دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٥٢
محسن صدر ، محسن صدر ، محسن، معروف به صدرالاشراف، (صدرالاشراف) نخستوزيیرر و، دولتمرددان معاصر ايیرانيی.، : سید محسن محلاتی معروف به صدرالاشراف در در تاریخ پنجشنبه ٢٢بیست و دوم ماه رجب هزار ١٢٨٨و دویست و هشتاد و هشت قمری مطابق با سال ١٢٥٠ شمسی، در یک خانوادةهايیه روحانی، در محلات به دنیا آمد. پدرش، سیدحسین فخرالذاکرین، مردی روضهخوان و عالمی با بود که دستگاه ملايئی نداشت و تصدی در امور شرعیه نیز نمیکرد، ولیکن نفوذ و ریاست محلی بودداشت و در ازجزو ملاکانین نیز محسوب میشد. مادرش نيز سیدمحسن دختر حاج ملاعلی ¬اکبر خراسانی، واعظ معروف و مشهور آن زمان، بود، که در نهایت قدس و تقوای از سواد فارسی نیز بهرهای کافی داشت (محسن صدر، ١٣٦٤ش، صص ٣٣ و ١٩ ، ٣٢ـ٣٣٣٣؛ دکتر باقر عاقلی، ج ٢، ص ٩١٨؛ مهدی بامداد، ج ٣، ص ٢٠؛ طلوعی، ج ١، ص ٢٧٧ جواد صدر، ص٢١).
سیدمحسن صدر قسمتی از تحصیلات مقدماتی خود را در محلات فراگرفت آغاز کرد .و و در سال ١٢٩٩ هـ.ق هنگامی کهبه همراه پدرش –، به واسطةه اتفاقاتی که به تحریکسبب دليل دشمنيی ظلالسلطان بر، علیهاش رخ داد(پسر ناصرالديینشاه،) ، مجبور به ترک شد محلات را ترک کند –، و اقامت در به راهي تهران گردیدآمشد. ، وی را که نیز یازده ساله بود به همراه خود برای ادامةه تحصیل به تهران آورد. محسن در خانة جد مادريهای خویش اقامت گزید و تحت سرپرستی او در تهران زيیر نظر عمويیشعموی خویش، سیدصدرالدین، که از ملاهای متنفذ دربار ناصری بود و لقب صدرالاشراف داشت، به تحصیل پرداختادامه داد (صدر، صصص ٦٠١ـ ٦١٠) و. او پس
وی بعد از دو سال، اقامت در تهران به محلات بازگشت و در آن جا نیز پدرش، وسایل تحصیل، از معلم و رفیق مباحثةه درس، برای وی فراهم کرد. صدر بعد از اقامتی دو ساله در محلات درتحصيیلاتش را ادامه داد.د اما بار ديگر در سال ١٣٠٣، بار دیگر ق مجددابه همراه پدرًش به تهران آمد رفت و مراجعت کرد و با تحصیل در مدارس «پامنار» و «خان مروی» به تحصيیل پرداخت به تکمیل معلومات خویش در فقه و اصول پرداخت و ساعاتی از وقت خویش را نیز صرف تدریس طلاب جوان نمود (محسن عاقلی، ص ٩١٩؛ صدر، ١٣٦٤ش، ص٣٣، ٥٩ص ٦٠١ـ ٦١). محسن صدر در سال ١٣٠٨ق، در حالی که بیست سال از سن او میگذشت، به واسطة نفوذ عمویش، به دربار ناصرالدین ¬شاه راه یافت. در سال ١٣٠٩ قمری صدر به درخواست پدر به محلات بازگشت و با گوهرشاد خانم دختر میرزا محمد نصیر، دایی پدرش ازدواج کرد و حدود یک سال در محلات متوقف شد و مجدداً به تهران بازگشت نمود.
صدر در سال ١٣١٤ ق وی به، صدر به واسطةۀ عمويیش، سيیدصدرالديین، که با يیکيی از اعضايی خاندواندة ناصرالديینشاه وصلت کرده بود، به دربار راه يیافت و معلمی نصرةةالديین -میرزا، ملقب به سالارالسلطنه، از فرزندان ناصرالدین ¬شاه، منتخب گردیدشد و بعد از فوت درگذشت عمویش، به لقب صدرالاشراف نیز به وی داده شد ملقب گردیدبه وي رسيد. وی صدر الاشراف به تحصیلات خود نیز با تممقام مشققّت ادامه داد تا در در زمينة معارف اسلامی و ادبیات عرب پیشرفت کرد محسوسی حاصل نمود و سرانجام از طرف بعضی برخيی از مراجع تقلید به او درجةۀه اجتهاد داده شند (محسن صدر، ١٣٦٤ش، صص ٩٠ـ ٧٤٣٤، ٨٩ ـ٩٠؛ جواد صدر، ص٢٢؛ عاقلی، ج٢، ص ٩١٩؛، بامداد، ص ٢٠٠؛ طلوعی، ص ٢٧٧).
