دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٠٢٤
حرّعاملى ، محمدبن حسن، محدّث و فقیه نامور امامى قرن یازدهم و از عالمان مهاجر جبلعامل به ایران. وى به «صاحب وسائل» نیز مشهور است. بیشتر اطلاعات درباره زندگى او، براساس شرححالى است كه خود در كتابش، املالآمل (قسم ١، ص ١٤١ـ١٥٤)، آورده و نیز مطالبى كه در شرححال اقوام خود ذكر كرده (رجوع کنید به همان، قسم ١، ص ٣٢، ٦٦ـ ٦٧، ٧٨ و جاهاى دیگر) و در دیگر منابع، با تفاوتهاى اندكى، تكرار شده است (براى نمونه رجوع کنید به محبى، خلاصةالاثر، ج ٣، ص ٤٣٢ـ ٤٣٥؛
افندى اصفهانى، ج ٥، ص ٦٢ـ٧٥؛
بحرانى، لؤلؤة البحرین، ص ٧٦ـ ٨٠؛
خوانسارى، ج ٧، ص ٩٦ـ ١٠٤). در سلافة العصر، كه بعد از املالآمل كهنترین منبع در شرححال حرّعاملى است، بیشتر به جنبههاى ادبى زندگى او توجه شده است (رجوع کنید به مدنى، ص ٣٥٩ـ ٣٦٠). وى در ٨ رجب ١٠٣٣ در روستاى مَشْغَرى/ مشغرة از مناطق مشهور و كهن در جبلعامل*، به دنیا آمد (حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٤١؛
افندى اصفهانى، ج ٥، ص ٦٣؛
درباره روستاى مذكور رجوع کنید به سمعانى، ج ٥، ص ٣٠٥؛
یاقوت حموى، ذیل «مشغر»). بهنوشته قمى (١٣٨٤ش، ص ٢٤٢، به نقل از برادر شیخحرّ عاملى، احمدبن الحسن در الدُّرالمَسْلوك) نسب خاندان حرّعاملى به حرّبن یزید ریاحى* میرسد. امین (ج ٢، ص ٤٩٤) گرچه دلیلى بر صحت این نسبت نیافته، به نقل از یكى از افراد خاندان حرّ، كه معاصر امین بوده، نسبنامهاى را آورده، ولى در هیچیك از آثار شیخحرّ عاملى به چنین مطلبى اشاره نشده است (رجوع کنید به قمى، ١٣٨٥ش، ج ٢، ص ٧٥٦؛
امین، ج ٢، ص ٤٩٤؛
مروّه، ص ٩٠). تعبیر محقق كركى در اجازه به نیاى اعلاى شیخحرّ عاملى، حسینبن شمسالدین محمد (رجوع کنید به سطور بعد) حاكى از آن است كه این شمسالدین ملقب به حرّ بوده است (الحرّ لقباً).
حرّعاملى در خانوادهاى اهل علم و ادب و فقاهت بالید (خوانسارى، ج ٧، ص ١٠٤؛
صدر، ج ١، ص ٢٢٢). نخستین فرد شناخته شده خاندان او، حسینبن شمسالدین محمد حرّبن شمسالدین محمدبن مكى است كه محقق كركى در ٩٠٣ در دمشق به او اجازه روایت داد (براى متن اجازه رجوع کنید به مجلسى، ج ١٠٥، ص ٥٤ـ٥٧). مهاجر (٢٠٠٥، ص ٢٣٢) بر این اساس، از سكونت حسینبن شمسالدین و اجداد او در دمشق سخن گفته است. حرّ عاملى از این نیاى اعلاى خود نامى نبرده و تنها از فرزند او، محمدبن حسین مشغرى، یاد كرده است (١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٥٤). احتمالا محمدبن حسین نخستین فرد از خاندان شیخ حرّ بوده، كه به دلیل تغییر اوضاع سیاسى دمشق و منضم شدن شام به قلمرو عثمانى، پس از نبرد مَرْج دابِق در ٩٢٢، در مَشغَره سكونت گزیده است (مهاجر، ٢٠٠٥، ص ٢٣٢ـ٢٣٤). به نوشته مهاجر (٢٠٠٥، ص ٢٣٣)، محمدبن حسین نزد فقیهان جبل عامل تحصیل نكرد و تنها استاد وى پدرش بود. فرزندان او، محمدبن محمد و عبدالسلام و على، در مشغره و جُبَع اقامت داشتند (همان، ص ٢٣٥).
