دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٦٠٠
تضمین ، اصطلاحی در علم بدیع و نحو عربی .
١) در علم بدیع . تضمین ــ که در لغت به معنای گنجاندن و نهادن چیزی در جایی است ــ در علم بدیع ، آوردن یک مصراع یا یک بیت یا ابیاتی از شعر دیگران در ضمن شعر خود است . رادویانی (ص ١٠٣) تضمین را آوردن بیتی شعر از شاعر دیگر در میان قصیده به عنوان «مهمان »، نه سرقت ، دانسته و گفته است که رسم ، آن است که شاعر نخست بگوید که بیت تضمین شده از چه کسی است . رشیدالدین وطواط (ص ٧٢) نیز تضمین را آوردن مصراعی یا بیتی یا دو بیت از آنِ دیگری در میان شعر خود در جایی مناسب به عنوان تمثّل و عاریت ، نه سرقت ، دانسته و تأکید کرده است که آنچه تضمین می شود باید مشهور باشد. به نوشتة شمس قیس رازی (ص ٢٩٥ ـ ٢٩٦)، اگر تضمین بجا و مناسب باشد، بر رونق شعر می افزاید. واعظ کاشفی سبزواری (ص ١٥٢) تضمین را به «مصرّح » و «مبهم » تقسیم کرده ، مصرّح را تضمینی دانسته است که شاعر در اثنای شعر به اشاره یا تصریح بگوید که شعر از دیگری است و مبهم را تضمینی که به نام شاعر یا گرفتن شعر از دیگری اشاره نکند، با این شرط که شعر تضمین شده مشهور باشد تا تهمت سرقت به او نزنند.
گاهی شاعر یکی از اشعار خود را در شعر دیگرش تضمین می کند، مثلاً انوری سه بیت از یک قصیدة خود را در قصیدة دیگرش تضمین کرده است ( رجوع کنید به ج ١، ص ١٨١).
بندرت اتفاق افتاده است که شاعری بیتی از دیگری را، بدون اشاره به نام شاعر یا تضمین شعر او، تضمین کند و شاعر دیگر با این تصور که بیتِ شاعر دوم است ، با تصریح به نام شاعر دوم ، بیت را دوباره تضمین کند؛ چنانکه کمال الدین اسماعیل (ص ٧٧٧) این بیت مسعودسعدسلمان (ص ٣٤٥) را: «گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر/ آن مهر بر که افکنم آن دل کجا کنم » به صورتی که در کلیله ودمنه (ص ١٢٨) با تبدیل کلمة «کجا کنم » به «کجا برم » آمده است ، تضمین کرده و حافظ با تصور اینکه بیت از کمال الدین اسماعیل است گفته است : «ور باورت نمی شود از بنده این حدیث / از گفتة کمال دلیلی بیاورم // گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر/ آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم » (ج ٢، ص ١٠٣٩).
ممکن است شاعر در شعری که تضمین می کند، اندک تغییری دهد تا آن را با مقصود خود متناسب کند، برای نمونه حافظ در بیت «باشد ای دل که در میکده ها بگشایند/ گره از کار فروبستة ما بگشایند» (ج ١، غزل ١٩٧، بیت ١)، مصراع دوم را از فخرالدین عراقی (ص ٢٥٢) گرفته که گفته است : «گره از کار فروبستة من بگشایی ».
شاید شاعر غزلی را تضمین کند و آن را به صورت مربع یا مخمس یا مسدس و مانند آن در آورد، مثلاً عماد فقیه کرمانی شعری از فخرالدین عراقی را به صورت مخمس تضمین کرده است ( رجوع کنید به کاشفی ، ص ١٥٣). تضمین شیخ بهائی (ص ١٦١ـ ١٦٢) از غزل خیالی بخارایی و تضمین ملک الشعرای بهار (ج ١، ص ٦٩٤ـ٦٩٦) از غزل سعدی بسیار مشهور است .
اگر تضمین بیشتر از یک بیت باشد آن را «استعانت » و اگر کمتر از یک بیت باشد آن را «ایداع » (ودیعه نهادن ) می گویند (کاشفی ، همانجا). گاهی مَثَلِ سایر در شعر تضمین می شود که به این کار ارسال المثل می گویند. در تعریف تضمین سخنی دیگر نیز ذکر کرده اند که با تعریف موقوف المعانی و شعر مدرّج تطبیق می کند؛ یعنی اینکه معنای یک بیت با بیتی دیگر کامل شود (رادویانی ، ص ١٠٣). شمس قیس رازی پس از ذکر تعریف موقوف المعانی برای تضمین ، اینگونه ابیات را مضمّن نامیده است (ص ٢٩٠ ـ ٢٩١).
