دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٠١٨
خَروص ، خَروص، قبيله و خاندان حكومتگر عرب اِباضىمذهب اَزدى قحطانى در عُمان. نسب آنان به خروصبن شَرْى/ شارى بن يَحْمَد بن عبداللّه و نهايتآ به اَزْد مىرسد (رجوع کنید به ابنكلبى، ج ٢، ص٢٢٧؛ ابندريد، ج ٢، ص ٥٠٨؛ عظم، ج ٢١، ص ٣٠٩، ٣١٣، ٣١٦، ٣٢٠، ٣٨٣ ،٣٩١؛ خروصى ، ص ١٠٦، ٢٤٢ـ ٢٤٣).
نياكان آنان از ديرباز از يمن به حجاز كوچيدند. سپس به عمان رفتند و در درهاى اقامت گزيدند كه به نام آنان وادى خروص خوانده شد (حقيل، ج١، ص٢٠٤؛ عظم، ج٢١، ص ٥ ـ٦؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه). اين وادى، در دامنه الجبل الاخضر در ولايت عَوابى (سونى پيشين) واقعاست و از مشهورترين درههاى عمان است كه باغها و آب و هواى بسيار خوب دارد و رودى (خروص) در آن جريان دارد كه از كوههاى غربى هَجَر شروع مىشود و پس از گذر از دشت باطنه به خليج عدن مىريزد.
وادى خروص مشتمل بر چندين روستاست و مجموعهاى از آثار تاريخى در آن وجود دارد كه برخى از آنها از اين قرارند: مسجد الغمامه كه امام اباضى، وارثبن كعب خروصى، آن را ساخته است، درخت ليموى نزديك مسجد نيز به دست همو كاشته شد و تاكنون پس از هزار سال همچنان باقى است و محل توجه خاص اباضيان است، بيتالرأس كه عالم بزرگ خروصى جاعدبن خميس آن را بنا كرد، حِصنالصُلوت بر قله كوهى مشرف بر روستاى سِتال، و مسجدالحشاة در شهر اَلعَلياء (رجوع کنید به خروصى، ص ٣٩٦ـ٣٩٧؛ رنتز، ص ١٤٥؛ د.اسلام، همانجا؛ ]خريطة[سلطنة عُمان).
وادى خروص زادگاه امامان اباضى خروصى و بسيارى از علما، شعرا و اديبان بوده است (رجوع کنید به خروصى، ص ٥٩ـ٦٠، ٦٢، ٦٦، ٦٩ـ٧١، ٨٠ـ٨٨، ٣٩٧ـ٣٩٨؛ سيابى، ج ٢، ص٢١٥ـ ٢٢٢؛ قراءات فى فكر ابىنبهان، ص ٩ـ١٩).
امامان اباضى بنىخروص. اينان دولت يحْمَد (منسوب به جدشان، يحمدبن عبداللّه) را در سال ١٧٧ يا ١٧٩ برپا كردند و بهجز دورههاى كوتاهى، تا ٩٦٧ فرمان راندند (سهيل، ص ٦٨؛ خروصى، ص ١٠٥؛ سالمى، ج ١، ص ١١٢). آنان به علمدوستى و تلاش براى اصلاح امور مردم شهره بودند (خروصى، همانجا؛ سيابى، ج ٢، ص ٢٠ـ٢١).
نخستين فرد آنان وارثبن كعب بود (ابنرُزَيق، ١٤١٢، ص ٢٢٤ـ٢٢٥؛ سالمى، همانجا؛ سيابى، ج ٢، ص٢٠، ٢٧). او كه در قريه هجار از وادى خروص سكنا داشت، به دنبال رؤيايى كه ديد به شهر نَزوى رفت و در آنجا، پس از خلع محمدبن عبداللّهبن ابىعفان يحمدى (حك : ١٧٥ـ١٧٧) در سال ١٧٧ و به روايتى در ذيقعده ١٧٩ به امامت اباضيان عمان برگزيده شد (ازكوى، ص٤٥ـ٤٦؛ ابنرزيق، ١٤٠٤، ص٣١ـ٣٢؛ سالمى، ج١، ص١١٢ـ١١٣؛ سيابى، ج٢،ص١٨ـ٢٧؛خروصى،ص١٠٨،٣٩٧).
