دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٣٥٦
بِسْنی ، مرکز شهرستانی در استان آدی یامان در آناطولی جنوبی . در دامنه های یومروتپه ، از ارتفاعات رشتة جنوب شرقی کوههای توروس ، و درارتفاع نُه صدمتری از سطح دریاواقع است جایگاه قدیمی آن ، پنج کیلومتر جنوبی تر و در حوالی قلعة بسنی بوده ، که در طول زمان ، بر اثر طغیان رودخانه ، بارها تغییر مکان یافته است . بسنی در ادوار مختلف ، نامهای گوناگون داشته ؛ در روزگار پادشاهی کوموگنه ، بِهِسْنا و مدتها بعد، بت هسنا (به سریانی ) و در منابع عربی و فارسی ، بِهسْنا، نام مرکبی با جزء هِسنا (به معنای بی نظیر، و قرین بهشت ) دانسته شده است . این نام که در آغاز عهد عثمانی بَهِسنی و بَهَسنی گفته می شد، در اواخر قرن سیزدهم ، به صورت بِهِسنی ، و بعدها بِسنی درآمد.
١) پیشینه . بسنی که در طول تاریخ صحنة تعرض اکدیان ، هوریائیان ، میتانیان و آشوریان بوده ، از حدود ٥٠٠ ق م به تصرف پارس ، اسکندر و یونانیان درآمد.
قلعة بسنی در زمان خلیفة ثانی ، پس از فتح مرعش ، گشوده شده و یکی از قلاع ثغور شامیّه در حوالی روم شرقی بوده است . این قلعه از نخستین ادوار گسترش اسلام آماج حملات نیروهای عرب می شد، و از همان زمان و همچنین در دورة سلجوقیان ، تابع کیسون (کَیسْوم ) بود. عبور جادة مشهور ابریشم از بسنی ، که بغداد را به حلب می پیوست ، بر اهمیت بسنی افزوده و سبب شده بود که بارها دست به دست شود. سپاهیان اموی در ٥٠، نواحی بسیاری در جنوب شرقی آناطولی و از جمله بسنی را تصرف کردند. در اوایل قرن سوم ، در مجادلة امین و مأمون ، اعراب مُضَر و ربیعه در کیسون و توابع آن به ریاست نصربن شَبَث العُقیلی ، بسنی را به صورت پایگاه مخالفت و مقاومت در برابر مأمون درآوردند. بسنی همراه با مرعش ، حَدَث (گوینوک ) و کیسون ، در ٣٣٧ـ ٣٣٨/٩٤٩، با حملة بارداس فوکاس ، فرمانده نیروهای روم شرقی ، از دست سیف الدوله علی ، امیر حَمدانی ، گرفته شد و بیش از یک قرن در تصرف روم شرقی ماند. در ٤٧٦ـ٤٧٧/ ١٠٨٤، بولداچی ، از فرماندهان سپاه سلیمان اول فرزند قُتُلمُش ، بنیانگذار دولت سلجوقیان آسیای صغیر، آنجا را فتح کرد. پس از آنکه صلیبیان در ٤٩٠ـ٤٩١/١٠٩٧ مرعش را تصرف کردند، بسنی و کیسون به حاکمیت کوغ واسیل (واسیل دزد)، سرکردة مشهور یاغیان ارمنی ، در آمد و در ٥٠٩ ـ ٥١٠/١١١٦، بودوئن دوم ، کُنت اورفه ، آن نواحی را از دست جانشین او، واسیلی داگا، بیرون آورد. بسنی از آن پس به
موقعیت بسنی در جنوب ترکیه
