دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٨٤٩
پَنگان ، وسیله ای برای سنجش زمان با انواع مختلف ، که عمدتاً برای سنجش زمانی آب در کشاورزی تا اوایل قرن چهاردهم به کار می رفته است . پنگان در قدیمترین واژه نامة زبان فارسی ، لغت فرس (اسدی طوسی ، ص ٣٩٧)، و در ادب فارسی (برای نمونه رجوع کنید به مولوی ، ج ١، ص ١٥٢؛ ناصرخسرو، ص ١٨٨، ٤١٥) به معنای تشت ، طاس و کاسه آمده ، اما در ادب فارسی به عنوان ابزاری برای اندازه گیری زمان نیز به کار رفته است (برای نمونه رجوع کنید به شمس منشی ، ص ٢٣٧؛ ناصرخسرو، ص ٨٣، ٢١١؛ سنایی ، ص ٤٣١). این واژه در معنای اخیر، به صورتهای متعددی معرّب شده است ، از جمله بنکان (ابن ساعاتی ، ص ٧٤)؛ فنجان (کردی نیشابوری ، ص ١٦٧)؛ فنجال (دوزی ، ج ٢، ص ٢٩١)؛ بنکامات (جاحظ ، ج ٢، ص ٢٩٤) و بناکیم (ابن اکفانی ، ص ٨٧) هر دو جمعِ بنکام ؛ منجان (ابن جبیر، ص ١٩٠)؛ منقانه ، منقاله ، منغالة و مکانة (دوزی ، ج ٢، ص ٦٢٥).
١) وسیلة سنجش زمان . پنگان کاسه ای عموماً مسی بوده که در انتهای آن سوراخی وجود داشته است . این کاسه را در ظرفی بزرگتر و پر آب قرار می داده اند، هربار پرشدن کاسة کوچکتر، گذشتن یک واحد زمانی را نشان می داده است (شمس منشی ، همانجا). با استناد به کتابی از ارشمیدس (ح ٢٨٧ـ ٢١٢ ق م ) دربارة پنگان ــ که ترجمة عربی آن دردست است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، بخش سوم ) ــ سابقة استفاده از این وسیله
به یونان باستان می رسد. در لِیلاوَتی * ، کتاب مشهور ریاضی از آثار قدیم هندی نوشتة بهاسکرا /بهاسکرا چاریا (١١١٤ـ ح ١١٨٥)، نیز روایتی دربارة پنگان وجود دارد (ص ٣ـ٤) که نشان می دهد این وسیله در سدة ششم در هند به کار می رفته است . در حوزة تمدن اسلامی ، مطالب بسیاری دربارة پنگان نوشته شده است ، از جمله جاحظ (متوفی ٢٥٥) می نویسد که مسلمانان برای تعیین وقت ، در روز از اسطرلاب و در شب از بنکامات استفاده می کنند (همانجا). محمودبن حسین معروف به کشاجم ، شاعر عرب (متوفی ٣٦٠)، نیز در ابیاتی طرز کار این وسیله را وصف کرده و نام آن را به صورت بیاتکا آورده است (حُصری ، ج ٢، ص ٤٤٣).
نام پنگان در علوم دورة اسلامی ، گاهی به طور عام به همة انواع ساعتهای آبی اطلاق می شده است ( رجوع کنید به ساعت * ). در طبقه بندی علوم اسلامی ، ساخت و کاربرد پنگان و دیگر انواع ساعتهای آبی جزو «علم البنکامات » ــ که از فروع علم هندسه به شمار می آمده ــ بوده است (طاشکوپری زاده ، ج ١، ص ٣٥٤). علم البنکامات را چنین تعریف کرده اند: علمی که با شناختن و به کار بردن ابزار آن ، زمان اندازه گیری می شود و هدف ازآن آگاهی ازاوقات نمازونیایشهای شبانه ،ونظروتأمل در امور مملکت و رعیت ــ که با وقت و زمان ارتباط پیدا می کرده ــ بوده است (حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٢٥٥). کسانی که به پنگان و علم البنکامات می پرداخته اند، «فنجامییّن »لقب داشته اند و مانند دبیران و منجمان و دیگر شاغلان
دولتی ، مستمری می گرفته اند (صابی ، ص ١٩). مهمترین کاربرد پنگان ، در کشاورزی و هنگام تقسیم آب بوده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، بخش دوم )، اما در گذشته در رصدخانه ها نیز برای سنجش وثبت زمان از آن استفاده می شده است . تقی الدین دمشقی (متوفی ٩٩٣)، بنیانگذار رصدخانة استانبول ، بنکام را در ردیف وسایل رصد آورده است ، ازینرو علاءالدین منصور شیرازی ، شاعر سدة دهم ، در میان آلات رصدی رصدخانة استانبول ، از بنکام یاد کرده است (محقق ، ص ٥٢٣). عبدالعلی بیرجندی * نیز در کتاب شرح التذکرة فی الهِیئة ، پنگان را وسیله ای برای سنجش زمان و هربار پرشدن آن را برابر یک ساعت ، یک بیست وچهارم طول شبانه روز، دانسته است (حسن زادة آملی ، ج ١، ص ٤٤٧).