منابع :
(١) محمدبن محمد (علی ) انوری ، دیوان ، چاپ محمدتقی مدرس رضوی ، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٢) محمدتقی بهار، دیوان ، چاپ مهرداد بهار، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٣) شمس الدین محمدحافظ ، دیوان ، چاپ پرویز ناتل خانلری ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٤) محمدبن عمر رادویانی ، ترجمان البلاغة ، چاپ احمد آتش ، استانبول ١٩٤٩، چاپ افست تهران ١٣٦٢ش ؛
(٥) محمدبن محمد رشید وطواط ، حدایق السحر فی دقایق الشعر ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٦) محمدبن قیس شمس قیس ، کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم ، تصحیح محمدبن عبدالوهاب قزوینی ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ?( ١٣٣٨ ش ) ؛
(٧) محمدبن حسین شیخ بهائی ، دیوان کامل شیخ بهائی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٨) ابراهیم بن بزرگمهر عراقی ، مجموعة آثار فخرالدین عراقی ، چاپ نسرین محتشم ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(٩) حسین بن علی کاشفی ، بدایع الافکار فی صنایع الاشعار ، چاپ میرجلال الدین کزّازی ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١٠) کلیله ودمنه ، ترجمة کلیله و دمنه ، انشای ابوالمعالی نصراللّه منشی ، چاپ مجتبی مینوی ، تهران ١٣٤٣ش ؛
(١١) اسماعیل بن محمد کمال الدین اسماعیل ، دیوان ، چاپ حسین بحرالعلومی ، تهران ١٣٤٨ش ؛
(١٢) مسعودسعد سلمان ، دیوان ، چاپ غلامرضا رشید یاسمی ، تهران ١٣٦٢ش .
/ کامل احمدنژاد /
٢) در نحو. عبارت است از دادن معنای کلمه ای به کلمة دیگر تا آن کلمه ، در صورت وجود قرینه ، هر دو معنا را ادا کند. این قاعده در هر سه قسم کلمه در عربی (اسم و فعل و حرف ) کاربرد دارد (سیوطی ، ١٣٦٣ ش ، ج ٣، ص ١٣٦؛
ابوالبقاء، ج ٢، ص ٢٤ ـ ٢٥)، ازینرو تضمین را در عربی بابی وسیع دانسته اند (ابن جنی ، ج ٢، ص ٣١٠، ٤٣٥). تضمین در فعل و حرف مانند «عَیْناً یَشْرَبُ بِهاعِبادُاللّهِ..» (انسان : ٦)؛
فعل «یَشْرَبُ» با حرف جرّ «مِن » به کار می رود، ولی در این آیه با حرف جارة «ب » آمده ، زیرا متضمن معنای فعل «یَرْوی '» (سیراب می شود) یا «یَلْتَذُّ» (لذت می برد) است ، و مفهوم آیه چنین است : چشمه ای که بندگان خدا در ضمن نوشیدن از آن ، سیراب می شوند یا لذت می برند. همچنین می توان گفت که حرف «باء» متضمن معنای «مِن » است (سیوطی ، ١٣٦٣ش ، همانجا؛
تهانوی ، ج ١، ص ٤٦٩). تضمین در اسم مانند قول اعشی : «سُبْحانَ مِنْ عَلْقَمَةَالف'اخِرِ»؛
کلمة «سبحان » متضمن معنای برائت است ، ازینرو با حرف جارة «مِن » و به معنای «بَراءَةً منه » آمده است (ابن جنی ، ج ٢، ص ٤٣٥).
تضمین در چندین آیة قرآن (برای نمونه رجوع کنید به بقره : ١٨٧؛
نساء: ٢؛
صافّات : ٨) به کار رفته و بعضی مفسران نیز بدان تصریح کرده اند ( رجوع کنید به زمخشری ، ج ١، ص ٢٣٠، ٤٦٥، ج ٤، ص ٣٥؛
عُکبری ، قسم ١، ص ١٥٤، ٣٢٧، قسم ٢، ص ١٠٨٨؛
طبرسی ، ج ١، ص ١٢٦، ٢٧٥، ج ٢، ص ٣٩٥). ابوکبیر هُذلی ، شاعر جاهلی ، و فَرَزْدَق (متوفی ١١٠) نیز آن را به کار برده اند (ابن هشام ، ج ٢، ص ٦٨٥ ـ ٦٨٦؛
شریف اردکانی ، ص ٢٣٦، ٢٧٨ـ٢٧٩).
در برخی کتابهای صرف ونحو به تضمین در باب لزوم و تعدی فعل اشاره شده و مثالهایی آمده است ، مانند «رَحُبَتْکُم الدارُ» که فعلِ «رَحُبَ» لازم است اما با مفعولٌبه ، ضمیر «کُمْ»، آمده ، زیرا این فعل متضمن معنای «وَسِعَ» است (عباس حسن ، ج ٢، ص ١٧٠). یا مانند «سَمِعَاللّهُ لِمَنْ حَمِدَه » که فعل متعدی «سَمِعَ» متضمن معنای «استجاب » است ، ازینرو با حرف جرّ «ل » آمده است (ابن هشام ، ج ٢، ص ٦٨٥؛
عباس حسن ، ج ٢، ص ١٧١).
