دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٨
بَحیرا ، راهبی از اهل کتاب که بر اساس روایتی مشهور، حضرت محمد صلّی اللّه علیه وآله وسلّم را در نوجوانی دید و نبوت وی را پیشگویی کرد. دربارة هویت و سرگذشت او و همچنین در جزئیات این روایت ، و بندرت در اصل وقوع آن ، اختلاف نظرهایی وجود دارد.
نامش را بَحیری یا بَحیرا (ابن اسحاق ، ص ٧٣؛ ابن هشام ، ج ١، ص ١٩١؛ ذهبی ، ص ٦٠)، سَرْجِس (مسعودی ، ج ١، ص ٨٣) از قبیلة عبدالقیس (ابن هشام ، همانجا؛ ابن کثیر، ج ١، ص ٢٥٠)، بُحیری یا بُحیرا (ابن سعد، ترجمة فارسی ، ج ١، ص ١١٦؛ و اکثر منابع متأخر، همچون حسن ابراهیم حسن ، ج ١، ص ٧٥) ضبط کرده اند که صورت اخیر کاملاً متأخر و احتمالاً برای آن است که به واژه ای غیر عربی ، وزن آشنا و معمول در عربی داده شود (نولدکه ، ص ٧٠٤). اما برخی نیز چون طبری (سلسله اول ، ص ١١٢٥) و ترمذی (ج ٥، ص ٥٩٠ـ٥٩١) نام او را ذکر نکرده اند. واژة بحْیرا از آرامی بخیره به معنی برگزیده است (نولدکه ، ص ٧٠٥). با توجه به این معنی ، شاید بحیرا صفت سرجیوس راهب بوده که بعدها جانشین نام خاص وی در منابع اسلامی شده است . او را حِبْری یعنی دانشمندی یهود از شهر تیماء (در اطراف شام ؛
ابن هشام ، همانجا)، راهبی نصرانی (ابن اسحاق ، همانجا)، سریانی (نولدکه ، ص ٧٠٥) یا نسطوری پیرو آریوس (رشید رضا، ص ٧٢) دانسته اند که در علم هیئت و نجوم دست داشت و منکر الوهیت مسیح و تثلیث و قائل به وحدانیت خداوند بود (بستانی ، ذیل «بحیرا»). به این سبب ، از کلیسای برّیة الشام و سپس طور سینا طرد شد و ناگزیر در دیری در بُصری اقامت گزید (ابن هشام ، ج ١، ص ١٩١؛
سامی ، ذیل «بحیرا»)، در همین مکان ، با پیامبر دیدار کرد (بلعمی ، ج ١، ص ٢٠، محل این دیدار را دروازة نصیبین ذکر کرده است ). در مقام پارسایی او روایت است که هاتف غیبی ، بحیرا، رئاب الشّنّی از عبدالقیس و نفر سومِ مُنْتَظَر (حضرت محمدصلّی اللّه علیه وآله وسلّم ) را بهترین کسان اعلام کرده است (ابن قتیبه ، ص ٢٩). جاحظ او را مصداق مسیحیانی دانسته است که در قرآن (مائده : ٨٢) از آنان به نیکی یاد می شود (ص ٢٥٩). این مسئله ، علاوه بر بیان مرتبت او، نشان می دهد که جاحظ هویت تاریخی وی را مسلَّم می دانسته است . سامی (همانجا) به اشتباه بحیرا را معلم سلمان فارسی دانسته که شاید از سخن جاحظ ، آنجا که وی را همانند معلمان مسیحی سلمان در زمرة مسیحیان مورد تأیید قرآن آورده است (ص ٢٥٩) منشأ گرفته باشد. به گفتة ابن حجر عسقلانی (١٣٩٠، ج ٣، ص ٣٩) بحیرا بعثت را درک نکرده است .
