دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٧٧٤
پشتکوه ، منطقه ای تاریخی در مغرب ایران ، کمابیش مطابق با استان ایلام * کنونی . منطقة پشتکوه قسمت غربی سرزمین لرستان قدیم است که رشته کوه کبیرکوه * آن را از پیشکوه جدا می سازد و قرار گرفتن آن در پشتِ (مغرب ) این کوه ، وجه تسمیة نام آن است (رزم آرا، ١٣٢٠ ش الف ، ص ٣؛ دایرة المعارف فارسی ، ذیل «پشتکوه »). در منابع قرن سیزدهم از این منطقه نام برده شده است .
پشتکوه را به دو قسمت تقسیم کرده اند: پشتکوه لرستان ، از اسلام آباد تا دهلران ، که قسمتی از خاک لرستان محسوب می شود؛
و پشتکوه خوزستان ، از دهلران تا شوش ، که قسمتی از خاک خوزستان به شمار می آید (کریمی ، ص ٨١ ـ٨٢).
منطقة پشتکوه در گذشته خالی از دهات و خانه بود و جز یکی دو قلعه ، ساختمان دیگری نداشت و اهالی اغلب در چادر زندگی می کردند. کردها که بیشتر طوایف آن را تشکیل می دادند در شمال منطقه و لرها در جنوب آن می زیستند (کریمی ، همانجا؛
مورگان ، ص ٢٤٣). به گفتة ایزدپناه (ج ٢، ص ٤٢٠) جاده ای که از تنگِ شیخ ماخو (شیخ مکان ) در هشت کیلومتری مشرق دره شهر، (محل قدیمی شهر سیمره * رجوع کنید به دایرة المعارف فارسی ، ذیل «صیمره »)، از کبیرکوه می گذشت و به پشتکوه منتهی می شد یکی از راههای باستانی بوده است که شوش را به ماداکتو * (شهر قدیمی در ولایت مهرجان قذق * رجوع کنید به همان ، ذیل «ماداکتو») مربوط می ساخت .
پشتکوه مطابق با ولایت تاریخی ماسبدان است . ظاهراً قدیمترین نام منطقة پشتکوه ، «آریوخ » بوده و تا قبل از سدة هفتم / سیزدهم ، این منطقه به «اریوحان » شهرت داشته است و شاید محل حَرا که مربوط به اسارت ( یهودیان ) است ، در همان حوالی باشد. بنیامین تودِلایی این محل را «ارین »، استرابو «ماساباتیس »، پلینی ، «مزوباتن » و بطلمیوس ساکنان آنجا را «سامباتایی » و دیونوسیوس «مزاباتایی » نامیده است . دیودوروس در شرح لشکرکشی اسکندر، این محل را «سمبنه » می نامد. ظاهراً، پیش از اسکندر نام آریوخ به سَبَد/ سَبَدان تغییر کرد و با پیشوند ماه (منطقه )، به صورت ماه سبدان درآمد که حدود آن کمابیش با حدود پشتکوه منطبق است (راولینسون ، ص ٤٣ـ٤٤، ٤٨؛
نیز رجوع کنید به ماسبدان * ).
در دورة مغول پشتکوه و پیشکوه به لُر کوچک معروف و در قرن دهم این دو منطقه لرستان فِیلی نامیده می شد و ادارة پشتکوه در اختیار اتابکان لر بود (مینورسکی ، ص ١٣؛
حمدالله مستوفی ، ص ٥٥٢ـ٥٦١؛
نیز رجوع کنید به پیشکوه * ؛
لرستان * ). در دورة زندیه منطقة پشتکوه و پیشکوه در جنگ و ناامنی به سر می برد چنانکه در ١١٧٦ نظرعلی خان زند، از سرداران بنام کریم خان ، زکی خان را که شورش کرده بود در این منطقه شکست داد. در همین سال کریم خان زند، اسماعیل خان والی پشتکوه را به دلیل آزار و اذیت اهالی معزول کرد. اسماعیل خان به این رأی گردن ننهاد، ازینرو کریم خان به همراه سپاهش برای سرکوبی وی به منطقه رفت و اسماعیل خان وادار به فرار شد (نامی اصفهانی ، ص ١٢٣ـ١٢٦، ١٢٨ـ ١٢٩؛
پری ، ص ١٦٤ـ١٦٦؛
شوشتری ، ص ١٧٣).
