دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٩٩٥
جراید ، این مقاله مشتمل است بر:
١) كلیات
٢) ایران
٣) قلمرو عثمانی
٤) تركیه
٥) جهان عرب زبان
٦) افغانستان
٧) آسیای مركزی
٨) قفقاز
٩) مسلمانان روسیه و تاتارستان
١٠) هند و پاكستان
١١) آسیای جنوب شرقی
١٢) چین و ژاپن
١٣) جراید هوسایی
١٤) افریقای شرقی
١٥) افریقای جنوبی
١) كلیات. جریده واژهای عربی در اصل به معنای برگ [ (ابنمنظور، ذیل «جرد») (، و اصطلاحی رایج در عربی و فارسی امروز برای روزنامه است. استفاده از این اصطلاح را به احمد فارِس شِدیاق * (ادیب و روزنامهنگار لبنانی) منسوب میكنند ) رجوع كنید به: (طرّازی، ج ١، جزء ١، ص ٧) ]. از اوایل سده دوازدهم/ هجدهم، در بار عثمانی به مطبوعات اروپا توجه نشان داد و گزیدههایی از روزنامههای اروپا برای اطلاع دربار ترجمه میشد (گزارش بروس از قسطنطنیه در ١١٩٤/١٧٨٠، به نقل تسینكایزن ، ج ٦، ص ٢٩٠ـ٢٩١). سرانجام، یك دفتر مطبوعاتی تشكیل شد كه در سراسر سده سیزدهم و پس از آن، به دولت عثمانی خدمت كرد.
نخستین روزنامهها در خاورمیانه به زبان فرانسه بودند و تحت نظر مقامات فرانسوی منتشر میشدند. در دهه ١٢٠٤/ ١٧٩٠، چاپخانه فرانسویها در قسطنطنیه، به چاپ خبرنامهها، اطلاعیهها و دیگر بیانیههای سفارت فرانسه میپرداخت. در ١٢٠٩/ ١٧٩٥، ورنیناك ، سفیر فرانسه، گزارش داد كه هر هفته، پس از دریافت نامه از اروپا، خبرنامهای شش تا هشت صفحهای، در قطع وزیری، منتشر میكند تا فرانسویها از قوانین و رویدادهای جدید آگاه شوند. این خبرنامه در سراسر شرق طالع توزیع میشد. سال بعد، خبرنامه ورنیناك زیر نظر جانشینش، اوبر دوبایه، به روزنامهای با عنوان < روزنامه فرانسوی قسطنطنیه > تبدیل شد كه نخستین روزنامهای بود كه در خاورمیانه منتشر میگردید. این روزنامه، به قطع وزیری در چهار و گاه شش صفحه، حدود دو سال، به صورت ماهنامه اما نامنظم، از طرف سفارت فرانسه منتشر میشد. در ربیع الا´خر ١٢١٣/ سپتامبر ١٧٩٨، پس از لشكركشی فرانسه به مصر، مقامات ترك كاركنان فرانسوی را بازداشت و نشریه را توقیف كردند. محل چاپ نشریه در ١٢١٧/ ١٨٠٢ به فرانسویان بازگردانده شد. بعدها از آنجا برای چاپ و تكثیر بیانیههای نظامی استفاده شد، اما نشریه ظاهراً انتشار نیافت.