سلسلة روایت دیدار بحیرا با پیامبر خبر واحد است ، چرا که همگی به قُراد ابونوح می رسد که وی نیز با واسطه از ابوموسی اشعری روایت کرده است (ابن کثیر، ج ١، ص ٢٤٦ـ٢٤٧؛
بیهقی ، ج ١، ص ١٩٥ـ١٩٦؛
سیوطی ، ج ١، ص ٨٣). براساس این روایت ، کاروانی از قریش به قصد تجارت به سوی شام حرکت کرد که ابوطالب به اصرار پیامبر، که در آن هنگام نُه (بلعمی ، ج ١، ص ٢٠ـ٢١؛
یعقوبی ، ج ١، ص ٣٦٩) یا دوازده ساله بود (ابن سعد، ترجمة فارسی ، ج ١، ص ١١٦)، او را نیز با خود برد. کاروان ، در بُصرای شام ، نزدیک صومعه ای ، توقف کرد. نخستین اختلاف در گزارش این رویداد در اینجاست که برخی بحیرا را، منتظر فرستادة موعود و پرسشگر از کاروانهای پیشین (خرگوشی ، ص ٤٦)، و بعضی منتظری گوشه نشین معرفی کرده اند که تا آن زمان از صومعة خود بیرون نمی آمد و با کسی سخن نمی گفت (ابن هشام ، ج ١، ص ١٩١ـ١٩٢؛
ابن اسحاق ، ص ٧٣). بحیرا با دیدن برخی نشانه های غیرطبیعی چون تعظیم وصلای سنگها بر پیامبر، ابری که همواره بر سر پیامبر حرکت می کرده و بر وی سایه می افکنده ، و درختی که به مجرد نشستن پیامبر در پناه آن ، شاخه های خود را به سوی او می گشوده است (ابن هشام ، ج ١، ص ١٩٢؛
ترجمه فارسی ، ج ١، ص ١٥٩؛
خرگوشی ، ص ٤٥)، حضرت را در میان کاروانیان می شناسد و آنان را به طعام دعوت می کند تا با کودک مورد نظرش ، بیشتر سخن بگوید. اما کاروانیان پیامبر را به سبب خردسالی در کنار بنة کاروان به مراقبت می گمارند و بحیرا با پی بردن به این نکته خواستار گفتگو با کودک می شود (همانجایها). روایت نادری نیز، زمان این گفتگو را صبح فردای رسیدن کاروان به بصری می داند. براساس این روایت ، گفتگوی میان پیامبر اکرم و بحیرا هنگامی صورت گرفت که کاروانیان خفته بودند (بلعمی ، ج ١، ص ٢٠ـ٢١). جزئیات و تفصیل آن در روایات یکسان نیست . برخی آن را گفت و شنودی کوتاه گزارش کرده اند که بحیرا طی آن تنها نبوت پیامبر را باگفتن این عبارت که «او سرور جهانیان است » (ذهبی ، ص ٥٥) پیشگویی کرده است (ابن سعد، ج ١، ص ١٢٠ به نقل از ابی مِجْلَز)، و بعضی بتفصیل بیشتر پرداخته اند، از جمله آنکه بحیرا از خوابهای پیامبر می پرسد، او را به لات و عزی سوگند می دهد که پیامبر از آنها تبرّی می جوید (ابن هشام ، ج ١، ص ١٩٣؛
ابن اسحاق ، ص ٧٥؛
ابن کثیر، ج ١، ص ٢٤٥)، و مهرنبوت را میان دو کتف حضرت می بیند و در پایان این دیدار، ابوطالب را از آیندة کودک آگاه و سفارش می کند که از یهود (ابن کثیر، همانجا؛
ابن سعد، ج ١، ص ١٢٠) و نصاری یا رومیان (طبری ، سلسله اول ، ص ١١٢٦) یا هر دو (بلعمی ، ج ١، ص ٢١) یا چنانکه مسعودی گفته است از اهل کتاب (ج ١، ص ٨٣) با تأکید بر یهود (ج ٣، ص ٢٦) حفظ کند. در برخی منابع ، از تلاش بحیرا برای منصرف کردن سه تن یهودی به نامهای زبیر (ابن اسحاق ، ص ٧٥) یا زریر (ابن هشام ، ج ١، ص ١٩٤) یا زعبیر (بیهقی ، ج ١، ص ١٩٨) و ثمام (همانجا) یا تمّام (ابن کثیر، ج ١، ص ٢٤٥) و دریس (ابن اسحاق ، همانجا) از کشتن پیامبر اکرم سخن رفته است .
