دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٩٤
حَزینالدّیلى ، شاعر هجوگوى دوره اموى. نام وى عمروبن عبید/ عبد و كنیهاش ابوالحَكَم و با لقب خود، حزین، معروف بود (ابوالفرج اصفهانى، ج ١٥، ص ٣٢٣؛ آمدى، ص ٨٨؛ بكرى، ج ٣، ص ٤٧). ابوالفرج اصفهانى (همانجا)، به نقل از عمربن شَبَّة (متوفى ٢٦٢)، نام او را حزینبن سلیمان آورده است. وى به قبیله كِنانه منتسب و از اینرو، به حزین كِنانى نیز شناخته شده است (همانجا؛ قالى، ص ١٠٠؛ آمدى، همانجا). حزین در بیتى به اعقاب خود، كه به رُعاةالشّمس (افراد متمكن) معروف بودند، اشاره كرده است (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى؛ آمدى، همانجاها).
از تاریخ تولد او اطلاعى در دست نیست. وى در حجاز میزیست و تا زمان مرگ از آنجا بیرون نرفت (ابوالفرج اصفهانى؛ بكرى، همانجاها) اما با استناد به اشعارش، همراه والیان اموى، از جمله عبدالعزیزبن مروان (متوفى ٨٥) و عبداللّهبن عبدالملكبن مروان (متوفى ح ١٣٢)، به سفر میرفته است (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ١٥، ص ٣٢٨ـ٣٢٩؛ آمدى، همانجا؛ نیز رجوع کنید به فرّوخ، ج ١، ص ٦٣٢). محققان متأخر او را ساكن مكه و مدینه خواندهاند (براى نمونه رجوع کنید به بلاشر، ج ٣، ص ٥٩٩ ـ٦٠٠؛ فرّوخ، همانجا؛ سزگین، ج٢، جزء٣، ص١٧٩).
از جزئیات زندگى حزین اطلاعى در دست نیست، جز آنكه شرابخوار بود چنان كه باعث فضاحت میشد و بدین دلیل حدّ بر او جارى شد و مدتى نیز زندانى گردید (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ١٥، ص ٣٣٠ـ٣٣٢).
بلاشر (همانجا) و سزگین (همانجا) او را متوفاى سالهاى پایانى قرن اول هجرى دانستهاند و فرّوخ (ج ١، ص ٦٣٣ـ٦٣٤) مرگ او را بین سالهاى ١٠٠ تا ١١٠ تخمینزده است.
حزین شاعرى توانا اما بد زبان و هجوگو بود (ابوالفرج اصفهانى، ج ١٥، ص ٣٢٣ـ٣٢٤؛ آمدى؛ بكرى، همانجاها). در بعضى منابع آمده است كه خلفا را مدح نمیكرد (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ١٥، ص ٣٢٣؛
بكرى، همانجا)، اگرچه اشعارى از او در مدح عبداللّهبن عبدالملكبن مروان، عبدالعزیزبن مروان و محمدبن مروان آوردهاند (ابوالفرج اصفهانى، ج ١٥، ص ٣٢٥، ٣٢٨ـ٣٢٩، ٣٣٧ و آمدى، همانجا) و چنانچه كسى را مدح میكرد و صلهاى به او داده نمیشد، به هجو وى میپرداخت. از آن جمله است مدح و هجو قاضى سعدبن ابراهیم (قاضى منصوب هشامبن عبدالملك در مدینه) و مدح و هجو عمرو بن عمرو بن زبیر (رجوع کنید به ابنقتیبه، ص ٢٢١؛
ابوالفرج اصفهانى، ج ١٥، ص ٣٣٦، ٣٣٨ـ٣٤٠). او حتى به این مقدار نیز اكتفا نكرد و به هجو خاندان زبیر پرداخت (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ١٥، ص ٣٣٩). سزگین (همانجا) شهرت او را به سبب اشعارش در رد خاندان زبیر دانسته است. تمایل حزین به هجو چنان زیاد بود كه افراد از بیم آبروى خود آنقدر به وى صله میدادند تا راضى شود. او از این راه ارتزاق میكرد (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج ١٥، ص ٣٢٣ـ٣٢٤، ٣٣٢ـ٣٣٣، ٣٣٧) و این برخورد مردم را حاكى از رغبت آنان به هجویاتش میدانست (رجوع کنید به همان، ج ١٥، ص ٣٣٨ـ٣٣٩).
حزین شاعران هم عصر خود، از جمله عمربن ابیربیعة*، فضلبن عباس لهبى و كُثَیر عَزّة*، را نیز هجو كرده است (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٢٣١، ج ١٢، ص ١٧٥ـ١٧٦، ج ١٥، ص ٣٣٢ـ ٣٣٣، ج ١٦، ص ١٧٧).
حزین از شاعران بزرگ دوره خود نبود، اما اشعارش استوار است و در كمال بلاغت سروده شده است (همان، ج ١٥، ص ٣٢٣، ٣٢٨). در یكى از هجویاتش حكمتهاى بسیارى نهفته است كه با هجویات دوره اموى تطابقى ندارد. وى با وجود انحرافات اخلاقیاش، مبدع این شیوه خاص در شعر بوده است (بلاشر، ج ٣، ص٦٠٠؛
فرّوخ، ج ١، ص ٦٣٦). مضامین شعرى حزین علاوه بر هجا، مدح، عتاب، رثا و حكمت است (فرّوخ، ج ١، ص ٦٣٤).
زبیربن بكّار (متوفى ٢٥٦؛
ص ٣٧٧ـ٣٧٨)، ابوعلى قالى (متوفى ٣٥٦؛
ص١٠٠)، بكرى (ج ١، ص ١٩٤) و آمدى (متوفى ٣٧١؛
ص ٨٨ـ٨٩) ابیاتى از اشعار وى را نقل كردهاند. بكرى (ج ٣، ص ٤٧) و آمدى (ص ٨٩) ابیات مندرج در ذیل الامالى و النوادر (قالى، همانجا) را به شاعرى به نام حزین اشجعى (اشجعبن ریث) نسبت دادهاند.
منابع :
(١) حسنبن بشر آمدى، المؤتلف و المختلف فى اسماء الشعراء و كناهم و القابهم و انسابهم و بعض شعرهم، در محمدبن عمران مرزبانى، معجم الشعراء، چاپ ف. كرنكو، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢) ابنقتیبه، المعارف، چاپ ثروت عكاشه، قاهره ١٩٦٠؛
(٣) ابوالفرج اصفهانى؛
(٤) عبداللّهبن عبدالعزیز بكرى، سمط اللالى، چاپ عبدالعزیز میمنى، (قاهره) ١٣٥٤/١٩٣٦؛
(٥) زبیربن بكّار، الاخبار الموفقیات، چاپ سامى مكى عانى، بغداد ١٩٧٢؛
(٦) فؤاد سزگین، تاریخ التراث العربى، ج ٢، جزء٣، نقله الى العربیة محمود فهمى حجازى، ریاض ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٧) عمر فرّوخ، تاریخ الادب العربى، ج ١، بیروت ١٩٨٤؛
(٨) اسماعیلبن قاسم قالى، كتاب ذیل الامالى و النوادر، بیروت: دارالافاق الجدیدة، (بیتا.)؛
(٩) Regis Blachere, Histoire de la litterature arabe, Paris ١٩٥٢-١٩٦٦.
/ مریم شمس فلاورجانى /