دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٠٢٢
ترجمه قرآن به زبانهای دیگر ، روند كلی ترجمه مكتوب قرآن چند مرحله اصلی دارد كه مهمترینشان، ترجمه قرآن به لاتینی است. بعد از آنكه كشیشان با اهداف جدلی بر ضد اسلام، قرآن را به لاتینی ترجمه كردند، توجه به ترجمه قرآن فزونی یافت و مترجمانی، از مسلمان و غیرمسلمان، به این امر پرداختند. در اینجا تنها به این مراحل اصلی اشاره میشود.
ترجمه قرآن به زبانهای اروپایی. اولین بار راهبان وكشیشان مسیحی بودند كه، با انگیزههای جدلی و به منزله تمهیدی برای تألیف ردیه بر اسلام، كوشیدند قرآن را به زبانهای اروپایی ترجمه كنند. نخستین اطلاع ما از فعالیتهای متكلمان مسیحی در این زمینه، در باره یوحنای دمشقی (متوفی ٧٥٠/ ١٣٢) است. وی عربی میدانسته و در آثار جدلی خود در رد اسلام و قرآن، عبارتهایی از قرآن را نقل به معنی كرده و حتی یك بار ترجمه عبارتی را بهصورت تحتاللفظی آورده است (ورستیخ ، ص ٥٤.(
نخستین متكلم بیزانسی كه عبارتهای متعددی را از قرآن در آثار خود به یونانی نقل و رد كرد، نیكتاس فیلوسوفوس مسیحی بود. از میان آثار متعدد وی، رسالهای در بیان مسیحیت و پاسخ تفصیلی وی به دو نامه مسلمانان در رد مسیحیت به میخائیل سوم، امپراتور روم، شایان ذكر است. بخش اعظم این اعتقادنامه در اثر مهم وی، یعنی < رَدّ >، تكرار شده است. نیكتاس در این رساله ترجمه یونانی حدود دویست آیه قرآن را كلمهبهكلمه آورده و بتفصیل از محتوای هجده سوره نخست قرآن بحث كرده و از دیگر بخشهای قرآن نیز به صورت پراكنده یاد كرده است ( رجوع كنید به ورستیخ، همانجا). این ردیه تنها منبع نسبتاً موثق برای متألهان مسیحی در ردیهنگاری بر اسلام و قرآن بوده است (برای برخی از این ردیهها رجوع كنید به همان، ص ٥٥). پس از آنكه رابرت كتونی (رابرت چستری) قرآن كریم را به لاتینی ترجمه كرد ( رجوع كنید به ادامه مقاله)، رساله نیكتاس اعتبار خود را از دست داد. ردیه نیكتاس به چاپ رسیده است ( رجوع كنید به همان، ص ٦٨). در این مرحله تنها ترجمه بخشی از قرآن را در نظر داشتهاند، خاصه ترجمه مطالبی كه در مورد عقاید مسیحیان مناقشه كرده است. ترجمه كاملی از قرآن در این دوره شناخته نیست.
مرحله بعد درتاریخ ترجمه قرآن، ترجمههای لاتینی است. اهمیت این ترجمهها در آن است كه تنها ترجمههای كامل قرآن، و مبنایی برای ترجمه قرآن به دیگر زبانهای اروپایی بودهاند. نخستین تلاش برای ترجمه كل قرآن به لاتینی با كوشش و پیگیری راهبِ اعظم دِیر كلونی، پیتر جلیل/ پطرس مكرّم (متوفی ٥٥١/ ١١٥٦)، صورت گرفت. وی كه علاقهمند به آگاهی از متون عربی و اشاعه مسیحیت بین مسلمانان اندلس بود (بوبتسین ، ١٩٩٣، ص ١٩٤)، به انگیزه ترجمه قرآن، با رابرت كتونی آشنا شد. به خواهش وی، كتونی كه به ترجمه متون علمی اسلامی نیز مشغول بود، به ترجمه قرآن پرداخت. گفته شده كه مسلمانی به نام محمد نیز برای اتقان كار ترجمه بر این امر نظارت داشته است (كریتسك ، ١٩٥٥، ص٣١٠؛ نیز رجوع كنید به همو، ١٩٦٤، ص٦٨ـ٦٩؛ آلورنی، < «دو ترجمه لاتین قرآن در قرون وسطی» > ، ص ٧١). این ترجمه در ٥٣٧ ـ ٥٣٨/ ١١٤٣ پایان یافت. ترجمه كتونی ادبی نیست و برای تسهیل ترجمه گاهی تلخیص به آن راه یافته است (بوبتسین، ١٩٩٣، همانجا). چون قصد پیتر جلیل شناساندن اسلام به دنیای مسیحیت بود، خود دو ردیه بر عقاید اسلامی نگاشت و انتظار داشت كه معاصرانش نیز با استفاده از ترجمه قرآن و متون دیگر، ردیههایی بر اسلام و دفاعیاتی به نفع مسیحیت بنویسند ( رجوع كنید به كریتسك، ١٩٥٥، ص ٣٠٩ـ٣١٠). این چند ترجمه همراه با چند ردیه كه بر اساس آنها نوشته شده، به مجموعه طُلیطَله معروف است (بوبتسین، ١٩٩٣، همانجا). آلورنی دو نسخه موجود و كامل از این مجموعه را معرفی كرده است ( رجوع كنید به آلورنی، < «چند نسخه خطی از مجموعه طلیطله» >، ص ٢٠٧ـ ٢١٠؛ برای دیگر نسخههای این مجموعه رجوع كنید به همو، < «دو ترجمه لاتین قرآن در قرون وسطی» >، ص ١٠٩ـ١١٣).
ترجمه كتونی، متن كاملاً متداولی برای متكلمان مسیحی بوده است و نسخههای خطی فراوانی نیز از آن وجود دارد كه نشانه تداول آن در قرون وسطاست. آلورنی نسخهای از این ترجمه را، كه به خط كتونی و فقط شامل بخشی از كل ترجمه است، در كتابخانه آرسنال پاریس (ش ١١٦٢) كشف كرده است (همان، ص ٧٧ـ ٧٨). نسخهای از این ترجمه را كه در ٨٤٠ـ٨٤١/ ١٤٣٧ در قسطنطنیهاستنساخ شده بود، كاردینال كرواسی، یوآن استوكویچ (متوفی ٨٤٧/ ١٤٤٣)، خرید و به شهر بازل برد. این نسخه، اساس چاپ ترجمه لاتینی قرآن به اهتمام تئودور بیبلیاندر ، متأله سوئیسی، در ٩٤٩/ ١٥٤٢گردید. چاپ این كتاب با مشكلاتی روبرو شد و تنها با وساطت و توصیه مارتین لوتر و به شرط توزیع نشدن آن در بازل، امكان نشر یافت. قبل از چاپ، نسخهای از این ترجمه را نزد لوتر فرستادند و وی آن را مطالعه كرد. این نسخه موجود نیست (بوبتسین، ١٩٩٣، ص ١٩٥ـ١٩٦؛ برای گزارشی از اقدامات علمی تئودور بیبلیاندر رجوع كنید به همو، ١٩٨٦، ص ٣٤٧ـ ٣٦٣). متن این ترجمه كه به «قرآن بازل» معروف است، در سه بخش و با سه عنوان متفاوت منتشر شده است: بخش اول، مشتمل بر بخش عمدهای از مجموعه طلیطله؛ بخش دوم، شامل ردیههایی بر اسلام؛ و بخش آخر به تاریخ ساراسنها (از ریشه یونانی به معنای مسلمانان مدافع سرزمینهای اسلامی در قرون وسطا در مقابل مسیحیان صلیبی، كه در دورههای بعدی نیز در اشاره به مسلمانان از سوی اروپاییان استعمال شده است) و تركها (عثمانیها) اختصاص یافته و شامل قسمتهایی از اثر گئورك هنگریایی (مجارستانی) و دو اثر از نویسندهای ایتالیایی به نام پائولو جیوویو است. در ٩٥٧/١٥٥٠ ویرایش دومی از این چاپ منتشر شد (بوبتسین، ١٩٩٣، ص ١٩٦ـ ١٩٧).