در اواخر ١٩٢ (سهيل، ص ٧٢)، هارونالرشيد (حك : ١٧٠ـ١٩٣) سپاهى متشكل از هزار سوار و پنجهزار پياده، به فرماندهى پسرعمويش عيسىبن جعفربن منصور عباسى، براى تصرف عمان فرستاد. اين سپاه در مصاف با لشكريان وارثبن كعب در وادى حِتّى، واقع در شمال صحار، شكست خورد و عيسىبن جعفر اسير و اندكى بعد در زندان صحار كشته شد (ازكوى، ص ٤٦؛ ابنرزيق، ١٤٠٤، ص ٢٧، ٣٢ـ٣٣؛ سيابى، ج ٢، ص ٢٩ـ٣٠؛ خروصى، ص ١٠٨ـ١٠٩).
وارثبن كعب پس از دوازده سال و نيم امامت اباضيان، در سال ١٩٢ به همراه هفتاد تن از يارانش به هنگام تلاش براى نجات گروهى از مسلمانان زندانى در رود كَلبوَه، در ناحيه نزوى، غرق شد و قبرش در همان دره معروف است (ازكوى، ص ٤٦ـ٤٧؛ ابنرزيق، ١٤٠٤، ص ٣٣ـ٣٤؛ همو، ١٤١٢، ص ٢٢٦؛ سالمى، ج ١، ص ١١٨ـ١١٩).
پس از وارث، امامت اباضيان به غسانبن عبدالله خروصى يحمدى رسيد كه تا زمان وفاتش در سال ٢٠٧ يا ٢٠٨ امامت كرد (ازكوى، ص ٤٧ـ٤٨؛ سيابى، ج ٢، ص ٣٧، ٦٩؛ ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٢٧ـ٢٢٨). او نخستين حاكم عمانى بود كه ناوگان دريايى ايجاد نمود و دزدان دريايى هندى را در سواحل شمال عمان سركوب كرد (ازكوى، ص ٤٧؛ سيابى، ج ٢، ص ٣٨ـ٣٩؛ سهيل، ص ٧٤). غسان را عالمىآگاه به امور مردم، دورانديش، اهل بصيرت و فراست و داراى آرا و فتاوى فقهى بسيار دانستهاند (رجوع کنید به سيابى، ج ٢، ص ٥٤ـ٦٥؛ خروصى، ص١١٠ـ ١١٢). در دوران امامت وى شهر نزوى بيضةالاسلام خوانده شده است (سيابى، ج ٢، ص ٤٦).
پس از آنكه چندى حكومت عمان در دست عبدالملك بن حميد (حك : ٢٠٧ـ٢٢٦)، از خاندان بنىسوده اَزْدى، قرار گرفت (ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٢٨ـ٢٢٩؛ قس خروصى، ص ١١٣)، در رجب ٢٢٦ امامت اباضيان به مُهَنّابن جَيفَر خروصى رسيد. او ناوگان دريايى اباضيان را تقويت كرد و شمار كشتيهاى آن را به سيصد رساند (ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٢٩؛ سهيل، ص ٧٥). علاوه بر اين، سپاهى متشكل از دههزار جنگجو، هفتصد شتر و ششصد اسب فقط در نزوى داشت (سيابى، ج ٢، ص ٨٤؛ قس خروصى، ص ١١٤، ٣٩٧). عمان در دوران امامت مهنّا شاهد چندين كشمكش بود كه با هوشيارى و قدرت وى، همه آنها سركوب شدند (ازكوى، ص ٤٩ـ٥١؛ ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٢٩ـ٢٣١؛ سيابى، ج ٢، ص ٨٥، ٩٧). مهنّا كه بزرگترين امام بنىخروص بود (سيابى، ج ٢، ص ٨١)، در ١٦ يا ٢٦ ربيعالآخر ٢٣٧ درگذشت (ازكوى، ص ٥١؛ ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٣٢) و صَلْتبن مالك خروصى به جاى او برگزيده شد (ازكوى؛ ابنرزيق، همانجاها؛ سالمى، ج ١، ص١٦٠).