در سال ١٣٢٠، ق در زمان حکومت مظفرالدین ¬شاه، سالارالسلطنه به حکمرانی همدان منصوب شد. با پیشنهاد اتابک امینالسلطان، صدراعظم وقت، سیدمحسن صدرالاشراف را به عنوان وزیر و پیشکار سالار السلطنه به وی پیشنهاد نمود کرد و صدر با اینکه در زی اهل علم و معمصم بود، بهبا وی این سمت با سالارالسلطنه راهی همدان گردیشد. و این مأموریت مصادف بود با فوت پدر صدرالاشراف در محلات (محسن صدر، ١٣٦٤ش، صص ٩١٢ـ ٩٢١؛ بامداد، ج ٣، ص ٢٠٠؛ طلوعی، ج ٢، ص ٢٧٧؛ عاقلی، ج ١، ص ٩١٩).
صدر در همدان برای رسیدگی به شکایات مردم، مجلس تحقیقی را تشکیل داد و به علت خوبی و سرعت پیشرفت امور مردم و عدم نیاز آنان به خوانین و علما، کارشکنیهایی از سوی این دو گروه بر علیه صدر صورت گرفت، که با درایت وی این توطئهها در وهلة اول به جایی نرسید. اما در نهایت به علت خودسری شاهزاده سالارالسلطنه، اختلافاتی در اما پس از دو سال، به سببدليل نارضايیتيی از نحوةۀ حکمرانی سالارالسلطنه نيز ناتواني سالارالسلطنه بین او و صدر ایجاد گردید و به خاطر همین و نابسامانیی امور، در زمستان ١٣٢٢ ق شاهزاده از حکومتسالارالسلطنه به ناچار همدان را ترک کرد و راهيی عزل و به سمت تهران شد. راهی و صدر نيیز به محلات بازگشت و. نمود (صدر، صص ١١٠١٦ـ ١١٦٠).
صدرالاشراف در محلات به تنظیم امور داخلی و ملکی ملکی خانوادةۀ پدریر اش پرداخت. و چند سالی را از درآمد ملکی و فروش قسمتی از املاک خود، زندگی را به سر برد. تا اینکه در سال دوم مشروطیت، یعنی سال ١٣٢٥ ق که عدلیه قانونی تأسیس گردیده بود، از طرف مخبرالسلطنة هدایت وزیر علیه وقت دعوت برای خدمت قضایی شد و وارد نظام حکومتی گردید (صدر، ص ٤؛ بامداد، ج ٣، ص ٢٠١؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩١٩). اولین سمت اداری صدر معاونت اول محکمة جزا بوده است و وی در آن زمان روحانی فاضلی بوده، که با رشد تدریجی فکر آزادی ¬خواهی و مشروطهطلبی در ایران، با آن هماهنگی نموده و به عضویت رسمی انجمن آل محمد درمیآید (صدر،ص ١٧٤؛، عاقلی، ج ٢، ص ٩١٩).او در سالهايی نخست مشروطه، عضو انجمن آلمحمد شد (انجمنيی از سادات که در حمايیت از مشروطيیت تشکيیل شده بود)، شد اما پس از چنديی از آن کناره گرفت. صدر پس از تشکيیل عدليیه در ١٣٢٥، صدر به دعوت مخبرالسلطنه هدايیت( وزيیر عدليیه)،، وارد خدمت عدليه شد و در سمت معاونت اول محکمةۀ جزا گردیدبه خدمت پرداخت (همان، ص١١٠ـ١١٦، ١٦٥ـ١٦٦، ١٧٣ـ١٧٤).
پس از واقعةه به توپ بستن مجلس و دستگیری عدهای از مشروطهخواهان در باغشاه در باغشاه و اعدام چند تن از آنان، از جمله صوراسرافیل و ملک ¬المتکلمین، بعضرخی از سفرايیء خارجی به عمل محمدعلی ¬شاه اعتراض کردند. و قتل و مجازات آنان را موکول به محاکمه و محکومیت نمودند.
مشیرالسلطنه صدراعظم ازا هميینروي، به دستور محمدعلی ¬شاه، محکمهای به ریاست مؤیدالسلطنه، حاکم تهران، تشکیل داد شد تا محبوسانین یا متهمین باغشاه را پس از محاکمه کیفر دهند. مؤیدالسلطنه از وزیر عدلیه تقاضای دو قاضی نمود. صدرالاشراف و میرزا احمد اشتری از دادگستری به محکمةه باغشاه معرفی شدند. در معرفی صدرالاشراف شیخ فضلالله نوری که صحبت از مشروطه مشروعه میکرد، تأثیر فراوانی داشت، زیرا محسن صدر از یاران و هم فکران وی بود.
