دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٨٧
حُدَیده ، شهرى بندرى در یمن، در ساحل شرقى دریاى سرخ. شهر حدیده در ٢٢٦ كیلومترى مغرب شهر صنعا، پایتخت یمن، قرار دارد و مركز محافظهاى (استانى) به همین نام است كه در مغرب یمن واقع شده و از شمال به استان حَجّه، از مشرق به استانهاى مَجْویت، صنعا، ذَمار و أِب، از جنوب به استان تَعِزّ* و از مغرب به دریاى سرخ محدود است (الموسوعة الیمنیة، ذیل مادّه؛ اطلس الجمهوریة الیمنیة و العالم، ص ٢٤). این شهر در΄٤٨ َْ١٤ عرض شمالى و΄٥٧ َْ٤٣ طول شرقى واقع است، حداكثر ده متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در قسمت مشرق، به دشت نسبتآ پهناورى منتهى میشود كه مهمترین شهر آن در قسمت مغرب، باجل است كه در ارتفاع ١٨٥ مترى قرار دارد (رجوع کنید به >اطلس جامع جهان تایمز<، نقشه ٨٧؛ اطلس الجمهوریة الیمنیة و العالم، ص ٢٥؛ زكریا، ص ١٠١). حدیده در منطقه متراكم جمعیتى یمن واقع است و از طریق سه راه اصلى با این شهرها ارتباط دارد: شهر جازان در عربستان سعودى؛ حَجّه در شمال؛ صنعا و ذمار در مغرب؛ و حیس و تعزّ و عدن در جنوب (رجوع کنید به اطلس الجمهوریة الیمنیة و العالم، ص ٣٢ـ٣٣). در اطراف شهر حدیده شش ناحیه (وادى)، به نامهاى زَبید، رِمَع نازل، لاویه، سِهام نازل، سُرْدُد و مَوْر (بزرگترین وادى تهامه)، هست كه از حیث حاصلخیزى و كشاورزى، جایگاه ویژهاى در استان حدیده دارند (مقحفى، ١٤٢٢، ذیل مادّه).
نام حدیده در منابع كهن جغرافیایى اسلامى بهچشم نمیخورد، زیرا در گذشته روستاى كوچكى بوده كه فقط صیادان بهعنوان استراحتگاه از آن استفاده میكردند. بعد از آنكه بندر مُخا (شهرى در ساحل دریاى سرخ در شمال بابالمندب) زیر شنها مدفون گردید، كشتیها براى توقف به حدیده روى آوردند كه منشأ آبادى آنجا شد. شهر حدیده از دو بخش مختلف تشكیل شده است: منطقه اصلى با بناهاى قدیمى، خانهها، مساجد و بازارها؛
و حومه كه در قسمت جنوبى واقع شده و اهالى آن به صید ماهى میپردازند (زكریا، ص ٨٤ـ٨٥؛
هلفریتس، ص٢١٠). آب شهر حدیده بهسبب وجود معادن نمك در شمال آن، به جز در قسمتهاى شمالشرقیاش، بسیار شور است و آشامیدنى نیست، اما در اطراف حدیده از شورى منابع آبى كاسته میشود (حضرمى، ص ٦٩). آب شرب این شهر از جزیره كَمَران، گاهى از بیتالفقیه* یا از چاههاى متعدد دشتى كه در مشرق حدیده است، تأمین میشود (شكعه، ص ٣٧؛
نخال، ص ٨٢).
آب و هواى این شهر در تابستان بسیار گرم و طاقتفرسا، اما در زمستان، نسبتاً معتدل و خوب است. متوسط درجه حرارت سالیانه حدیده بالاست. بارش در آنجا نامنظم و پراكنده و اندك (حدود ١٥٠ میلیمتر در سال) است و رطوبت هواى آن به هشتاد تا نود درصد میرسد كه علت آن، نزدیكى به خط استوا و قرار گرفتن در كنار دریاست (رجوع کنید به الموسوعة العربیة، ذیل مادّه؛
زكریا، ص ٨٢؛
حضرمى، همانجا؛
براى اطلاع بیشتر درباره وضع اقلیمى حدیده رجوع کنید به اطلس الجمهوریة الیمنیة و العالم، ص ٢٦؛
عباس فاضل سعدى، ص ١٥٩ـ١٦١).
