دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٢٧
جوهر صِقِلّی ، شهرت جوهربن عبداللّه، سردار بزرگ فاطمیان و فاتح مصر. او در خانوادهای مسلمان در جزیره سیسیل (صِقِلّیه) بهدنیا آمد (رجوع کنید به علی ابراهیم حسن، ص ١٧، ٢١ـ٢٢؛ لقبال، ص ٤٨٣) و بههمین دلیل به جوهر سیسیلی (صِقِلّی) مشهور شد (رجوع کنید به مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٨٣؛ ابنایاس، ج ١، قسم ١، ص ١٨٤ـ١٨٩). در باره نژاد جوهر میان مورخاناختلافنظر وجود دارد،چنانكه او را مغربی(رجوع کنید به النجومالزاهره، ص ١٠١)، یونانی (دشراوی، ص ٣٤٣)، صَقْلابی/ اسلاوی (ابنقلانسی، ص ٣ـ٤؛ لئوی آفریقایی، ج ٢، ص ٢٠٣) و ارمنی (ابنكثیر، ج ١١، ص٣١٠) دانستهاند، اما بیشتر مورخان او را رومیالاصل شمردهاند (رجوع کنید به قضاعی، ص ٥٦٤؛ النجومالزاهره، همانجا؛ ابن حماد، ص ٤٠؛ ابناثیر، ج ٨، ص ٥٩٠).
تاریخ ولادت او را بین سالهای ٢٩٨ تا ٣٠٠ (علیابراهیم حسن، ص ٢١)، ٣٠٥ تا ٣٠٧ (مقریزی، ١٣٦٧، ص ١٥٤) و ٣١٢ (همو، ١٤١١، ج ٣، ص ٨٤) ذكر كردهاند. در باره كودكی و نوجوانی جوهر اطلاعی در دست نیست، جز آنكه به عنوان غلام فروخته شد. با این حال پیشكش شدنش به خلیفه فاطمی،منصور باللّه *(حك: ٣٣٤ـ٣٤١)، حاكی از امتیازات اوست (رجوع کنید به قضاعی، ص ٥٦٤؛ ابنحماد، همانجا؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٨٤؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ٨٣). تواناییها و شایستگیهای جوهر سبب ترقی سریع او در دربار منصور گردید، چنانكه به عنوان دبیرِ (كاتب) دربار فاطمی، در نبردهای خلیفه شركت میكرد (رجوع کنید به جوذری عزیزی، ص ٤٨ـ٥١؛ دشراوی، همانجا). جوهر از معدود كسانی بود كه خلیفه نام ولیعهدش، معز، را محرمانه با وی در میان گذاشت و او را به خدمت معز درآورد. معز وی را دبیر مخصوص خود و ملقب به كاتب و مكنّا به ابوالحسین كرد (قس ابناثیر، همانجا، كه كنیهاش را ابوالحسن ذكر میكند) و به مقامش در میان دیگر خدمتگزاران دربار افزود (رجوع کنید به مقریزی، ١٤١١، همانجا؛ جوذری عزیزی، ص ٤٠؛ ادریس عمادالدین قرشی، همانجا). جوهر، یكی از نزدیكترین افراد معزلدیناللّه (حك: ٣٤١ـ ٣٦٥) شد و معز میان او و جوذر *، پیمان برادری بست (ادریس عمادالدین قرشی، همانجا) و جوهر در ٣٤٥ (مقریزی، ١٤١١، همانجا؛ ابنابیدینار، ص ٦٣) و به روایتی در ٣٤٧ (ابناثیر، ج ٨، ص ٥٢٤؛ مقریزی، ١٩٧٠، ج ١، ص ٣٧٧)، بیآنكه به او عنوان وزیر داده شود، به مقام وزارت معز رسید و اداره امور دولت فاطمیان را بهعهده گرفت.
در ٣٤٧، معز به قصد تسلط بر سراسر مغرب میانه و دور، درهم شكستن مقاومت بربرها، سركوب مخالفان دولت فاطمی و هواداران دولت اموی اندلس (رجوع کنید به ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ٨٠) سپاه بزرگی تجهیز كرد (تعداد آن را بیست هزار نفر بر شمردهاند) و فرماندهی آن را به جوهر سپرد (رجوع کنید به ابن ابیزرع، ص ٨٩؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٨٤ ـ ٨٥).
