دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٣٧
چاپِشْلو(٢) ، طایفهای ترك در ایران. در منابع تاریخی، نام این طایفه با ضبطهای مختلف آمده است (رجوع کنید به اسكندرمنشی، ج ١، ص ٤٢، ج ٢، ص ١٠٨٨؛
مروی، ج ١، ص ٣٥، ١٦١، ج ٢، ص ٨٢٤؛
استرآبادی، ص ١٨٨). اسكندرمنشی (ج ١، ص ١٣٨ـ١٣٩) این طایفه را از تیرههای بزرگ ایل استاجلو *دانسته است. چاپشلوها در استقرار حكومت شاهاسماعیل اول (حك: ح ٩٠٦ـ٩٣٠) سهم جدّی داشتند. ظاهراً در این زمان، چاپشلوها در آذربایجان بودند و بعدها در خراسان ساكن شدند (رجوع کنید به ادامه مقاله)؛
ازاینرو، نوشته بدون ماخذ ییت (ص ١٥٢) و چرچیل (ص ١٨٥)، كه حضور این طایفه را از سالهای نخست سده دوازدهم در خراسان دانستند كه از قرشی به ابیورد و درگز مهاجرت كردند و در آنجا ساكن شدند، خطا به نظر میرسد. صیدعلیخان درگزی، از شاعران طایفه چاپشلو، در یكی از اشعار خود به تاریخچه چهارصد ساله این طایفه اشاره كرده است (قاسمی، ص ٣٥٧).
سران و خانهای چاپشلو بیش از یك سده، در زمره بزرگان دولت صفوی (حك: ح ٩٠٦ـ ١١٣٥) بودند. اوغلان امت چاپشلو، در آغاز كار اسماعیل جوان در ٩٠٥، در ساروقیه دو ماه میزبان او بود. در ٩١١، شاهاسماعیل وی را نزد علاءالدوله ذوالقدر، حاكم ناحیه شرقی آناطولی و بخش علیای رود فرات، فرستاد تا او را به اطاعت شاهاسماعیل فراخوانَد. علاءالدوله توجهی نكرد و اوغلان امت را حبس كرد. او دو سال در زندان علاءالدوله بود و سرانجام گریخت و نزد شاهاسماعیل بازگشت. شاه نیز، برای قدردانی از اوغلان امت، روستای یزدكان، از توابع خوی، را به رسم سیورغال به او واگذار كرد ( جهانگشای خاقان ، ص ٢٤٧ـ ٢٤٨؛
نویدی، ص ٤٥؛
غفاری قزوینی، ص٢٧٠؛
سومر، ص ٢٦).
چاپشلوها در جنگ چالدران *شركت داشتند و تعدادی از آنان نیز كشته شدند ( جهانگشای خاقان، ص ٤٩٤؛
اسكندرمنشی، ج ١، ص ٤٢ـ٤٣). آنان در كشمكش قدرت میان صاحب منصبان دوره شاهطهماسب اول نیز حضور داشتند (رجوع کنید به نویدی، ص ٦٣؛
روملو، ج ٢، ص ١١٥٦).
در دوره سلطنت شاهطهماسب، برخی از سرداران چاپشلو صاحبمنصب بودند. حسینبیگ چاپشلو تا هنگام مرگش در ٩٦٨، قورچی تیروكمان شاهطهماسب بود (نویدی، ص ١١٧). یوسفبیگ چاپشلو در ٩٨١ از سوی شاهطهماسب به داروغگی تبریز منصوب شد. او میبایست به شورشی كه از ٩٧٩ در این شهر ادامه داشت، پایان میداد (اسكندرمنشی، ج ١، ص ١١٨؛
منشی قمی، ج ١، ص ٥٨٤؛
قس روملو، ج ٣، ص ١٤٨٤ـ ١٤٨٥: یوسفبیگ استاجلو). همچنین، شاهقلی سلطان چاپشلو در آخرین سالهای سلطنت شاه طهماسب، حاكم هرات بود (بدلیسی، ص ٥٣٢) و الغوث سلطان چاپشلو نیز در ٩٨٤، حكومت كلوت و شوشتر را برعهده داشت (اسكندرمنشی، ج ١، ص ١٣٩).