منابع :
(١) ابن اکفانی ، نخب الذخائر فی احوال الجواهر ، چاپ انستاس ماری کرملی ، قاهره ١٩٣٩، چاپ افست ( بی تا. ) ؛
٢- ابن جبیر، رحلة ابن جبیر ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣) ابن ساعاتی ، علم الساعات و العمل بها ، چاپ محمد احمد دهمان ، دمشق ?( ١٤٠١/١٩٨١ ) ؛
(٤) علی بن احمد اسدی طوسی ، لغت فرس ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣١٩ش ؛
(٥) بهاسکرا، لیلاوتی ، ترجمه از سانسکریت توسط ابوالفیض فیضی ، کلکته ١٨٢٧؛
(٦) عمروبن بحر جاحظ ، کتاب الحیوان ، چاپ عبدالسلام هارون ، مصر ( تاریخ مقدمه ١٣٨٥/١٩٦٥ ) ، چاپ افست بیروت ١٩٦٩؛
(٧) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٨) حسن حسن زاده آملی ، دروس هیئت و دیگر رشته های ریاضی ، قم ١٣٧٢ش ؛
(٩) ابراهیم بن علی حصری ، زهرالا´داب و ثمرالالباب ، چاپ زکی مبارک ، بیروت ( بی تا. ) ؛
مجدودبن آدم سنایی ، حدیقة الحقیقة و
(١٠) شریعة الطریقة ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ١٣٥٩ش ؛
(١١) محمدبن هندوشاه شمس منشی ، صحاح الفرس ، چاپ عبدالعلی طاعتی ، تهران ١٣٥٥ش ؛
(١٢) هلال بن مُحسَّن صابی ، الوزراء،أوتحفة الامراءفی تاریخ الوزراء،قاهره ١٩٥٨؛
١٣- احمدبن مصطفی طاشکوپری زاده ،مفتاح السعادة و مصباح السیادة ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(١٤) یعقوب بن احمد کردی نیشابوری ،کتاب البلغه :فرهنگ عربی وفارسی ،چاپ مجتبی مینوی و فیروز حریرچی ، تهران ١٣٥٥ش ؛
(١٥) مهدی محقق ، «رصدخانة استانبول از زبان علاءالدین منصور شیرازی »،دریکی قطرة باران : جشن نامة استاد دکتر عباس زریاب خوئی ، چاپ احمد تفضلی ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(١٦) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ،مثنوی معنوی ، تصحیح رینولد ا. نیکلسون ، چاپ نصرالله پورجوادی ، تهران ١٣٦٣ش ؛
ناصرخسرو، دیوان ، چاپ مجتبی مینوی و مهدی
(١٧) محقق ، تهران ١٣٥٣ش ؛
(١٨) R. Dozy, Supplإment aux dictionnaires arabes , Paris ١٩٢٧.
/ مهدی محقق /
٢) کاربردپنگان برای سنجش زمانی آب در کشاورزی . سنجش آب برای استفاده های کشاورزی در ایران ، دو روش عمده داشته است : سنجش زمانی و سنجش حجمی . پنگان یکی از ابزارهای سنجش زمانی آب بوده و رایجترین شیوة سنجش حجمی آب ،استفاده ازروش سنگ یاسنگ آب بوده است (برای آگاهی از شیوة سنجش حجمی آب رجوع کنید به صفی نژاد، ١٣٥٩ ش ، ص ١٢٤ـ١٣٤). شاید بتوان استفاده
از پنگان را رایجترین روش سنجش زمانی آب در ایران
به شمار آورد. روش دیگر سنجش زمانی آب در ایران ، استفاده
از شاخص آفتابی در روز و زیرنظر داشتن حرکت بعضی
ستارگان خاص در شب بوده است (برای آگاهی از بعضی
مناطق ایران که از این روشها استفاده می کرده اند رجوع کنید به همان ، ص ١٨٦ـ٢٢٠).