قرآن بازل مبنای ترجمه قرآن به زبانهای ایتالیایی و آلمانی و هلندی شد. این ترجمهها نخستین برگردان قرآن به زبانهای اروپایی، جز لاتینی و یونانی، بودند. نخستین ترجمه قرآن بر اساس قرآن بازل، سه سال قبل از تجدید چاپ متن لاتینی، به زبان ایتالیایی در ونیز نشر یافت. آندرئا آریوابنه ادعا كرده كه مترجم كتاب است، اما او ویراستار و ناشر كتاب بوده است و از نام مترجم اطلاعی در دست نیست. مترجم، متن لاتینی قرآن را ترجمه كرده، اما در آغاز ترجمه خود ادعا نموده كه متن اصلی، عربی بوده است. نبودن اطلاعات دقیق در باره مترجم این كتاب احتمالاً ناشی از اعلامیه هیئت تفتیش عقایدِ ونیز در ٩٦١/ ١٥٥٤، دایر بر ممنوعیت قرائت قرآن، بوده است (همان، ص ١٩٧.(
متن ایتالیایی، اساس كار سالومون شوایگر (متوفی ١٠٣١/ ١٦٢٢) شد. وی قرآن را برای نخستین بار به آلمانی ترجمه كرد. این ترجمه در ١٠٢٥/ ١٦١٦ نشر یافت. ترجمه شوایگر را فردی به هلندی ترجمه و در ١٠٦٩/ ١٦٥٩ منتشر كرد. خلاصهای از ترجمه مجموعه طلیطله به آلمانی را یوهان آلبرشت ویدمن اشتتر در ٩٥٠/ ١٥٤٣ چاپ كرده است. نام تلخیصكننده و زمان تلخیص دانسته نیست. این تلخیص تأثیر چندانی در دیگر ترجمههای قرآن نداشته است (بوبتسین، ١٩٩٣، ص ١٩٧ـ ١٩٨). دومینیكوس ژرمانوس دو سیلزی (متوفی ١٠٨١/ ١٦٧٠) قرآن را به لاتینی ترجمه كرد كه چند نسخه خطی از آن موجود است (همان، ص ٢٠٢، پانویس ٤٢).
دومین ترجمه لاتینی قرآن را در ٦٠٧ـ ٦٠٨/ ١٢١٠ـ١٢١١ مارك طُلَیطَلهای به دستور اسقف اعظم دون رودریگو صورت داد (آلورنی، < «مارك طلیطلهای» >، ص ٢٦). ترجمه او از اسلافش دقیقتر، اما فاقد زیبایی است (بوبتسین، ١٩٩٣، ص٢٠٠). به نظر آلورنی (<«دو ترجمه لاتین قرآن در قرون وسطی» >، ص ١١٥)، آندره دو ریه (متوفی ١٠٩٩/ ١٦٨٨) در ترجمه فرانسوی قرآن از این ترجمه استفاده كرده است ( رجوع كنید به بوبتسین، ١٩٩٣، ص ٢٠١). نسخه كاملی از آن موجود است (برای ویژگیهای این نسخه و مقدمه آن و نسخ دیگر این ترجمه رجوع كنید به آلورنی، < «دو ترجمه لاتین قرآن در قرون وسطی» >، ص ١٢٠؛ همو، < «مارك طلیطلهای، مترجم ابنتومرت»>، ص١٠٠ـ١٤٠، ٢٥٩ـ٣٠٧، ١ـ٥٦).
دومین ترجمه لاتینی چاپ شده قرآن از لودوویكو ماراتچی (متوفی ١١١٢/ ١٧٠٠)، كشیش ایتالیایی، است. ماراتچی ترجمه خود را به دستور پاپ اینوكنیتوس انجام داد. ٤جلد اول مجموعه ماراتچی به بحث از اسلام و حیات پیامبر اختصاص یافته و شامل ردیههایی بر پیامبر و قرآن است. جلد دوم مشتمل بر قرآن و ترجمه آن، چهار بخش است. وی ابتدا متن قرآن و سپس ترجمه لاتینی آیات را آورده است. سپس گزیدهای از تفاسیر در باره آیات را ذكر كرده و در آخر ردیههای خود بر آیات را آورده است (براك وی ، ص ١٤١). تا مدتها گمان بر این بود كه ماراتچی اثر خود را فقط در ١١٠٩ـ١١١٠/ ١٦٩٨ منتشر كرده؛ اما براكوی (ص ١٤٢)، با بررسی متنهای چاپ شده ترجمه ماراتچی، دریافت كه جلد اول ترجمه ماراتچی در ١١٠٥ـ١١٠٦/ ١٦٩٤ منتشر شده و در ١١٠٩ـ ١١١٠/ ١٦٩٨ جلد اول برای بار دوم و جلد دوم برای بارنخست به چاپ رسیده است. از جمله منابع ماراتچی در ذكر اقوال مفسران مسلمان، تفسیر كشاف زمخشری و تفسیر جلالین بوده است (راس ، ص ١١٧).
ترجمه ماراتچی از نظر دقت و استفاده از منابع اسلامی در تبیین مشكلات قرآنی و كیفیت چاپ، نسبت به ترجمه كتونی برتری ندارد. هدف اصلی ماراتچی از ترجمه قرآن، نقد آن بوده است (بوبتسین، ١٩٩٣، ص١٩٩). با اینحال، ترجمه وی از جهاتی مهم است؛
او در كنار ترجمه قرآن، متن عربی قرآن را نیز به چاپ رساند كه این متن عربی، سومین متن چاپ شده قرآن در قرون وسطاست (براك وی، ص ١٤١). متن عربی را ابراهام هینكلمان در ١١٠٥/ ١٦٩٤ در هامبورگ بار دیگر به چاپ رساند. محقق دیگری به نام كریستین رینسیوس (متوفی ١١٦٥/ ١٧٥٢) خلاصهای از ترجمه ماراتچی را، با مقدمهو توضیحات، ویرایش و چاپ كرد كه با اقبال روبرو شد (بوبتسین، ١٩٩٣، همانجا). داوید نرتر (متوفی ١١٣٨/ ١٧٢٦) با مبنا قراردادن ترجمه ماراتچی، قرآن را به آلمانی ترجمه كرد (بوبتسین، ١٩٩٣، همانجا؛
پیرسون، ص ٥٠٤). بوبتسین (١٩٩٣، ص ٢٠٠) این ترجمه را از ترجمه شوایگر موفقتر میداند. همچنین جورج سیل (متوفی ١١٤٩/ ١٧٣٦) در ترجمه انگلیسی قرآن عنایت فراوانی به ترجمه ماراتچی داشته است. اهمیت این نكته در آن است كه پامر و رادول نیز در برگردانهای خود از قرآن، متأثر از سیل بودند (شلابیر ، ص ١٢٦).
ترجمه قرآن به اسپانیایی. اولین بار مسلمانان مقیم اسپانیا، خاصه در قرن نهم و دهم/ پانزدهم و شانزدهم، به ترجمه قرآن به زبان اسپانیایی همت گماشتند. نخستین ترجمه قرآن به این زبان، همانند ترجمه لاتینی آن، به خواهشِ فردی مسیحی صورت گرفت، با این تفاوت كه مترجم، مسلمان و آشنا به علوم قرآنی و تفسیر بود. خوان سگوویایی ، مسیحی اسپانیایی مقیم شهر ساووی در میانه قرن نهم/ پانزدهم، چون عربی نمیدانست، برای شناخت قرآن به ترجمه لاتینی رابرت كتونی رجوع كرد و آن را غیردقیق و مجادلهای ضداسلامی یافت؛
ازینرو، تصمیم گرفت قرآن را به زبان لاتینی ترجمه كند. وی در پی جستجوهایش در اسپانیا، از وجود شخصی به نام عیسیبن جابر یا عیسی شاذلی، فقیه مسلمان ساكن در سگوویا (شقوبیه)، آگاه گردید. به خواهش خوان سگوویایی، عیسیبن جابر در ٨٦٠/ ١٤٥٦ به ساووی رفت و چهارماه در آنجا اقامت گزید. در این مدت عیسیبن جابر قرآن را به اسپانیایی ترجمه كرد. خوان سگوویایی نیز ترجمه اسپانیایی را به لاتینی برگرداند. از این ترجمه لاتینی مقدمه آن در كتابخانه واتیكان باقی مانده است. خوان سگوویایی یادآور شده كه عیسی شاذلی نسخهای از ترجمه اسپانیایی را نزد خود نگه داشته است. تا مدتها گمان بر این بود كه این ترجمه از بین رفته است (لوپز ـ موریلاس ، ١٩٩٩، ص٢٨٠). با كشف نسخهای مترجَم از قرآن كریم متعلق به ١٠١٥/ ١٦٠٦ در كتابخانه طلیطله، این گمان پدید آمده كه این متن همان ترجمه مفقود عیسیبن جابر است. این نسخه از جهاتی منحصر به فرد است؛
این ترجمه كامل و به خط لاتینی است و با تفسیری مختصر ولی جدا از ترجمه همراه است ( رجوع كنید بههمو، ١٩٨٣، ص ٤٩٥). گرارد ویگرز آن را استنساخی متأخر از ترجمه عیسیبن جابر میداند. دلایل وی را لوپز ـ موریلاس بررسی كرده (رجوع كنید به ١٩٩٩، ص ٢٨٢ـ٢٩٠) و نتیجه گرفته است كه هنوز نمیتوان با استناد به شواهد ویگرز این انتساب را قطعی دانست (همان، ص ٢٩٢).
