دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٠٨
چَتْرود ، بخش و شهری در شهرستان كرمان، از استان كرمان.
١) بخش چترود. این بخش، به مركزیت شهر چترود، در شمال شهرستان كرمان واقع است و مشتمل است بر دو دهستان به نامهای كَویرات (به مركزیت شهر كاظمآباد) و مُعِزیه (به مركزیت آبادی هُوَتك)، و دو شهرِ كاظمآباد و چترود.
برخی از كوههای مهم بخش عبارتاند از: كوه زَرد در مشرق، آبخواجه در جنوب، كمرشیلقه در شمال آبادی مُعِزآباد (در حدود ٤٧ كیلومتری شمالغربی شهر كرمان)، چهلدختر در شمالشرقی، زارنگ در جنوب و جنوبغربی و رَشْقاوَند در جنوب شرقی آبادی ماهْ زَمین (در حدود ٧٩ كیلومتری شمالغربی شهر كرمان؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٩٥، ص ٢٠١، ٢١٣). رود فصلی چترود در نواحی مركزی بخش جریان دارد.
آب مصرفی اهالی از چاه عمیق، قنات و چشمه تأمین میگردد. اهالی آن به كشاورزی، باغداری، دامداری و قالیبافی با نقش شاه عباسی و طرحهای كرمانی و ستونی و درختی، اشتغال دارند (همان، ج ٩٥، ص ٦٧، ١٠٥، ٢١٣، ٢٣٤). اهالی آن شیعهاند و به فارسی سخن میگویند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٩٥، ص ٦٧).
در ١٣٧٥ ش، جمعیت آن ٤٧١ ، ١٩ تن بوده است كه از این تعداد حدود ٢٨% شهرنشین و بقیه روستانشین بودهاند (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش الف، ص چهارده، ٦؛ همو، ١٣٧٦ ش الف، ص هشتادویك).
راه اصلی زرند ـ كرمان از این بخش میگذرد.
چترود در ١٣٢٣ ش یكی از آبادیهای دهستان زنگیآباد (یا كویر) در شهرستان كرمان و در استان هشتم (كرمان و مكران) محسوب میشد (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ٢، ص ٣٨٠). در ١٣٥٥ ش، چترود دهستان و شهری در بخش حومه شهرستان كرمان (ایران. وزارت كشور، ذیل «استان كرمان») و در ١٣٦٦ ش، شهری در استان كرمان بود (ایران. وزارت كشور. معاونت برنامهریزی و خدمات مدیریت، ص ٨٣). در اسفند ١٣٧٣، بخش چترود (به مركزیت شهر چترود) مشتمل بر دهستانهای مُعِزیه، هِروز، حُرْجَنْد و كویرات در شهرستان كرمان تشكیل شد (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٤ ش، ص ٦٢ـ٦٣). در ١٣٧٥ ش، دو دهستان هروز و حرجند از آن جدا شدند و در تابعیت بخش كوهسارانِ شهرستان كرمان در آمدند. در همان زمان، آبادیهای كاظمآباد و دِهْنو (هر دو از توابع دهستان كویرات) در هم ادغام و به عنوان شهر كاظمآباد در دهستان كویرات شناخته شدند (همو، ١٣٧٦ ش، ص ١٠٥٢).
بخش چترود دو زیارتگاه دارد: سقاخانه در آبادی دِهْزیار (در حدود چهل كیلومتری جنوب شرقی زرند) و مرتضیعلی در آبادی هوتك (در حدود ٣٥ كیلومتری شمالغربی كرمان؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٩٥، ص ١٠٥ـ ١٠٦، ٣٣٤).
٢) شهر چترود، مركز بخش چترود. این شهر در ارتفاع حدود ٨٢٠ ، ١ متری، در ٣٨ كیلومتری شمالغربی شهر كرمان و كنار راه اصلی كرمان ـ زرند قرار دارد.
رود فصلی چترود در شمال شهر جریان دارد. آب و هوای شهر معتدل خشك است. بالاترین دمای آن حدود ْ٤٠ در مرداد، پایینترین آن حدود ْ١٤- در دی و میانگین بارش سالانه آن حدود ١٨٩ میلیمتر ضبط شده است (سازمان هواشناسی كشور، ص ٣٧٠).