در دورة قاجار، والی پشتکوه قسمتهایی از پیشکوه را ضمیمة قلمرو خود کرد (ساکی ، ص ٥). در زمان آقامحمدخان دو افسر انگلیسی که از سوی سرجان ملکم برای شناسایی منطقه به لرستان اعزام شده بودند، در پشتکوه به قتل رسیدند (کرزن ، ج ٢، ص ٣٣٦). فتحعلی شاه قاجار مرکز حکومت والیان را از پیشکوه به پشتکوه منتقل کرد. ظاهراً یکی از دلایل این انتقال ، ناامنی منطقة مرزی پشتکوه در آن زمان بود تا والی برای دفاع به مرز نزدیکتر باشد (ساکی ، ص ٣٠٦؛
راد، ص ١٩١).
راولینسون (ص ١٥٢) طوایف پشتکوه را فیلی نامیده و آنها را شامل طایفه های کرد، شوهوتی ، محکی ، چهارستون و دیناروند دانسته است . وی تعداد اهالی پشتکوه را دوازده هزار خانوار و مالیات آنجا را پانزده هزار تومان ذکر کرده است .
به نوشتة حاج سیاح محلاتی در ١٢٥٨، وضع اهالی آنجا بسیار بد بوده است . وی می نویسد که حسین خان والی به بهانه ای جمعی از اهالی پشتکوه را به قتل رساند (ص ٢٢٤ـ ٢٢٥). در این زمان حسین قلی خان والی (ملقب به ابوقداره ) با عثمانیها در منطقة باغسای / باقسای / باغ شاهی در خاک عراق جنگید و این منطقه را ضمیمة خاک پشتکوه کرد (راد، ص ٢١٨). اروپاییانی که به پشتکوه سفر کرده اند، چون مونسل (در ١٣٠٥/ ١٨٨٨)، مورگان (در ١٣٠٧/١٨٩٠) و کرزن (در ١٣٠٩/ ١٨٩٢)، از حسین قلی خان والی چون سلطان کوچکی یاد کرده اند که حاکم مطلق کوهستانهای خویش بوده است . والی در قلعة مکعب شکلی که با وسایل تجملی اروپایی آراسته شده بود زندگی می کرد، در حالی که افراد او در چادرها و سایبانها مستقر بودند. به گزارش آنان ، با آنکه پشتکوه جزو قلمرو شاه قاجار قلمداد می شد، در عمل مستقل بود و هیچگونه مالیاتی نمی پرداخت (کرزن ، ج ٢، ص ٣٣٦ـ٣٣٧؛
مورگان ، ص ٢٢٣، ٢٤١ـ ٢٤٢، ٢٤٤). در این دوره به نظر بارتولد (ص ٢٣٤)، ساکنان پشتکوه بهتر از دیگران توانسته بودند خصلتهای اصیل و ابتدایی قوم خود را حفظ کنند و رؤسای بزرگ آنان به لقب عربیِ والی یا لقب نظامی ترکیِ امیر تومان نامیده می شدند. آثار و ابنیة بسیاری متعلق به این دوره ، چون قلعه رَزَه ، کاخ ، باغ و حمام ، به جا مانده است (ایزدپناه ، ج ١، ص ١٦٨). دو بد در ١٢٥٧/ ١٨٤١ از ویرانه های دژ آن دیدن کرده است (ص ٣٨٠). در ١٣٢٦ عثمانیها برای غارت محصول به پشتکوه حمله کردند اما شکست خوردند (رزم آرا،١٣٢٠ ش الف ، ص ١٠٥، ١٠٧).
در جنگ جهانی اول ، نام پشتکوه به سبب نزدیکی به مرز در بسیاری از منابع به عنوان منطقه ای مهم ذکر شده است ( رجوع کنید به گابریل ، ص ٣٥٤؛
ایزدپناه ، ج ١، ص ٣٠٣؛
مابرلی ، ص ٩٠ـ٩١، ١١٦، ١٨٤ـ ١٨٥، ٥٨٤).
