دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٠
باش / باشی (در حالت اضافی : باشی ) ، لفظی در اول یا آخر ( یا هر دو بخش ) پاره ای اسامیِ منصبهای دولتهای ترک . این لفظ ، همانند معادل آن ، «سَر * »، در ترکیبات متعدّدی به کار رفته است . در دولتهای قدیم ترک ، بویژه دولت عثمانی ، نام منصبهایی که با این لفظ ساخته شده فراوان دیده می شود، چنانچه در اسامی رؤسای نهادها و صاحبمنصبان عثمانیِ ذکر شده در «قانون نامة فاتح »، یعنی قاپوجی باشی (سردربانِ دربار)، چاووش باشی (سرکردة محافظان تبرزین دارِ سلطان )، کیلَرجی باشی (رئیس آبدارخانة سلطان ) اوداباشی (سرکردة تعدادی از افراد ینی چری / رئیس پیشخدمتهای حرمسرا) و خزینه دارباشی (رئیس خزانه داری )، این لفظ به صورت ترکیبی به کار رفته است . همچنین مسئول امور اسکان «اسکان باشی »، مأموران امنیت شهرْ «صوباشی و سگبان باشی و عسس باشی و بُوجَک باشی »، متصدیان امور دربند (= دژهای نظامی سرِ گردنه ) «دربندباشی و پاندور باشی و مارتولوس باشی » (مارتولوس : ملاحِ مسیحیِ دانوبیِ مزدور در قلعة ترکها)،مافوق مارتولوس باشی و سرکردة افراد بانفوذ واحدهای مارتولوس «حرامی باشی » و، سرانجام کدخدای (رئیس ) عشایر مأمورِ محافظت دربندْ «بلوکباشی » خوانده می شدند. جَبَه جی باشی (رئیس اسلحه سازان )، طوپجی باشی (سرپرست توپخانه )، یایاباشی (فرماندة پیاده نظام ) دَلی باشی (فرماندة سواره نظام نامنظم )، مهترباشی (رئیس دستة موزیک )، قوچی باشی (رئیس ارابه رانان )، بُستانجی باشی (فرماندة حفاظت سلطنتی )، قاپوجی باشی ، بین باشی (همان مین باشی سرکردة هزار تن ) و جز آن نیز از درجات نظامی بود. علاوه بر این ، نمایندگان طلاّ ب مدارس علوم دینی «کَمَرباشی » نامیده می شدند.
با آوردن «باش » در اول پاره ای از کلمات واژه های مرکبی هم ساخته شده است ، مانند باش بوغ (یا باش وبوغ ) که در روم ایلی همان چِری باشی (فرماندة دسته ) و در آناطولی مرادف عشیرت بیگی (رئیس عشیره ) است . باش خلیفه (سرمنشی )، باش چاووش (فرمانده بلوک پنجم ینی چری )، باش یازیجی (سرمنشی خزانة همایونی )، باش مقاطعه جی (متصدی تیولها و اقطاعات سلطنتی )، باش لالا (رئیس لله های شاهزادگان )، باش دفتردار، باش باقی قولی (سرمفتش امورمالی )، باش افندی (رئیس منشیانِ مسئول دفترهای عواید و مخارج خزانة همایونی )، باش آلقیشجی (فرماندة محافظانِ مأمور دعا و ثناگویی سلطان )، باش معمار (معمارباشی )، باش محاسبه جی و جز آن از سمتهای دولتی اند.
گاهی «باش » و «باشی » در اول و آخر ترکیبی واحد مشاهده می شود؛ مانند «باش بلوکباشی » که سرفرماندة بلوک (دسته )های صاروجه (چریک ) و سگبان (نگهدارندة تازیهای سلطان ) است و «سرچشمه » نیز نامیده می شود؛ همچنین «باش اوداباشی » (رئیس سرایداران )، و «باش بین باشی » (فرماندة مین باشیان ). «باش » در ترکیبهای حکیمباشی ، قصّاب باشی ، پازارباشی (نگهبان بازار)، دیکیجی باشی (رئیس نصب کنندگان چادر)، چیزمه جی باشی (رئیس صنف چکمه دوزان ینی چری )، کورْکْچی باشی (مأمور نگهداری پوستینهای سلطان )، ییگیت باشی (مأمور اجرای مقررات صنفی ) به معنی رئیس صنف است . این لفظ امروز نیز در اول یا آخر برخی عنوانها می آید، مانند باش وکیل * ، باشباقان (باشباگان : نخست وزیر)، اونباشی (سرجوقه )، یوزباشی (سروان ) و بین باشی (سرگرد) که عنوان منصبهای سیاسی ، نظامی و اداری اند.
منابع :
(١) عثمان نوری ارگین ، مجلة امور بلدیه ، استانبول ١٣٣٨/١٩٢٢، ج ١، ص ٩٠٠ـ٩٠١؛
(٢) باش وکالت آرشیوی ، شکایت دفتری ، نمرة ١٠، ص ١٢٠؛
(٣) همو، کامل کپه جی تصنیفی ، نمرة ٢٢٠، ص ٥٢؛
(٤) همو، مالیه دن مدور دفتر ، نمرة ٩٩٥٦، ص ١٧٨؛
(٥) همو، مهمّة دفتری ، نمرة ٣٧، حکم ٢٩٠٠؛
(٦) شمس الدین سامی ، قاموس ترکی ، استانبول ١٣١٧، ذیل «باش »؛
(٧) حسین کاظم قدری ، تورک لغتی ، ج ١، استانبول ١٩٢٨، ذیل «باش »؛
(٨) "Ba í ", I A , II,٣٢٨;
(٩) Feridun M.Emecen, "Tہrih-i Lebرbہ'ya Dہir", Tدrk Dili , no.٣٣ (١٩٨٢), ٢٤٧;
(١٠) "Kanunname-i ¢l-i Osman: Sأret-i hatt- â humہyأn- â Sultہn Mehemmed Hہn" ed.Abdدlkadir عzcan, Tدrk Dili , no.٣٣ (١٩٨٢),٣١-٣٢,٣٤, ٣٥;
(١١) M.Altay Kخymen, Alparslan ve Zaman i , Ankara ١٩٨٣, II,٤٢-٤٣;
(١٢) Cengiz Orhonlu. Osmanl i I mparatorlug § u'nda A í iretleri I skہn Te í ebbدsد (١٦٩١-١٦٩٦) , Istanbul ١٩٦٣,٨, ٤٦,٤٨,٥٠;
(١٣) idem, Osmanl i I mparatorlug § u'nda Derbend Te í kilat i , Istanbul١٩٦٧,٧٠-٧١, ٨٥;
(١٤) M.C. ì ehabeddin Tekindag § , Berkuk Devrinde Memlأk Sultanl i g § i (XIV. Yدzy i l M i s i r Tarihine Dair Ara í t i rmalar) ,Istanbul ١٩٦١,١٤٧;
١٥- Uzunµar â í l â , Medhal , ٣٧,٨٥,١٠٣, ٤٣١-٤٣٢;
(١٦) idem, Saray Te í kilہt i ;
(١٧) ٤٠٠,٤٦٨,٥٠٤,٥٠٨.
/ د. ا. د. ترک / یوسف خلج اوغلی