شهر چترود در محل اتصال دو راه اصلی زرند ـ كرمان و راور ـ كرمان قرار گرفته است و با راه اصلی از راور به مراكز شهرستانهای بیرجند، فردوس و طبس و از راه زرندـ كوهبَنان به شهر بافق مرتبط میشود.
معادن فراوان زغالسنگ در پیرامون شهر یافت میشود ( جغرافیای كامل ایران، ج ٢، ص ٩٣٢). در ١٣٧٥ ش، جمعیت آن ٩١٣ ، ٤ تن ذكر شده است (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش ب، ص همانجا). چترود در ١٣٥١ ش به شهر تبدیل شد (ایران. وزارت كشور.معاونت سیاسی، ١٣٧٨ ش، ص ٤٢). از آثار تاریخی، زیارتگاهی به نام شاهسنجر دارد. دو درخت چنار كهن سال نیز در چترود مشاهده میشود ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٩٥، ص ٦٧).
پیشینه. نام چترود در منابع تاریخی به صورتهای گوناگونی، از جمله جَنْزَروذ، حیروز، جیرود، خبروذ، چتروذ، جیروذ، خمرود و خیرور، ضبط شده است (رجوع کنید به اصطخری، ص ١٦١؛
مقدسی، ص ٤٦٨؛
حدودالعالم، ص ١٢٩). ظاهراً نخستینبار در سده چهارم، اصطخری (همانجا) در ذكر شهرهای كرمان، نام آن را با ضبط جَنزروذ در میان راه زرند ـ بردسیر، در یك مرحلهای هر كدام از آنها، آورده است. ابنحوقل (ص ٣١٤) نیز نام آن را ذكر كرده است. چترود در اواسط سده چهارم، شهری كوچك و كمجمعیت بود ( حدودالعالم، همانجا)، اما در اواخر همان سده، مسجدجامع و بازار داشت و از شهرهای بردسیر (قصبه كرمان) و پر میوه بهشمار میآمد (مقدسی، ص ٤٦٠، ٤٦٢). از این دوره به بعد، دستِكم تا قرن ششم، نام چترود در منابع تاریخی دیده نشده است.
اگر خط حمله غزها را در ٥٧٥ از طبس به كرمان بدانیم (رجوع کنید به افضلالدین كرمانی، ص ٣٩ـ٤٠)، احتمالاً شهر چترود، به سبب واقع شدن در همین مسیر، مانند اغلب شهرهای كرمان، آسیب بسیار دیده است، چرا كه برخی، اِحداث (ظاهراً احداث مجدد یا مرمت) آن را از اقدامات قُتْلُغ تَركان (تركان خاتون)، همسر قطبالدین محمد قراختایی، دانستهاند كه پس از مرگ همسرش، تا ٦٨١ عهدهدار امور كرمان بود (سایكس، ص ٦١؛
وزیری كرمانی، ص ٨٧). با این حال، افضلالدین كرمانی در كتاب سلجوقیان و غز در كرمان (ص ٦١٩، ٦٦١)، در ذكر وقایع ٥٩٤ و ٥٩٥ ، بدون اشاره به وضع چترود در آن زمان، نام آن را ذكر كرده است. در قرن هفتم، یاقوت حموی (ذیل «جنزروذ») از آن به عنوان شهری از توابع كرمان یاد كرده است.
در دوره صفوی (ح ٩٠٦ـ١١٣٥)، در باره غارتگری بلوچها و ناامنی حدود چترود، به دلیل وجود راهزنان، مطالبی نوشته شده است (رجوع کنید به مشیزی، ص ١٠٢، ٥٦٦ ـ٥٦٧، ٥٩٥). در اوایل دوره قاجار (١٢١٠ـ١٣٤٤/ ١٣٠٤ ش)، احمدعلی وزیری كرمانی (همانجا) چترود را قریهای با هوای اندكی گرم، آب گوارا و انار و هلوی خوب معرفی كرده است. به نوشته اعتمادالسلطنه (متوفی ١٣١٣؛
ج ٤،ص ٢١٧٥ـ٢١٧٦)، چترود باغهای بسیار و یازده كارخانه شالبافی با ٤١ دستگاه داشت و از بناهای قدیم آن كاروانسرا، تكیه، مسجد و آسیابهایی خراب بود. وی (ج ٤، ص ٢١٧٦) جمعیت آن را حدود هزارتن ذكر كرده است.
