دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٥٤
جوان ، میرزاكاظمعلی، از نخستین نثرنویسان اردو زبان در اواخر سده دوازدهم و اوایل سده سیزدهم در شبه قاره. جوان، تخلص اوست. از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست. میدانیم كه اهلِ دهلی بود (سكسینه، ص ١١) و ظاهراً با بروز مشكلاتی كه بر اثر حمله احمدشاه ابدالی (١١٧٤) در دهلی به وجود آمده بود، به لكهنو مهاجرت كرد ( رجوع کنید به منگلوری، ص ٨١). به نوشته علی ابراهیمخان در تذكره گلزار ابراهیم (ص ٩٣)، جوان در ١١٩٦ در لكهنو از او در شعرگویی راهنماییهایی گرفت. جوان در همانجا به دربار میرزا سیف علی (متخلص به شگفته، پسر نواب شجاعالدوله، كه در موسیقی، شعر، نقاشی و طراحی مهارت داشت) راه یافت (سكسینه؛ منگلوری، همانجاها؛ ناصر، ج ٢، ص ٤٠٩، ٥٠٢). از تذكرههای مصحفی همدانی (ص٧١)، كریمالدین (ص٩، ٢٦)، محمدحسین خان شاهجهانپوری (ص ٦٥) و سعادت خان ناصر (ج ٢، ص ٥٠٢) چنین برمیآید كه جوان در لكهنو شاعر شناخته شدهای بود و به همین دلیل، سرهنگ اسكات ، حاكم اعلای لكهنو، در ٢٢ جمادی الا´خره ١٢١٥ او را با چند شاعر دیگر (از جمله میرامن، بهادرعلی حسینی، شیرعلی افسوس، مظهرعلی ولا، نِهال چَند لاهوری، و لَلُوجیلال) به عنوان عضو هیئت علمی، مترجمی هندی و اردو و دستیاری دكترجان گیلكریست (استادِ زبان هندی و اردو)، در دانشكده فورت ویلیامِ كلكته انتخاب نمود (صدیقی، ص٤٣، ١٥٩ـ١٦٠، ١٩٨؛ منگلوری، همانجا؛ جنیدی، ص ١٩٥ـ١٩٦). وی در ١٢٣٢/١٨١٧ زنده بوده، چون در همین سال در مجالس شعرخوانی دانشكده فورت ویلیام شركت میكرده است (رجوع کنید به جنیدی، ص ١٩٥). او با دو فرزندش، میرزا قاسم علی متخلص به ممتاز و میرزاهاشمعلی متخلص به عیان،در كلكته محیطی ادبی به وجود آورده بود و اغلب در آنجا مجالس شعرخوانی برگزار مینمود (سكسینه، همانجا؛ د. اردو، ذیل مادّه). ولی در تاریخ ادب اردو بیشتر به نثرنویس معروف شده است ( د. اردو، همانجا).
جوان به زبانهای عربی، فارسی، سنسكریت، بَرجْ بهاشا (زبان هندی كه در نقاطی از منطقه بَرج، مانند مَتْهْرا، گُوكُل، وْرینداوَن و آگره، رواج داشت)، هندی و اردو مهارت فراوان داشت. نثر او بهترین نمونه نثر ساده و مرسل است و گاه از واژگان هندی نیز استفاده نموده است (منگلوری، ص ٨١ ـ٨٢؛ د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه).
آثار او عبارتاند از: ١) شَكُنْتَلا، نخستین نمایشنامه جوان به زبان اردو، كه داستانِ سنسكریت كالیداس است. این داستان را نواز كَبِیشِر، شاعر و مؤلف برج بهاشا، در زمان فرخ سیر(حك: ١١٢٤ـ١١٣١)، به شیوه مهابهارت به زبان برج بهاشا ترجمه كرد و همان ترجمه را جوان در ١٢١٦/١٨٠١، به درخواست جان گیلكریست، به اردو برگرداند (صدیقی، ص٢٢٣ـ٢٢٤؛ منگلوری؛ سكسینه، همانجاها). این كتاب، در ١٢١٧/١٨٠٢، با حروف ناگری (رسمالخط سنسكریت كه به دِوَناگری * مشهور است) و در ١٢١٩/١٨٠٤ به خط لاتین در كلكته به چاپ رسید. سپس در ١٢٤١/١٨٢٦ در لندن، در ١٢٦٤/ ١٨٤٨ در بمبئی و در ١٢٧٩/ ١٨٦٢ و ١٢٩٢/١٨٧٥ در لكهنو چاپ شد (صدیقی، ص ٤٤، ١٧٣؛ د. اسلام، همانجا). در ١٣٤٢ ش / ١٩٦٣ نیز در مؤسسه انتشاراتی مجلس ترقی ادب لاهور با مقدمه اسلم قریشی و در ١٣٤٣ ش /١٩٦٤ به كوشش عبادت بریلوی با كمك نسخههای متعدد موزه بریتانیا به چاپ رسید (منگلوری، ص ٨٢).
٢) باره ماسا یا دستور هند. باره ماسا یكی از اصناف شعری هندی است. باره به معنای دوازده و مانس/ ماس به معنای ماه است و باره ماسا یعنی داستانی مشتمل بر وقایع دوازده ماه كه در قالب مثنوی سروده میشود. درونمایه بارهماسا مبتنی بر ماههای تقویم هندوست و جشنها و اعیادی كه مسلمانان و هندوان در این ماهها برگزار میكنند در آن به طور مفصّل بیان گردیده است. صوفیان شبه قاره نیز در این صنف شعر میسرودند. جوان این مثنوی را در ١٢١٧ به پایان رساند و در ١٢٢٨/ ١٨١٣ در كلكته به چاپ رسید(جنیدی، ص ١٩٦؛ صدیقی، ص ٢٢٥؛ منگلوری، همانجا؛ قادری، ص ١٢٢؛ د. اسلام، همانجا).