جوهر و سپاهیانش در دوم جمادیالاولی ٣٤٧، به شهر تاهرت رسیدند. وی پس از فتح تاهرت، سِجلماسه و تمام شهرهای اطراف آن را به تصرف در آورد و فتوحات خود را به دیگر شهرهای مغرب دور تا اقیانوس اطلس (بحرالمحیط) گسترش داد (رجوع کنید به كتاب العیون و الحدائق، ج ٤، قسم ٢، ص ٤٩٤ـ ٤٩٥؛ ابناثیر، ج ٨، ص ٥٢٤ ـ ٥٢٥؛ ابن ابیزرع، ص ٩٠)، سپس در ٣٤٨، راهی شهر فاس شد و پس از جنگهای شدید و یازده ماه محاصره، اینشهر را در ٢٠ رمضان ٣٤٨ فتح كرد و حاكم فاس را به اسارت در آورد. با فتح فاس و تصرف سراسر مغرب دور، بهجز دو شهر طَنْجه و سَبْته كه همچنان در اختیار امویان اندلس ماند، مأموریت جوهر به پایان رسید و او بههمراه حاكمان اسیر سجلماسه و فاس و تعدادی از فرزندان سران و كارگزاران شهرهای مغرب دور بهعنوان گروگان، در ١٨ شوال ٣٤٨ به منصوریه (مهدیه)بازگشت و از او به گرمی استقبال شد(رجوع کنید به ابناثیر، ج ٨، ص ٥٢٥؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٨٦؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ٨٣ ـ٨٤، ٨٧ ـ٨٩، ٩١، ١٠٩؛ قس ابنعذاری، ج ١، ص ٢٢٢؛ ابنابیزرع، ص٩٠، ١٠٠؛ برای تفاوت گزارشها در خصوص طول مدت فتح افریقیه رجوع کنید به ابنعذاری،همانجا؛ ابنابیزرع، ص٩٠؛ مقریزی، ١٣٦٧، ص ١٣٥؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ٩١). ابنهانی اندلسی*(متوفی ٣٦٢)، شاعر مشهور دربار معز فاطمی، بهمناسبت بازگشت پیروزمندانه جوهر، اشعاری در ستایش او سرود (ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ٩٧).
آشفتگی اوضاع مصر، غلبه رومیان بر ثغور و شهرهایی چون طرطوس، انطاكیه، اَذَنه، عین زَرْبَه و مِصّیصه، و نیز تسلط آلبویه برخلافت عباسی، ضعف مطیعللّه (خلیفه عباسی،حك: ٣٣٤ـ٣٦٣)، معز را برای الحاق مصر به قلمرو فاطمیان مصمم ساخت (رجوع کنید به ابن خلّكان، ج ١، ص ٣٧٦؛ صفدی، ج ١١، ص ٢٢٤؛ ابنخلدون، ج ٤، ص ٦١؛ ادریس عماد الدین قرشی، ج ٦، ص ١٣٦ـ١٣٧؛ ابنتغری بردی، ج ٤، ص ٧٢؛ محمد جمالالدین سرور، ص ٦٦). معز در ٣٥٧ جوهر را با سپاهی روانه مغرب دور كرد تا ضمن سركوب مخالفان و گرفتن خراج و اصلاح امور آن سامان، نیروهای بربر قبایل كتامه را بسیج كند و آنان را برای حمله به مصر، به افریقیه بیاورد. جوهر این مأموریت را نیز با موفقیت كامل انجام داد و ضمن گرفتن پانصد هزار دینار مالیات، با لشكری انبوه از بربرها و قبایل كتامه، در ١٧ و به روایتی ٢٧ محرّم ٣٥٨ به منصوریه بازگشت(رجوع کنید به ابنخلّكان،ج ٥، ص ٢٢٥ـ٢٢٦؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٨٦ ـ٨٧؛ دشراوی، ص ٣٧٨؛ قس ابنابیدینار، ص ٦٤، كه تاریخ این مأموریت را سالهای ٣٥٥ تا ٣٥٨ دانسته است). پس از تمهیدات و مشورتهای لازم، لشكر فاطمیان به سركردگی جوهر آماده تصرف مصر گردید. این سپاه عظیم، با بیش از صد هزار جنگجو و ٢٠٠ ، ١ صندوق اموال، در ١٤ ربیعالاول ٣٥٨ از منصوریه خارج شد و در شهر رقّاده، نزدیك قیروان، اردو زد (رجوع کنید به مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٨٧؛ ادریس عماد الدین قرشی، ج ٦، ص ١٣٧؛ قس ابنابیدینار، همانجا، كه روز ٤ ربیعالاول را ذكر كرده و لئوی آفریقایی، ج ١، ص ٤٢ـ٤٣، كه تعداد سپاه جوهر را هشتاد هزار تن دانسته است). جوهر، پس از ده روز اقامت در رقّاده و شنیدن آخرین فرمانهای معز، به قصد فتح مصر حركت كرد. در مراسم باشكوه بدرقه جوهر، خلیفه فاطمی دستور داد تمام سران و درباریان و امرا و حتی ولیعهد پیاده در ركاب جوهر حركت كنند تا بدینترتیب میزان ارادت و علاقه خود را به جوهر نشان دهد ( النجومالزاهره، ص ١٠٦؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٨٧ ـ ٨٨؛ قس ادریس عماد الدین قرشی، ج ٦، ص ١٣٩). چگونگی این مراسم و شكوه و جلال آن در یكی از قصاید ابن هانی اندلسی وصف شده است(رجوع کنید به النجومالزاهره، ص ١٠٢؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٨٨).
درحالی كه مصر دچار گرانی و اغتشاش و ناامنی و شیوع بیماری وبا شده بود، جوهر با سپاه انبوهش در روستای تَرُوجَه، نزدیك اسكندریه، اردو زد (رجوع کنید به ابنخلّكان، همانجا؛ ذهبی، ١٤٠٩، حوادث و وفیات ٣٨١ـ٤٠٠ ه، ص ٣١؛ ابنتغری بردی، ج ٤، ص ٣٠، ٧١ـ ٧٢). ورود سپاه فاطمیان باعث هراس مصریان و اختلافنظر میان آنان شد. مصریان كه توان ایستادگی در مقابل سپاه فاطمی را نداشتند، تصمیم به درخواست اماننامه و صلح با جوهرگرفتند (رجوع کنید به انطاكی، ص١٣٠؛ ذهبی، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ١٦، ص ٤٦٨؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٤٥). آنگاه ابنفراتِ وزیر و اعیان مصر هیئتی به سرپرستی یكی از اشراف به نام ابوجعفر مُسلمبن عبداللّه حسینی، كه از سادات علوی بود، برای صلح نزد جوهر فرستادند (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٧٧). جوهر از هیئت صلح استقبال كرد و تمام درخواستهایشان را پذیرفت و اماننامهای با حضور اعضای هیئت نوشت و به شریف ابوجعفر داد (رجوع کنید به همانجا؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٩٤ـ ٩٥؛ برای اطلاع از متن كامل امان نامه رجوع کنید به مقریزی، ١٣٦٧، ص ١٤٨ـ١٥٣؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٤٦ـ١٥٠).
