دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠١٠
بوتیمار ، پرنده ای آبچَر، نیمه افسانه ای ، که برخی از فرهنگ نویسان نام غَمْخورَک را نیز برای آن ذکر کرده اند، و معمولاً آن را معادل مالک الحزینِ عربی (لفظاً، «مالکِ پژمان ») دانسته اند. شهرت بوتیمار/ مالک الحزین در ادب و فرهنگ عامیانة اسلامی (عربی ، فارسی ) ناشی از افسانه ای دربارة رفتار این پرنده است ، که به نقل دَمیری (٧٤٢ـ ٨٠٨؛ ج ٢، ص ٣١٣ـ ٣١٤)، روایت آن حداقل به زمان جاحظ (ح ١٦٠ـ ٢٥٥) بازمی گردد: «از چیزهای شگفت انگیز جهان رفتار مالک الحزین است ، زیرا وی همواره نزدیک چشمه ها و نهرها و مانند اینها می نشیند ( کذا ) ، و چون آب فروکش می کند یا خشک می شود، وی از نقصان آب غمگین می گردد و پژمان و افسرده ( در آنجا ) می ماند، و گاهی ، از ترس این که مبادا آب خوردنِ وی بر کاهش آب بیفزاید، ترک آشامیدن کرده تشنه می میرد» (این افسانه را قزوینی ( متوفی ٦٨٢ ) نیز به تلخیص از جاحظ در عجائب المخلوقات ، ص ٢٨٥، نقل کرده است ). وجه تسمیة مالک الحزین در عربی ( مالک ( نام خاصّ؟ ) + الحزین «پژمان » به عنوان عطف بیان ) مبتنی بر همین افسانه است . همچنین فرهنگ نویسان فارسی عموماً واژة بوتیمار را مرکب از «بو»ی عربی (کوتهشدة ابو، که در این زبان برای ساختن کنیه و لقب هم به کار می رود) و تیمار فارسی می دانند، لفظاً به معنای « ( پرندة ) بسیار غمخوار».
اشارات به افسانة بوتیمار در ادب فارسی کم نیست . یکی از قدیمترین آنها از لامعی گرگانی (شاعر سدة پنجم ) است : «مانده بوتیمار از حسرت با درد و دریغ / درد او آن که شود روزی بی آب غدیر» (ص ٥٨). قاآنی (١٢٢٣ـ١٢٧٠)، در ضمن روایتی از افسانة مذکور، ترکیب دیگری برای واژة بوتیمار القاء می کند: «مرغکی عاشق آب است که بوتیمارش / نام از آن است که همواره بود باتیمار// بر لب نهر نشیند، نخورد آبی از آن / که اگر آب خورم ، کم شود آب از انهار» (ص ٣٦٧). اما بهترین و بیشترین بهره از افسانة بوتیمار را عطار (متوفی ٦٢٧ یا ٦٢٨) در منظومة تمثیلی عرفانی خود، منطق الطیر (ص ٥٥، یازده بیت )، گرفته است ، آنجا که بوتیمار، همچون دیگر پرندگان ، عذری آورده عشق خود به دریا، آرزوی دایم آب ، نگرانی شدید و اندوه دردناک خود از احتمال کم شدن یک قطره از آب دریا را برای توجیه بی میلی خود به همراهی با آنان در مسافرتی دراز و پرخطر برای وصول به شاه مرغان (سیمرغ ) به میان می آورد. بدین سان ، بوتیمار در زبان و ادب فارسی نمادی گشته است برای کسانی که به علت واهمه یا گمانی بی پایه و نابجا پیوسته نگران و اندوهگین اند و، توّسعاً، کسانی که دچار اندوه و افسردگی شدیدی باشند (برای مثالهای ادبی ، رجوع کنید به دهخدا، ذیل بوتیمار، و یزدگردی ، ص ١٩٤ـ٢٠٠؛ نیز قیاس کنید با اصطلاح «غمخورک ( در زبان عوام ، گاهی «غَمْبَرَک » ) نشستن »).
