دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٠٢
حَيْمَه ، حَيْمَه، ناحيهاى وسيع در غرب صنعا، در جمهورى يمن. اين ناحيه كوهستانى از شمال به وادى سُرْدُدْ و شهرستان طويله، از جنوب به شهرستان آنِس و وادى سَهام، از مشرق به ناحيه بنىمَطَر و از مغرب به ناحيه حَراز* محدود است. طول اين ناحيه از شمال به جنوب پنجاه كيلومتر و عرض آن سى كيلومتر است (كبسى، ص ٢٣٨، پانويس ٦). در قديمترين منابع جغرافيايى اسلامى، اين ناحيه با نام اُخْروج (منسوب به اخروجبن غوثبن سعد) يكى از نواحى (مَخاليف) يمن شمرده شده است (رجوع کنید به يعقوبى، ص ٣١٨؛
ابنخرداذبه، ص ١٤٢؛
مقدسى، ص ٩٢؛
ياقوت حموى، ذيل «الاخروج»). به نوشته ابنحائك هَمْدانى (ص ١٢٢،٢١٠ـ٢١١)، اخروج در دامنه كوه حَضُور، معروف به كوه بنىشُعَيْب (بلندترين كوه جزيرةالعرب)، ميان نواحى حضور و هَوْزَن قرار دارد (نيز رجوع کنید به حجرىيمانى، ج ١، جزء٢، ص ٢٥٥).
حيمه امروزه تابع استان صنعا و شامل دو شهرستان است : حيمه داخليه، كه مركز ادارى آن شهر عِرّ در شصت كيلومترى مغرب صنعا است؛
و حيمه خارجيه، كه مركز ادارى آن شهر مَفْحَق است (الموسوعةاليمنية، ذيل مادّه). حيمه داخليه در گذشته تابع ناحيه حَضور بود و اكنون در شمال راه صنعا ـ مَناخَه واقع است (مقحفى، ذيل مادّه). برخى از شهرهاى آن عبارتاند از: بنوسَيّاغ (كه آلسيّاغى در صنعا به آنجا منسوباند)، بنويوسف، بنونِمْرى (كه حصن رَدْمان، محل قبر مُطَّلببن عبدمَناف در آنجاست)، حَدَب، بنومُهَلْهِل، جَبَليَناع (همانجا)، بنوعمرو، بنوحُذَيفى، جُدْعان و احبوب (حجرىيمانى، ج ١، جزء٢، ص ٢٥٤).
حيمه خارجيه در جنوب حيمه داخليه و در مرز ناحيه حَراز واقع است و در گذشته از توابع اين ناحيه بوده است. راه صنعا ـ بندر حُدَيْدَه* در مغرب، از حيمه خارجيه و كوه معروف به شَجَّه مىگذرد. شهر مفحق در دامنه اين كوه قرار دارد (مقحفى، همانجا؛
كبسى، ص ٢٧٣، پانويس ٢). مشهورترين شهرهاى حيمه خارجيه عبارتاند از: جَحادِب/ جحدب، بنوسليمان، دَرَوان، عانِز، بنوشَمْهان، حِجْرة ابنمهدى، مِخلاف مَذْيور، بنومنصور، أعْروس، بيت الجِرَيْدى، وادىعَلْسان، و وادى صابح (حجرىيمانى؛
مقحفى، همانجاها).
برخى خاندانها و قبايل ساكن در حيمه خارجيه عبارتاند از : آلجَعْدَبى،آلكندحى،آلعَلِيِّيى،آلجوهر، آلحُماطى، آلجِرَيْدى، آلغَوْبَر، آلرُمَيْم، آلسَلامى، آلشَمْهان، آلمهدى و طوايفى از قبايل بَكيل و خَولانالطِيال. در جبلعانز نيز خاندانهايى زندگى مىكنند كه به حيمه خارجيه منتسباند (رجوع کنید به مقحفى، همانجا).
زمينهاى حَيْمَتَيْن (حيمه داخليه و حيمه خارجيه) از حاصلخيزترين زمينهاى كشاورزى يمن به شمار مىروند و در آنجا كشت قهوه رونق بسيار دارد و محصول آن به خارج از كشور صادر مىشود (رجوع کنید به الموسوعةاليمنية، همانجا؛
عمرى، ج ٢، ص ١٣؛
د. اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه).
حيمه در سده چهارم در زمان ابنحائك هَمْدانى در دست صليحيان*، از شاخههاى قبيله هَمْدان، بود (رجوع کنید به ص ٢١١). در ٤٣٩، علىبن محمد صُلَيْحى لشكر جعفربن قاسمبن على عيّانى، سردار زيدى، را شكست داد و ناحيه حضور و دژ يَناع (بزرگترين دژ حيمه) از توابع حيمه را تصرف كرد. سپس، ابنابىحاشد، حاكم صنعا، را در قريه صوف نزديك حيمه شكست داد و با تصرف صنعا بر سراسر يمن چيره شد (ابنقاسم، قسم ١، ص ٢٤٩).
