دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧١٧
بلغارستان ، مسلمانان . بلغارستان کشوری است در اروپای شرقی ، در بخش شرقی منطقة بالکان * . مساحت آن ٩٩٤ ، ١١٠ کیلومترمربع ، جمعیت آن طبق برآورد ١٣٧٦ ش / ١٩٩٧، ٠٠٠ ، ٣٢٩ ، ٨ تن ، حکومت آن جمهوری و پایتختش شهر صوفیه (صوفیا) است ( > کتاب سال بریتانیکا١٩٩٨ < ،ص ٥٦٥).
نام بلغارستان از مردم ترک تبار بلغار گرفته شده است . نخستین وصفهایی که در منابع اسلامی دربارة بلغارستان آمده ، مبتنی بر گزارشهای مُسلِم جِرمی ' (متوفی ح ٢٣١)، هارون بن یحیی ' (متوفی ٣٤٩) و ابراهیم بن یعقوب (متوفی ٣٤٩) است .
میکائیل هشتم ، امپراتور روم شرقی ، در ٦٦٠/١٢٦٢، انکیالوس و مسمبریا را از تصرف بلغارها درآورد و ترکان آسیای صغیر را، که با عزالدّین کیکاوس دوم (رجوع کنید به کیکاوس (٢) * ) به روم شرقی پناه برده بودند، در دوبریجه * (یا دوبْروجا/ دوبروگه ) مستقر کرد. بیشتر آنها در ٧٠٧/١٣٠٧ به آسیای صغیر بازگشتند ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل « Bulgaria »).
در برخی منابع اسلامی بلغارستان را سرزمین «اُلَق »ها و بلغارها را با القها یکی دانسته اند (همانجا).
در ٧٢١/ ١٣٢١، برای نخستین بار بخشی از نیروهای عثمانی ، پس از عبور از دریای مرمره ، وارد تَراکیا/ تراکیة شرقی در روم ایلی شدند و پس از هجده ماه اقامت در آنجا، به آناطولی بازگشتند. ترکها بعداً با استفاده از آشفتگی حاصل از جنگ قدرت بر سر تاج و تخت در امپراتوری روم شرقی چندین بار وارد این مناطق شدند (اوزون چارشیلی ، ج ١، ص ١٨١).
فتوحات عثمانیها در بلغارستان امروزی ، از زمان سلطان مراد اول (حک : ٧٦١ـ٧٩١)، سومین سلطان عثمانی ، شروع شد. وی تصرف اِدِرنه را در صدر برنامه هایش قرار داد، ازینرو بیگلربیگ لالاشاهین پاشا را مأمور تصرف ادرنه کرد و وی طی جنگی در ٧٦٤/ ١٣٦٣ ادرنه را گرفت . سپس لالاشاهین پاشا، فلِبه و زَغْرَه (برّویا ) را در شمال تسخیر کرد. اورنوس بیگ ، یکی از فرماندهان ارتش عثمانی ، نیز بخشهایی از تراکیای غربی یعنی گُومُولجینه و بعضی از نقاط حوالی آن را اشغال کرد. پس از آنکه عثمانیها در اولین جنگ مِریچ ، بلغارها و صربها را شکست دادند، در ٧٦٨/١٣٦٧ تیمورتاش پاشا، قِزِل آغاچ را در جنوب و یانبولی را در شمال فتح کرد. لالاشاهین پاشا نیز در ٧٧٢ـ٧٧٣/ ١٣٧٠ـ١٣٧١، اِهْتمان (اختمان ) و ساماکوف (صماقو) را در جنوب صوفیه تصرف کرد و در ٧٦٩/١٣٦٨ نیز سلطان مراد، آیدوس (آیتوس )، قارین آباد (قارین اُواسی / کارنوبات )، سوزه بولی (سوزوپولیس )، و خیره بولی را تسخیر کرد (همان ، ج ١، ص ١٨٩ـ١٩١، ١٩٧؛
د. ا. د. ترک ، ذیل «بلغارستان »؛
د. اسلام ، همانجا).