در ترجمههای چاپ شده قرآن به اسپانیایی، از ترجمههای فرانسوی استفاده شده است. ظاهراً نخستین بار سیفالدین رحّال قرآن كریم رااز متن عربی به اسپانیایی ترجمه و چاپ كرد (١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥). بعد از وی ترجمههای متعددی از قرآن از عربی به اسپانیایی منتشر شده است (بینارق و اَرَن، ص ٤٢١ـ ٤٢٥؛
پیرسون، ص ٥١٩ ـ٥٢٠).
ترجمه قرآن به انگلیسی. قرآن بیش از هر زبان دیگری به انگلیسی ترجمه شده است. قدیمترین ترجمه انگلیسی قرآن بنا به نوشته بینارق و ارن (مقدمه احساناوغلو، ص ٢٦) منتخبی است كه در ٩٢١/ ١٥١٥ در لندن منتشر شده است، اما به نوشته مفخرحسینخان (١٩٩٣، ص ١٠٨)، این اثر حتی ترجمه یك آیه از قرآن را ندارد.
نخستین بار در ١٠٥٩/ ١٦٤٩ الكساندر راس كل قرآن را از برگردان فرانسوی دو ریه به انگلیسی ترجمه كرد. وی كه متأثر از فضای مدافعهنویسی مسیحی و التهاب ناشی از نبرد با عثمانی بوده نتوانسته است ترجمه دقیقی ارائه دهد. این ترجمه به مدت یك قرن تنها ترجمه در دسترس انگلیسی از قرآن بود. این ترجمه پنجبار در انگلستان و یك بار در امریكا منتشر شده است (برای چاپهای این اثر رجوع كنید به پیرسون، ص ٥٠٧ ـ ٥٠٨). جورج سیل، بعد از مطالعه ترجمه فرانسوی دو ریه و برگردانهای لاتینی كتونی و ماراتچی و ترجمه ایتالیایی چاپ شده توسط آریوابنه و راس، به این نتیجه رسید كه این برگردانها چندان دقیق نیستند؛
ازینرو، تصمیم به ترجمه مجدد قرآن گرفت. سیل در مقدمه ترجمه قرآن خود گفته كه از نسخ خطی تفاسیر گوناگون سود جسته است. همچنین وی از ترجمه ماراتچی (چاپ پادوا ١٦٩٨) استفاده كرده است. به گفته سیل، با اینكه ترجمه ماراتچی بسیار دقیق است، اصطلاحات عربی را بسیار تحتاللفظی ترجمه كرده است، آنگونه كه فهمش را دشوار میكند، خاصه برای كسانی كه با اصطلاحات اسلامی آشنایی ندارند (براك وی، ص١٤١). سیل در ١١٤٧/ ١٧٣٤ ترجمه خود را منتشر كرد. این ترجمه هفتاد بار در انگلستان و ٥٣ بار در امریكا و یك بار در هندوستان به چاپ رسیده است. در ١٢٤٩/ ١٨٣٣ توماس واردل در امریكا آن را برای نخستین بار منتشر كرد. در ١٣١٨/ ١٩٠٠، نیز همراه با یادداشتهای مایرون كوپر در بوستون به چاپ رسید (برای چاپهای متعدد این اثر رجوع كنید به خان، ١٩٨٦، ص٨٤ـ٨٥؛
بینارق و ارن، ص ١١٣ـ ١٣٨؛
پیرسون، ص ٥٠٨ ـ٥٠٩). آربری این ترجمه را از ترجمه راس موفقتر و دقیقتر دانسته است. تئودور آرنولد در ١١٥٩/ ١٧٤٦ ترجمه سیل را به آلمانی ترجمه كرد. كلماكوف نیز در ١٢٠٦/ ١٧٩٢ ترجمه روسی خود را بر اساس برگردان سیل منتشر نمود. مقدمه ترجمه سیل جداگانه نیز به چاپ رسیده و به چند زبان، از جمله عربی (قاهره ١٨٩١)، ترجمه شده است (خان، ١٩٨٦، ص ٨٥).
توجه به اسباب نزول و سعی برای بازسازی تاریخی نزول قرآن، موجب شد ترجمههای جدیدی از قرآن ارائه گردد. این روند بر اساس فعالیتهای مستشرقانی چون تئودور نولدكه ، گوستاو وایل و ویلیام میور شكل گرفت. نخستین اثر از این دست ترجمه رادول بود. وی ترجمه خود را به سال ١٢٧٧/ ١٨٦١ در لندن منتشر كرد. چاپ بازنگری شده برگردان وی را برنارد كوئریچ در ١٢٩٣/ ١٨٧٦ در لندن منتشر نمود. مارگلیوث ، مستشرق نامدار، این كتاب را با مقدمهای در ١٣٢٧/ ١٩٠٩ بار دیگر به چاپ رساند. این ترجمه با استقبال فراوانی روبرو شد و از ١٣٢٩ تا ١٣٩٧ (١٣٥٦ ش)/ ١٩١١ـ١٩٧٧ هجده بار به چاپ رسید (خان، ١٩٨٦، همانجا؛
نیز رجوع كنید به بینارق و ارن، ص ١٠٣ـ١١٠؛
پیرسون، ص ٥٠٩). رادول در ترجمه خود نگاه انتقادآمیزی به ترجمه سیل داشته و آن را متأثر از برگردان لاتینی ماراتچی دانسته و كوشیده است الگوی ادبی قرآن را در ترجمه خود رعایت كند.
بعد از رادول، پامر (متوفی ١٢٩٩/ ١٨٨٢) قرآن را ترجمه كرد. این ترجمه زمانی صورت گرفت كه ماكس مولر مشغول اجرای طرح خود برای چاپ مجموعه < متون مقدّس مشرق زمین> در انتشارات دانشگاه آكسفورد بود. وی از پامر خواست تا ترجمه جدیدی برای درج در آن مجموعه انجام دهد. این ترجمه در ١٢٩٧/ ١٨٨٠ در مجلدات ششم و نهم مجموعه مولر به چاپ رسید و در ١٣٠٦/ ١٨٨٩ تجدید چاپ شد. پامر روش رادول را كنار گذاشت و آیات را بر اساس موضوع تفكیك كرد (خان، ١٩٨٦، ص ٨٦ ـ٨٧). حاج حافظ غلام سَروَر در ١٣٠٩ ش/ ١٩٣٠، ضمن نشر ترجمه انگلیسی خود از قرآن، از ترجمههای سیل و پامر و رادول به جهت تعصبات آنان انتقاد كرد و آنها را غیردقیق دانست. ایراد دیگر سرور به رادول روش خاص وی در برگردان قرآن، یعنی ترجمه بر اساس ترتیب زمانی نزول آیات، بود (شلابیر، ص ١٢٧ـ ١٢٨). شلابیر ضمن مقایسه ترجمه سرور با سیل و ماراتچی انتقادات سرور را بر ترجمه سیل ارزیابی كرده است ( رجوع كنید به ص ١٢٩ـ١٣٩). به نظر وی برخی اشكالات كار سیل ناشی از تأثر وی از ترجمه ماراتچی است (همان، ص ١٢٦). از خطاهای فاحش سیل، ترجمه آیه ٥٢ سوره حج است. در این مورد سیل تحت تأثیر ماراتچی آیه را نادرست ترجمه كرده است (همان، ص١٣٩).