جد پدرى شیخ حرّ، علیبن شمسالدین محمد حرّعاملى، عالم و ادیب فاضلى بود كه شیخحرّ او را در املالآمل (قسم ١، ص ١٢٩) ستوده و گفته است كه وى در نجف اشرف مسموم و شهید شد. جد مادرى شیخحرّ، عبدالسلامبن شمسالدین محمد حرّعاملى (١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٠٧) در احكام فقهى بسیار متبحر بود. پدر شیخحرّ، حسنبن على، عالم و فقیه و ادیب فاضلى بود كه در ١٠٦٢ در مسیر زیارت مشهد رضوى، در بسطام از دنیا رفت و فرزندش، زینالعابدین، جنازه او را به مشهد برد و در پایین پاى امام رضا علیهالسلام دفن كرد. شیخحرّعاملى خبر درگذشت او را در سفر حج دوم خود شنید و در رثاى او قصیدهاى طولانى سرود (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ٦٥ـ٦٦؛
امین، ج ٥، ص ٢١٢). عموى او، محمدبن علیبن محمد، سفرنامهاى به نام الرحلة و دیوان شعر بزرگى داشته و شیخحرّ آثار برخى عالمان عاملى را از طریق او روایت كرده است (حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص١٧٠؛
افندى اصفهانى، ج ٥، ص ١٣٦؛
براى توضیح درباره خاندان حرّ عاملى رجوع کنید به مهاجر، ١٤١٠، ص ٢٩ـ٤٣؛
همو، ٢٠٠٥، ص ٢٢٩ـ٢٤١). محمدبن علیبن محمد در جبلعامل سكونت گزید و امروزه خاندان حرّ عاملى ساكن در لبنان از نسل اویند (رجوع کنید به مهاجر، ٢٠٠٥، ص ٢٣٧ـ٢٣٨).
شیخحرّ مقدمات علوم را در مشغره و نزد خویشان خود، كه از عالمان مشهور جبلعامل بودند، آموخت. در این مرحله وى نزد پدر، عمو (محمدبن على حرّ)، جد مادریاش شیخعبدالسلام، دایى پدرش علیبن محمود عاملى مشغرى كه خود آثار فقهى چندى نگاشته بود، و كسان دیگر از عالمان شیعى ساكن در مشغره، به تحصیل علوم دینى پرداخت (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٠٧، ١٢٥، ١٣٤، ١٤١؛
افندى اصفهانى، ج ٤، ص ٢٥٥). پس از آن به جبع رفت و در آنجا نزد زینالدینبن محمدبن حسنبن زینالدین، نواده شهیدثانى و شیخحسینبن حسن ظهیرى و عالمان دیگر به فراگیرى فقه و دیگر علوم و متون متداول پرداخت. همچنین برخى كتابهاى نحو و فقه و سایر علوم را نزد ظهیرى خواند (حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ٥٨ـ٥٩، ٩٢، ١٤١ـ١٤٢). ظهیرى نخستین شیخِ اجازه حرّعاملى بود كه در ١٠٥١ به او اجازه روایت داد (همان، قسم ١، ص٧٠؛
مجلسى، ج ١٠٧، ص ١٠٤، ١٠٩). وى تا چهل سالگى، كه در جبل عامل سكونت داشت، دو بار به سفر حج رفت (حرّعاملى، قسم ١، ص ١٤٢).
حرّ عاملى، علاوه بر ظهیرى، از كسان بسیارى اجازه روایت داشته است، از جمله از علیبن محمود عاملى، كه طریق اتصال روایى حرّعاملى بهبرخى عالمان جبلعامل بودهاست (رجوع کنید به همان، قسم ١، ص ١٣٤)؛
و محمدباقر مجلسى، كه به یكدیگر اجازه روایت دادهاند (همو، ١٤٠٩ـ١٤١٢، ج:٣٠ خاتمة، ص :١٧٣ هر آخِرُ مَنْ اَجازَلى و أَجزتُ له؛
براى متن اجازه شیخحرّ به مجلسى رجوع کنید به مجلسى، ج١٠٧، ص١٠٣ـ١٠٦). حرّعاملى در وسائلالشیعة (ج٣٠، ص ١٦٧ـ١٩٠) فهرست كاملى از استادان و طرق خود در روایت آثار امامیه را ذكر كرده است (نیز رجوع کنید به همو، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١١٦، ١٣٩؛
مجلسى، ج ١٠٧، ص ١٠٤ـ ١٠٥، ١٠٩ـ١١١). وى در میان فقها، محدّثان و ادیبان عصر خود كاملا شناخته شده بود و كسانى چون محمدبن على اردبیلى (ج ٢، ص٩٠)، سیدعلیخان مدنى (ص ٣٥٩)، ضیاءالدین یوسفبن یحیى حسنى صنعانى (ج ٣، ص ٩٢ـ٩٣) و شیخعبداللّهبن صالح سماهیجى (ص ١٠٣) وى را ستودهاند.