در پی شکست شیشمان ، سلطان بلغار و سلطانِ صربِ مقدونیه ، از لالاشاهین پاشا در ٧٧٣ـ٧٧٤/١٣٧٢، عثمانیها، کُوسْتِندیل را اشغال کردند و از آن پس موفقیتهای گوناگونی به دست آوردند (اوزون چارشیلی ، ج ١، ص ١٩٨ـ١٩٩). میان سالهای ٧٨٠ تا٧٨٧/١٣٧٨ـ١٣٨٥، عثمانیها شهرهای مهمی چون صوفیه و نیش را تصرف کردند. در ٧٨٩/١٣٨٧، مراد اول دریافت که خراجگزارانش یعنی شیشمان ( سوم ) در بلغارستان و ایوانکو در دوبریجه در نبرد با صربها از او جانبداری نمی کنند، ازینرو علی پاشا را بالشکری اعزام داشت تا با آنها مقابله کند. وی در زمستان ٧٩٠ـ٧٩١/١٣٨٨ـ١٣٨٩، پرووادیا (پراوادی ) ، وِنچَن ، مادِرا، و شُمْنی (شومِن ) را تصرف کرد ( د. اسلام ، همانجا). همچنین یخشی بیگ را به وارْنا فرستاد. شیشمان بر اثر این اقدامات مجبـور به اطاعت شد. در ٧٩٥/١٣٩٢ سیگیسموند، پادشاه مجارستان ، برای حمایت از بلغارستان راهی آن کشور شد ولی از عثمانیها شکست خورد. بایزید اول (رجوع کنید به بایزید(١) * ) معروف به ایلدِرِم بایزید (حک : ٧٩١ـ ٨٠٥)، در ٧٩٥/١٣٩٣، نیرویی به فرماندهی پسر بزرگش ، سلیمان چلبی ، به بلغارستان فرستاد و ترنووو / ترنووا، پایتخت کشور، پس از سه ماه محاصره سقوط کرد. پس از پیروزی بایزید در نبرد نیکبولی در ٢٤ ذیحجة ٧٩٨/٢٨ سپتامبر ١٣٩٦، سلسلة پادشاهی بلغارستان منقرض شد. سپس بایزید به وِدین حمله کرد و استراتشیمیر ، برادر شیشمان ، را از اریکة قدرت کنار زد و بدین ترتیب بلغارستان به طور کامل تحت حکومت عثمانیها قرار گرفت (اوزون چارشیلی ، ج ١، ص ٢٢٢؛
د.ا. د.ترک ؛
د.اسلام ، همانجاها).
عثمانیها بخش بزرگی از ترکان آناطولی را در بخشهای مختلف بلغارستان اسکان دادند، بویژه به منظور حفظ قلمرو سیاسی در بلغارستان ، که از لحاظ نظامی اهمیت فوق العاده ای داشت (شِمْشیر، ١٩٨٦ الف ، ص ١). همچنین به نظر می رسد که ایجاد توازن قومی بین آناطولی و روم ایلی ، و سپردن امور دولتی به ترکان ، از دیگر علل این سیاست بوده است . این سیاست از زمان سلطان مراد اول آغاز شد و در مدت حکمرانی عثمانیان بر این مناطق ادامه داشت . ازینرو جمعیت مسلمانان روزبه روز افزایش یافت به طوری که قدرت عثمانی بشدت به آن وابسته بود. مسلمانانِ ترک ، شهرها و روستاهای جدیدی در بلغارستان به وجود آوردند (همان ، ص ٢ـ٣). عثمانیها در قرن نهم / پانزدهم برای تغییر فضای بلغارستان تلاش بسیاری کردند و موفقیتهای بسیاری نیز به دست آوردند ( د. ا. د. ترک ، همانجا). در ٨٥٩/ ١٤٥٥ در مقابل ششصد خانوار