بعد از پامر، ترجمه ریچارد بل ، اسلامشناس نامدار انگلیسی، شایان ذكر است. بل در ١٣١٦ و ١٣١٨ ش/ ١٩٣٧ و ١٩٣٩ ترجمه خود را منتشر نمود (خان، ١٩٨٦، ص ٨٧؛
بینارق و ارن، ص٨٠). رادول و بل در این ترجمهها، نظم مصحف عثمانی را رها كردند و خود نظم جدیدی پدید آوردند. برگردانهای بعضی مسلمانان كه سعی در تقلید این شیوه داشتهاند، با مخالفتهای بسیار روبرو شده است (صدرالافاضل، ١٣٦٥ ش ب ، ص ٢٤).
یكی از مهمترین ترجمههای قرآن به انگلیسی از آنِ محمد مارمادوك پیكتال است. وی نخستین مترجم مسلمان قرآن به انگلیسی است و انگلیسی زبان مادری اوست ( رجوع كنید به خان، ١٩٨٦، ص ٩٢ـ٩٤). این ترجمه نقدهایی را برانگیخت. نخست شلابیر با ارائه شواهدی، ترجمه پیكتال را برگرفته از ترجمه محمدعلی لاهوری معرفی نمود. با آنكه مسلّم است كه پیكتال از ترجمه لاهوری الگو گرفته است، ترجمه وی رونویسی صرف از ترجمه محمدعلی لاهوری نیست (كریمینیا، ص ٩١).
ویژگی تمام ترجمههای یاد شده در این است كه به زبان انگلیسی كهن و به سبك كتاب مقدّس است. نخستین برگردان قرآن به انگلیسی معاصر را باید از آنِ داوود ، یهودی عربزبان، دانست كه در ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥ منتشر گردید (خان، ١٩٨٦، ص ٨٨؛
برای چاپهای این كتاب رجوع كنید به بینارق و ارن، ص ٨١ ـ٨٤).
بیشترین ترجمههای انگلیسی قرآن از خود مسلمانان، كار مسلمانان شبهقاره است و اولین ترجمه از آنِ عبدالحكیمخان است كه در ١٣٢٣/ ١٩٠٥ منتشر شد (خان، ١٩٨٦، ص٩١). از معروفترین ترجمه های انگلیسی قرآن میتوان به ترجمه عبداللّه یوسف علی و ابوالاعلی مودودی اشاره كرد (برای فهرست این ترجمهها رجوع كنید به پیرسون، ص ٥٠٩ ـ٥١٢). شیعیان شبهقاره نیز در ترجمه قرآن به انگلیسی فعالیت چشمگیری داشتهاند، از جمله این ترجمهها ترجمه عمادالملك سیدحسین بلگرامی است كه در ١٣٠٩ ش/ ١٩٣٠ بدون متن اصلی چاپ شد (صدرالافاضل، ١٣٦٥ ش الف ، ص ٨؛
برای ترجمههای دیگر رجوع كنید به همان، ص ٨ ـ٩؛
پیرسون، ص٥١٠). فرقه احمدیه (قادیانیه) نیز علاوه بر ترجمه قرآن به زبانهای دیگر، چند ترجمه به انگلیسی انتشار دادهاند؛
از جمله، ترجمهای از محمدعلی لاهوری (خان، ١٩٨٦، ص ٨٩ ـ ٩٠؛
برای دیگر مترجمان این فرقه رجوع كنید به پیرسون، ص ٥١٢؛
خان، ١٩٨٦، ص٩٠؛
در باره ترجمههای انگلیسی رجوع كنید به بینارق و ارن، ص ٦٥ـ ١٧٥). از مترجمان عربزبانی كه قرآن را به انگلیسی ترجمه كردهاند، عبدالخالق همت (چاپ ١٣٧٢ ش/ ١٩٩٣)، رشید سعید كسّاب (چاپ ١٣٧٣ ش/ ١٩٩٤)، عزالدین حائك (چاپ ١٣٧٥ ش/ ١٩٩٦) و ماجد فخری (چاپ ١٣٧٥ ش/ ١٩٩٦) بودهاند. فارسیزبانان نیز به ترجمه قرآن به انگلیسی همت گماشتند؛
از جمله، در دوره معاصر، ترجمه طاهره صفارزاده و فضلاللّه نیكآیین در خور ذكر است. ترجمه نیكآیین با عنایت به آنكه مترجم سعی داشته سبك ادبی قرآن را حفظ كند اهمیت خاصی دارد (برای دیگر ترجمههای قرآن به انگلیسی رجوع كنید به خان، ١٩٨٦، ص ٨٨ ـ ١٠٥).
ترجمه قرآن به فرانسوی. قرآن پیش از ترجمه به انگلیسی، به فرانسوی ترجمه شد و ترجمههای فرانسوی مبنایی برای ترجمه قرآن به دیگر زبانها قرار گرفت. نخستینبار آندره دو ریه قرآن را به فرانسوی ترجمه كرد. وی كه كنسول فرانسه در مصر بود، كار ترجمه خود را از ١٠٥٠/ ١٦٤٠ آغاز كرد و ترجمهاش در ١٠٥٧/ ١٦٤٧ منتشر شد (حدیدی، ١٣٧٦ ش الف ، ص ٣٩ـ ٤٠). ترجمه دو ریه را الكساندر راس به انگلیسی، گلازماركر در ١٠٦٨/ ١٦٥٨ به هلندی و دمیتریوس كانتمیر در ١١٢٨/ ١٧١٦ به روسی ترجمه كردند (حدیدی، ١٣٧٦ ش الف ، ص ٤٢، پانویس ١). ترجمه گلازماركر تا ١٢٧٥ـ١٢٧٦/ ١٨٥٩ تنها برگردان قرآن به زبان هلندی بود. در این سال ترجمه جدیدی به هلندی، از برگردان فرانسوی بیبرشتاین كازیمیرسكی (متوفی ١٣٠٤/ ١٨٨٧)، منتشر گردید (پیرسون، ص ٥٠٦).
در قرن دوازدهم/ هجدهم و همزمان با فعالیتهای استعماری، نیاز به اطلاعات در باره اسلام فزونی یافت. ترجمه كازیمیرسكی زمانی منتشر شد كه فرانسه آماده حمله به الجزایر بود (رضوان، ١٩٩٨، ص ٤٥). ترجمه دو ریه بعد از انتشار ترجمه كازیمیرسكی در ١٢٥٦/ ١٨٤٠، رونق خود را از دست داد (حدیدی، ١٣٧٦ش الف ، ص ٤٢). دو ریه در ترجمه خود از تفاسیر و كتب علوم قرآنی نیز استفاده كرده است ( رجوع كنید به حدیدی، ١٣٧٦ ش الف ، ص ٤٣ـ ٤٤). دومین ترجمه فرانسوی قرآن را كلود اتیین ساواری در ١١٦٤/ ١٧٥١ از متن عربی قرآن و با استفاده از ترجمه لاتینی ماراتچی و برگردان انگلیسی جورج سیل انجام داد (حدیدی، ١٣٧٩ ش، ص ٢٨ـ٢٩؛
برای چاپهای این ترجمه رجوع كنید به پیرسون، ص ٥١٣؛
بینارق و ارن، ص ٢٠٢ـ ٢٠٦). پس از ترجمه این دو، مهمترین ترجمه فرانسوی از آنِ بیبرشتاین كازیمیرسكی است. در ١٣٤٩ ش/ ١٩٧٠، این ترجمه با مقدمه محمد اركون منتشر شد (پیرسون، همانجا). از برگردانهای فرانسوی مشهور مسلمانان از قرآن، ترجمههای محمد حمیداللّه (پاریس ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩) و صادق مازیغ (تونس ١٣٥٧ ش/ ١٩٧٨) و احمد بودیب (پاریس ١٣٥٥ ش/ ١٩٧٦) است ( رجوع كنید به پیرسون، ص ٥١٣ ـ٥١٤). ترجمه فرانسوی جدیدی از قرآن به قلم جواد حدیدی (متوفی ١٣٨١ ش) و یحیی علوی (نام او پیش از اسلام آوردن: كریستین بونو) در حال انجام است كه بخش نخست آن تا آخر سوره بقره منتشر شده است (قم ١٤٢١). از دیگر ترجمههای فرانسوی غیرمسلمانان از قرآن، ترجمه رژیس بلاشر (چاپ اول ١٩٥٧؛
برای گزارشی از این ترجمه رجوع كنید به حدیدی، ١٣٧٦ ش ب ، ص٤٠ـ ٥٤) و آندره شوركی است؛
ترجمه شوركی دقیق نیست ( رجوع كنید به حدیدی، ١٣٧٨ ش، ص ١٢ـ ٢٥؛
برای دیگر ترجمههای قرآن به فرانسوی رجوع كنید به بینارق و ارن، ص ١٧٨ـ٢٠٢، ٢٠٧ـ٢١٢؛
حدیدی، ١٣٨٠ ش، ص ١٢٣ـ ١٢٦).
