، ج‌ 14، ص‌ 239). تفسير عرفانی، به‌لحاظ‌ روش‌ و رويكرد تأويلی، با برخی مشربهای فلسفی و كلامی، همچون‌ مشرب‌ شيعی، وجه‌ اشتراك‌ دارد (متز، ج‌ 1، ص‌ 227؛ نيز رجوع کنید به تأويل‌ * ). قرآن‌پژوهان‌ در جواز يا عدم‌ جواز اين‌ نوع‌ تفسير اختلاف‌نظر دارند؛ گروهی آن‌ را غيرمجاز و حتی بدعت‌ می دانند (ابن‌صلاح‌، ج‌ 1، ص‌ 196ـ197؛ زركشی، همانجا) اما برخی عقيده‌ دارند كه‌ در صورت‌ حفظ‌ اصولِ تفسير و جمع‌ ظواهر الفاظ‌ و دقايق‌ نكات‌ باطنی آنها، كه‌ كمال‌ ايمان‌ و عرفان‌ محض‌ است‌ (سيوطی، 1363 ش‌، همانجا)، اين‌ نوع‌ تفسير اشكالی ندارد (تفتازانی، ص‌ 189ـ190؛ زرقانی، ج‌ 2، ص‌ 89 ـ90؛ آتش‌، ص‌ 14ـ 15). به‌نظر عبدالوهاب‌ شعرانی (ج‌ 1، ص‌ 4)، اين‌ شيوه تفسير مذموم‌ نيست‌، زيرا عارفان‌ میتوانند به‌ معناهايی دست‌ يابند كه‌ رسيدن‌ به‌ آنها برای عالمانِ اهل‌ظاهر ميسّر نيست‌. پيشينه تفسير عرفانی به‌ دوران‌ صدر اسلام‌ و روزگار پيامبر می رسد ( رجوع کنید به هجويری، ص‌50؛ آتش‌، ص‌20ـ26). برخی آيات‌ قرآن‌ (نساء: 80؛ محمد: 24؛ بقره‌: 115، 156؛ نور: 35) كه‌ به‌ كار استواركردن‌ طرز تلقی صوفيه‌ می آمد، دست‌آويزی برای تفسير عرفانی شد (ابونصر سَرّاج‌، ص‌ 105ـ106؛ شاطِبی، ج‌ 3، ص‌ 382ـ383؛ گولد تسيهر، ص‌ 204ـ 205). آنچه‌ در شتاب‌ بخشيدن‌ به‌ اين‌ رويكرد مؤثر بود، وجود الفاظ‌ و عبارات‌ مجازی در قرآن‌ است‌ كه‌ به‌نظر سيوطی (1363 ش‌، ج‌ 3، ص‌ 120) انكارناپذير است‌ و اگر اين‌ واژه‌های مجازی در قرآن‌ نبود، نيمی از زيبايی كتاب‌ وحی از بين‌ می رفت‌ (برای نمونه اينگونه‌ مجازها رجوع کنید به بقره‌: 74، 187؛ انعام‌: 132؛ اعراف‌: 175ـ176؛ فرقان‌: 12؛ مريم‌: 4؛ يس‌: 37؛ فتح‌: 29؛ صف‌: 46). به‌بعضی اصحاب‌ پيامبر، اخباری منسوب‌ است‌ كه‌ بنا بر آنها، نبايد صرفاً معنای ظاهری قرآن‌ را مراد دانست‌ ( رجوع کنید به ابن‌حنبل‌، ج‌ 1، ص‌ 79؛ ابوطالب‌ مكی، ج‌ 1، ص‌ 49). پيش‌ از تدوين‌ تفاسير عرفانی، گفته ابن‌عباس‌ در باره آيه دوازدهم‌ سوره طلاق‌ (اگر تفسير آن‌ را بگويم‌ مرا سنگسار می كنيد، و به‌ تعبيری ديگر، مرا كافر می خوانيد) شهرت‌ بسيار داشت‌ و بدان‌ استشهاد می شد (رجوع کنید به محمد غزالی، 1412، ج‌ 4، ص‌ 356). در دوره تابعين‌ نيز اشخاصی، از جمله‌ حسن‌ بصری، آيات‌ را به‌شيوه اشاری تفسير میكردند (آتش‌، ص‌ 31). پل ‌نويا معتقد است‌ كه‌ نخستين‌ نمونه‌های تفسير عرفانی در آموزه‌های امام‌ صادق‌، بويژه‌ در زمينه‌هايی مانند علم‌ جفر و حوزه تجربه عرفانی، ديده‌ می شود ( ص‌ 136ـ139، 146) كه‌ ضمن‌ حقائق‌ التفسير* سُلَمی آمده‌ است‌، اگرچه‌ در اصالت‌ و اعتبار اين‌ انتساب‌ ترديد هست‌ ( رجوع کنید به سبحانی، ص‌ 99). به‌ نوشته پل‌ نويا، جنبه تخيلی و استعاری التفسيرالكبير مُقاتِل‌بن‌ سليمان‌ (متوفی 150)، الهام‌بخش‌ عارفانی چون‌ حكيم‌ تِرْمِذی (متوفی 285) نيز بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به ص‌ 98؛ قس‌ سبحانی، ص‌ 97ـ99). تفسير عرفانی نوعی تفسير است‌ كه‌ در آن‌ عارف‌، بر مبنای تعاليم‌ عرفانی يا ذوق‌ وجدانی حاصل‌ از شهود باطنی، به‌ تأويل‌ ظواهر آيات‌ قرآن‌ میپردازد. وجه‌ تمايز اين‌ نوع‌ تفسير از ديگر روشهای تفسيری، به ‌كار بردن‌ «زبان‌ اشارت‌» و مصطلحات‌ ويژه‌ای است‌ كه‌ طبيعتِ تجربه عرفانی آن‌ را اقتضا می كند ( رجوع کنید به مُسْتَمْلی، ج‌ 3، ص‌1160ـ1161؛ احمد غزالی، ص‌ 1، توضيحات‌ پورجوادی، ص‌ 73ـ74). به‌همين‌ سبب‌، برخی به‌تفسير عرفانی، تفسير اشاری هم‌ می گويند (قُشَيری، ج‌ 1، ص‌ 41؛ سيوطی، 1363 ش‌، ج‌ 4، ص‌ 224؛ زرقانی، ج‌ 2، ص‌ 78؛ آتش‌، ص‌ 12). اين‌ اشارات‌ عرفانی گاه‌ با ظواهر الفاظ‌ قرآن‌ قابل‌ جمع‌اند (زرقانی، همانجا). ابن‌عربی * ( الفتوحات‌ المكيّه ، ج‌ 1، ص‌ 279) شيوه عارفان‌ را در شرح‌ و تبيين‌ مراد وحی، اشارت‌ ناميده‌ و سبب‌ آنكه‌ اهل‌ حقيقت‌ معنای حاصل‌ از آيات‌ را اشارت‌ مینامند، تقيه‌ دانسته‌ و گفته‌ است‌ كه‌ دليل‌ آن‌ بيم‌ از عالمان‌ ظاهربين‌ و فقيهان‌ است‌ (همانجا). به‌ نظر سيدحيدر آملی (1416، ج‌ 1، ص‌ 206) تأويل‌ آيات‌ الاهی همان‌ تفسير انفسی است‌؛ يعنی، تطبيق‌ جهان‌ خارج‌ (آفاق‌) با نفس‌ عارف‌ (انفس‌)، كه‌ در واقع‌ برداشتی است‌ از آيه «سَنُريِهم‌ آياتِنا فی الا'فاقِ و فی اَنْفُسِهِمْ حتّی يَتَبَيَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الحَقُّ اَوَلَم‌ يَكْفِ بِرَبِّكَ اَنَّهُ علی' كلِّ شَیءِ شَهيد» (فصّلت‌: 53). بنابراين‌، بين‌ عالَم‌ (كتاب‌ تكوين‌) و قرآن‌ (كتاب‌ تدوين‌)، تطبيقی صورت‌ می گيرد كه‌ از طريق‌ تأويل‌ (تفسير انفسی) حاصل‌ می شود ( آملی، همانجا). اين‌ رويكرد ويژه تفسيری، در واقع‌ برآيندِ مبانی ويژه هستی شناسی و معرفت‌شناسی عارفان‌ است‌. عارفان‌ برای جهان‌ هستی ظاهر و باطنی قائل‌اند و معتقدند كه‌ هستی در هر لحظه‌، از بطون‌ به‌ظهور می آيد و دوباره‌ از ظهور به‌ بطون‌ می رود و همانند تنفس‌ دارای قبض‌ و بسط‌ است‌ (ابن‌عربی، الفتوحات‌ المكيه ، ج‌ 2، ص‌ 391ـ392؛ شبستری، ص‌ 67ـ 68). انسان‌ نيز، مانند جهان‌، از جسم‌ و روح‌ تركيب‌ شده‌ كه‌ جسمش‌ ظاهر او و روحش‌ باطن‌ اوست‌ (نجم‌ رازی، ص‌ 311؛ مولوی، ج‌ 2، دفتر سوم‌، بيت‌ 4248). قول‌ به‌ همانندی انسان‌ و قرآن‌، به‌لحاظ‌ ظاهر و باطن‌، در برخی آثار حكيمان‌ نيز ديده‌ می شود ( رجوع کنید به صدرالدين‌ شيرازی، ص‌ 23؛ شايگان‌، ص‌110). در برخی متون‌ روايی، احاديثی دالّ بر ظاهر و باطن‌ و حد و مُطَّلَع‌ (مَطْلع‌) داشتن‌ قرآن‌ وارد شده‌ است‌. بنا بر اين‌ احاديث‌، هر آيه قرآن‌ دارای ظاهر و باطنی است‌ و هر حرف‌ آن‌ دارای حدی است‌ و هر حدی نيز دارای مَطلعی (صفار قمی، ص‌ 223؛ عياشی، ج‌ 1، ص‌ 86ـ87؛ سيوطی ،1363 ش‌، ج‌ 4، ص‌ 225؛ مجلسی، ج‌ 89، ص‌ 94). در حديثی از امام‌ صادق‌ عليه‌السلام‌ آمده‌ كه‌ قرآن‌ مشتمل‌ بر چهار چيز است‌: عبارات‌، اشارات‌، لطايف‌ و حقايق‌ (آملی، 1368 ش‌، ص‌530؛ مجلسی، ج‌ 89، ص‌ 103). با استناد به‌ اينگونه‌ روايات‌، عارفان‌ معتقد شده‌اند كه‌ در پس‌ ظاهر كلمات‌ و آيات‌ قرآن‌ معانی پنهان‌ وجود دارد و آن‌ معانی نيز متضمن‌ معانی ديگر است‌ و اين‌ لايه‌های معنايی را تا هفت‌ بطن‌ و لايه‌ دانسته‌اند (آملی، 1353 ش‌، ج‌ 1، ص‌ 12؛ همو، 1368 ش‌، همانجا). عارفان‌ از اين‌ روايات‌ در توجيه‌ و تحكيم‌ مبانی تفسيری خود بهره‌ گرفته‌اند. ابونصر سرّاج‌ (ص‌ 105ـ106) در ذيل‌ مبحثی با عنوان‌ «مستنبطات‌»، به‌موضوع‌ ظاهر و باطن‌ می پردازد و از آن‌ نتيجه‌ میگيرد كه‌ قرآن‌ و سنّت‌ دارای ظاهر و باطن‌ است‌. ابوطالب‌ مكی (ج‌ 1، ص‌ 156ـ157) با ذكر شواهدی از قرآن‌، ضمن‌ اذعان‌ به‌وجود ظاهر و باطن‌ برای آن‌، بر برتری علم‌ باطن‌ نسبت‌ به‌ علم‌ ظاهر تأكيد كرده‌ است‌. ابن‌عربی ( الفتوحات‌المكيه ، ج‌ 1، ص‌ 279) نيز بر اين‌ باور است‌ كه‌ هر آيه‌ از كتاب‌ مُنزَل‌ دو وجه‌ وجودی دارد: يك‌ وجه‌، وجود باطنی آن‌ است‌ كه‌ اهل‌ حق‌ آن‌ را در آيينه جانهای خود می بينند؛ وجه‌ ديگر، همان‌ كلمات‌ و آيات‌ است‌ كه‌ در خارج‌ از جانهای اهل‌ حق‌ است‌. تفسير عرفانی را میتوان‌ به‌ دو نوع‌ تقسيم‌ كرد: يكی تفسير فيضی ـ اشاری، ديگری تفسير مبتنی بر عرفان‌ نظری (ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 368). برخی قرآن‌پژوهان‌ به‌ اين‌ تقسيم‌ اعتراض‌ كرده‌اند و جز در شدت‌ و ضعف‌ تأويلات‌، تفاوتی ميان‌ اين‌ دو نوع‌ تفسير قائل‌ نشده‌اند ( رجوع کنید به معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 538 ـ 539). تفسير فيضی ـ اشاری، روشی است‌ كه‌ در آن‌ اهل‌ سيروسلوك‌ آيات‌ قرآن‌ را، بر خلاف‌ مفاهيم‌ ظاهری آن‌ و به‌ مقتضای اشارات‌ پنهانی و مرموز، تأويل‌ می كنند. اين‌ شيوه تفسيری مبتنی بر مفاهيم‌ نظری عرفانی نيست‌ و در اغلب‌ موارد با ظاهر الفاظ‌ قابل‌ جمع‌ است‌ و در واقع‌ كوششی است‌ برای جمع‌ بين‌ شريعت‌ و حقيقت‌ ( رجوع کنید به سيوطی، 1960، ص‌ 21). اگر چه‌ اين‌ نوع‌ تفسير نوعی تأويل‌ است‌، چون‌ تأويل‌ كنندگان‌ می كوشند ظاهر آيه‌ را به‌ معنايی بازگردانند كه‌ با آنچه‌ پيش‌ و پس‌ از آن‌ می آيد موافق‌ بوده‌ با كتاب‌ و سنّت‌ مغاير نباشد، تأويلی پسنديده‌ به‌ شمار می آيد (زرين‌كوب‌، ج‌ 1، ص‌ 348). اساس‌ تفسير فيضی ـ اشاری رياضت‌ و مجاهدت‌ نفسانی است‌ كه‌ از رهگذر آن‌، عارف‌ به‌ كشف‌ و شهود نايل‌ می شود. اين‌ دسته‌ از مفسران‌ عارف‌ معتقدند كه‌ وجوه‌ معنايی متعددی در ورای معنای ظاهری آيات‌ وجود دارد ( رجوع کنید به ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 381ـ 382). تفسير فيضی ـ اشاری را نمی توان‌ از تفسيرهای باطنی، كه‌ عدول‌ از ظواهر قرآنی است‌، به‌شمار آورد، زيرا آن‌ تفاسير، به‌ سبب‌ عدم‌ تطبيق‌ با قواعد و علم‌ تفسير، غالباً متضمن‌ ادعاهايی بی مبناست‌ (آتش‌، ص‌ 16ـ17). گرچه‌ در تفسير فيضی ـ اشاری نيز غالباً اصول‌ تصوف‌ عملی از رهگذر آيات‌ قرآنی مورد استناد قرار می گيرد ( رجوع کنید به قشيری، ج‌ 2، ص‌ 131، 316ـ317، 407؛ ميبدی، ج‌10، ص‌ 654). از نظر برخی صوفيان‌، تأويل‌ نبايد مجوزی برای وانهادن‌ معنای ظاهری قرآن‌ باشد. بنابراين‌، اين‌ تأويلها با تأويلهای برخی فلاسفه‌ و متكلمان‌ و باطنيان‌ متفاوت‌ است‌ (محمد غزالی، 1412، ج‌ 1، ص‌ 49؛ همو، 1407، ص‌ 160؛ نيز رجوع کنید به ميبدی، ج‌ 5، ص‌ 307؛ سروش‌، ص‌ 396ـ399). محكمات‌ و آيات‌ احكام‌ از دايره اين‌ تفسير و تأويل‌ بيرون‌اند و فقط‌ متشابهات‌ و آيات‌ مربوط‌ به‌ احوال‌ انسان‌ و اسرار كائنات‌ در اين‌ تفسير مورد توجه‌ و توجيه‌ صوفيانه‌ قرار می گيرند (زرين‌كوب‌، ج‌ 2، ص‌ 349). از مهمترين‌ و كهنترين‌ تفاسير فيضی ـ اشاری، تفسير سهل‌ تُستری (متوفی 283) است‌ كه‌ بر مفسران‌ صوفی بعد از تستری تأثير فراوانی نهاده‌، از جمله‌ ابوعبدالرحمان‌ سُلَمی در حقائق‌التفسير از آن‌ بهره‌ برده‌ است‌ ( رجوع کنید به باورينگ‌ ، ص‌ 112). حقائق‌التفسير سلمی نيز از تفاسير مهم‌ فيضی ـ اشاری است‌ كه‌ بر تفسيرهای بعدی، همچون‌ لطائف‌الاشارات‌ قشيری (متوفی 465)، تأثير داشته‌ است‌ ( رجوع کنید به قشيری، ج‌ 1، مقدمه بَسْيونی، ص‌ 11). تفسير سلمی مجموعه‌ای است‌ از تفاسير منسوب‌ به‌ امام‌ صادق‌ عليه‌السلام‌، تفسير ابوالحسين‌ نوری (متوفی 295)، تفسير حسين‌بن‌ منصور حلاج‌ (متوفی 309) و تفسير ابن‌عطا (متوفی 309؛ سلمی، ج‌ 1، مقدمه پورجوادی، ص‌ چهارده‌ ـ پانزده‌). لطائف‌الاشارات‌ قشيری نيز از تفاسير فيضی ـ اشاری است‌ ( رجوع کنید به ابن‌عربی، قانون‌التأويل‌ ، ص‌ 207). محمدحسين‌ ذهبی (ج‌ 2، ص‌ 412ـ443) و محمدهادی معرفت‌ (ج‌ 2، ص‌ 539 ـ 588) تفاسير مهم‌ فيضی ـ اشاری را معرفی كرده‌اند. رشيداحمد (ص‌ 57)، لطائف‌الاشارات‌ قشيری را اولين‌ تفسير عرفانی دانسته‌ كه‌ شخصی متكلم‌ و صوفی نگاشته‌ است‌، زيرا آثار تستری و سلمی را، به‌ معنای مصطلح‌، تفسير عرفانی نمی داند. تفسير قشيری برای مفسران‌ پس‌ از وی مأخذی معتبر بوده‌ است‌؛ از جمله‌، روزبهان‌ بَقلی شيرازی (متوفی 606) در تفسير عَرائس‌ البيان‌ فی حقائق‌ القرآن‌ * ، تفسير قشيری را يكی از منابع‌ خود معرفی كرده‌ و محمدبن‌ يوسف‌ حسينی مشهور به‌ گيسودراز، صوفی و عارف‌ هندی (متوفی 825)، در تفسير الملتَقَط‌ مطالبی را بدون‌ تصريح‌ به‌نام‌ قشيری از تفسير او نقل‌ كرده‌ است‌ ( رجوع کنید به رشيد احمد، ص‌ 67ـ 68). الفصول‌، نوشته ابوحنيفه‌ عبدالوهاب‌بن‌ محمد، تفسيری است‌ عرفانی ـ كلامی كه‌ بر مذاق‌ كرّاميه‌ نوشته‌ شده‌ كه‌ هنوز چاپ‌ نشده‌است‌. ويژگی اين‌ تفسير اشتمال‌ آن‌ بر اقوال‌ محمدبن‌ كرّام‌ و ديگر علما و عرفای كرّامی و نيزعقايد آنهاست‌. در اين‌ اثر، تصوير نسبتاً واقعی از عقايد كرّاميان‌ ترسيم‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید به شفيعی كدكنی، ص‌ 61ـ113). كشف‌ الاسرار و عُدّه الابرار * (تأليف‌ 520) به‌ فارسی، از ديگر تفاسير عرفانی است‌. رشيدالدين‌ ميبدی (ج‌ 1، ص‌ 1) روش‌ خود را در تفسير، نخست‌ ترجمه آيه‌، سپس‌ بيان‌ تفسير و در نهايت‌ تأويل‌ آيات‌ ذكر كرده‌ است‌. وی نوبت‌ سوم‌ اين‌ تفسير را به‌روش‌ عرفانی و به‌ مذاق‌ صوفيان‌ سامان‌ داده‌ است‌. عرائس‌ البيان‌ فی حقائق‌ القرآن‌ نوشته روزبهان‌ بقلی از ديگر تفسيرهای عرفانی است‌. مفسر، در عين‌ اعتراف‌ به‌ معنای ظاهر در اكثر قريب‌ به‌اتفاق‌ آيات‌، رويكردی اشاری ـ ذوقی و تأويل‌ گرايانه‌ نسبت‌ به‌ آيات‌ دارد ( رجوع کنید به جُنَيد شيرازی، ص‌ 244؛ منزوی، ج‌ 1، ص‌170؛ روزبهان‌نامه‌ ، مقدمه دانش‌پژوه‌، ص‌ 8؛ صاوی، ص‌ 12). بحرالحقائق‌ و المعانی فی تفسير السبع‌ المثانی نوشته نجم‌الدين‌ رازی، معروف‌ به‌ نجم‌الدين‌ دايه‌، نيز از جمله‌ تفاسير عرفانی است‌. اين‌ تفسير، كه‌ تا آيه هجده‌ سوره ذاريات‌ را در بر دارد، با اهتمام‌ بر جمع‌ بين‌ ظاهر و باطن‌ آيات‌ و تأييد اصول‌ تصوف‌ سامان‌ يافته‌ است‌. كار