در دوره سلطنت محمد خدابنده (حك : ٩٨٥ـ٩٩٦)، سلمانخان استاجلو حاكم شروان شد و تعدادی از خانزادگان چاپشلو را با خود به آنجا برد (همان، ج ١، ص٢٦٠ـ٢٦١). چاپشلوها در كشمكش قدرت میان طوایف قزلباش * ، بر سر سلطنت عباسمیرزا، جانب او را داشتند. مرشد قلیخان استاجلو (رجوع کنید به سومر، ص ١٧٩، ١٩٧، كه وی را از طایفه چاپشلو دانسته است)، كه نقشی اساسی در به سلطنت رسیدن شاهعباس اول (حك : ٩٩٦ـ ١٠٣٨) داشت و وكیلالسلطنه او بود، در آغاز حكومت شاهعباس، به دستور او كشته شد (منشی قمی، ج ٢، ص ٨٥٩، ٨٨٣). پس از قتل وی، عدهای از خانهای چاپشلو، كه خویشاوندان یا بركشیدگانش بودند، به گیلان گریختند و به خان احمدخان گیلانی پناه بردند. وی به اصرار و تهدید شاهعباس آنها را تسلیم كرد (اسكندرمنشی، ج ١، ص ٣٩٩، ٤١٨؛
حسینی استرآبادی، ص ١٤٩؛
هدایت، ج ٨، ص ٢٥٧). به دستور شاه، تعدادی از سران چاپشلو به قتل رسیدند (رجوع کنید به اسكندرمنشی، ج ١، ص ٢٨١، ٤١٠، ٤٣٧، ٤٣٩ـ٤٤٠؛
افوشتهیی، ص ٣٩٣ـ ٣٩٥).
از منابع تاریخی، اطلاع چندانی در باره چاپشلوها پس از كشتار سران ایشان در نخستین سالهای حكومت شاهعباس اول و تصرف بخش وسیعی از خراسان به دست عبدالمؤمنخان ازبك و كشته شدن ابومسلمخان چاپشلو در جنگ با آنان (اسكندرمنشی، ج ١، ص ٤٤٥ـ٤٤٦) بهدست نمیآید. به نظر میرسد حضور سران چاپشلو پس از این رویدادها محدود و كمرنگ بوده است و حتی چاپشلوهای شروان تحت فرمان قزاقخان چركس، از سرداران شاه عباس، بودهاند (همان، ج ٢، ص ١٠٨٨؛
سومر، ص١٩٠؛
منجم یزدی، ص ٤٣٨، كه از اغلان علیبیگ چاوشلو، از ملازمان حاكم استرآباد، یاد كرده است). رستمالحكما (ص ١٠٥) نیز از خنجربیگ چپشلو، از پهلوانان دوره سلطان حسین (حك: ١١ـ ١١٣٥)، نام برده است.
طایفه چاپشلو از آغاز سلطنت نادرشاه افشار (حك: ١١٤٨ـ١١٦٠) به یكی از نیروهای اجتماعی مؤثر خراسان تبدیل شدند و حكومت ناحیه درگز را حدود دویست سال تا انقراض سلسله قاجاریه (حك: ١٢١٠ـ١٣٤٤)، در اختیار گرفتند (رجوع کنید به ادامه مقاله). از شكل اجتماعی زندگی چاپشلوها به هنگام ورود به درگز اطلاعی در دست نیست، اما احداث قصبه جدید محمدآباد، مركز شهرستان درگز، به دست آقامحمدخان چاپشلو،حاكی از زندگی یكجانشینی چاپشلوهاست (قاسمی، ص ٣٥٩). سران چاپشلو در آغاز كار نادر به او پیوستند. باباخان چاپشلو، از سرداران معروف نادر، در جنگ با افغانها و عثمانیها شركت داشت. او در ١١٤٤ و ١١٤٥ حاكم لرستان و در ١١٤٧ حاكم هرات بود و سرانجام در ١١٤٩، در جنگ با ازبكان در ناحیه شلوك، از توابع قرشی، كشته شد (مروی، ج ١، ص ٢٥٤ـ٢٥٦، ج ٢، ص ٥٩٧ـ٥٩٩؛
استرآبادی، ص ١٨٨ـ١٨٩).