دست فرانکها افتاد و تا ٥٤٣ ـ٥٤٤/١١٤٩ جزو سینیور (ارباب ) نشین مرعش بود. اما چون در همین سال رنو ، آخرین ارباب ، در جنگ با نورالدین محمود حاکم شام به قتل رسید، بسنی به انضمام تمامی قلمرو اربابها، به حاکمیت ژوسلن دوم ، کُنت اورفه ، درآمد و با اسارت کنت به دست ترکان در صفر ٥٤٥/ ١١٥٠، مسخر مسعود اول ، سلطان سلجوقی ، شد. با درگذشت مسعود در ٥٥٠ و آشوبهایی که در آناطولی روی داده بود، به تسخیر نورالدین محمود زنگی درآمد، اما تسلط قطعی او بر آنجا پس از لشکرکشی به آناطولی در ٥٦٨ ـ٥٦٩، تحقق یافت ، و بالاخره تمامی قلمرو او از جمله بسنی به دست ایوبیان افتاد و با تجزیة دولت ایوبیان پس از فوت صلاح الدین یوسف اول ، جزو قلمرو ملک ظاهر غازی بن صلاح الدین ، فرمانروای ایوبی حلب ، شد. در ٦١٥، عزالدین کیکاوس اول ، سلطان سلجوقی آسیای صغیر، به حلب و شام حمله برد و بسنی را نیز محاصره کرد. ولی با شنیدن خبر نزدیک شدن ملک اشرف ، دست از محاصرة قلعه کشید و به ملطیه رفت . هنگام لشکرکشی هلاکو به شام در ٦٥٨ـ٦٥٩، بسنی به دست مغولها افتاد. هلاکو، در قبال یاریهای هت هوم ، پادشاه ارمنی کیلیکیه ، خواست بسنی را در اختیار او بگذارد، اما با مخالفت شدید اهالی ترک قلعة بسنی روبرو شد و از تصمیم خود برگشت و حاکم مسلمانی بر آن شهر گماشت . به محض اینکه مغولها از آن حوالی دور شدند، ارمنیان به بسنی حمله کردند، و چون هیچکدام از مملوکان به یاری نیامدند، قلعة بسنی در ٦٥٩ تسلیم پادشاه ارمنی شد. در ٦٦٤ـ٦٦٥، سلطان مصر، ملک ظاهر بَیبَرس ، به کیلیکیه لشکر کشید و لیفون ، پسر هت هوم ـ پادشاه سیس ـ را اسیر کرد اما در مصالحه ای که بعدها به عمل آمد، با باقی ماندن بسنی در تصرف پادشاه ارمنی موافقت کرد. سلطان ملک اشرف خلیل بن قلاوون در ٦٩٢ـ٦٩٣، بدرالدین بیدرا، از امرای بزرگ ، را مأمور تسخیر کیلیکیه کرد. پادشاه ارمنی با تسلیم شهر مرعش و قلعه های بسنی و تّل حمدون ، پیشنهاد صلح کرد و سلطان ، امیر بدرالدین بکتاش منصوری را به نیابت بسنی تعیین کرد. او به آبادانی شهر و تعمیر و تحکیم قلعة آن پرداخت . بسنی از آن تاریخ ، یکی از نایب نشینان ولایت حلب از قلمرو سلطنت ممالیک مصر شد. از نیمة دوم قرن هشتم که بنی ذوالقدر در البِستان و حوالی آن به قدرت رسیدند، حومة بسنی به صورت مسکن قبایل گوناگون ترکمن منسوب به خاندان ذوالقدر در آمد. در ٨٠١، بسنی همراه با سیواس ، دارنده و ملطیه جزو قلمرو عثمانی شد و در ٨٠٣، که تیمور سرگرم تصرف سیواس و ملطیه بود، به دست مملوکان افتاد. منتها تیمور در هفتم صفر ٨٠٣، پس از محاصره ای سنگین ، آنجا را تسخیر کرد؛
اما به محض اینکه از آنجا دور شد، مملوکان ، بار دیگر، تصرفش کردند. بسنی چندی نیز تحت حاکمیت بنی ذوالقدر بود و بالاخره باردیگر به دست مملوکان افتاد. با وجود این ، بسنی و حومة آن همچنان به صورت ناحیه ای باقی ماند که اکثریت اهالی آن را ترکان بنی ذوالقدر تشکیل می دادند و ساخت اجتماعی و فرهنگی ویژة خود را حفظ می کرد.