در منابع معاصر، حدیده شهرى با نخلها و دیگر درختان میوه، خیابانهاى باریك و پر ازدحام، و بازار بسیار كوچك ولى پررونق وصف شده است. در این شهر عربها، هندیها، تركها، ایرانیها و حبشیان زندگى میكنند (رجوع کنید به عمرى، ١٤٠٩، ص ٤٨، پانویس ٢؛
الموسوعة العربیة، همانجا).
نام حدیده، كه به صورت حُدَیدَه نیز ذكر شده (رجوع کنید به حافظ وهْبه، ص ٤٣)، ظاهراً برگرفته از اسم فردى به نام حُدَیده است كه در سال ٧٠٠ در آنجا زندگى میكرد (رجوع کنید به ثور، ص ٤٢٣). بهگمان قویتر، حدیده مكانى براى استراحت مسافران یا محل پهلو گرفتن كشتیهاى كوچك تجارى یا از ابتدا محلى براى ماهیگیرى بوده و بهتدریج یكى از بندرهاى معروف یمن و مركز تهامه* (تهامه یمن) شده است (رجوع کنید به حضرمى، ص٧٠؛
زكریا، همانجا؛
مقحفى، ١٩٨٥، ذیل مادّه؛
شكعه، همانجا). در بیشتر منابع، تاریخ شهر از سده هشتم ذكر شده است و حدیده را در ٩٢٠ آبادى كوچكى دانستهاند (براى نمونه رجوع کنید به مقحفى، ١٤٢٢، همانجا؛
الموسوعة العربیة العالمیة، ذیل مادّه؛
قس الموسوعة العربیة، همانجا، كه سابقه این شهر را از قرن نهم دانسته است). چون این مكان نقطه ارتباطى بین شهرهاى مجاور به حساب میآمده، بهسرعت یكى از مشهورترین بندرهاى جزیرةالعرب در ساحل دریاى سرخ شد (رجوع کنید به مقحفى، ١٩٨٥؛
ثور، همانجاها). اطراف حدیده، در آغاز شكوفاییاش، حصارى با چهار دروازه به نامهاى مشرف، نخیل، ستر و یمن وجود داشت. علاوه بر آن، حدیده عناصر شهر اسلامى همانند قلعه، جامع بزرگ و بازار را داشت (رجوع کنید به الموسوعة العربیة، همانجا). ابنبطوطه (ج ١، ص ٢٥٦)، هنگام اشاره به شهر زَبید، گفته كه از «مُرسَیالحادث» یا لنگرگاه جدید نیز عبور كرده است. اینكه مرسیالحادث یا مرسیالحدیث همان حدیده باشد، محل تردید است، زیرا مرسیالحادث در نزدیكترین مسیر از ساحل به شهر زبید قرار داشت كه با آبادى دیگرى در جنوب حدیده مطابق است و حدیده در مسیر نزدیكترین فاصله ساحلى به شهر صنعا احداث شده است. در سدههاى هفتم تا نهم كه بنورسول* بر یمن حكومت داشتند، اطلاع اندكى از وضع حدیده در دست است.