در ادامة روایت نیز دو گزارش هست : انصراف ابوطالب از سفر و بازگشت وی به مکه (بلعمی ، ج ١، ص ٢١)؛
ادامة سفر او به شام و فرستادن رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم با ابوبکر و بلال به مکه که بحیرا کلوچه و زیتون همراه ایشان می کند (طبری ، سلسلة اول ، ص ١١٢٦(
به هرحال ، دربارة روایت دیدار پیامبر با بحیرا، بخصوص روایت اخیر، تردیدهایی وجود دارد. برخی با تطبیق تاریخ واقعه و سن ابوبکر وبلال که هر دو از پیامبر کوچکتر بودند و نمی توانستند محافظت او را به عهده بگیرند، این بخش را از افزوده های بعدی و گواهی بر ساختگی بودن تمام روایت دانسته اند (معروف حسنی ، ص ٥٣ ـ٥٤). بعضی نیز احتمال داده اند که این گزارش بعدها به منظور اثبات نزدیکی ابوبکر به پیامبر و تفضیل وی بر دیگر صحابه ساخته و ملحق شده باشد (عاملی ، ج ١، جزء١، ص ٩٣). چنانکه ابوسعید خرگوشی نیز که ملاقات ابوبکر و بحیرا را در گونة دیگر این روایت نقل می کند (
رجوع کنید به سطور بعد)، آن را گواهی بر حقانیت خلافت ابوبکر حتی پیش از بعثت دانسته است (ص ٤٩٠( دیدار بحیرا و پیامبر، در منابع چندی ، در سفر آن حضرت با ابوبکر به شام که در جوانی آن دو صورت گرفته ذکر شده است که در آن ، وقایعی شبیه به رخدادهای روایت نخستین واقع می شود. بحیرا آسودن پیامبر را در زیردرختی که تنها حضرت عیسی علیه السّلام پیشتر در زیر آن آرمیده بود، می بیند و او را می شناسد و نبوتش را پیشگویی می کند. به هر حال ، این روایت که ابن منده نقل کرده ، با سند ضعیفی ، به ابن عباس منتهی می شود و اگر وقوع این سفر صحیح باشد، باید آن را دومین سفر پیامبر محسوب داشت (سیوطی ، ج ١، ص ٨٦ ؛
ابن اثیر، ج ١، ص ١٩٩(
این دیدار بویژه در آثار جدلی مسیحیت از جمله > وقایعنامه < تئوفانس قسطنطنیه ای (نولدکه ، ص ٦٩٩) دستمایة دشمنانی بوده است که با شک در رسالت پیامبر، آموزه های اسلام را مجموعه ای از اخبار و روایات و عقایدی قلمداد کرده اند که وی در سفرهای پیاپی از اخبار یهود و راهبان مسیحی شنیده است (معروف حسنی ، ص ٥٣ ـ٥٥؛
رشید رضا، ص ٧٢ که بویژه جز نفس ملاقات پیامبر و بحیرا دیگر نکات را اضافات بعدی و کاملاً مشکوک دانسته است ). این مسئله و همچنین منتهی شدن همة روایات به ابوموسی اشعری ، که با تأخیری هفت ساله به اسلام گروید؛
و نیز این واقعیت که هیچیک از صحابه به جز او به چنین رویدادی اشاره نکرده اند، اعتبار این روایت را مخدوش کرده است (عاملی ، ج ١، جزء ١، ص ٩٢ـ٩٣). این نکته نیز که در قرآن به هیچیک از سفرهای پیامبر پیش از بعثت اشاره ای قطعی نشده است ، از نکات مورد تأکیدِ تردید کنندگان است ، گرچه نکتة اخیر قابل پاسخگویی است ، زیرا بسیاری از رویدادهای زندگی پیامبر که مورد توافق و نقل اجماع است ، چنین وضعی داشته است .