منابع :
(١) ابن ایاس ، تاریخ مصر ، بولاق ١٣١١ـ١٣١٤، فهرست ، ص ١٤٢ و بعد؛
(٢) ابن شحنه ، الدر المنتخب فی تاریخ مملکة حلب ، بیروت ١٩٠٩، ص ١٧١؛
(٣) ابن شداد، الاعلاق الخطیرة فی ( ذکر ) امراء الشام و الجزیرة ، طوپقاپی سرای ، کتابخانة روان کوشکی ، ج ١، گ ١٤٤ و بعد؛
(٤) ابن عدیم ، بغیة الطلب فی تاریخ حلب ، نسخة خطی کتابخانة ایاصوفیه ، ش ٣٠٦٦، ج ١، ص ٣٣٣ و بعد؛
(٥) ابوشامة ، کتاب الروضتین فی اخبار الدولتین ، چاپ ابوالسعود، قاهره ١٢٨٧ـ ١٢٨٨، ج ١، ص ١٠٠، ٢١٣؛
(٦) مکرمین خلیل اینانچ ، «مرعش امیرلری »، تاریخ عثمانی انجمنی مجموعه سی ، سال ١٤، ١٥؛
(٧) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، جهان نما ، چاپ ابراهیم متفرقه ، استانبول ١١٤٥/١٧٣٢، ص ٥٩٩؛
(٨) شمس الدین سامی ، قاموس الاعلام ، چاپ مهران ، استانبول ١٣٠٦ـ ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ ١٨٩٨، ج ٢، ص ١٤١٨ و بعد؛
(٩) معمورة العزیز ولایتی سالنامه سی ، سال ٧ (١٣١٠)؛
(١٠) احمدبن علی مقریزی ، کتاب السلوک لمعرفة دول الملوک ، چاپ محمد مصطفی زیادة ، قاهره ١٩٣٤ـ١٩٣٩، ج ١، ص ٥٥٢، ٥٦٨ـ٥٦٩، ٧٤٨، ٧٨٤، ٧٨٦، ٧٩١ و بعد؛
(١١) Anisworth, Travels and researches in Asia Minor, I, ٢٦٥;
(١٢) ١٩٣٥ genel nدfus s ¤ ay m , ٧٥, ٣٩, Malatya vilہyeti bro دrد ;
(١٣) V.Cuinet, La Turquie d'Asie, , Paris ١٨٩٢, ٣٧٦ f.;
(١٤) A.von Kremer, Beitrجge zur Geographie des nخrdlichen Syrien , ٣٧;
(١٥) G. Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate , Cambridge ١٩٦٦, ١٢٣, ١٢٨;
(١٦) idem , Palestine under the Moslems , ٤٠٨;
(١٧) Matthieu d'Edesse, French trans. by Dulaurier, Paris ١٨٥٨, ٣٢٤, ٣٣٢, ٣٤٦, ٣٦٠;
(١٨) Michel le Syrien, French trans. by Chabot, Paris , ١٩٩-٢٠٠, ٢٩٠, ٢٩٦-٢٩٧, ٣٥٠;
(١٩) Ritter, Erdkunde , X, ٨٩٥.
(٢٠) برای منابع مطالب مأخوذ از د.ا.د.ترک رجوع کنید به منابع قسمت دوم مقاله .
(٢١) / مکرمین خلیل اینانچ ، تلخیص از ( د. ا. د. ترک )؛
محمد تاش دمیر، تلخیص از ( د. ا. ترک ) /
٢) جمعیت و اقتصاد . بسنی ، در شعبان ٩٢٢، به دست سلطان سلیم از مملوکان پس گرفته شد و به صورت سنجقی * از ولایت عرب ، که تازه تشکیل یافته بود، در آمد؛
مدتی بعد نیز قضایی * از سنجق کاخته و گَرگَر (باشباقانلق آرشیوی ، ش ١٢٣، ص ٦٥ـ١١٦)، و در حدود ٩٦٧، جزو سنجق ملطیه شد.
طبق نخستین سرشماری در ٩٢٥، در آنجا ٤٠٠ ، ١ تن مسلمان و حدود ١٥٠ نفر غیر مسلمان می زیستند (باشباقانلق آرشیوی ، ش ٧١، ص ١٧٢ـ٢١٠) و در ٩٦٧، ٨٠٠ ، ١ مسلمان و ٣٧٠ غیر مسلمان وجود داشت . این وضع نشان می دهد که تا نیمة دوم قرن دهم ، افزایش مهمی در جمعیت صورت نگرفته و ساختار ایلیاتی اهالی ناحیه نقش عمده ای در میزان رشد جمعیت داشته است .
بر اساس دفترهای سرشماری ، از ٩٢٥ تا ٩٦٧ شمار محله های بوسنی به شش رسیده بود: قِزِلجْه اوبا، اورتا اوبا، اشاغی اوبا، میدان ، بزمگاه و محلة ارمنی نشین .