و اما هویت جانورشناختی این پرنده : در مآخذ علمی جدید عربی ، مالک الحزین را «بَلَشون » دانسته اند، که گونه ای از مرغان آبچر ماهیخوار، Ardea cinerea (در انگلیسی ، common heron )، است (مثلاً رجوع کنید به غالب ، ذیل مالک الحزین و بَلَشون ). اما اسکات و دیگران (ص ٣٦) بوتیمار را معادلِ L. Botaurus stellaris (در انگلیسی ، bittern ) گرفته اند و، از سوی دیگر، همة انواع heron های خانوادة Ardeidae را به نام مشترک حَواصیل خوانده اند (ص ٣٥ـ٤٢). حواصیل یا حواصل واژة جمعی است عربی نما، ولی در مآخذ عربی قدیم یا جدید به این معنی یافته نمی شود (در منابع جدید عربی ، bittern را «واق » و جز آن گفته اند؛
رجوع کنید به مثلاً، غالب ، ذیل واق ). غیاث الدین رامپوری ، مؤلف غیاث اللغات (تألیف در ١٢٤٢؛
ص ٣١٢و٣١٣)، به روایت از دو مأخذ دیگر، حواصل را جمع حَوْصَلَه به معنای «معدة مرغ » ( کذا ) دانسته است و در تعریف «حواصل » و توجیه این نام می گوید: «مرغی است سفید که اکثر بر کنارة آبها نشیند و چون حوصله ای نهایت کلان دارد، بر واحد اطلاق جمع کردند، چه در حقیقت حواصل جمع حوصله است .» ظاهراً منظور از «حوصله ای نهایت کلان » کیسة گوشتی بزرگ زیر نُکِ زیرین پلّیکان («مرغِ سَقّا») است که آن کیسه فقط در انواع این پرنده دیده می شود، و برای گرفتن و نگهداشتن ماهیها به کار می رود (رجوع کنید به «خانوادة پلیکان »، در اسکات و دیگران ، ص ٢٨و٣٣). نظر به این موضوع و دیگر ویژگیهای مرغ سقا از لحاظ رفتار، لانه سازی ، گسترش جغرافیایی و جز اینها، حواصل / حواصیل نمی تواند مصداق داستان بوتیمار باشد، و اطلاق نامِ حواصیل بر انواع heron ها در پرندگان ایران نادرست می نماید (در مآخذ جدیدتر عربی ، پلیکان را بَجَع یا حَوصَل می نامند). از سوی دیگر، بنا بر آنچه پرنده شناسان دربارة رفتار، زیستگاه طبیعی و دیگر ویژگیهای Botaurus stellaris نوشته اند (رجوع کنید به هو و اچکوپار ، ص ٧٤ـ٧٥؛
اسکات و دیگران ، ص ٣٦)، تطبیق افسانة بوتیمار بر bittern هم ممکن نیست . در واقع ، از میان همة اعضای خانوادة مذکورِ Ardeidae ، فقط Ardea cinerea یِ سابق الذکر («حواصیل خاکستری ») که ، به گزارش اسکات و دیگران (ص ٤١)، «مدتهای طولانی در میان یا کنار آب بی حرکت می ایستد در حالی که گردن خود را راست نگه می دارد یا سرخود را بین شانه ها فرو می برد»، پذیرفتنی ترین مصداق برای پرندة این افسانه است . تشخیصهای نادرست دیگری هم دربارة هویت بوتیمار در برخی از منابع فارسی داده شده است ، مثلاً در برهان قاطع و در لغت نامة (دهخدا ذیل کلمات مربوطه )، همه ظاهراً مأخوذ از تشخیصهای سقیم حکیم مؤمن در تحفة حکیم مؤمن («مالک الحزین ( را ) به فارسی بوتیمار نامند»، ص ٧٩٠، ولی « بوتیمار به فارسی شَفنین برّی است »، ص ١٩٧)، و سپس از عقیلی علوی شیرازی در مخزن الادویة («شَفنین البرّی ... گویند ( که ) به جثة فاخته است و به فارسی بوتیمار نامند»، ص ٥٤٩، و « طریغون / طریقون بوتیمار است که ... به عربی یمام و شفنین نیز گویند»، ص ٩٦١). اما به تصریح ابن بیطار (ج ٣، ص ٦٤) و برخی دیگر، «شفنین (برّی ) پرندة معروف به یَمام است » (در عربی ، «یمام »: گونه ای کبوتر صحرایی یا وحشی )، و «طریقون نام یونانی شفنین = یمام است » (همان ، ج ٣، ص ١٠٢؛
نیز رجوع کنید به طِباع الحَیَوان ارسطو، که trygon/trugon ( مُعرب آن ، طریغون /طریقون معادل streptopelia turtur ) (انگلیسی ، turtle dove ؛
در عربی ، قُمری ، یمام ) دانسته شده ، ص ٥٤٤، و ابن البطریق همواره آن را طُرْغُلَّه ترجمه کرده است ). برخی تشخیصات سخیف دیگر: بوتیمار = سنگ پشت (شمس منشی ، ص ١٢٠)، و بوتیمار = بوم (یعنی جغد)، (هاکس ، ص ١٩٣).