صدر به حکم مشيیرالسلطنهة*(، صدراعظم وقت)،، و احتمالاً به توصيیةۀه شيیخفضلالله نوريی* ، به عنوان مستنطق از جمادیالآخرةۀ ١٣٢٦ ق در باغشاه حاضر گردید. وی علت این حضور خود را به دلیل خواهش دوستان مشروطهخواه خویش و همچنین به دلیل حکم حکومتی بیان میدارد. صدرالاشراف با تممقام اتهاماتی که به وی در سختگیری به محبوسین نسبت دادهاند و حتی او را «قصاب باغشاه» معرفی کردهاند، در ايین سمت، مخالفانش او را «دژخيیم باغشاه» خواندهاند، اما خود او بر آن بوده این عقیده که است که وی نهایت انصاف را رعایت کرده و باعث آزادی بسیاری نیز شده است. و بیشتر این موردی است که اغلب معاصرانش ین وی نیز این موضوع آن را تأیید کرده اند میکنند (صدرهمان، صص ١٨٠٣ـ ١٨٣١٨٧٠؛ بامداد، ج ٣، ص ٢٠١؛ عاقلی، ج ٢، صص ٩١٩٢٠ـ ٩٢٠١٩؛ طلوعی، ج ١، ص ٢٧٧١ـ ٢٧٨٧). بعد پس از فتح تهران و به علت جو فضايی انقلابی حاکم بر آن زمان، صدر برای کار اشتغال در عدلیه مناسب تشخیص داده نشد و به ناچار به تصمیم هیئت مدیره انقلاب در رمضان ١٣٢٧ ق وی از عدلیه استعفا کردداده و با خانواده عازم محلات گردید و در آن جا به ریاست انجمن ایالتی و ولایتی برگزیده شد. اما به عللّت کارشکنی متنفذین محلی این انجمن نیز کاری از پیش نبرد و در نهایت منحل گردید.. صدرالاشراف او پس از مدتيی، بار دیگر به دعوت مشیرالدوله، وزیر عدلیةۀه وقت، او را به کار دعوت کردگردید، اما ناچاراً بار دیگر باز به عللّت مخالفت انقلابیون، مجبور به کنارهگیری شد و. وی بعداو پس از این آن ماجرا تا یک سال و نیم، بیکار و منزوی از تمام اجتماعات بود (صدر، ١٣٦٤ش، صص ٢٠٠٢٠١ـ٢٠٢، ٢٠٦٧ـ ٢٠٧٠).
در سال ١٣٢٨،ق و با روی کار آمدن کابینةۀ صمصامالسلطنه بختیاری، مسیو آدلف پرنی فرانسوی برای اجرای قانون تشکیلات استخدام گردید و به سفارش مشیرالدوله و حاج علیقلیخان بختیاری، صدر الاشراف را به معاونت «ادارةۀ تهیةۀه قوانین و تفتیش»، شد و کلیة امور قضایی که ریاست آن را به نصرالملک هدایت داده بودند، انتخاب کرد و بعد از استعفای نصرالملک، صدر به و پس از مدتيی رییساست ادارةۀ «استیناف مرکز» انتخاب گردیدشدرا بهعهده گرفت (صدرهمان، ص ٢١٤؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٠ همو، ١٣٣٦ش، ص١٣).
در سال ١٣٣٥ق با تشکیل کمیتةۀ مجازات* ، با تهدید ، صدر را ناگزیر به تهديد کرد که کناره گیری شداستعفا دهد، . صدر که به حمايت دولت اميدي نداشت، و ترور برخی از مسئولین، صدر نیز به دلیل نامة تهدیدآمیزی که از سوی کمیته دریافت کرده بود و از او خواهان استعفا شده بودند، به علت عدم حمایت دولت، اقدام به استعفا کرد (صدر، صص ٢٢٤٦ـ ٢٢٦٤). بعد ناگزير استعفا داد. اما پس از دستگیری اعضای کمیتةۀ مجازات، نصیرالسلطنه( وزیر عدلیه)، در محرّم ١٣٣٦، او صدرالاشراف را به مستشاری دیوان تمیز در محرّم ١٣٣٦ ق انتخابمنصوب کرد (محسن صدر، ١٣٦٤ش، ص ٢٢٤ـ٢٢٦، ٢٢٨).
در سال ١٣٣٨ق / برابر با ١٢٩٨ش ، به دستور وثوقالدوله رئیس الوزرايیء وقت، صدر با حفظ سمت، مقام مستشاری دیوان تمیز، برای تشکیلات عدلیة رشت و گیلان و ریاست استیناف آن جا، به رشت مأمور شد و این مأموریت صدرالاشراف ریئييیس دادگستريی گيیلان شد. خدمت ويی در گيیلان مصادف با قیام جنگلیها و میرزا کوچکخاننهضت جنگل مصادف بود.ه است (صدر، صص ٢٣٦٧ـ ٢٣٧٦؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٠؛ طلوعی، ج ١، ص ٢٧٨).
