دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٩٦٥
تنگه هُرمز ،
تنگه ای در میان خلیج فارس و دریای عمان . تنگة هرمز باریکة دریایی خمیده شکلی است که در منتهی الیه شرقی خلیج فارس واقع شده است و فلات ایران را از شبه جزیرة عربستان جدا می کند و آبهای خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند پیوند می دهد. این تنگه یک فرورفتگی از دورة سوم زمین شناسی است که ادامة رشته کوههای جنوبی ایران به شبه جزیرة مُسَنْدَم را قطع می کند.
برای تعیین درازای تنگة هرمز معیار ویژه ای وجود ندارد؛شاید بهترین معیار، مرز دریایی تعیین شده میان ایران و عمان باشد. طول این خط مرزی ١ر٢٠٢ کیلومتر (٨ر١٢٤ مایل دریایی ) است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). طولانیترین فاصلة تنگة هرمز ٨٤ کیلومتر (از کرانه های بندرعباس در شمال تا شمالیترین نقطة کرانه های مسندم در جنوب )، کوتاهترین آن (میان جزیرة ایرانی لارَک در شمال و جزیرة عمانیِالسلامه ــ که نام دیگر آن قوئین بزرگ است ــ در جنوب ) ٦ر٣٣ کیلومتر بر آورد شده است (همانجا).
کف دریا در تنگة هرمز شیب نسبتاً تندی در جهت شمالی ـ جنوبی دارد. ژرفای پیش کرانه های شمالی بیشتر از چند متر نیست اما در نزدیکی کرانه های مسندم در جنوب از نود متر افزونتر است ( رجوع کنید به مجتهدزاده ، ١٣٧٢ش ، ص ٨٢) که ژرفترین نقطة خلیج فارس به شمار می آید. نیمة شرقی تنگة هرمز، بویژه در نزدیکی دریای عرب ، بسیار ژرف است . ژرفای نسبتاً اندک آب تنگه در بخش شمالی و شیب کف دریا به سوی جنوب ، سبب برقراری مسیرهای کشتیرانی تنگه از نزدیکی کرانه های عمان شده است . با به کارگیری نفتکشهای سنگین در دهه های اخیر، عبور و مرور این نفتکشها ــ که حجم عمدة صادرات نفتی و بازرگانی بین المللی خلیج فارس را انتقال می دهند ــ به ژرفترین بخش تنگة هرمز در نزدیکی کرانه های مسندم منحصر شد. تا ١٣٥٨ش راه کشتیهای نفتکش در تنگة هرمز، از میان جزیرة قوئین کوچک و کرانه های صخره ای جزیرة مسندم ــ که کوتاهترین راه است ــ می گذشت . در این سال ، دولت عمان به «سازمان مشاورة دریایی بین المللی » (ایمکو) اعلام کرد که نمی تواند سلامت کشتیهایی را که از میان صخره های جزیرة قوئین کوچک و صخره های جزیرة مسندم عبور می کنند، تضمین کند و خواست تا مسیر کشتیرانیِ شمال جزیرة السلامه تا مرزهای دریایی با ایران را به رسمیت بشناسد. از آن تاریخ دو مسیر دریایی برای عبور نفتکشها در شمال و جنوب و به موازات هم در میان جزایر قوئین (قوئین بزرگ و قوئین کوچک ) و مرزهای ایران و عمان در نظر گرفته شد. گسترة هریک از این دو مسیر ٨٥٢ ، ١ متر (یک مایل دریایی ) است که یک مایل دریایی حفاظتی نیز میان آنها فاصله است . نفتکشهای خالی از مسیر شمالی به خلیج فارس وارد می شوند و نفتکشهای پُر برای عبور از خلیج فارس به دریای عمان از مسیرهای جنوبی که ژرفتر است ، استفاده می کنند (همان ، ص ٨٥ ـ٨٦).
نام تنگة هرمز در نوشته های کهن دیده نمی شود. هنگام اقتدار بریتانیا در خلیج فارس (١١٩٩ ش ـ ١٣٤٩ش / ١٨٢٠ـ ١٩٧١) نام تنگة هرمز از جزیرة هرمز گرفته شد که مهمترین جزیرة خلیج فارس به هنگام روی آوردن استعمار اروپایی به منطقه بود (نیز رجوع کنید به هرمز * ، جزیره ).
در سالهای نخستین قرن دهم / شانزدهم نیروهای پرتغالی به فرماندهی آلفونسو آلبوکرک * سراسر تنگه را در اختیار گرفتند، جزیرة هرمز را تسخیر و حاکم خودمختار هرمز را دست نشاندة خود کردند. این دگرگونی بر اهمیت سیاسی و رونق اقتصادی تنگه و جزیرة هرمز افزود و حاکمان آن در پناه پرتغالیها توانستند در بخش پهناوری از کرانه ها و جزیره های خلیج فارس نفوذ یابند ( رجوع کنید به ویلسون ، ص ١٢٥ـ١٣١). در آغاز قرن دهم ، شاه اسماعیل اول صفوی در ایران حکومت مرکزی تشکیل داد که سرآغاز پایان بخشیدن به استعمار پرتغالیها در خلیج فارس بود. شاه عباس بزرگ در ١٠٣٠ با همکاری نیروی دریایی بریتانیا، پرتغالیها را در خلیج فارس شکست داد و آنان را در ١٠٣١ از جزیرة هرمز بیرون راند (اسکندر منشی ، ج ٣، ص ٩٥٩ـ٩٦٠، ٩٧٩). به این ترتیب ، جزیره و تنگة هرمز و سراسر خلیج فارس دوباره در اختیار ایران قرار گرفت .
