دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٨٣٧
البَّر ، از نامهای خدا. در قرآن در شمار اوصاف خدا از زبان بهشتیان (انّه هوالبرّ الرحیم ؛ طور: ٢٨) به کار رفته است .
در بیشتر منابع در شمار نود و نه اسم خداوند آمده است (ابن بابویه ، ص ١٩٥؛
ترمذی ، ج ٥، ص ٥٣١) و آن را به معنای اسم فاعل و مترادف «بارّ» دانسته اند (ابن فارس ، ج ١، ص ١٧٨؛
فراهیدی ، ذیل «برر»؛
طریحی ، ذیل «برر»؛
راغب اصفهانی ، ص ٤١). هر چند به گفتة ابن اثیر (ج ١، ص ١١٦) بارّ در احادیث در شمار نامهای خداوند نیامده است ، ولی در روایت ابن ماجه این کلمه به جای برّ دیده می شود (ج ٢، ص ١٢٧٠، ش ٣٨٦١). در احادیث شیعه هر دو نام آمده است (رجوع کنید به المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحارالانوار ، ذیل «برر» که برّ چهارده بار و بارّ هجده بار آمده است ).
در تفاسیر و منابع لغت ، چهار معنای اصلی برای این واژة قرآنی ذکر شده که برخی از آنها نزدیک به یکدیگرند: لطیف ، محسن صادق و بسیار نیکوکار. بعلاوه ، برخی معانی فرعی و استنباطی نیز برای آن بیان شده است که به یکی از معانی یادشده بر می گردد.
ابن عبّاس معنای «بَرّ» را «لطیف » دانسته (ابوالفتوح رازی ، ج ١٠، ص ٣١٩) و بخاری (ج ٩، ص ٢١٢)، ابن زید (به نقل طبری ، ج ٢٧، ص ١٨)، ابن ملقّن (ص ٤١٢) و طبرسی (ج ٩، ص ٢٥٢) آن را پذیرفته اند و شیخ طوسی (ج ٩، ص ٤١١) مراد از آن را به لطفی تعبیر کرده که منفعتی شایان توجّه و شأنی بزرگ داشته باشد، و اطلاق واژة «بُرّ» بر گندم ، «بِرّ» بر نیکوکاری و «بَّر» بر بیابان را به سبب همین ویژگی در آنها دانسته است (نیز رجوع کنید به ازهری ، ذیل «برّ»).
واژه شناسانی چون ابن دُرید (ج ١، ص ٦٧)، جوهری (ذیل «برر»)، ابن اثیر (ج ١، ص ١١٦)، ابن منظور (ذیل «برر»)، طُریحی (ذیل «برر») و مفسّرانی مانند ابو سلیمان خطّابی (به نقل بیهقی ، ص ٩٢)، علم الهدی (ص ٥٩٧: لان البرّ هوالاحسان )، زمخشری (ج ٤، ص ٤١٢)، ابوالفتوح رازی (ج ١٠، ص ٣١٩)، بیضاوی (ج ٢، ص ٢٩٠) و فتح اللّه کاشانی (ج ٩، ص ٦١) بَرّ را به معنای «مُحسن » (نیکوکار) دانسته اند. فخر رازی (ص ٣٣٥) پس از بیان این معنی گفته است : بِرّ خدا به بندگانش احسان او بر آنان در دنیای ایشان یا دینشان است ؛
در دین از راه ایمان و طاعت یا به عطای ثواب برای این دو احسان می کند که در دنیا به صورت نعمتهای بی شمار او چون نیرو، سلامت ، جاه ، مقام و اولاد آشکار می شود. وی سپس معانی دیگری آورده که جنبة عرفانی دارند: بَرّ کسی است که بر طالبان خود به نشان دادنِ راه و بر بندگان عابد خود به تفضّلات و توفیق منّت گذارد؛
برّ کسی است که بر سائلان به عطای نیکو و بر عابدان به پاداش جمیل منّت گذارد؛
برّ کسی است که به سبب نافرمانی ، احسان خود را قطع نکند.
همچنین حلیمی (به نقل بیهقی ، ص ٩٢) با تفسیر بَرّ به «رفاقت »، در توضیح آیه ، می گوید: «خداوند با بندگانش رفاقت می کند؛
برای آنان آسانی را اراده کرده نه دشواری را. آنان را به تمام گناهان مؤاخذه نمی کند، نیکی را ده برابر پاداش می دهد بدی را یک مجازات بیشتر نمی کند، به ارادة کار نیک ثواب می دهد و بر نیّت کار زشت عقاب نمی کند». طریحی (ذیل «برر») نیز مشابه همین مفهوم را برای بَرّ بیان کرده است .
برخی علمای لغت و مفسّران معنای «صادق » را برای بَرّ آورده یا پذیرفته اند، از جمله : ابن فارس (ج ١، ص ١٧٧)، ابن بابویه (ص ١٩٥)، طریحی (ذیل «برر»)، ابن منظور (ذیل «برر»، طبرسی (ج ٩، ص ٢٥٢)، بغوی (ج ٤، ص ٢٤٠ به نقل از ضحاک ) و قرطبی (ج ١٧، ص ٧٠ به نقل از ابن عبّاس و ابن جُریج ). ابن فارس (همانجا) که برای این واژه چهار معنی اصلی ذکر کرده (صدق ، گندم ، «اسم صوت » و خشکی ) برّ را در قرآن به معنای صادق و «برّ به والدین » را نیز به مفهوم صدق در محبّت دانسته است .