تندرویهای سردار معظم خراسانی (تیمور تاش) حاکم گیلان مانع اجرای مطلوب اوامر عدلیه در گیلان بوده ¬است و درست در همین هنگام، صدر از طرف سوي دولت مأمور مذاکره با میرزا کوچکخان جنگلی گردیدشد.،. اما بی نتیجه ماند مذاکرات به جايي نرسيد و صدر، به ا تهام گرايیش به انگليیسيیها، چند روزي بازداشت و سپس آزاد شد و سپس به تهران بازگشت (همان، ص٢٣٦ـ٢٣٨، ٢٤٣ـ٢٤٦، ٢٥١ـ٢٥٥؛ مذاکرات صدرالاشراف با میرزا بعد از پنج بار ملاقات، بدین امر ختم شد که عهدنامهای صلحآامیز بین دولت و جنگلیها به امضا رسد و نیروهای جنگل در خدمت دولت درآیند. ولی در نهایت، این عهدنامه به علت اتحاد میرزا با بلشویکها اجرا نگردید. و بعد از تصرف رشت به دست جنگلیها، صدرالاشراف و دیگر مأموران دولتی توقیف و اسیر گردیدند (صدر، صص ٢٥٤ـ ٢٣٨ ـ٢٥٤؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٠؛ فخرائی، ص ٢٥٨).
صدر، صدر الاشراف بعد از اسارت دوازده روزه، به دست جنگلیها، پیشنهاد میرزا کوچک -خان مبنی بر همکاری با وی را نپذیرفت و با توصیة شیخ احمد سیگاری آزاد و راهی تهران گردید (فخرائی، ص ٢٨٥؛ صدر، ص ٢٥٥؛ عاقلی، ص ٩٢١).
صدرالاشراف بعد پس از بازگشت از گیلان، به ریاست شعبةۀ دیوان تمیز منصوب شد و در تابستان ١٣٠٢ش برای اصلاحات عدلیه و اجرای قانون امتحان قضات، با حفظ سمت ریاست شعبة دیوان تمیز عازم مأموریت آذربایجان گردید (صدر، صص ٢٧١٨٠ـ ٢٨٠٧١؛ طلوعی، ج ١، ص ٢٧٨). .
در بهمن ١٣٠٥ش داور، وزیر جدید دادگستری، با منحل کردن عدلیه را منحل کرد و ، اختیاراتی از مجلس، برای اصلاح عدلیه، اختیاراتی و تغییر و تبدیل قضات دریافت گرفت.کرد، ، وی در ابتدا صدر را دعوت به کار نمیکند ولی پس از یک سال با رتبةه ده قضائی، به خدمت دعوت شد و او صدر را نیز به ریاست محکمةۀ انتظامی قضات منصوب گردید نمود. (صدر، صص ٢٨٩٠ـ ٢٩٨٠؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢١؛ طلوعی، ج ١، ص ٢٧٨).
در این زمان، درطي سالهايی بعد، صدر الاشراف به دلیل نزدیکی به داور، در بسیاری از امور مربوط به در اصلاح ا مور عدلیه با داور هنمکاريی کرد و در و تصویب و پیشنهاد اغلب قوانین مربوط به دادگستری نقش بارزی را ایفا کرد و در سال ١٣١٠ ش به نيیز دادستانی کل کشور منصوب گردیشد (محسن صدر، ١٣٦٤ش، صص ٢٩٠١ـ ٢٩١٢٧١٠، ٢٨٨، ٢٩١؛ ؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢١همو، ١٣٤٨ش، ص٢١).
در ١٣١٢ش صدر، برايی نخستيین بار، در دو کابيینةۀ پيیاپيی ذکاءالملک فروغيی، به وزارت دادگستريی منصوب شد. او در کابيینةۀ نخست محمود جم نيیز در همان سمتمنصب باقيی ماند. او در جريیان اتهام رشوهخواريی که به عليی منصور، وزيیر راه، و معاونش ، وارد شد، صدر نيیز به دليل حمايت از آنان حمایت کرد و به همین سببها مغضوب گرديید و در مهر ١٣١٥ از وزارت عزلمعزول و خانهنشيین شد (محسن صدر، ١٣٦٤ش، ص٢٩١، ٣٤٢ـ٣٥٦؛ ضرغام بروجنيی، ص١٩٤ـ٢٠٢).در سال ١٣١٢ش بعد از استعفای مخبرالسلطنةه هدایت از مقام نخست ¬وزیری، ذکاءالملک فروغی به نخستوزیری انتخاب گردید و صدرالاشراف برای اولین بار در کابینة وی به وزارت عدلیه یا همان دادگستری منصوب شد (مکی، ج ٦، ص ٢٠٥؛ صدر، ص ٢٩١؛ طلوعی، ج ١، ص ٢٧٨).
صدر بعد از مغضوب شدن فروغی در کابینة جم نیز در مقام نخستوزیری ماند و سعی در اجرای بهینة قوانین کرد، تا این که در جریان تعقیب علی منصور وزیر مغضوب راه و متهمان پروندة وزارت راه، که به تبرئةه متهمان انجامید، خود صدر نیز مغضوب گردید و در مهرماه سال ١٣١٥ از وزارت معزول و خانهنشین شد و دکتر متقین دفتری که در زمان وزارت صدر، سمت معاونت وزارت را داشت، به جای وی منصوب گردید (مکی، ج ٦، صص ٣٦٨٩ـ ٣٦٩٨؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٢؛، صدر، ص ٣٥٦٧ـ ٣٥٧٦).