در زمان لشكركشی ناپلئون بناپارت به مصر (١٢١٣ـ١٢١٦/ ١٧٩٨ـ ١٨٠١)، دو دستگاه چاپ نیز همراه او بود: یكی در تملك مارك اورل چاپخانهدار بود و فقط حروف لاتینی داشت و دیگری با مسئولیت ژ. مارسل ، شرقشناس، در تملك دولت و به حروف فرانسوی، عربی و یونانی مجهز بود. با استفاده از دستگاه اول، نخستین شماره < پیك مصر > در ٢٩ ربیعالاول ١٢١٣/ ١٠ سپتامبر ١٧٩٨ در قاهره منتشر شد. این نشریه، كه پنج روز یك بار انتشار مییافت، حاوی اخبار محلی، اطلاعیهها، اعلانات و برخی اخبار اروپا بود. یك ماه بعد، در ٢٠ ربیعالا´خر ١٢١٣/ اول اكتبر ١٧٩٨، همان ناشر بهانتشار فصلنامهای به نام < دهه مصر > پرداخت كه در آن، صورت جلسات «انستیتو مصر» و مقالاتی منتشر میشد كه به این انجمن علمی میرسید. پس از بازگشت ناپلئون به فرانسه، مارك اورل نیز بازگشت و در نتیجه، «چاپخانه شرق و فرانسه» ، متعلق به مارسل، چاپ دو نشریه را برعهده گرفت. ١١٦ شماره < پیك مصر > ، هریك در چهار صفحه قطع رحلی، و سه جلد < دهه مصر> از منابع بسیار مهم تاریخیاند. چاپخانه مارسل عمدتاً به چاپ اطلاعیههای رسمی، اعلانها و بیانیهها به زبان عربی میپرداخت؛
اما، پس از قتل كلبر، فرمانده لشكر فرانسویان (٢٢ محرّم ١٢١٥/ ١٦ ژوئن ١٨٠٠)، بهچاپ نخستین روزنامه عربی، التنبیه، نیز پرداخت كه عمر كوتاهی داشت ( رجوع كنید به: چارلز ـ رو، ص ١٣٨ به بعد؛
كانیوه، ١٩٠٩؛
رنو، ص ٢٤٩).
اولین جریده مراكش، با عنوان < افریقای آزاد >، را جامعه میهنپرستان شهر بهصورت هفتهنامه، در ١٧ رجب ١٢٣٥/ اول مه ١٨٢٠ در سَبْتَه ، واقع در انتهای كشور مغرب، منتشر كردند. این نشریه، پس از شش شماره، در ٢٣ شعبان/ ٥ ژوئن همان سال تعطیل شد (فراندو لائوز، ص ٢٣).
در ١٢٤٠/ ١٨٢٤، شارل تریكون فرانسوی ماهنامه < ازمیری > را به زبان فرانسه در ازمیر تأسیس كرد. این نشریه، پس از رفع برخی مشكلاتش با مقامات ترك و فرانسوی، با مدیریت جدیدی تجدید سازمان یافت و به صورت هفتگی و با نام < ناظر شرق > در چهار صفحه رحلی منتشر شد و مخاطبان آن عمدتاً عوامل بازرگانی خارجی بودند. در ١٢٤٣/ ١٨٢٧، الكساندر بلاك ، وكیل اهل مارسی و شخصی مشهور در شرق طالع، مالكیت بخشی از نشریه را، كه خود از نویسندگان دائمی آن بود، به دست آورد و سردبیر آن شد. این نشریه، كه بعدها < پیك ازمیر> نامیده شد، نقش مهمی در تحولات سیاسی آن زمان داشت و چند بار سردبیر آن، بهسبب مقالات صریحش، به ویژه در دفاع از مواضع عثمانی برضد شورشیان یونانی، با قدرتهای بزرگ درگیر شد (لاگارد، ١٩٤٨، ص ٢٧١ـ ٢٧٦؛
همو، ١٩٥٠، ص ١٠٣ـ١٤٤؛
نزهت، ص ١٠ـ ٢٨؛
امین، ص ٢٨ـ٢٩؛
وایت، ص ٢١٨ـ٢٢٢). در تاریخ لطفی (ج ٣، ص ٩٨ به بعد)، از تلاش روسها برای بستن این نشریه، گزارشی به زبان تركی وجود دارد. لطفی، بهنقل از سفیر كبیر روسیه، میگوید: «روزنامهنگاران فرانسه و انگلیس میتوانند آرای خود را آزادانه، حتی علیه شاهان خود، بیان كنند، بهگونهای كه بارها، بهسبب این روزنامهنگاران، فرانسه و انگلیس با یكدیگر جنگیدهاند. خدا را شكر كه ممالك محروسه از این امور بركنار ماند تا اینكه كمی پیش، مردی در ازمیر روزنامهای منتشر كرد. خوب است جلو او را بگیریم...» (ج ٣، ص ١٠٠؛
قس امین، ص ٢٨).