عمده ترین فعالیت اقتصادی اهالی بسنی را کشاورزی و دامداری تشکیل می داد، و بیشترین محصولات آن گندم ، جو، نخود، عدس ، ارزن ، پنبه ، انگور و انواع میوه بود. علاوه بر آن ، از صنعت رنگرزی ، و دلالی کرباس ، در آمد معتنابهی به دست می آمد و عایدی کارگاه زهتابی آنجا نیز، طبق اسناد، مبالغ نسبتاً زیادی بود.
در بسنی آثار موقوفة زیادی وجود دارد که از آن میان ، این آثار که به قرن دهم تعلق دارند شایان ذکرند: مساجد جامع زاده گِش ، بزمگاه ، حاجی ارسلان ، سُفراز، فال و قلعة بسنی ؛
همچنین مسجدهای حسن بیگ بن امیر، آیواجق ، علی شَکَر، ساوجی ، قاربیگ ، حاجی علی ، تاش ، خضر الیاس ، کاخته ، آقافقیه ، عُلیا اوغلی ، وَلَد مصری و نیز مساجد حسن بیگ ، فضل الله و بکر بیگ . علاوه بر این ، دو نهاد آموزشی و پرورشی به نام «معلم خانة حسن بیگ » و «مدرسة بکر بیگ » وجود داشته است .
بسنی در قرن سیزدهم ، قضایی از سنجق ملطیه در ولایت معمورة العزیز بود، و نواحی تابع آن ، سورگی ، بیلویران ، هُوِیدی ، کیسون ، قزیل این و شام بیات بود. بر اساس سالنامة ولایت معمورة العزیز، به تاریخ اواخر قرن سیزدهم ، در بسنی ٨٥٩ ، ٩ خانوار مسلمان ، ٣٢٥ خانوار مسیحی و در مجموع ٢٥٤ ، ١٠ خانوار وجود داشته است (ص ٩٤، ٢١٦ـ٢٢١). در همان تاریخ ، قضای بسنی دارای یازده محله ، ١٤٣ روستا و ٣١ منطقة
ایلیاتی بود.
در اوایل قرن چهاردهم ، بسنی ١٤٣ روستای تابع ، سیزده محله ، سیزده مسجد جامع ، دو مسجد، بیست و یک مدرسة علوم دینی با هشتاد تن طلبه و یک مدرسة «رشدیه » ٢١ «خان » (کاروانسرا) و سه کلیسا، با دو باب مدرسة وابسته ، داشت .
بسنی از ١٢٧٥ تابع قضای حصن منصور و مرکز قضایی وابسته به ملطیه شد و از ١٣٠٥ ش تا ١٣١١ ش به صورت تابع غازیان تب (غازی عینتاب ) باقی ماند و در همان سال ، دوباره تابع ملطیه گردید. در ١٣٣٣ ش که آدی یامان ، استان شد، به صورت مرکز شهرستانی وابسته به آنجا در آمد. در حال حاضر، محصولات کشاورزی ، کشت گیاهان صنعتی و در کنار آن ، صنایع بافندگی نخریسی ، آهنگری و دخانیات ، فعالیت عمدة اقتصادی آنجا را تشکیل می دهد. بعلاوه ، در اطراف بسنی ، بهره برداری از معادن نیز گسترش یافته است .
بسنی آثار تاریخی بسیاری دارد، از جمله : قلعة بسنی ، پل گوک سو (پل قزیل این )، خرابه های شهر تاریخی کول در روستای اوچ گُز (سُفراز)، شام بیاتی و اطراف آن ؛
زاویه ها و خانقاهها: مقبرة حاجی علی ، زاویه و خانقاههای جنید بغدادی ، زیوه ، حاجی زیرک ، خلیل بابا (خانلوبابا)، شیخ مصطفی خوجه و تِلامزبابا؛
مساجد بازار، کُلخان اونی ، تُقتَمش ؛
از «اولوجامع » ( = مسجد بزرگ ) آن فقط بقایایی برجاست .
جمعیت بسنی در نخستین سرشماری بعد از جمهوریت (١٣٠٦ ش / ١٩٢٧) ٠١٤ ، ٧ تن بوده و در ١٣٦٩ ش /١٩٩٠، به ٠٧٦ ، ٢٦ نفر بالغ شده است .