بهبودخان چاپشلو، عموزاده باباخان، نیز از بزرگان سپاه و دولت نادر بود. او در ١١٥٦ حاكم اَتك بود و در همان سالها شورش ازبكان خوارزم و همچنین شورش محمدحسنخان قاجار، پدر آقامحمدخان قاجار، را درهم شكست. بهبودخان در ١١٥٩ سردار كل تركستان و استرآباد و دشت قبچاق شد و برای توسعه قلمرو نادرشاه، تا مرزهای چین پیش رفت و به تركستان لشكر كشید. وی پس از شنیدن خبر قتل نادرشاه به خراسان بازگشت (مروی، ج ٢، ص ٨٦٥، ج ٣، ٩٦٠ـ٩٦٤، ١٠٩٥، ١١٠١ـ١١٣٦؛
استرآبادی، ص٤٠٠، ٤١٤). او یكی از عوامل استقرار سلطنت شاهرخ افشار (حك :١١٦١ـ١٢١٠) بود و پس از او به سیدمحمد متولی ــ كه خانهای خراسان او را با عنوان شاه سلیمان دوم صفوی به سلطنت ایران برگزیده بودند ــ پیوست و از سوی او به سپهسالاری خراسان رسید (مرعشی، ص ٨٦ ـ٨٩، ١٠٨ـ١١٢، ١٢٠؛
گلستانه، ص ٤١ـ٤٧). او هرات را از تصرف تیمورخان ابدالی (منصوب از طرف احمدخان ابدالی) خارج كرد و خود به حكومت نشست. بهبودخان پس از اطلاع از بركناری سیدمحمد متولی به دست یوسفعلی خان جلایر، حاكم مشهد، احمدخان ابدالی را به هرات دعوت كرد و چون او به نزدیكی شهر رسید، با مقاومت بهبودخان ــ كه از دعوت او پشیمان گشته بود ــ مواجه شد. پس از چند ماه جنگ و محاصره، بهبودخان شهر را به احمدخان ابدالی تسلیم كرد (گلستانه، ص ٤٨ـ٤٩، ٥٥ـ ٥٨، ٦١ـ٦٤؛
مرعشی صفوی، ص ١٣٨؛
مرعشی، ص ١٠٤، ١١٩ـ١٢٠). بعدها تركمنها بهبودخان را كشتند (ییت، ص ١٥٢؛
چرچیل، ص ١٨٦).
پس از بهبودخان، پسرش آقامحمدخان، بانی روستای محمدآباد، حاكم درگز شد. حكومت لطفعلیخان (پسر آقامحمدخان چاپشلو) مقارن سلطنت آقامحمدخان (حك: ١٢٠٠ـ١٢١٢) و فتحعلی شاه قاجار (حك: ١٢١٢ـ١٢٥٠) بود (قاسمی، ص ٣٥٩). از میان پسران متعدد لطفعلیخان، بیگلرخان حاكم درگز شد. او چندی به همراه رضاقلیخان كُردِ زعفرانلو، حاكم خبوشان، بر حكومت مركزی شورید، اما سرانجام به اطاعت در آمد (خاوری شیرازی، ج ٢، ص ٦٩٣؛
سپهر، ج ١، ص ٢٧٢ـ٢٧٣، ٢٨٢، ٢٩٦). رضاقلیخان بسیار جوان بود كه حاكم درگز شد و با اغوای محمد كریم زعفرانلو، در ١٢٤٥ به جنگ با دولت مركزی پرداخت (خاوری شیرازی، ج ٢، ص ٧٥٧؛
سپهر، ج ١، ص ٤٤٢؛
هدایت، ج١٠، ص ٧٣١). در ١٢٤٩، عباسمیرزا نایبالسلطنه به خراسان آمد و خانهای مخالف خراسانی، از جمله رضاقلیخان چاپشلو را به اطاعت دولت ایران درآورد (خاوری شیرازی، ج ٢، ص ٨٤٢؛
سپهر، ج ١، ص ٥١٤). پس از رفتن عباسمیرزا از خراسان، بار دیگر رضاقلیخان شورید، اما سرانجام تسلیم شد. او سپس به مشهد رفت و حكومت درگز را به برادرش، سلیمانخان چاپشلو، واگذار كرد (سپهر، ج ١، ص ٥١٤؛
قاسمی، ص ٣٦٦). رضاقلیخان در شورش محمدحسنخان سالار * نیز شركت داشت و پس از پایان كار محمدحسنخان سالار، بیگلربیگی خراسان و سپس حاكم مرو شد و در ١٢٦٩ ضمن جنگ با تركمنها بهقتل رسید (هدایت، ج١٠، ص ٤١٣ـ٤١٥، ٤٢٠، ٤٨٤، ٥٤٢؛
قاسمی، ص ٣٦٧ـ٣٦٩).