استفاده از پنگان برای سنجش آب مورد نیاز کشاورزی در ایران ، عمدتاً در مناطق کم آب و خشک مرکز، شرق و تاحدی جنوب شرقی گزارش شده است . جلال آل احمد (ص ٣٦ـ٣٧) نمونة دیگر استفاده از روشهای زمانی سنجش آب در مناطق مرکزی ایران را گزارش کرده است ؛
در این روش ـ که با روش پنگان متفاوت اما نزدیک به آن است ـ برای سنجش زمان ، از مدت زمان خالی شدن آب از ظرفی با حجمی معین ، استفاده می شده است .
یکی از قدیمترین منابعی که در آن به کاربرد پنگان برای تقسیم آب اشاره شده است ، مفاتیح العلوم نوشتة محمد خوارزمی است که در آن از وسیله ای به نام بُست یاد شده و او ده بُست را معادل یک فنکال دانسته است (ص ٦٩). به نوشتة لمتون (١٩٣٣، ص ٦٦٦)، در قرن دهم در اصفهان از پنگان برای تقسیم آب کشاورزی استفاده می شده است . او (همانجا) ذکر کلمة «طاق » ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) در طومار شیخ بهائی * (ص ٢٤) را دلیل استفاده از پنگان دانسته است .
شاردن (متوفی ١١٢٥/١٧١٣)، جهانگرد فرانسوی ، نیز هنگام وصف اوضاع کشاورزی در ایران ، نوشته است که ایرانیان برای تقسیم آب کشاورزی از پنگان استفاده می کنند (ج ٤، ص ٣ـ٤). اما در سدة چهاردهم ، با رواج ساعتهای مکانیکی ، استفاده از پنگان در ایران متروک شده است (حکمت یغمائی ، ص ٣٠١؛
یزدانی ، ص ١٧٦). در دورة رواج استفاده از پنگان در ایران ، در نقاط مختلف اسامی گوناگونی به آن اطلاق می شده و مدت زمان پرشدن پنگان نیز، حتی در نواحی کاملاً نزدیک به هم ، متفاوت بوده است ( رجوع کنید به جدول ).
در بسیاری از مناطق ، یک پنگان به واحدهای کوچکتری تقسیم می شده است . این واحد کوچکتر را در روستای بیاذه ، از توابع خور و بیابانک ، «اَس گَرد» یا «دَس گرد» می نامیده اند (حکمت یغمائی ، ص ٣٠٦). در روستای فراخی در حاشیة غربی کویرنمک ، یک فنجان به دو بخش به نام «دونه » تقسیم می شده است (صفی نژاد، ١٣٥٩ ش ، ص ١٦٦)، اما مهمترین واحد کوچکتر از پنگان ، «دانگ » نام داشته که یک ششم پنگان بوده است . این تقسیم بندی در نواحی مختلف ایران رواج داشته است ، از جمله در اصفهان (همان ، ص ٨٦) و جنوب خراسان (تابنده ، ص ٧١). در بعضی مناطق ، پنگان به هشت واحد کوچکتر نیز تقسیم می شده است (نقوی ، ص ١٢٣).