ترجمه قرآن به آلمانی. ریشهدار بودن سنّت مطالعات اسلامی در آلمان سبب شد كه قرآن همزمان با انتشار ترجمههای لاتینی آن، به این زبان هم ترجمه شود. نخستین بار سالومون شوایگر قرآن را بر اساس ترجمه ایتالیایی، كه خود بر اساس ترجمه لاتینی ماراتچی بود، به آلمانی ترجمه و در ١٠٢٥/ ١٦١٦ در نورنبرگ منتشر كرد (بینارق و ارن، مقدمه احساناوغلو، ص ٢٦). از مهمترین برگردانهای آلمانی قرآن، ترجمههای ماكس هنینگ ، رودی پارت (در مورد ترجمه وی رجوع كنید به پارتِ * ، رودی؛
منصوری، ص ٦٣ـ ٧١) و ترجمه شاعرانه فریدریش روكرت است (برای گزارشی از ترجمه وی رجوع كنید به حسینات، ص ٦٩ـ ٧٥؛
برای دیگر ترجمههای قرآن به این زبان رجوع كنید به بینارق و ارن، ص ٢١٣ـ ٣٣٨).
ترجمه قرآن به روسی. نخستین ترجمههای روسی قرآن، برگردانِ ترجمههای فرانسوی قرآن بوده است. بجز كلماكوف، كه از ترجمه انگلیسی سیل استفاده كرده است، مترجمان روسی از ترجمه فرانسوی آندره دو ریه استفاده كردهاند (پاكتچی، ص ٧٦، ٧٨). نخستین بار پوسینكوف قرآن را به روسی ترجمه و در ١١٢٨/ ١٧١٦ در سنپترزبورگ منتشر كرد. این ترجمه دقیق نبود، اما توانست توجه دیگران را به ترجمه قرآن جلب كند. در ١٢٠٤/ ١٧٩٠، وروكین ترجمه جدیدی از قرآن، بر اساس ترجمه آندره دو ریه، عرضه كرد. ویژگی ترجمه وی ادبی بودن آن است. این ترجمه در شمار آثار ادبی روسیه در آن دوره بوده و حتی بر آثار پوشكین تأثیر گذارده است. در ١٢٠٦/ ١٧٩٢، كلماكوف بر پایه ترجمه انگلیسی سیل، قرآن را ترجمه كرد كه رواج چندانی نیافت (پاكتچی، ص ٧٧). ظاهراً موفقترین ترجمه روسی ترجمه نیكولایف است كه متن اصلی او ترجمه فرانسوی كازیمیرسكی بوده و از ١٢٨١ تا ١٣٩١/ ١٨٦٤ـ١٩٠١ پنج بار منتشر شده است (پاكتچی، ص ٧٨ـ٧٩). نخستین بار در ١٢٨٨/ ١٨٧١ بوگوسلاوسكی قرآن را از متن عربی به روسی ترجمه كرد. این ترجمه به صورت نسخه خطی موجود است. مهمترین ترجمه روسی قرآن از متن عربی، كار سابلوكوف بود. این ترجمه در ١٢٩٥/ ١٨٧٨ در قازان منتشر شد (همان، ص ٧٩). یكی دیگر از ترجمههای پذیرفتنی ومتداول روسی در قرن چهاردهم/ بیستم، ترجمه كراچكوفسكی ، اسلامشناس برجسته روسی، است كه در ١٣٤٢ ش/ ١٩٦٣ به همت یكی از شاگردان وی به چاپ رسید (پاكتچی، ص ٨١ ـ٨٢). بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ١٣٧٠ ش/ ١٩٩١، ترجمههای جدیدی از قرآن صورت گرفت (برای گزارشی از این ترجمهها رجوع كنید به همان، ص ٨٢ به بعد؛
برای گزارش كاملتر روند ترجمه قرآن به روسی رجوع كنید به رضوان، ص ٣٤ـ ٦٥(.
ترجمه قرآن به زبانهای افریقایی. مهمترین زبانهایی كه مسلمانان افریقایی غیر عربزبان بدان تكلم میكنند، سواحلی (در شرق افریقا خاصه تانزانیا و كنیا)، هوسایی (در غرب افریقا)، و یوروبایی است. نخستین ترجمه قرآن به زبان سواحلی را گودفری دیل (عضو هیئت تبشیری دانشگاهها، اعزامی به افریقای مركزی ) در ١٣٠٢ ش/ ١٩٢٣ در لندن انجام داد. او این ترجمه را همراه با حاشیههایی متأثر از مجادلات مسیحی بر رد اسلام منتشر كرد. این ترجمه را علمای مسلمان زنگبار تأیید كردند (هالوی ، ص ١٠٢). دومین ترجمه سواحلی قرآن از آن شیخمبارك احمد احمدی، رهبر هیئت تبلیغی احمدیه (قادیانیه) در شرق افریقا، بود كه وی آن را در ١٣٣٢ ش/ ١٩٥٣ در نایروبی همراه با تفسیری از قرآن منتشر كرد. در این تفسیر وی كوشیده است مسائل جدلی را كه غیرمسلمانان مطرح كردهاند، پاسخ دهد (برای آگاهی بیشتر رجوع كنید به همان، ص ١٠٢ـ١٠٣). در مقام پاسخگویی به آرای احمدیه، شیخعبداللّه صالح فارسی (قاضی اعظم كنیا) تصمیم به ترجمه قرآن گرفت. وی قبلاً برخی ایرادات ترجمه شیخمبارك را در رسالهای منتشر كرده بود. ترجمه او در ١٣٤٨ ش/ ١٩٦٩ منتشر شد (همان، ص ١٠٤؛
نیز رجوع كنید به خان، ١٩٨٧، ص ٢٥٦ـ٢٥٧؛
برای گزارش كاملتر در باره ترجمههای قرآن به زبان سواحلی رجوع كنید به همان، ص ٢٥٥ـ٢٥٧؛
هالوی، ص ١٠٢ـ ١٠٤).
نخستین ترجمه قرآن به زبان هوسایی را شیخابوبكر محمود جومی، قاضیالقضاه شمال نیجریه، با همكاری گروهی از علما (از ١٣٥٠ تا ١٣٥٨ ش) به انجام رساند. وی ترجمه قرآن را از جزء سیام آغاز كرد. متن كامل ترجمه وی در ١٣٥٨ ش/ ١٩٧٩ در بیروت چاپ و در كانو منتشر گردید (خان، ١٩٨٧، ص ٢٥٤). در این ترجمه وی آیات را در یك طرف و ترجمه را در طرف دیگر قرار داده و در ابتدای هر سوره خلاصهای از تعالیم آن سوره را آورده است. توضیحاتی نیز در حاشیه هر صفحه درج شده است.
دومین ترجمه هوسایی كه تنها شامل بخشی از قرآن است، از آن احمد ابوالسعود و عثمانالطیب است كه در بیروت، بدون ذكر تاریخ و نام مترجم و ناشر، منتشر شده است. سومین ترجمه قرآن به زبان هوسایی را شیخاحمد لِمو و نصیرو مصطفی انجام دادهاند. آنان در این ترجمه از تفاسیر گوناگون قرآن استفاده كردهاند (خان، ١٩٨٧، ص ٢٥٥). ترجمه دیگر قرآن به هوسایی، با نام احسان المنان فی ابراز خبایا القرآن ، به قلم شیخ محمد ناصربن مختار صنهاجی، از علمای پر اثر نیجریه، است كه همراه با تفسیر قرآن در چهار جلد (بیروت ١٤٠٩/ ١٩٨٨) به چاپ رسیده است. آخرین ترجمه قرآن به زبان هوسایی، كار بشیراحمد محییالدین است كه در ١٣٧٢ ش/ ١٩٩٣ در مدرس هند، همراه با تفسیر، در سه جلد چاپ شده است.