در سال ١٣١٦ش، صدر همسر صدر، خویش را پسبعد از یک سال بیماری، درگذشت. از دست داد. و در سال ١٣١٧ش مجدداً ازدواج کرد. وی صدراو علت مرگ همسر خویش را غم او، ناشي از قضیة کشف حجاب ميیدانست، که ناچاراً بدان اقدام کرده بود ، میداند و در خاطرات خویش به خوبی استبداد پهلوی اول را در متحدالشکل کردن لباسها و اذیت و آزار معمصمین و به خصوص آزار زنان محجبه در قضیة کشف حجابز را ترسیم میکند (محسن صدر، ١٣٦٤ش، ص ٣٠٧).
صدر، الاشراف بعدپس از عزل از وزارت دادگستری، به طور متوالی از دورههای یازدهم تا سیزدهم مجلس شورای ملی، از سوی محلات و کمره به نمایندگی انتخاب شد؛ .
انتخابی که البته خود او نیز به انتصابی بودن آن نیز اعتراف کرده و گفته که به میکند و آن را به درخواست شاه بوده است. میداند. وي در هر سه دوره، وی ريیاست کميیسيیون دادگستريی را برعهده داشت (محسن صدر، ١٣٦٤ش، ص ٣٦٦؛ لوح مشروح مذاکرات مجلس شورايی مليی و اسلاميی، دورةۀه ١١، جلسةۀه ٢، ص٢؛ همان، دورةۀه ١٢، جلسةۀه ٢، ص٢).
وی در هر سه دوره، ریاست کمیسیون دادگستری را برعهده داشت و در تنقیح و تصویب لوایح مبهمی که از طرف وزیر وقت به مجلس تقدیم میشد، سهم بسزا و شایستهای داشت (طلوعی، ج ١، ص ٢٧٨؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٢).
در واقعة ١٧ آذرماه ١٣٢١ ش که نمایش قدرتی بین شاه و نخستوزیر قوام بود، و باعث ایجاد شورشی کور و فاقد رهبری در اطراف بهارستان گردید، صدر به عنوان یکی از نماینگان میانجی و واسطة مردم و دربار عمل کرد و هنگامی که حامل پیام شاه برای آرام کردن مردم بود از سوی عدهای مورد تعرض قرار گرفت و به سختی توانست خود را از مهلکه نجات دهد (مکی، ج ٨ ، صص ٣٣٣٥ـ ٣٣٥٣).
قبلپيیش از انقضای دورةۀ سیزدهم مجلس شورای ملی، صدر از نمایندگی خارج شد و در مردادماه ١٣٢٢، از طرف در زمان نخستوزيیريی سهیلی، نخستوزیربه امر شاه بار ديیگر به وزارت دادگستری منصوب گردید شد و تا پایان سال ١٣٢٢ش در این سمت باقی بود. وی صدرالاشراف در کابینههای ساعد* و بیات و حکیمی* سمتی نداشت و فقط نایبالتولیةۀ مدرسةۀ سپهسالار بود (محسن صدر، ١٣٦٤ش، ص ٤٠٤؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٢).
کابینة بیات که در تاریخ ٨ هشت آذرماه ١٣٢٣ تشکیل شده بود، در ٢٩ فروردین ١٣٢٤ سقوط کرد. بعد از بیات کابینة حکیمی بر سر کار آمد، ولی پس از یک ماه و نیم بحث پیرامون برنامة دولت، مجلس به آن رأی اعتماد نداد و در این دوره هنگام نمایندگان مجلس به صدرالاشراف برای احراز مقام نخستوزیری اظهار تمایل کردند. اما ٥٤ پنجاه و چهار نفر از نمایندگان به رهبری دکتر مصدق به مخالفت با نخستوزیری صدر پرداختند. این گروه تصمیم گرفتند تا در مجلس حاضر نشوند، تا اکثریت دو سوم برای رأی ¬گیری حاصل نشود و در واقع به آنچه که به نام ابستروکسیون خوانده میشد، دست زدند، تا دولت صدر نتواند رأی اعتماد بگیرد. سرانجام پس از ٤٥ چهل و پنج روز، دولت صدرالاشراف توانست در ٥پنجم خردادماه ١٣٢٤ش، با اکثریت شصت رأی، از مجلس چهاردهم رأی اعتماد بگیرد (بهنود، ص ٢٤٣؛ فرخ معتصمالسلطنه، ج ٢، ص ٧٣٠؛ جلال عبده، ج ١، ص ٢٢٩؛ صدر، ص ٤٢٢).صدر در خرداد ١٣٢٤، پس از سقوط کابيینةۀه ابراهيیم حکيیميی* ، صدر برايی احراز مقام نخستوزيیريی به مجلس معرفيی شد و با وجود دارا بودن حمايیت بيیشتر نمايیندگان، به سببدليل مخالفت اقليیت مجلس به رهبريی محمد مصدق* ، پس از چهار ماه و نيیم استعفا کردداد (محسن صدر، ١٣٦٤ش، ص٤٢٢، ٤٣٩، ٤٤١ـ٤٤٢؛ عبده، ج١، ص٢٢٩). در این کابینه، صدر خود وزیر کشور بود و چهار پست وزارت را به سلطنت ¬طلبان و پنج وزارت پست دیگر، از جمله وزارت امور خارجه، ـ را به افراد طرفداران انگلیس داد. (آبراهامیان، ص ٢٦٦؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٢).