راغب اصفهانی (ص ٤٠) در توضیح مفهوم قرآنی بَرّ می گوید که برّ به معنای خشکی است که به سبب گسترده بودن خشکیها، مالاً از آن ، مفهوم مجازی نیکوکاری بسیار (التوسع فی فعل الخیر)، استخراج شده است . از سخن او برمی آید که تقابل واژة بَرّ (خشکی ) با بحر و در نتیجه وجود مفهوم گستردگی در آن ، موجب اشتقاقِ بِرّ (توسّع در کار خیر) از آن شده است . وی افزوده است که اگر بِرّ را به خداوند اسناد دهند به معنای توسّع و گستردگی در ثواب است ، و اگر به بندگان نسبت دهند به معنای توسعه در طاعت و فرمانبرداری است (همانجا). در برابر، برخی لغت شناسان بر آن اند که اصل برّ به معنای سِعَه و گستردگی است و برّ به معنای خشکی (در برابر بحر) از آن گرفته شده و سپس کاربرد آن در شفقت ، احسان و رسیدگی به خویشان (صلة ارحام ) رایج شده است (رجوع کنید به مرتضی زبیدی ، ذیل «برر»؛
فیروزآبادی ، ج ٢، ص ٢١١ـ٢١٣؛
ازهری ، «ذیل برر»؛
طریحی ، ذیل «برر»). در این صورت مراد از برّ بودن خدا پاداش (ثواب ) دادن اوست .
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن اثیر، النهایة فی غریب الحدیث و الاثر ، قاهره ١٣٨٣ـ١٣٨٥/ ١٩٦٣ ـ ١٩٦٥؛
(٣) ابن بابویه ، التوحید ، چاپ هاشم حسینی طهرانی ، قم ( تاریخ مقدمه ١٣٥٧ ش ) ؛
(٤) ابن درید، کتاب جمهرة اللغة ، چاپ رمزی منیر بعلبکی ، بیروت ١٩٨٧؛
(٥) ابن فارس ، معجم مقاییس اللغة ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قم ١٤٠٤؛
(٦) ابن ماجه ، سنن ابن ماجه ، بیروت ١٣٧٣/١٩٥٤؛
(٧) ابن ملقّن ، تفسیر غریب القرآن ، بیروت ١٤٠٨؛
(٨) ابن منظور، لسان العرب ، چاپ علی سیری ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٩) حسین بن علی ابوالفتوح رازی ، تفسیر روح الجنان و روح الجنان ، چاپ ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری ، تهران ١٣٨٢ـ١٣٨٧؛
(١٠) محمدبن احمد ازهری ، تهذیب اللغة ، قاهره ١٩٦٤ـ١٩٦٧؛
(١١) محمدبن اسماعیل بخاری ، صحیح بخاری ، بیروت ١٤٠٦؛
(١٢) حسین بن مسعود بغوی ، تفسیر البغوی : المسمی معالم التنزیل ، چاپ خالد عبدالرحمن العک و مروان سوار، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(١٣) عبدالله بن عمر بیظاوی ، انوار التنزیل و اسرار التأویل ، چاپ فلیشر، اوسنابروک ١٩٦٨؛
(١٤) احمدبن حسین بیهقی ، الاسماء و الصفات ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٤؛
(١٥) محمدبن عیسی ترمذی ، سنن الترمذی ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
اسماعیل بن حماد
(١٦) جوهری ، الصحاح : تاج اللغة و صحاح العربیة ، چاپ عبدالغفور عطار، بیروت ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٧) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سید کیلانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٨) محمودبن عمر زمخشری ، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٩) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٠) محمدبن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٤٠٠ـ١٤٠٣/ ١٩٨٠ـ١٩٨٣؛
(٢١) فخرالدین بن محمد طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٢) محمدبن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیر القرآن ، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٣) علی بن حسین علم الهدی ، الذخیرة فی علم الکلام ، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤١١؛
(٢٤) محمدبن فخر رازی ، شرح اسماءالله الحسنی المسمی لوامع البینات شرح اسماءالله تعالی و الصفات ، چاپ طه عبدالرووف سعد، قاهره ١٣٩٦/١٩٧٦؛
(٢٥) خلیل بن احمد فراهیدی ، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی ، قم ١٤٠٥؛
(٢٦) محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، بصائثر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز ، چاپ محمد علی نجار، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٧) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، ج ١٧، بیروت ١٩٦٦، چاپ افست تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢٨) فتح الله بن شکرالله کاشانی ، منهج الصادقین ، چاپ علی اکبر غفاری ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٨٥ ) ؛
(٢٩) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهر القاموس ، چاپ عبدالستار احمد فراج ... ( و دیگران ) ، کویت ١٣٨٥/١٩٦٥ـ؛
(٣٠) المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحار الانوار ، قم ١٣٧١ ش .
/ اکبر ترابی /