نخستین تلاشها برای ترجمه قرآن به زبان یوروبایی را مبلّغان مسیحی صورت دادند. آنان پیش از ترجمه قرآن، كتابهایی در باره اسلام، از جمله زندگینامه مختصری از رسول اكرم، منتشر كرده بودند. نخستین بار مبلّغی مسیحی به نام كول ، قرآن را به یوروبایی ترجمه كرد. وی این كار را به پیشنهاد جمعی از اعضای كلیسای مقدّس مسیحی آغاز نمود و در ١٣٢٤/ ١٩٠٦ ترجمه خود را به پایان رساند. این كتاب ابتدا در انگلستان و در ١٣٠٣ ش/ ١٩٢٤ در لاگوس منتشر گردید (خان، ١٩٨٧، ص ٢٥٢). دومین تلاش برای ترجمه قرآن به زبان یوروبایی را مبلّغان احمدی انجام دادند. در ١٣٣٦ ش/ ١٩٥٧ ترجمه بخشی از قرآن به زبان یوروبایی به قلم حاج سانیائولو ، مبلّغ احمدیه، منتشر شد كه به سبب استقبال از آن بارها تجدید چاپ گردید. از آنجا كه این ترجمه با برخی آرای فرقه احمدیه همراه بود، علمای یوروبایی آن را ترجمه صحیح قرآن تلقی نكردند و گروهی از آنان به ترجمه جدیدی پرداختند كه در ١٣٥١ ش/ ١٩٧٢ به اتمام رسید و تصحیح آن بر عهده گروه دیگری از علما نهاده شد. نتیجه كار این گروه نیز به گروه سومی داده شد تا یك بار دیگر به طور كامل با متن اصلی مقابله شود. متن نهایی این ترجمه در ١٣٥٢ ش/ ١٩٧٣ آماده گردید و در همان سال در بیروت منتشر شد (همان، ص ٢٥٣ـ٢٥٤).
یكی دیگر از زبانهای افریقایی، زبان آفریكنس (زبان محلی و رسمی در افریقایجنوبی) است. ترجمهای از قرآن از مترجمی ناشناس در ١٣٢٩ ش/ ١٩٥٠ به این زبان منتشر شد (پیرسون، ص ٥٠٥). دو ترجمه كامل قرآن از اسماعیل عبدالرزاق همراه با شیخصلاحالدین (منتشر شده در ١٣٣٩ش/١٩٦٠) و محمداحمد باقر (منتشر شده در ١٣٤٠ ش/ ١٩٦١) در دست است. علت اصلی تأخیر ترجمه قرآن به زبانهای افریقایی، مخالفت علما با ترجمه قرآن به آن زبانها بوده است (خان، ١٩٨٧، ص ٢٥١، ٢٥٨، برای دیگر ترجمهها رجوع كنید به ص ٢٥٧ـ ٢٥٨).
ترجمه قرآن در شبه قاره هند. با وجود حضور دیرینه اسلام در شبهقاره، ترجمه قرآن در آنجا از دو سده پیش آغاز شده است. علت اصلی این امر، بیتوجهی مسلمانان به برگرداندن قرآن به زبانهای شبه قاره نیست، بلكه ناشی از نوظهور بودن زبانهای اردو و هندی و دیگر گویشهای مسلمانان شبهقاره است. مهمترین زبانی كه مسلمانان شبهقاره به آن تكلم میكنند، زبان اردوست كه بیش از چند قرنی از پیدایی و تكامل آن نمیگذرد. علت دیگر، بیم از نفوذ اندیشههای غیراسلامی در ترجمه قرآن بوده كه مسلمانان را به فراگیری متن اصلی قرآن ترغیب میكرده است. از سوی دیگر، اعتبار زبان فارسی در میان مسلمانان شبه قاره، به ترجمه قرآن به این زبان منجر شده است (خان، ١٩٩٦، ص ٢١٢ـ٢١٤). با اینحال، بیشترین ترجمههای قرآن به زبان اردوست. برخی ترجمههای اردو، خود مبنای ترجمه قرآن به انگلیسی بودهاند (خان، ١٩٨٦، ص١٠٠ـ١٠٤).
نخستین ترجمه كامل قرآن به اردو از آنِ شاه عبدالقادر دهلوی، فرزند عالم مشهور شاهعبدالعزیز دهلوی، است كه كار خود را در ١٢٠٥/ ١٧٩١ به پایان رساند. این ترجمه كه به موضح القرآن شهرت یافته، در ١٢٤٤ـ١٢٤٥/ ١٨٢٨ـ ١٨٢٩ در كلكته منتشر شد (خان، ١٩٩٧، ص٣٤ـ ٣٥). گفتهاند كه دیگر ترجمه اردو را نیز شاهرفیعالدین دهلوی، فرزند دیگر شاهعبدالعزیز، در ١٢٠٣ به پایان رسانده است. این ترجمه نخستین بار در ١٢٥٤ در كلكته منتشر شد (همان، ص ٤٦). این دو ترجمه از برگردانهای متداول قرآن درمیان اهل سنّت شبهقاره است. از ترجمه شاهعبدالقادر، به سبب استفاده از معادلهای مناسب و روانی ترجمه، استقبال بیشتری شده است (بینارق و ارن، مقدمه احساناوغلو، ص ٢٠).
ویژگی بارز ترجمههای اردو، همراه بودن ترجمهها با تفسیر است. از ترجمههای شیعیان به اردو، توضیح مجید فی تنقیح كلام اللّه الحمید اثر سیدعلیبن دلدار علی (متوفی ١٢٥٦) و عمده البیان از سیدعمار علی سونی پتی (متوفی ١٣٠٤) است (صدرالافاضل، ١٣٦٥ ش الف ، ص ٩ـ١٠، ١٢؛
برای دیگر ترجمههای مترجمان شیعی به زبان اردو رجوع كنید به همان، ص ١٠ـ ١٦). یكی از آخرین ترجمههای مترجمان شیعی به اردو ترجمه سید ذیشان حیدر جوادی به نام انوارالقرآن (چاپ ١٤١١/ ١٩٩٠) است.
از جمله كتابشناسیهای ترجمه قرآن به زبان اردو اینهاست: قرآن مجید كی اردو تراجم و تفاسیر كاتنقیدی مطالعه ١٩١٤ تك (بررسی انتقادی ترجمهها و تفسیرهای اردوی قرآن مجید تا ١٩١٤)، نوشته سید حمید شطاری (حیدرآباد ١٩٨٢)؛
قرآن مجید كی تراجم (جنوبی هند كی زبانون میس، < ترجمه های قرآن مجید در زبانهای هند جنوبی >)، نگاشته مظهر ممتاز قریشی (كراچی ١٤١١/ ١٩٩٠)؛
قرآن كریم كی اردو تراجم ( كتابیات ) (ترجمههای اردوی قرآن كریم ( كتابشناسی ) )، از احمدخان (اسلامآباد ١٩٨٧)؛
و قرآن حكیم كی اردو تراجم (ترجمههای اردوی قرآن حكیم)، نوشته صالحه عبدالحكیم شرفالدین (كراچی، بیتا.، تجدید چاپ بمبئی ١٩٨٣؛
نیز رجوع كنید بهترجمان وحی ، سال ٥، ش ١، ص ١١٣ـ١٢٠).
ترجمه بنگالی قرآن در ١٥٠ سال اخیر صورت گرفته است؛
بویژه آنكه توجه اولیه به ترجمه قرآن به زبان اردو بود. ترجمه اردوی میرزا كاظم علی جوان جزو اولین آثار چاپ شده در بنگلادش بوده و ناشر آن مستشرقی انگلیسی بوده است (خان، ١٩٨٢، ص١٣٢). در واكنش به فعالیتهای مبلّغانمسیحی و چاپ آثار آنان، برخی مسلمانان به تأسیس چاپخانه همت گماردند. در این چاپخانهها آثار اسلامی چاپ میشد، اما هنوز آثار چاپ شده به زبان اردو بود (خان، ١٩٨٢، همانجا). قدیمترین ترجمه بنگالی قرآن از آنِ غلام اكبرخان، با عنوان عم پاره در ١٢٨٥/ ١٨٦٨، است كه تنها شامل جزء سیام قرآن و سوره فاتحه است. این ترجمه از متن اردو صورت گرفته بوده است (همانجا). بعد از ترجمه او، ترجمه امیرالدین واسونیا از جزء سیام قرآن یكی از قدیمترین ترجمهها بوده كه در حال حاضر نسخهای از آن موجود نیست (همانجا). قدیمترین ترجمه چاپ شده قرآن به زبان بنگالی را مترجمی برهمن به نام بایی گیریش چاندرا سن در سه جلد منتشر نمود: جلد اول در ١٢٩٨/ ١٨٨١، جلد دوم در ١٢٩٩/ ١٨٨٢، و جلد سوم در ١٣٠٣/ ١٨٨٦. دیگر ترجمه بنگالی قرآن را كشیشی مسیحی به نام ویلیام گولدساك در ١٣٢٦/ ١٩٠٨ منتشر كرد (همان، ص ١٣٢ـ١٣٤).