این شهر در اواخر سده هشتم، یكى از سواحل وادى سهام معرفى شده است (خزرجى، ج ٢، ص ٢٢٥؛
حضرمى، همانجا). از اواسط سده نهم تا ٩٢١، حدیده تحت فرمان بنوطاهر قرار داشت (رجوع کنید به زباره یمنى، ج ١، ص ٣٣٥). در اواخر این سال، ممالیك مصر به فرماندهى حسین كردى و به بهانه جنگ با پرتغالیها به دریاى سرخ لشكر كشیدند و پرتغالیها را بیرون راندند، ولى در جنگهاى خود در سواحل هند شكست خوردند، به یمن بازگشتند و حدیده را اشغال كردند (رجوع کنید به ابنقاسم، قسم ٢، ص ٦٤٣ـ٦٤٤؛
عمرى، ١٤٠٩، ص ٤٨ـ٤٩؛
زكریا، ص ٥٧). در٩٤٦، عثمانیها وارد حدیده شدند و تا ١٠٣٨ كه امام محمدبن قاسم، از امامان زیدیه، به حدیده رفت، در آنجا ماندند. در زمان عثمانیها، حدیده یكى از چهار سنجَق (لِوا) یمن، و شامل هفت بخش (قضا) و شانزده ناحیه ادارى كوچك بود و شهرهاى زَبید، لُحَیه (امروزه شهرى ساحلى در شمال حدیده)، زیدیه (امروزه در مسیر حدیده به جازانِ عربستان سعودى)، بیتالفقیه و باجل از جمله بخشهاى آن بودند (حجرى یمانى، ج ١، جزء٢، ص ٢٥١؛
ثور، ص ٤٢٢ـ٤٢٣؛
اباظه، ص ١٠٨ـ١٠٩). نیبور، كه در اواسط سده دوازدهم /هجدهم حدیده را دیده، آن را شهرى با خانههاى محقر خوانده است (رجوع کنید به ص ٢٢٨).
در ١٢١٧، حمودبن محمد خیراتى ملقب به ابومسمار، بر ابوعریش شریف، امام صنعا، غلبه نمود و با پشتیبانى وهابیان، بر تهامه چیره گشت و تا ١٢٣٣ تحت فرمان آنان در حدیده حكومت كرد (رجوع کنید به الاطلس التاریخى المملكة العربیة السعودیة، ص٧٠ـ٧١). طى سده سیزدهم در حدیده منازعات دیگرى، بهویژه میان عثمانیها و عربها، درگرفت (رجوع کنید به حضرمى، ص٧٠ـ٧٢). در ١٢٥١ محمدعلیپاشا، والى عثمانى مصر، سپاهى به سوى تهامه فرستاد و حدیده را تصرف كرد و سرانجام در ١٢٥٦، به منظور برقرارى صلح و حلوفصل مسالمتآمیز مشكلات یمن، طبق معاهدهاى دستور داد سربازان عثمانى یمن را ترك كنند (رجوع کنید به زكریا، ص ٦٣؛
كریملو، ص ١٤٧). عثمانیها مجدداً در ١٢٦٥ با سپاهى به فرماندهى توفیقپاشا و محمدبن عَوْن (امیر مكه) و به دستور عبدالمجید اول، خلیفه عثمانى، به حدیده حمله كردند و بر آن چیره شدند كه در پى آن توفیقپاشا حاكم حدیده شد (جرافى یمنى، ص ١٥٤؛
ماكرو، ص ٧٥؛
زكریا، ص ٦٧). در زمان حكومت عثمانیها در حدیده، شهر مركز ادارى مهمى بود (الموسوعة العربیة العالمیة؛
مقحفى، ١٤٢٢، همانجاها). در ١٢٨٣ محمدبن عایض، حاكم عسیر*، متوجه تهامه شد. بهدنبال آن تهامه، و به خصوص حدیده، دستخوش تنشهاى شدیدى شدند و به همین دلیل در حدیده فقط جنگجویان باقى ماندند و این شهر چهره نظامى به خود گرفت (رجوع کنید به صفحات مجهولة من تاریخالیمن، ص ٨٩). در ١٢٨٧ نیز محمدبن عایض به تهامه حمله كرد و حدیده را تحت فرمان خود درآورد، اما سپاهیان عثمانى، به فرماندهى رَدیفپاشا و احمدمختارپاشا، پس از به قتل رساندن ابنعایض، حدیده را ضمیمه عسیر كردند (رجوع کنید به جرافى یمنى، ص ١٥٤ـ١٥٥؛
زكریا، ص ١٦٨؛
نیز رجوع کنید به كندى، ج ٢، ص١٨٠ـ١٨١).
