دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١١٣
حَسّانبن مُفَرَّج بن دَغفَلبن جرّاح طایى ، از خاندان جراحیان (آل جرّاح*) و از امراى قبیله طىّ* در اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم.
فعالیتهاى سیاسى و نظامى حسّان از دوران المعزّلدیناللّه تا دوران مستنصر باللّه، چهارمین تا هشتمین خلیفه فاطمى، ادامه داشت. وى در ٣٦٣ همراه بسیارى از افراد قبیله طىّ* به قرمطیان*ــ كه به رهبرى حسن اعصم* درصدد تصرف مصر بودندــ پیوست، اما المعزلدیناللّه با صد هزار دینار رشوه، او را به جدایى از قرمطیان برانگیخت، كه این امر به پیروزى سپاه فاطمى انجامید (ثابتبن سنان، ص ٦٠ـ٦١؛ ابنقلانسى، ص ٥ـ٧). مقریزى در چندین گزارش، از همكارى نزدیك حسّان با دولت فاطمى، در سالهاى ٣٦٦ تا ٣٦٨ در روزگار خلافت العزیز یاد كرده است (رجوع کنید به ج ١، ص ٢٤١ـ٢٤٣، ٢٤٦). به گفته ابنمُیسَّر (ص ١٧٠)، حسّان در ٣٨١ به دستور العزیز با مَنْجوتكین، از سرداران نظامى، همراه شد. مناسبات دوستانه وى با فاطمیان در دوران الحاكم بامراللّه* نیز چندى تداوم یافت (براى نمونه رجوع کنید به انطاكى، ص ٢٦٥، ٢٨٨)، اما با پناهنده شدن ابوالقاسم مغربى، وزیر مغضوب و فرارى الحاكم (رجوع کنید به بنوالمغربى*)، به آلجرّاح و تحریكات وى برضد الحاكم، این مناسبات خصمانه شد (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ٢، ص ١٧٤)، چنانكه حسّان و پدرش در حلب به آشوب و تاراج پرداختند و خلیفه فاطمى سپاهى به جنگ آنان فرستاد، اما شكست خورد و حسّان و پدرش شهر رمله* را تصرف كردند (رجوع کنید به ابناثیر، ج ٩، ص ١٢٢؛ ابنعدیم، ج ٥، ص ٢٢٤٠؛ ابنخلدون، ج ٤، ص ٧٢ـ ٧٣؛ قس ابوشجاع روذراورى، ص ٢٧٦ـ٢٧٩).
الحاكم سپاه دیگرى به مقابله حسّان فرستاد و او نیز، به توصیه ابوالقاسم مغربى، در ٤٠١ یا ٤٠٢ الحاكم را خلع كرد و ابوالفتوح حسنبن جعفر علوى، امیر مكه، را به رمله برد، به او لقب الراشد لدیناللّه داد و با او بیعت كرد (انطاكى، ص ٢٩٢؛ ابناثیر، ج ٩، ص ١٢٣؛ مقریزى، ج ٢، ص ٨٧). الحاكم كه موقعیت خود را متزلزل میدید، از یك سو با ارسال نامه و هدایاى فراوان، از حسّان و خاندانش دلجویى كرد و از سوى دیگر، با واگذارى حكومت حرمین به یكى از اقوام ابوالفتوح، سبب شد تا نه تنها ابوالفتوح به مكه بازگردد، بلكه حسّان نیز بار دیگر اطاعت از الحاكم را بپذیرد (انطاكى، همانجا؛ ابوشجاع روذراورى، ص ٢٨١ـ٢٨٢؛ ابناثیر، همانجا). به رغم اطاعتپذیرى حسّان، قراین حاكى از آن است كه الحاكم سیاست خود را نسبت به آلجرّاح تغییر داد و درصدد مهار قدرت آنان برآمد، زیرا گفتهاند كه پدر حسّان با نیرنگ الحاكم مسموم شد و درگذشت و از آن پس، بهرغم الطافِ ظاهرى الحاكم به حسّان، قدرت حسّان رو به ضعف نهاد (رجوع کنید به ابوشجاع روذراورى، ص ٢٨٣؛ ابناثیر، همانجا؛ قس ابنخلدون، ج ٤، ص ٧٣). با این همه، وى همچنان صاحبنفوذ بود و فاطمیان به یارى او و نیروهاى نظامیاش نیاز داشتند
(براى نمونه رجوع کنید به انطاكى، ص ٣٢٥، ٣٥٠).
