دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١٦٠
حسنبن محبوب ، راوى و فقيه برجسته امامى و از اصحاب امام كاظم، امام رضا و امام جواد عليهمالسلام. لقب وى سرّاد/ زرّاد است. خاندان وى چندين نسل مقيم كوفه و داراى پيوند وَلاء (وابستگى حمايتى) با قبيله بجيله* كوفه بودند و به همين سبب او را كوفى بجلى (آقابزرگ طهرانى، ج ٢١، ص ٦٩) يا مولاى بجيله (طوسى، ١٣٨٠، ص ٣٧٢؛ همو، ١٤٢٠، ص ١٢٢) نيز خواندهاند. كشّى (ص ٥٨٤) از نوه او، جعفربن محمدبن حسن، نقل كرده كه جدّ سوم حسن، وَهْب، كه اهل سِند و برده رسمى جريربن عبداللّه بجلى* بود، از اميرمؤمنان علی بن ابیطالب عليهالسلام درخواست كرد وى را از جرير بخرد. جرير كه میديد با فروش وَهْب او را كاملا از دست می دهد، آزادش كرد تا به اين ترتيب ميان خود و قبيلهاش بجيله با وهب و دودمانش، وابستگى (ولاى عتق) برقرار شود. وهب نيز از آن پس به خدمت اميرمؤمنان درآمد.
كنيه حسنبن محبوب، ابوعلى (طوسى، ١٤٢٠، همانجا) و لقبش سرّاد يا زرّاد (برقى، ص ١١٨، ١٢٦؛ طوسى، ١٤٢٠، همانجا) به معناى زرهساز (ابنمنظور، ذيل «زرد» و «سرد») است كه يادگار پيشه جدّ اعلايش، وهب، است (كشّى، همانجا). وقتى به امام رضا عليهالسلام گفته شد حسنبن محبوب زرّاد از جانب آن حضرت نامهاى آورده است، حضرت وى را تأييد، و توصيه كرد به وى سرّاد بگويند، چنانكه خداى تعالى در قرآن (سبأ: ١١) زرهسازى را به سَرْد تعبير كرده است (كشّى، ص ٥٨٥). تولد او ــ بنابر اينكه به هنگام وفات، ٧٥ يا ٩٥ ساله بوده باشد (رجوع کنید به ادامه مقاله)ــ سال ١٢٩ يا ١٤٩ بوده است. به نظر می رسد با توجه به روايات او از كسانى همچون ابوحمزه ثمالى* (رجوع کنید به ادامه مقاله)، در نوجوانى به فراگيرى حديث پرداخته است. شايد تشويق پدرش، محبوب، نيز در تعلّم حديث مؤثر بوده، چنانكه كشّى (همانجا) از راويان شيعه شنيده است كه محبوب بابت هر حديثى كه پسرش از علی بن رئاب می نوشت، يك درهم به او جايزه می داد. سالها بعد، او و سه راوى بزرگ ديگر اركان چهارگانه شيعه در فقه و حديث بودند (طوسى، ١٤٢٠، همانجا).
وى در حديث، از معتمدترين راويان شيعه است و همه رجاليان و محدّثان متقدم و متأخر در وثاقتش متفقاند (از جمله طوسى، ١٤٢٠، همانجا؛ ابنداوود حلّى، ص ٧٧؛ علامه حلّى، ص ٣٧؛ مجلسى، ص ٥٩). نام او در طبقه اصحاب امام كاظم (رجوع کنید به برقى، همانجاها؛ طوسى، ١٣٨٠، ص ٣٤٧)، اصحاب امام رضا (ابننديم، ص ٢٧٦؛ طوسى، ١٣٨٠، ص ٣٧٢) و اصحاب امام جواد عليهمالسلام (ابننديم، همانجا) آمده است. كشّى (ص ٥٥٦) وى را يكى از شش فقيه از اصحاب امام كاظم و امام رضا عليهماالسلام می شمارد كه به گفته او، طايفه شيعه بر صحت روايات و علم و فقاهتشان و دو گروه شش نفرى ديگر اجماع دارند. البته برخى به جاى حسنبن محبوب، حسنبن علی بن فضّال و فَضالةبن ايوب اَزْدى يا عثمانبن عيسى رواسى را در اين دسته جاى دادهاند (كشّى، همانجا؛ نيز رجوع کنید به اصحاب اجماع*). به نوشته مامقانى (ج٢٠، ص ٣٦٠) و برخى از فقها، از جمله شهيدثانى و محقق سبزوارى، بر آن بودهاند كه وى همانند محمدبن ابی عمير جز از راويان ثقه، ارسال حديث و حذف واسطه نمی كند، و اين بالاترين درجه اعتماد به راوى است (نيز رجوع کنید به ج٢٠، ص٣٦٠، پانويس ١ـ٢). نام او در طريق قريب به سه هزار حديث از كتب اربعه شيعه ديده می شود (رجوع کنید به خويى، ج ٥، ص ٩٢، ٣٣٢ـ٣٧٤، ج ٢٣، ص ١٩، ٢٣٧ـ٢٨٤). اين روايات، به ترتيب فراوانى، درباره اصول عقايد اسلامى و معارف شيعى (توحيد، نبوت و انبيا، امامت، آخرت و...)