از دوران ناصرالدینشاه اقتدار محلی حكام موروثی چاپشلو رو به افول نهاد و نفوذ دولت مركزی در عزل و نصب آنان افزایش یافت (اعتمادالسلطنه، ج ٢، ص ١٢١٩، ١٣٤٦، ١٧٥١). از ١٢٨١ تا حدود ١٣٢٥، محمدعلی منصورالملك، سرتیپ قراخان (معروف به سولهخان)، صیدعلیخان چاپشلو و پسرش مسعودخان حاكم درگز شدند. مسعودخان به مشروطهخواهان گرایش داشت و نخستین مدرسه درگز، به شیوه نوین، در ١٣٣٠ به همت او ساخته شد. مسعودخان و پدرش در ١٣٠٠ ش كشته شدند. سپس، رضاخان، پسر دیگر صیدعلیخان، به جای او نشست و نیابت حكومت را به عموزاده خود، زبردستخان، واگذاشت. پس از چندی، میان این دو اختلاف پیش آمد، زبردستخان رضاخان را كشت و حكومت درگز را اختیار گرفت (قاسمی، ص ٣٨٢ـ٣٨٣؛
میرنیا، ص ١١٦، ١٢٠ـ١٢٣). وی ظاهراً به دولت شوروی گرایش داشت و با همكاری مرسل صادقاُف، بازرگان قفقازی ساكنِ درگز، كه همانند او دوستدار بولشویكها بود، همكاری با دولت شوروی را آغاز كرد. كلنل پسیان * ، كه در نیمه اول ١٣٠٠ ش حاكم خراسان بود، آن دو را به مشهد فراخواند. زبردستخان از بیم جان، با خانواده خود و حدود یكصد تن از جنگجویان چاپشلو، به میان تركمنها رفت و از آنجا به دولت شوروی پناه برد. مرسل صادقاف به مشهد رفت و پس از انتشار خبر فرار زبردستخان به شوروی، با حضور كلنل پسیان در دادگاه نظامی به مرگ محكوم شد و اعدام گردید. پس از فرار زبردستخان، كلنل پسیان حكومت درگز را بار دیگر به محمدعلیخان منصورالملك، حاكم پیشین درگز، واگذار كرد، اما منصورالملك در تابستان ١٣٠٠ ش، به بهانه بیماری، بركنار گردید. پس از ختم قیام كلنل پسیان، دولت مركزی تاجمحمدخان، افسر كرد ژاندارم، را كه از مخالفان مشهور كلنل پسیان بود، به حكومت درگز منصوب كرد اما مردم درگز با این انتخاب مخالفت كردند و دولت ناگزیر بار دیگر منصورالملك را به حكومت درگز گماشت (میرزاصالح، ص٥٢،٥٥، ٥٧،٧١، ١٠٨، ١١٦، ١٢٣؛
اروجبیگ، ص ٢٤٦). وی آخرین حاكم موروثی درگز از طایفه چاپشلو بود (قاسمی، ص٣٨٠ـ٣٨٢).