در ١٢٣٦/ ١٨٢١، محمدعلی پاشا (حك : ١٢٢٠ـ١٢٦٤)، والی مصر و مؤسس خاندان خدیوهای مصر، دستور انتشار روزنامهای را در مصر صادر كرد كه مقرر بود هر روز در اختیار او قرار گیرد و حاوی اطلاعات رسمی، اداری و اقتصادی باشد؛
اما، نخستین شماره این نشریه ادواری، احتمالاً، در ١٢ جمادیالاولی ١٢٤٤/ ٢٠ نوامبر ١٨٢٨ در قاهره منتشر شد (شمارههای پیش از ١٢٥٦/١٨٤٠ آن نگهداری نشدهاند). این نشریه، كه الوقایع المصریه نام داشت، ترجمان دولت مصر در زمان محمدعلیپاشا شد. الوقایع المصریه ، كه ابتدا به عربی و به صورت هفتگی منتشر میشد، بعدها برای چند ماه به تركی و عربی و سرانجام به عربی انتشار یافت. این نشریه سپس سه بار در هفته منتشر شد كه یك شماره آن نیز به زبان فرانسه بود. الوقایع المصریه تنها نشریهادواری مصر در زمان حكومت محمدعلی پاشا بود. این نشریه در زمان خدیواسماعیل پاشا (حك : ١٢٨٠ـ١٢٩٦) روزانه شد و علاوه بر فرمانها و احكام و قوانین، موضوعات محلی و خارجی جدید، دارای سرمقاله و گاهی تصویر نیز بود. این نشریه در ١٢٩٨/١٨٨١، كه محمدعبده * سردبیر آن بود، مهمترین و پرطرفدارترین روزنامه آن روزگار شد.
این روزنامه در دوران اشغال انگلیس در ١٢٩٩/١٨٨٢ به شكل سابقش بازگشت و صرفاً حاوی اطلاعیهها و اخباری در باره فعالیتهای دولت شد. در ١٣٠٨ ش/ ١٩٢٩ نیز هنوز در فهرست نشریات رسمی قرار داشت.
سلطان عثمانی در این مورد نیز، نظیر بسیاری موارد دیگر، سریعاً به مبارزطلبی پاشای مصر پاسخ داد. در ١٢٤٧/١٨٣١، بلاك به استانبول فرا خوانده شد تا < دیدهبان عثمانی> یا نشریه رسمی دولت عثمانی را به زبان فرانسه منتشر سازد. در اول جمادیالاولی ١٢٤٧/ ٨ اكتبر ١٨٣١، نخستین شماره روزنامه تقویم وقایع به زبان تركی منتشر شد. این روزنامه را تكامل طبیعی تاریخنگاریهای درباری خوانده و گفتهاند كه هدف از انتشار آن، تشریح و معرفی ماهیت واقعی رویدادها بوده است. هدف دیگر، دادن اطلاعات مفید در باره تجارت و علم و هنر بوده است. برخلاف نشریه < دیدهبان >، كه بخشی از آن به اخبار و تفسیرهای مختلف اختصاص مییافت، تقویم وقایع منحصر به درج بیانیههای رسمی بود. این نشریه در دفتری به نام تقویمخانه عامره چاپ میشد كه نخستین رئیس آن محمد اَسعَد اَفَندی * ، مورخ دربار، بود (در باره او رجوع كنید به: بابینگر، ص ٣٥٤ـ٣٥٦). پنج هزار نسخه از این نشریه میان مقامات و بزرگان و سفارتخانههای خارجی پخش میشد. آغاز شدن خدمات پستی در ١٢٥٠/١٨٣٤، به توزیع این نشریه كمك بسیار كرد. در فاصله سالهای ١٢٤٨ تا ١٢٥٤/١٨٣٢ـ ١٨٣٨، سالانه سی شماره آن انتشار یافت. پس از این تاریخ، این نشریه، البته با وقفههایی، بهصورت هفتگی منتشر شد. آخرین شماره آن در ٢ آبان ١٣٠١/ ٤ نوامبر ١٩٢٢ منتشر شد و سپس این نشریه، به رسمی جریده (بعدها رسمی گزته ) آنكارا، ترجمان رسمی دولت تركیه، بدل شد (لطفی، ج ٣، ص ١٥٦ـ١٦٠؛
نزهت، ص ٣٠ـ ٣٥؛
امین، ص ٢٩ـ٣٢).