از میان پزشکان ـ داروشناسان دورة اسلامی فقط تنی چند برای بوتیمار/ مالک الحزین منافعی درمانی یا مضارّی ذکر کرده اند. مثلاً، انطاکی (ص ٤١٨، ذیل «مالک حزین ») از جمله می گوید: « ( گوشتش ) در درجة دوم سرد و خشک است . برای کسانی که ناچار از کار بدنی سخت اند و همچنین برای مبتلایان به ضعف کُلیه سودمند است . شیاف روغن آن خونریزی بواسیر را بند می آورد. بدبو، دیرگوار و بادانگیز است . باه را تحریک می کند». صاحب برهان قاطع (ذیل بوتیمار)، بی ذکر مأخذ خود، چنین می افزاید که «خوردن گوشتش بیخوابی آورد، مقوّی قوّت حافظه باشد، و ذهن را تند و تیز کند».
منابع :
(١) ابن بیطار، الجامع لمفردات الادویة و الاغذیة ، بولاق ١٢٩١؛
(٢) ارسطو، طباع الحیوان ، ترجمة یوحّنابن بطریق ، چاپ عبد الرحمان بدوی ، کویت ١٩٧٧؛
(٣) درک ا. اسکات ، حسین مروّج همدانی ، و علی ادهمی میرحسینی ، پرندگان ایران ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٤) داود بن عمر انطاکی ، تذکرة اولی الالباب و الجامع للعجب العجاب ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٥) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٦) محمد مؤمن بن محمد زمان حکیم مؤمن ، تحفة حکیم مؤمن ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٤٠٢ ) ؛
(٧) محمد بن موسی دمیری ، حیاة الحیوان الکبری ، قاهره ١٣٩٠/١٩٧٠، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش ؛
(٨) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمدمعین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
(٩) محمد بن هندوشاه شمس منشی ، صحاح الفرس ، چاپ عبد العلی طاعتی ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١٠) محمدبن ابراهیم عطار، منطق الطیر: مقامات الطیور ، چاپ صادق گوهرین ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١١) محمدحسین بن محمدهادی عقیلی علوی شیرازی ، مخزن الادویة ، کلکته ١٨٤٤، چاپ افست تهران ١٣٧١ش ؛
(١٢) ادوار غالب ، الموسوعة فی علوم الطبیعة ، بیروت ١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
(١٣) محمدبن جلال الدین غیاث الدین رامپوری ، غیاث اللغات ، چاپ محمود ثروت ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٤) حبیب الله بن محمدعلی قاآنی ، دیوان ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
زکریابن محمد قزوینی ، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، در محمدبن
(١٥) موسی دمیری ، حیاة الحیوان الکبری ، قاهره ١٣٩٠/١٩٧٠، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش ؛
(١٦) محمدبن اسماعیل لامعی گرگانی ، دیوان ، چاپ سعید نفیسی ، تهران ١٣١٩ ش ؛
(١٧) جیمز هاکس ، قاموس کتاب مقدس ، بیروت ١٩٢٨؛
(١٨) امیرحسین یزدگردی ، حواصل و بوتیمار ، چاپ اصغر دادبه ، تهران ١٣٧١ش ؛
(١٩) F. Hدe and R. D. ـtchإcopar, Les Oiseaux du Proche etdu Moyen Orient... , Paris ١٩٧٠.
/ هوشنگ اعلم /