حرّعاملى در ١٠٧٣ از جبلعامل به عراق رفت و سپس براى زیارت امام رضا علیهالسلام راهى ایران شد و چون مشهد را براى اقامت مناسب دید، تا آخر عمر در آنجا ماند و به تدریس و تألیف پرداخت (رجوع کنید به همانجا). او در ١٠٨٧ (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٤٠٣، ص ٣٦٢ـ٣٦٣، كه رؤیایى از سفر سوم حج خود نقل كرده است) و ١٠٨٨ به حج رفت و در حادثهاى كه به متهم شدن شیعیان و قتل شمارى از حجاج ایرانى انجامید، احتمالاً او نیز با مشكلاتى روبهرو شد. محبى (خلاصةالاثر، ج ٣، ص ٤٣٢ـ ٤٣٣) به این كه واقعه اشاره كرده، اما به اشتباه، مطالب راجع به نذر محمدبن على حرّ عاملى را به شیخ حرّ عاملى نسبت داده هر چند در اینكه چنین حادثهاى براى شیخ حرّ رخ داده باشد، تردید است. حسنى صنعانى (ج ٣، ص٩٠) ــ كه منبع محبى در قل شرح حال حرّعاملى بوده ــ ماجراى نذر را در شرح حال محمدبن على حرّعاملى آورده است. حرّعاملى در مدت اقامتش در ایران، دوبار براى زیارت عتبات به عراق سفر كرد (حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٤٢). یك بار نیز به اصفهان رفت و در همان سفر علامه مجلسى را ملاقات كرد و از او اجازه روایت گرفت (رجوع کنید به همانجا). در همین سفر، منصب قاضیالقضاتى و شیخالاسلامى خراسان، از سوى شاه سلیمان صفوى به او رسید، گرچه از پذیرش آن خوددارى میكرد (سماهیجى، ص ١٠٣؛
قمى، ١٣٨٥ش، ج ٢، ص ٧٥٦). او به اقامه نماز جماعت نیز میپرداخت، اما توان برگزارى نماز جمعه را كه قائل به وجوب آن بود نداشت، چرا كه امام جمعه منصوب را نامناسب و موظف از سوى جائر میدانست و، از سوى دیگر به دلیل كهولت سن برایش امكانپذیر نبود كه خود نماز را در مكانى دیگر با فاصله یك فرسخ، به جاآورد (رجوع کنید به سماهیجى، همانجا). او در ٢١ رمضان ١١٠٤ (قس همان، ص:١٠٥ ١١٠١) در مشهد درگذشت و در محدوده حرم رضوى (واقع در شمالشرقى صحن عتیق) به خاك سپرده شد (رجوع کنید به سماهیجى، همانجا؛
قمى، ١٣٨٥ش، همانجا، به نقل از الدُّرالمَسْلوك). در سالهاى اخیر مقبرهاى براى او ساختهاند و یكى از بستهاى پیرامون حرم رضوى كه در جهت قبر او قرار دارد، «بست شیخ حرّ» نامیده شده است. شیخحرّ چهار پسر به نامهاى محمدرضا، حسن، احمد، محمود و دخترى داشت كه به امّ سید صالح مشهور بود و همسر شاگرد حرّعاملى، سیدمحمدبن ابراهیم شرفالدین (نیاى مادرى سیدحسن صدر)، بود (حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٥٧؛
همو، اثباتالهداة، ج ١، مقدمه شهابالدین مرعشى نجفى، ص ه ؛
مرعشى نجفى، ص ٨٣؛
صدر، ج ١، ص ٣٠٢ـ٣٠٣). از محمدرضا، همچون پدرش، به عنوان فقیه و محدّثى اخبارى یاد شده است. از جمله آثار او تدوین مجموعهاى از اشعار شیخبهایى بوده است (حرّعاملى، ١٣٦٢ش، همانجا؛
افندى اصفهانى، ج ٥، ص٩٠). وى در ١١١٠ درگذشت و در كنار پدرش به خاك سپرده شد (صدر، ج ١، ص ٣٤٦ـ٣٤٧).
برادر كوچكتر حرّ، احمدبن حسن، نیز از عالمان امامى بود و به تاریخنگارى علاقه خاص داشت. وى كتابى در تفسیر قرآن، دو اثر تاریخى، حاشیهاى بر المختصر النافع و چند اثر دیگر تألیف كرده است (حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ٣١ـ٣٢). كتاب الدُّرالمَسْلوك فى أخبار الأنبیاء و الأوصیاء و الخلفاء و الملوك او تاریخ عمومى است كه در آن به ذكر حوادث تا سال ١٨٠٦ پرداخته (براى نسخههاى كتاب رجوع کنید به حسینى اشكورى، ج ٣، ص ٩ـ١٠؛
فكرت، ص ٢٤٤) و در پایان، اطلاعاتى درباره خود، مانند سفر به عتبات در ١٠٧٠، سفر حج در ١٠٧١ و مجاورت در مشهد در ١٠٨٤ ذكر كرده است. وى در این بخش از كتاب خود اشاره كرده كه در ١٠٨٤ كه وى در مشهد سكونت گزیده بود، زلزلهاى رخ داد كه به ویرانى گنبد حرم و دو مناره مسجدجامع انجامید و به فرمان شاهسلیمان صفوى، بار دیگر بناهاى ویران شده، بازسازى شد. وى بعد از درگذشت برادرش، شیخ حرّ، شیخالاسلام مشهد شد. در ١١١٥ شاهسلطان حسین او را به اصفهان فراخواند. در ١١٢٠ فرزندش صالح به دنیا آمد. پس از این تاریخ اطلاع دیگرى از او در دست نیست (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ٨، ص ٧٠ـ٧١، به نقل از الدرالمسلوك). دیگر برادر حرّعاملى، شیخ زینالعابدین، نیز از عالمان امامى بوده و شعر نیز میسروده است. شرحى با عنوان المناسك المَرویة فى شرح الإثنَىْ عشریة الحَجّیة بر رساله حج شیخبهایى و اثرى در تاریخ به زبان فارسى نوشته است. وى در هنگام بازگشت از سفر حج، در ١٠٧٨ در صنعا درگذشت (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ٩٨ـ١٠٠). دیگر برادر حرّ، شیخعلى، نیز عالمى فاضل بود كه نزد پدرش و شیخحرّ تحصیل كرد. وى در ١٠٧٨ درگذشت (همان، قسم ١، ص ١١٨؛
افندى اصفهانى، ج ٣، ص٤١٠).