پس از آنكه عثمانيها بر يمن تسلط يافتند (٩٤٣)، حيمه را نيز تحتفرمان درآوردند. در اواخر ٩٧٤ هنگامى كه رضوانپاشا، والى عثمانى يمن، صنعا را به سوى باب عالى ترك كرد، مطهّر (فرزند امام زيدى شرفالدينبن شمسالدين) در حيمه فتوحاتى كرد (همان، قسم ٢، ص ٧٢٦). در ٩٧٧، اميرعبداللّهبن محمد داعى از طرف سنانپاشاى وزير به حيمه لشكر كشيد و دژ يناع را تصرف كرد. هنگامى كه مردم يناع فرمان دولت عثمانى را پذيرفتند، عربهاى نواحى حيمه نيز بدون جنگ تسليم شدند (نهروالى، ص ٣٢٤؛
ابنقاسم، قسم ٢، ص ٧٣٦). پس از آن، حسنپاشا در ربيعالآخر ٩٧٧ براى يارى عبداللّه داعى حركت كرد و چهار دژ از توابع حيمه را ــ كه اهالى آن بر ضد سلطه عثمانى شوريده بودندــ گرفت (رجوع کنید به نهروالى، ص ٣٢٨ـ٣٢٩).
در سال ١٠٠٠، با تأسيس دولت امامان زيدى در صنعا، مردم حيمه به رهبرى يوسفبن على حماطى، اطاعت امام قاسمبن محمد ملقب به منصور را پذيرفتند. منصور در ١٠٠٦ عمويش، عامربن على، را به يارى حماطى فرستاد. عامر در حيمه مستقر شد و با نيروهاى عثمانى جنگيد. حماطى در جنگ اسير شد و در زندان صنعا درگذشت و حيمه همچنان به امام زيدى وفادار ماند (ابنقاسم، قسم ٢، ص ٧٧١ـ٧٧٣،٧٨٠). منصور در ١٠١٤، فقيه عزالدينبن علىبن صالح اَكْوَع را به حكومت حيمه منصوب كرد. عثمانيها چندين بار كوشيدند تا مجددآ بر حيمه تسلط يابند، اما موفق نشدند (رجوع کنید به همان، قسم ٢، ص٧٨٢، ٧٨٩، ٨٠٨، ٨٣٥) و همواره نايبى از طرف امامزيدى صنعا، به حكومت حيمه تعيين مىشد (رجوع کنید به وزير، ص١٧٤، ٢٢٨ـ٢٢٩). با اين حال، در ١٠٧٧ امام زيدى، المتوكل اسماعيل، بر زمينهاى حاصلخيز حيمه مستقيمآ ماليات وضع كرد. قبلا عوايد مالياتى را نايب او ارسال مىكرد (همان، ص ٢١١؛
عمرى، ج ٢، ص١٠٠ـ١٠١).
در سده سيزدهم، قبيله اسماعيلىِ يامِ نجران به حيمه نفوذ كردند (د. اسلام، همانجا). ازاينرو در ذيقعده ١٢٦٧، غالببن محمد ملقب به الهادى براى بيرون راندن اسماعيليه از صنعا به حيمه رفت (صفحات مجهولة من تاريخاليمن، ص ٤٣ـ٤٤؛
كبسى، ص ٦٤). در ١٢٧١، امام زيدى المنصور باللّه محمدبن عبداللّه پس از استقرار در صنعا، براى مقابله با مخالفان كه در برخى از شهرهاى اطراف نفوذ كرده بودند، روانه حيمه شد. لشكريان وى قبايل اَرْحَب و بنىجَبر را از حيمه بيرون راندند و پس از تصرف دژهاى اين ناحيه (همچون بنىسَيّاغ و يَناع)، به دستور امام، آنها را تخريب كردند. امام سپس به شهر عِرّ رفت و لشكريانى به سوى قبايل نافرمان فرستاد (صفحات مجهولة من تاريخاليمن، ص٥٢؛
كبسى، ص٢٣٧ـ٢٤٢). بنىجبر با امام صلح كردند و دژ مَفْحَق را كه در دستشان بود، به وى دادند (كبسى، ص ٢٧٣). با اين همه، اسماعيليه همچنان در حيمه نفوذ داشتند. در ١٢٧٧، باطنيها و در جمادىالاولى ١٢٧٨، گروه مَكارِمَه (از اسماعيليه) بر آنجا مستولى شدند و ائمه زيديه چندبار كوشيدند تا آن را بازگيرند اما موفق نشدند و حيمه همچنان در دست مكارمه باقىماند (رجوع کنید به صفحات مجهولة منتاريخاليمن، ص١١٣؛
جرافىيمنى، ص ٢٢٠). در اواخر اين قرن، زلزلهاى شديد به حيمه آسيب رساند (واسعىيمانى، ص ٢٦١).