مسلمان ، فقط پنجاه خانوار غیرمسلمان در فلبه سکونت داشتند ( د. اسلام ، همانجا). آنها در کلیة مناطق بلغارستان ، ایجاد موقوفات کردند و فعالیتهای اقتصادی گسترده ای انجام دادند ( د. ا. د. ترک ، همانجا). در سالهای ٩٢٦ـ٩٣٦/ ١٥٢٠ـ١٥٣٠، اکثر جمعیت بلغارستانِ شرقی ، مسلمان بودند ( د. اسلام ، همانجا). از قرن دهم / شانزدهم به بعد، محیط شهرهای بلغارستان مانند شهرهای اسلامی شده بود. مسلمانان در مدت حکمرانی عثمانیها بر بلغارستان ، ٣٥٦ ، ٢ مسجد جامع و مسجد محلی ، ١٤٢ مدرسه ، ٢٧٣ مکتب ، ١٧٤ تکیه و خانقاه ، ٤٢ عمارت (ساختمان اداری و دولتی )، شانزده کاروانسرا، سه بِزِستان / بِدِستان (قسمتی از بازارِ سرپوشیده رجوع کنید به بازار * ) و دهها پل ، سقاخانه ، قلعه ، حمام و آرامگاه (مجموعاً ٣٣٩ ، ٣ اثر اسلامی ) ایجاد کردند. برخی از کلیساهای بزرگ نیز به صورت مسجد درآمد، برای نمونه در صوفیه کلیسای بزرگ «قیرق عزیزلر » (چهل قدّیس ) به مسجد قواق بابا تبدیل شد. گفتنی است که این مساجد و همچنین دیگر بناها، از زیباترین بناهای مذهبی جهان اسلام به شمار می آیند. یکی دیگر از این مساجد، مسجد شهر کوستندیل است که هنوز پابرجاست . مسجد و مجموعة شریف خلیل پاشا که در ١١٥٧/١٧٤٤ در شومنی ساخته شد از لحاظ معماری ، یکی از باارزشترین بناهای مسلمانان در منطقة بالکان است . مناطق تحت سلطة عثمانیها در بلغارستان امروزی در ایالت روم ایلی شامل سَنجَقهای چِرمَن ، صوفیه ، سلستره (سیلیستر/ سیلیستریا )، نیکبولی ، ودین ، ویزه ، و کوستندیل بود ( د. ا. د. ترک ، همانجا).
در قرن سیزدهم / نوزدهم ، حدود یک سوم تا نیمی از جمعیت بلغارستان ، مسلمان بودند و از این تعداد حدود چهارصد یا پانصدهزار تن پوماک * / پوماتزی (بلغارهای بومی ) بودند که در رودُپ مرکزی و غربی در سده دهم یا یازدهم / شانزدهم یا هفدهم به اسلام گرویدند (رجوع کنید به ادامه مقاله ). در ١٢٩٣/١٨٧٦ مسلمانان در شهرهای فلبه ، ودین ، شومنی ، روسچُق (روسچوک / روسه )، رازگراد، وارْنا، پلونه ، عثمان بازار، اسکی جمعه (تورگوویشته )، یِنی زَغْرَه در اکثریت و در شهرهای گابرووو ، صوفیه ، ترنووو، کارنوبات در اقلیت بودند ( د. اسلام ، همانجا). با وجود جنگ عثمانی و روسیه و مهاجرت بخشی از مسلمانان به آناطولی ، طبق سرشماریِ ١٢٩٨/ ١٨٨١، باز هم در شهرهای رازگراد، شومنی ، پراوادی ، اسکی جمعه ، روسچق ، سلستره و وارنا تعداد مسلمانان از بلغارها به مراتب بیشتر بود (شمشیر، ١٩٨٦ الف ، ص ٥؛
کتانی ، ص ٥٣).
