دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣١٢٢
تاریخ قم ، کتابی در تاریخ قم از حسن بن محمدبن حسن قمی ، در سدة چهارم . نام مؤلف در منابع به صورتهای مختلف ذکر شده است ؛
ابن طباطبا علوی اصفهانی (متوفی ٤٧٩؛
ص ٢٥٥) مؤلف را ابوعلی حسن بن محمدبن حسن بن سائب بن مالک اشعری قمی ، و افندی اصفهانی (متوفی ١١٣٠؛
ج ١، ص ٣١٨ـ ٣١٩) حسن بن محمدبن حسین شانی / شیبانی نامیده است ، ولی در چند جای کتاب مؤلف خود را حسن بن محمدبن حسن قمی (یا حسن بن محمد) معرفی می کند (ص ٤، ٥٨،٩١). وی از بزرگان علمای امامیه و از معاصران شیخ صدوق و از راویان برادر او و چه بسا خود او بوده است (مجلسی ، ج ٥٧، ص ٢٢١؛
افندی اصفهانی ، ج ١، ص ٣١٨). در بارة شرح زندگی او اطلاعی در دست نیست و فقط بروکلمان (ج ٣، ص ٢٩) تاریخ درگذشت او را ٤٠٦ ذکر کرده است . جز این کتاب اثر دیگری از مؤلف موجود نیست ولی از مقدمة مؤلف برمی آید که وی دو مجموعه شعر از جعفربن محمدبن علی عطار برای صاحب بن عباد و ابوالفضل بن عمید تهیه کرده بوده است (قمی ، ص ١١).
تاریخ قم ، یا نام اصلی آن : کتاب قم (همان ، ص ١٢)، در زمان صاحب بن عباد (٣٢٦ـ٣٨٥) و به زبان عربی تألیف شده است (همان ، مقدمة طهرانی ، ص ١). از آنجا که مؤلف در بابهای یازده و سیزده تا پایان وقایع سال ٣٧٨ را ذکر کرده است (ص ١٧)، سال تألیف کتاب باید ٣٧٨ یا ٣٧٩ باشد (قس آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ٢٧٨، که قول مشهور را ٣٧٨ نوشته است ). مؤلف سه انگیزه برای تألیف شمرده است که مهمترین آنها فقدان کتابی در بارة اخبار قم بوده است (ص ١٠ـ١٢).
متن عربی تاریخ قم را حسن بن علی بن حسن بن عبدالملک قمی در ٨٠٥ ـ٨٠٦ به درخواست ابراهیم بن محمودبن محمدبن علی صفی به فارسی ترجمه کرد (همان ، مقدمة حسن بن علی قمی ، ص ٢ـ٣؛
برای سالهای دیگر رجوع کنید به بروکلمان ، همانجا؛
افندی اصفهانی ، ج ١، ص ٣١٩؛
امین ، ج ٥، ص ٢٤٦؛
برای سرگذشت ابراهیم صفی رجوع کنید به مدرسی طباطبائی ، ص ٢٦ـ٢٧). ظاهراً از بعد از قرن نهم ، نشانة قاطعی از متن عربی یافته نشده است ؛
مجلسی نیز اظهار داشته که تهیة اصل کتاب برایش ممکن نبوده و از ترجمة آن بهره برده است (ج ١، ص ٤٢). با وجود این ، شواهدی حاکی از وجود متن عربی تا قرن چهاردهم است ؛
به نوشتة نوری (متوفی ١٣٢٠؛
ج ٣، ص ٣٦٩) سیداحمد حسینی عاملی ، نوادة محقق کرکی و مؤلف منهاج الصفوی (سال تألیف : ١٠١٣)، نسخة عربی کتاب را در اختیار داشته است . آقامحمدعلی بهبهانی * نیز در حاشیه بر نقدالرجال از اصل تاریخ قم استفاده کرده است (همانجا). به گزارش میرزاعلی اکبر فیض قمی در تذکرة شعرای قم (نسخة خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی نجفی مرعشی ، ش ١٤٥) نسخه ای از متن عربی تاریخ قم در دورة قاجاریه در اصفهان ، کتابخانة میرزا سیدمحمد شهشهانی ، بوده است . همچنین امین عاملی (ج ٥، ص ٢٤٧) از وجود نسخه ای از کتاب در کتابخانة حسینیة شوشتریها در نجف خبر داده ، که نسبت به عربی یا ترجمه بودن آن شک داشته است . در حال حاضر نسخة عربی کتاب در دست نیست و فقط به ترجمة فارسی آن دسترسی داریم .
