دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦١
بَبَّغاء ، ابوالفرج عبدالواحدبن نصر ، شاعر و نویسندة عرب . برخی سخنوری و برخی لکنت زبان او را سبب نامگذاریش به ببغاء (= طوطی ) دانسته اند (ابن خلکان ، ج ٣، ص ٢٠٢؛ ثعالبی ، ج ١، ص ٢٩٣؛ ذهبی ، ١٤٠٢ـ١٤٠٩، ج ١٧، ص ٩١). همچنین به سبب انتساب به نام اجدادش ، مَخزومی و حُنْطُبی نیز نامیده شده است (خطیب بغدادی ، ج ١١، ص ١١)، اما به عقیدة بلاشر این نسبتها ساختگی است ( د.اسلام ، ذیل «ببغاء»). ببغاء در نصیبین زاده شد (ثعالبی ، همانجا). در حلب به خدمت حمدانیان ، بویژه سیف الدوله و فرزندش سعید، درآمد و آنان را ستود و از اکرام ایشان بهره مند شد. پس از درگذشت سیف الدوله (٣٥٦)، مدتی در موصل و سپس در بغداد سکونت گزید. هنگامی که ابواسحاق صابی * در بغداد زندانی شده بود، یک بار برای ملاقات او به زندان رفت و چون دیگر از او خبری نگرفت ، صابی در نامه ای منظوم از او شکوه کرد و بدین ترتیب باب نامه نگاری منظوم میان آن دو گشوده شد. عضدالدوله که از این ماجرا آگاهی یافت ، صابی را آزاد کرد و از آن پس میان صابی و ببغاء نامه نگاری و دادوستدهای ادیبانه برقرار شد (ثعالبی ، ج ١، ص ٣٠٩؛ ابن خلکان ، ص ٢٠٠). ابوالفضل میکالی در ٣٩٠ در بغداد، ببغاء را مردی سالخورده یافت که ظرافت و بذله گویی و سخنوری خود را حفظ کرده بود (ابن خلکان ، ص ٢٥٢).
ببغاء را سخنسرایی توانا و نویسنده ای زبردست ، بویژه در کتابت رسائل ، شناخته اند. افزون بر مدایحی که بیشتر در ستایش امیر حمدانی و فرزندش و وزیر او ابونصر شاپوربن اردشیر است ، مراثی و خمریاتی دارد که از لطفی خاص برخوردار است و مایة امتیاز او از دیگران می شود (ثعالبی ، ج ١، ص ٣١٦ـ٣٢٥). او بویژه در تشبیه ، استاد است (ابن خلکان ، همانجا)، اما به سبب قریحة عالی و بلاغت در تحریر منشآت به نثر موزون و آهنگین شهرت خاص دارد ( د.اسلام ، ذیل «ببّغاء»).
از ببغاء دیوان شعری بر جای مانده است (حاجی خلیفه ، ج ١، ص ٧٧٣) که ابن ندیم شمار ابیاتِ آن را سیصد گفته است (ص ٢٨٢). ثعالبی گزیده ای از دیوان او را نقل کرده (ص ٢٩٣ـ٣٠٢) و صاحبنظرانی چون قاضی ابوالقاسم علی بن محسن تنوخی و ابونصر احمدبن عبداللّه ثابتی برخی از اشعارش را نقل کرده اند (خطیب بغدادی ، ج ١١، ص ١١ـ١٢؛ سمعانی ، ج ٢، ص ٧٤). اشعار او همراه با اشعاری از ابواسحاق به کوشش فیلپس دولف در ١٨٣٤ در لایپزیگ به چاپ رسیده است (سرکیس ، ج ١، ص ٣٣٩). مجموعة رسائل او نیز باقی است (کحاله ، ج ٦، ص ٢١٤). ببغاء در ٣٩٨ در بغداد درگذشت (سمعانی ، ج ٢، ص ٧٤؛ ذهبی ، ١٩٨٤، ج ٣، ص ٧٠ـ٧١).
منابع :
(١) ابن خلکان ، وفیات الاعیان و أنباء أبناء الزمان ، بیروت ١٩٦٨ـ١٩٧٢؛
(٢) ابن عماد، شذراتُ الذهب فی اخبار من ذهب ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩، ج ٣، ص ١٥٢ـ١٥٣؛
(٣) ابن ندیم ، کتاب الفهرست ، ترجمه و تحقیق محمدرضا تجدد، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٤) عبدالملک بن محمد ثعالبی ، یتیمة الدهر فی محاسن اهل العصر ، چاپ مفید محمد قمیحة ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٥) مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٦) احمدبن علی خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧) محمدبن احمد ذهبی ، سیراعلام النبلاء ، بیروت ١٤٠٢ـ ١٤٠٩/١٩٨٢ـ ١٩٨٨؛
(٨) همو، العبرفی خبر من غبر ، ج ٣، چاپ فواد سید، چاپ افست کویت ١٩٨٤؛
(٩) یوسف الیان سرکیس ، معجم المطبوعات العربیة والمعربة ، قاهره ١٣٤٦/١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(١٠) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، الانساب ، چاپ عبدالرحمن بن یحیی معلمی یمانی ، حیدرآباد دکن ١٣٨٢ ـ١٤٠٢/١٩٦٢ـ١٩٨٢؛
(١١) عمررضا کحاله ، معجم المؤلفین ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٧٦ ) ؛
(١٢) EI , s.v. "Babbagha ¦ " (by R. Blachةre).
/ عبدالمهدی یادگاری /