حدیده در ١٣١٧ ولایتى مستقل شد، در حالى كه پپش از آن جزئى از ولایت بزرگ یمن بهشمار میآمد (د. اسلام، چاپ اول، ذیل مادّه). در ١٣٣٠/١٩١٢ كشتیهاى نظامى ایتالیایى حدیده را هدف قرار دادند كه طى آن تمامى تجهیزات دفاعى ارتش عثمانى در حدیده از بین رفت (واسعى یمانى، ص ٣١٨ـ٣١٩). در جنگ جهانى اول، كشتیهاى بریتانیایى بارها براى ضربه زدن به مواضع ارتش عثمانى در جزیرةالعرب، حدیده را هدف قرار دادند تا اینكه سرانجام در ١٣٣٦/ ١٩١٨ بر آن چیره شدند (رجوع کنید به همان، ص ٣٢٥ـ٣٢٧؛
مقحفى، ١٤٢٢، همانجا). آنان پس از تسلط بر حدیده آن را به محمدبن على ادریسى، شریف عسیر، واگذار كردند. بریتانیاییها سرانجام در ١٣٠١ش/١٩٢٢ حدیده را تخلیه كردند (حضرمى، ص ٧٢؛
حافظ وهبه، ص ٤٣) و روسها تقریباً از همین سالها، جاى خود را در حدیده باز كردند (رجوع کنید به ماكرو، ص ٢٢١). در ١٣٠٤ش/١٩٢٤ امام یحییبن محمدبن حمیدالدین، حدیده را بدون جنگ و خونریزى از ادریسیان گرفت (واسعى یمانى، ص ٣٣٤). در ١٣١٣ش/١٩٣٤ نیروهاى سعودى، به رهبرى فیصلبن عبدالعزیز، حدیده را اشغال كردند (عمرى، ١٤٠٨، ص ١٨٧ـ١٨٨؛
هاجرى، ص ٤٣؛
زكریا، ص ٧٥ـ٧٦؛
نیز رجوع کنید به الاطلس التاریخى للمملكة العربیة السعودیة، ص ٢١٧) كه با واكنش كشورهاى اروپایى ذینفع مواجه شد و سرانجام براساس پیمان طائف، میان امام یحیى و عبدالعزیز ابنسعود، بنیانگذار حكومت سعودى، صلح برقرار گردید و امام یحیى در حدیده باقیماند (رجوع کنید به هاجرى، ص ٤٦).
در اوایل ١٣٤٠ش/١٩٦١، روسها بندرى به نام احمدى در شمال حدیده ساختند (باروز، ص٢٠؛
ونر، ص ١٨٨). حدیده و اطراف آن بهتدریج توسعه یافت و راههاى ارتباطى بسیارى از حدیده به مناطق مختلف، از جمله صنعا و حتى مرزهاى سعودى، كشیده شد. حدیده در ١٣٤١ ش / ١٩٦٢ از كانونهاى مهم انقلاب یمن بهشمار میرفت. پس از این سال، عمران و آبادانى در آن بیشتر شد (مقحفى، ١٤٢٢؛
حضرمى، همانجاها). با پیشرفت اقتصادى، در حدیده امتیازات خاصى براى فعالیتهاى اكتشافى به شركتهاى خارجى واگذار شد كه به دلایل گوناگون (از جمله انقلاب یمن در ١٣٤١ش/١٩٦٢ یا كمبود بودجه) بینتیجه ماند. اكتشاف نفت نیز از ١٣٥٥ش/١٩٧٦ در حدیده مورد توجه قرار گرفت (باروز، ص ١٣٥ـ١٣٦).
بندر حدیده كه از ابتدا بازار خریدوفروش و محل واردات و صادرات كالاهاى گوناگون بود، بهسبب توجه تاجران یونانى و هندى، از ابتدا مورد توجه بازرگانان سرزمینهاى اطراف قرار داشت (رجوع کنید به زكریا، ص ١٤٤) و در مواقعى، به سبب حمایت بازرگانان خارجى، در بازرگانى از بندر عدن نیز پیشى میگرفت. مردم حدیده بیشتر به ساختن قایقهاى سنّتى و صید ماهى میپرداختند (كریملو، ص٢٠). پوست از واردات بندر حدیده است و پارچه، مرواریدهاى رنگین، خشكبار، موز، خرما، كندر، صمغ درخت كاج، دخانیات و به خصوص قهوه از صادرات آنجاست (مقحفى، ١٤٢٢؛
د. اسلام، چاپ اول، همانجاها).