کابینة صدر در حالی که کشور در بحران و تشنج خاصی دوران خود را طی می ¬کرد، قریب به پنج ماه طول کشید.
وی صدر طرحهای اصلاحی بیات را کنار گذاشت، محدودیتهای وضع شده بر فعالیت اعضای جبهة استقلال را تعدیل کرد و هیئت کمیتة پارلمانی تحقیق و بررسی فساد مجلس را –، که برای راجع به فروش مجوزهای واردات تشکیل شده را بود –، منحل ساختکرد. سرلشکر ارفع، انگلوفیل محافظهکار، را به فرماندهی ستاد ارتش منصوب کرد و به وی دستور داد تا ایلات و عشایر «ضد توده» را مسلح و افسران «چپگرای» نیروهای مسلح را تصفیه کند. او همچنین با امضای قرارداد مالی جدیدی با بانک شاهنشاهی ایران که در مالکیت انگلیس بود، ایران را به طول کامل در حوزة استرلینگ قرار داد. صدر برای محدود کردن گردهماییهای عمومی در تهران، به حکومت نظامی متوسل شد و حدود ٤٨ مجلةبيیش از چهل نشريیه وابسته به جبهةۀ آزادی (جبههايی متشکل از نشريیات چپ) را توقیف، دفتر مرکزی حزب توده را اشغال و بیش از صد تن از کادر حزبی اعضايی آن را دستگیر کرد. اوی همچنین واقعةۀ خراسان و فرار افسران را، که توطئهای با حمایت حزب توده بود را نیز، در نطفه خاموش کرد (محسن صدر، ١٣٦٤ش، ص٤٢٨ـ٤٣١؛ آبراهامیان ، ص ٢٦٧٢١٦ـ٢١٧؛ بهنود، ص ٢٤٦؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٢سفريی، ج٤، ص٦٦٦)٩.
در دوران کوتاه نخستوزیری صدر، اوضاع آذربایجان نیز رو به وخامت گذاشت و در ١٢ شهریور ١٣٢٤ ش با تشکیل فرقة دموکرات به رهبری سید جعفر پیشهوری، مقدمات قیام مسلحانه در آذربایجان تحت حمایت سربازان ارتش سرخ فراهم گردید. پیشهوری در این زمان عملاً ارتباط خود را با تهران قطع کرد و خواستار خودمختاری برای آذربایجان شد. در این زمان صدر با انتخاب فرخ معتصمالسلطنه به استانداری آذربایجان سعی در کنترل اوضاع نمود،. که در نهایت موفق به انجام کاری نشد (بهنود، صص ٨ـ ٢٤٧ ـ٢٤٨؛ طلوعی، ج ١، ص ٢٧٩).
دوران کوتاه نخستوزيیريی صدر مصادف مصادف بود با تشکيیل حکومت خودمختار در آذربايیجان به رهبريی جعفر پيیشهوريی*. بود. صدر با انتخاب فرخ معتصمالسلطنه به استانداريی آذربايیجان کوشید تلاش کرد براي اوضاع مسلط شود، اما موفق به انجام کاري نشد (رجوع کنید به ← فرخ، ص٦٦٠ به بعد). صدر او در مهر ١٣٢٤ استعفا کردداد. افزون بر مسائيليی چون حضور نيیروهايی روسيی در مناطق شمالالي کشور، مخالفت اقليیت مجلس با دولت و کارشکنيیهايی شاه نيیز دولت صدر را به بنبست کشاند. ویصدر پس از استعفا، براي مدتيی از سيیاست کناره گرفت و عازم سفر شد. او در ١٣٢٦ش به ايیران بازگشت و در ١٣٢٧ش سرپرست حجاج ايیرانيی گردیدشد. صدر نخستيین کسيی بود که به سمت اميیرالحاج منصوب گرديید. در واقع، مأموريیت ويی برايی بهبود روابط ايیران و عربستان بود که از ١٣٢٢ش، پس از قتل يیکيی از زائيران ايیرانيی در مکه، تيیره شده و به قطع رابطةۀه دو کشور انجامیده منجر شده بود. درنتيیجةۀ تلاش صدر، اعزام حجاج به عربستان از سرگرفته شد (محسن صدر، ١٣٦٤ش، ص٤٤٠ـ٤٤٣، ٤٦٣، ٤٦٨؛ جواد صدر، ص٢٠١ـ٢٠٢؛ عظيیميی ، ص١٣٠).