بلغارها تا قرن سیزدهم / نوزدهم ، از تسلط عثمانیان بر کشورشان شکایتی نداشتند، اما پس از انقلاب فرانسه (١٧٨٩) ـ که به تقویت ملی گرایی و سیاست پان اسلاویست روسها و بلغارها انجامید ـ بتدریج گروههای اولیة قیام ضدعثمانی به نام «کمیته » تشکیل شد. این کمیته ها با حمایت روسها و فعالیت کشیشهای بلغاری توسعه پیدا کردند و تفکر استقلال در بلغارها تقویت شد. عثمانیها، شورشهای آنان را بشدت سرکوب کردند. همین سرکوبها به حمایت بیشتر روسیه و دیگر دول اروپایی از بلغارها انجامید. اولین حرکت جدّی بلغارها در ١٢٥٧/١٨٤١ به سبب سنگین شدن مالیاتها و بدرفتاری مأموران عثمانی در شهر نیش و روستاهای اطراف آن آغاز شد. اگرچه این قیام نیز سرکوب گردید، زمینه را برای قیام ١٢٦٥/١٨٤٩ در ودین آماده کرد ( د.ا.د.ترک ، همانجا). پس از جنگ کریمه ، دولت عثمانی حدود ٠٠٠ ، ٣٥٠ مهاجر را در بلغارستان اسکان داد که هفتاد یا نود هزار تن چرکس ، و صدهزار تن آنان تاتار بودند. انقلابیون بلغار که سرانجام در ١٢٨٦/١٨٦٩ کمیتة مرکزی انقلاب را در بخارست تشکیل دادند، از تنشهای موجود میان مهاجران و بلغارهای بومی بهره می جستند. در ١٢٨٧/١٨٧٠ فعالیت کشیشان بلغاری ، موجب استقرار حوزة اسقفی در بلغارستان ، و ایجاد نوعی خودمختاری مذهبی در بلغارستان شد. این استقلال مذهبی و حمایت روسیه از انجمن ملی اسلاو سبب رشد احساسات ملی بلغارها شد ( د. اسلام ؛
کتانی ، همانجاها؛
نقیب زاده ، ص ٧٤) و زمینه را برای قیام ضدعثمانی فراهم کرد. در همین دوره ، فعالیتهای «کمیته جی »ها (انقلابیون بلغار)، به قیام بزرگ ربیع الثانی و جمادی الاولی ١٢٩٣/ آوریل و مه ١٨٧٦ انجامید که در آن روستاها و قصبه های ترک را آتش زدند و هزاران مسلمان را کشتند ( د. اسلام ؛
د. ا. د. ترک ، همانجاها). اما دولت عثمانی تا حدود زیادی این قیام را سرکوب کرد. این امر باعث بروز جنگ روسیه علیه عثمانی در ١٢٩٤ و ١٢٩٥/ ١٨٧٧ و ١٨٧٨ شد. البته روسیه به اسم حمایت از برادران مسیحی و هم نژادان اسلاو، در پی منافع خود بود (نقیب زاده ، ص ٧٥ـ٧٦). در این جنگ لطمات سنگینی بر عثمانیها وارد شد. بلغارها علاوه بر کشتار جمع کثیری از مسلمانان و تخریب آثار و ابنیة اسلامی ، هزاران مسلمان را به مهاجرت به آناطولی واداشتند (کتانی ، همانجا؛
شمشیر، ١٩٨٦ ب ، ص ٤٣ـ٤٤). سرانجام ، دولت عثمانی تحت فشار روسیه ، در ١٢٩٥/١٨٧٨ ناگزیر به دو شاهزاده نشین روم ایلی و روم ایلی شرقی خودمختاری داد. این دو شاهزاده نشین در ١٣٠٢/١٨٨٥ متحد شدند و در ١٣٢٦/١٩٠٨ با نام پادشاهی بلغارستان اعلام استقلال کردند (کتانی ، همانجا).
پس از استقلال بلغارستان ، جامعة مسلمانان ، بیشتر مورد آزار قرار گرفت و به مهاجرت به سوی عثمانی روی آورد (رجوع کنید به شمشیر، ١٩٨٦ ب ، ص ٤٩). دولت پادشاهی بلغارستان با تعصب شدید مذهبی ، دست به فعالیتهایی از قبیل تبدیل کردن مساجد به کلیسا و حتی تخریب آنها زد (رجوع کنید به سند مورخ ٢٨ شعبان ١٣٢٠، کارتن ش ٨، پوشه ش ٥، و سند مورخ ٣٠ ذیحجة ١٣٢٠، کارتن ش ٨، پوشه ش ٩، بایگانی اسناد وزارت امورخارجه ) و بر این اساس ، سیاست نابودی مسلمانان را ادامه داد (کتانی ، همانجا). در جنگهای بالکان نیز هزاران مسلمان در بلغارستان بیرحمانه کشته شدند و بسیاری به آناطولی پناه بردند ( د. ج . اسلام ، ذیل «بالکان * ، جنگ »). بدین ترتیب ، جمعیت مسلمانان از حدود ٥٠% در ١٢٩٣/١٨٧٦ به ١٣% در ١٣١٨ش / ١٩٣٩ کاهش یافت یعنی از ٠٠٠ ، ٦٠٠ ، ٦ تن کل جمعیت ، فقط ٠٠٠ ، ٨٥٨ تن مسلمان بود (کتانی ، همانجا).