تاریخ قم در بیست باب و ٥١ فصل تألیف شده است ، ولی ترجمة فارسی موجود فقط شامل پنج باب نخست این کتاب است و از سایر ابواب تنها از طریق فهرست مندرج در مقدمة مؤلف اطلاع داریم (ص ١٦ـ١٩). با توجه به مطالب فهرست کتاب ، گویا باب پنجم نیز کامل نیست . نسخة کامل ترجمة تاریخ قم ظاهراً تا اواخر دورة صفویه در دست بوده و افندی اصفهانی (رجوع کنید به همانجا) نسخه ای از آن را در قم دیده است . همچنین نوری (همانجا) و محمدعلی بن حسین (مقدمه ، ص ٣) نسخه هایی شامل هشت باب از ترجمة این کتاب را در سدة چهاردهم دیده اند. ترجمة دیگری از تاریخ قم وجود داشته که سیداحمد حسینی عاملی از آن نقل کرده است (نوری ، همانجا).
مؤلف در کتاب خود از منابع متعدد بهره برده و غالباً آنها را نام برده است ؛
ابوبکر صَوْلی ، حمزة اصفهانی ، ابن فقیه همدانی ، ابوعبیده مَعْمَربن مثنی و ابوعبداللّه برقی * مؤلفانی هستند که وی به آثارشان ارجاع داده و در این میان بیش از همه کتاب بنیان (یا البلدان ؛
البلدان و المساحة ) برقی محل مراجعه و استناد او بوده است (برای تعیین این موارد رجوع کنید به فهرست اعلام ، ذیل همین نامها، نیز رجوع کنید به ص ١٣). افزون بر این ، او شنیده های خود را از افراد مورد اعتماد و هر فاضل و بزرگی که خبری از اخبار شهر قم داشته است ، بویژه برادرش ابوالقاسم علی بن محمد، حاکم قم ، و مشایخ علوی در کتاب گنجانده (ص ١١ـ١٢، ٢٣٩) و نیز از برادر شیخ صدوق ، حسین بن علی بن بابویه ، روایت کرده است (ص ٢١٣) و در پاره ای از موارد بدون ذکر نام اشخاص و به صورت مبهم نقل کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ص ٤٧، ١٨١ـ ١٨٢). استناد او به مکتوبات و اسناد دیوانی نیز در سراسر کتاب مشهود است (برای نمونه رجوع کنید به ص ١٣، ٥١، ١٠٧، ١٣٣). همچنین مؤلف در مقدمه (ص ١٢) به کتابی «مشتمل بر مجموع اخبار قم به نزدیک مردی از عرب که به شهر قم متوطّن بود» اشاره کرده و به نقل از راویان گفته که آن کتاب بر اثر ویرانیِ محل سکونت آن مرد، در ٢٣٨، از بین رفته است . از سعدبن عبداللّه اشعری (متوفی ح ٣٠٠) نیز به مناسبت ذکر «اخباری که در فضیلت قم آمده »، چند حدیث روایت کرده است (رجوع کنید به ص ٩٣ـ ١٠٠)، به ظن قوی این احادیث را از کتاب فضل قم و الکوفة او اخذ کرده است .