در صفر ١٣٠٩، در حيمه بر ضد سلطه عثمانى قيامى برپا گرديد و در جنگ ميان تركها و عربها، بسيارى كشته شدند. در جمادىالاولى همين سال، عثمانيان مردم حيمه را به اطاعت واداشتند. با وجود اين در سالهاى بعد، از جمله در ١٣١٥ و ١٣١٦، جنگ و درگيرى ميان تركها و عربها در حيمه برقرار بود. محمدبن متوكل مَقْدَمى، سردار زيدى، پس از آنكه شهر عِرّ را ترك كرد، به همراه طايفه خود، پيوسته با تركها در نواحى حيمه جنگيد و آنان را ناچار ساخت به صنعا عقبنشينى كنند (جرافىيمنى، ص ٦١، ٧٨، ١٥٣، ١٨٠، ١٨٣). پس از آن، حيمه بارديگر تحت سلطه دولت زيدى درآمد. در سالهاى پايانى سلطنت يحيىبن محمد متوكل (حك : ١٣٢٢ـ١٣٦٧) و سالهاى آغازين جمهورى عربى يمن، دولت چين جادهاى از صنعا به حديده ساخت كه از حيمه مىگذرد (د. اسلام، همانجا).
حصن يَناع و حصن رَدْمان از دژهاى تاريخى حيمهاند (الموسوعة اليمنية، همانجا). علما و ادباى بسيارى به حيمه منسوباند، از جمله محمدبن حسن صالح حيمى (متوفى ١١١٥) و فرزندش احمدبن محمد (متوفى ١١٥١؛
رجوع کنید به همانجا؛
مقحفى، همانجا).
در يمن نقاط ديگرى نيز با نام حيمه وجود دارد، از جمله شهر حيمه از توابع استان تَعِز، كه آلحَيْمى به آنجا منسوباند (الموسوعةاليمنية، همانجا؛
نيز رجوع کنید به مقحفى، همانجا).
منابع:
(١) ابنحائك، صفة جزيرةالعرب، چاپ محمدبن على أكوع، بغداد ١٩٨٩؛
(٢) ابنخرداذبه، ابنقاسم، غايةالامانى فى اخبار القطر اليمانى، چاپ سعيد عبدالفتاح عاشور، قاهره ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(٣) عبداللّه جرافىيمنى، حوليّات العلامة الجرافى: ١٣٠٧ـ١٣١٦ه / ١٨٨٩ـ١٩٠٠م، چاپ حسين عمرى، بيروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤) محمدبن احمد حجرىيمانى، مجموع بلدان اليمن و قبائلها، چاپ اسماعيلبن على أكوع، صنعا ١٤١٦/١٩٩٦؛
(٥) صفحات مجهولة من تاريخاليمن، لمؤلفٍ مجهول، چاپ حسينبن احمد سياغى، صنعا: مركز الدراسات و البحوث اليمنى، ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٦) حسين عمرى، يَمانيّات فىالتاريخ و الثقافة و السياسة، ج ٢، بيروت ١٤٢٠/٢٠٠٠؛
(٧) محمدبن اسماعيل كبسى، جواهر الدر المكنون و عجائب السر المخزون، چاپ زيدبن على وزير، (بيروت )١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٨) ابراهيم احمد مقحفى، معجمالبلدان و القبائل اليمنية، صنعا ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٩) مقدسى؛
(١٠) الموسوعةاليمنية، زيرنظر احمد جابر عفيف و ديگران، صنعا ١٤١٢/١٩٩٢، ذيل «الحيمة» (از حسين عبدالله عمرى)؛
(١١) محمدبن احمد نهروالى، البرق اليمانى فىالفتح العثمانى، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(١٢) عبدالواسعبن يحيى واسعىيمانى، تاريخاليمن، المسمّى فرجةالهموم و الحزن فى حوادث و تاريخاليمن، صنعا ١٩٩١؛
(١٣) عبداللّهبن على وزير، تاريخ طُبُقالحلوى و صحافالمنِّ و السلوى المعروف ب تاريخاليمن خلال القرن الحادى عشرالهجرى (١٠٤٥ه ـ١٠٩٠م)،: چاپ محمد عبدالرحيم جازم، صنعا، ١٤٢٩/ ٢٠٠٨؛
(١٤) ياقوت حموى؛
(١٥) يعقوبى، البلدان؛
(١٦) EI٢, s.v. "Al-Hayma" (by G. Rentz).
/ محمدرضا ناجى /