در ١٨ شهریور ١٣٢٣/٩ سپتامبر ١٩٤٤، حزب کمونیست بلغارستان با کودتایی بر بلغارستان حاکم شد، و نظام پادشاهی را سرنگون کرد، و در نتیجه جمهوری خلق بلغارستان به وجود آمد. با وجود قوانینی دایر بر آزادی اندیشه و عقیده ، کمونیستها مبارزة خود را با عقاید دینی ، بویژه اسلام ، آغاز کردند ( > اروپای شرقی و کشورهای مستقل مشترک المنافع ١٩٩٧ < ، ذیل « Bulgaria »؛
جمهوری اسلامی ، ص ١٠). سیاست اخراج مسلمانان در سالهای نخستین حکومت کمونیستها ادامه یافت . در ١٣٣٠ ش / ١٩٥١، حدود ٠٠٠ ، ١٠٢ مسلمان بلغاری به ترکیه رانده شدند اما به علت کندی رشد جمعیت در میان مسیحیان بلغاری ، حکومت بلغارستان از مخاطرات اقتصادی ناشی از خالی شدن تمام نواحی از جمعیت ، احساس نگرانی کرد، ازینرو مشی اخراج را به استحالة اجباری ، از جمله واداشتن مسلمانان به قبول مسیحیت ، تغییر داد (کتانی ، همانجا؛
شمشیر، ١٩٨٦ الف ، ص ٧). در ١٣٤٠ ش /١٩٦١، دولت بلغارستان ، مسلمانان را مجبور کرد که نامهای اسلامی خود را تغییر دهند یا به آنها پسوندهای بلغاری اضافه کنند؛
نامگذاری نوزاد مسلمانان به نامهای اسلامی ، و برگزاری فرایض مذهبی ـ عبادی ، بویژه به طور دسته جمعی ، ممنوع شد. کلیة تعطیلات اسلامی حذف ، و هرگونه تظاهر به اسلام بسختی سرکوب گردید. مساجد بسیاری تخریب شد و مسلمانان در حاشیه
قرار گرفتند. نشر و خرید و فروش قرآن و دیگر کتب اسلامی ممنوع ، و هرگونه تماس با جهان اسلام غیرقانونی اعلام شد و کسی اجازة حج رفتن نداشت . نکتة مهم این که محدودیتهای مذهبی فقط نسبت به مسلمانان اعمال می شد، و پیروان دیگر ادیان ، اعم از مسیحی و یهودی ، در انجام مناسک مذهبی خود آزاد بودند ( > اسلام و گروههای اسلامی < ، ذیل « Bulgaria »؛
کتانی ، ص ٥٥؛
> اقلیت ترک در بلغارستان < ، جاهای متعدد).
در پی اینگونه فعالیتهای دولت بلغارستان که بار دیگر در ١٣٦٤ ش / ١٩٨٥ به اوج خود رسید، بسیاری از سازمانهای حقوق بشر ابراز نگرانی کردند. مقاومت مسلمانان نیز عامل مهمی در حفظ اسلام و هویت اسلامی در بلغارستان بود. آنها با برپایی تظاهرات مختلف ، در پی تحصیل حقوق انسانی خود و آزادی بودند. این مخالفتها در تظاهرات اردیبهشت ١٣٦٨/ مه ١٩٨٩ با شرکت سی هزار مسلمان ترک به اوج رسید، اما ارتش بلغارستان آن را سرکوب کرد و در نتیجه سی تن کشته شدند ( > اسلام و گروههای اسلامی < ، همانجا).
سرانجام ، بر اثر مقاومت مسلمانان و همچنین تغییر سیاستهای حزب کمونیست بلغارستان ، در ٨ دی ١٣٦٨/ ٢٩ دسامبر ١٩٨٩ کمیتة مرکزی حزب کمونیست بلغارستان اعلام کرد: «مجبورکردن مسلمانان به ترک مذهب و انتخاب نام بلغاری یک اشتباه سیاسی وخیم بوده است » و رئیس مجلس بلغارستان گفت : «آزادیهای قومی بی درنگ به مرحله اجرا گذاشته می شود و این آزادیها شامل حق انجام فرایض دینی اسلام نیز می گردد» ( جمهوری اسلامی ؛
> اروپای شرقی و کشورهای مستقل مشترک المنافع ١٩٩٧ < ، همانجاها). در پی این تحولات ، در ١٣٦٩ ش / فوریة ١٩٩٠، نخستین سازمان اسلامی ، یعنی حزب «نهضت حقوق و آزادیها »، برای احقاق حقوق ترکها تأسیس شد (رجوع کنید به ادامة مقاله ). دولت بلغارستان نیز در آبان ١٣٧٠/نوامبر ١٩٩١، آموزش زبان ترکی را در مدارس مناطق ترک نشین آزاد کرد که البته با اعتراض ملی گرایان بلغاری مواجه شد ( > اسلام و گروههای اسلامی < ، همانجا).