داده های محدود و پراکنده و غیر مستند دربارة هویت و زندگانی بحیرا موجب تردید شده است تا آنجا که او را شخصیتی افسانه ای و شبحی مشکوک و دست نیافتنی به شمار آورده اند (ماسینیون ، ص ١٠(
با اینهمه ، تعبیر «حَسَنٌ غریب » ترمذی دربارة این حدیث قابل تأمل است (ج ٥، ص ٥٩٠ـ٥٩١). ازینرو بیشتر سیره نویسان از قدیم (علاوه بر موارد مذکور در متن می توان از حاکم ، ابونعیم ، خرائطی ، ابن عساکر وابن ابی شیبة نام برد، سهیلی ، ج ٢، ص ٢٢٤) و مورخان تاریخ اسلام و زندگانی پیامبر در دوران معاصر همچون حسن ابراهیم حسن (همانجا) و زریاب خویی (ص ٩١ـ٩٢)، وقوع ماجرا را به اجمال پذیرفته اند وشهرت آن نزد «اهل مغازی » احتمال وقوع آن را افزایش می دهد (سیوطی ، ج ١، ص ٨٤(
نام بحیرا در سفر تجاری پیامبر به شام ، در ١٦ ذیحجة سال بیست و پنجم عام الفیل همراه مَیْسَرَه ، غلام خدیجه علیهاالسلام به میان آمده است . در خلال این دیدار بحیرا نه تنها پیامبری حضرت را با جزئیاتی مشابه ، بلکه خلافت ابوبکر را نیز پیشگویی می کند (خرگوشی ، ص ٤٩٠). با وجود تشابه درمحتوای گفتگو و محل واقعه ، ابن سعد (ج ١، ص ١٣٠) و سیوطی (ج ١، ص ٩١) نام راهب را نسطور ذکر می کنند. طبری (سلسله اول ، ص ١١٢٨) با اشاره به این سفر باز نام راهب را ذکر نمی کند. در روایت محمدبن عبدالله بن عمر از این سفر، نام و نقش بحیرا و دیدار او و پیامبر بتمامی غایب است (ص ٣٤(
از بحیرا بار دیگر در زمرة هشت تن اهل شام که با جعفر از حبشه بازگشتند، نام برده می شود. اگر چنین کسی واقعاً وجود داشته باشد، بی تردید غیر از بحیرای راهب بوده است و ابن حجر عسقلانی (١٣٢٨، ج ١، ص ١٧، ١٣٩) و ابن اثیر (ج ١، ص ١٩٩ـ٢٠٠) به این نکته تصریح دارند.
آنچه دربارة بحیرا در متون روم شرقی آمده این است که پس از نزول وحی ، حضرت خدیجه علیهاالسلام چون هیجان زاید الوصف پیامبر را دید، برای استفسار از سبب رویداد نزد این راهب رفت و او با مطمئن ساختن وی از اینکه بر پیامبر وحی نازل شده است ، او را آرام کرد (تئوفانس ، > وقایعنامه < ، به نقل نولدکه ، ص ٦٩٩). روایات دربارة بحیرا در مکاشفات بحیرا که در شکل فعلی ، اشوعیب نامی در قرنهای ٥ و ٦/ ١١ و ١٢ آن را تدوین کرده ، بتفصیل آمده است که طی آن از ملاقات سرجیوس بحیرا در کوه سینا با پیامبر و گفتگوهای او با محمد جوان در یثرب صحبت و ادعا می شود که به انتقال افکار و آموزشهای او به پیامبر منجر، و سبب آن شده است که او اعراب را از وجود خدای یکتا آگاه کند. در این اثر تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر انکار شود ( د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل واژه ). در دورة جنگهای صلیبی ، متون مربوط به بحیرا به لاتین ترجمه شد اما حتی پیش از این تاریخ نیز، سرودن اشعار و نوشتن متونی در مخالفت با پیامبر و اسلام سابقه داشت . هدف اصلی اینگونه مطالب آن است که برخلاف قرآن و دیدگاه مسلمانان ، داناییهای پیامبر را بر آموزشهای مردِ خردمندی منتسب نمایند (برای بحثهای بعدی خاورشناسان رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل واژه ).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة ، چاپ محمد ابراهیم بنا و محمد احمد عاشور، قاهره ١٩٧٠ـ١٩٧٣؛
(٣) ابن اسحاق ، کتاب السیر و المغازی ، چاپ سهیل زکار، قم ١٣٦٨ ش ؛
(٤) ابن حجر عسقلانی ، کتاب الاصابة فی تمییز الصحابة ، مصر ١٣٢٨؛