اخشیدیان و كافوریان، كه با صلح با جوهر مخالف بودند، تصمیم به مقابله گرفتند. چون جوهر از نقض صلحِ این گروه آگاه شد، جعفربن فلاح كتامی را، كه از برجستهترین سرداران خود بود، با گروهی به جیزه فرستاد كه آنان در جنگی شورشیان را شكست دادند (رجوع کنید به انطاكی، ص ١٣١ـ١٣٢؛ ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٧٧ـ ٣٧٨؛ مقریزی، ١٣٦٧، ص ١٥٥ـ١٥٦؛ همو، ١٤١١، ج ١، ص٥٤٠، ج ٣، ص ٤٥، ٥١، ٩٥ـ٩٦). پس از شكست اخشیدیان، مردم مصر با وساطت شریف ابوجعفر، تقاضای تجدید قرارداد صلح و صدور اماننامه نمودند، كه جوهر پذیرفت (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٧٨؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٥٢ـ١٥٣). جوهر در ١٧ شعبان ٣٥٨ وارد فسطاط شد (رجوع کنید به كندی، ص ٣١٥؛ النجوم الزاهره، ص ٢١ـ٢٢؛ ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٧٩؛ مقریزی، ١٣٦٧، ص ١٥٧ـ ١٥٨، ١٦٢؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٥٤ و پانویس ٣؛ ابنتغری بردی، ج ٤، ص ٣١؛ قس دواداری، ج ٦، ص ١٢١؛ ابنایاس،ج ١، قسم ١، ص ١٨٤). وی در همان شب اول اقامتش پایههای كاخ سلطنتی و شهر منصوریه (كه وقتی معزلدیناللّه در ٣٦٢ به مصر رفت، آن را قاهره نامید) و دیوار شهر را پیریزی و جای هر قبیله را تعیین كرد (رجوع کنید به انطاكی، ص ١٣٣؛ یاقوت حموی، ذیل «القاهره»؛ دواداری، ج ٦، ص ١٣٩؛ ابنتغری بردی، ج ٤، ص ٣١، ٣٤، ٣٧، ٤١ـ٤٢؛ ابنایاس، ج ١، قسم ١، ص ١٨٨ـ١٨٩؛ ابنظهیره، ص ١٢٦، ١٨٠ـ ١٨١؛ قس مقریزی، ١٩٧٠، ج ١، ص ٣٦١، كه آغاز بنای شهر قاهره را ٢٤ جمادیالا´خره ٣٥٩ ذكر كرده است). جوهر نشانههای تسلط عباسیان، چون خطبه و سكه و لباس سیاه، را از بین برد (ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٧٩؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٥٥) و در اولین روز اقامتش، مبالغ زیادی از طرف معز به نیازمندان صدقه داد و ابنفرات را در مقام وزارت ابقا كرد. همچنین در نخستین جمعه اقامتش (٢٠ شعبان ٣٥٨)، بههمراه ابنفرات به مسجد عتیق (مسجد عمروبن عاص) رفت و خطیب برای اولین بار بر اهل بیت درود فرستاد و به نام خلیفه فاطمی خطبه خواند (رجوع کنید به قضاعی، ص ٥٦٤؛ ابنخلدون، ج ٤، ص ٦١؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٥٥ـ١٥٦). جوهر همچنین دستور داد تا جمله «حی علی خیر العمل» در اذان ذكر گردد و به هنگام خواندن سورهها در نماز، آیه «بسماللّه الرحمنالرحیم» بلند خوانده شود (رجوع کنید به ابنحماد، ص ٤١؛ ابنخلّكان، همانجا).
با استقرار حكومت فاطمیان در مصر، جوهر در نامهای به معز، مژده فتح مصر را داد و خلیفه را به آمدن به مصر تشویق كرد (رجوع کنید به النجوم الزاهره، ص ١٠٣؛ ابنایاس، ج ١، قسم ١، ص ١٨٦). جوهر در ١٢ یا به قولی ١٨ محرّم ٣٥٩، سپاه بزرگی به سرداری جعفربن فلاح كتامی، راهی شام كرد تا علاوه بر سركوب بقایای اخشیدیان مخالف، دمشق را فتح كند و به قلمرو فاطمیان ملحق سازد. جعفربن فلاح در ٧ ربیعالا´خر ٣٥٩ در شهر رَمْله با حسن بن عبیداللّهبن طُغْج (سركرده اخشیدیان) و جعفر قرمطی (رهبر قرمطیان همپیمان با اخشیدیان) جنگید و آنان را شكست داد (رجوع کنید به انطاكی،ص ١٤٣؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٥١؛ قس ابناثیر، ج ٨، ص ٥٩١؛ مقریزی، ١٣٦٧، ص ١٦٨ـ١٦٩، ١٧٣، ٢٤٨؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٦٨ـ١٦٩). جعفربن فلاح، پس از فتح رمله، عازم دمشق شد و پس از جنگهای متعدد، موفق به تصرف این شهر گردید (رجوع کنید به مقریزی، ١٣٦٧، ص ١٧٢ـ ١٧٦؛ قس ابناثیر، همانجا).