بر پایة فهرست بابهای بیست گانة تاریخ قم می توان گفت که در میان کتابهایی که در بارة شهرهای ایران ، از گذشته تا امروز، تألیف شده و مانده است ، کمتر کتابی به این جامعیت وجود دارد. مؤلف در آغاز اشاره کرده که پیش از تألیف کتاب قم قصد تصنیف کتابی «مشتمل بر اخبار عرب اشعریه که به قم نزول کردند» و قم را «کوره » (استان ) ساختند و برای آن بارو کشیدند، داشته است و چون کتاب قم را نوشته بر آن شده است که آن مطلب را نیز در همین کتاب درج کند؛
بعلاوه گزارشی از سادات آل ابوطالب را نیز که به قم آمدند، بر آن بیفزاید (ص ١٢ـ١٣، ٢٤٠). ازینرو کتاب قم ، افزون بر موضوع اصلی آن ، حاوی چند باب و فصل مرتبط نیز هست . باب اول ، در هشت فصل است شامل نامگذاری شهر قم ، شمارة راهها و دروازه ها و میدانها و مسجدها و حمامها، نخستین مسجد و منبر این شهر، شمارة کاریزها و رودخانه ها و آسیاها و مزارع ، آتشکده های پیرامون شهر، رستاقهایی که به قم افزوده شده و فضیلت آن شهر. باب دوم در پنج فصل است و موضوع آن مسّاحیهای قم و آداب و وضع و تاریخ خراج این شهر و نامهای مزارع آن و احکام زمینهاست . باب سوم در دو فصل در بارة مهاجران از آل ابوطالب به قم است که با تاریخچه ای از امیرمؤمنان علی و حضرت فاطمه و یازده امام علیهم السلام آغاز شده و سپس شاخه های مختلف آل ابوطالب که نسبشان به هر یک از امامان می رسد به ترتیب نام امامان شناسانده شده اند. ابن طباطبا علوی در منتقلة الطالبیة (ص ٢٥٥ـ٢٥٧) این باب از کتاب قم را مورد استفاده قرار داده است (متن عربیِ مورد استفادة او با ترجمة فارسی موجود اندکی اختلاف دارد). موضوع باب چهارم مهاجرت اشعریان ، از خاندانهای مشهور عرب ، به قم و آبه و چگونگی استقرار آنان در قم است که در پی تضییقات و آزارهای حجاج بن یوسف و کشته شدن محمدبن سایب اشعری به دست او روی داد (ص ٢٤٠)؛
این باب دو فصل دارد و فصل اول باب پنجم در ادامة آن به اسلام آوردن اشعریان در عهد رسول اکرم و بیان مفاخر آنان و مشارکت برخی از ایشان در قیام مختار و سرانجام مهاجرتشان از کوفه اختصاص یافته و فصل دوم آن به فتح تستر (شوشتر) به دست ابوموسی اشعری پرداخته است .
مهمترین مطالب پانزده باب دیگر کتاب به استناد فهرست آن عبارت است از ذکر قاضیان و والیان قم و کاتبان دیوان ، آغاز ورود اسلام به قم ، «کوره » شدن قم ، علمای قم از شیعه و سنّی ، ادیبان و فیلسوفان و مهندسان و نسخه پردازان و ورّاقهای قم ، شاعرانی که در مدح قم شعر سروده اند، یهودیان و زردشتیان قم و بالاخره عجایب این شهر (رجوع کنید به ص ١٦ـ١٩).