مجلس درس حرّعاملى بسیار پررونق بود. او شاگردان بسیارى، خاصه در دوران اقامت در مشهد، پرورش داد (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ٧٩؛
بحرانى، لؤلؤةالبحرین، ص ٥١). از جمله شاگردان و كسانى كه از حرّ اجازه روایت داشتند، این اشخاص بودند: دو فرزندش، محمدرضا و حسن؛
سیدمحمدصالحبن محمدباقر رضوى (براى متن اجازه رجوع کنید به حرّعاملى، ١٤٢٧، ص ٢٠٤ـ٢٤٥)؛
محمدفاضلبن محمدمهدى مشهدى (براى متن اجازه رجوع کنید به مجلسى، ج ١٠٧، ص ١٠٧ـ ١٢١)؛
نورالدین جزایرى* (رجوع کنید به جزایرى، ص ٦٧)؛
محمودبن عبدالسلام بحرانى؛
محمدصالح قزوینى؛
و محدّث پركار، مهذبالدین احمدبن عبدالرضا بصرى (بصرى، ص ٣٥٣؛
براى دیگر شاگردان او رجوع کنید به جزایرى، ص٩٠ـ٩١، ٩٤؛
مروّه، ص ٩٨ـ١٠٠؛
موسوعة طبقاتالفقهاء، ج ١٢، ص ٢٦٨ـ٢٦٩؛
حرّعاملى، ١٤٢٧، مقدمه حسینى جلالى، ص ١٧١ـ١٧٥).
حرّعاملى در تبویب كتابهاى خود شیوهاى خاص داشته و بیشتر آثارش را در دوازده باب سامان داده است (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٤٤؛
ولائى، ج ٥، ص ٣٥٨ـ٣٥٩). وى در بسط آراى اخباریان سهم مهمى داشته و آثار متعددى در دفاع از این جریان فقهى تألیف كرده است (براى فهرست آثار وى رجوع کنید به حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٤٢ـ١٤٥؛
مدرسى طباطبائى، ص ٢٥٧ـ٢٦٠؛
حرّ، ص ٣٢١ـ٣٢٩). مهمترین و مشهورترین اثر حرّ، یعنى تفصیل وسائل الشیعة الى تحصیل مسائل الشریعة، كه از مهمترین كتابهاى حدیثى متأخر شیعه و پرمراجعهترین منبع حدیثى فقهى نزد عالمان امامیه است، متأثر از چنین رویكردى گاشته شده است (رجوع کنید به مهاجر،١٤١٠، ص ١٨٤ـ١٨٥؛
نیز رجوع کنید به وسائلالشیعة*). وى بعدها، با حذف اسانید و مكررات وسائلالشیعة، كتاب هدایة الأمة الى أحكام الأئمة را تألیف كرد (حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٤٢؛
براى اطلاع بیشتر درباره این كتاب رجوع کنید به مدنى بجستانى، ج ٢، ص ٩٩٢ـ٩٩٥). از جمله آثار شیخحرّ در تبیین آراى اخباریان، تحریر وسائلالشیعة و تحبیر مسائلالشریعة (تألیف در ١٠٩٨) است كه شرحى ناتمام بر وسائلالشیعة و از آثار متأخر دوران حیات اوست؛
جواب رسالة فى الاجتهاد، كه در ضمن كتاب الفوائد الطوسیة (ص ٤١٧ـ ٤٥٨) چاپ شده است و نیز بخشهاى پایانى وسائلالشیعة از همین مقوله است. وى در تحریر، از استدلالهاى استرآبادى در فوائدالمدنیة نیز بهره برده است (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٤٢٢، ص ١٠٨، ١١٠، ١١٣). بحرانى (الحدائقالناضرة، ج ٢٣، ص ١٠٩) اشاره كرده كه بحث از عدم جواز همسرى همزمان با دو سیده از نسل حضرت فاطمه سلاماللّه علیها، از زمان شیخحرّ كه روایتهاى دالّ بر این موضوع را در یك باب گرد آورده، رواج یافته است (نیز رجوع کنید به همان، ج ٢٣، ص ٥٤٢ـ٥٤٨)؛
موضوعى كه بعدها یكى از شاخصهاى اخباریگرى و از مسائل مورد منازعه میان اخباریان و اصولیان شد (رجوع کنید به ولائى، ج ٥، ص ٥٠٢ـ٥٠٣؛
مدرسى طباطبائى، ص ٢٩٩، ٣١٤؛
گلیو، ص ٣٨ـ ٦٨). كتاب الجواهر السَنیة فى الاحادیث القدسیة ــ كه به تصریح خود وى نخستین كتاب شیعى در گردآورى احادیث قدسى و اولین كتاب خود او بوده است ــ دیگر اثر حدیثى اوست كه نسخههاى خطى متعدد آن حكایت از تداول آن دارد (رجوع کنید به ولائى، ج ٥، ص ١١٨ـ ١٢٠؛
فكرت، ص ١٧٦؛
در این باره رجوع کنید به حدیث قدسى*).