جوهر در ٤ یا ١٤ رمضان ٣٥٩ شروع به ساخت مسجدجامع قاهره كرد، كه ظاهراً همان مسجدالازهر فعلی است. ساخت این بنا در ٣٦١ به پایان رسید و او نخستین نماز جمعه را در آن بهجا آورد (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ١، ص٣٨٠؛ مقریزی، ١٩٧٠، ج ١، ص ٣٦٢؛ ابن تغری بردی، ج ٤، ص ٣٢؛ قس مقریزی، ١٩٧٠، ج ٢، ص ٢٧٣؛ ابنایاس، ج ١، قسم ١، ص ١٨٩، ١٩٥). وی در ١٧ محرّم ٣٦٠ نیز ساخت شهر قاهره را به پایان رساند (رجوع کنید به ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٩٢؛ نیز رجوع کنید به محمد عبداللّه عنان، ص ٢٤).
در اواخر ٣٦٠، قرمطیان با سپاهی به سركردگی حسن أعصم *در نبردی سهمگین فاطمیان را شكست دادند و وارد دمشق شدند (رجوع کنید به قضاعی، ص ٥٦٥؛ ابنقلانسی، ص ١ـ٢؛ النجوم الزاهره، ص ١٠٤؛ دواداری، ج ٦، ص ١٣٤ـ١٣٥؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٥٦ ـ ٥٨؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٨١ـ١٨٣). در ٣٦١، قرامطه كه تا نزدیكی قاهره، پیش رفته بودند با سپاهیان جوهر درگیر شدند و شكست خوردند (رجوع کنید به ابناثیر، ج ٨، ص ٦١٥؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٢٩٦؛ ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٨٣ـ١٨٤).
در پی دعوتهای مكرر جوهر و گزارشهای نگرانكننده او در مورد خطر قرمطیان برای مصر، معزلدیناللّه به مصر رفت و در ٣٦٢ وارد قاهره شد(رجوع کنید به قضاعی، ص ٥٦٦؛ انطاكی، ص ٤٥٧؛ همدانی، ص ٤٢٩؛ ابنخلّكان، ج ٥، ص ٢٢٧؛ دواداری، ج ٦، ص ١٤٤؛ نیز رجوع کنید به معزلدیناللّه *). با استقرار معز در قاهره، حكومت مستقل جوهر بر مصر و شام، كه بیش از چهار سال به طول انجامیده بود، به پایان رسید و جوهر تمام امور را به خلیفه واگذار كرد و در منزل خود به انزوا گرایید. این امر ظاهراً چیزی از شأن و منزلت وی نكاست و او همچنان از جایگاه والا و احترام برخوردار بود (رجوع کنید به قضاعی، ص ٥٦٧؛ ابن قلانسی، ص ٢٧ـ ٢٨؛ ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٧٦، ٣٨٠؛ نیز رجوع کنید به مقریزی، ١٣٦٧، ص ١٨٥، ١٩٦). اگر چه دلایل كنار گذاشتن وی از اداره امور مصر ذكر نشده است، به نظر میرسد نگرانی خلیفه از نفوذ و قدرت جوهر، او را بر آن داشت تا از قدرت جوهر بكاهد و وی را فقط بهعنوان مشاور در كنار خود نگه دارد (محمد جمالالدین سرور، ص ٧٥؛ لقبال، ص ٤٨٤؛ در باره تاریخ عزل جوهر از اداره امور دیوانها و اِشراف بر خراج كشور رجوع کنید به ابنمیسّر، ص ١٦٣؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ١٠٩؛ ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٧٦، ج ٥، ص ٢٢٨؛ یافعی، ج ٢، ص ٣٠٩). در ٣٦٥، خلیفه جدید، عزیزباللّه*(حك: ٣٦٥ـ٣٨٦)، به توصیه ابنكلّس *وزیر، جوهر را پس از دو تا سه سال انزوا، در رأس سپاهی بیست هزار نفری عازم سركوب ابومنصور اَلْفْتكین *ــ كه در شام قیام و دمشق را تصرف كرده بود ــ نمود. جوهر در رمله (در شام) اماننامه خلیفه فاطمی