دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٣١٣
حَفْصَة الرَّكونیة (حفصه بنت الحاج الرّكونى) ، از بانوان شاعر سده ششم در منطقه غرناطه اندلس. تاریخ تولد او در منابع ذكر نشده است. به نوشته یاقوت حموى (١٤٠٠، ج ١٠، ص ٢٢٧)، او در ٥٨٦ درگذشت.
زركلى (ج ٢، ص ٢٦٤، پانویس ٢) احتمال داده كه وى منسوب به اَرْكُون، یكى از دژهاى استوار اندلس، بوده است (یاقوت حموى، ١٩٦٥، ذیل «اركون»). ابنسعید مغربى، كه خود از آن سرزمین بوده، گفته (ج ٢، ص ١٣٨) حفصه از دهكده راكونه بوده و با در نظر گرفتن تخفیف الف به صورت فتحه، نسبت ركونى صحیح است.
از ویژگیهاى ادبى سدههاى چهارم تا ششم اندلس، ظهور و نامور شدن گروهى از بانوان شاعر است، مانند ولّاده (متوفى ٤٨٤)، دختر مستكفیباللّه (امیر اموى اندلس)؛
حمدة (متوفى ٦٠٠)، دختر زیاد مؤدب؛
و حفصه ركونى (فاخورى، ص ٩٣٨؛
نیز رجوع کنید به مَقَّرى، ج ٤، ص ١٧١ـ١٧٩، ٢٠٥ـ٢١١، ٢٨٧ـ٢٨٩).
نزدیكترین مورخ به روزگار حفصه، محمدبن عبدالواحد ملّاحى (متوفى ٦١٩) بوده كه در كتاب خود، تاریخ علماء البیرة، از او نام برده و فقط دو بیت از سرودههاى او را نقل كرده است (رجوع کنید به ابنسعید مغربى، همانجا؛
مقّرى، ج ٤، ص ١٧١). ابندِحْیه (متوفى ٦٣٣؛
ص ١٠) نیز دو بیت دیگر از سرودههاى او را ضبط كرده است.
شهرت حفصه ظاهرآ به روزگار زنده بودن او، از مغرب به سرزمینهاى شرقى رسیده بوده، زیرا یاقوت حموى كه چهل سال پس از حفصه در ٦٢٦ درگذشته، به تفصیل، احوال او را شرح داده و زیبایى و نژادگى و خوش ذوقى و بدیهه سرایى او را ستوده و ابیاتى از سرودههاى وى را آورده است (رجوع کنید به ١٤٠٠، ج ١٠، ص ٢١٩ـ٢٢٧).
حفصه مورد توجه عبدالمؤمنبن على، نخستین امیر سلسله موحدون (حك : ٥٢٤ـ٥٥٨)، قرار گرفت و به فرمان او عهدهدار آموزش بانوان دربار شد و به خواست عبدالمؤمن سه بیت بالبداهه در ستایش او سرود و ضمن آن از امیر تقاضا كرد كمكى به او شود كه در تمام زندگى بینیاز باشد. امیر نیز براتى براى او نوشت و درخواستش را اجابت كرد (همان، ج ١٠، ص ٢٢٠؛
مقّرى، همانجا). درباره شیفتگى عبدالمؤمن و وزیر او (ابوجعفر) به حفصه، همه منابع كموبیش مطالبى نوشتهاند كه گویاى خلوتهاى شبانه حفصه با ابوجعفر است و گفتهاند همین موضوع موجب كشته شدن وزیر به فرمان امیر شد، حال آنكه ابوجعفر وزیر در ٥٥٩، یك سال پس از مرگ عبدالمؤمن، و ظاهرآ به فرمان عثمان، پسر عبدالمؤمن، كشته شده است (رجوع کنید به ابنسعید مغربى، همانجا؛
محمدعبداللّه عنان، عصر٣، قسم ١، ص ٣٨٥).
مجموع اشعارى كه از حفصه در كتابها ثبت شده، كمتر از پنجاه بیت است و در هیچ منبعى به دیوانى از او اشاره نشده است. ابنخطیب، كه حدود دویست سال پس از مرگ حفصه شرححال او را نوشته، فقط پانزده بیت از اشعار او را ثبت كرده است (رجوع کنید به ج ١، ص ٤٩١ـ٤٩٤).
مقّرى، مؤلف نفحالطیب، كه در سده یازدهم كتاب خود را نوشته و بیشتر از دیگران به شرححال حفصه پرداخته، ٤٤ بیت از سرودههاى او را نقل كرده است (رجوع کنید به ج ٤، ص ١٧١ـ١٧٩). در اشعار او، صور خیال و صناعات ادبى كم و بیش به صورتى لطیف جلوهگر است (براى نمونه رجوع کنید به یاقوت حموى، ١٤٠٠، ج ١٠، ص ٢٢٣ـ٢٢٤، ٢٢٧؛
ابندحیه، همانجا؛
ابنخطیب، ج ١، ص ٤٩٢). او از مضامین شعرى ولّاده استفاده كرده است.
با اینهمه، نامورى او تا آنجاست كه بروكلمان در تاریخ ادبیات خود (>ذیل <، ج ١، ص ٤٨٢) و در بخش شاعران اندلس، از میان زنان شاعر، فقط از او نام برده و چند سطرى درباره او نوشته است.
منابع :
(١) ابنخطیب، الاحاطة فى اخبار غرناطة، چاپ محمد عبداللّه عنان، قاهره ١٣٩٣ـ ١٣٩٧/ ١٩٧٣ـ١٩٧٧؛
(٢) ابندِحْیه، المطرب من اشعار اهل المغرب، چاپ ابراهیم ابیارى، حامد عبدالمجید، و احمد احمد بدوى، (قاهره) ١٩٩٣؛
(٣) ابنسعید مغربى، المُغرِب فى حُلَى المَغرب، چاپ شوقى ضیف، قاهره (١٩٧٨ـ ١٩٨٠)؛
(٤) خیرالدین زركلى، الاعلام، بیروت ١٩٩٩؛
(٥) حنا فاخورى، الجامع فى تاریخ الادب العربى: الادب القدیم، بیروت ١٩٨٦؛
(٦) محمد عبداللّه عنان، دولة الاسلام فى الاندلس، قاهره ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٧) احمدبن محمد مَقَّرى، نفحالطیب، چاپ احسان عباس، بیروت ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(٨) یاقوت حموى، كتاب معجمالبلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٩) همو، معجمالادباء، بیروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١٠) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband, ١٩٣٧-١٩٤٢.
/ محمود مهدوى دامغانى/