دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١٠٢
حسامالدین خویى ، شهرت حسنبن عبدالمؤمن خویى، متخلص به حسام، ملقب به حسامالدین و مظفرى، نویسنده، شاعر و منشى نیمه دوم سده هفتم. آگاهى ما از زندگى وى براساس آثار خود اوست. وى در شهر خوى به دنیا آمد. پس از حمله مغول، به آسیاى صغیر مهاجرت كرد، زیرا امنتر بود و دانشمندان بسیارى به آنجا كوچ میكردند (نصیرى و عاشرزاده، ص٢٠٠ـ٢٠١). او چندى در ماردین عراق به سر برد و سپس به دربار چوپانیان در شهر قَسْطَمونى (رجوع کنید به چوپان اوغوللارى*) راه یافت و منشى دربار مظفرالدین یولوق ارسلانبن الپیوركبن امیر حسامالدین چوپان و مداح او شد و از او لقب مظفرى گرفت (آقاسى، ص ٤٩٦؛ آقابزرگ طهرانى، ج ٩، قسم ١، ص٢٣٦، توضیحاینكه در نسخه دستنویس الذریعة به حسامالدین خویى اشاره نشده است) و نزهةالكُتّاب را به نام وى نوشت (حاجیخلیفه، ج ٢، ستون ١٩٤٥؛ علینقى منزوى، ص ١٢٦). حسامالدیندر روزگار خود شهرت فراوانیداشت (رجوع کنید به حسامالدین خویى، ص١٥٩). بیشتر زندگى وى در شهر سیواس گذشت (رجوع کنید به همان، ص١٣٢). او دانشمند و سخنور بود و به پژوهش در متون فارسى و عربى و تركى میپرداخت (رامیان و همكاران، ص٨٢).
نثر وى، چون همه منشیان آن روزگار، متصنع و متكلف است كه امتیاز به شمار میآمده است (براى نمونه رجوع کنید به حسامالدین خویى، ص ١٥٧ـ١٥٩، ٢٢٥ـ٢٢٧؛ نیز رجوع کنید به نصیرى و عاشرزاده، ص ٢٠٢).
از دیوان حسامالدین ــكه خود در مقدمه ملتمسات (ص ١٣١) به آن اشاره كرده است ــ اثرى در دست نیست. حاجیخلیفه (ج ٢، ستون ١٥١٨) از كتاب كنزاللطایف او نامبرده كه در فن انشا و شامل ٤٩ نامه بوده است. صغرى عباسزاده هفت اثر فارسى حسامالدین (سه اثر به نظم و چهار اثر به نثر) را تصحیح كرده و در مجموعه آثار حسامالدین خویى به چاپ رسانده است (تهران ١٣٧٩ش). این آثار، به ترتیب سال تألیف، عبارتاند از :
١) نزهةالكُتّاب و تحفةالاحباب، تألیف در محرّم ٦٨٤. وى این كتاب را به مظفرالدین یولوق ارسلان هدیه كرده است. این اثر مشتمل بر چهار بخش است: صد آیه قرآنى در اغراض گوناگون، صد سخن از حضرت محمد صلیاللّهعلیهوآلهوسلم، صد سخن از خلفا و كلمات قصار و صد بیت عربى كه به نظم فارسى ترجمه شده است (رجوع کنید به حسامالدین خویى، ص ١٥٩ـ ١٦٠؛ احمد منزوى، ج ٤، ص ٢٤٨٠). پس از بخش چهارم، مؤلف قصیدهاى را كه در مدح یولوق ارسلان سروده، آورده است (رجوع کنید به حسامالدین خویى، ص ٢١٧ـ٢١٩؛ نیز رجوع کنید به ریاحى، ص ٥٩). بیشترین صنعت بدیعى به كار رفته در این اثر، تضمین مزدوج (صنعت ازدواج) است (رجوع کنید به حسامالدین خویى، مقدمه عباسزاده، ص ٣٠). این اثر با گلستان سعدى وجوه مشتركى دارد كه در مقدمه مجموعه آثار حسامالدین خویى (ص ٣١ـ٣٤) به پارهاى از آنها اشاره شده است.
٢) قواعدالرسائل و فرائدالفضائل، در فن ترسّل و نامهنگارى، تألیف در رجب ٦٨٤. حسامالدین این كتاب را به درخواست دوستانش، كه اثرى سادهتر از او میخواستند، بهنام امیرمحمودبن مظفرالدین یولوقارسلاننوشت (رجوع کنید به حسامالدینخویى،ص٢٢٥ـ ٢٢٦؛ تربیت، ص١١٣ـ١١٤). در این رساله، لقبِ اركان دولت و اصحاب مناصب را در خطاب به آنان ذكر كرده و نیز عباراتى درخور براى پایانِ نامهها و فرمانها آورده است (رجوع کنید به ریاحى، ص٥٩). بخشیاز این رساله بهفارسىِ سره است (علینقى منزوى، ص١٢٧). محمدعلى تربیت نامهاى از آن را كه به فارسى سره است، در كتاب دانشمندان آذربایجان (ص ١١٤) گنجانده است.