شهرستان بسنی که مرکز آن شهر بسنی است ، علاوه بر بخش مرکزی ، مشتمل است بر بخشهای چاقِرهویوک ، قزیل این ، سُوارلی و شام بیات . در شهرستان بسنی که ٤٠٩ ، ١ کیلومتر مربع وسعت دارد، طبق سرشماری ١٣٦٩ ش /١٩٩٠، تعداد ٥٣٢ ، ٨٨ تن زندگی می کردند.
منابع :
(٢٢) ابن شحنه ، الدّرالمنتخب فی تاریخ مملکة حلب ، بیروت ١٩٠٩، ص ١٧١؛
(٢٣) ابن عدیم ، بغیة الطلب فی تاریخ حلب ، چاپ فواد سزگین ، فرانکفورت ١٤٠٦/١٩٨٦، ج ١، ص ٣٣٠ـ٣٣١؛
(٢٤) ابوشامة ، کتاب الروضتین فی اخبار الدولتین ، چاپ ابوالسعود، قاهره ١٢٨٧ـ١٢٨٨، ج ١، ص ١٠٠، ٢١٣؛
(٢٥) اردو دائرة معارف اسلامیه ، لاهور ١٣٨٤ـ١٤١٠/ ١٩٦٤ـ١٩٨٩، ذیل «بسنی » (از کلود کاهن )؛
(٢٦) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، جهان نما ، چاپ ابراهیم متفرقه ، استانبول ١١٤٥/١٧٣٢، ص ٥٩٩؛
(٢٧) شمس الدین سامی ، قاموس الاعلام ، چاپ مهران ، استانبول ١٣٠٦ـ ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ ١٨٩٨، ج ٢، ص ١٤١٨ـ١٤١٩؛
(٢٨) معمورة العزیز ولایتی سالنامه سی (١٣٠١، ١٣١٠، ١٣٢٥)؛
(٢٩) احمدبن علی مقریزی ، کتاب السلوک لِمعرفة دول الملوک ، چاپ محمد مصطفی زیادة ، قاهره ١٩٣٤ـ ١٩٣٩، ج ١، ص ٥٥٢، ٥٦٨ـ٥٦٩، ٧٤٨، ٧٨٤؛
(٣٠) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣؛
(٣١) Ba bakahl k Ar ivi, Tahrir Defteri , nos.٧١, ١-٢, ١٥١, ٢١٠- ٢٤٠;
(٣٢) Tuncer Baykara, Anadolu'nun Tarih Cog § rafyas na Giri : Anadolu'nun I darر Taksimat , Ankara ١٩٨٨, ١٠٦, ١٣٠;
(٣٣) Vital Cuinet, La Turquie d'Asie , Paris ١٨٩٢, , ٣٧٦;
(٣٤) I n Demirkent, Urfa Ha l Kontlug § u Tarihi (١٠٩٨-١١١٨) , Istanbul ١٩٧٤, ١٤٩-١٥٠;
(٣٥) EI ٢ , s.v. "Besni" (by Cl. Cahen);
(٣٦) Kanدn ھ Devri Malatya Sancag § Tahrir Defteri;
(٣٧) ١٥٦٠, ed. Refet Yinan & Mesut Elibدyدk, Ankara ١٩٨٣, ٤٣٧ f.;
G. Le Strange. The lands of the Eastern Caliphate,
(٣٨) Cambridge ١٩٦٦, ١٢٣, ١٢٨;
(٣٩) Nizہmeddرn-i Sہmر. Zafernہme, tr. Necati Lugal, Ankara ١٩٨٧, ٢٦٦-٢٦٧;
(٤٠) Steven Runciman, Haµl Seferleri Tarihi, tr. Fikret I ltan, Ankara ١٩٨٦-١٩٨٧, , ٢٧٦;
(٤١) Ali Sevim, Anadolunun Fethi , Ankara ١٩٨٨, ٨٩;
(٤٢) Mustafa Sucu, Ad yaman I li ve I lµeleri, Adana ١٩٨٥, ٧٦-٩٨;
(٤٣) Osman Turan, Selµuklular Zaman nda Tدrkiye Tarihi, Istanbul ١٩٨٤, ٦٤٠, ٦٤١.
/ محمد تاش دمیر ( د. ا. د. ترک ) /