حرّ عاملى به مسائل زمانه خود توجه فراوانى داشته و بسیارى از نگاشتههاى او پاسخ به مشكلات فكرى و مباحث فقهى متداول عصر وى بوده است. جدّى شدن برخورد با صوفیان در روزگار شاه سلیمان اول صفوى و لزوم نوشتن رسالههایى در نقد آنان، سبب نگارش رسالههاى متعدد شد (مهاجر، ١٤١٠، ص ٢٠٧ـ٢١٣؛
طارمیراد، ص ٢١٨ـ٢٤٢؛
جعفریان، ج ٢، ص ٥٥٧ـ٥٨٤؛
قرقلو، ص ١٠٣ـ١٥٣)، از جمله حرّعاملى الرسالة الاثنا عشریة فى الرد على الصوفیة را تألیف كرد (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٤٤؛
مهاجر، ١٤١٠، ص ٢١١؛
ابیصعب، ص ١٣٤ـ١٣٧؛
درباره این كتاب رجوع کنید به تصوف*، بخش :١٤ نقد تصوف). مطرح شدن بحث غنا توسط محمدباقر سبزوارى* (متوفى ١٠٩٠)، به نگارش رسالههاى متعددى در رد یا تأیید نظر سبزوارى انجامید (جعفریان، ج ٢، ص ٦٩٨ـ٧١٢، ٧١٥ـ٧٢٢) و حرّعاملى نیز در اینباره رسالة فیالغناء را نگاشت (رجوع کنید به سماهیجى، ص ١٠٤) و در آثار دیگر خود نیز به بحث درباره این مسئله پرداخت، از جمله در فایده بیستوهفتم كتاب الفوائدالطوسیة (ص ٨٣ـ٩٤) و باب دهم الرسالة الاثنا عشریة (رجوع کنید به جعفریان، ج ٢، ص ٧١٢ـ٧١٥). وى در رسالة فیالغناء، بدون اشاره به نام محقق سبزوارى و فیض كاشانى، به رد آراى آن دو پرداخته است. این رساله براساس تنها نسخه خطى شناخته شده آن در كتاب غناء، موسیقى (ج ١، ص ١٠١ـ١٨٤) منتشر شده است.
پس از آنكه تاجران پرتغالى توتون را به ایران وارد كردند، بحث از استعمال آن، به عنوان مسئله فقهى مستحدَثه، مطرح شد و فقها در اینباره رسالههایى نوشتند (رجوع کنید به جزایرى، ص ٨٥؛
جعفریان، ج ٣، ص ١١٤١ـ١١٤٦). حرّعاملى نیز براساس مبناى اخباریان در شبهات تحریمى، رسالة فى حرمة شربالتتن را در جایز نبودن استعمال توتون نگاشت (ابیصعب، ص ١٣٣ـ ١٣٤). رساله او در حقیقت تلخیص نگاشتهاى از شیخعلینقى كمرهاى است (متوفى ١٠٦٠) كه شیخ حرّ مطالبى بر آن افزوده است (رجوع کنید به افندیاصفهانى، ج ٤، ص ٢٧٣ـ٢٧٦). مهدى لاجوردى حسینى و محمد درودى (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٤٠٣، ص ٢٢٤ـ٢٣٠) و جعفریان (ج ٣، ص ١١٤٨ـ١١٥٣) متن این رساله را منتشر كردهاند.
حرّعاملى رسالهاى نیز درباره نام امام عصر تألیف كرده است با عنوان كشف التعمیة فى حكم التسمیة، در نقد كتاب شرعیة التسمیة از میرداماد، كه كسان دیگرى نیز بر آن ایراد گرفتهاند (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٤٤؛
ابیصعب، ص ١٣٢ـ ١٣٣). در مسئله نماز جمعه، حرّعاملى از قائلان به وجوب تعیینى بوده (سماهیجى، ص ١٠٤؛
بحرانى، الحدائق الناضرة، ج ٩، ص ٣٩٦) و در رسالة الجمعة، ضمن دفاع از وجوب تعیینى، احتمالاً به ایرادات تند میرحسین كركى (متوفى ١٠٠١) بر فتواى شهید ثانى مبنى بر وجوب تعیینى نماز جمعه، سخن گفته است (رجوع کنید به حرّعاملى، همانجا). متن این رساله در ضمن الفوائد الطوسیة ــ كه شیخحرّ در آن بیشتر به حل مشكلات حدیثى و دشواریهاى فهم برخى احادیث پرداخته ــ آمده اما در چاپ الفوائدالطوسیة، این رساله از قلم افتاده است (مدرسى طباطبائى، ص٢٦٠؛
براى نسخههاى الفوائدالطوسیة رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ١٦، ص ٣٤٧؛
فكرت، ص ٤٣٦). همچنین حرّعاملى در كتاب الفوائد الطوسیة به مسائل دیگرى نیز پرداخته است، از جمله به مسئله تعیین قبله (رجوع کنید به ص ٥٢٢ـ٥٢٤)، كه از زمان محقق كركى (متوفى ٩٤٠) اختلافاتى پدید آورده بود (رجوع کنید به مدرسى طباطبائى، ص ١٧٨، ٢٠١، ٢٠٩، ٢٢٥).