و هدایای وی را به الفتكین عرضه داشت كه پذیرفته نشد و ناگزیر جنگ درگرفت. جوهر در ٢٢ ذیقعده ٣٦٥ به حومه دمشق رسید و پس از دو ماه نبرد، شهر را محاصره كرد. سرمای هوا و عواملی چون كمبود علوفه و اختلافنظر میان سرانسپاه و نیز خبرِ رسیدن حسن أعصم قرمطی برای یاری الفتكین، جوهر را به ترك محاصره دمشق واداشت (رجوع کنید به همدانی، ص٤٤٦؛ ابن قلانسی، ص ٢٨ـ٣١؛ دواداری، ج٣، ص ١٧٥ـ ١٧٩). سپاه پنجاه هزار نفری الفتكین و قرمطیان همپیمانش به تعقیب لشكریان جوهر پرداختند و در رمله، پس از درگیریهای زیاد، جوهر را شكست دادند. او ناگزیر در عسقلان متحصنگردید، اما به محاصره الفتكین و قرمطیان در آمد. پس از چندین ماه محاصره،جوهر ناگزیر به مصالحه با الفتكین و حركت به سوی مصر شد (رجوع کنید به انطاكی، ص١٧٩ـ١٨٠؛ همدانی، ص٤٤٦ ـ ٤٤٧؛ ابنقلانسی، ص ٣١ـ٣٣؛ مقریزی، ١٤١١، ج ١، ص ١٣٥ـ ١٣٦، ج ٣، ص ١٠٩ ـ ١١٠). این شكست سبب نارضایتی عزیزباللّه و انزوای دوباره جوهر شد (انطاكی، ص ١٨٠).
از زندگی جوهر در سالهای ٣٦٨ تا ٣٨١ اطلاعات پراكندهای در دست است (رجوع کنید به ابناثیر، ج ٩، ص ٩٠؛ النجومالزاهره، ص ١٠٥ـ١٠٦؛ ذهبی، ١٩٨٤، ج ٣، ص ١٨؛ مقریزی، ١٩٧٠، ج ١، ص ٣٧٩). وی در ٣٨١ در قاهره درگذشت و عزیزباللّه بر او نماز گزارد (مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ١١١؛ قس النجوم الزاهره، ص ١٠٦؛ ابنعساكر، ج ١١، ص ٣٣٩؛ مقریزی، ١٩٧٠، ج ١، ص ٣٧٩). او را در قبرستان القَرافهالكبری (علیابراهیم حسن، ص ١٢٣) در حومه قاهره دفن كردند و شاعران مراثی بسیاری برایش سرودند (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٧٦؛ مقریزی، ١٤١١، همانجا).
جوهر به القابی چون قائد، كاتب، قائدالجیوش، امیركبیر، فاتح مصر و مولای امیرالمؤمنین و عبد امیرالمؤمنین ملقب بود (رجوع کنید به جوذری عزیزی، ص ٥١، ١٣٥؛ ابنقلانسی، ص ٤؛ ابناثیر،ج ٩، ص ٩٠؛ ابنخلّكان،ج ١، ص ٣٧٥؛ ذهبی، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ١٦، ص ٤٦٧). وی سه پسر به نامهای حسن، حسین و جعفر داشت. حسن در ٣٦٠ در مغرب درگذشت (مقریزی، ١٤١١، همانجا). حسین پس از مرگ پدر، مورد تفقد خلیفه قرار گرفت و خلیفه همان مقام جوهر را به او تفویض كرد و به او لقب قائدالقُوّاد (سپهسالار) داد( النجومالزاهره، ص ٥٦؛ ابنكثیر، همانجا؛ مقریزی، ١٩٧٠، ج ١، ص ٣٧٩). خلیفه ارثیه هنگفت جوهر را ــ كه ابن ایاس بخشی از آن را ششصد میلیون دینار طلا و چهار میلیون درهم ذكر كرده است (ج ١، قسم ١، ص ١٩٣) ــ به حسین سپرد و از آن چیزی برنداشت (مقریزی، ١٩٧٠، ج ٢، ص ١٤)؛ اما حاكم بامراللّه *(حك: ٣٨٦ـ٤١١) فاطمی در ٤٠١ او را، بههمراه فرزندان و شوهر خواهرش، به قتل رساند (رجوع کنید به انطاكی، ص ٢٨٦ـ ٢٨٨؛ ابنخلّكان، ج ١، ص٣٨٠؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٣٣ـ٣٤). در باره جعفر نیز آوردهاند كه پدرش او را بههمراه اسیران نبرد رمله از قاهره به افریقیه فرستاد (رجوع کنید به مقریزی، ١٤١١، همانجا).