منابع:
(١) اروجبیگبن سلطانعلیبیگ، دون ژوان ایرانی، ترجمه مسعود رجبنیا، تهران ١٣٣٨ ش؛
(٢) محمدمهدیبن محمدنصیر استرآبادی، جهانگشای نادری ، چاپ عبداللّه انوار، تهران ١٣٤١ ش؛
(٣) اسكندرمنشی؛
(٤) اعتمادالسلطنه؛
(٥) محمودبن هدایتاللّه افوشتهیی، نقاوهالا´ثار فی ذكر الاخیار: در تاریخ صفویه ، چاپ احسان اشراقی، تهران ١٣٧٣ ش؛
(٦) شرفالدینبن شمسالدین بدلیسی، شرفنامه، [قاهره ? ١٩٣١(؛
(٧) جهانگشای خاقان: تاریخ شاهاسماعیل، چاپ اللّه دتّا مضطر، اسلامآباد: مركز تحقیقات فارسی ایران و پاكستان، ١٣٦٤ ش؛
(٨) جورج پرسی چرچیل، فرهنگ رجال قاجار، ترجمه و تألیف غلامحسین میرزاصالح، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٩) حسنبن مرتضی حسینی استرآبادی، تاریخ سلطانی: از شیخصفی تا شاهصفی، چاپ احسان اشراقی، تهران ١٣٦٤ ش؛
(١٠) فضلاللّهبن عبدالنبی خاوری شیرازی، تاریخ ذوالقرنین، چاپ ناصر افشارفر، تهران ١٣٨٠ ش؛
(١١) محمدهاشم رستمالحكما، رستمالتواریخ، چاپ محمد مشیری، تهران ١٣٥٧ ش؛
(١٢) حسن روملو، احسن التواریخ، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران ١٣٨٤ ش؛
(١٣) محمدتقیبن محمد علی سپهر، ناسخ التواریخ: تاریخ قاجاریه، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٧ ش؛
(١٤) فاروق سومر، نقش تركان آناطولی در تشكیل و توسعه دولت صفوی، ترجمه احسان اشراقی و محمد تقی امامی، تهران ١٣٧١ ش؛
(١٥) احمدبن محمد غفاری قزوینی، تاریخ جهانآرا، تهران ١٣٤٣ ش؛
(١٦) ابوالفضل قاسمی، خاوران: گوهر ناشناخته ایران، مشتمل بر تاریخ و جغرافیای درگز و كلات، )تهران، بیتا.]؛
(١٧) ابوالحسنبن محمدامین گلستانه، مجملالتواریخ، چاپ مدرس رضوی، تهران ١٣٥٦ ش؛
(١٨) محمدهاشمبن محمد مرعشی، زبور آلداود: شرح ارتباط سادات مرعشی با سلاطین صفویه، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران ١٣٧٩ ش؛
(١٩) محمدخلیلبن داوود مرعشی صفوی، مجمع التواریخ، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٢٠) محمد كاظم مروی، عالمآرای نادری،چاپ محمدامین ریاحی، تهران ١٣٦٤ ش؛
(٢١) جلالالدین محمد منجم یزدی، تاریخ عباسی، یا، روزنامه ملاجلال، چاپ سیفاللّه وحیدنیا، تهران ١٣٦٦ ش؛
(٢٢) احمدبن حسین منشی قمی، خلاصه التواریخ، چاپ احسان اشراقی، تهران ١٣٥٩ـ١٣٦٣ ش؛
(٢٣) غلامحسین میرزاصالح، جنبش كلنل محمد تقیخان پسیان بنابر گزارشهای كنسولگری انگلیس در مشهد ، تهران ١٣٦٦ ش؛
(٢٤) علی میرنیا، سردارانی از ایلات و طوایف درگز در خدمت میهن، مشهد ١٣٦١ ش؛
(٢٥) زینالعابدین علی بن عبدالمؤمن نویدی، تكمله الاخبار: تاریخ صفویه از آغاز تا ٩٧٨ هجری قمری، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٢٦) رضاقلیبن محمد هادی هدایت، ملحقات تاریخ روضه الصفای ناصری، در میرخواند، ج ٨ ـ١٠؛
(٢٧) چارلز ادوارد ییت، سفرنامه خراسان و سیستان، ترجمه قدرتاللّه روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری، تهران ١٣٦٥ ش.
/ علی پورصفر قصابینژاد /