نجم‌الدين‌ دايه‌ را علاءالدوله‌ سمنانی ادامه‌ داد (ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 429ـ430؛ آتش‌، ص‌ 145). مثنوی معنوی * ، سروده جلال‌الدين‌ محمد مولوی، را هم‌ به‌سبب‌ اشتمال‌ آن‌ بر تفسير و تأويل‌ عرفانيِ بخشِ عمده‌ای از آيات‌ قرآن‌ می توان‌ از تفاسير عرفانی قرآن‌ كريم‌ به‌شمار آورد (زرين‌كوب‌، ج‌ 2، ص‌ 373). اسماعيل‌ بن‌ مصطفی حقی، صاحب‌ تفسير روح‌البيان‌ ، با بهره‌گيری از تفاسير عرفانی پيشين‌ (مانند تأويلات‌ عبدالرزاق‌ كاشانی و بحرالحقائق‌ و المعانی فی تفسير السبع‌ المثانی ) و با بهره‌گيری از اشعار عرفانی مولوی و حافظ‌ و سعدی تفسيری ذوقی تأليف‌ كرده‌ است‌ ( رجوع کنید به ج‌3، ص‌450، 453، ج‌6، ص‌177، 188، 201). بيان‌السعاده * تأليف‌ حاج‌ ملاّ سلطان‌محمد گنابادی، معروف‌ به‌ سلطان‌عليشاه‌ (متوفی 1327)، نيز از تفاسير فيضی ـ اشاری است‌ (برای نمونه‌های ديگری از اين‌ روش‌ تفسيری در دو سده اخير رجوع کنید به رومی، ج‌ 1، ص‌ 376). در ميان‌ تفاسير فيضی ـ اشاری، تفاسيری وجود دارد كه‌ در آنها فقط‌ يك‌ سوره‌ يا يك‌ آيه‌ تفسير شده‌ است‌، از جمله‌: مشكاه الانوار و مصفاه الاسرار امام‌محمد غزالی (متوفی 505) در تفسير آيه 35 سوره نور؛ بحرالمحبه فی اسرار المودّه از احمد غزالی (متوفی 520)، الستّين‌ الجامع‌ لِلَطائف‌ البساتين‌ از احمدبن‌ محمدبن‌ زيدطوسی (از مؤلفان‌ قرن‌ ششم‌)، و حدائق‌الحقايق‌ از معين‌الدين‌ فراهی هروی مشهور به‌ ملامسكين‌ (از عارفان‌ قرن‌ دهم‌)، هر سه‌ در تفسير سوره يوسف‌ به‌ زبان‌ فارسی ( رجوع کنید به آتش‌، ص‌ 56 ـ257). تفسير مبتنی بر عرفان‌ نظری، تحت‌ تأثيرِ مكتب‌ و آثار عرفانی ابن‌عربی، بويژه‌ آموزه وحدت‌ وجود، پديد آمد. صدرالدين‌ قونيوی (متوفی 673) شاگرد و پسرخوانده ابن‌عربی، و عبدالرزاق‌ كاشانی در تفسير قرآن‌ از روش‌ ابن‌عربی پيروی كردند. هدف‌ اصلی در اين‌ شيوه تفسيری، تطبيق‌ انديشه‌های عرفان‌ نظری، همچون‌ وحدت‌ وجود، با آيات‌ قرآن‌ است‌ (معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 577؛ آتش‌، ص‌ 174). تفسير رحمةٌمن‌ الرحمن‌ ، فراهم‌ آمده‌ از آثار قرآنی و عرفانی ابن‌عربی همچون‌ ايجاز البيان‌ فی الترجمه عن‌ القرآن‌ ، الجمع‌ و التفصيل‌ فی اسرار معانی التنزيل‌ ، و الفتوحات‌ المكيه ، از جمله‌ اين‌ تفاسير است‌ (معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 572). بر اساس‌ يك‌ نظر، ابن‌عربی بويژه‌ در بحث‌ وحدت‌ وجود و تفسير حروف‌، متأثر از ابن‌بَرَّجان‌ * (متوفی 536) بوده‌ است‌ (آتش‌، ص‌ 125). برخی ديگر از تفاسير مهم‌ و مشهور عرفان‌ نظری عبارت‌اند از: اعجاز البيان‌ فی كشف‌ بعض‌ اسرار امّ القرآن‌ اثر صدرالدين‌ قونيوی، در تفسير سوره حمد؛ تفسير القرآن‌ الكريم‌ از عبدالرزاق‌ كاشانی و رساله‌ای در تأويل‌ آيه بسم‌اللّه‌ از داود قيصری (از شارحان‌ فصوص‌الحكم‌ ). تفسير المحيط‌ الاعظم‌ سيدحيدر آملی هم‌ از تفاسير مهم‌ عرفانيِ مبتنی بر آموزه‌های ابن‌عربی است‌ كه‌ در آن‌ تشيع‌ و تصوف‌ باهم‌ تطبيق‌ داده‌ شده‌اند. اين‌ تفسير قرآنی، به‌گفته مؤلف‌ آن‌، جامع‌ تأويل‌ و تفسير يا جامع‌ شريعت‌ و طريقت‌ و حقيقت‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 195). منابع‌: (70) علاوه‌ بر قرآن‌؛ (71) سليمان‌ آتش‌، مكتب‌ تفسير اشاری ، ترجمه توفيق‌ ه . سبحانی، تهران‌ 1381 ش‌؛ (72) حيدربن‌ علی آملی، تفسيرالمحيط‌ الاعظم‌ و البحرالخضم‌ فی تأويل‌ كتاب‌ اللّه‌ العزيزالمحكم‌ ، چاپ‌ محسن‌ موسوی تبريزی، تهران‌ 1416/ 1995؛ همو، جامع‌الاسرار و منبع‌الانوار ، چاپ‌ هانری كوربن‌ و عثمان‌ اسماعيل‌ يحيی، تهران‌ (73) 1368 ش‌؛ (74) همو، المقدمات‌ من‌ كتاب‌ نص‌النصوص‌ فی شرح‌ فصوص‌ الحكم‌ لمحيی الدين‌ ابن‌العربی ، ج‌ 1، چاپ‌ هانری كوربن‌ و عثمان‌ اسماعيل‌ يحيی، تهران‌ 1353 ش‌؛ (75) ابن‌ حنبل‌، مسنداحمدبن‌ حنبل‌ ، استانبول‌ 1402/ 1982؛ (76) ابن‌صلاح‌، فتاوی و مسائل‌ ابن‌الصلاح‌ فیالتفسير والحديث‌ والاصول‌ و الفقه‌ ، چاپ‌ عبدالمعطی امين‌ قلعجی، بيروت‌ 1406/1986؛ (77) ابن‌عربی (محمدبن‌ عبدالله‌)، قانون‌التأويل‌ ، چاپ‌ محمد سليمانی، بيروت‌ 1990؛ (78) ابن‌عربی (محمدبن‌ علی)، الفتوحات‌المكيه ، بيروت‌: دارصادر، [بی تا.(؛ (79) ابوطالب‌ مكی، كتاب‌ قوت‌القلوب‌ فی معامله المحبوب‌ و وصف‌ طريق‌المريد الی مقام‌التوحيد ، قاهره‌ 1310، چاپ‌ افست‌ بيروت‌ )بی تا.(؛ (80) ابونصر سراج‌، كتاب ‌اللُّمَع‌ فی التصوف‌، چاپ‌ رينولد آلن‌ نيكلسون‌، ليدن‌ 1914، چاپ‌ افست‌ تهران‌ )بی تا.(؛ (81) مسعود بن‌ عمر تفتازانی، )شرح‌ ( العقائد النسفيّه، استانبول‌ 1326، چاپ‌ افست‌ بغداد )بی تا.(؛ (82) جنيد بن‌ محمود جنيد شيرازی، شدّالازارفی حطّ الاوزارعن‌ زوّارالمزار، چاپ‌ محمد قزوينی و عباس‌ اقبال‌، تهران‌ 1328 ش‌، چاپ‌ مجدد تهران‌ 1366 ش‌؛ (83) اسماعيل‌بن‌ مصطفی حقی، تفسير روح‌البيان‌ ، بيروت‌ 1405/1985؛ (84) محمدحسين‌ ذهبی، التفسير و المفسّرون‌ ، بيروت‌ 1407/1987؛ (85) روزبهان‌نامه‌ ، چاپ‌ محمدتقی دانش ‌پژوه‌، تهران‌: انجمن‌ آثار ملی، 1347 ش‌؛ (86) فهدبن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌التفسير فی القرن‌الرابع‌ عشر ، رياض‌ 1407/1986؛ (87) محمد عبدالعظيم‌ زرقانی، مناهل‌العرفان‌ فی علوم‌القرآن‌ ، قاهره‌ )1980 (؛ (88) محمدبن‌ بهادر زركشی، البرهان‌ فی علوم‌القرآن‌ ، چاپ‌ يوسف‌ عبدالرحمان‌ مرعشلی، جمال‌ حمدی ذهبی، و ابراهيم‌ عبداللّه‌ كردی، بيروت‌ 1410/1990؛ (89) عبدالحسين‌ زرين‌كوب‌، سرّنی: نقد و شرح‌ تحليلی و تطبيقی مثنوی ، تهران‌ 1364 ش‌؛ (90) محمدتقی سبحانی، «قرآن‌ و سرچشمه‌های تصوف‌ از ديدگاه‌ خاورشناسان‌ معاصر: نگاهی انتقادی به‌ كتاب‌ تفسير قرآنی و زبان‌ عرفانی ) اثر] پل‌ نويا»، بيّنات‌ ، سال‌2، ش‌ 3 (پاييز1374)؛ عبدالكريم‌ (91) سروش‌، «تأويل‌ در مثنوی»، در نامه شهيدی: جشن‌نامه استاد دكتر سيد جعفر شهيدی ، به‌ اهتمام‌ علی اصغر محمد خانی، تهران‌: طرح‌ نو، 1374 ش‌؛ (92) محمدبن‌ حسين‌ سلمی، مجموعه آثار ابوعبدالرحمن‌ سلمی: بخشهايی از حقائق ‌التفسير و رسائل‌ ديگر ، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ 1369ـ1372 ش‌؛ (93) عبدالرحمان‌بن‌ ابیبكر سيوطی، الاتقان‌ فی علوم ‌القرآن‌ ، چاپ‌ محمدابوالفضل‌ ابراهيم‌، [قاهره‌ 1967 (، چاپ‌ افست‌ قم‌ 1363 ش‌؛ (94) همو، كتاب‌ طبقات ‌المفسرين‌ ، چاپ‌ مورسينگ‌، ليدن‌ 