دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٣٧٦
تُخَمَه (جمع آن : تُخَم و تُخَمات ) ، سوءهضم یا سوءهاضمه .
اصل این واژة عربی ، وُخَمَة از ریشة وخم است ، که واژه های وَخیم و وَخامت نیز از آن مشتق شده است ( رجوع کنید بهابن منظور؛ فیروزآبادی ، ذیل «وخم »)؛ لذا اینکه مؤلف برهان قاطع آن را واژه ای فارسی دانسته ، نادرست است . تخمه به عنوان بیماری ای آزار دهنده در ادبیات عرب راه یافته است ، از جمله : «فَرُبَّ مَخْمَصَةٍ شَرٌّ مِن التُّخَم » (چه بسا گرسنگی بدتر از تخمه باشد؛ بوصیری ، ص ٦٠). این واژه ، با تلفظ تُخْمه نیز در شعر فارسی به ضرورت وزن به کار رفته است (برای نمونه رجوع کنید بهمولوی ، ج ٣، دفتر پنجم ، ص ١١٢، سطر ١٧٤٧). واژة تخمه در ایران تا دورة معاصر به کار می رفته است ( رجوع کنید به دهخدا، ج ١، ص ١٣؛ شاملو، حرف ت ، دفتر اول ، ش ٩٦٣)، ولی اکنون از آن استفاده نمی شود. مترادف دانستن تخمه با هیضَة (وبا؛ جمال الدین انجو، ج ١، ص ٧٤٣؛ برهان ، ذیل واژه ) و بَرَدَة (در واقع «ثقلِ سرد»، که ممکن است از عوارض وبا نیز باشد؛ زمخشری ، ج ١، ص ١٠٢؛ فیروزآبادی ، ذیل «برد»؛ سیوطی ، ص ١٥٢؛ تهانوی ، ذیل «البَرْدَة ») نیز نادرست و ناشی از خلط یکی از عوارض وبا (سوءهضم ، شکمروش ) با خود آن بیماری است . این واژه نه در قدیمترین پزشکینامة فارسی (سدة چهارم )، هدایة المتعلمین فی الطب اخوینی بخاری ، به کار رفته است (وی این بیماری را با عنوان «سوءالهضم » و «ناگواریدن طعام » وصف کرده است ؛ ص ٣٥٨، ٣٦٥ و جاهای دیگر) و نه در قدیمترین دارونامة فارسی ، یعنی الابنیة عن حقائق الادویة موفق هروی (سدة چهارم ).
برخی مؤلفان علتهای تخمه را چنین دانسته اند: پُرخوری ( رجوع کنید به مولوی ، همانجا)، بدی کیفیت غذا، خوردن غذاهایی که به آن عادت ندارند، خوردن غذاهای سنگین و سفت ، رعایت نکردن ترتیبِ خوردن (اول غذای لطیف و پس از آن غذای سفت )، ناتوانی معده در اینکه طعام را کاملاً «به گوهر خویش گرداند» (هضم کند)، آماس یا زخم معده ، آمیختن طعامهای مختلف باهم ، خوردن طعام «بادناک »، نوشیدن آب پس از طعام ، کارهای سنگین جسمانی پس از طعام ، گرمابه رفتن پیش یا پس از طعام ، «به کار ناداشتن سببها و تحلیل کننده ( ها ) چون استفراغ »، سستی و خواب زیاد (ارخیگنس / ارجنجانس ؛ نیمة اول سدة دوم میلادی ، به نقل رازی ، ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ٥، ص ٣٣؛ اخوینی بخاری ، ص ٣٥٨ـ٣٦٧؛ حکیم مَیسری ، ص ١٢٠؛ مجوسی ، ج ٢، ص ٣٤٩؛ جرجانی ، ص ١٦٦؛ ازرق ، ص ١٣٢). به نظر غیاث الدین علی حسینی اصفهانی (زنده در ٨٧١) علت ناگوارده ماندن (هضم نشدن ) طعام ، نبودن «خَمْل » (پُرز) و درشتی ای است که باید در معده باشد تا «طعام درو آویزد و بماند تا آن دَم که کیلوس ( = شیرة معده که با طعام آمیخته شود ) گردد» (ص ٣٤٩).