نخستین نشریه غیررسمی به زبان تركی، هفتهنامه جریده حوادث بود كه ویلیام چرچیل انگلیسی در ١٢٥٦/ ١٨٤٠ آن را تأسیس كرد و پس از مرگ وی (١٢٨١/١٨٦٤)، پسرش انتشار آن را ادامه داد. این نشریه، كه ظاهرش شبیه تقویم وقایع بود، موضوع تجاری داشت و بیشتر بهچاپ آگهی میپرداخت. با وجود این، مقالات و گزارشهای بسیاری، غالباً به صورت دنبالهدار، در آن منتشر میشد و به این ترتیب، برای عدهای از اهل قلم، فرصت كارآموزی در زمینه روزنامهنگاری فراهم میآورد (در باره برخی مقالات منتشر شده در جریده حوادث رجوع كنید به: مقالات ابنالامین محمود كمال در ترك تاریخی انجمنی مجموعهسی ، ص ٩٦ـ٩٧). در جنگ كریمه (١٢٦٩ـ ١٢٧٢/ ١٨٥٣ـ١٨٥٦) نیازها و فرصتهای تازهای مطرح شد. چرچیل برای روزنامههای انگلیسی از جبهه جنگ گزارش تهیه میكرد و گزارشهای او در ضمیمههای ویژهای از جریده حوادث نیز به زبان تركی منتشر میشد كه كاركرد تازهای از مطبوعات را به خوانندگان ترك زبان نشان میداد.
دیگر نشریه رسمی تركی، وقایع طِبیه نام داشت كه ماهنامهای پزشكی بود و نخستین بار در ١٢٦٦/١٨٥٠، هم به زبان تركی هم به فرانسه، منتشر شد.
در ١٢٧١/ ١٨٥٥ رِزقاللّه حَسّون، كه به لندن پناهنده شده بود، دومین روزنامه عربی بهنام مرآهالاحوال را در بیروت منتشر كرد [ قس طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٥٨ ]. همچنین خلیلخوری در بیروت نشریه السلطانه را در ١٢٧٣/ ١٨٥٧ و حدیقهالاخبار را در ١٤ جمادیالاولی ١٢٧٤/ اول ژانویه ١٨٥٨ به عربی و سپس به زبان فرانسه نیز منتشر كرد. هدف اصلی از انتشار حدیقهالاخبار، كه دولت ترك از آن حمایت میكرد، آشنا كردن خارجیهای پرشمار ساكن بیروت با دیدگاههای باب عالی بود.
سال ١٢٧٦/١٨٦٠ با دو نوآوری مهم در استانبول همراه بود: نخست، تأسیس روزنامه عربی الجوائب، كه اقدامات پیشین در این زمینه در قیاس با آن فاقد نظم و هدف بود. انتشار این نشریه ادواری را احمد فارس شدیاق لبنانی در ذیقعده ١٢٧٦/ ژوئن ١٨٦٠ در قسطنطنیه آغاز كرد و دولت ترك كاملاً از وی حمایت نمود. در الجوائب، كه بنیانگذارش تازه به اسلام گرویده بود، از آرمان اسلام دفاع میشد. هر چند روزنامه حدیقه الاخبار را میتوان پدر روزنامههای عربی دانست، كه نقش بسیاری در غنای زبان عربی داشته است، الجوائب بزرگترین روزنامه عربیزبان قرن سیزدهم/ نوزدهم به شمار میرود كه در قاهره، بیروت، دمشق، عراق و غرب افریقا توزیع میشد. این نشریه در حدود ١٢٩٧/ ١٨٨٠ به اوج اعتبار رسید؛
اما، پس از مرگ احمد فارس در ١٣٠١/ ١٨٨٤، پسر او، سالم، نتوانست كیفیت آن را حفظ كند. از ١٢٨٨ تا ١٢٩٨/ ١٨٧١ـ ١٨٨١، شدیاق مقالات ادبی و تاریخی روزنامهاش را با عنوان كنز الرقائب فی منتخبات الجوائب، در هفت جلد منتشر كرد كه از اسناد بسیار مهم به شمار میرود.