كتاب دیگر او، الفصول المهمة فى اصول الأئمة است. شیخ حرّ بعد از نگارش كتاب وسائلالشیعه كه در آن احادیث فقهى را گردآورى كرده بود، در این كتاب به گردآورى احادیث در مسائل اعتقادى، اصول فقه و مسائل دیگر پرداخته است. وى در این اثر در پنج بخش، نخست بخش اصول اعتقادى در یكصد و بیست باب احادیث وارده در باب عقل، خدا، نبوت، امامت و مسائل دیگر اعتقادى را گردآورى كرده است. در بخش دوم كه به بحث اصول فقه اختصاص یافته، در هشتاد و شش باب، روایات ناظر به مباحث اصول فقه چون حجیت خبر و شیوه نقل و اخذ آن، جمع بین روایات و دیگر مباحث اصول تنظیم كرده است. در سه بخش دیگر كتاب، وى فصلى را به ذكر كلیات ابواب فقه، احادیث طبى و آخرین فصل كتاب را با عنوان نوادر به روایات مربوط به مسائل مختلف دیگر اختصاص داده است. این كتاب چندینبار به چاپ رسیده است (رجوع کنید به مدنى بجستانى، ج ٢، ص ١٠٠٦ـ ١٠٠٩).
وى اثرى مفصّل با عنوان إثبات الهُداة بالنصوص و المعجزات تألیف كرده كه در شرح حال و اثبات امامت و بیان معجزات معصومان علیهمالسلام، و مشتمل بر بیست هزار حدیث با هفتاد هزار سند است. او در كتاب به منابع فراوانى كه از آنها بهره گرفته، اشاره كرده و در مقدمه كتاب، از نبود اثرى جامع در بیان نصوص دالّ بر امامت امامان دوازدهگانه و بیان معجزات آنها كه خواننده را از مراجعه به كتابهاى مختلف و صرف وقت فراوان براى یافتن روایات چنین موضوعاتى بینیاز كند، سخن گفته است؛
وى از همینرو، تصمیم به گردآورى تمام این اخبار در كتاب حاضر گرفته است. شیخحرّ در ادامه خاطرنشان كرده كه احادیث متواتر ناظر به موضوع مورد بحث را از كتابهاى اهل سنّت نیز نقل كرده است (رجوع کنید به اثبات الهداة، ج ١، ص ٢ـ١١). پیش از آغاز بحث، شیخحرّ، بحث نسبتآ مفصّلى درباره دلایل وجوب نبوت و امامت ارائه كرده (رجوع کنید به ج ١، ص ١٧ـ٥٣) و سپس فهرست كتابهایى را كه در تألیف این اثر از آنها بهره جسته آورده است (رجوع کنید به ج ١، ص ٥٣ـ٧٤)، سپس در بخشهاى دیگر كتاب، مطالب مربوط به هر بخش را با ذكر منبع خود از منابع تألیف كتاب، نقل كرده است (رجوع کنید به حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ١٤٣؛
براى اطلاع بیشتر درباره كتاب رجوع کنید به مدنى بجستانى، ج ٢، ص ٩٩٦ـ ٩٩٨).
حرّعاملى، در الایقاظ من الهَجْعَة بالبرهان على الرِجعة، با آوردن بیش از ٦٤ آیه و ٦٠٠ حدیث براى اثبات رجعت، به این موضوع پرداخته است (رجوع کنید به مدنیبجستانى، ج ٢، ص ١٠١٥ـ ١٠١٨). شیخ حرّ این كتاب را در دوازده فصل تنظیم كرده و به تفصیل تمام روایات ناظر به بحث رجعت را از متون مختلف حدیثى امامیه گردآورى كرده است. این كتاب با تصحیح سیدهاشم رسولی محلاتى و ترجمه احمد جنتى (تهران ١٣٦٢ش) به چاپ رسیده است.
امل الآمل* فى علماء جبل عامل، كتابى است در شرح حال عالمان شیعه جبلعامل و دیگر سرزمینها. تعلیقات و تكملههاى متعددى بر این كتاب نوشته شده است (رجوع کنید به جزایرى، ص ١١٧ـ ١١٨؛
مروّه، ص ١٢٨ـ١٣٢).
وى در الصحیفة السجادیة الثانیة، دعاهاى دیگرى را كه از امام سجاد در منابع امامیه نقل شده اما در صحیفه سجادیه ذكر نشده، گردآورى كرده است. این كتاب بارها به چاپ رسیده و نسخههاى خطى متعددى از آن موجود است (رجوع کنید به جزایرى، ص ١٤٦ـ١٤٧؛
حسینى اشكورى، ج ٣، ص ٤٦٨؛
حكیم، ص ١٧٤ـ ١٧٧).