هنگام استفاده از این روش برای آبیاری ، این واحد زمانی به واحدهای بزرگتری نیز تعمیم می یافته و عموماً این تعمیم به یک شبانه روز، یعنی واحدی برای گردش نوبت آبیاری زمینها، ختم می شده است (برای آگاهی از بعضی شیوه های گردش شبانه روزی آبیاری رجوع کنید به صفی نژاد، ١٣٥٩ ش ، ص ١٤٧ـ١٧٢؛
همو، ١٣٦٥ ش ، ص ١٨٩ـ٢٠٠؛
نیز رجوع کنید به آبیاری * ). در نائین ، هر چهار فنجان ، واحد بزرگتری به نام «قُله » تشکیل می داده و شبانه روز به ٢٤٠ فنجان تقسیم می شده است (صفی نژاد، ١٣٥٩ ش ، ص ١٤٥). در جنوب خراسان ، هر شش فنجان واحد بزرگتری به نام «گَرده » تشکیل می داده و هر شبانه روز ٣٢٤ فنجان بوده است (یزدانی ، ص ١٧٥). این مقدار در فردوس ٤٥٠ فنجان (یاحقی و بوذرجمهری ، ص ١٩٦) و در گناباد ١٧١ فنجان (تابنده ، ص ٧١) بوده است . اما مهمترین واحد بزرگتر از فنجان ، «طاق » نام داشته و تعداد طاقها در نواحی مختلف ایران ، بسته به زمان پر شدن پنگان ، متفاوت بوده است . برای نمونه در
اردستان و نیریز هر ٧٢ پنگان یک طاق (صفی نژاد، ١٣٥٩ ش ، ص ٧٩ـ٨١؛
محمدحسن بهرامی ، ص ٣٩) و در قم هر ١٣٥ فنجان یک طاق (ابن الرضا، ص ٢٥٠، پانویس ١) را تشکیل می داده است .
ظرف بزرگتری که پنگان در آن غوطه ور می شده ، نامهای گوناگون داشته است ، از جمله در خور و بیابانک آن را «کَوار» (هنری ، ص ٦٧)، در روستای فراخی در حاشیة غربی کویر نمک «تشته » (صفی نژاد، ١٣٥٩ ش ، ص ١٦٩)، در میبد «گادیشه » (جانب اللهی ، ١٣٦٥ ش ، ص ١٧٩) و در توابع سمنان «دبه » (سعیدی ، ص ٥٧) می نامیده اند. در میبد وسیله ای به نام «تیاره » برای امتحان کردن و یکسان نمودن زمان پرشدن پنگانهای منطقه ، وجود داشته است (جانب اللهی ، ١٣٦٥ش ، ص ١٨٠).
در نقاط مختلف ایران ، برای شمارش دفعات پرشدن پنگان ــ که سهمیة آب زمین هر کشاورز را نشان می داده است ــ از تعداد مشخصی ریگ یا سنگ استفاده می شده است (صفی نژاد، ١٣٥٩ ش ، ص ١٤٤؛
همایونی ، ص ٣١ـ٣٢). در بعضی مناطق روشهای دیگری نیز وجود داشته است ، از جمله در اطراف قم از پانزده دانة تسبیح (مرتضوی ، ص ١٢٠) و در میبد از وسیلة خاصی به نام «قاتمه » (جانب اللهی ، ١٣٦٥ش ، ص ١٧٩) استفاده می شده است . در بعضی مناطق ، برای بیرون آوردنِ پنگانِ پر از آب و دوباره قرار دادن ظرف خالی بر سطح آب ، آیین خاصی وجود داشته است ، از جمله تکان دادن پنگان خالی (صفی نژاد، ١٣٥٩ش ، ص ١٤٤) و به زبان آوردن کلماتی خاص (جانب اللهی ، ١٣٦٥ش ، همانجا).
نام کسی که آب کشاورزی را با پنگان تقسیم می کرده است ، در نقاط مختلف ، فرق می کرده است ، از جمله در گناباد وی را «مؤلف » (تابنده ، ص ٧٢)، در فردوس «کیّال » (ناظمی ، ص ٤٥)، در اردستان و تفت «سرطاق » (صفی نژاد، ١٣٥٩ ش ، ص ٨١؛
دریایی ، ص ٢٢) و در توابع سمنان «سربلوک » (سعیدی ، ص ٤٨) می نامیده اند.
گاهی هنگام استفاده از پنگان برای خرید و فروش آب ، تقلب می شده که همایونی (ص ٣٢) به نمونه هایی از آن اشاره کرده است .