صدر پس از پايیان ايین مأموريیت، صدر در اسفند ١٣٢٧ استاندار خراسان شد،. که اما در آنجا به سبب دليل قحطيی و فقر شديید مردم، دورةۀ سختيی را پشت سرگذاشت. در فرورديین ١٣٢٩، شاه ويی را به تهران خواند احضار کرد و او را سرپرست هيیئتيی کرد که قرار بود جنازةۀ رضاشاه را از مصر به ايیران حمل کنند (محسن صدر، ١٣٦٤ش، ص٤٩١ـ٥٠٢).
صدر با تممقام تلاش خویش در کنترل اوضاع و ادارة امور، سرانجام در مقابل تحریکات تاب مقاومت نیاورد و در ٢٢بیست و دوم مهرماه ١٣٢٤ش استعفای خویش را اعلام کرد و برای مدتی از سیاست کناره گرفت.
صدرالاشراف بعد از استعفا از نخستوزیری، حدود شانزده ماه در خارج از ایران به سر برد و مسافرتهایی به کشورهای عراق، فلسطین، مصر و لبنان کرد و بالاخره در نوروز ١٣٢٦ش به ایران بازگشت. وی سپس در پاییز ١٣٢٧ش از سوی نخست ¬وزیر هژیر و با تأکید شاه به سمت سرپرست حجاج ایرانی انتخاب گردید و صدر را اولین سرپرست حجاج در تاریخ ایران باید قلمداد کرد (صدر، صص ٤٦٥ـ ٤٤٠ ـ٤٦٥؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٣).
صدر پس از اتمام این مأموریت برای زیارت عتبات عالیات به کشور عراق مسافرت کرد و در همین زمان نخستوزیر ساعد، وی را به عنوان وزیر دادگستری معرفی کرد که از سوی صدر مورد پذیرش قرار نگرفت. صدرالاشراف در نهایت در اسفند ١٣٢٧ با قبول استانداری خراسان به آن جا عزیمت کرد (عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٣؛ صدر، صص ٤٩٠١ـ ٤٩١٠). صدر در خراسان با مشکلات قحطی و فقر شدید مردم، استانداری مشکلی را پشت سر گذاشت. وی در فروردین ١٣٢٩ ش، از سوی شاه به تهران احضار و به سرپرستی هیئتی که شامل علی رضا، غلام رضا و عبدالرضا پهلوی برادرهای شاه، سپهبد یزدانپناه وزیر جنگ، سرلشکر بوذرجمهر رئیس تفتیش دربار و ناظر مالی، و انوشیروان سپهبدی رئیس تشریفات دربار، بودهاند؛ برای حمل جنازة رضاشاه از مصر به ایران، انتخاب و بدان جا عازم گردید (صدر، صص ٥٠٢٤ـ ٥٠٤٢).
صدر بعد از پایان این مأموریت بار دیگر در خردادماه ١٣٢٩ ش به خراسان بازگشت و سپس در شهریور ١٣٣٠ ش بعد از شکلگیری دولت مصدق و پس از سی ماه استانداری به تهران احضار گردید (صدر، ص ٥٢٢).
صدر در دوران نخستوزیری مصدق (١٣٣٠ـ١٣٣٢ش) بیکار بود. و پایان خاطرات خویش را نیز به بیان چگونگی حکومت مصدق و نحوة کودتا اختصاص داده است. اوی نظر خوبی نسبت به مصدق نظر خوبی نداشته و به گونهای خاص او را مورد نقد قرار میدهد. صدر حتی عوامل اجیر شدة کودتا را نیروی مردمی و ملی قلمداد میکند و سیاستهای غلط مصدق را باعث انزجار عمومی از وی عنوان میدارد (صدر، صص ٥٢٣٠ـ ٥٣٢٠).
. صدرالاشراف بعدپس از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢، ش دصدر در انتخابات دور دوم سنا، سناتور انتخابی قزوین، اراک، محلات و خمصین شد. و در مجلس به ریاست کمیسیون دادگستری انتخاب گردید. وی در مهر ١٣٣٣ که مجلس لايیحةۀه قرار داد کنسرسيیوم نفت را تصويیب کرد،. وی صدر ریئييیس کميیسيیون نفت بود. او در سال ١٣٣٦ ش، پس از استعفای تقیزاده از ریاست مجلس سنا، با تمایل اکثریت قریب به اتفاق سناتورها به ریاست مجلس سنا برگزیده شد و در درورةۀ سوم سنا نیز همان سمت را داشترا بود و . او در اين سمت از حمايیت کسانيی چون تقيیزاده برخوردار بود (همان، ص٥٥٢ـ٥٢٣؛ تقيیزاده، ص٢٩٥، ٣١٢؛ موحد، ص٣٦٧؛ عاقليی، ج٢، ص٩٢٣ـ٩٢٤).