با رونق بازرگانى در حدیده، بهویژه بعد از ١٣٥٤ش/ ١٩٧٥، بهتدریج، ساختمانهاى عظیم در شهر ایجاد گردید و با تأمین برق و آب آشامیدنى و برخى امكانات دیگر، توسعه شهر بیشتر شد. این امر موجب افزایش جمعیت این منطقه گردید و حدیده به شهر پرجمعیت و نیز به اولین شهر توریستى یمن بدل شد و از سرمایهگذارى خارجى نیز بهرهمند گردید (رجوع کنید به حضرمى، ص ٧٧).
مردم حدیده مسلمان و اغلب شافعیمذهباند (باروز، ص ٨ـ٩).
در ١٣٠١/ ١٨٨٣ حدیده حدود بیست هزار تن جمعیت داشت (د. اسلام، چاپ اول، همانجا). در برآورد سال ١٣٤٣ش/ ١٩٦٤، این شهر حدود پنجاه هزار تن جمعیت داشته است (د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه). براساس آمار ١٣٦٩ش/١٩٩٠ شهر حدیده بالغ بر٠٠٠، ١٥٥ تن جمعیت داشت و سومین شهر پرجمعیت یمن بهشمار میرفت (كریملو، ص ٢١؛
نیز رجوع کنید به الموسوعة العربیة العالمیة، همانجا). امروزه، حدیده بزرگترین بندر یمن در دریاى سرخ است كه با داشتن بازارهاى متعدد (مانند بازار شعبیه) و باغهاى فراوان، از مراكز تجارى و صنعتى یمن محسوب میشود (حجرى یمانى، ج ١، جزء٢، ص٢٥٠؛
الموسوعةالعربیة، همانجا). این شهر از مراكز علوم اسلامى یمن بهشمار میآید و از سده دوازدهم تا چهاردهم علماى متعددى، در آنجا پرورش یافتهاند، از جمله صدیقبن ابیالفتح، احمدبن عبداللّهبن احمدبن طاهر قدیمى ملقب به زواك، و احمدبن محمد زواك (رجوع کنید به حضرمى، ص ٧٣).
منابع :
(١) فاروق عثمان اباظه، الحكمالعثمانیفیالیمن: ١٨٧٢ـ ١٩١٨، (قاهره) ١٩٨٦؛
(٢) ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطة، چاپ محمد عبدالمنعم عریان، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٣) ابنقاسم، غایة الامانى فى اخبار القطرالیمانى، چاپ سعید عبدالفتاح عاشور، قاهره ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(٤) الاطلس التاریخى للمملكة العربیة السعودیة، ریاض: دارةالملك عبدالعزیز، ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٥) اطلس الجمهوریة الیمنیة و العالم، بیروت : جیوپروجكتس، ٢٠٠٣؛
(٦) عبداللّه ثور، هذه هیالیمن: الارض و الانسان و التاریخ، بیروت ١٩٨٥؛
(٧) عبداللّه جرافییمنى، المقتطف من تاریخ الیمن، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٨) حافظ وهبه، جزیرةالعرب فیالقرن العشرین، (قاهره?١٣٧٥/ ١٩٥٦)؛
(٩) محمدبن احمد حجرى یمانى، مجموع بلدانالیمن و قبائلها، چاپ اسماعیلبن على أكوع، صنعا ١٤١٦/١٩٩٦؛
(١٠) عبدالرحمان حضرمى، «تهامة فیالتاریخ»، الإكلیل، سال ١، ش ٢ (خریف ١٤٠٠)؛
(١١) علیبن حسن خزرجى، العقود اللؤلؤیة فى تاریخ الدولة الرسولیة، ج ٢، چاپ محمدبن علیاكوع، صنعا ١٤٠٣ / ١٩٨٣؛
(١٢) محمد زباره یمنى، ائمة الیمن، ج ١، تاریخ جامع لأئمة الیمن الهاشمیین، تعز، یمن (١٣٧٥)؛