، اخلاق و آداب زندگى (مكارم اخلاق، آداب معاشرت و مسكن و غذاخوردن و...)، احكام عبادات (نماز، حج، روزه و...)، احكام معاملات (بيع، رهن، عتق و...) و موضوعات متنوع ديگرند (رجوع کنید به اردبيلى، ج ١، ص ٢٢١ـ٢٢٤). مقايسه اين موضوعات با عناوين كتابهاى او نشان میدهد كه همه يا دست كم بيشتر اين احاديث، از كتابهاى او نقل شدهاند (رجوع کنید به ادامه مقاله). طبق بررسى خويى (ج ٥، ص ٩٢ـ٩٣، ٣٣٣، ج ٢٣، ص ١٩ـ٢١، ٢٣٧)، او علاوه بر چند حديث كه بی واسطه از امام كاظم و امامرضا عليهماالسلام روايت كرده، از ١٨٨ راوى حديث شنيده است كه شصت تن از آنان از اصحاب امام صادق عليهالسلام بودهاند (طوسى، ١٤٢٠، همانجا). بيشترين روايات او، از علیبن رئاب، ابوايوب ابراهيمبن زياد خزّاز و عبداللّهبن سنان (هر سه از اصحاب امام صادق عليهالسلام) و هشامبن سالم و علاءبن رزين (از اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهماالسلام) بوده است (رجوع کنید به خويى، ج ٥، ص ٣٣٣ـ٣٧٤، ج ٢٣، ص ٢٣٧ـ٢٨٤). وى همچنين از هشت تن از اصحاب اجماع روايت كرده است (رجوع کنید به همان، ج ٥، ص ٩٢ـ٩٤، ج ٢٣، ص ١٩ـ٢١). شبهه معاصر نبودن حسنبن محبوب با يكى از مشايخ حديثى او، سبب شده است روايات او از آن شخص محل تأمل قرار گيرد. كشّى (ص ٥٨٥) از نصربن صباح نقل كرده است كه اصحاب ما به روايت ابنمحبوب از ابنابی حمزه، بدبين بودند (نيز رجوع کنید به ابنداوود حلّى، ص ٣٠٦) كه ظاهراً منظورش علی بن ابی حمزه بطائنى* است (رجوع کنید به قهپائى، ج ٢، ص ١٤٤؛ قس مازندرانى حائرى، ج ٢، ص ٤٤٩، كه روايت حسن از ابن ابی حمزه بطائنى را، كه واقفى و معاند امام رضا بوده، مردود شمرده است). محققان رجالى معاصر در نقل كشّى احتمال اشتباه داده و با توجه به برخى شواهد، آن شخص را ابوحمزه ثُمالى دانستهاند (رجوع کنید به خويى، ج ٥، ص ٩١؛ شوشترى، ج ٣، ص ٣٤٩ـ٣٥٠). نجاشى (ص ٨٢؛ نيز رجوع کنید به كشّى، ص ٥١٢) درباره احمدبن محمدبن عيسى اشعرى نوشته است كه او از ابنمحبوب روايت نمی كرد، چون اصحاب ما به ابنمحبوب درباره روايت او از ابوحمزه ثمالى بدگمان بودند، اما بعداً توبه كرد و از حرفش برگشت. هر چند شوشترى (ج ٣، ص ٣٥٠) بر آن است كه ممكن است تصحيفى در سن حسنبن محبوب رخ داده باشد (رجوع کنید به ادامه مقاله) كه در اين صورت ابنمحبوب از اتهام فوق مبراست. در اين ميان، مدرسى طباطبائى (ج ١، ص ٣٧٧) احتمال داده است كه او كتابهاى ابوحمزه را با واسطه يا به روش وجاده نقل كرده باشد (نيز رجوع کنید به طوسى، ١٤٢٠، ص ١٠٥، پانويس ١). مشابه همين اشكال درباره روايات ابنمحبوب از رجال هم طبقه ابوحمزه ثمالى (رجوع کنید به ابنبابويه، ١٣٦٢ش، ج ٢، ص :٣٩٧ از محمدبن اسحاق مدنى،متوفى ١٥١) و روايت بی واسطه او از امام صادق عليهالسلام (رجوع کنید به الاختصاص، ص ٢٣١؛ طوسى، ١٤٠١، ج ١٠، ص ١٧٠) نيز صادق است (رجوع کنید به خويى، همانجا)، هر چند خويى (همانجا) در مورد اخير معتقد است كه اين روايات با واسطه ابوولّاد (رجوع کنید به كلينى، ج ٧، ص ٣٦٤؛ ابنبابويه، ١٤١٤، ج ٤، ص ١٣٨ـ١٣٩) نقل شده است.
