دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٢٥
جَرْمی ، صالحبن اسحاق، نحوی، لغوی و محدّث قرن دوم و سوم. كنیهاش ابوعُمر است (سیرافی، ص ٥٥؛ زَبیدی، ص ٧٦). برخی منابع نیز كنیه وی را ابوعَمرو ذكر كردهاند (رجوع کنید به ابنفضلاللّه عُمَری، سفر ٧، ص٦٨؛
طاشكوپریزاده، ج ١، ص ١٤٥).
جرم نام یك قبیله، یا سه تیره از قبایل یمن از جمله قبیله بَجِیلَه * ، بوده است (رجوع کنید به سمعانی، ج ٢، ص ٤٧) و صالحبن اسحاق را از آن رو جرمی خواندهاند كه یا به این قبیله آمد و شد میكرده یا در آنجا ساكن بوده، یا با آنان پیوند ولاء داشته است (رجوع کنید به سیرافی؛
زبیدی، همانجاها؛
خطیب بغدادی، ج ١٠، ص ٤٢٦). عدهای نیز از آن رو كه با تیره جرم در قبیله بَجَلی پیوند ولاء داشته است، او را بَجَلی خواندهاند (رجوع کنید به سیرافی، ص ٥٦؛
زبیدی، همانجا).
از تاریخ ولادت جرمی اطلاعی در دست نیست. ظاهراً اهل بصره بوده (رجوع کنید به قِفطی، ج ٢، ص ٨٠؛
ابنفضلاللّه عمری، همانجا) و از كودكی در جلساتدرس علمای بصره حاضر میشده است (ضَیف، ص ١١١). برخی منابع متأخر، با قطعیت، محل تولد جرمی را بصره ذكر كرده و گفتهاند كه در اوایل قرن دوم به بغداد رفته و در آنجا ساكن شده است (رجوع کنید به همان، ص١١١ـ١١٢؛
سزگین، ج ٩، ص ٧٢). مدتی نیز برای تدریس در اصفهان اقامت داشته است (سزگین، همانجا؛
نیز رجوع کنید به ابونعیم، ج ١، ص ٣٤٧).
جرمی سیبویه * را ندیده بود، اما از نخستین راویان كتاب مشهور وی، الكتاب * ، بود و آن را با تأیید استادش، اَخفَش اوسط (رجوع کنید به اخفش * )، در نهایت وقوف روایت كرد، چنانكه مُبَرَّد * ــ كه خواندن الكتاب را با او آغاز كرده بود جرمی را موثقترین شخص در فهم و درك الكتاب معرفی كرده است (رجوع کنید به سیرافی، همانجا؛
زبیدی، ص ٧٧؛
ابنندیم، ص ٦٤ـ ٦٥؛
خطیب بغدادی، ج ١٠، ص ٤٢٨). جرمی، به همراه دوستش ابوعثمان مازِنی * ، در ازای پرداخت مبلغی، الكتاب را نزد اخفش آموخت، از بیم آنكه مبادا اخفش آن را به خود نسبت دهد و همین امر باعث علنی شدن الكتاب و معلوم شدن مؤلفش، سیبویه، شد (ابنانباری، ص ١٣٤، ١٤٣).
جرمی زبان و ادبیات عرب را، علاوه بر اخفش، از علمایی چون یونسبن حبیب (متوفی ١٨٢)، ابوعبیده (متوفی ٢٠٩)، ابوزید انصاری (متوفی ٢١٥) و اَصمَعی (متوفی ٢١٥) فرا گرفت (سیرافی؛
خطیب بغدادی، همانجاها). او در نحو سرآمد (قفطی، ج ٢، ص ٨١؛
سیوطی، ١٣٨٤، ج ٢، ص ٨) و با تاریخ و اشعار عرب آشنا بود (ابنتَغری بِردی، ج ٢، ص ٢٤٣) آنچنانكه زبیدی (همانجا)، از قول جرمی، گفته كه از ١٠٥٠ بیت موجود در الكتاب سیبویه، ویفقط گوینده پنجاه بیت را نمیشناخته است.
مشهور است كه جرمی، به علت كثرت مناظرات و صدای بلندش در بحثها، به نَبّاح / نبّاج و كلب معروف شد. مناظراتی نیز در بغداد با فَرّاء (متوفی ٢٠٧) و ابوزید انصاری داشت (خطیب بغدادی، ج ١٠، ص ٤٢٦، ٤٢٨؛
ابنانباری، ص ١٤٥؛
سیوطی، همانجا).
وی در فقه تبحر داشت و از راویان موثق و برجسته حدیث نیز به شمار میرفت (سیرافی؛
زبیدی؛
خطیب بغدادی؛
قفطی، همانجاها) و از محدّثان بصری روایت میكرد (سیرافی، همانجا؛
ابونعیم، ج ١، ص ٣٤٧).
جرمی در ٢٢٥، در زمان خلافت معتصم (٢١٨ـ٢٢٧)، در بغداد درگذشت (خطیب بغدادی، ج ١٠، ص ٤٢٦؛
ابنانباری، همانجا).