نثر ترجمه ، ساده و روان و محکم است ، گاه آثار ترجمه در آن به نظر می رسد و نمونه هایی از نثر سدة ششم نیز در آن به چشم می خورد. برای مثال ، باء تأکید در جلو فعل نهی یا نفی (مانند بنماند و بنداند رجوع کنید به ص ٧٠، ٨٧) و استفاده از کلمات مترادف (مانند حرب و جنگ رجوع کنید به ص ١٠٠). همچنین برخی اصطلاحات فارسی اصیل در کتاب به کار رفته که همچنان میان کشاورزان رایج است (مانند گُنگ به معنای تنبوشة سفالین که در زیرزمین تعبیه می کردند تا آب در آن جریان پیدا کند رجوع کنید به ص ٤٢؛
وَز به معنای چوبی که با آن آب را قسمت می کردند رجوع کنید به ص ٣٣؛
قومش ، معرّب کموش ، به معنای چاه کن رجوع کنید به ص ٤٢؛
گز به معنای ذرع رجوع کنید به ص ٢٩). از ویژگیهای این کتاب دربرداشتن مطالب بسیاری در بارة کشاورزی قم است که در منابع اصلی و قدیمی کمتر می توان بدانها دست یافت ؛
از جمله چگونگی مسّاحی ، نقاطی که نباید مساحت کرد، و کیفیت تعیین خراج در هر چیز و چیزهایی که مشمول خراج نمی شده ، نحوة تقسیم آب رودخانه و کاریز و چگونگی تهیة آب آشامیدنی . همچنین تاریخ قم مفصّلترین و معتبرترین سند در بارة وضع مالک و زارع در ایران آن روزگار (رجوع کنید به ص ٤٢ـ٤٣، ١٠١ـ ١٠٨، ١١٢) به شمار می آید. مجلسی (ج ١، ص ٤٢) نیز این کتاب را معتبر دانسته است . با اینهمه ، کتاب خالی از اشتباه نیست که یا از خود مؤلف است و یا مترجم یا نسخه نویسان وارد متن کرده اند. برای مثال ، ابوالحسن ، حسین (یا علی )بن حسین بن حسین بن جعفربن محمدبن اسماعیل بن جعفرصادق علیه السلام ، فرزندزادة امام حسن عسکری علیه السلام نوشته شده است (قمی ، ص ٢١١ـ ٢١٢)، در حالی که او نوادة عموی امام حسن عسکری بوده است (مجلسی ، ج ٥٠، ص ٣٢٣ـ٣٢٤). مورد دیگر موضوع اسارت احوص بن سعدبن مالک به دست حجاج بن یوسف ، پس از قیام زیدبن علی بن حسین است (قمی ، ص ٢٤٥ـ٢٤٦) که با توجه به اختلاف تاریخ فوت حجاج بن یوسف (٩٥ یا ٩٧) و قیام زید (١١٨ یا ١٢١) در زمان هشام بن عبدالملک ، احوص نمی توانسته اسیر حجاج بوده باشد. این احتمال می رود که در اصل یوسف بن عمر ثقفی از خویشاوندان حجاج بوده ، که زید را نیز او به قتل رساند.
متن موجود تاریخ قم را نخستین بار جلال الدین طهرانی از روی نسخة تحریرشده در ١٠٠١، در ١٣١٣ش در تهران منتشر کرد.
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) ابن طباطبا علوی اصفهانی ، منتقلة الطالبیة ، چاپ محمدمهدی حسن خرسان ، نجف ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(٣) عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی ، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء ، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤٠١ـ١٤١٥؛
(٤) امین ؛
(٥) کارل بروکلمان ، تاریخ الادب العربی ، ج ٣، نقله الی العربیة عبدالحلیم نجار، قاهره ١٩٦٩؛
(٦) حسن بن محمد قمی ، کتاب تاریخ قم ، ترجمة حسن بن علی قمی ، چاپ جلال الدین طهرانی ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٧) مجلسی ؛
(٨) محمدعلی بن حسین ، انوارالمشعشعین فی بیان شرافة القم و القمیّین ، چاپ سنگی تهران ١٣٢٧؛
(٩) حسین مدرسی طباطبائی ، قم نامه ( مجموعة مقالات و متون در بارة قم ): «خاندان صفی »، قم ١٣٦٤ ش ؛
(١٠) حسین بن محمدتقی نوری ، مستدرک الوسائل ، چاپ سنگی تهران ١٣١٨ـ١٣٢١، چاپ افست تهران ١٣٨٢ـ١٣٨٣.
/ علی اصغر فقیهی /