صدر پس از انحلال مجلسین در ١٣٤٠ش، ریاست هیئت مدیرةۀ مجلس را عهدهدار شد و تا پایان عمر در آن سمت باقی بود. او در مهر ١٣٤١، در ٩١ سالگی بر اثر به بيماري سرطان، در تهران درگذشت (عاقلی، ج ٢، ص٩٢٤؛ الموتيی، ج١، ص٣٣٠، ٤٣٨).
دربارةۀ او صدر گفته شده است که در کار اداريی، فردي درستکار و دارايی سلامت نفس بود. همچنيین مناسبات رابطة خوبيی با انگليیسيیها داشت (الموتيی، همانجاج١، ص٣٣٠، ٤٣٨). وی صدر دوبار ازدواج کرد که حاصل آن يیازده فرزند بود (ده فرزند از همسر نخست و يک فرزند از همسر صيغهايش) بود. او از همسر دومش فرزندي نداشت (محسن صدر، ١٣٦٤ش، ص٢٣٢ـ٢٣٥؛ همو، ١٣٣٦ش، ص١٢). جواد صدر، از فرزندان او، در دولت حسنعليی منصور به وزارت رسيید (جواد صدر، ص٣٨٨ـ٣٩١).
صدرالاشراف پس از انحلال مجلسین در ١٣٤٠، ریاست هیئتمدیره مجلس را عهدهدار شد و تا پایان عمر در آن سمت باقی بود. صدرالاشراف در نهایت او در مهرماه ١٣٤١ش در سن ٩١ سالگی به مرض بيماري سرطان در تهران درگذشت (صدر، ص ١٠؛ طلوعی، ج ١، ص ٢٧٩؛ عاقلی، ج ٢، ص ٩٢٤؛ الموتي، ج١، ص٣٣٠، ٤٣٨).
صدرالاشراف بعد از دو ازدواج رسمی و گذران نود و یک سال عمر، دارای یازده فرزند گردید که ده تن از آنان از ثمرة ازدواج اولی هستند.
منابع :
(١) مصطفيی الموتيی، بازيیگران سيیاسيی از مشروطيیت تا سال ١٣٥٧ روزشمار زندگيی نخستوزيیران ايیران، لندن ١٣٧٤ش/ ١٩٩٥؛
(٢) سيیدحسن تقيیزاده، زندگيی طوفانيی: خاطرات سيیدحسن تقيیزاده، به کوشش ايیرج افشار، تهران١٣٧٢ش؛
(٣) محمدعليی سفريی، قلم و سيیاست سرگذشت رژيیم شاهنشاهيی در واپسيین روزها، تهران ١٣٨٠ش؛
(٤) محسن صدر، خاطرات صدرالاشراف، تهران ١٣٦٤ش؛
(٥) همو، «از جرگه علما و مجتهديین تا بازار سيیاست»، خواندنيیها، سال١٧، ش٨٢ ، ١٣٣٦ش؛
(٦) همو، «اسناد تازه از حوادث پشت پرده، نکاتيی از يیادداشتهايی صدرالاشراف»، خواندنيیها، سال ٢٩، ش٩٤، ١٣٤٨ش؛
(٧) جواد صدر، نگاهيی از درون (خاطرات سيیاسيی دکتر جواد صدر)، به کوشش مرتضيی رسوليیپور، تهران ١٣٨١ش؛
(٨) جمشيید ضرغام بروجنيی، دولتهايی عصر مشروطيیت، ]تهران ١٣٥٠ش[؛
(٩) باقر عاقليی، شرح حال رجال سيیاسيی و نظاميی معاصر ايیران، تهران ١٣٨٠ش؛
(١٠) جلال عبده، چهل سال در صحنه قضايیيی، سيیاسيی، ديیپلماسيی ايیران و جهان: خاطرات دکتر جلال عبده، به کوشش مجيید تفرشيی، تهران ١٣٦٨ش؛
(١١) ابراهيیم فخرايیيی، سردار جنگل (ميیرزاکوچکخان)، تهران ١٣٦٦ش؛
(١٢) مهديی فرخ معتصمالسلطنه، خاطرات سيیاسيی فرخ معتصمالسلطنه، شامل تاريیخ پنجاه سالةۀ معاصر، به کوشش پرويیز لوشانيی، تهران، بيیتا.؛
(١٣) لوح مشروح مذاکرات مجلس شورايی مليی و اسلاميی؛
(١٤) محمدعليی موحد، خواب آشفتةۀ نفت از کودتايی ٢٨ مرداد تا سقوط زاهديی، تهران ١٣٨٣ش؛
(١٥) Ervand Abrahamian, Iran Between Two Revolutions, PrincetonPrinceton, New Jersey, ١٩٨٢.
(١٦) Fakhreddin Azimi, Iran The crisis of democracy, London ١٩٨٩.
/ سمیه عباسی/
تاریخ انتشار اینترنتی : ١٣٩٢/٠٣/٠٥