دومین نوآوری در ١٢٧٦/١٨٦٠، انتشار هفته نامه ترجمان احوال بود كه نخستین نشریه خصوصی بود كه شخصی ترك آن را منتشر میكرد. بنیانگذار این نشریه چاپانزاده آگاه اَفَندی، یكی از مقامات ارشد دفتر ترجمه باب عالی، و سردبیر آن ابراهیم شناسی * بود. چرچیل، برای رقابت با ترجمان احوال، نشریه خود، روزنامه جریده حوادث، را پنج بار در هفته منتشر ساخت. رقابت شدیدی میان این دو نشریه در گرفت تا اینكه كار برای ترجمان بهتدریج سخت شد و این نشریه، بهسبب چاپ مقالهای، احتمالاً نوشته ضیاءپاشا، برای دو هفته توقیف شد. این نخستین بار بود كه دولت، روزنامهای را در تركیه توقیف میكرد.
در این بخش، خلاصهای از نخستین اقدامات برای تأسیس نشریه در جهان اسلام گزارش شد. خارجیها در ظهور روزنامهنگاری و هدایت نشریات در كشورهای اسلامی سهم درخور توجهی داشتند، اما از حدود ١٢٧٦/١٨٦٠ دوره تازهای در فعالیتهای روزنامه نگاری كشورهای اسلامی آغاز شد، بهطوری كه میتوان تاریخ مطبوعات آنها را جداگانه و باتوجه به زبان نشریه، گزارش كرد.
منابع:
(١) [ ابنمنظور؛
(٢) فیلیب دی طرّازی، تاریخالصحافهالعربیه ، بیروت ١٩١٣ـ١٩٣٣ ]؛
(٣) احمد لطفی، تاریخ؛
(٤) Franz Babinger, Die Geschichtsschreiber der Osmanen und ihre Werke , Leiden ١٩٢٧;
(٥) R. G. Canivet, "L'imprimerie de l'expedition d'Egypte", BIE, ٣(١٩٠٩);
(٦) F. Charles- Roux , Bonaparte, gouverneur dEgypte, ٤ Paris [n. d.];
(٧) Ahmed Emin, The development of modern Turkey as measured by its press , New York ١٩١٤;
(٨) V. Ferrando la Hoz, Apuntes para la historia de la Imprenta en el Norte de Marruecos , Tetuan ١٩٤٩;
(٩) L. Lagarde, "Note sur les journaux fran µ ais de Constantinople a lepoque revolutionnaire", JA. CCXXXVI (١٩٤٨);
(١٠) idem. "Note sur les journaux francais de Smyrne a lepoque de Mahmoud II", JA , CCXXXVIII, (١٩٥٠);
(١١) Selim Nuzhet, Turk gazeteciligi ١٨٣١-١٩٣١ , Istanbul ١٩٣١, Reinaud, "De la Gazette arabe et turque imprimee en Egypte", JA , VIII (Sep.١٨٣١);
(١٢) Charles White, Three years in Constantinople , vol.٢, London ١٨٤٥;
(١٣) J. W. Zinkeisen, Geschichte des osmanischen Reiches , vol.٦, Gotha ١٨٥٩.
/ ب. لوئیس و ش. پلاّ ( د. اسلام )/