تعداد كسانى كه از حسنبن محبوب روايت كردهاند فراوان است (رجوع کنید به خويى، ج ٥، ص ٩٤، ج ٢٣، ص ٢١). بيشترين احاديث او را، به ترتيب، اين اشخاص روايت كردهاند: احمدبن محمدبن عيسى اشعرى قمى، سهلبن زياد آدمى، ابراهيمبن هاشم قمى، عبدالعظيم حسنى، احمدبن محمدبن خالد برقى و فضلبن شاذان نيشابورى (رجوع کنید به همانجاها). در ميان روايات او، توجه فراوان به فقه و نقل رواياتِ راجع به امامت، به ويژه امامت امام رضا عليهالسلام (رجوع کنید به طوسى، ١٤١١، ص ٣٥، ٦٨)، جالب توجه است. همچنين توجه به معيارهاى نقد حديث و مستندات روايى احكام (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٤٠٩ـ١٤١٢، ج ٢٧، ص ١٠٧ـ١٠٨) و پيشگامى او در پرداختن به رجال حديث با تأليف المشيخة (فضلى، ١٤١٤، ص ٣١)، در خور دقت است.
عمده روايات او ــ كه در موضوعات فقهى (به ويژه مباحث حدود، ديات و قصاص، نكاح و طلاق، نماز و حج) و رفع تعارض ميان مستندات حديثى احكام است ــ از احاطه او به دانش و مسائل فقه حكايت دارد. فقيه نامدار شيعه، محقق حلّى، آنجا كه در فقه استدلالى و مقارَن، از ميان اقوال فقهاى اماميه به سخن چند تن بسنده كرده، نام پنج فقيه و پيشتر از همه نام حسنبن محبوب را برده و آنان را مشهور به فضل و معروف به تقدم در (نقد) اخبار و صحت انتخاب و جودت حكم و نظر معرفى كرده است (رجوع کنید به ج ١، ص ٣٣).
حسنبن محبوب را از مؤلفان بزرگ مصنفات روايى شمردهاند (بحرالعلوم، ج ٢، ص ٨٦). شيخ طوسى در فهرست (ص ١٢٢ـ١٢٣)، وى را داراى كتابهاى بسيار دانسته و از اين كتابهاى او نام برده است: المشيخة، الحدود، الديات، الفرائض (قس ابننديم، ص ٢٧٦، كه الفرائض و الحدود و الديات را نام يك كتاب دانسته است)، النكاح، الطلاق، النوادر، العتق، و المراح (قس ابنشهر آشوب، ص :٢٨ المُزاح يا المزاج). ابننديم (همانجا) برخى از اين آثار را نام برده و التفسير را نيز بدانها افزوده و ابنشهرآشوب (همانجا)، علاوه براينها، از معرفة رواةالأخبار ياد كرده است. شگفت اينكه فهرست نويس و رجالى متبحر، نجاشى، با آنكه نام حسنبن محبوب را چندينبار در ذيل نام مصنفان ديگر آورده و حتى برخى از آثار او را در آنجاها نام برده (رجوع کنید به ص ٨٠، ١٥٨)، نام وى را مستقلاً نياورده است. شوشترى (ج ٣، ص ٣٤٩)، با توجه به قرائن، احتمال داده است كه نجاشى نام وى را آورده، اما از نسخه موجود افتاده است.