نخستین مسلمان بنگالی كه قرآن را به زبان بنگالی ترجمه كرد، مولوی محمد نعیمالدین بود كه بخش اول ترجمه او در ١٣٠٩/ ١٨٩٢ و بخش بعدی آن در ١٣٢٦/ ١٩٠٨ منتشر شد. با مرگ او كار ترجمهاش ناتمام ماند و فرزندانش این ترجمه را تا جزء ٢٢ چاپ كردند. در این ترجمه پس از ذكر آیات به عربی و ترجمه آنها، تفسیر آیات با حروف ریزتر چاپ شده است. دومین ترجمه را مسلمانی به نام خانبهادر تسلیمالدین احمد انجام داده است. وی نخست ترجمه جزء سیام قرآن را در ١٣٢٦/ ١٩٠٨ در كلكته به چاپ رساند و سپس ترجمه كل قرآن را در سه جلد در سالهای ١٣٠١ و ١٣٠٢ و ١٣٠٤ ش/ ١٩٢٢ و ١٩٢٣ و ١٩٢٥ منتشر كرد. بعد از ترجمه وی، ترجمه مولانا عباس علی (متوفی ١٣١١ ش/ ١٩٣٢) شایان ذكر است. در این ترجمه علاوه بر متن عربی و ترجمه بنگالی، ترجمه اردوی شاهرفیعالدین از قرآن نیز درج شده و تفسیرهای مختصری به بنگالی و اردو هم در متن و حاشیه آن آمده است. این ترجمه تا ١٣١٨ ش/ ١٩٣٩ پنج بار منتشر شد. از این تاریخ به بعد ترجمههای بنگالی دیگری نیز صورت گرفت (همان، ص ١٣٤). یكی از مهمترین ترجمههای بنگالی را مولانا محمد اكرمخان، چهره برجسته سیاسی در مبارزه با استعمار انگلستان، از ایام زندان آغاز نمود و ترجمه جزء سیام در زمانی كه وی زندانی بود، منتشر شد. او در بین سالهای ١٣٣٧ تا ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٨ـ ١٩٥٩ توانست ترجمه قرآن را در پنج جلد منتشر كند. ترجمه او آهنگین و بدین جهت بسیار جذاب است (همان، ص ١٣٥).
ترجمه قرآن به تركی. در مورد قدیمترین ترجمه موجود به زبان تركی بین محققان اختلافنظر وجود دارد. به عقیده زكی ولیدی طوغان، ترجمه قرآن به تركی همزمان با ترجمه فارسی تفسیر طبری صورت گرفته است (بینارق و ارن، مقدمه احساناوغلو، ص ١٩). بر خلاف وی، عبدالقادر اینان و محمد فؤاد كوپریلی نخستین ترجمه تركی قرآن را متعلق به قرن پنجم میدانند، اما از این ترجمه تاكنون اثری یافت نشده است. قدیمترین نسخه موجود از ترجمه تركی قرآن (كتابت در ٧٣٤ در شیراز)، در موزه اسلام ـ ترك استانبول به شماره ٧٣ نگهداری میشود (بینارق و ارن، همانجا).
گفتنی است كه ترجمههای تركی كهنی، بین سطوری از قرآن همراه با ترجمههای فارسی قرآن موجود است. طوغان (ص ٣ـ٤) فهرست برخی از این نسخهها را كه متعلق به قرن پنجم و ششماند، آورده است. در نیمه دوم قرن چهاردهم ترجمه قرآن به زبان تركی رشد چشمگیری داشت. این ترجمهها به تركی آذری و تركی استانبولی است (برای فهرستی از این ترجمهها رجوع كنید به بینارق و ارن، ص٤٤٧ـ٥٢٢).
قدیمترین نسخه موجود از ترجمه تركی آذری قرآن، متعلق به قرن نهم است. این نسخه در كتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری میشود (اسماعیلزاده، ١٣٧٦ ش، ص٦١). از مشهورترین ترجمههای تركی آذری میتوان به ترجمه ـ تفسیر قاضی شهر باكو، میرمحمدكریم موسوی باكویی، با عنوان كشف الحقائق عن نكت الا´یات و الدقائق اشاره نمود كه در ١٣٢٢ منتشر شد (همان، ص ٦٢). وی در ترجمه و تفسیر خود از متون تفسیری استفاده كرده است ( رجوع كنید به همان، ص ٦٥). ترجمه ـ تفسیر شیخالاسلام محمدحسن مولیزادهشكوی، مفتی قفقاز، با نام البیان فی تفسیر القرآن نیز كه در ١٣٢٦ در تفلیس منتشر شد، شایان ذكر است (همان، ص ٦٨). ضیاء بنیاداُف و واسم محمدعلییف قرآن را به تركی آذری و خط سیریلی ترجمه و در ١٣٧١ ش/ ١٩٩٢ در باكو منتشر كردند (همان، ص ٧١؛
برای آمار ترجمههای تركی آذری رجوع كنید به ترجمان وحی ، سال ٢، ش ٣، ص ٥٥).
ترجمه قرآن به زبان تركی استانبولی در دوره عثمانی، بهسبب میل به خواندن قرآن به زبان عربی و ممنوعیت ترجمه، رونق چندانی نداشت. این ممنوعیت در اواخر دوره عثمانی برداشته شد و مترجمانی چون خضربن شاهین، محمدبن یوسف آغری و دیگران به ترجمه قرآن پرداختند (اسماعیلزاده، ١٣٨٠ ش، ص٦٠). بعد از سقوط دولت عثمانی، ترجمه قرآن به تركی استانبولی رواج بسیار یافت. از مهمترین ترجمههای قرآن به این زبان، ترجمه عبدالوهاب اوزتورك، طلعت قوچبیگیت، یاشار نوری اوزتورك و خانم مدینه بالجی است. ویژگی برگردان مدینه بالجی آن است كه متن قرآن را به صورت تحتاللفظی، بدون آنكه به ساختار نحوی جملات تركی خللی برساند، ترجمه كرده است (همان، ص ٦١). در كتابشناسی جهانی ترجمهها و تفسیرهای چاپی قرآن مجید به شصتوپنج زبان (١٥١٥ـ١٩٨٠ م ) ، فراهمآورده عصمت بینارق و خالد ارن، بین ترجمههای تركی آذری و استانبولی تفكیك صورت نگرفته و همه آنها ذیل ترجمههای تركی آمده است ( رجوع كنید به ص ٤٤٧ـ٥٢٢؛
ترابی، ص ٩٤ـ٩٧).
ترجمه قرآن به چینی. نخستین بار وانگ دایو (متوفی ١٠٧٠/ ١٦٦٠) و ما ژو (متوفی ١١٢٣/ ١٧١١) و لیو ژی (متوفی ١١٤٣/ ١٧٣٠) برای ترجمه قرآن به زبان چینی تلاش كردند. این مترجمان ضمن برگرداندن بخشی از قرآن به چینی، ترجمه تفسیری خود را نیز در ترجمه آیات وارد نمودند (جینییجیو، ص ٣٢). مرحله دوم در ترجمه قرآن به زبان چینی در اواخر سده دوازدهم/ هجدهم آغاز شد. ترجمههای این مرحله بیشتر معطوف به رفع نیازهای عملی مسلمانان بود. در برخی از این ترجمهها عبارات عربی با حروف چینی و تلفظ عربی، برای آموزش بدون معلم، نوشته شده است (همان، ص ٣٤ـ ٣٥(.
