دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٠٠
بَجّانه ، (اسپانیایی : پچینا )، شهرکهن اسپانیایی که امروزه به صورت شهرکی روستایی درآمده است . رودِ ریوآندارا (وادی بجّانه )، که از دامنه های جنوبی سیرانوادا سرچشمه می گیرد، از آن می گذرد و ١٠ کیلومتر پایینتر، در حوالی برج دیده بانی (ماریَة بَجّانه )، در محل شهری به نام المَریّه * ، که فعالترین و پررونق ترین بندر دریای روم (مدیترانه ) در اَنْدُلُس بوده است ، به دریا می ریزد. ملاّ حانی که در فاصلة میان بندرهای آلیکانته (لَقَنْت ) و آگیلاس (آقله ) زندگی می کردند در پاییز به سواحل افریقا می رفتند و زمستان را درآنجا می گذراندند و در بهار با مال التجارة فراوان به شبه جزیرة ایبری باز می گشتند؛ عده ای از آنها که در بندرهای شمال افریقا مقیم شدند، چند شهر از جمله شهر جدید تِنِس را بنیاد کردند. در این ایام ولایت بَجّانه در دست مسلمانان یمنی بود که از جانب عبدالرّحمن دوم (١٧٦ـ ٢٣٨/٧٩٢ـ٨٥٢) مأمور شده بودند تا رباطی را برای محافظت ساحل در مقابل حملات احتمالی مَجوس (= وایکینگها به تعبیر جغرافی دانان عرب ) دایرکنند؛ وی در عوض ، درّة حاصلخیز آندارا را به آنان واگذاشته بود. آن عدّه از ملاّ حان اندلسی که از تنس بازگشته بودند با این مسلمانان بر سر تشکیل دولتی جمهوری متکی به اقتصاد دریایی به توافق رسیدند، و بجّانه را مرکز این کشور کوچک اعلام کردند. مسجد بزرگی که مسلمانان ساختند و برج و بارویی که به همّت ملاحان برافراشتند بجّانه را به شهری بدل کرد که در نتیجة وجودِ کشتیهای تجاریش ، که در المریه لنگر می انداختند، سریعاً وسعت و رونق یافت . ولی بجّانه پس از ٣٧ سال زندگی نیمه مستقل ، که در طی آن ، شهر در معرض تهدید اتحادیة عربهای البیره * قرار داشت ، سرانجام در ٣١٠ جزءِ قلمرو امویان شد؛ و در طی نیمة نخست قرن چهارم ، همچنان رونق خود را حفظ کرد تا اینکه در ٣٤٤، عبدالرحمن سوم المریه را مرکز ایالت قرار داد و در آنجا برنامه های شهرسازی مهمی را به اجرا درآورد. در ایّام حکومت حَکَم دوم (حک : ٣٥٠ـ٣٦٦) اهمیت بجّانه بازهم کاهش یافت ، و در قرن پنجم به روستایی محقر تبدیل شد، و المریه به صورت مرکز یکی از ملوک الطوایف درآمد.
منابع :
(١) محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٢) عبداللّه بن عبدالعزیز بکری ، کتاب المغرب فی ذکر بلاد افریقیة والمغرب ، پاریس ١٩٦٥، ص ٨١؛
(٣) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، ج ١، ص ٤٩٤ـ٤٩٥؛
(٤) E. Levi-Provencal, Histoire de l'Espagne musulmane , Leiden-Paris ١٩٥٠-١٩٥٣, I, ٣٤٨ ff.;
(٥) idem, Peninsule iberique , ٤٥-٤٨;
(٦) E.Levi-Proven µ al, E.Garcia Gomez, Una Cronica anonima de Abd al-Rah ¤ ma ¦ n III al-Na ¦ s ¤ ir , Madrid-Granada ١٩٥٠, ½ ٤٤;
(٧) Simonet, Descripcion del reino de Granada , ١٣٦-١٣٧.
) / د.اسلام / ا.ه . میراندا (