1839، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1960؛ (95) ابراهيم‌بن‌ موسی شاطبی، الموافقات‌ فی اصول‌الشريعه ، چاپ‌ محمد عبداللّه‌ دراز، بيروت‌ 1395/1975؛ (96) داريوش‌ شايگان‌، هانری كربن‌: آفاق‌ تفكر معنوی در اسلام‌ ايرانی ، ترجمه باقر پرهام‌، تهران‌ 1371 ش‌؛ (97) محمودبن‌ عبدالكريم‌ شبستری، گلشن‌راز ، چاپ‌ احمد مجاهد و محسن‌ كيانی، تهران‌ 1371 ش‌؛ (98) عبدالوهاب ‌بن‌ احمد شعرانی، الطبقات ‌الكبری ، بيروت‌ 1408/1988؛ (99) محمدرضا شفيعی كدكنی، «چهره ديگر محمدبن‌ كرام‌ سجستانی در پرتو سخنان‌ نو يافته‌ از او»، در ارج‌نامه ايرج‌: به‌ پاس‌ نيم‌ قرن‌ سوابق‌ درخشان‌ فرهنگی و دانشگاهی استاد ايرج‌ افشار ، ج‌ 2، به‌ كوشش‌ محسن‌ باقرزاده‌، تهران‌: توس‌، 1418ـ1419؛ (100) صلاح‌ صاوی، «روزبهان‌ و تفسير عرائس‌البيان‌ »، تحقيقات‌ اسلامی ، سال‌ 1، ش‌ 2ـ سال‌ 2، ش‌ 1 (1365ـ1366 ش‌)؛ (101) محمدبن‌ ابراهيم‌ صدرالدين‌ شيرازی، مفاتيح‌الغيب‌ ، با تعليقات‌ علی نوری، چاپ‌ محمد خواجوی، تهران‌ 1363 ش‌؛ (102) محمدبن‌ حسن‌ صفار قمی، بصائرالدرجات‌الكبری فی فضائل‌ آل‌ محمد ( ص‌ )، تهران‌ 1362 ش‌؛ (103) عبدالرحمان‌ عك‌، اصول‌التفسير و قواعده‌ ، بيروت‌ 1407؛ (104) محمدبن‌ مسعود عياشی، التفسير ، قم‌ 1421؛ (105) احمدبن‌ محمد غزالی، سوانح‌ ، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ 1359 ش‌؛ (106) محمدبن‌ محمد غزالی، احياء علوم‌الدين‌ ، بيروت‌ 1412/1992؛ (107) همو، مشكاه الأنوار و مصفاه الأسرار ، چاپ‌ عبدالعزيز عزالدين‌ سيروان‌، بيروت‌ 1407/1986؛ (108) عبدالكريم‌ بن‌ هوازن‌ قشيری، لطائف‌الاشارات‌ ، چاپ‌ ابراهيم‌ بسيونی، قاهره‌ 1981ـ1983؛ (109) ايگناتس‌ گولد تسيهر، مذاهب‌التفسيرالاسلامی، )ترجمه ]عبدالحليم‌ نجار، بيروت‌ 1405/1985؛ (110) آدام‌ متز، تمدن‌ اسلامی در قرن‌ چهارم‌ هجری، يا، رنسانس‌ اسلامی، ترجمه عليرضا ذكاوتی قراگزلو، تهران‌ 1364 ش‌؛ (111) مجلسی؛ (112) اسماعيل‌بن‌ محمد مستملی، شرح‌ التعرف‌ لمذهب‌ التصوف‌ ، چاپ‌ محمد روشن‌، تهران‌ 1363ـ1366 ش‌؛ (113) محمدهادی معرفت‌، التفسير و المفسّرون‌ فی ثوبه‌ القشيب‌، مشهد 1418ـ1419؛ (114) علينقی منزوی، فهرست‌ كتابخانه اهدائی آقای سيدمحمد مشكوه به‌ كتابخانه دانشگاه‌ تهران‌ ، ج‌ 1ـ2، تهران‌ 1330ـ1332 ش‌؛ (115) جلال‌الدين‌ محمدبن‌ محمد مولوی، مثنوی معنوی ، تصحيح‌ رينولد آلن‌ نيكلسون‌، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ 1363 ش‌؛ (116) احمدبن‌ محمد ميبدی، كشف‌الاسرار وعده الابرار ، چاپ‌ علی اصغر حكمت‌، تهران‌ 1361 ش‌؛ (117) عبداللّه‌بن‌ محمد نجم‌ رازی، مرصادالعباد ، چاپ‌ محمدامين‌ رياحی، تهران‌ 1365 ش‌؛ (118) پل‌نويا، تفسير قرآنی و زبان‌ عرفانی ، ترجمه اسماعيل‌ سعادت‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ (119) علیبن‌ عثمان‌ هجويری، كشف‌المحجوب‌ ، چاپ‌ و. ژوكوفسكی، لنينگراد 1926، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1358 ش‌؛ (120) Regis Blachere, Introduction au Coran , Paris 1977; (121) Gerhard Bowering, The mystical vision of existence in classical Islam: the Qur'anic hermeneutics of the Sufi Sahl at-Tustari (d.283/896) , Berlin 1980; (122) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.v."Tafsir" (by Andrew Rippin); (123) Rashid Ahmad (Jullandri), "Abu al-Qasim al-Qushairi as a theologian and commentator" , Islamic quarterly, 13(1969). / محسن‌ قاسم ‌پور/ "> ، ج‌ 14، ص‌ 239). تفسير عرفانی، به‌لحاظ‌ روش‌ و رويكرد تأويلی، با برخی مشربهای فلسفی و كلامی، همچون‌ مشرب‌ شيعی، وجه‌ اشتراك‌ دارد (متز، ج‌ 1، ص‌ 227؛ نيز رجوع کنید به تأويل‌ * ). قرآن‌پژوهان‌ در جواز يا عدم‌ جواز اين‌ نوع‌ تفسير اختلاف‌نظر دارند؛ گروهی آن‌ را غيرمجاز و حتی بدعت‌ می دانند (ابن‌صلاح‌، ج‌ 1، ص‌ 196ـ197؛ زركشی، همانجا) اما برخی عقيده‌ دارند كه‌ در صورت‌ حفظ‌ اصولِ تفسير و جمع‌ ظواهر الفاظ‌ و دقايق‌ نكات‌ باطنی آنها، كه‌ كمال‌ ايمان‌ و عرفان‌ محض‌ است‌ (سيوطی، 1363 ش‌، همانجا)، اين‌ نوع‌ تفسير اشكالی ندارد (تفتازانی، ص‌ 189ـ190؛ زرقانی، ج‌ 2، ص‌ 89 ـ90؛ آتش‌، ص‌ 14ـ 15). به‌نظر عبدالوهاب‌ شعرانی (ج‌ 1، ص‌ 4)، اين‌ شيوه تفسير مذموم‌ نيست‌، زيرا عارفان‌ میتوانند به‌ معناهايی دست‌ يابند كه‌ رسيدن‌ به‌ آنها برای عالمانِ اهل‌ظاهر ميسّر نيست‌. پيشينه تفسير عرفانی به‌ دوران‌ صدر اسلام‌ و روزگار پيامبر می رسد ( رجوع کنید به هجويری، ص‌50؛ آتش‌، ص‌20ـ26). برخی آيات‌ قرآن‌ (نساء: 80؛ محمد: 24؛ بقره‌: 115، 156؛ نور: 35) كه‌ به‌ كار استواركردن‌ طرز تلقی صوفيه‌ می آمد، دست‌آويزی برای تفسير عرفانی شد (ابونصر سَرّاج‌، ص‌ 105ـ106؛ شاطِبی، ج‌ 3، ص‌ 382ـ383؛ گولد تسيهر، ص‌ 204ـ 205). آنچه‌ در شتاب‌ بخشيدن‌ به‌ اين‌ رويكرد مؤثر بود، وجود الفاظ‌ و عبارات‌ مجازی در قرآن‌ است‌ كه‌ به‌نظر سيوطی (1363 ش‌، ج‌ 3، ص‌ 120) انكارناپذير است‌ و اگر اين‌ واژه‌های مجازی در قرآن‌ نبود، نيمی از زيبايی كتاب‌ وحی از بين‌ می رفت‌ (برای نمونه اينگونه‌ مجازها رجوع کنید به بقره‌: 74، 187؛ انعام‌: 132؛ اعراف‌: 175ـ176؛ فرقان‌: 12؛ مريم‌: 4؛ يس‌: 37؛ فتح‌: 29؛ صف‌: 46). به‌بعضی اصحاب‌ پيامبر، اخباری منسوب‌ است‌ كه‌ بنا بر آنها، نبايد صرفاً معنای ظاهری قرآن‌ را مراد دانست‌ ( رجوع کنید به ابن‌حنبل‌، ج‌ 1، ص‌ 79؛ ابوطالب‌ مكی، ج‌ 1، ص‌ 49). پيش‌ از تدوين‌ تفاسير عرفانی، گفته ابن‌عباس‌ در باره آيه دوازدهم‌ سوره طلاق‌ (اگر تفسير آن‌ را بگويم‌ مرا سنگسار می كنيد، و به‌ تعبيری ديگر، مرا كافر می خوانيد) شهرت‌ بسيار داشت‌ و بدان‌ استشهاد می شد (رجوع کنید به محمد غزالی، 1412، ج‌ 4، ص‌ 356). در دوره تابعين‌ نيز اشخاصی، از جمله‌ حسن‌ بصری، آيات‌ را به‌شيوه اشاری تفسير میكردند (آتش‌، ص‌ 31). پل ‌نويا معتقد است‌ كه‌ نخستين‌ نمونه‌های تفسير عرفانی در آموزه‌های امام‌ صادق‌، بويژه‌ در زمينه‌هايی مانند علم‌ جفر و حوزه تجربه عرفانی، ديده‌ می شود ( ص‌ 136ـ139، 146) كه‌ ضمن‌ حقائق‌ التفسير* سُلَمی آمده‌ است‌، اگرچه‌ در اصالت‌ و اعتبار اين‌ انتساب‌ ترديد هست‌ ( رجوع کنید به سبحانی، ص‌ 99). به‌ نوشته پل‌ نويا، جنبه تخيلی و استعاری التفسيرالكبير مُقاتِل‌بن‌ سليمان‌ (متوفی 150)، الهام‌بخش‌ عارفانی