به نوشتة اخوینی بخاری (ص ٣٥٩)، بسته به گرم یا سرد بودن طعام ، سوءهضم ممکن است همراه با تب (نیز رجوع کنید به رازی ، ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ١٤، ص ١٥٨؛ حکیم میسری ، ص ٢٣٩)، آروغِ ترش و باد معده باشد (نیز رجوع کنید به حکیم میسری ، ص ٢٤٣). تخمه را از علایم بروز هیضه (رازی ، ١٤١٢، ص ٢٢٤؛ اخوینی بخاری ، ص ٣٨٧) و از علتهای دُبَیْلَه (دُمّل ؛ طبری ، ص ٢١١) و کری (حکیم میسری ، ص ٨٥ ، ٨٧) دانسته اند.
برای پیشگیری و علاج عموماً راههای مفصّل و مشترک ذکر کرده اند که مفصّلترین آنها از اخوینی بخاری (ص ٣٦٠ـ٣٦٧) است ، از جمله : پرهیز از کارهای منجر به بیماری (رازی ، ١٣٧٤ـ١٣٩٠، ج ٥، ص ٣٣؛ مجوسی ، همانجا؛ فخر رازی ، ص ١٠٧)؛ دفع طعام از معده با روشهایی چون قی کردن به وسیلة آب گرم و سکنجبین یا آب گرم و عسل یا آب وِلَرم و گلاب ، و خوردن جَوارشنات (جمع جَوارِش / جوارشْن ، معرَّب گُوارش / گوارشن ) یعنی داروهایی که به گوارش کمک می کنند (رازی ؛ مجوسی ، همانجاها؛ شمس الدین آملی ، ج ٣، ص ١٥٣)؛ و در صورتیکه قی کردن میسر نباشد، خوردن جوارشنات مُسْهِله از قبیل جوارش شهریاران ، جوارش سَفَرجَل (به )، جوارش کَمّون (زیره )، گوارش نانخواه ، گوارش تُربُد، یا خوردن آب گرم با روغن بادام شیرین ، و نیز به وسیلة گرم کردن معده با پوشیدن جامة گرم یا با گذاشتن پارچه ای گرم بر شکم ، خوردن حَبّ تخَمه و مالیدن روغن قُسط بر شکم (اخوینی بخاری ، ص ٣٦٠؛ حکیم میسری ، ص ١١٠، ١٢١ـ١٢٢، ١٣٥؛ مجوسی ، همانجا). در یواقیت العلوم برای درمان تخمة ناشی از رطوبات ، خوردن شونیز با عسل ، و جوارش ریمِ (دُرْدِ) آهن توصیه شده است (ص ٢١٩ـ ٢٢٠). جمالی یزدی (متوفی ٥٨٠) خوردن سِپندان (خردل ) خیسانده در شیر را برای پاک کردن تخمه تجویز کرده است (ص ١٦٥). دیگر راههای پیشگیری از تخمه یا درمان آن را چنین ذکر کرده اند: رعایت تقدم خوردنیهای لطیفتر بر غیرلطیف (مجوسی ؛ فخررازی ، همانجاها) و در صورت بروز بیماری در تابستان ، آب تنی در آب سرد برای کم کردن حرارت درون بدن و تقویت هضم (مجوسی ، همانجا).
تخمه در روایات نیز ذکر شده است ، از جمله : روایتی منسوب به امام جعفرصادق علیه السلام : «کُلُّ داءٍ من التخمه ما خَلا الحُمّی » (تمام بیماریها از تخمه است بجز تب ؛ مجلسی ، ج ٦٣، ص ٣٣٦). نیز مجلسی نقل کرده است که چون حارث بن مُغیره نزد امام صادق علیه السلام از تخمه شکایت کرد، امام فرمودند: «تَناوَلْ من هذا الرمّانِ الحُلْوِ، و کُلْهُ بشَحْمِهِ فانّه یدبَغُ المعدةَ دبغاً، و یشفیِ التخَمة » (از این انار شیرین تناول کن ، و آن را با پیه ( زرد رنگ درونش ) بخور زیرا معده را دباغی و تخمه را درمان می کند؛ ج ٦٣، ص ١٦٤). در کتاب طب الائمّـة (ص ٢٥٢) تألیف حسین بن بسطام نیسابوری و برادرش عبداللّه نیز نقل شده که شخصی نزد امام صادق علیه السلام از درد و تخمه شکایت کرد، ایشان توصیه فرمود: «تَغَدَّ أو تَعَشَّ، و لا تأکلْ فیما بینهما شیئاً فإن فیه فسادَ البدنِ» (چاشت یا شام بخور و چیزی بین اینها نخور که باعث فساد بدن می شود؛ نیز رجوع کنید بهمجلسی ، ج ٦٣، ص ٣٤٢).