(٥) همو، لسان المیزان ، بیروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٦) ابن سعد، الطبقات الکبری ، چاپ احسان عباس ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧) همان ، ترجمة محمود مهدوی دامغانی ، تهران ١٣٦٥ـ ١٣٦٩ ش ؛
(٨) ابن قتیبه ، کتاب المعارف ، چاپ فردیناند ووستنفلد، گوتینگن ١٨٥٠، ابن کثیر، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی عبدالواحد، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٩) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری و عبدالحفیظ شلبی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٠) همان ، ترجمة فارسی ، سیرت رسول اللّه ، ترجمه و انشای رفیع الدّین اسحاق بن محمّد همدانی ، چاپ اصغر مهدوی ، تهران ١٣٦١ ش ؛
بطرس بستانی ، کتاب
(١١) دائرة المعارف ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٢) محمدبن محمد بلعمی ، تاریخنامة طبری ، چاپ محمد روشن ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٣) احمدبن حسین بیهقی ، دلائل النبوّة ، ترجمة محمود مهدوی دامغانی ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٤) محمدبن عیسی ترمذی ، الجامع الصحیح ، ج ٥، چاپ ابراهیم عطوه عوض ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٥) عمروبن بحر جاحظ ، رسائل الجاحظ ، الرسائل الکلامیّة ، چاپ علی ابوملحم ، بیروت ١٩٨٧؛
(١٦) حسن ابراهیم حسن ، تاریخ الاسلام ، بیروت ١٩٦٤ـ١٩٦٧؛
(١٧) هاشم معروف حسنی ، سیرة المصطفی ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٨) عبدالملک بن محمد خرگوشی ، شرف النبی (ص ) ، ترجمة نجم الدین محمود راوندی ، چاپ محمد روشن ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٩) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام ، السیرة النبویة ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٢٠) محمد رشید رضا، الوحی المحمّدی ، قاهره ١٣٨٠/١٩٦٠؛
(٢١) عباس زریاب خویی ، سیرة رسول اللّه ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢٢) شمس الدین سامی ، قاموس الاعلام ، چاپ مهران ، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/١٨٨٩ـ ١٨٩٨؛
(٢٣) عبدالرحمان بن عبدالله سهیلی ، الروض الاُنُف ، چاپ عبدالرحمن وکیل ، قاهره ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٢٤) عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی ، الخصائص الکبری ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٥) جعفر مرتضی عاملی ، الصحیح من سیرة النبی الاعظم صلی اللّه علیه وآله وسلّم ، قم ١٤٠٣؛
(٢٦) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٧٩ـ١٨٩٦؛
(٢٧) چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٢٨) محمّدبن عبداللّه بن عمر، خلاصة سیرت رسول اللّه (ص ) ، چاپ اصغر مهدوی و مهدی قمی نژاد، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٢٩) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، چاپ شارل پلا، بیروت ١٩٦٥ـ١٩٧٩؛
(٣٠) احمدبن اسحاق یعقوبی ، تاریخ یعقوبی ، ترجمة محمدابراهیم آیتی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٣١) EI ١ , s.v. ûBah ¦ â ¤ ra ¦ ý (by A.J. Wensinck);
(٣٢) EI ٢ , s.v. ûBah ¦ â ¤ ra ¦ ý (by A. Abel);
(٣٣) Louis Massignon, Salma ª n Pa ª k , Tours ١٩٣٤;
(٣٤) T. Nخldeke, ûHatte Muh ¤ ammad christliche Lehrer?ý ZDMG , XII (١٨٥٨).
/ افسانه منفرد /