در ١٣٠٦ش / ١٩٢٧ استارک زیباترین سکنة بغداد را لرهای پشتکوهی می داند که در گمرکخانة بغداد کار می کردند و سالی یک بار نوع معیشت خود را برای تعداد کمی تماشاچی به نمایش درمی آوردند (ص ٦٧ـ ٦٨). لمتون (ص ٥٠٩ ـ٥١٠) از مالیات «شاخ شماری » یاد می کند که به موجب آن خانها مبلغی به ازای تعداد دام از اهالی دریافت می کردند، و همچنین از مالیات «تش شماری » (آتش شماری ) که به موجب آن هر گاه اجاق خانواده ای روشن بود می بایست به ازای آن مبلغی به خان بپردازد.
در دورة رضاشاه ، علی رغم برخی مقاومتها، از نفوذ خانها کاسته شد و پشتکوه تحت ادارة حکومت مرکزی درآمد. در ١٣٠٨ش ، در پی لشکرکشی فرماندهان نظامی به لرستان ، خوانین در پشتکوه سلاحهای خود را تحویل دادند که تمامی آنها سوزانده شد. در همان سال حسین آبادِ پشتکوه که مقرّ تیمسار کوپال بود به محاصرة یدالله خان ، پسر والی اسبق ، و عده ای از اهالی پشتکوه درآمد اما نیروی اعزامی از کرمانشاهان محاصره را در هم شکستند (رزم آرا،١٣٢٠ ش ب ، ص ١٨ـ١٩؛
ساکی ، ص ٣١٦).
(نیز رجوع کنید به ایلام * ).
منابع :
(١) فریا استارک ، سفری به الموت لرستان و ایلام ، ترجمه و حواشی از علی محمد ساکی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢) حمید ایزدپناه ، تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٣) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، جغرافیای تاریخی ایران ، ترجمه از روسی به انگلیسی از سوات سوچک ، ترجمه به فارسی از همایون صنعتی زاده ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٤) جان ر. پری ، کریم خان زند ، ترجمة علی محمد ساکی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٥) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(٧) کلمنت اوگاستس دو بد، سفرنامة لرستان و خوزستان ، ترجمة محمدحسین آریا، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٨) ناصر راد، تاریخ سرزمین ایلام ، ج ١: از روزگاران باستان تا انقراض حکومت والیان لرستان و ایلام ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٩) هنری کرزیک راولینسون ، سفرنامة راولینسون : گذر از زهاب به خوزستان ، ترجمة سکندر امان اللهی بهاروند، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٠) علی رزم آرا، جغرافیای نظامی ایران : پشت کوه ، تهران ١٣٢٠ ش الف ؛
(١١) همو، جغرافیای نظامی ایران : لرستان ، تهران ١٣٢٠ ش ب ؛
(١٢) علی محمد ساکی ، جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان ، خرم آباد ?( ١٣٤٣ ش ) ؛
(١٣) محمدعلی بن محمدرضا سیاح ، خاطرات حاج سیاح ، یا، دورة خوف و وحشت ، چاپ حمید سیاح و سیف الله گلکار، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(١٤) عبداللطیف بن ابیطالب شوشتری ، تحفة العالم ، و، ذیل التّحفه ، چاپ صمد موحد، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٥) جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٦) بهمن کریمی ، جغرافیای مفصّل تاریخی غرب ایران ، تهران ١٣١٦ ش ؛
(١٧) آلفونس گابریل ، تحقیقات جغرافیائی راجع به ایران ، ترجمة فتحعلی خواجه نوری ، چاپ هومان خواجه نوری ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(١٨) آن کاترین سواین فورد لمتون ، مالک و زارع در ایران ، ترجمة منوچهر امیری ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٩) فردریک جیمز مابرلی ، عملیات در ایران : جنگ جهانی اول ١٩١٩ـ١٩١٤ ، ترجمة کاوه بیات ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٢٠) ژاک ژان ماری دومورگان ، جغرافیای غرب ایران ، ترجمة کاظم ودیعی ، تبریز ١٣٣٩ ش ؛
(٢١) ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی ، لرستان و لرها ، در دو سفرنامه دربارة لرستان ، نوشتة سیسیل جان ادموندز و کلمنت اوگاستس دو بد، ترجمة سکندر امان اللهی بهاروند و لیلی بختیار، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٢) محمدصادق نامی اصفهانی ، تاریخ گیتی گشا ، با مقدمة سعید نفیسی ، تهران ١٣٦٣ ش .
/ معصومه بادنج /