معروفترين كتاب ابنمحبوب، المشيخة است كه در زمان حضور امامان در اصول شيعه، مشهورتر از كتاب مُزنى (متوفى ٢٤٦، مؤلف المختصر و از نامورترين فقيهان شافعى) و امثال آن دانسته شده است (رجوع کنید به طبرسى، ج ٢، ص ٢٥٨). اين كتاب، كه شرح مشايخ حديثى و روايات آنان بوده است، از قديم ترين آثار در علم فقه و رجال در ميان شيعه محسوب می شود (فضلى، ١٤١٤، همانجا). المشيخة را داودبن كوره قمى، از مشايخ حديثى كلينى، طبق موضوعات فقهى (نجاشى، ص ١٥٨) تبويب كرده و احمدبن حسينبن عبدالملك، از راويان معتمد، آن را براساس نام راويان، تنظيم نموده است (نجاشى، ص٨٠؛ طوسى، ١٤٢٠، ص ٥٨). همچنين شهيدثانى منتخبى از آن را در قالب حدود هزار حديث فراهم آورده (آقابزرگ طهرانى، ج ٢١، ص ٦٩) كه گوياى گستردگى و اهميت كتاب است.
هيچ يك از كتابهاى حسنبن محبوب در دست نيستند. با توجه به طريق شيخ طوسى (١٤٢٠، ص ١٢٢ـ١٢٣) به كتاب المشيخة و نيز نقل او از آن در كتابهاى حديثى خويش (براى نمونه رجوع کنید به ١٤٠١، ج ١، ص ١٢١، ج ٦، ص ١٦٠؛ همو، ١٣٦٣ش، ج ١، ص ١٠٦، ج ٣، ص ٦)، احتمالاً كتاب مذكور تا قرن پنجم موجود بوده و از طريق او به قطب راوندى (ج ١، ص ١٧) رسيده است. ابنادريس حلّى در كتاب السرائر، بخش مستطرفات (ج ٣، ص ٥٨٩ـ٦٠٠)، گزيدهاى از المشيخة را آورده است. منتخب شهيد ثانى از آن (رجوع کنید به حرّ عاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ٨٧)، شاهدى بر وجود اين كتاب تا قرن دهم است. به هر حال، اگر محتواى كتابهاى او را مروياتش بدانيم ــ كه اغلب در كتابهاى چهارگانه حديثى شيعه و جز آن آمدهاندــ می توان آثار از دست رفته را تا حدى بازسازى كرد. بررسى تفاوت معنادار حجم روايات او در كتابهاى حديثى با موضوعاتى كه متحد با عناوين كتابهاى اوست، بهويژه حدود و نكاح و طلاق، اين امر را موجه می سازد (رجوع کنید به اردبيلى، ج ١، ص ٢٢١ـ٢٢٤).
حسنبن محبوب، علاوه بر تأليف، نقش عمدهاى در انتقال آثار حديثى گذشتگان خويش نيز داشته است، چنانكه شيخ طوسى در فهرست (براى نمونه رجوع کنید به ص ١٥٩ـ١٦٠، ١٦٤ـ١٦٥) و نجاشى (براى نمونه رجوع کنید به ص ١٣٥، ١٤٠، ١٦٠، ٣٥٧، ٤٤٥) نام او را در طريق روايت بيش از چهل اصل و كتاب ذكر كردهاند. بيشتر موارد مذكور برگرفته از فهرست ابنبطّه قمى* است و او نيز غالباٌ به واسطه احمدبن محمدبن عيسى اشعرى از ابنمحبوب روايت كرده است (براى نمونه رجوع کنید به نجاشى؛ طوسى، ١٤٢٠، همانجاها؛ قس نجاشى، ص٢٠، ١٢٧، ١٥٠؛ طوسى، ١٤٢٠، ص ٢٢، ٤٠، ١٢٨).
حسنبن محبوب در اواخر سال ٢٢٤، در ٧٥ سالگى، و به احتمال بيشتر در ٩٥ سالگى، وفات يافت؛ زيرا گرچه كشّى (ص ٥٨٤) عمر او را به هنگام وفات «خمس و سبعين» دانسته است، اما به دليل روايات وى از درگذشتگانِ پيش از سال ١٤٩، احتمال بسيار دارد كه تصحيفى رخ داده و عبارتِ صحيح، «خمس و تسعين» باشد (شوشترى، ج ٣، ص ٣٥٠). كسانى كه وى را در ميانسالى ديدهاند، او را بسيار خونگرم، با قدى متوسط و صورتى سبزه كه فقط بر چانهاش ريش داشت و از پاى راست می لنگيد، وصف كردهاند (براى نمونه رجوع کنید به كشّى، همانجا). از نسل او، دو پسر به نامهاى محمد و هارون ــ هر دو از اصحاب امام جواد عليهالسلام (نجاشى، ص ٤٣٨ـ٤٣٩؛ طوسى، ١٣٨٠، ص ٤٠٨)ــ و از نوه او جعفربن محمد (كشّى، همانجا) در ميان راويان حديث ياد شده است.
