کتاب السعادة و الاسعاد (ص ٥٨، ٤٠٩) نقل کرده است (نیز رجوع کنید به دیبر، ج ٢، ص ٥١٤).
همچنین بنا به گزارش ابن ندیم (ص ٣١٠) و قفطی (ص ٣٧)، ثامسطیوس برخی از قسمتهای طوبیقا ی ارسطو را تفسیر کرده است . اشتاین شنایدر (ص ١٠٠) به نقل از ابن ندیم از کتابی به نام اعتبارالحُکْم و تعقُّبُالمواضع در ترجمة شرح ثامسطیوس بر طوبیقا در منطق ارسطو نام برده که مترجم آن ابوبِشْر مَتّی بن یونس بوده است .
ابن ندیم (ص ٣٠٩) و قفطی (ص ٣٥)، ثامسطیوس را جزو مفسران کتاب مقولات ( قاطیغوریاس ) ارسطو ذکر کرده اند و عامری (١٣٧٥ ش ، ص ٣٦٩) به تفسیر ثامسطیوس بر مقولات اشاره کرده است .
عبدالرحمان بدوی از ترجمة عربی تفسیر ثامسطیوس بر کتاب > در بارة حیوانات < ارسطو نام برده و آن را معرفی کرده است ( رجوع کنید به ١٩٧٩، ص ١١ـ١٢).
همچنین عبدالرحمان بدوی مقاله ای از ثامسطیوس در رد آرای ماکسیموس اهل ازمیر (قرن چهارم میلادی ) در باز گرداندن شکل دوم و سوم قیاس منطقی به شکل اول آورده ( رجوع کنید به ١٩٧٨،
ص ٣٠٩ـ٣٢٥) که نسخة اصلی آن در مجموعة کتابخانة ظاهریة دمشق به شمارة ٤٨٧١ نگهداری می شود (همان ، ص ٦١).
کوشش ثامسطیوس در تمامی این شرحها بر این بوده است که در عین حفظ متن ، با بیانی شیوا نوشته های دشوار ارسطو را برای آموزندگان قابل فهم سازد. این شیوة نگارش مورد استقبال گسترده ای قرار گرفت و موجب رواج آثار ثامسطیوس در تمامی قرون وسطای اروپای غربی ، سرزمینهای اسلامی و روم شرقی شد. از میان این شرحها، شروح بر تحلیلات ثانی ، در بارة نفس و در بارة طبیعت به زبان یونانی باقی است . شروح بر کتاب در بارة آسمان و مقالة لام (لامبدا) مابعدالطبیعه به زبان عبری موجود است که از عربی ترجمه شده اند. شرح بر کتاب طوبیقا به زبان یونانی تا زمان بوئتیوس موجود و مورد استفادة وی بوده ، اما به دست ما نرسیده است . از شروح وی بر آثار افلاطون نیز چیزی باقی نمانده است . در میان این شروح ، بدون تردید شرح وی بر کتاب در بارة نفس ارسطو از بیشترین تأثیر برخوردار بوده است ( > دایرة المعارف فلسفة راتلیج < ، همانجا).
از آثار مستقلی به قلم ثامسطیوس ، تحت عنوان در بارة فضیلت ، با ترجمة سریانی (دیبر، ج ٢، ص ٥١٤) و در بارة نفس نام برده شده است . کتابِ دربارة پیری منسوب به ثامسطیوس است ( زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا). ابن ندیم (ص ٣١٠) از شرحی منسوب به ثامسطیوس بر کتاب بوطیقا یا شعر ارسطو نام برده است .
آثار ترجمه شدة ثامسطیوس به عربی و از عربی به عبری و لاتینی . از شرح ثامسطیوس بر کتاب انالوطیقا الاول ــ که احتمالاً از ثامسطیوس نیست ــ ترجمه ای به زبان عبری موجود است که با تصحیح چارلز مانکین در ١٩٩٠ به چاپ رسیده است (دیبر، ج ١، ص ٧٧٧).
از شرح ثامسطیوس بر کتاب انالوطیقای ثانی ترجمه ای به زبان عربی موجود است که گراردوس (ژرار) کرمونایی این شرح را به زبان لاتینی بر گردانده و ج . ر. اودانل در مجموعه > مطالعات شرقی < ، ش ٢٠، ١٩٥٨) به چاپ رسانده است ( زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا).
ابن ندیم (ص ٣١١) می گویدکه ثامسطیوس تمام کتاب السماء و العالم را شرح کرده و یحیی بن عدیّ آن را ترجمه
یا اصلاح کرده است . از ترجمة یحیی نسخه ای در دست
نیست . زراحیه بن اسحاق حن آن را به عبری و موسی آلاتینو این ترجمة عبری را به لاتین ترجمه کرده که با تصحیح س . لانداور در ١٩٠٢ در برلین به چاپ رسیده است (دیبر، ج ١، ص ٨٨٦).