حرّعاملى شعر نیز میسروده كه بیشتر آنها در دیوانش (مشتمل بر بیش از بیست هزار بیت و بیشتر در مدح پیامبر اكرم و امامان علیهمالسلام) مضبوط است. نسخهاى از دیوان او به خط مؤلف در كتابخانه ملى ملك و نسخهاى در كتابخانه آیتاللّه حكیم در نجف باقى است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ج ٩، قسم ١، ص ٢٣٤) كه احتمالا اثرى جز تاریخ الأئمة المعصومین علیهمالسلام (یا ارجوزة فى تواریخ المعصومین علیهمالسلام و النظام فى تواریخ المعصومین علیهمالسلام) است كه در چندین نسخه باقى مانده است (رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٤٦٥ـ ٤٦٦، ج ٩، قسم ١، ص ٢٣٤؛
فكرت، ص ٩٧). باتوجه به اینكه حرّعاملى (١٣٦٢ش، قسم ١، ص ٩٧) در شرححال استادش، شیخزینالدینبن محمدبن حسن، درباره از میان رفتن اشعار خود سخن گفته، احتمالاً دیوان وى تنها مشتمل بر اشعار او در هنگام اقامتش در ایران است و مجموعه اشعارى كه در جبلعامل سروده، اثر دیگرى است. أسعد طیب بخشى از دیوان وى (با نام تخمیس لامیة العجم) را منتشر كرده است (رجوع کنید به تراثنا، ش ٢٨، رجب ـ رمضان ١٤١٢، ص ١٧١ـ١٩٢). حرّعاملى چندین منظومه تعلیمى مانند منظومه در ارث، زكات، هندسه (رجوع کنید به حسینى اشكورى، ج ١، ص ١٧٩ـ١٨٠؛
درباره منظومه هندسه رجوع کنید به خفاف، ص ١٩٣ـ٢٠٢) و تاریخ پیامبر و ائمه علیهمالسلام (رجوع کنید به حسینى اشكورى، ج ١، ص ١٧٨ـ١٧٩) و غدیریه (رجوع کنید به تراثنا، ش ٢١، شوال ١٤١٠، ص ٣٦٩ـ ٣٨٨) و اشعار فراوانى در رثاى برخى معاصران خود سروده است (براى نمونهاى از اشعار وى رجوع کنید به حرّعاملى، ١٣٦٢ش، قسم ١، ص ٣٤ـ٣٥، ٩٧، ١٠٨ـ١٠٩، ١٢٥ـ١٢٦، ١٣٣، ١٤٦ـ١٥٤، ١٦٣؛
محبى، نفحةالریحانة، ج ٢، ص ٣٣٧ـ٣٤٥؛
افندى اصفهانى، ج ٥، ص ١٢٩؛
مروّه، ص ١١١ـ١٢٣). وى با برخى معاصران و همدرسان خود مكاتبات منظوم و منثور داشته و برخى از مكاتباتش با سید جمالالدین عاملى را در املالآمل (قسم ١، ص ٤٧ـ٤٩) نقل كرده است.
هیئت علماى جبلعامل در ٢٠ صفر ١٤١٩/ ٢٦ خرداد ١٣٧٧ مراسمى، با حضور عدهاى از محققان، در بزرگداشت شیخحرّ برگزار كرد كه مجموعه مقالات آن با عنوان الحر العاملى در ١٤٢٠/ ١٣٧٨ش در بیروت منتشر شد.
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانى؛
(٢) محمدبن على اردبیلى، جامعالرواة و ازاحة الاشتباهات عنالطرق و الاسناد، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣) عبداللّهبن عیسى افندى اصفهانى، ریاضالعلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمدحسینى، قم ١٤٠١ـ؛
(٤) امین؛
(٥) یوسفبن احمد بحرانى، الحدائقالناضرة فى احكام العترةالطاهرة، قم ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش؛
(٦) همو، لؤلؤةالبحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، قم (بیتا.)؛
(٧) احمدبن عبدالرضا بصرى، فائقالمقال فیالحدیث و الرجال، چاپ محمود نظرى، تهران ١٣٨١ش؛
(٨) عبداللّهبن نورالدین جزایرى، الاجازةالكبیرة، چاپ محمد سمامیحائرى، قم ١٤٠٩؛
(٩) رسول جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم ١٣٧٩ش؛
عبدالمجید حرّ، معالم الادب العاملى: من بدایة القرنالرابع الهجرى/ العاشر المیلادى حتى نهایة القرن الثانى عشرالهجرى / الثامن عشر المیلادى، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
محمدبن حسن حرّعاملى، اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات، چاپ هاشم رسولى محلاتى، ج ١، با شرح و ترجمه فارسى محمد نصرالهى، تهران (بیتا.)؛
