دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٠٦
جُبَیربن مُطْعِم بن عدیّ ، از صحابة پیامبر اکرم و نسب شناس . کنیة مشهور وی ابومحمد است ، اما ابوعدی نیز ذکر شده است ( رجوع کنید به ابن اثیر، ج ١، ص ٣٩٧؛ ذهبی ، حوادث و وفیات ٤١ـ٦٠ ه ، ص ١٨٥). برخی او را از «المُؤَلَّفةِ قُلوبُهُم »، (یعنی غیر مسلمانانی که برای علاقه مند کردنشان به اسلام یا تازه مسلمانانی که برای دلگرم شدنشان ، به آنها سهمی از زکات پرداخت می شد)، به شمار آورده اند ( رجوع کنید به ابن قتیبه ، ص ١٢٣ـ ١٢٤، ١٤٩؛ ابن حزم ، ١٩٥٠، ص ٢٤٨) به گفتة ابن عباس ، پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم در آستانة فتح مکه شأن او را بالاتر از آن دانست که مشرک باقی بماند و او را به همراه چند تن دیگر به اسلام آوردن ترغیب کرد ( رجوع کنید بهابن حزم ، ١٤١٢، ص ٧٧). نام مادر جبیر را، به اختلاف ، امّجُمیل بنت سعید از طایفة بنی عامربن لُؤَیّ (ابن عبدالبرّ، ج ١، ص ٢٣٢) و امّ حبیب بنت عاص بن اُمیه (ابن اثیر، همانجا) ضبط کرده اند.
جبیربن مطعم از مشرکانی بود که پس از جنگ بدر، به منظور نجات اسیران یا تعیین خونبهای آنان ، نزد پیامبر رفت (ابن عبدالبرّ؛ ابن اثیر، همانجاها). در آن حال پیامبر اکرم آیاتی از سورة طور را می خواند، که در قلب جبیر مؤثر افتاد و، به گفتة خود او، برای اولین بار پرتوی از ایمان بر قلبش ، تابید (ابن اثیر، همانجا). چون پدر جبیر نزد پیامبر شأن و منزلت داشت ، پیامبر اکرم به جبیر فرمود اگر پدرت زنده بود و برای این اُسرا نزد من شفاعت می کرد، همة آنان را به او می بخشیدم (همانجا؛ مزّی ، ج ٤، ص ٥٠٧).
در جنگ اُحد جبیر غلام خود، وحشی بن حرب ، را به کشتن حمزه ، عموی پیامبر، ترغیب کرد و این اقدام را شرط آزادی او قرار داد (ابن اسحاق ، ص ٣٢٣). کینة جبیر از آن رو بود که حمزه عمویش ، را کشته بود (ابن هشام ، ج ٢، ص ٣٦٦، ج ٣، ص ٧٦).
زمان اسلام آوردن جبیر را در فاصلة بین صُلح حُدَیْبیه و فتح مکه ، یعنی بین سالهای ششم تا هشتم (ابن قتیبه ، ص ١٢٣؛ ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ٤٦٢)، یا سال فتح خیبر (ابن عبدالبرّ، همانجا) نوشته اند. جبیر، پس از ابوبکر، بیشترین دانش را به انساب قریش و عرب داشت و به گفتة خودش ، این علم را از ابوبکر فرا گرفته بود (ابن عبدربّه ، ج ٥، ص ٣٨؛ ابن عبدالبرّ، همانجا). به گفتة برخی ، عمربن خطّاب هنگام رسیدگی به نسب نُعمان بن مُنذِر، از جبیر در این باره سؤال کرده است ( رجوع کنید بهجاحظ ، ج ١، ص ٢٤٤؛ ابن حجر عسقلانی ، همانجا). خلیفة دوم ، جبیر را به منصب قضا منصوب و پس از مدتی او را عزل کرد ( رجوع کنید بهخلیفة بن خیاط ، قسم ١، ص ١٥٦). برخی مورخان ، جبیر را از جمله افرادی ذکر کرده اند که بر جنازة عثمان نماز گزارد و سپس او را به خاک سپرد ( رجوع کنید به ابن سعد، ج ٣، قسم ١، ص ٥٤ ـ ٥٥؛ خلیفة بن خیاط ، قسم ١، ص ١٩٣). شیخ طوسی (ص ١٤) او را جزو اصحاب رسول خدا می داند و ابن حِبّان (ج ٣، ص ٥٠) او را از ثقات شمرده است . خوئی (ج ٤، ص ٣٦) روایاتی را که بر اساس آنها جبیر از اصحاب خاص امام علی بن الحسین علیه السلام به شمار آمده ، با توجه به سال وفات جُبیر، ضعیف دانسته است .