٣) رسومالرسائل و نجومالفضائل، در فن انشا و ترسّل، تألیف در ٦٩٠، در چهار بخش: در مقدمات فن مراسلات در ده اصل؛ در مكاتبات اخوان، مشتمل بر ده نامه با پاسخ آنها؛ در تقریرات دیوانى به افراد در مناصب گوناگون؛ و در تقریرات شرعى، كه شامل دو محضر و یك آزادنامه و عهدنامه است (رجوع کنید به حسامالدین خویى، ص ٣٤٥ـ٣٤٦، نیز رجوع کنید به مقدمه عباسزاده، ص ٣٩ـ٤٠). در این رساله علاوه بر عنوانها، نمونههایى از فرمانها هم آورده شده كه براى آگاهى از وظایف صاحبمنصبان آن روزگار داراى اهمیت است (نیز رجوع کنید به ریاحى، همانجا). بخشى از این اثر به كوشش عدنان صادق ارزى، محقق ترك، در ١٣٤٢ش/ ١٩٦٣ در آنكارا به چاپ رسیده است (ریاحى، همانجا؛ افشار، ص ١٠٧١).
٤) غُنْیةالكاتب و مُنْیةالطالب، در فن انشا، تألیف در ٧٠٩، در دو بخش: مقدمات كتابت و مكاتبات اخوان، كه هر كدام شامل یك مقدمه و یك خاتمه است و عنوانِ خطاب هر كس با توجه به مقام او بیان شده است. بخشى از این اثر به كوشش عدنان صادق ارزى در ١٣٤٢ش/١٩٦٣ در آنكارا به چاپ رسیده است (رجوع کنید به ریاحى، همانجا؛ نصیرى و عاشرزاده، ص ٢٠٦؛ افشار، همانجا).
٥) تحفه حسام، واژهنامه منظوم تركى به فارسى (رجوع کنید به حسامالدین خویى، مقدمه عباسزاده، ص ٢٥ـ٢٧؛ قس آقاسى، ص ٤٩٧؛ علینقى منزوى، ص ١١٥).
٦) ملتمسات، منظومهاى در خواهش و طلب. حسامالدین در مقدمه آن (ص ١٣١) بیان كرده كه این یك صد و چند قطعه و رباعى را از دیوان خود برگزیده و در ضمن به فضل تقدم انورى ابیوردى در نظم ملتمسات اشاره كرده است. به گفته شفیعى كدكنى (ص ١١٦)، حسامالدین قدیمترین شاعرى است كه كتابى در ملتمسات نوشته است. از ملتمسات نسخههایى در كتابخانههاى معتبر، از جمله لالااسماعیل استانبول و كتابخانه ملى ملك (تهران)، موجود است (نصیرى و عاشرزاده، ص ٢٠٤؛ نیز رجوع کنید به حسامالدین خویى، همان مقدمه، ص ٢٨ـ٢٩).
٧) نصیب الفتیان و نسیبالتبیان، واژهنامه منظوم عربى به فارسى. این فرهنگ به پیروى از نصابالصبیان ابونصر فَراهى (متوفى ٦٤٠) تنظیم شده و شامل ٣٥٠ بیت است (حسامالدین خویى، ص ٩٧؛ نیز رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج ٢، ستون ١٩٥٧؛ سبحانى، ص٢٠٢). حاجیخلیفه (همانجا) نام آن را نصیب الفتیان و نشیبالبیان آورده و تربیت (همانجا) آن را نصیب الفتیان و تشیبالبیان ضبط كرده (نیز رجوع کنید به ریاحى، همانجا؛ نصیرى و عاشرزاده، ص ٢٠٢)، اما علینقى منزوى (ص ١٢٦) نصیبالفتیان و نسیبالتبیان را ترجیح داده است (نیز رجوع کنید به حسامالدین خویى، همان مقدمه، ص ٢٢).
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) مهدى آقاسى، تاریخ خوى، (تبریز) ١٣٥٠ش؛
(٣) ایرج افشار، نادرهكاران: سوكنامه ناموران فرهنگى و ادبى، ١٣٠٤ـ١٣٨١ش، بهكوشش محمود نیكویه، تهران ١٣٨٣ش؛
(٤) محمدعلى تربیت، دانشمندان آذربایجان، تهران ١٣١٤ش؛
(٥) حاجیخلیفه؛
(٦) حسنبن عبدالمؤمن حسامالدین خویى، مجموعه آثار حسامالدین خویى، چاپ صغرى عباسزاده، تهران ١٣٧٩ش؛
(٧) محمود رامیان، محمد تمدن، و علاءالدین تكش، بزرگان و سخنسرایان آذربایجان غربى، (تهران ١٣٤٤ش)؛
(٨) محمدامین ریاحى، تاریخ خوى، تهران ١٣٧٢ش؛
(٩) توفیق ه . سبحانى، فهرست نسخههاى خطى فارسى كتابخانههاى تركیه، تهران ١٣٧٣ش؛
(١٠) محمدرضا شفیعیكدكنى، مفلس كیمیافروش: نقد و تحلیل شعر انورى، تهران ١٣٧٤ش؛
(١١) احمد منزوى، فهرست مشترك نسخههاى خطى فارسى پاكستان، اسلامآباد ١٣٦٢ـ١٣٧٠ش؛
(١٢) علینقى منزوى، فرهنگنامههاى عربى بفارسى، تهران ١٣٣٧ش؛
(١٣) بهروز نصیرى و زهرا عاشرزاده، فرهنگ نامآوران خوى: از سده اول تا چهارده هجرى، خوى ١٣٨٢ش.
/ بابك رَشْنوزاده /