چون‌ حكيم‌ تِرْمِذی (متوفی 285) نيز بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به ص‌ 98؛ قس‌ سبحانی، ص‌ 97ـ99). تفسير عرفانی نوعی تفسير است‌ كه‌ در آن‌ عارف‌، بر مبنای تعاليم‌ عرفانی يا ذوق‌ وجدانی حاصل‌ از شهود باطنی، به‌ تأويل‌ ظواهر آيات‌ قرآن‌ میپردازد. وجه‌ تمايز اين‌ نوع‌ تفسير از ديگر روشهای تفسيری، به ‌كار بردن‌ «زبان‌ اشارت‌» و مصطلحات‌ ويژه‌ای است‌ كه‌ طبيعتِ تجربه عرفانی آن‌ را اقتضا می كند ( رجوع کنید به مُسْتَمْلی، ج‌ 3، ص‌1160ـ1161؛ احمد غزالی، ص‌ 1، توضيحات‌ پورجوادی، ص‌ 73ـ74). به‌همين‌ سبب‌، برخی به‌تفسير عرفانی، تفسير اشاری هم‌ می گويند (قُشَيری، ج‌ 1، ص‌ 41؛ سيوطی، 1363 ش‌، ج‌ 4، ص‌ 224؛ زرقانی، ج‌ 2، ص‌ 78؛ آتش‌، ص‌ 12). اين‌ اشارات‌ عرفانی گاه‌ با ظواهر الفاظ‌ قرآن‌ قابل‌ جمع‌اند (زرقانی، همانجا). ابن‌عربی * ( الفتوحات‌ المكيّه ، ج‌ 1، ص‌ 279) شيوه عارفان‌ را در شرح‌ و تبيين‌ مراد وحی، اشارت‌ ناميده‌ و سبب‌ آنكه‌ اهل‌ حقيقت‌ معنای حاصل‌ از آيات‌ را اشارت‌ مینامند، تقيه‌ دانسته‌ و گفته‌ است‌ كه‌ دليل‌ آن‌ بيم‌ از عالمان‌ ظاهربين‌ و فقيهان‌ است‌ (همانجا). به‌ نظر سيدحيدر آملی (1416، ج‌ 1، ص‌ 206) تأويل‌ آيات‌ الاهی همان‌ تفسير انفسی است‌؛ يعنی، تطبيق‌ جهان‌ خارج‌ (آفاق‌) با نفس‌ عارف‌ (انفس‌)، كه‌ در واقع‌ برداشتی است‌ از آيه «سَنُريِهم‌ آياتِنا فی الا'فاقِ و فی اَنْفُسِهِمْ حتّی يَتَبَيَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الحَقُّ اَوَلَم‌ يَكْفِ بِرَبِّكَ اَنَّهُ علی' كلِّ شَیءِ شَهيد» (فصّلت‌: 53). بنابراين‌، بين‌ عالَم‌ (كتاب‌ تكوين‌) و قرآن‌ (كتاب‌ تدوين‌)، تطبيقی صورت‌ می گيرد كه‌ از طريق‌ تأويل‌ (تفسير انفسی) حاصل‌ می شود ( آملی، همانجا). اين‌ رويكرد ويژه تفسيری، در واقع‌ برآيندِ مبانی ويژه هستی شناسی و معرفت‌شناسی عارفان‌ است‌. عارفان‌ برای جهان‌ هستی ظاهر و باطنی قائل‌اند و معتقدند كه‌ هستی در هر لحظه‌، از بطون‌ به‌ظهور می آيد و دوباره‌ از ظهور به‌ بطون‌ می رود و همانند تنفس‌ دارای قبض‌ و بسط‌ است‌ (ابن‌عربی، الفتوحات‌ المكيه ، ج‌ 2، ص‌ 391ـ392؛ شبستری، ص‌ 67ـ 68). انسان‌ نيز، مانند جهان‌، از جسم‌ و روح‌ تركيب‌ شده‌ كه‌ جسمش‌ ظاهر او و روحش‌ باطن‌ اوست‌ (نجم‌ رازی، ص‌ 311؛ مولوی، ج‌ 2، دفتر سوم‌، بيت‌ 4248). قول‌ به‌ همانندی انسان‌ و قرآن‌، به‌لحاظ‌ ظاهر و باطن‌، در برخی آثار حكيمان‌ نيز ديده‌ می شود ( رجوع کنید به صدرالدين‌ شيرازی، ص‌ 23؛ شايگان‌، ص‌110). در برخی متون‌ روايی، احاديثی دالّ بر ظاهر و باطن‌ و حد و مُطَّلَع‌ (مَطْلع‌) داشتن‌ قرآن‌ وارد شده‌ است‌. بنا بر اين‌ احاديث‌، هر آيه قرآن‌ دارای ظاهر و باطنی است‌ و هر حرف‌ آن‌ دارای حدی است‌ و هر حدی نيز دارای مَطلعی (صفار قمی، ص‌ 223؛ عياشی، ج‌ 1، ص‌ 86ـ87؛ سيوطی ،1363 ش‌، ج‌ 4، ص‌ 225؛ مجلسی، ج‌ 89، ص‌ 94). در حديثی از امام‌ صادق‌ عليه‌السلام‌ آمده‌ كه‌ قرآن‌ مشتمل‌ بر چهار چيز است‌: عبارات‌، اشارات‌، لطايف‌ و حقايق‌ (آملی، 1368 ش‌، ص‌530؛ مجلسی، ج‌ 89، ص‌ 103). با استناد به‌ اينگونه‌ روايات‌، عارفان‌ معتقد شده‌اند كه‌ در پس‌ ظاهر كلمات‌ و آيات‌ قرآن‌ معانی پنهان‌ وجود دارد و آن‌ معانی نيز متضمن‌ معانی ديگر است‌ و اين‌ لايه‌های معنايی را تا هفت‌ بطن‌ و لايه‌ دانسته‌اند (آملی، 1353 ش‌، ج‌ 1، ص‌ 12؛ همو، 1368 ش‌، همانجا). عارفان‌ از اين‌ روايات‌ در توجيه‌ و تحكيم‌ مبانی تفسيری خود بهره‌ گرفته‌اند. ابونصر سرّاج‌ (ص‌ 105ـ106) در ذيل‌ مبحثی با عنوان‌ «مستنبطات‌»، به‌موضوع‌ ظاهر و باطن‌ می پردازد و از آن‌ نتيجه‌ میگيرد كه‌ قرآن‌ و سنّت‌ دارای ظاهر و باطن‌ است‌. ابوطالب‌ مكی (ج‌ 1، ص‌ 156ـ157) با ذكر شواهدی از قرآن‌، ضمن‌ اذعان‌ به‌وجود ظاهر و باطن‌ برای آن‌، بر برتری علم‌ باطن‌ نسبت‌ به‌ علم‌ ظاهر تأكيد كرده‌ است‌. ابن‌عربی ( الفتوحات‌المكيه ، ج‌ 1، ص‌ 279) نيز بر اين‌ باور است‌ كه‌ هر آيه‌ از كتاب‌ مُنزَل‌ دو وجه‌ وجودی دارد: يك‌ وجه‌، وجود باطنی آن‌ است‌ كه‌ اهل‌ حق‌ آن‌ را در آيينه جانهای خود می بينند؛ وجه‌ ديگر، همان‌ كلمات‌ و آيات‌ است‌ كه‌ در خارج‌ از جانهای اهل‌ حق‌ است‌. تفسير عرفانی را میتوان‌ به‌ دو نوع‌ تقسيم‌ كرد: يكی تفسير فيضی ـ اشاری، ديگری تفسير مبتنی بر عرفان‌ نظری (ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 368). برخی قرآن‌پژوهان‌ به‌ اين‌ تقسيم‌ اعتراض‌ كرده‌اند و جز در شدت‌ و ضعف‌ تأويلات‌، تفاوتی ميان‌ اين‌ دو نوع‌ تفسير قائل‌ نشده‌اند ( رجوع کنید به معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 538 ـ 539). تفسير فيضی ـ اشاری، روشی است‌ كه‌ در آن‌ اهل‌ سيروسلوك‌ آيات‌ قرآن‌ را، بر خلاف‌ مفاهيم‌ ظاهری آن‌ و به‌ مقتضای اشارات‌ پنهانی و مرموز، تأويل‌ می كنند. اين‌ شيوه تفسيری مبتنی بر مفاهيم‌ نظری عرفانی نيست‌ و در اغلب‌ موارد با ظاهر الفاظ‌ قابل‌ جمع‌ است‌ و در واقع‌ كوششی است‌ برای جمع‌ بين‌ شريعت‌ و حقيقت‌ ( رجوع کنید به سيوطی، 1960، ص‌ 21). اگر چه‌ اين‌ نوع‌ تفسير نوعی تأويل‌ است‌، چون‌ تأويل‌ كنندگان‌ می كوشند ظاهر آيه‌ را به‌ معنايی بازگردانند كه‌ با آنچه‌ پيش‌ و پس‌ از آن‌ می آيد موافق‌ بوده‌ با كتاب‌ و سنّت‌ مغاير نباشد، تأويلی پسنديده‌ به‌ شمار می آيد (زرين‌كوب‌، ج‌ 1، ص‌ 348). اساس‌ تفسير فيضی ـ اشاری رياضت‌ و مجاهدت‌ نفسانی است‌ كه‌ از رهگذر آن‌، عارف‌ به‌ كشف‌ و شهود نايل‌ می شود. اين‌ دسته‌ از مفسران‌ عارف‌ معتقدند كه‌ وجوه‌ معنايی متعددی در ورای معنای ظاهری آيات‌ وجود دارد ( رجوع کنید به ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 381ـ 382). تفسير فيضی ـ اشاری را نمی توان‌ از تفسيرهای باطنی، كه‌ عدول‌ از ظواهر قرآنی است‌، به‌شمار آورد، زيرا آن‌ تفاسير، به‌ سبب‌ عدم‌ تطبيق‌ با قواعد و علم‌ تفسير، غالباً متضمن‌ ادعاهايی بی مبناست‌ (آتش‌، ص‌ 16ـ17). گرچه‌ در تفسير فيضی ـ اشاری نيز غالباً اصول‌ تصوف‌ عملی از رهگذر آيات‌ قرآنی مورد استناد قرار می گيرد ( رجوع کنید به قشيری، ج‌ 2، ص‌ 131، 316ـ317، 407؛ ميبدی، ج‌10، ص‌ 654). از نظر برخی صوفيان‌، تأويل‌ نبايد مجوزی برای وانهادن‌ معنای ظاهری قرآن‌ باشد. بنابراين‌، اين‌ تأويلها با تأويلهای برخی فلاسفه‌ و متكلمان‌ و باطنيان‌ متفاوت‌ است‌ (محمد غزالی، 1412، ج‌ 1، ص‌ 49؛ همو، 1407، ص‌ 