با تغییر قانون اساسی بلغارستان در ١٣٧٠ ش /١٩٩١، مسیحیت ارتدوکس شرقی به عنوان دین سنتی در بلغارستان درنظر گرفته شد و آزادی مذهبی برای کلیة اقلیتهای دینی تضمین گردید. از آن پس مسلمانان توانستند بدون هیچگونه مخالفتی ، کلیة فعالیتهای مذهبی خود را انجام دهند. همچنین با مساعد شدن اوضاع حدود سیصدهزار ترک مسلمان که در اواخر دهة ١٣٦٠ ش / ١٩٨٠ بلغارستان را ترک کرده بودند، به خانه هایشان بازگشتند (همانجا؛
> دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ذیل « Balkan States »).
در حال حاضر مسلمانان بلغارستان را ترکها، پوماکها، تاتارها، کولیها، و قزلباشها تشکیل می دهند. آمار دقیقی از تعداد هریک از آنها وجود ندارد، اما مجموعاً حدود ١٣% جمعیت بلغارستان را تشکیل می دهند و عمدتاً سنّیِ حنفی اند ( > کتاب اطلاعات دربارة جهان < ، ذیل « Bulgaria »؛
> دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا).
ترکها بزرگترین گروه مسلمان بلغارستان اند. آنها از زمان حکمرانی عثمانیان در بلغارستان سکنی گزیده اند. از ١٢٩٥/ ١٨٧٨ تاکنون در تعداد و کیفیتِ زندگی آنها، تغییرات آشکاری به وجود آمده است . آنها بیشتر در حوضة رود آردا در جنوب ، در منطقة دلی اورمان و دوبریجه در شمال شرقی و در امتداد رود دانوب و همچنین در رودپ غربی زندگی می کنند ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛
> راهنمای جهانی اقلیتها < ، ص ١٢٤).
پوماکها ـ که بلغارهای مسلمان اند ـ به بلغاری سخن می گویند و در منطقة کوهستانی رودپ ، در جنوب غربی کشور، زندگی می کنند، و جمعیت آنها حدود ٠٠٠ ، ١٥٠تن است . از زمان استقلال بلغارستان ، مقامات دولتی در پی تضعیف این گروه بوده اند، اما پوماکها هنوز هویت نژادی و سنن مذهبی را حفظ کرده اند ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛
> راهنمای جهانی اقلیتها < ، ص ١١٨).
تاتارها، بخش دیگری از مسلمانان بلغارستان اند که بتدریج میان مسلمانان ترک مستحیل شده اند. کولیها (رومنیها) نیز بخش دیگری از مسلمانان بلغارستان اند که البته دین در زندگی آنها نقش مهمی ندارد ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا). آخرین گروه مسلمانان را اقلیت علوی تشکیل می دهند که در گویش محلی به «علیجانی » یا «قزلباش » معروف اند و عمدتاً در منطقة دلی اورمان و دوبریجه زندگی می کنند (همانجا؛
یانگ ، ص ٢٠٤).
مهمترین تشکلِ مسلمانانِ بلغارستان ، «نهضت حقوق و آزادیها» است . این حزب ـ که با بنیادگرایی اسلامی و ملی گرایی افراطی ترکی مخالف است ـ با نمایندگی از جانب اقلیت مسلمان و با برنامه های مختلف سیاسی و فرهنگی با هدف احیای زبان ترکی و ترمیم مساجد و برگزاری مراسم مذهبی تأسیس شد و توانست در انتخابات خرداد ١٣٦٩/ ژوئن ١٩٩٠، ٢٣ کرسی (٦% کل آرا) و در انتخابات مهر ١٣٧٠/ اکتبر ١٩٩١، ٢٤ کرسی (٥ر٧% کل آرا) به دست آورد. رهبری حزب را احمد دوغان برعهده دارد ( > اسلام و گروههای اسلامی < ، همانجا).