منابع :
(١) ابن بسطام (حسین بن بسطام ) و ابن بسطام (عبداللّه بن بسطام )، طب الائمّة ، چاپ محسن عقیل ، بیروت ١٤١٤/ ١٩٩٤؛
(٢) ابن منظور؛
(٣) اخوینی بخاری ؛
(٤) ابراهیم بن عبدالرحمان ازرق ، تسهیل المنافع فی الطب و الحکمة ، بیروت : المکتبة الشعبیّة ، ( بی تا. ) ؛
(٥) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران ١٣٦١ش ؛
(٦) محمدبن سعید بوصیری ، قصیدة البرءة ، در ثلاثیة البردة فی مدح رسول اللّه صلی اللّه علیه وسلم ، چاپ عبدالناصر ابوهارون ، دمشق ١٩٩٥؛
(٧) محمد اعلی بن علی تهانوی ، موسوعة کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم ، چاپ رفیق العجم و علی دحروج ، بیروت ١٩٩٦؛
(٨) اسماعیل بن حسن جرجانی ، کتاب الاغراض الطبیة و المباحث العلائیة ، عکس نسخة مکتوب در سال ٧٨٩ هجری محفوظ در کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، تهران ١٣٤٥ش ؛
(٩) حسین بن حسن جمال الدین انجو، فرهنگ جهانگیری ، چاپ رحیم عفیفی ، مشهد ١٣٥١ـ١٣٥٤ش ؛
(١٠) مطهربن محمد جمالی یزدی ، فرّخ نامه : دائرة المعارف علوم و فنون و عقائد ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٤٦ش ؛
(١١) غیاث الدین علی حسینی اصفهانی ، دانش نامة جهان ، چاپ سنگی بمبئی ١٢٩١؛
(١٢) حکیم میسری ، دانشنامه در علم پزشکی ، چاپ برات زنجانی ، تهران ١٣٦٦ش ؛
(١٣) علی اکبر دهخدا، مقالات دهخدا ، چاپ محمد دبیر سیاقی ، تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٤ش ؛
(١٤) محمدبن زکریا رازی ، تقاسیم العلل : کتاب التقسیم و التشجیر ، تحقیق و ترجمة صبحی محمود حمامی ، حلب ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(١٥) همو، کتاب الحاوی فی الطب ، حیدرآباد دکن ١٣٧٤ـ١٣٩٠/ ١٩٥٥ـ١٩٧١؛
(١٦) محمودبن عمر زمخشری ، الفائق فی غریب الحدیث ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم و علی محمد بجاوی ، ( قاهره ١٩٧١ ) ؛
(١٧) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، المنهج السّوی و المنهل الرّوی فی الطّب النبوی ، چاپ حسن محمد مقبولی اهدل ، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(١٨) احمد شاملو، کتاب کوچه ، حرف ت ، دفتر اول ، تهران ١٣٧٩ش ؛
(١٩) محمدبن محمود شمس الدین آملی ، نفائس الفنون فی عرایس العیون ، ج ٣، چاپ ابوالحسن شعرانی ، تهران ١٣٧٩؛
(٢٠) علی بن سهل طبری ، فردوس الحکمة فی الطب ، چاپ محمد زبیر صدیقی ، برلین ١٩٢٨؛
(٢١) محمدبن عمر فخر رازی ، جامع العلوم ، بمبئی ١٣٢٣؛
(٢٢) محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، ترتیب القاموس المحیط ، چاپ طاهر احمد زاوی ، بیروت ١٣٩٩/ ١٩٧٩؛
(٢٣) مجلسی ؛
(٢٤) علی بن عباس مجوسی ، کامل الصناعة الطبیّـة ، بولاق ١٢٩٤؛
(٢٥) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، کتاب مثنوی معنوی ، چاپ رینولد آلن نیکلسون ، تهران : انتشارات مولی ، ( بی تا. ) ؛
(٢٦) یواقیت العلوم و دراری النجوم ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٤٥ش .
/ نگار نادری /