اسحاق بن حنین شرح ثامسطیوس بر کتاب در بارة نفس ارسطو را به زبان عربی بر گردانده است (ابن ندیم ، ص ٣١٢). بخشی از این ترجمه که باقی مانده به کوشش لاینز در ١٩٧٣ در تتفورد در مجموعة > مطالعات شرقی < (ج ٢) به چاپ رسیده است (نیز رجوع کنید به دیبر، همانجا). در ٦٦٥/١٢٦٧ ویلیام موربکه این کتاب را به لاتین ترجمه کرد. این کتاب در ١٩٥٧ با تصحیح گ . وربکه به چاپ رسید ( > دایرة المعارف فلسفة راتلیج < ؛ زندگینامة علمی دانشوران ، همانجاها).
تفسیر ثامسطیوس بر مقالة لام کتاب الحروف یا مابعدالطبیعة ارسطو را شَمْلی و ابوبشر متی به عربی بر گردانده اند (ابن ندیم ، ص ٣١٢). همچنین اسحاق بن حنین ترجمه ای از این تفسیر ثامسطیوس بر این مقاله دارد (همانجا). عبدالرحمان بدوی این ترجمه را تصحیح و در ١٩٤٧ در قاهره چاپ کرده است (کدیور و نوری ، ج ١، ص ٣٠٠، ٤٧٧). تفسیر ثامسطیوس بر این مقاله به عبری و لاتین ترجمه شده و س . لانداور هر دو ترجمه را با هم در ١٩٠٣ در برلین منتشر کرده است (دیبر؛ زندگینامة علمی دانشوران ، همانجاها).
رسالة ثامسطیوس به یولیان نیز به زبان لاتین ترجمه گردیده است . این ترجمه را پراتو و فورنارو در ١٩٨٤ در لتچه چاپ کرده اند ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ).
تأثیر ثامسطیوس در عالم اسلامی . از میان آثار ترجمه شدة ثامسطیوس به زبان عربی ، ابونصر فارابی در مقالة فی اغراض مابعدالطبیعة (ص ٤)، ابن سینا در النجاة (ص ٦٣٥) و بخصوص در شرحش بر مقالة لام مابعدالطبیعة ارسطو (ص ٢٦ـ٢٧، ٣١)، شهرستانی در کتاب الملل و النحل (ج ٢، ص ١٥٣ـ١٥٤) و همچنین ابن رشد در تفسیر مابعدالطبیعه (ج ٣، ص ١٣٩٣، ١٤١٠، ١٤٩٢، ١٦٣٥) و تلخیص کتاب النفس (ص ٨٣) و ملاصدرا (صدرالدین شیرازی ) در الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة (سفر اول ، ج ٣، ص ٤٨٧، سفر دوم ، ج ٢، ص ٢٢٧) ذکری از نام و آرای او، به ویژه در تفسیر آثار ارسطو، به میان آورده اند.
ابن رشد در بحث عقل ، در مورد عقل هیولانی با اشاره به تفسیر ثامسطیوس و برخی دیگر از قدما، می گوید که آنها عقل هیولانی را ازلی نامیده اند و فقط معقولات موجود در آن را به سبب مرتبط بودن با صورتهای خیالی ، کائن و فسادپذیر دانسته اند. در اینجا ابن رشد رأی برخی از فیلسوفان ، مانند
ابن سینا، را که به تبعیت از ثامسطیوس قائل به ازلی بودن عقل هیولانی شده اند، مردود و در بر دارندة تناقض دانسته و حادث بودن عقل هیولانی را به دلیل اینکه در آن قوه و فعل راه دارد، ضروری شمرده است (١٩٥٠، ص ٨٣ ـ٨٤).