منابع :
(١٩) جلال آل احمد، تات نشینهای بلوک زهرا ، تهران ١٣٥٣ش ؛
(٢٠) حسین ابن الرضا، قم : از نظر اجتماعی ـ اقتصادی ، قم ?( ١٣٦٥ش ) ؛
(٢١) ایرج افشار، یادگارهای یزد ، ج ٢، تهران ١٣٥٤ش ؛
(٢٢) تقی بهرامی ، فرهنگ روستایی یا، دائرة المعارف فلاحتی ، تهران ١٣١٦ـ١٣١٧ش ؛
(٢٣) محمدحسن بهرامی ، «بررسی نظامهای آبیاری سنتی فلاحتی نی ریز فارس »، پایان نامة لیسانس ، دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، ١٣٥٨ش ؛
(٢٤) محمود بیهقی ، سبزوار شهر دیرینه های پایدار ، مشهد ١٣٧٠ش ؛
(٢٥) نصرالله پورافکاری ، «شیوه های سنتی تقسیم آب در ایران »، هنر و مردم ، سال ١٧، ش ١٩٣ (آبان و آذر ١٣٥٨)؛
(٢٦) سلطانحسین تابنده ، تاریخ و جغرافی گناباد ، تهران ١٣٤٨ش ؛
(٢٧) محمدسعید جانب اللهی ، «نظام تقسیم و حسابرسی و خرید و فروش آب در آبیاری سنتی میبد»، فصلنامة تحقیقات جغرافیائی ، سال ٥، ش ٢ (تابستان ١٣٦٩)؛
(٢٨) همو، «نظامهای سنتی سنجش زمان برای تقسیم آب در میبد»، فصلنامة تحقیقات جغرافیائی ، سال ١، ش ١ (تابستان ١٣٦٥)؛
(٢٩) عبدالکریم حکمت یغمائی ، بر ساحل کویر نمک ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(٣٠) محمدبن احمد خوارزمی ، کتاب مفاتیح العلوم ، چاپ فان فلوتن ، لیدن ١٩٦٨؛
(٣١) عباس دریایی ، «آب و آبیاری و اثرات اجتماعی و اقتصادی ناشی از آن در شهر تفت »، پایان نامة لیسانس ، دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، ١٣٥٤ش ؛
(٣٢) زین العابدین سعیدی ، «نظامهای آبیاری در واحدهای کار زراعی هنگام اصلاحات ارضی در لاسجرد»، پایان نامة لیسانس ، دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، ١٣٥٤ـ ١٣٥٥ ش ؛
(٣٣) ژان شاردن ، سیاحتنامة شاردن ، ترجمة محمد عباسی ، تهران ١٣٣٥ـ١٣٤٥ ش ؛
(٣٤) محمدبن حسین شیخ بهائی ، طومار شیخ بهائی ، چاپ کاظم سمیعی ، اصفهان ?( ١٣٠٧ش ) ؛
(٣٥) پرویز صالحی رزوه ، «نظام زمینداری و آبیاری هنگام اصلاحات ارضی در منطقة روستایی فریدن »، پایان نامة لیسانس ، دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، ١٣٥٤ـ ١٣٥٥ش ؛
(٣٦) جواد صفی نژاد، «مطالعه ای پیرامون تغییر مدار گردش آب و اثرات اقتصادی و اجتماعی حاصل از آن »، در مجموعه مقالات سمینار جغرافی ، ش ١، چاپ محمدحسین پاپلی یزدی ، مشهد ١٣٦٥ش ؛
(٣٧) همو، نظامهای آبیاری سنتی در ایران ، تهران ١٣٥٩ش ؛
(٣٨) آن کاترین سواین فورد لمتون ، مالک و زارع در ایران ، چاپ منوچهر امیری ، تهران ١٣٦٢ش ؛
فضل الله مرتضوی ، «بررسی اقتصادی ـ اجتماعی شیوة مقاسمه واحد کار زراعی و سیفی کاری روستای حاجی آباد لک ها (قم )»، پایان نامة لیسانس ، دانشکدة
(٣٩) علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، ١٣٥٦ش ؛
(٤٠) علیرضا ناظمی ، «کشت سنتی در باغستان فردوس »، پایان نامة لیسانس ، دانشکدة علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، ١٣٥٥ش ؛
(٤١) نقیب نقوی ، «روش آبیاری سنتی در نهبندان و قناتهای آن »، فصلنامة تحقیقات جغرافیائی ، سال ٤، ش ٣ (پاییز ١٣٦٨)؛
(٤٢) صادق همایونی ، فرهنگ مردم سروستان ، تهران ١٣٤٨ـ١٣٤٩ش ؛
(٤٣) مرتضی هنری ، «تقسیم آب در خور»، مجلة مردم شناسی و فرهنگ عامة ایران ، سال ١، ش ١ (١٣٥٣ش )؛
(٤٤) محمد جعفر یاحقی و خدیجه بوذرجمهری ، فردوس / تون : تاریخ و جغرافیا ، مشهد ١٣٧٤ش ؛
(٤٥) لطف الله یزدانی ، «ویژگیهای قنوات خراسان جنوبی و مسائل مربوط به تقسیم آب آن »، در مجموعه مقالات سمینار جغرافی ، ش ١، چاپ محمد حسین پاپلی یزدی ، مشهد ١٣٦٥ش ؛
(٤٦) A. K. S. Lambton, "The regulation of the waters of the Za ¦ yande Rud", Bulletin of the School of Oriental ( and African ) Studies , IX (١٩٣٩).