تلاش برای ارائه نخستین ترجمه كامل قرآن به چینی از دهه ١٣٠٠ ش/ ١٩٢٠ آغاز شد. ما فوچو (متوفی ١٣١١ ش/ ١٨٩٤) ترجمه قرآن را آغاز نمود، ولی نتوانست آن را به اتمام برساند. از ترجمه بیست جلدی وی تنها پنج جلد باقی مانده كه با عنوان < ترجمهای مستقیم از قرآن كریم > منتشر شده است. قدیمترین ترجمه كامل موجود قرآن، اثر لی تیهژنگ ، در ١٣٠٦ ش/ ١٩٢٧ در پكن منتشر شد. این ترجمه از برگردان ژاپنی قرآن كه كاموتو كنایشی انجام داده، صورت گرفته و در آن از ترجمه انگلیسی رادول نیز استفاده شده است. نخستین بار، در ١٣١١ ش/ ١٩٣٢، مسلمانی چینی به نام وانگ ون چینگ قرآن را ترجمه كرد (برای دیگر ترجمههای مسلمانان چینی از قرآن رجوع كنید به جین یی جیو، ص ٣٤ـ٣٦).
نخستینبار محمد حمیداللّه كوشید كتابشناسی جامع ترجمههای قرآن كریم به زبانهای گوناگون را فراهم آورد. وی در اثری با عنوان < قرآن در همه زبانها > فهرست ترجمههای قرآن به زبانهای گوناگون را ارائه كرده است. این اطلاعات در مقدمه ترجمه فرانسوی حمیداللّه از قرآن نیز آمده است. در برخی كتابشناسیهای عمومی نوشته مستشرقان نیز آگاهیهایی در مورد ترجمه قرآن وجود دارد (رجوع كنید به پیرسون، ص ٥٠٢ ـ٥٠٣؛
خان، ١٩٩٣، ص ٩٩ـ١٠٠).در ١٣١٦ ش/ ١٩٣٧، وولورث كتابشناسی كوتاهی از ترجمههای قرآن، بر اساس زبان و زمان ترجمهها، فراهم آورد. فهرست وی در حقیقت تكملهای بر كار تسومر است (پیرسون، ص ٥٠٣). پیرسون نیز در ١٣٦٢ ش/ ١٩٨٣ كتابشناسی ترجمههای قرآن را با تكیه بر زبانهای اروپایی تهیه كرد (همان، ص٥٠٢ ـ٥٢٠). در ایران، جواد سلماسیزاده كتابی با نام تاریخ ترجمههای قرآن تألیف و در ١٣٤٢ شمنتشر نمود. علی شواخ اسحاق نیز در معجم مصنفات القرآن الكریم (ج ٢، ص ٢٢ـ ٤٥) گزارشی از ترجمههای قرآن، به نقل از محمد حمیداللّه، آورده است. همچنین كتابشناسی جهانی ترجمهها و تفسیرهای چاپی قرآن مجید به شصتو پنج زبان ( ١٥١٥ـ١٩٨٠ م ) در ١٣٦٥ ش/ ١٩٨٦ در مؤسسه ارسیكا منتشر شد كه در گزارشهای آن خطاهای متعددی صورت گرفته است. بخشی از این خطاها را مفخر حسین خان فهرست كرده است ( رجوع كنید به خان، ١٩٩٣، ص ١٠٧ـ ١١٥).همین مؤسسه در كار تهیه فهرست نسخههای خطی ترجمههای قرآن است. بخش نخست این طرح حاوی فهرست نسخههای خطی قرآن به ٥٨ زبان، به كوشش مصطفی نجات سفرچی اوغلی، در ١٣٧٩ ش/ ٢٠٠٠ با عنوان <كتابشناسی جهانی نسخههای خطی قرآن كریم > در استانبول منتشر شده است. در ادامه این فهرست، نسخههای خطی ترجمههای قرآن به سه زبان اردو و فارسی و تركی منتشر خواهد
شد. آخرین كتابشناسی موجود را حسن معایرجی با عنوان الهیئه العالمیه للقرآن الكریم (دوحه ١٩٩١) فراهم آورده است.
در ١٣٧٣ ش، سازمان اوقاف و امور خیریه جمهوری اسلامی ایران با همكاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به منظور ارائه ترجمههای صحیح از قرآن، مركز ترجمه قرآن كریم را در قم تأسیس كرد. این مركز علاوه بر ترجمه قرآن به زبانهای گوناگون، به گردآوری ترجمههای قرآن همت گمارده و تا پایان ١٣٨١ ش، ٤٠٩ ، ٤ قرآن مترجَم (به ١٠١ زبان، كارِ ١٠٠١ مترجم) را گردآورده است. بعلاوه، این مركز مجلهای تخصصی به نام ترجمان وحی منتشر میكند كه در آن اخبار ترجمه قرآن به زبانهای گوناگون درج میشود. فعالیتهای مشابهی در نشر ترجمههای قرآن به زبانهایاروپایی و آسیایی و افریقایی در كشور عربستان سعودی، توسط مجمعالملك فهد لطباعه المصحف الشریف، انجام میگیرد.
گفتنی است كه تاكنون در باره مقدمههای مترجمان بر قرآن ــ كه در آنها به كلیاتی در باره اسلام و زندگی پیامبر اكرم میپردازند ــ و اهمیت آنها، پژوهش نشده است. همچنین نقد ترجمههای قرآن چندان محل توجه نبوده است.
منابع:
(١) علی شواخ اسحاق، معجم مصنفات القرآن الكریم ، ریاض ١٤٠٣ـ١٤٠٤/ ١٩٨٣ـ١٩٨٤؛
(٢) رسول اسماعیلزاده، «پژوهشهای قرآنی در میان تركان»، كتاب ماه دین ، سال ٤، ش ١١ و ١٢ (شهریور و مهر ١٣٨٠)؛
(٣) همو، «نگاهی به ترجمههای آذربایجانی قرآن كریم»، ترجمان وحی ، سال ١، ش ١ (شهریور ١٣٧٦)؛
(٤) احمد پاكتچی، «گزارشی كوتاه در باره ترجمههای قرآن كریم به زبان روسی»، ترجمان وحی ، سال ٢، ش ٣ (شهریور ١٣٧٧)؛
(٥) مرتضی ترابی، «نگاهی به تاریخ ترجمه قرآن كریم به تركی استانبولی»، ترجمان وحی ، سال ٦، ش ١ (بهار و تابستان ١٣٨١)؛
(٦) جینییجیو، «قرآن در چین»، ترجمه محسن جعفریمذهب، ترجمان وحی ، سال ٢، ش ٤ (اسفند ١٣٧٧)؛
(٧) جواد حدیدی، «ترجمهای یهودیوار از قرآن مجید به زبان فرانسه»، ترجمان وحی ، سال ٣، ش ٢ (اسفند ١٣٧٨)؛
(٨) همو، «دومین ترجمه قرآن مجید به زبان فرانسه»، ترجمان وحی ، سال ٤، ش ١ (شهریور ١٣٧٩)؛
(٩) همو، رهروان حقیقت ( هفده گفتار )، تهران ١٣٨٠ ش؛
(١٠) همو، «نخستین ترجمه قرآن به زبان فرانسه»، ترجمان وحی ، سال ١، ش ١ (شهریور ١٣٧٦ الف )؛
(١١) همو، «نقدی بر ترجمه بلاشر»، ترجمان وحی ، سال ١، ش ٢ (اسفند ١٣٧٦ ب )؛
(١٢) محمودالعلی حسینات، «ترجمه شاعر آلمانی فریدریش روكرت»، ترجمان وحی ، سال ٤، ش ١ (شهریور ١٣٧٩)؛
(١٣) مرتضی حسین صدرالافاضل، «تفاسیر علمای امامیه در شبهقاره هند و پاكستان»، ترجمه محمدهاشم، مشكوه ، ش١٠ (بهار ١٣٦٥ الف )؛
(١٤) همو، «شیوههای تفسیر قرآن كریم در هند و پاكستان»، ترجمه محمدهاشم، مشكوه ، ش ١١ (تابستان ١٣٦٥ ب)؛
(١٥) مرتضی كریمینیا، «مارمادوك پیكتال: مترجم قرآن كریم به زبان انگلیسی»، ترجمان وحی ، سال ٣، ش ١ (شهریور ١٣٧٨)؛
(١٦) مسعود منصوری، «تأملی در برخی از نقاط قوّت و ضعف ترجمه رودی پارت»، ترجمان وحی ، سال ٤، ش ٢ (اسفند ١٣٧٩)؛
١٧- ).
/ محمدكاظم رحمتی /