در دوران الظاهر، استیلاى فاطمیان بر شام ضعیف شد، كه علت آن اتحاد حسّان و صالحبن مرداس* كلابى و سنانبن عُلَّیان (علبان/ علوان) كلبى در ٤١٥ (قس ابناثیر، ج ٩، ص ٢٣٠: سال ٤١٤) بود. بنابراین اتحاد، دمشق به سنان، حلب به صالح و فلسطین به حسّان رسید (مقریزى، ج ٢، ص ١٤٧، ١٥٥؛ قس انطاكى، ص ٣٩٠). سبب طغیان دوباره حسّان را رد درخواست او، مبنى بر انضمام وادیالقرى به اقطاعات وى، از سوى دربار فاطمى و دسیسه الظاهر براى قتل حسّان و خصومت میان حسّان و اُنوشتِكین دِزْبِرى (از فرماندهان نظامى فاطمى) ذكر كردهاند (رجوع کنید به مُسَبِّحى، ص ٣٤ـ٣٥، ٤٨؛ انطاكى، ص ٣٩١؛ مقریزى، ج ٢، ص ١٤٣، ١٥٠). این دوران پرتشنج، كه تا ٤٢٠ (قس انطاكى، ص ٤٢٣ـ:٤٢٥ سال ٤٢٢؛ مقریزى، ج ٢، ص :١٨٠ سال ٤٢١) طول كشید، با قتل و غارت فراوان نیروهاى حسّان در منطقه شام و نبردهاى مكرر وى و متحدانش با سپاهیان فاطمى، به فرماندهى انوشتكین، همراه بود كه به شكست نیروهاى متحد و پناهنده شدن حسّان به امپراتور روم انجامید (براى تفصیل وقایع رجوع کنید به مسبّحى، ص ٤٧ـ٥٢، ٥٥ـ٥٧، ٦٨، ٧٦، ٨٣ـ٨٤، ٨٩؛ انطاكى، همانجا).
در ٤٣٣ (قس ابنابیالهیجاء، ص :٩٨ سال ٤٣٤)، در دوره خلافت المستنصر، حسّان و معزالدوله پسر صالحبن مرداس متحد شدند و به دمشق حمله كردند. سپاهیان دمشق ابتدا تسلیم نشدند و از دربار فاطمى یارى خواستند، اما كسى به آنان كمك نكرد. با شیوع مرگ و میر میان ساكنان قلعه شهر، آنان به ناچار امان خواستند و تسلیم شدند (رجوع کنید به ابناثیر، ج ٩، ص ٥٠١ـ٥٠٢). از این پس، دیگر نامى از حسّان در منابع نیامده است و از سرنوشت او اطلاعى در دست نیست.
شاخصترین ویژگى حسّان، بیثباتى در جهتگیریهاى سیاسى و حكومتى بود كه وى را فردى غیرقابلاعتماد كرده بود و گاه متحدانش نیز از نیرنگ وى در امان نمیماندند (رجوع کنید به ابوشجاع روذراورى، ص ٢٨٢؛
ابنقلانسى، ص ٥ـ٧). مناسبات او با فاطمیان بسیار پرفراز و نشیب بود و به رغم اظهار اطاعت ظاهرى از خلفاى فاطمى، بارها با آنان جنگید و از هر فرصتى براى باجخواهى و ضربهزدن به آنان بهره برد (براى نمونه رجوع کنید به مسبّحى، ص٤٩ـ٥٢، ٥٨ـ ٥٩، ٦٤، ٦٨). این موضوع، براى خلافت فاطمى چنان معضلى شده بود كه بنابه نقلى، كُتامیه (از خاندانهاى مهم بربر) براى جلباعتماد خلیفه و تأمین خواستهاى فاطمیان، متعهد شدند حسّان را بهشدت سركوب كنند (رجوع کنید به همان، ص٥٤ـ٥٥؛
مقریزى، ج ٢، ص ١٥٥). گفته شده است كه حسّان ممدوح تِهامى* شاعر بود و این شاعر جان خود را بر سر ماجراجوییهاى حسّاناز دست داد(رجوع کنید به ابنخلّكان، ج٣، ص٣٨١).
منابع :
(١) ابنابیالهیجاء، تاریخ ابنأبیالهیجاء، چاپ صبحى عبدالمنعم محمد، فیوم، مصر ١٤١٣/١٩٩٣؛
(٢) ابناثیر؛
(٣) ابنخلدون؛
(٤) ابنخلّكان؛
(٥) ابنعدیم، بغیة الطلب فى تاریخ حلب، چاپ سهیل زكار، بیروت [ ?١٤٠٨/ ١٩٨٨[؛
(٦) ابنقلانسى، تاریخ دمشق، چاپ سهیل زكار، دمشق ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٧) ابنمُیسَّر، المنتقى من اخبار مصر، انتقاه تقیالدین احمدبن على مقریزى، چاپ ایمن فؤاد سید، قاهره [?١٩٨١[؛
(٨) ابوشجاع روذراورى، ذیل كتاب تجاربالامم، در مسكویه، ج ٧؛
(٩) یحییبن سعید انطاكى، تاریخ الانطاكى، المعروف بصلة تاریخ اوتیخا، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، طرابلس ١٩٩٠؛
(١٠) ثابتبن سنان، تاریخ اخبار القرامطة، چاپ سهیل زكار، بیروت ١٣٩١/١٩٧١؛
(١١) محمدبن عبیداللّه مُسَبِّحى، الجزء الاربعون من اخبار مصر، چاپ ایمن فؤاد سید و تیارى بیانكى، قاهره ١٩٧٨؛
(١٢) احمدبن على مقریزى، اتّعاظ الحنفا باخبار الائمة الفاطمیین الخلفا، ج ١، چاپ جمالالدین شیال، ج ٢، چاپ محمد حلمى محمد احمد، قاهره ١٤١٦/١٩٩٦.
/ فریده حشمتى /