در تنگة هرمز جزایر بسیاری وجود دارد که از جملة آنهاست : ١) جزایر متعلق به ایران که مهمترین آنها عبارت اند از: چهار جزیرة بزرگ به نامهای هرمز و لارک و هنگام * و قشم * ؛ تُنب بزرگ و ابوموسی * که در فاصله ای از تنگة هرمز، در خلیج فارس واقع اند و موقعیت سوق الجیشی ویژه ای در دهانة خلیج فارس دارند(نیز رجوع کنید به تنب ، جزایر * ؛ مجتهدزاده ، ١٩٩٩، ص ٢٨ـ٢٩). تنب کوچک هم در پشت تنب بزرگ واقع شده و دارای اهمیت سیاسی است . ساکنان این جزایر، ایرانی و عرب اند. ٢) جزایر متعلق به عمان که شامل جزیره های کوچک و آبخَست و صخره های سر از آب بر آورده در پیش کرانه های جنوبی تنگة هرمز و آبهای ساحلی عمان است و مهمترین آنها عبارت اند از: جزیرة السلامه ، قوئین کوچک ، مسندم ، الغَنَم و الفیارین . السلامه بزرگترین و مهمترین جزیرة عمان است و حدود چهار کیلومتر مربع وسعت دارد. در ١٣٥٤ ش ، کار ساخت پایگاه دریایی در جزیرة الغنم آغاز گردید که گفته می شد برای استفادة مشترک ایران و عمان برنامه ریزی شده است اما در ١٣٥٧ش (پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ) ساخت آن متوقف شد ( رجوع کنید به همو، ١٣٧١ش ، ص ٦٠ـ٦٢). در برخی از جزیره های عمانی افرادی از قبیلة کُمازُرَه از کنفدراسیونِ شَیْحوی عمان شمالی زندگی می کنند که ایرانی تبار و در تابعیت دولت عمان اند ( رجوع کنید به همو، ١٣٧٩ش ، ص ٨٧ ـ ٨٨).
از آنجا که هم کشورهای توسعه یافته و هم کشورهای در حال توسعه به صدور نفت از خلیج فارس وابسته اند و بیش از نیمی از نفت مورد نیاز جهان باید از تنگة هرمز بگذرد، امنیتِ تنگة هرمز اهمیت بین المللی دارد. پیش بینی می شود که با افزایش ظرفیت گستردة صدور نفت و گاز از این تنگه ، منطقة خلیج فارس همچنان بی رقیب بماند (همان ، ص ١٣٩ـ١٤٤). اهمیت سوق الجیشی تنگة هرمز سبب شد که عمان و ایران
در ١٣٥٣ ش / ١٩٧٤ قرارداد مرزی دریایی ببندند تا برای حفظ امنیت تنگه مشترکاً تلاش کنند اما عمان در ١٣٥٨ ش / ١٩٧٩ برای حفظ امنیت راههای کشتیرانی تنگة هرمز درخواست همکاریهای بین المللی کرد و نیروهای غربی ،بویژه یگانهای دریایی ایالات متحدة امریکا، را تشویق کرد تا در این تنگه حضور یابند (همان ، ص ١٨٦ـ ١٨٨). با توجه به اینکه تنگة هرمز در محدودة حاکمیت ایران و عمان است ، تلاش یگانهای رزمی کشورهای دیگر برای حفظ امنیت در آنجا، جنبه ای مداخله جویانه به خود می گیرد و ممکن
است به منبعِ ناامنی تبدیل شود، همچنانکه در جنگ عراق با ایران اینگونه تهدیدهای امنیتی و تلاشهای مداخله جویانه صورت گرفت .