از جمله راویان جبیر، سلیمان بن صُرَد خُزاعی ، عبدالرحمان بن اَزهر، و فرزندانِ جبیر (نافع و محمد) بوده اند (ابن ابی حاتم ، ج ٢، ص ٥١٢؛ ابن اثیر، ج ١، ص ٣٩٨؛ ابن حجر عسقلانی ، همانجا). در منابع رجالی شیعه ، فرزندان جبیر، محمد و حکیم ، از اصحاب امام سجاد به شمار آمده اند (برای نمونه رجوع کنید بهطوسی ، محمد و حکیم ، ص ٨٧، ١٠١؛
تفرشی ، ج ٢، ص ١٤٥، ج ٤، ص ١٥٦). وفات جبیر را، به اختلاف ، در سال ٥٧، ٥٨ یا ٥٩ ذکر کرده اند ( رجوع کنید به خلیفة بن خیاط ، قسم ١، ص ٢٧٢؛
ابن عبدالبرّ، ج ١، ص ٢٣٣؛
ابن اثیر، همانجا).
منابع :
(١) ابن ابی حاتم ، کتاب الجرح و التعدیل ، حیدرآباد دکن ١٣٧١ـ ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢) ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ، چاپ عادل احمد رفاعی ، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٣) ابن اسحاق ، کتاب السیر و المغازی ، چاپ سهیل زکار، ( بی جا ) : دارالفکر، ١٣٩٨/١٩٧٨، چاپ افست ١٣٦٨ ش ؛
(٤) ابن حبان ، کتاب الثقات ، حیدرآباد دکن ١٣٩٣ـ١٤٠٣/ ١٩٧٣ـ١٩٨٣، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٥) ابن حجر عسقلانی ، الاصابة فی تمییزالصحابة ، چاپ علی محمد بجاوی ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٦) ابن حزم ، اسماءالصحابة الرواة و مالکل واحدٍ من العدد ، چاپ کسروی حسن ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٧) همو، جوامع السیرة ، و خمس رسائل اخری ، چاپ احسان عباس و ناصرالدین اسد، ( قاهره ? ١٩٥٠ ) ؛
(٨) ابن سعد (لیدن )؛
(٩) ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب ، چاپ علی محمد بجاوی ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١٠) ابن عبدربّه ، العقد الفرید ، ج ٥، چاپ عبدالمجید ترحینی ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٣؛
(١١) ابن قتیبه ، المعارف ، چاپ محمداسماعیل عبداللّه صاوی ، بیروت ١٣٩٠/١٩٧٠؛
(١٢) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، بیروت : داراحیاء التراث العربی ، ( بی تا. ) ؛
(١٣) مصطفی بن حسین تفرشی ، نقدالرجال ، قم ١٤١٨؛
(١٤) عمروبن بحر جاحظ ، البیان والتبیین ، چاپ حسن سندوبی ، قاهره ١٣٥١/١٩٣٢؛
(١٥) خلیفه بن خیاط ، تاریخ خلیفة بن خیاط ، روایة بقی بن مَخلَد، چاپ سهیل زکار، دمشق ١٩٦٧ـ ١٩٦٨؛
(١٦) خوئی ؛
(١٧) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری ، حوادث و وفیات ٤١ـ٦٠ ه ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(١٨) محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف ١٣٨٠/١٩٦١، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(١٩) یوسف بن عبدالرحمان مزّی ، تهذیب الکمال فی اسماءالرجال ، ج ٤، چاپ بشار عواد معروف ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣.
/ لیلی کریمیان /