یكی از شدیدترین زمینلرزههایی كه در ١٢٨٠ در استان كرمان رخ داد، به چترود آسیب بسیار رساند و موجب خشكی عمده قناتهای آن شد (امبرسز و ملویل، ص ٦٢، ١٨٩). به علت وقوع زلزله شدید دیگری در ١٣١٤ چترود و چند آبادی پیرامون آن متروك شدند و اهالی آنها در شهر كرمان استقرار یافتند (همان، ص ٦٨). در حدود ١٣٣٢ ش حسینعلی رزمآرا جمعیت آن را بالغ بر سههزار تن ضبط كرده است (ج ٨، ص ١١١). به نوشته او (همانجا)، در آنجا غلات، حبوبات و خشخاش بهعمل میآمد و قالیبافی رواج داشت. از شخصیتهای مهم چترود، ملاّ عبدالاول چترودی، جد بزرگ مؤمناییها (یكی از دو خانواده بزرگ چترود) است. مؤمناییها كه در گذشته غالباً شغل دیوانی داشتند، نسبِ خود را به ملاّ مؤمنای دوره صفوی میرسانند (مشیزی، ص ١٥٠).
منابع:
(١) ابنحوقل؛
(٢) اصطخری؛
(٣) اطلس راههای ایران، تهران: گیتاشناسی، ١٣٧٤ ش؛
(٤) اعتماد السلطنه؛
(٥) احمدبن حامد افضلالدین كرمانی، سلجوقیان و غز در كرمان، تحریر محمدابراهیم خبیصی، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران ١٣٧٣ ش؛
(٦) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین سال ١٣٧٣، تهران: روزنامه رسمی كشور، ١٣٧٤ ش؛
(٧) همو، مجموعه قوانین سال ١٣٧٥، تهران: روزنامه رسمی كشور، ١٣٧٦ ش؛
(٨) ایران. وزارت كشور، تقسیمات كشور شاهنشاهی ایران ، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٩) ایران. وزارت كشور، اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب جغرافیا و اسامی دهات كشور، ج ٢، تهران ١٣٢٩ ش؛
(١٠) ایران. وزارت كشور. معاونت برنامه ریزی و خدمات مدیریت. دفتر تقسیمات كشوری، اجرای قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات كشوری، تهران ١٣٦٦ ش؛
(١١) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری. نشریه تاریخ تأسیسدار: [ تقسیمات كشوری ١٣٧٨(، تهران ١٣٧٨ ش؛
(١٢) همو، نشریه عناصر و واحدهای تقسیمات كشوری ) تا پایان آبان ١٣٨٤]، تهران ١٣٨٤ ش؛
(١٣) جغرافیای كامل ایران، تهران: سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، ١٣٦٦ ش؛
(١٤) حدودالعالم ؛
(١٥) رزمآرا؛
(١٦) سازمان هواشناسی كشور، سالنامه آماری هواشناسی: ٧٦ـ ١٣٧٥، تهران ١٣٧٨ ش؛
(١٧) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران، ج ٩٥: رفسنجان ، تهران: اداره جغرافیائی ارتش، ١٣٦٢ ش؛
(١٨) مركز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: شناسنامه آبادیهای كشور، استان كرمان، شهرستان كرمان، تهران ١٣٧٦ ش الف ؛
(١٩) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور، تهران ١٣٧٦ ش ب؛
(٢٠) میرمحمد سعیدبن علی مشیزی، تذكره صفویه كرمان، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٢١) مقدسی؛
(٢٢) نقشه تقسیمات كشوری ایران، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ،٢: ١، تهران: گیتاشناسی ١٣٧٧ ش؛
(٢٣) احمدعلی وزیری كرمانی، جغرافیای كرمان ، چاپ باستانی پاریزی، تهران ١٣٥٣ ش؛
(٢٤) یاقوت حموی؛
(٢٥) Nicholas Nicholas Ambraseys and Charles Peter Melville, A history of Persian earthquakes,Cambridge ١٩٨٢;
(٢٦) Percy Molesworth Sykes, Ten thousand miles in Persia or eight years in Iran , New York ١٩٠٢.
/ معصومه بادنج /