از جنبة بلاغی ، بررسی کرده اند که آیا تضمین حقیقت است یا حقیقت و مجاز یا مجاز مرسل یا کنایه ( رجوع کنید به دسوقی ،ج ٢، ص ٣٠٥ـ ٣٠٦؛
ازهری ، ج ٢، حاشیة یس بن زین الدین ، ص ٤ـ٧). سعدالدین تفتازانی (متوفی ٧٩٣) تضمین را حقیقت (سیوطی ، ١٤٠٤، ج ١، ص ١٣٤) دانسته و عبدالرحمان سیوطی (متوفی ٩١١) آن را مجاز شمرده است (١٣٦٣ش ، ج ٣، ص ١٣٧؛
نیز رجوع کنید به تهانوی ، همانجا).
در بارة فراوانی کاربرد تضمین ، ابن جنی (ج ٢، ص ٣١٠) و ابوالفتح (ابن هشام ، ج ٢، ص ٦٨٦) تصریح کرده اند که چنانچه موارد تضمین گِرد آید، مقدار آن زیاد خواهد بود، ازینرو برخی تضمین را قیاسی دانسته و آن را برای آسانی و گسترش زبان مفید دانسته اند (ازهری ، ج ١، ص ٣٤٦؛
عباس حسن ، همانجا). ولی به عقیدة ابن هشام و ابوحیّان ، تضمین قیاسی نیست (سیوطی ، ١٤٠٤، ج ١، ص ١٣٦ـ١٣٧) و سماعی بودن آن تا حدی است که جز به ضرورت نباید آن را به کار برد (ابوالبقاء، ج ٢، ص ٢٥).
در جلسات مجمع اللغة العربیة در قاهره ، مباحثی در بارة تضمین مطرح ( رجوع کنید به عباس حسن ، ج ٢، ص ٥٨٤ ـ ٥٩٣) و نتیجة این جلسات چنین اعلام شد: تضمین ، قیاسی است نه سماعی ، و باید سه شرط در آن منظور گردد: وجود مناسبت بین دو فعل ، وجود قرینه ای که مانع از اشتباه باشد، سازگاری تضمین با ذوق عربی . پیشنهاد مجمع آن بود که جز برای غرض بلاغی از تضمین استفاده نشود (یعقوب ، ص ٢١٠ ـ ٢١١؛
عباس حسن ، ج ٢، ص ٥٩٤).
منابع :
(١٣) علاوه بر قرآن ؛
(١٤) ابن جنی ، الخصائص ، چاپ محمدعلی نجار، ( قاهره ١٣٧٢ـ١٣٧٦/ ١٩٥٢ـ١٩٥٧ ) ، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٥) ابن هشام ، مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب ، چاپ محمدمحیی الدین عبدالحمید، قاهره ( بی تا. ) ؛
(١٦) ایوب بن موسی ابوالبقاء، الکلیات : معجم فی المصطلحات و الفروق اللغویة ، چاپ عدنان درویش و محمدمصری ، دمشق ١٣٩٤ـ١٣٩٧/ ١٩٧٤ـ١٩٧٦؛
(١٧) خالدبن عبداللّه ازهری ، شرح التصریح علی التوضیح ، و بهامشه حاشیته لِیس بن زین الدین ، ( بیروت ، بی تا. ) ، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١٨) محمداعلی بن علی تهانوی ، موسوعة کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، چاپ رفیق العجم وعلی دحروج ، بیروت ١٩٩٦؛
(١٩) محمدبن احمد دسوقی ، حاشیة الدسوقی علی کتاب مغنی اللبیب ، مصر ١٣٥٨، چاپ افست اصفهان ( بی تا. ) ؛
(٢٠) زمخشری ؛
(٢١) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الاتقان فی علوم القرآن ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، ( قاهره ١٩٦٧ ) ، چاپ افست قم ١٣٦٣ش ؛
(٢٢) همو، کتاب الأشباه و النظائر فی النحو ، چاپ فایز ترحینی ، بیروت ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(٢٣) محمدباقربن علی رضا شریف اردکانی ، جامع الشواهد ، تهران ١٣٧٩؛
(٢٤) فضل بن حسن طبرسی ، جوامع الجامع فی تفسیر القرآن المجید ، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٢٥) عباس حسن ، النحو الوافی ، ج ٢، قاهره ١٩٧٣؛
عبداللّه بن حسین عکبری ، التبیان فی اعراب القرآن ، چاپ
علی محمد بجاوی ، ( قاهره ١٩٧٦ ) ، چاپ افست بیروت ١٤٠٧/
(٢٦) ١٩٨٧؛
(٢٧) امیل بدیع یعقوب ، موسوعة النحو و الصرف و الاعراب ، بیروت ١٩٨٦.
/ باقر قربانی زرّین /