صلتبن مالك علاوه بر عمان، بر قطر، اَحساء، سُقُطره، مُكَلّا، حضرموت و مَهرَه نيز فرمان مىراند. او به هند حمله كرد و كشتيهاى جنگىاش در بمبئى پهلو گرفتند. وى بخشهايى از سرزمين هند را فتح كرد و غنايم بسيارى به دست آورد (سيابى، ج ٢، ص ١٠٥؛ خروصى، ص ١١٨ ، ٣٩٨). گفته شده است پس از آنكه حبشيان سقطره را تصرف كردند، صلت ناوگانى متشكل از صد كشتى فرستاد و سقطره را از آنان پس گرفت (سالمى، ج١، ص١٦٤ـ١٦٦؛ سيابى، ج٢، ص١٠٨؛ سهيل، ص ٧٥ـ٧٦).
در ٣ ذيحجه ٢٧٢ يا ٢٧٣، موسىبن موسىبن على، از بنىسامةبن لؤىبن غالب، كه عالم و در ميان مردم اَزكى محترم بود، به بهانه اينكه صلت پير شده و بايد از امامت كنارهگيرى كند، بر وى قيام و او را از امامت خلع كرد. صلت نيز براى جلوگيرى از جنگ و خونريزى، با حفظ امامتش، از نزوى خارج شد و امور را به موسىبن موسى سپرد و او و همراهانش، راشدبن نَضْر را به امامت برگزيدند (ازكوى، ص ٥٢؛ ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٣٢؛ سيابى، ج ٢، ص ١١٢ـ ١١٣؛ خروصى، ص ١١٩). صلت در ١٥ ذيحجه يا ذيقعده ٢٧٥ درگذشت (ازكوى، همانجا؛ سيابى، ج ٢، ص ١١٣).
پساز كنارهگيرى صلتبنمالك خروصى، فتنههايى در عمان درگرفت زيرا برخى امامت راشدبن نضر (حك : ٢٧٣ـ٢٧٧) را نپذيرفته و همچنان به امامت صلت پايبند ماندند (سيابى، ج ٢، ص ١١٣ـ١١٤). درنتيجه بنىخروص پس از جنگهاى خونين، راشدبن نَضْر را سركوب و او را از امامت عزل كردند. در ٣ صفر ٢٧٧، علما و بزرگان عمان گردهم آمدند و عزّانبن تميم خروصى را به امامت برگزيدند (ازكوى، ص ٥٢ـ٥٣؛ ابنرزيق، ١٤٠٤، ص٥٣؛ سالمى، ج١، ص٢١٣ـ٢٤١؛ سيابى، ج٢، ص١٢٥ـ١٤٣).