از جانب دیگر، خود ابن رشد در جایی عقل هیولانی را ازلی شمرده و گفته که ارسطو به ازلی بودن آن تصریح کرده است (١٩٥٠، ص ٩٠). هرچند این احتمال وجود دارد که مقصودش از عقل هیولانی ازلی ، عقل موجود در نوع انسان باشد که به رغم زوال افراد انسانی همچنان باقی می ماند و در این صورت از تفسیر ثامسطیوس تأثیر پذیرفته است . اما وی در هر حال عقل فعال را برای آنکه معقولاتی که در عقل هیولانی هستند از قوه به فعل درآیند، ضروری شمرده و آن را واجد صورت محض و خارج از نفس ما دانسته است . عقل فعال همچون خورشید که بر تمامی کائنات می تابد و هریک از آنها به تناسب تکوین و قابلیت خویش از آن کسب نور می کنند، صورتهای کلی را بر نفس آدمی می تاباند و عقل هیولانی به واسطة آن ، صورتهای خیالی را که با نور عقل فعال به صورت بالفعل در می آیند، تعقل می کند (فاخوری و جر، ج ٢، ص ٤٣٨ـ٤٣٩). بر این اساس ، ابن رشد در این رأی هرچند از تفسیر ثامسطیوس تأثیر پذیرفته ، اما پیرو او نیست ، بلکه راه میانه ای در پیش گرفته است . به نظر می رسد نقد احمد فؤاد اهوانی بر یوسف کرم ــ که ابن رشد را در بحث عقل هیولانی و عقل فعال پیرو ثامسطیوس و ابن سینا را تابع اسکندر افرودیسی معرفی کرده بود ــ نقدی بجا باشد ( رجوع کنید به ابن رشد،١٩٥٠،مقدمة اهوانی ، ص ٥٤).
منابع :
(١) ابن رشد، تفسیر مابعدالطبیعة ، چاپ موریس بویژ، بیروت ١٩٦٧ـ١٩٧٣؛
(٢) همو، تلخیص کتاب النفس ، چاپ احمد فؤاد اهوانی ، قاهره ١٩٥٠؛
(٣) ابن سینا، شرح کتاب حرف اللام ، در عبدالرحمان بدوی ، ارسطو عندالعرب : دراسة و نصوص غیرمنشورة ، کویت ١٩٧٨؛
(٤) همو، النجاة من الغرق فی بحر الضلالات ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٥) ابن ندیم ؛
(٦) عبدالرحمان بدوی ، ارسطو عندالعرب : دراسة و نصوص غیرمنشورة ، کویت ١٩٧٨؛
(٧) محمدبن عبدالکریم شهرستانی ، الملل و النحل ، چاپ محمد سیدکیلانی ، قاهره ١٣٨٧/ ١٩٦٧؛
(٨) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ، الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة ، تهران ١٣٣٧ ش ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٩) محمدبن یوسف عامری ، رسائل ابوالحسن عامری ، با مقدمه و تصحیح سحبان خلیفات ، ترجمة مقدمة مهدی تدین ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(١٠) همو، السعادة و الاسعاد فی السیرة الانسانیة ، چاپ مجتبی مینوی ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(١١) حنا فاخوری و خلیل جر، تاریخ الفلسفة العربیة ، بیروت ١٩٩٣؛
(١٢) محمدبن محمد فارابی ، رسائل الفارابی ، رسالة ٢: مقالة فی اغراض مابعدالطبیعة ، حیدرآباد دکن ١٣٤٥/١٩٢٦؛
علی بن یوسف
(١٣) قفطی ، تاریخ الحکماء و هو مختصر الزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقتطات من کتاب اخبار العلماء باخبار الحکماء ، چاپ لیپرت ، لایپزیگ ١٩٠٣؛
(١٤) محسن کدیور و محمد نوری ، مأخذشناسی علوم عقلی : منابع چاپی علوم عقلی از ابتداء تا ١٣٧٥ ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
(١٥) ـ Abdurrah ¤ma ¦n Badawi, "New philosophical texts lost in Greek and preserved in Arabic translations", in Islamic philosophical theology , ed. Parviz Morewedge, Albany, N.Y.: State University of New York Press, ١٩٧٩;
(١٦) Hans Daiber, Bibliography of Islamic philosophy , Leiden ١٩٩٩;
(١٧) Dictionary of scientific biography , ed. Charles Coulston Gillispie, New York: Charles Scribner , s Sons, ١٩٨١, s.v. " Themistius" (by G. Verbeke);
(١٨) EI ٢ , s.v. "Thamist ¤iyus" (by M.C. Lyons);
(١٩) Historisches Wخrterbuch der Philosophie , vol. ٤, ed. Joachim Ritter and Karlfried Grدnder, Basel: Schwabe & Co., ١٩٧٦, s.v. "Intellectus agens" (by L. Oeing-Hanhoff);
(٢٠) The Oxford dictionary of Byzantium , ed. Alexander P.Kazhdan et al ., Oxford١٩٩١, s.v." Themistios" (by Barry Baldwin);
(٢١) August Friedrich von Pauly, Der Kleine Pauly: Lexikon der Antike , Stuttgart ١٩٦٤-١٩٧٥, s.v. " Themistios";
(٢٢) Routledge encyclopedia of philosophy , ed. Edward Craig, London: Routledge, ١٩٩٨, s.v. " Themistius" (by John Bussanich);
(٢٣) Moritz Steinschneider, Die arabischen غbersetzungen aus dem Griechischen , Graz ١٩٦٠.
/ محمدرضا بهشتی /