جوهر را دبیری توانا، سیاستمداری عاقل، با عزم و اراده قوی، با كیاست، عادل و شجاع و مدبر، دارای همت عالی و فرمانی نافذ و با حرمت و حشمت وصف كرده و گفتهاند كه با مردم نیكرفتاری میكرد (رجوع کنید به كندی، ص ٣١٥؛ ابن قلانسی، ص ٣٣؛ ذهبی، ١٤٠١ـ ١٤٠٩، ج ١٦، ص ٤٦٧؛ صفدی، ج ١١، ص ٢٢٤؛ مقریزی، ١٩٧٠، ج ١، ص ٣٧٩؛ ابن تغری بردی، ج ٤، ص ٣٣؛ ابنایاس، ج ١، قسم ١، ص ١٨٩؛ ابنعماد، ج ٣، ص ٩٨؛ ابن ابیدینار، ص ٦٣). او در زمان حكومتش بر مصر، هفتهای یك روز مجلس دادخواهی (مظالم)، با حضور وزیر و قاضی و فقها، برپا میداشت و به شكایت مردم رسیدگی میكرد (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج ١، ص ٣٧٩). ابنزولاق*، مورخ مشهور مصری و معاصر جوهر، كتابی به نام سیره القائد جوهر نوشت (رجوع کنید به مقریزی، ١٤١١، ج ٣، ص ٢٨٦؛ قس ادریس عمادالدین قرشی، ج ٦، ص ١٣٧) كه اثری از آن در دست نیست.
منابع:
(١) ابنابیدینار، المؤنس فی اخبار افریقیا و تونس، چاپ محمد شمام، تونس ١٣٨٧؛
(٢) ابن ابی زرع، الانیس المطرب بروض القرطاس فی اخبار ملوك المغرب و تاریخ مدینه فاس، رباط ١٩٧٢؛
(٣) ابناثیر؛
(٤) ابنایاس، بدائع الزهور فی وقائع الدهور، چاپ محمد مصطفی، قاهره ١٤٠٢ ـ ١٤٠٤/ ١٩٨٢ـ١٩٨٤؛
(٥) ابنتغری بردی، النجومالزاهره فی ملوك مصر و القاهره، قاهره [? ١٣٨٣(ـ١٣٩٩/ )? ١٩٦٣(ـ١٩٧٢؛
(٦) ابنحماد، اخبار ملوك بنی عبید و سیرتهم، الجزائر ١٣٤٦/ ١٩٢٧؛
(٧) ابنخلدون؛
(٨) ابنخلّكان؛
(٩) ابنظهیره، الفضائل الباهره فی محاسن مصر و القاهره، چاپ مصطفی سقا و كامل مهندس، )قاهره( ١٩٦٩؛
(١٠) ابنعذاری، البیان المغرب فی اخبار الاندلس و المغرب، ج ١، چاپ ژ.س. كولن و ا. لوی ـ پرووانسال، بیروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١١) ابنعساكر، تاریخ مدینه دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(١٢) ابنعماد؛
(١٣) ابن قلانسی، تاریخ دمشق، چاپ سهیل زكار، دمشق ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٤) ابنكثیر، البدایه و النهایه فی التاریخ، )قاهره(١٣٥١ـ ١٣٥٨؛
(١٥) ابنمیسّر، المنتقی من اخبار مصر، انتقاه تقیالدین احمدبن علی مقریزی، چاپ ایمن فؤاد سید، قاهره )?١٩٨١(؛
(١٦) ادریس عمادالدین قرشی، عیون الاخبار و فنون الا´ثار فی فضائل الائمه الاطهار، ج ٦، چاپ مصطفی غالب، بیروت ١٤١٦/١٩٩٦؛
(١٧) یحییبن سعید انطاكی، تاریخ الانطاكی، المعروف بصله تاریخ اوتیخا، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، طرابلس ١٩٩٠؛
(١٨) منصور جوذری عزیزی، سیره الاستاذ جوذر، چاپ محمدكامل حسین و محمد عبدالهادی شعیره، قاهره ١٩٥٤؛