عزان با موسىبن موسىبن على درگير شد و وى را از منصب قضاوت معزول ساخت و تمام اختياراتى را كه قبلا داشت، از وى گرفت. سپس با سپاهى مجهز به لشكريانِ موسى تاخت و آنها را در نبرد مهيب أزكى در ٢٩ شعبان ٢٧٨ شكست داد و موسى را كشت. سپس شهر ازكى را غارت كرد و مردمانش را به وضع فجيعى به قتل رساند (ازكوى، ص ٥٣؛ ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٣٣ـ٢٣٤؛ سالمى، ج ١، ص ٢٤٤ـ٢٤٥). در پى اين كشتار، فضلبن حوارى بريمى، از علماى بزرگ نزاريه، قبايل همپيمان را به قيام بر ضد عزّان تشويق كرد و سپاه بزرگى تدارك ديد و به شهر يَنْقُل رفت و در ١٩ شوال ٢٧٨، حوارىبن عبداللّه را به امامت برگزيد و همگى با او بيعت كردند. سپس لشكر بزرگى فراهم آوردند و در ٢٦ شوال ٢٧٨ در جايى به نام قاع با سپاه عزّان مصاف دادند كه به سختى شكست خوردند. در اين نبرد، حوارى و فضل به همراه ششصد تن از يارانشان كشته شدند و محمدبن قاسم/ ابىالقاسم و بشير/ بِشربن منذر، دو تن از سرداران مخالف، به نزد محمدبن نور/ بور (كارگزار معتمد يا معتضد عباسى) به بحرين گريختند. محمدبن نور/ بور به دستور خليفه، در رأس سپاهى بالغ بر ٠٠٠ ،٢٥نفر راهى عمان شد و در ٢٥ صفر ٢٨٠ در منطقه سَمْدالشّان سپاهيان اندك عزّانبن تميم را شكست داد و سر وى و يارانش را به نزد خليفه معتضد فرستاد (ازكوى، ص ٥٣ـ٥٦؛ ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٣٤ـ٢٣٦؛ سالمى، ج ١، ص٢٥٠ـ٢٥٢، ٢٥٦ـ٢٥٩؛ خروصى، ص ١٢٢ـ ١٢٣). با كشته شدن عزّان خروصى دولت اباضيان خروصى در عمان به سرآمد (ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٣٦؛ سهيل، ص ٨١ و پانويس ٥). در فاصله تسلط كارگزاران عباسى بر عمان كه چهل سال به درازا كشيد (سالمى، ج ١، ص ٢٦٢؛ خروصى، ص ١٢٤)، محمدبن حسن خروصى و صلتبن قاسم خروصى اندك مدتى به امامت صورى و ضعيفى رسيدند و بعد عزل شدند (ازكوى، ص ٥٩؛ ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٣٧ـ٢٣٨؛ سالمى، ج ١، ص ٢٦٤، ٢٦٨؛ سهيل، ص ٩٢ـ٩٣، ٢٢٥).
پساز فرمانروايى خاندان بنىمكرم بر عمان (حك : ٣٤٢ـ ٤٠٥) كهاز سوى آلبويه حمايت مىشدند (سالمى، ج١، ص٢٦٣؛ خروصى، ص ١٢٥)، امامت اباضيان عمان (حك : ٤٠٧ـ٤٢٥) به خليلبن شاذانبن صلتبن مالك خروصى رسيد (ازكوى، ص٧٠؛ سالمى، ج ١، ص ٢٩٦). او در مدت امامتش سراسر عمان را تصرف و امنيت را برقرار كرد (ابنرزيق، ١٤٠٤، ص ٦٨؛ سالمى، ج ١، ص ٣٠٥؛ خروصى، ص ١٢٦). چون ابواسحاق ابراهيمبن قيسبن سليمان حضرمى، از سران اباضيه يمن، نزد امام خليلبن شاذان رفت و از وى كمك خواست، خليلبن شاذان سپاهى به فرماندهى او به حضرموت فرستاد و آنجا را فتح كرد و به قلمروِ خود افزود (خروصى، ص١٢٦ـ١٢٧).
پس از مرگ خليلبن شاذان، امامت اباضيان به راشدبن سعيد خروصى رسيد، كه گفته شده است شاعر و اديب و رهبرى با عزم و دادگر بود. وى سپاهى به احساء فرستاد و فهد و عقيل را كه دو تن از مخالفان سرسختش بودند، سركوب كرد (سالمى، ج ١، ص٣٠٦ـ٣٠٨؛ خروصى، ص٧٨). راشدبن سعيد در محرّم ٤٤٥ وفات يافت و در نزوى بهخاك سپردهشد (سالمى، ج١، ص٣١٦).
با توجه به سكوت منابع تاريخى و اباضى چنين به نظر مىرسد كه از آن پس، امامت از بنىخروص گرفته شده باشد. از آنان تا اواخر سده نهم اطلاعى در دست نيست، جز آنكه در ٨٨٥، عمربن خطّاببن محمدبن احمدبن شاذانبن صلت خروصى به امامت برگزيده شد (ازكوى، ص ٧٢؛ سالمى، ج ١، ص ٣٧٨).