در ١٣٦٩ ش /١٩٩٠، «شورای عالی مذهبی مسلمانان » به منظور رسیدگی به امور مذهبیِ مسلمانان و ادارة امور حدود هشتصد امام ، تشکیل شد. در ١٣٧١ ش / ١٩٩٢، رئیس شورا، حاجی ندیم گنجف ، و مفتی اعظم مسلمانان در بلغارستان حاجی باشی حاجی شریف بوده اند. در ١٣٦٩ ش / ١٩٩٠، در صوفیه مؤسسة دیگری نیز به نام «مؤسسة کمک بین المللی برای توسعة فرهنگ اسلامی » به منظور توسعة تعلیمات اسلامی و کمک به تعمیرات بناهای اسلامی و ایجاد مؤسسات اسلامی با یاری رابطة العالم الاسلامی * و بعضی کشورهای اسلامی تشکیل شد ( د.ا.د.ترک ، همانجا). از دیگر تشکلهای مسلمانان در بلغارستان ، «اتحادیة دموکراتیک رومنیهای بلغارستان » و «اتحادیة دموکراتیک روما » است ( > اسلام و گروههای اسلامی < ، همانجا).
مسلمانان در بلغارستان ، نشریات متعددی دارند، از جمله : پراوا ای اسوبودی (حقوق و آزادی ) که ترجمان (ارگان ) نهضت حقوق و آزادیهاست ؛
روزنامة میوسیومانی که از سوی شورای عالی مذهبی مسلمانان منتشر می شود؛
و مسلمانلار (مسلمانان ) که پانزده روز یک بار منتشر می شود ( > اسلام و گروههای اسلامی < ؛
د. ا. د. ترک ، همانجاها).
منابع :
(١) اسماعیل حقی اوزون چارشیلی ، تاریخ عثمانی ، ترجمة ایرج نوبخت ، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٠ ش ؛
(٢) جمهوری اسلامی ، سال ١١، ش ٣٠٧٢، ١١ دی ١٣٦٨ ش ؛
(٣) دانشنامة جهان اسلام ، زیر نظر غلامعلی حداد عادل ، تهران ١٣٧٥ ش ـ ، ذیل «بالکان ، جنگ » (از جودت کوچوک )؛
(٤) علی کتانی ، اقلیتهای مسلمان در جهان امروز ، ترجمة محمد حسین آریا، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٥) احمد نقیب زاده ، تحولات روابط بین الملل ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٦) Eastern Europe and the Commonwealth of Independent States ١٩٩٧ , ٣rd ed. London١٩٩٧;
٧- Encyclopaedia Britannica, ١٩٩٨ Britannica book of the year , Chicago ١٩٩٨;
(٨) EI ٢ , s.v. "Bulgaria" (by H. I nalc â k);
(٩) Islam and Islamic groups: a world wide reference guide , ed. Farzana Shaikh, London ١٩٩٢;
(١٠) Frederick De Jong, "Problems concerning the origins of the Qizilba í ¦ in Bulgaria: remnants of the S ¤ afaviyya?", in Convegno sul Tema la Sh i ¦ Ü a nell'Impero Ottomano (Rome, ١٥ April ١٩٩١), Rome ١٩٩٣;
(١١) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Balkan States" (by Alexander Popovic);
(١٢) Bilہl N. ì im í ir, Glimpses on the Turkish minority in Bulgaria , Ankara ١٩٨٦;
(١٣) idem, "The Turks of Bulgaria and the immigration question", in The Turkish presence in Bulgaria , Ankara ١٩٨٦;
(١٤) Turkish minority in Bulgaria , Ankara ١٩٨٦;
(١٥) TDVI A , s.v. "Bulgaristan";
(١٦) World directory of minorities , edited by the Minority Rights Group, Harlow, Essex ١٩٩٠;
(١٧) The World fact book , New York: CIA, ١٩٩٦ (computer disk), s.v. "Bulgaria".
/ سیّدعلی موسوی /