(١٩) فرحات دشراوی، الخلافه الفاطمیه بالمغرب: ٢٩٦ـ ٣٦٥ ه /٩٠٩ـ ٩٧٥ م، التاریخ السیاسی و المؤسسات، نقله الی العربیه حمادی ساحلی، بیروت ١٩٩٤؛
(٢٠) ابوبكربن عبداللّه دواداری، كنزالدرّر و جامعالغرر، ج ٣، چاپ محمد سعید جمالالدین، قاهره ١٤٠٢/١٩٨١، ج ٦، چاپ صلاحالدین منجد، قاهره ١٣٨٠/١٩٦١؛
(٢١) محمدبن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ٣٨١ـ٤٠٠ ه، بیروت ١٤٠٩/ ١٩٨٨؛
(٢٢) همو، سیر اعلام النبلاء، چاپ شعیب أرنووط و دیگران، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/ ١٩٨١ـ ١٩٨٨؛
(٢٣) صفدی؛
(٢٤) علیابراهیم حسن، تاریخ جوهر الصقلی: قائدالمعزلدین الله الفاطمی، قاهره ١٣٥٢/١٩٣٣؛
(٢٥) نعمانبن محمد قاضی نعمان، كتاب المجالس و المسایرات ، چاپ حبیب فقی، ابراهیم شبوح، و محمد یعلاوی، تونس ١٩٧٨؛
(٢٦) محمدبن سلامه قضاعی، تاریخ القضاعی: كتاب عیون المعارف و فنون اخبار الخلائف، چاپ جمیل عبداللّه محمد مصری، ریاض ١٤١٥/ ١٩٩٥؛
(٢٧) كتابالعیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج ٤، قسم ٢، چاپ عمر سعیدی، دمشق: المعهد الفرنسی بدمشق للدراسات العربیه، ١٩٧٣؛
(٢٨) محمدبن یوسف كندی، ولاه مصر، چاپ حسین نصّار، بیروت ١٣٧٩/ ١٩٥٩؛
(٢٩) موسی لقبال، دور كتامه فی تاریخ الخلافه الفاطمیه، الجزائر ١٩٧٩؛
(٣٠) لئوی آفریقایی، وصف افریقیا، ترجمه عنالفرنسیه محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ١٩٨٣؛
(٣١) محمد جمالالدین سرور، الدوله الفاطمیه فی مصر، )قاهره( ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٣٢) محمد عبداللّه عنان، مصرالاسلامیه و تاریخ الخطط المصریه، قاهره ١٣٨٨/ ١٩٦٩؛
٣٣- احمدبن علی مقریزی، اتعاظ الحنفا باخبار الائمه الفاطمیین الخلفا، چاپ جمالالدین شیال، قاهره ١٣٦٧/١٩٤٨؛
(٣٤) همو، كتاب المقفّیالكبیر، چاپ محمد یعلاوی، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٣٥) همو، كتاب المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الا´ثار، المعروف بالخطط المقریزیه، بولاق ١٢٧٠،چاپ افست بغداد )١٩٧٠(؛
(٣٦) النجوم الزاهره فی حُلَی حضره القاهره، القسمالخاص بالقاهره من كتاب المُغرب فی حُلَی المَغرب، تألیف عبداللّهبن ابراهیم حجاری و دیگران، چاپ حسین نصّار، )قاهره(١٩٧٠؛
(٣٧) محمدبن عبدالملك همدانی، تكمله تاریخ الطبری، در ذیول تاریخالطبری، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره: داراالمعارف، ) ١٩٧٧]؛
(٣٨) عبداللّهبن اسعد یافعی، مرآه الجنان و عبره الیقظان، بیروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٣٩) یاقوت حموی.
/ ستار عودی /