/ فرید قاسملو /
٣) آثار اسلامی که در آنها از پنگان یاد شده است . آثاری که در آنها پنگان شرح داده شده است ، دو دسته اند: ١) کتابهایی دربارة علوم مختلف ، بویژه علم الحیل ، که در بخشی از آنها دربارة پنگان مطالبی آمده است ؛
٢) کتابهایی که به پنگان و انواع آن اختصاص دارند. برخی از کتابهای دستة اول عبارت اند از: کتاب الاربعین ، نوشتة امام محمد غزالی (متوفی ٥٠٥)، که در آن به ساخت پنگان اشاره شده است (ص ٣٠ـ٣١)؛
الجامع بین العلم والعمل ، تألیف بدیع الزمان جَزَری (متوفی ٦٠٢)، که در نوع (بخش ) اول آن (ص ٢١٦ـ٢١٧) استفاده از پنگان ، انواع آن و به طور کلی ساعتهای آبی بتفصیل شرح داده شده است ؛
علم الساعات والعمل بها ، تألیف ابن ساعاتی (متوفی ح ٦١٧)، که در آن ساخت ساعتهای آبی گوناگون از جمله پنگان آمده است (ص ٧٤ـ٨٢)؛
الطُرُق السنِیَّة فی الا´لات الروحانیّة تألیف تقی الدینِ دمشقی * (متوفی ٩٩٣). در میان دانشمندان اسلامی ، تقی الدین بیش از دیگران این ابزار را بررسی کرده است . وی علاوه بر تألیف کتابی اختصاصی دربارة پنگان ( رجوع کنید به ادامة مقاله )، در چند بخش الطرق السنیّة ، ابزارهای مکانیکی را که به ساعتها (بنکامات ) مربوط می شوند، بتفصیل شرح داده است (احمد یوسف حسن ، ص ٣٤). حاجی خلیفه (ج ١، ستون ٢٥٦) این کتاب را جزو آثاری که دربارة علم البنکامات نوشته شده ، آورده است . تنها نسخة خطی این کتاب ، در کتابخانة چستر بیتی ایرلند وجود دارد (آربری ، ج ٧، ص ٧٣ـ ٧٤) و احمد یوسف حسن ، تصویر آن را در کتاب خود، تقی الدین والهندسة المیکانیکیة العربیة ، به چاپ رسانده است (ص ٧٦ـ ١٦٨).
در میان رسایلی که اختصاصاً دربارة پنگانها نوشته شده اند ــ گذشته از کتابی در صنعت پنگان که ابن ندیم (ص ٥٦٣) آن را به ابوعبدالله محمد بن حسن شطوی نسبت داده است ــ رساله ای منسوب به ارشمیدس قدیمترین اثر موجود در این باره است . از این رساله ، دو ترجمة عربی در دست است : ترجمة قدیمتر به نام عمل صندوق الساعات که در مجموعه ای خطی متعلق به قرن ششم در سوریه نگهداری می شود (عبدالحمید حسن ، ص ٨) و ترجمة جدیدتر به نام فی عمل بنکامات متعلق به قرن هشتم یا نهم که چند نسخة خطی از آن در کتابخانة ملی پاریس (سلان ، ص ٤٣٧) و کتابخانه های موزة بریتانیا و بودلیان در انگلستان (ویدمان و هاوزر ، ج ٣، ص ١٦٢٩) وجود دارد. محمداحمد دهمان هردو ترجمه را در کتاب علم الساعات والعمل بها به چاپ رسانده است (ابن ساعاتی ، ص ٢٩٤ـ٣٥٩). ویدمان و هاوزر ترجمة جدید این رساله را به آلمانی برگردانده اند که در ١٣٣٦/ ١٩١٨ با عنوان > «ساعت ارشمیدس و دو ابزار دیگر» < ، و باردیگر در > مجموعه مقالات دربارة تاریخ علوم عربی و اسلامی < (ج ٣، ص ١٦٢٩ـ١٦٦٩) به چاپ رسیده است . علاوه بر رسالة ارشمیدس ، رسالة کوتاهی به نام مقالة فی البنکام (شیروانی ، ج ٥، ص ١٧٨٣) یا مقالة فی عمل البنکام (کراوزه ، ص ٤٧٩) تألیف ابن هیثم (سدة چهارم ) دربارة