همو، اجازةالحرّ العاملى، چاپ قیس عطّار، علومالحدیث، ش ١٩ (محرّم ـ جمادیالآخره ١٤٢٧)؛
همو، املالآمل، چاپ احمدحسینى، بغداد ( ١٩٦٥)، چاپ افست قم ١٣٦٢ش؛
همو، تحریر وسائل الشیعة و تحبیر مسائلالشّریعة، (قم) ١٤٢٢؛
همو، تفصیل وسائل الشیعة الى تحصیل مسائلالشریعة، قم ١٤٠٩ـ١٤١٢؛
همو، رسالة فیالغناء، چاپ رضا مختارى، در غنا، موسیقى، به كوشش رضا مختارى و محسن صادقى، ج ١، قم ١٣٧٦ش؛
همو، الفوائد الطوسیة، چاپ مهدى لاجوردى حسینى و محمد درودى، قم ١٤٠٣؛
یوسفبن یحیى حسنى صنعانى، نَسمَة السَّحَر بذكر مَن تشیع و شَعر، چاپ كامل سلمان جبّورى، بیروت ١٤٢٠/١٩٩٩؛
احمد حسینیاشكورى، التراث العربى فى خزانة مخطوطات مكتبة آیةاللّه العظمى المرعشى النجفى، قم ١٤١٤؛
محمدحسین حكیم، نسخههاى خطى شروح و ترجمههاى صحیفه سجادیه، قم ١٣٨٢ش؛
حامد خفاف، «الشیخ محمدبنالحسن الحرّالعاملى: نظرة على تراثةالهندسى»، در سلسله مؤتمرات هیئة علماء جبل عامل، مؤتمرالاول: الحرّالعاملى (٢٠ صفر ١٤١٩ه )، بیروت: دارالثقلین، ١٤٢٠/١٩٩٩؛
خوانسارى؛
عبداللّهبن صالح سماهیجى، الاجازةالكبیرة الیالشیخ ناصرالجارودى القطیفى، چاپ مهدى عوازم قطیفى، (قم) ١٤١٩؛
سمعانى؛
حسن صدر، تكملة املالآمل، چاپ حسین على محفوظ، عبدالكریم دباغ، و عدنان دباغ، بیروت ١٤٢٩/٢٠٠٨؛
حسن طارمیراد، علامه مجلسى، تهران ١٣٧٥ش؛
محمد آصففكرت، فهرست الفبائى كتب خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، مشهد ١٣٦٩ش؛
كیومرث قرقلو، «برداشتهاى صوفیان از قدرت فقها در ایران اواخر سده ١١/:١٧ تصویر ملامحمدطاهر قمى در دو رساله جدلى صوفیانه»، فصلنامه مطالعات تاریخى ضمیمه مجله دانشكده ادبیات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى مشهد، ش ٥ـ٦ (پاییز ـ زمستان ١٣٨٣)؛
عباس قمى، حماسه كربلا، ترجمه ابوالحسن شعرانى، چاپ حسن اردشیرى لاجیمى، قم ١٣٨٤ش؛
همو، الفوائد الرضویة فى احوال علماء المذهب الجعفریة، چاپ ناصر باقرى بیدهندى، ج ٢، قم ١٣٨٥ش؛
مجلسى؛
محمدامینبن فضلاللّه محبى، خلاصة الاثر فى اعیان القرن الحادیعشر، بیروت: دارصادر، (بیتا.)؛
همو، نفحةالریحانة و رشحة طلاءالحانة، چاپ عبدالفتاح محمدحلو، (قاهره) ١٣٨٧ـ١٣٩١/ ١٩٦٧ـ١٩٧١؛
حسین مدرسى طباطبائى، مقدمهاى بر فقه شیعه: كلیات و كتابشناسى، ترجمه محمد آصف فكرت، مشهد ١٣٦٨ش؛
علیخانبن احمد مدنى، سلافةالعصر فى محاسن الشعراء بكل مصر، مصر ١٣٢٤، چاپ افست تهران (بیتا.)؛
محمود مدنى بجستانى، فرهنگ كتب حدیثى شیعه، تهران ١٣٨٥ش؛
شهابالدین مرعشى نجفى، الاجازةالكبیرة، او، الطریق و المَحَجَّة لثمرةالمُهْجَة، اعداد و تنظیم محمد سمامیحائرى، قم ١٤١٤؛
على مروّه، التشیع بین جبل عامل و ایران، لندن ١٩٨٧؛
موسوعة طبقات الفقهاء، اشراف جعفر سبحانى، قم : مؤسسة الامامالصادق، ١٤١٨ـ١٤٢٤؛
جعفر مهاجر، جبل عامل بینالشّهیدین: الحركة الفكریة فى جبل عامل فى قرنین من اواسطالقرن الثامن للهجرة/ الرابع عشر للمیلاد حتى اواسط القرنالعاشر/ السادس عشر، دمشق ٢٠٠٥؛
همو، الهجرةالعاملیة الى ایران فیالعصر الصفوى: اسبابهاالتاریخیة و نتائجها الثقافیة و السیاسیة، بیروت ١٤١٠/١٩٨٩؛
مهدى ولائى، فهرست كتب خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، تحقیق و بازنگارى از محمدرضا رضاپور، مشهد ١٣٧٩ش؛
یاقوت حموى؛
Rula Jurdi Abissab, Converting Persia: religion and power in the Safavid empire, London ٢٠٠٤;
Robert Gleave, "Marrying Fatimid women: legal theory and substantive law in Shiite Jurisprudence", Islamic law and society, vol.٦, no.١ (١٩٩٩).
/ حسن حكیمباشى و محمدكاظم رحمتى /