در ٨٨٧ يا ٨٨٨، سليمان نبهانى بر عمربن خطّاب خروصى قيام كرد و با وى جنگيد. سليمان در آغاز پيروز شد، اما بعدآ از امام اباضى شكست خورد. سپس امام افرادش را پراكنده كرد و اموالش را ميان افراد خود تقسيم نمود. عمربن خطّاب خروصى در ٨٩٤ وفات يافت و در نزوى دفن شد (ابنرزيق، ١٤١٢، ص ٢٥٨؛ سالمى، ج ١، ص ٣٧٨ـ٣٨٣).
در ١٢ جمادىالآخره ١٣٣١، سالمبن راشد خروصى به امامت برگزيده شد و در ١٣٣٨ كشته شد (رنتز، ص ١٤٤؛ خروصى، ص ٧٠ و پانويس ١؛ د.اسلام، همانجا).
پس از سالم، برادرش ناصربن راشد (رنتز، همانجا) و به روايتى، محمدبن عبداللّهبن سعيد خليلى خروصى به امامت رسيد و در ١٣٧٣ درگذشت (خروصى، ص٧٠؛ د.اسلام، همانجا).
بنىخروص امروزه در وادى خروص سكنا دارند. اكثر آنان شهرنشين و برخى نيز باديهنشيناند (مايلز، ص ٢٦٢؛ حقيل، ج ١، ص ٢٠٤).
منابع :
(١)ابندريد، كتاب الاشتقاق، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بغداد ١٣٩٩/ ١٩٧٩؛
(٢) ابنرُزَيق، الشعاع الشائع باللمعان فى ذكر ائمة عمان، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(٣) همو، الفتحالمبين فى سيرة السادةآلبوسعيديين، چاپ عبدالمنعم عامر و محمد مرسى عبداللّه، ]مسقط[ ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) ابنكلبى، نسبمَعَدّ واليمن الكبير، چاپ محمود فردوسعظم، دمشق ]١٤٠٨/ ١٩٨٨[؛
(٥) سرحانبنسعيد ازكوى،تاريخ عمان: المقتبسمن كتاب كشف الغمة الجامع لاخبار الامة، چاپ عبدالمجيد حسيب قيسى، ]مسقط[ ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٦) حمدبن ابراهيم حقيل، كنزالانسابومجمعالآداب، ]بىجا[ ٢٠٠٦؛
(٧) سليمانبن خلف خروصى، ملامح من التاريخ العُمانى: وفاءً لعُماننا و انصافآ لتاريخنا، السيب، عُمان ١٤٢٢/ ٢٠٠٢؛
(٨) جورج رنتز، عُمانوالساحلالجنوبى للخليجالفارسى، قاهره ١٤٢٣/ ٢٠٠٣؛
(٩) عبداللّه بن حميد سالمى، تحفةالاعيان بسيرة اهل عُمان، السيب، عمان ٢٠٠٠؛
(١٠) نايف سهيل، الاباضية فى الخليج العربى فى القرنين الثالث و الرابع الهجريين، مسقط١٤١٨/١٩٩٨؛
(١١) سالمبنحمود سيابى، عُمانعبر التاريخ، ]مسقط [١٤٢١/ ٢٠٠١؛
(١٢) محمود فردوس عظم، المستدرك على انساب الاشراف، دمشق ٢٠٠١ـ٢٠٠٤؛
(١٣) قراءات فى فكر ابىنبهان، چاپ محمدعلى صليبى، مسقط١٤٢١/٢٠٠٠؛
(١٤) سميوئل بارت مايلز، الخليج: بلدانه و قبائله، ترجمة محمدامين عبداللّه، ]مسقط [١٤٠٢/ ١٩٨٢؛
(١٥) ]خريطة[سلطنةعُمان،مقياس ٠٠٠،١:٣٢٠، بيروت:جيوپروجكتس،١٩٨٢؛
(١٦) EI٢, s.v. "BanuaruKhs." (by G. Rentz).
/ ستار عودى /