پنگانها وجود دارد. از این رساله تاکنون دو نسخه در ترکیه ، در کتابخانه های فاتح جامع و عاطف افندی استانبول (همانجا) و یک نسخه در ایران در کتابخانة وزیری یزد (شیروانی ، همانجا) شناسایی شده است . رسالة کوتاهی به نام الاعلام بِشدّالمَنکام ، تألیف شمس الدین محمدبن ابی الفتح صوفی (متوفی ٩٥٠) نیز دربارة پنگان است که از آن نسخه ای در واتیکان (ماتویفسکایا و روزنفلد، ج ١، ص ٥٢٦) و نسخه ای در کتابخانة مجلس شورای اسلامی در ایران (حائری ، ج ٢٣، ص ١٣) موجود است . حاجی خلیفه (همانجا) به رساله ای از تقی الدین دمشقی به نام الکواکب الدُّرّیة فی وضع بنکامات الدوریة یاد کرده که بروکلمان ( > ذیل < ، ج ٢، ص ٤٨٤) آن را نام دیگر رسالة فی علم البنکامات تقی الدین دانسته است . نسخه هایی از رسالة فی علم البنکامات در پاریس (سلان ، ص ٤٣٩)، انگلستان و ترکیه (احمد یوسف حسن ، ص ٢٦) وجود دارد، و سویم تکه لی متن عربی آن را در کتاب > تقی الدین و ساعت در امپراتوری عثمانی در سدة شانزدهم < ، منتشر کرده است .
منابع :
(٤٧) ابن ساعاتی ، علم الساعات و العمل بها ، چاپ محمد احمد دهمان ، دمشق ?( ١٤٠١/١٩٨١ ) ؛
(٤٨) ابن ندیم ، الفهرست ، چاپ ناهد عباس عثمان ، دوحه ١٩٨٥؛
(٤٩) ابی العزّبن اسماعیل جزری ، الجامع بین العلم و العمل فی صناعة الحیل ، چاپ احمد یوسف حسن ، حلب ١٩٧٩؛
(٥٠) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٥١) عبدالحسین حائری ، فهرست کتابخانة مجلس شورای اسلامی ، ج ٢٣، تهران ١٣٧٦ش ؛
(٥٢) احمد یوسف حسن ، تقی الدین و الهندسة المیکانیکیة العربیة ؛
(٥٣) مع کتاب الطرق السنیة فی الا´لات الروحانیة ، حلب ١٩٧٦؛
(٥٤) عبدالحمید حسن ، فهرس مخطوطات دارالکتب الظاهریة : الفلسفة و المنطق و آداب البحث ، دمشق ١٩٧٠؛
(٥٥) محمد شیروانی ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة وزیری یزد ، ج ٥، تهران ١٣٥٨ش ؛
(٥٦) محمدبن محمد غزالی ، کتاب الاربعین ، ترجمة برهان الدین حمدی ، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٥٧) A. J. Arberry, The Chester Beathy Library: a handlist of the Arabic manuscripts , vol. VII, Dublin ١٩٦٤;
(٥٨) Carl der Brockelmann, Geschichte arabischen Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband , ١٩٣٧-١٩٤٢;
(٥٩) Max Krause, "Stambuler Handschriften islamischer Mathematiker", Quellen und Studien zur Geschichte der Mathematik, Astronomie und Physik , Pt. B, vol. ٣ (١٩٣٦);
G. P. i Matvievskaya and B. A. Rozenfeld, Matematiki astronomi musulmanskogo srednevekovya i ikh trudi , Moscow
(٦٠) ١٩٨٣;
(٦١) M. Le Baron de Slane, Catalogue des manuscrits arabes , Paris ١٨٨-١٨٩٥;
(٦٢) Eilhard Wiedemann and Fritz Hauser, Gesammelte Schriften Zur arabisch-islamischen Wissenschaftsgeschichte , vol. ٣, Frankfurt ١٩٨٤.
/ فرید قاسملو /