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) ابنادريس حلّى، كتاب السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى، قم ١٤١٠ـ١٤١١؛
(٣) ابنبابويه، كتاب الخصال، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ش؛
(٤) همو، كتاب مَن لايَحضُرُه الفقيه، چاپ علیاكبر غفارى، قم ١٤١٤؛
(٥) ابنداوود حلّى، كتاب الرجال، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم، نجف ١٣٩٢/١٩٧٢، چاپ افست قم (بی تا.)؛
(٦) ابنشهر آشوب، كتاب معالمالعلماء، چاپ عباس اقبال آشتيانى، تهران ١٣٥٣؛
(٧) ابنمنظور؛
(٨) ابننديم (تهران)؛
(٩) الاختصاص، (منسوب به) محمدبن محمد مفيد، چاپ علیاكبر غفارى، قم: جامعه مدرسين حوزه علميه قم، (بی تا.)؛
(١٠) محمدبن على اردبيلى، جامع الرواة و ازاحة الاشتباهات عن الطرق و الاسناد، بيروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(١١) محمدمهدی بن مرتضى بحرالعلوم، رجال السيد بحرالعلوم، المعروف بالفوائد الرجالية، چاپ محمدصادق بحرالعلوم و حسين بحرالعلوم، تهران ١٣٦٣ش؛
(١٢) احمدبن محمدبرقى، رجال البرقى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، (تهران) ١٤١٩؛
(١٣) محمدبن حسن حرّعاملى، امل الآمل، چاپ احمد حسينى، بغداد ( ١٩٦٥)، چاپ افست قم ١٣٦٢ش؛
(١٤) همو، تفصيل وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة، قم ١٤٠٩ـ١٤١٢؛
(١٥) خويى؛
(١٦) شوشترى؛
(١٧) فضلبن حسن طبرسى، اعلام الورى باعلام الهدى، قم ١٤١٧؛
(١٨) محمدبن حسن طوسى، الاستبصار، چاپ حسن موسوى خرسان، نجف ١٣٧٥ـ١٣٧٦/ ١٩٥٦ـ١٩٥٧، چاپ افست تهران ١٣٦٣ش؛
(١٩) همو، تهذيبالاحكام، چاپ حسن موسوى خرسان، بيروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٠) همو، رجال الطوسى، نجف ١٣٨٠/١٩٦١، چاپ افست قم (بی تا.)؛
(٢١) همو، فهرست كتب الشيعة و اصولهم و اسماء المصنفين و اصحاب الاصول، چاپ عبدالعزيز طباطبائى، قم ١٤٢٠؛
(٢٢) همو، كتاب الغيبة، چاپ عباداللّه طهرانى و علی احمد ناصح، قم ١٤١١؛
(٢٣) حسنبن يوسف علامه حلّى، رجال العلامة الحلّى، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، نجف ١٣٨١/١٩٦١، چاپ افست قم ١٤٠٢؛
(٢٤) عبدالهادی فضلى، اصول علم الرجال، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٥) همو، دروس فى فقه الامامية، بيروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٢٦) سعيدبن هبةاللّه قطبراوندى، الخرائج و الجرائح، قم ١٤٠٩؛
(٢٧) عنايةاللّه قهپائى، مجمع الرجال، چاپ ضياءالدين علامه اصفهانى، اصفهان ١٣٨٤ـ١٣٨٧، چاپ افست قم (بی تا.)؛
(٢٨) محمدبن عمر كشّى، اختيار معرفةالرجال، (تلخيص) محمدبن حسن طوسى، چاپ حسن مصطفوى، مشهد ١٣٤٨ش؛
(٢٩) كلينى؛
(٣٠) ابوالقاسم گرجى، تاريخ فقه و فقها، تهران ١٣٧٥ ش؛
(٣١) محمدبن اسماعيل مازندرانى حائرى، منتهى المقال فى احوالالرجال، قم ١٤١٦؛
(٣٢) عبداللّه مامقانى، تنقيح المقال فى علم الرجال، چاپ محيی الدين مامقانى، قم ١٤٢٣ـ ؛
(٣٣) محمدباقربن محمد تقى مجلسى، الوجيزة فى الرجال، چاپ محمدكاظم رحمان ستايش، تهران ١٣٧٨ش؛
(٣٤) جعفربن حسن محقق حلّى، المعتبر فى شرح المختصر، ج ١، قم ١٣٦٤ش؛
(٣٥) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشيعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(٣٦) Hossein Modarressi Tabataba'i, Tradition and survival: a bibliographical survey of early Shiite literature, vol.١, Oxford ٢٠٠٣.
/ مجتبى الهی خراسانى /