(١٣) احمد وصفى زكریا، رحلتى الى الیمن، دمشق ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٤) مصطفى شكعه، مغامرات مصرى فى مجاهلالیمن، در ثلاث و ثائق عربیه عن ثورة ١٩٤٨، بیروت : دارالعودة، ١٩٨٥؛
(١٥) صفحات مجهولة من تاریخ الیمن، لمؤلفٍ مجهول، چاپ حسینبن احمد سیاغى، صنعا: مركز الدراسات و البحوث الیمنى، ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٦) عباس فاضل سعدى، «التحلیل الجغرافى لمشكلة الغذاء فیالیمن»، مجلة دراسات الخلیج و الجزیرة العربیة، ش ٤٣ (شوال ١٤٠٥)؛
(١٧) حسینبن عبداللّه عمرى، الامراء العبید و الممالیك فیالیمن : بحث تاریخى مقارن بینالشرق و الغرب حتى القرن العشرین، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(١٨) همو، المنار و الیمن: ١٣١٥ـ١٣٥٤ه / ١٨٩٨ـ١٩٣٥م، دمشق ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(١٩) داود كریملو، جمهورى یمن، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسى و بینالمللى، ١٣٧٤ش؛
(٢٠) سالمبن محمد كندى، تاریخ حضرموت، المسمّى بالعدّة المفیدة الجامعة لتواریخ قدیمة و حدیثة، چاپ عبداللّه محمد حبشى، صنعا ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(٢١) اریك ماكرو، الیمن و الغرب: ١٥٧١ـ١٩٦٢م، نقله الى العربیة و علق علیه حسین بن عبداللّه عمرى، دمشق ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢٢) ابراهیم احمد مقحفى، معجمالبلدان و القبائل الیمنیة، صنعا ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٢٣) همو، معجم المدن و القبائل الیمنیة، صنعا ١٩٨٥؛
(٢٤) الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعةالعربیة، ١٩٩٨ـ، ذیل «الحدیدة» (از محمد سلیمان)؛
(٢٥) الموسوعةالعربیة العالمیة، ریاض: مؤسسة اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع، ١٤١٩/١٩٩٩؛
(٢٦) الموسوعة الیمنیة، زیرنظر احمد جابر عفیف و دیگران، صنعا ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢٧) حامد احمد نخال، «تقویم صلاحیة المیاه الجوفیة فى منطقتى صنعاء و الحُدیدة بالجمهوریة العربیة الیمنیة»، مجلة دراسات الخلیج و الجزیره العربیة، ش ١٩ (شعبان ١٣٩٩)؛
(٢٨) عبدالواسعبن یحیى واسعى یمانى، تاریخ الیمن، المسمّى فرجة الهموم و الحزن فى حوادث و تاریخ الیمن، صنعا ١٩٩١؛
(٢٩) یوسف هاجرى، السعودیة تبتلع الیمن، لندن ١٩٨٨؛
(٣٠) هانس هلفریتس، الیمن منالباب الخلفى، تعریب خیرى حمّاد، (بیروت ? ١٩٦١)؛
(٣١) Robert D. Burrowes, The Yemen Arab Republic: the politics of development, ١٩٦٢-١٩٨٦, Boulder, Colo. ١٩٨٧;
(٣٢) EI١, s.v., "Al-Hodaida" (by J. Schleifer);
(٣٣) EI٢, s.v., "AL-Hudayda" (by L. O. Schuman);
(٣٤) Carsten Niebuhr, Beschreibung von Arabien, Graz ١٩٦٩;
(٣٥) The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, ٢٠٠٥;
(٣٦) Manfred W. Wenner, Modern Yemen: ١٩١٨-١٩٦٦, Baltimore ١٩٦٧.
/ محمدحسین اشرف /