٣) ترجمه سنگهاسن بتیسی. مجموعه حكایات راجع به راجای اُجَّین به زبان سنسكریت، كه شاعر دربارِ شاهجهان (حك: ١٠٣٧ـ ١٠٦٨)، رای سُنْدَر، آن را به برج بهاشا برگردانده بود (منگلوری؛ د. اردو، همانجاها) و جوان همان را در ١٢١٥ به زبان اردو ترجمه كرد (قس د. اسلام، همانجا، كه میگوید مترجم اصلی این اثر منشی للوجی لال بود). این كتاب در ٢٦ شعبان ١٢١٥/ ١٢ ژانویه ١٨٠١ در كلكته به چاپ رسید (صدیقی، ص ١٤٣ـ ١٤٥؛ منگلوری، همانجا).
٤) ترجمه تاریخ فرشته . در ١٢٢٤، جوان قسمتهایی از تاریخ فرشته را كه در باره بهمنیانِ دكن *است، به زبان اردو برگرداند. این ترجمه به چاپ نرسیده است (منگلوری، همانجا).
٥) گزیده دیوان سودا. جوان با همكاری شیرعلی افسوس و محمداسلم، گزیدهای از دیوان محمد رفیع سودا را تصحیح كردند كه در ١٢٢٥/١٨١٠ در كلكته منتشر شد (جالبی، ج ٢، ص ٦٧٠؛ شمسالدین صدیقی، ص ٣٤٤).
٦) گزیده كلیات میر ، كه در تهیه آن مولوی منشی غلام قادر، محمداسلم و میرزاجان طپش با جوان همكاری كردند و در ١٢٢٦/١٨١١ به چاپ رسید ( د. اردو، همانجا).
٧) ترجمه قرآن مجید به اردو. در ١٢١٧/ ١٨٠٢، در دانشكده فورت ویلیام كلكته كار ترجمه قرآن مجید به اردو،تحت سرپرستی جان گیلكریست،به مولوی امانتاللّه، میربهادر علی حسینی، مولوی فضلاللّه و كاظمعلی جوان سپرده شد. این ترجمه در ١٢١٩ به پایان رسید (صدیقی، ص ٣١٠). نسخه خطی آن در موزه سالار جنگ حیدرآباد هند نگهداری میشود (همان، ص ١٨٠). چند بخش آن، از سورهالفیل تا سورهالناس، در كلكته به چاپ رسیده است ( د. اردو، همانجا). اثری از منظومههای میرزاكاظم علی جوان به دست نیامده است. نمونههای اشعار فارسی و اردوی جوان در تذكره گلزار ابراهیم (ابراهیمخان، همانجا)، تذكره ریاضالفردوس (شاهجهان پوری، همانجا) و تذكره خوش معركه زیبا (ناصر، ج ٢، ص ٥٠٢) نقل شده است.
منابع:
(١) علیابراهیمخان، تذكره گلزار ابراهیم، علیگره ١٩٣٤؛
(٢) اردو دائره معارف اسلامیه، لاهور١٣٨٤ـ١٤١٠/ ١٩٦٤ـ١٩٨٩، ذیل «جوان» (از بزمیانصاری، با اضافاتی از د. اردو)؛
(٣) جمیل جالبی، تاریخ ادب اردو، لاهور، ج ٢، ١٩٨٧؛
(٤) عظیمالحق جنیدی، اردو ادبكی مختصر تاریخ، لاهور ١٩٨٩؛
(٥) رام بابو سكسینه، تاریخ ادب اردو، ترجمه محمد عسكری، لاهور[بیتا.(؛
(٦) محمدحسین شاهجهان پوری، تذكره ریاض الفردوس، ترتیب مرتضی حسین فاضل، لاهور )? ١٩٦٨ ]؛
(٧) محمد شمسالدین صدیقی، «تصانیف سوداكی تدوین و اشاعت»، مجله اورینتل كالج میگزین، ج٥٠ (١٩٧٤)؛
(٨) محمدعتیق صدیقی، گِلكِرست اور اُس كاعهد، علیگره ١٩٦٠؛
(٩) حامد حسن قادری، داستان تاریخ اردو، آگره ١٩٤١؛
(١٠) كریمالدین، تذكره طبقات الشعرای هند، دهلی ١٨٤٨؛
(١١) غلامبن ولی محمد مصحفی همدانی، ریاضالفصحا: تذكره هندیگویان، چاپ مولوی عبدالحق، چاپ سنگی اورنگآباد دكن ١٩٣٤؛
١٢- ممتاز منگلوری،«فورت ولیم كالج كی مصنفین»، در تاریخ ادبیات مسلمانان پاكستان و هند،ج ٨ ، لاهور: پنجاب یونیورسنی، ١٩٧١؛
(١٣) سعادتخان ناصر، تذكره خوش معركه زیبا، چاپ مشفق خواجه، لاهور ١٩٧٢؛
(١٤) EI ٢ , s.v. "Djawan" (by A.S.Bazmee Ansari).
/ شكیل اسلمبیگ /