از آنجا که ایران بزرگترین و نیرومندترین کشور خلیج فارس است و بیشترین گسترة جغرافیایی و مواضع حفاظتی را در این منطقه دارد، تنگة هرمز برای آن از اهمیت بسیار برخوردار است و در حقیقت دروازة ارتباطی ایران با جهان و منطقه شمرده می شود ( رجوع کنید به همان ، ص ١٣٠). برخی از کشورهای عرب خلیج فارس ، از جمله عراق و کویت و عربستان سعودی ، در پنجاه سال اخیر برای کاهش وابستگی خود به صادرات نفتی از راه تنگة هرمز، تلاش کردند تا با لوله های نفتی بخشهایی از نفت خود را از راههایی غیر از راه تنگه صادر کنند. این تلاش تا حدودی موفقیت آمیز بود ولی نتوانست از اهمیت سوق الجیشی تنگة هرمز و اهمیت نظارت ایران بر این تنگه بکاهد، بویژه آنکه بسته شدن لوله های نفتی عراق ــ که از ترکیه و سوریه و عربستان سعودی عبور می کرد ــ در دهة ١٣٦٠ش / ١٩٩٠، ثابت کرد که تنگة هرمز همچنان امنترین راه صدور نفت و گاز خلیج فارس به بازارهای جهانی است (همان ، ص ١٤٥ـ ١٤٧). ایران برای اعمال بیشترین نظارت بر تنگة هرمز، به بهره گیری از جزایر شش گانة خود در این تنگه توجه دارد و بر همة رفت و آمدهای دریایی در تنگة هرمز نظارت می کند ( رجوع کنید به همان ، ص ٣٣؛ همو، ١٣٧٥ش ، ص ٣٧). اهمیت سوق الجیشی تنگة هرمز و موقعیت ایران ، بر روابط سیاسی ایران با کشورهای صادرکنندة نفت و گاز خلیج فارس از یک سو، و با کشورهای مصرف کنندة نفت و گاز از سوی دیگر، اثر می گذارد.
ایران و عمان گسترة آبهای سرزمینی خود را در تنگة هرمز دوازده مایل دریایی (ح ٢ر٢٢ کیلومتر) اعلام کرده اند. هر دو کشور کرانه های جنوبی جزیرة ایرانیِ لارک در شمال و کرانه های شمالی جزیرة عمانی السلامه در جنوب را به عنوان خط مبنای محاسبه برای تعیین و ترسیم مرز پذیرفتند و در ٢٩ تیر ١٣٥٣/ ٢٠ ژوئیة ١٩٧٤ قرارداد مرز دریایی امضا کردند و از ٧ خرداد ١٣٥٤/ ٢٨ مه ١٩٧٥ آن را به اجرا گذاشتند (همو، ١٣٧٩ ش ، ص ١٨٦).
مرزهای تعیین شده در این قرارداد، در مدخل تنگة هرمز در خلیج فارس یک نقطة آغاز دارد که با نقطة آغاز مشترک تعیین نشده میان ایران و عمان (رأس الخیمه ) برابر است . از نقطة آغاز، این خط مرزی ٢١ نقطة گردش را پشت سر گذاشته با شکلی منحنی در دریای عمان و مدخل دریای عرب به پایان می رسد. با توجه به امکان حفر چاههای نفتی افقی (اُریبی ) در دریا، در قرارداد مرزی ایران و عمان منطقه ای ١٢٥ متری در دو سوی خطِ مرزیِ تعیین شده ، منطقة ممنوعه اعلام شد و هر دو کشور تعهد کردند که در این منطقة ممنوعه به اکتشاف و استخراج نفت نپردازند (همو، ١٩٩٩، ص ٩٤ـ٩٦).
قرارداد مرزی ایران و عمان روش مطالعة ویژه ای را در ترسیم نشان نمی دهد، جز اینکه مرز تعیین شده ، بر اساس محاسبة خط میانة تنگة هرمز نسبت به کرانه های دو جزیرة لارک و السلامه و نسبت به کرانه های دیگر جزایر دو کشور ترسیم شده است ( رجوع کنید به همو، ١٣٧٩ش ، ص ١٨٦). طول این خط مرزی ١ر٢٠٢ کیلومتر (٨ر١٢٤ مایل دریایی ) است و تعیین نقطة آغاز این مرز در خلیج فارس و نقطة پایان آن در دریای عمان ، به توافق عمان و امارات متحدة عربی بر سر مرزهای خشکی و دریایی در دو طرف خلیج فارس و دریای عمان موکول شده است (همان ، ص ١٨٦ـ١٨٧).
منابع :
(١) اسکندر منشی ؛
(٢) پیروز مجتهدزاده ، جزایر تنب و ابوموسی : رهنمونی در کاوش برای صلح و همکاری در خلیج فارس ، ترجمة حمیدرضا ملک محمدی نوری ، تهران ١٣٧٥ش ؛
(٣) همو، جغرافیای سیاسی تنگة هرمز: توسعة تدریجی نقش ایران ( دهة ١٩٧٠ و ١٩٨٠ )، ترجمة محسن صغیرا، اصفهان ١٣٧١ش ؛
(٤) همو، خلیج فارس : کشورها و مرزها ، تهران ١٣٧٩ش ؛
(٥) همو، کشورها و مرزها در منطقة ژئوپلیتیک خلیج فارس ، ترجمة حمیدرضا ملک محمدی نوری ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٦) آرنولد تالبوت ویلسون ، خلیج فارس ، ترجمة محمد سعیدی ، تهران ١٣٤٨ش ؛
Pirouz Mojtahedzadeh, Security and territoriality in the Persian Gulf , Richmond, Surrey ١٩٩٩.
/ پیروز مجتهدزاده /