وی آثار متعددی داشته و مبرّد تألیفات او را بینظیر خوانده است (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ١٠، ص ٤٢٨؛
ابنانباری، ص ١٤٤). علمای نحوِ معاصر جرمی و پس از وی، از كتابهای او استفاده كردهاند (ضیف، ص ١١٢). مهمترین اثر او، المختصر ، بارها شرح شده است. به گفته ابوعلی فارسی (متوفی ٣٧٧)، هر كس آن را بخواند در نحو متخصص میشود. جرمی این كتاب را در سفر حج نوشته و مشهور است كه وی برای تألیف هر باب از كتاب، دو ركعت نماز در كنار مقام ابراهیم علیهالسلام میخواند تا كارش سودمند و مبارك باشد (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ١٠، ص ٤٢٦؛
ابنانباری؛
ضیف، همانجاها؛
سزگین، ج ٩، ص ٧٣؛
قس زبیدی، همانجا، كه المختصر را چندان مفید ندانسته است). به گفته خودِ جرمی، المختصر اثر تألیفی نیست، بلكه خلاصه الكتاب سیبویه است. این قول، حدس یكی بودن المختصر را با الفرخ (= جوجه)، اثر دیگر جرمی در نحو، تقویت میكند (رجوع کنید به زبیدی؛
قفطی؛
سزگین، همانجاها؛
د. ا. د. ترك ، ذیل "Cermî " ).
دیگر آثار جرمی عبارتاند از: القوافی، التثنیة والجمع، الابنیة، العروض، تفسیر غریب سیبویه، الابنیة والتصریف، النحو، التنبیه، و تفسیری بر النوادر ابوزید انصاری (ابنندیم، ص ٦٢؛
سیوطی، ١٣٨٤، ج ٢، ص ٩؛
حاجی خلیفه، ج ٢، ستون ١٤٦٦؛
سزگین، ج ٨، ص ٧٧). وی همچنین كتابی در باره سیره دارد كه به گفته مبرّد شگفتآور است (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ١٠، ص ٤٢٨). در منابع متأخر نام آن السِّیر و سِیرالنبّی ضبط شده است (رجوع کنید به سیوطی، همانجا؛
حاجیخلیفه، ج ٢، ستون ١٠١٥). در برخی كتابهای نحوی، آرای جرمی بررسی شده است (رجوع کنید به ابنجِنّی، ج ١، ص ٢٠٣، ج ٢، ص ٧٤؛
سیوطی، ١٤٠٥، ج ١، ص ٣٩، ٤٨، و جاهای دیگر، ج ٢، ص ١٠، ١١١، و جاهای دیگر).
منابع:
(١) ابنانباری، نزهة الالباء فی طبقات الادباء ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره [? ١٣٨٦/١٩٦٧ (؛
(٢) ابنتغری بردی، النجومالزاهرة فی ملوك مصر و القاهرة، قاهره )? ١٣٨٣ ( ١٣٩٢/ )? ١٩٦٣ ( ١٩٧٢؛
(٣) ابنجزری، غایة النهایة فی طبقات القرّاء ، چاپ برگشترسر، قاهره ) بیتا. (؛
(٤) ابنجنی، الخصائص، چاپ محمدعلی نجار، ) قاهره ١٣٧٢ـ١٣٧٦/ ١٩٥٢ـ١٩٥٧ (، چاپ افست بیروت ) بیتا. (؛
(٥) ابن فضلاللّه عمری، مسالكالابصار فی ممالكالامصار، سفر ٧، چاپ عكسی از نسخه خطی كتابخانه طوپقاپیسرای استانبول، مجموعه احمد ثالث، ش ٢٧٩٧/٤، چاپ فؤاد سزگین، فرانكفورت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٦) ابنندیم؛
(٧) احمدبن عبداللّه ابونعیم، كتاب ذكر اخبار اصبهان ، چاپ سون ددرینگ، لیدن ١٩٣١ـ١٩٣٤، چاپ افست تهران ) بیتا. (؛
(٨) حاجیخلیفه؛
(٩) خطیب بغدادی؛
(١٠) محمدبن حسن زبیدی، طبقات النحویین و اللغویین ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٧٣/١٩٥٤؛
(١١) سمعانی؛
(١٢) حسنبن عبداللّه سیرافی، اخبار النحویین البصریین ، چاپ طه محمد زینی و محمد عبدالمنعم خفاجی، قاهره ١٣٧٤/١٩٥٥؛
(١٣) عبدالرحمانبن ابیبكر سیوطی، بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین و النحاة، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٨٤؛
(١٤) همو، كتاب همع الهوامع: شرح جمعالجوامع ، چاپ محمد بدرالدین نعسانی، بیروت ) بیتا. (، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(١٥) شوقی ضیف، المدارس النحویة، قاهره )? ١٩٦٨ ]؛
(١٦) احمدبن مصطفی طاشكوپریزاده، كتاب مفتاح السعادة و مصباح السیادة، ج ١، حیدرآباد دكن ١٣٩٧/١٩٧٧؛
(١٧) علیبن یوسف قفطی، انباهالرواة علی انباهالنحاة، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، ج ٢، قاهره ١٣٧١/١٩٥٢؛
(١٨) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧- ;
(١٩) TDVIA , s. v. "Cermî" (by Sukru Arslan).
/ زهرا نهاوندی /