160؛ نيز رجوع کنید به ميبدی، ج‌ 5، ص‌ 307؛ سروش‌، ص‌ 396ـ399). محكمات‌ و آيات‌ احكام‌ از دايره اين‌ تفسير و تأويل‌ بيرون‌اند و فقط‌ متشابهات‌ و آيات‌ مربوط‌ به‌ احوال‌ انسان‌ و اسرار كائنات‌ در اين‌ تفسير مورد توجه‌ و توجيه‌ صوفيانه‌ قرار می گيرند (زرين‌كوب‌، ج‌ 2، ص‌ 349). از مهمترين‌ و كهنترين‌ تفاسير فيضی ـ اشاری، تفسير سهل‌ تُستری (متوفی 283) است‌ كه‌ بر مفسران‌ صوفی بعد از تستری تأثير فراوانی نهاده‌، از جمله‌ ابوعبدالرحمان‌ سُلَمی در حقائق‌التفسير از آن‌ بهره‌ برده‌ است‌ ( رجوع کنید به باورينگ‌ ، ص‌ 112). حقائق‌التفسير سلمی نيز از تفاسير مهم‌ فيضی ـ اشاری است‌ كه‌ بر تفسيرهای بعدی، همچون‌ لطائف‌الاشارات‌ قشيری (متوفی 465)، تأثير داشته‌ است‌ ( رجوع کنید به قشيری، ج‌ 1، مقدمه بَسْيونی، ص‌ 11). تفسير سلمی مجموعه‌ای است‌ از تفاسير منسوب‌ به‌ امام‌ صادق‌ عليه‌السلام‌، تفسير ابوالحسين‌ نوری (متوفی 295)، تفسير حسين‌بن‌ منصور حلاج‌ (متوفی 309) و تفسير ابن‌عطا (متوفی 309؛ سلمی، ج‌ 1، مقدمه پورجوادی، ص‌ چهارده‌ ـ پانزده‌). لطائف‌الاشارات‌ قشيری نيز از تفاسير فيضی ـ اشاری است‌ ( رجوع کنید به ابن‌عربی، قانون‌التأويل‌ ، ص‌ 207). محمدحسين‌ ذهبی (ج‌ 2، ص‌ 412ـ443) و محمدهادی معرفت‌ (ج‌ 2، ص‌ 539 ـ 588) تفاسير مهم‌ فيضی ـ اشاری را معرفی كرده‌اند. رشيداحمد (ص‌ 57)، لطائف‌الاشارات‌ قشيری را اولين‌ تفسير عرفانی دانسته‌ كه‌ شخصی متكلم‌ و صوفی نگاشته‌ است‌، زيرا آثار تستری و سلمی را، به‌ معنای مصطلح‌، تفسير عرفانی نمی داند. تفسير قشيری برای مفسران‌ پس‌ از وی مأخذی معتبر بوده‌ است‌؛ از جمله‌، روزبهان‌ بَقلی شيرازی (متوفی 606) در تفسير عَرائس‌ البيان‌ فی حقائق‌ القرآن‌ * ، تفسير قشيری را يكی از منابع‌ خود معرفی كرده‌ و محمدبن‌ يوسف‌ حسينی مشهور به‌ گيسودراز، صوفی و عارف‌ هندی (متوفی 825)، در تفسير الملتَقَط‌ مطالبی را بدون‌ تصريح‌ به‌نام‌ قشيری از تفسير او نقل‌ كرده‌ است‌ ( رجوع کنید به رشيد احمد، ص‌ 67ـ 68). الفصول‌، نوشته ابوحنيفه‌ عبدالوهاب‌بن‌ محمد، تفسيری است‌ عرفانی ـ كلامی كه‌ بر مذاق‌ كرّاميه‌ نوشته‌ شده‌ كه‌ هنوز چاپ‌ نشده‌است‌. ويژگی اين‌ تفسير اشتمال‌ آن‌ بر اقوال‌ محمدبن‌ كرّام‌ و ديگر علما و عرفای كرّامی و نيزعقايد آنهاست‌. در اين‌ اثر، تصوير نسبتاً واقعی از عقايد كرّاميان‌ ترسيم‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید به شفيعی كدكنی، ص‌ 61ـ113). كشف‌ الاسرار و عُدّه الابرار * (تأليف‌ 520) به‌ فارسی، از ديگر تفاسير عرفانی است‌. رشيدالدين‌ ميبدی (ج‌ 1، ص‌ 1) روش‌ خود را در تفسير، نخست‌ ترجمه آيه‌، سپس‌ بيان‌ تفسير و در نهايت‌ تأويل‌ آيات‌ ذكر كرده‌ است‌. وی نوبت‌ سوم‌ اين‌ تفسير را به‌روش‌ عرفانی و به‌ مذاق‌ صوفيان‌ سامان‌ داده‌ است‌. عرائس‌ البيان‌ فی حقائق‌ القرآن‌ نوشته روزبهان‌ بقلی از ديگر تفسيرهای عرفانی است‌. مفسر، در عين‌ اعتراف‌ به‌ معنای ظاهر در اكثر قريب‌ به‌اتفاق‌ آيات‌، رويكردی اشاری ـ ذوقی و تأويل‌ گرايانه‌ نسبت‌ به‌ آيات‌ دارد ( رجوع کنید به جُنَيد شيرازی، ص‌ 244؛ منزوی، ج‌ 1، ص‌170؛ روزبهان‌نامه‌ ، مقدمه دانش‌پژوه‌، ص‌ 8؛ صاوی، ص‌ 12). بحرالحقائق‌ و المعانی فی تفسير السبع‌ المثانی نوشته نجم‌الدين‌ رازی، معروف‌ به‌ نجم‌الدين‌ دايه‌، نيز از جمله‌ تفاسير عرفانی است‌. اين‌ تفسير، كه‌ تا آيه هجده‌ سوره ذاريات‌ را در بر دارد، با اهتمام‌ بر جمع‌ بين‌ ظاهر و باطن‌ آيات‌ و تأييد اصول‌ تصوف‌ سامان‌ يافته‌ است‌. كار نجم‌الدين‌ دايه‌ را علاءالدوله‌ سمنانی ادامه‌ داد (ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 429ـ430؛ آتش‌، ص‌ 145). مثنوی معنوی * ، سروده جلال‌الدين‌ محمد مولوی، را هم‌ به‌سبب‌ اشتمال‌ آن‌ بر تفسير و تأويل‌ عرفانيِ بخشِ عمده‌ای از آيات‌ قرآن‌ می توان‌ از تفاسير عرفانی قرآن‌ كريم‌ به‌شمار آورد (زرين‌كوب‌، ج‌ 2، ص‌ 373). اسماعيل‌ بن‌ مصطفی حقی، صاحب‌ تفسير روح‌البيان‌ ، با بهره‌گيری از تفاسير عرفانی پيشين‌ (مانند تأويلات‌ عبدالرزاق‌ كاشانی و بحرالحقائق‌ و المعانی فی تفسير السبع‌ المثانی ) و با بهره‌گيری از اشعار عرفانی مولوی و حافظ‌ و سعدی تفسيری ذوقی تأليف‌ كرده‌ است‌ ( رجوع کنید به ج‌3، ص‌450، 453، ج‌6، ص‌177، 188، 201). بيان‌السعاده * تأليف‌ حاج‌ ملاّ سلطان‌محمد گنابادی، معروف‌ به‌ سلطان‌عليشاه‌ (متوفی 1327)، نيز از تفاسير فيضی ـ اشاری است‌ (برای نمونه‌های ديگری از اين‌ روش‌ تفسيری در دو سده اخير رجوع کنید به رومی، ج‌ 1، ص‌ 376). در ميان‌ تفاسير فيضی ـ اشاری، تفاسيری وجود دارد كه‌ در آنها فقط‌ يك‌ سوره‌ يا يك‌ آيه‌ تفسير شده‌ است‌، از جمله‌: مشكاه الانوار و مصفاه الاسرار امام‌محمد غزالی (متوفی 505) در تفسير آيه 35 سوره نور؛ بحرالمحبه فی اسرار المودّه از احمد غزالی (متوفی 520)، الستّين‌ الجامع‌ لِلَطائف‌ البساتين‌ از احمدبن‌ محمدبن‌ زيدطوسی (از مؤلفان‌ قرن‌ ششم‌)، و حدائق‌الحقايق‌ از معين‌الدين‌ فراهی هروی مشهور به‌ ملامسكين‌ (از عارفان‌ قرن‌ دهم‌)، هر سه‌ در تفسير سوره يوسف‌ به‌ زبان‌ فارسی ( رجوع کنید به آتش‌، ص‌ 56 ـ257). تفسير مبتنی بر عرفان‌ نظری، تحت‌ تأثيرِ مكتب‌ و آثار عرفانی ابن‌عربی، بويژه‌ آموزه وحدت‌ وجود، پديد آمد. صدرالدين‌ قونيوی (متوفی 673) شاگرد و پسرخوانده ابن‌عربی، و عبدالرزاق‌ كاشانی در تفسير قرآن‌ از روش‌ ابن‌عربی پيروی كردند. هدف‌ اصلی در اين‌ شيوه تفسيری، تطبيق‌ انديشه‌های عرفان‌ نظری، همچون‌ وحدت‌ وجود، با آيات‌ قرآن‌ است‌ (معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 577؛ آتش‌، ص‌ 174). تفسير رحمةٌمن‌ الرحمن‌ ، فراهم‌ آمده‌ از آثار قرآنی و عرفانی ابن‌عربی همچون‌ ايجاز البيان‌ فی الترجمه عن‌ القرآن‌ ، الجمع‌ و التفصيل‌ فی اسرار معانی التنزيل‌ ، و الفتوحات‌ المكيه ، از جمله‌ اين‌ تفاسير است‌ (معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 572). بر اساس‌ يك‌ نظر، ابن‌عربی بويژه‌ در بحث‌ وحدت‌ وجود و تفسير حروف‌، متأثر از ابن‌بَرَّجان‌ * (متوفی 536) بوده‌ است‌ (آتش‌، ص‌ 125). برخی ديگر از تفاسير مهم‌ و مشهور عرفان‌ نظری عبارت‌اند از: اعجاز البيان‌ فی كشف‌ بعض‌ اسرار امّ القرآن‌ اثر صدرالدين‌ قونيوی، در تفسير سوره حمد؛ تفسير القرآن‌ الكريم‌ از عبدالرزاق‌ كاشانی و رساله‌ای در تأويل‌ آيه بسم‌اللّه‌ از داود قيصری (از شارحان‌ فصوص‌الحكم‌ ). تفسير المحيط‌ الاعظم‌ سيدحيدر آملی هم‌ از تفاسير مهم‌ عرفانيِ مبتنی بر آموزه‌های ابن‌عربی است‌ كه‌ در آن‌ تشيع‌ و تصوف‌ باهم‌ تطبيق‌ داده‌ شده‌اند. اين‌ تفسير قرآنی، به‌گفته مؤلف‌ آن‌، جامع‌ تأويل‌ و تفسير يا جامع‌ شريعت‌ و طريقت‌ و حقيقت‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 195). منابع‌: (70) علاوه‌ بر قرآن‌؛ (71) سليمان‌ آتش‌، مكتب‌ تفسير اشاری ، ترجمه توفيق‌ ه . سبحانی، تهران‌ 1381 ش‌؛ (72) حيدربن‌ علی آملی، تفسيرالمحيط‌ الاعظم‌ و البحرالخضم‌ فی تأويل‌ كتاب‌ اللّه‌ العزيزالمحكم‌ ، چاپ‌ محسن‌ موسوی تبريزی، تهران‌ 1416/ 1995؛ همو، جامع‌الاسرار و منبع‌الانوار ، چاپ‌ هانری كوربن‌ و عثمان‌ اسماعيل‌ يحيی، تهران‌ (73) 1368 ش‌؛ (74) همو، المقدمات‌ من‌ كتاب‌ نص‌النصوص‌ فی شرح‌ فصوص‌ الحكم‌ لمحيی الدين‌ ابن‌العربی ، ج‌ 1، چاپ‌ هانری كوربن‌ و عثمان‌ اسماعيل‌ يحيی، تهران‌ 1353 ش‌؛ (75) ابن‌ حنبل‌، مسنداحمدبن‌ حنبل‌ ، استانبول‌ 1402/ 1982؛ (76) ابن‌صلاح‌، فتاوی و مسائل‌ ابن‌الصلاح‌ فیالتفسير والحديث‌ والاصول‌ و الفقه‌ ، چاپ‌ عبدالمعطی امين‌ قلعجی، بيروت‌ 1406/1986؛ (77) ابن‌عربی (محمدبن‌ عبدالله‌)، قانون‌التأويل‌ ، چاپ‌ محمد سليمانی، بيروت‌ 1990؛ (78) ابن‌عربی (محمدبن‌ علی)، الفتوحات‌المكيه ، بيروت‌: دارصادر، [بی تا.(؛ (79) ابوطالب‌ مكی، كتاب‌ قوت‌القلوب‌ فی معامله المحبوب‌ و وصف‌ طريق‌المريد الی مقام‌التوحيد ، قاهره‌ 1310، چاپ‌ افست‌ بيروت‌ )بی تا.(؛ (80) ابونصر سراج‌، كتاب ‌اللُّمَع‌ فی التصوف‌، چاپ‌ رينولد آلن‌ نيكلسون‌، ليدن‌ 1914، چاپ‌ افست‌ تهران‌ )بی تا.(؛ (81) مسعود بن‌ عمر تفتازانی، )شرح‌ ( العقائد النسفيّه، استانبول‌ 1326، چاپ‌ افست‌ بغداد )بی تا.(؛ (82) جنيد بن‌ محمود جنيد شيرازی، شدّالازارفی حطّ الاوزارعن‌ زوّارالمزار، چاپ‌ محمد قزوينی و عباس‌ اقبال‌، تهران‌ 1328 ش‌، چاپ‌ مجدد تهران‌ 1366 ش‌؛ (83) اسماعيل‌بن‌ مصطفی حقی، تفسير روح‌البيان‌ ، بيروت‌ 1405/1985؛ (84) محمدحسين‌ ذهبی، التفسير و المفسّرون‌ ، بيروت‌ 1407/1987؛ (85) روزبهان‌نامه‌ ، چاپ‌ محمدتقی دانش ‌پژوه‌، تهران‌: انجمن‌ آثار ملی، 1347 ش‌؛ (86) فهدبن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌التفسير فی القرن‌الرابع‌ عشر ، رياض‌ 1407/1986؛ (87) محمد عبدالعظيم‌ زرقانی، مناهل‌العرفان‌ فی علوم‌القرآن‌ ، قاهره‌ )1980 (؛ (88) محمدبن‌ بهادر زركشی، البرهان‌ فی علوم‌القرآن‌ ، چاپ‌ يوسف‌ عبدالرحمان‌ مرعشلی، جمال‌ حمدی ذهبی، و ابراهيم‌ عبداللّه‌ كردی، بيروت‌ 1410/1990؛ (89) عبدالحسين‌ زرين‌كوب‌، سرّنی: نقد و شرح‌ تحليلی و تطبيقی مثنوی ، تهران‌ 1364 ش‌؛ (90) محمدتقی سبحانی، «قرآن‌ و سرچشمه‌های تصوف‌ از ديدگاه‌ خاورشناسان‌ معاصر: نگاهی انتقادی به‌ كتاب‌ تفسير قرآنی و زبان‌ عرفانی ) اثر] پل‌ نويا»، بيّنات‌ ، سال‌2، ش‌ 3 (پاييز1374)؛ عبدالكريم‌ (91) سروش‌، «تأويل‌ در مثنوی»، در نامه شهيدی: جشن‌نامه استاد دكتر سيد جعفر شهيدی ، به‌ اهتمام‌ علی اصغر محمد خانی، تهران‌: طرح‌ نو، 1374 ش‌؛ (92) محمدبن‌ حسين‌ سلمی، مجموعه آثار ابوعبدالرحمن‌ سلمی: بخشهايی از حقائق ‌التفسير و رسائل‌ ديگر ، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ 1369ـ1372 ش‌؛ (93) عبدالرحمان‌بن‌ ابیبكر سيوطی، الاتقان‌ فی علوم ‌القرآن‌ ، چاپ‌ محمدابوالفضل‌ ابراهيم‌، [قاهره‌ 1967 (، چاپ‌ افست‌ قم‌ 1363 ش‌؛ (94) همو، كتاب‌ طبقات ‌المفسرين‌ ، چاپ‌ مورسينگ‌، ليدن‌ 1839، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1960؛ (95) ابراهيم‌بن‌ موسی شاطبی، الموافقات‌ فی اصول‌الشريعه ، چاپ‌ محمد عبداللّه‌ دراز، بيروت‌ 1395/1975؛ (96) داريوش‌ شايگان‌، هانری كربن‌: آفاق‌ تفكر معنوی در اسلام‌ ايرانی ، ترجمه باقر پرهام‌، تهران‌ 1371 ش‌؛ (97) محمودبن‌ عبدالكريم‌ شبستری، گلشن‌راز ، چاپ‌ احمد مجاهد و محسن‌ كيانی، تهران‌ 1371 ش‌؛ (98) عبدالوهاب ‌بن‌ احمد شعرانی، الطبقات ‌الكبری ، بيروت‌ 1408/1988؛ (99) محمدرضا شفيعی كدكنی، «چهره ديگر محمدبن‌ كرام‌ سجستانی در پرتو سخنان‌ نو يافته‌ از او»، در ارج‌نامه ايرج‌: به‌ پاس‌ نيم‌ قرن‌ سوابق‌ درخشان‌ فرهنگی و دانشگاهی استاد ايرج‌ افشار ، ج‌ 2، به‌ كوشش‌ محسن‌ باقرزاده‌، تهران‌: توس‌، 1418ـ1419؛ (100) صلاح‌ صاوی، «روزبهان‌ و تفسير عرائس‌البيان‌ »، تحقيقات‌ اسلامی ، سال‌ 1، ش‌ 2ـ سال‌ 2، ش‌ 1 (1365ـ1366 ش‌)؛ (101) محمدبن‌ ابراهيم‌ صدرالدين‌ شيرازی، مفاتيح‌الغيب‌ ، با تعليقات‌ علی نوری، چاپ‌ محمد خواجوی، تهران‌ 1363 ش‌؛ (102) محمدبن‌ حسن‌ صفار قمی، بصائرالدرجات‌الكبری فی فضائل‌ آل‌ محمد ( ص‌ )، تهران‌ 1362 ش‌؛ (103) عبدالرحمان‌ عك‌، اصول‌التفسير و قواعده‌ ، بيروت‌ 1407؛ (104) محمدبن‌ مسعود عياشی، التفسير ، قم‌ 1421؛ (105) احمدبن‌ محمد غزالی، سوانح‌ ، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ 1359 ش‌؛ (106) محمدبن‌ محمد غزالی، احياء علوم‌الدين‌ ، بيروت‌ 1412/1992؛ (107) همو، مشكاه الأنوار و مصفاه الأسرار ، چاپ‌ عبدالعزيز عزالدين‌ سيروان‌، بيروت‌ 1407/1986؛ (108) عبدالكريم‌ بن‌ هوازن‌ قشيری، لطائف‌الاشارات‌ ، چاپ‌ ابراهيم‌ بسيونی، قاهره‌ 1981ـ1983؛ (109) ايگناتس‌ گولد تسيهر، مذاهب‌التفسيرالاسلامی، )ترجمه ]عبدالحليم‌ نجار، بيروت‌ 1405/1985؛ (110) آدام‌ متز، تمدن‌ اسلامی در قرن‌ چهارم‌ هجری، يا، رنسانس‌ اسلامی، ترجمه عليرضا ذكاوتی قراگزلو، تهران‌ 1364 ش‌؛ (111) مجلسی؛ (112) اسماعيل‌بن‌ محمد مستملی، شرح‌ التعرف‌ لمذهب‌ التصوف‌ ، چاپ‌ محمد روشن‌، تهران‌ 1363ـ1366 ش‌؛ (113) محمدهادی معرفت‌، التفسير و المفسّرون‌ فی ثوبه‌ القشيب‌، مشهد 1418ـ1419؛ (114) علينقی منزوی، فهرست‌ كتابخانه اهدائی آقای سيدمحمد مشكوه به‌ كتابخانه دانشگاه‌ تهران‌ ، ج‌ 1ـ2، تهران‌ 1330ـ1332 ش‌؛ (115) جلال‌الدين‌ محمدبن‌ محمد مولوی، مثنوی معنوی ، تصحيح‌ رينولد آلن‌ نيكلسون‌، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ 1363 ش‌؛ (116) احمدبن‌ محمد ميبدی، كشف‌الاسرار وعده الابرار ، چاپ‌ علی اصغر حكمت‌، تهران‌ 1361 ش‌؛ (117) عبداللّه‌بن‌ محمد نجم‌ رازی، مرصادالعباد ، چاپ‌ محمدامين‌ رياحی، تهران‌ 1365 ش‌؛ (118) پل‌نويا، تفسير قرآنی و زبان‌ عرفانی ، ترجمه اسماعيل‌ سعادت‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ (119) علیبن‌ عثمان‌ هجويری، كشف‌المحجوب‌ ، چاپ‌ و. ژوكوفسكی، لنينگراد 1926، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1358 ش‌؛ (120) Regis Blachere, Introduction au Coran , Paris 1977; (121) Gerhard Bowering, The mystical vision of existence in classical Islam: the Qur'anic hermeneutics of the Sufi Sahl at-Tustari (d.283/896) , Berlin 1980; (122) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.v."Tafsir" (by Andrew Rippin); (123) Rashid Ahmad (Jullandri), "Abu al-Qasim al-Qushairi as a theologian and commentator" , Islamic quarterly, 13(1969). / محسن‌ قاسم ‌پور/ "> ، ج‌ 14، ص‌ 239). تفسير عرفانی، به‌لحاظ‌ روش‌ و رويكرد تأويلی، با برخی مشربهای فلسفی و كلامی، همچون‌ مشرب‌ شيعی، وجه‌ اشتراك‌ دارد (متز، ج‌ 1، ص‌ 227؛ نيز رجوع کنید به تأويل‌ * ). قرآن‌پژوهان‌ در جواز يا عدم‌ جواز اين‌ نوع‌ تفسير اختلاف‌نظر دارند؛ گروهی آن‌ را غيرمجاز و حتی بدعت‌ می دانند (ابن‌صلاح‌، ج‌ 1، ص‌ 196ـ197؛ زركشی، همانجا) اما برخی عقيده‌ دارند كه‌ در صورت‌ حفظ‌ اصولِ تفسير و جمع‌ ظواهر الفاظ‌ و دقايق‌ نكات‌ باطنی آنها، كه‌ كمال‌ ايمان‌ و عرفان‌ محض‌ است‌ (سيوطی، 1363 ش‌، همانجا)، اين‌ نوع‌ تفسير اشكالی ندارد (تفتازانی، ص‌ 189ـ190؛ زرقانی، ج‌ 2، ص‌ 89 ـ90؛ آتش‌، ص‌ 14ـ 15). به‌نظر عبدالوهاب‌ شعرانی (ج‌ 1، ص‌ 4)، اين‌ شيوه تفسير مذموم‌ نيست‌، زيرا عارفان‌ میتوانند به‌ معناهايی دست‌ يابند كه‌ رسيدن‌ به‌ آنها برای عالمانِ اهل‌ظاهر ميسّر نيست‌. پيشينه تفسير عرفانی به‌ دوران‌ صدر اسلام‌ و روزگار پيامبر می رسد ( رجوع کنید به هجويری، ص‌50؛ آتش‌، ص‌20ـ26). برخی آيات‌ قرآن‌ (نساء: 80؛ محمد: 24؛ بقره‌: 115، 156؛ نور: 35) كه‌ به‌ كار استواركردن‌ طرز تلقی صوفيه‌ می آمد، دست‌آويزی برای تفسير عرفانی شد (ابونصر سَرّاج‌، ص‌ 105ـ106؛ شاطِبی، ج‌ 3، ص‌ 382ـ383؛ گولد تسيهر، ص‌ 204ـ 205). آنچه‌ در شتاب‌ بخشيدن‌ به‌ اين‌ رويكرد مؤثر بود، وجود الفاظ‌ و عبارات‌ مجازی در قرآن‌ است‌ كه‌ به‌نظر سيوطی (1363 ش‌، ج‌ 3، ص‌ 120) انكارناپذير است‌ و اگر اين‌ واژه‌های مجازی در قرآن‌ نبود، نيمی از زيبايی كتاب‌ وحی از بين‌ می رفت‌ (برای نمونه اينگونه‌ مجازها رجوع کنید به بقره‌: 74، 187؛ انعام‌: 132؛ اعراف‌: 175ـ176؛ فرقان‌: 12؛ مريم‌: 4؛ يس‌: 37؛ فتح‌: 29؛ صف‌: 46). به‌بعضی اصحاب‌ پيامبر، اخباری منسوب‌ است‌ كه‌ بنا بر آنها، نبايد صرفاً معنای ظاهری قرآن‌ را مراد دانست‌ ( رجوع کنید به ابن‌حنبل‌، ج‌ 1، ص‌ 79؛ ابوطالب‌ مكی، ج‌ 1، ص‌ 49). پيش‌ از تدوين‌ تفاسير عرفانی، گفته ابن‌عباس‌ در باره آيه دوازدهم‌ سوره طلاق‌ (اگر تفسير آن‌ را بگويم‌ مرا سنگسار می كنيد، و به‌ تعبيری ديگر، مرا كافر می خوانيد) شهرت‌ بسيار داشت‌ و بدان‌ استشهاد می شد (رجوع کنید به محمد غزالی، 1412، ج‌ 4، ص‌ 356). در دوره تابعين‌ نيز اشخاصی، از جمله‌ حسن‌ بصری، آيات‌ را به‌شيوه اشاری تفسير میكردند (آتش‌، ص‌ 31). پل ‌نويا معتقد است‌ كه‌ نخستين‌ نمونه‌های تفسير عرفانی در آموزه‌های امام‌ صادق‌، بويژه‌ در زمينه‌هايی مانند علم‌ جفر و حوزه تجربه عرفانی، ديده‌ می شود ( ص‌ 136ـ139، 146) كه‌ ضمن‌ حقائق‌ التفسير* سُلَمی آمده‌ است‌، اگرچه‌ در اصالت‌ و اعتبار اين‌ انتساب‌ ترديد هست‌ ( رجوع کنید به سبحانی، ص‌ 99). به‌ نوشته پل‌ نويا، جنبه تخيلی و استعاری التفسيرالكبير مُقاتِل‌بن‌ سليمان‌ (متوفی 150)، الهام‌بخش‌ عارفانی چون‌ حكيم‌ تِرْمِذی (متوفی 285) نيز بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به ص‌ 98؛ قس‌ سبحانی، ص‌ 97ـ99). تفسير عرفانی نوعی تفسير است‌ كه‌ در آن‌ عارف‌، بر مبنای تعاليم‌ عرفانی يا ذوق‌ وجدانی حاصل‌ از شهود باطنی، به‌ تأويل‌ ظواهر آيات‌ قرآن‌ میپردازد. وجه‌ تمايز اين‌ نوع‌ تفسير از ديگر روشهای تفسيری، به ‌كار بردن‌ «زبان‌ اشارت‌» و مصطلحات‌ ويژه‌ای است‌ كه‌ طبيعتِ تجربه عرفانی آن‌ را اقتضا می كند ( رجوع کنید به مُسْتَمْلی، ج‌ 3، ص‌1160ـ1161؛ احمد غزالی، ص‌ 1، توضيحات‌ پورجوادی، ص‌ 73ـ74). به‌همين‌ سبب‌، برخی به‌تفسير عرفانی، تفسير اشاری هم‌ می گويند (قُشَيری، ج‌ 1، ص‌ 41؛ سيوطی، 1363 ش‌، ج‌ 4، ص‌ 224؛ زرقانی، ج‌ 2، ص‌ 78؛ آتش‌، ص‌ 12). اين‌ اشارات‌ عرفانی گاه‌ با ظواهر الفاظ‌ قرآن‌ قابل‌ جمع‌اند (زرقانی، همانجا). ابن‌عربی * ( الفتوحات‌ المكيّه ، ج‌ 1، ص‌ 279) شيوه عارفان‌ را در شرح‌ و تبيين‌ مراد وحی، اشارت‌ ناميده‌ و سبب‌ آنكه‌ اهل‌ حقيقت‌ معنای حاصل‌ از آيات‌ را اشارت‌ مینامند، تقيه‌ دانسته‌ و گفته‌ است‌ كه‌ دليل‌ آن‌ بيم‌ از عالمان‌ ظاهربين‌ و فقيهان‌ است‌ (همانجا). به‌ نظر سيدحيدر آملی (1416، ج‌ 1، ص‌ 206) تأويل‌ آيات‌ الاهی همان‌ تفسير انفسی است‌؛ يعنی، تطبيق‌ جهان‌ خارج‌ (آفاق‌) با نفس‌ عارف‌ (انفس‌)، كه‌ در واقع‌ برداشتی است‌ از آيه «سَنُريِهم‌ آياتِنا فی الا'فاقِ و فی اَنْفُسِهِمْ حتّی يَتَبَيَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الحَقُّ اَوَلَم‌ يَكْفِ بِرَبِّكَ اَنَّهُ علی' كلِّ شَیءِ شَهيد» (فصّلت‌: 53). بنابراين‌، بين‌ عالَم‌ (كتاب‌ تكوين‌) و قرآن‌ (كتاب‌ تدوين‌)، تطبيقی صورت‌ می گيرد كه‌ از طريق‌ تأويل‌ (تفسير انفسی) حاصل‌ می شود ( آملی، همانجا). اين‌ رويكرد ويژه تفسيری، در واقع‌ برآيندِ مبانی ويژه هستی شناسی و معرفت‌شناسی عارفان‌ است‌. عارفان‌ برای جهان‌ هستی ظاهر و باطنی قائل‌اند و معتقدند كه‌ هستی در هر لحظه‌، از بطون‌ به‌ظهور می آيد و دوباره‌ از ظهور به‌ بطون‌ می رود و همانند تنفس‌ دارای قبض‌ و بسط‌ است‌ (ابن‌عربی، الفتوحات‌ المكيه ، ج‌ 2، ص‌ 391ـ392؛ شبستری، ص‌ 67ـ 68). انسان‌ نيز، مانند جهان‌، از جسم‌ و روح‌ تركيب‌ شده‌ كه‌ جسمش‌ ظاهر او و روحش‌ باطن‌ اوست‌ (نجم‌ رازی، ص‌ 311؛ مولوی، ج‌ 2، دفتر سوم‌، بيت‌ 4248). قول‌ به‌ همانندی انسان‌ و قرآن‌، به‌لحاظ‌ ظاهر و باطن‌، در برخی آثار حكيمان‌ نيز ديده‌ می شود ( رجوع کنید به صدرالدين‌ شيرازی، ص‌ 23؛ شايگان‌، ص‌110). در برخی متون‌ روايی، احاديثی دالّ بر ظاهر و باطن‌ و حد و مُطَّلَع‌ (مَطْلع‌) داشتن‌ قرآن‌ وارد شده‌ است‌. بنا بر اين‌ احاديث‌، هر آيه قرآن‌ دارای ظاهر و باطنی است‌ و هر حرف‌ آن‌ دارای حدی است‌ و هر حدی نيز دارای مَطلعی (صفار قمی، ص‌ 223؛ عياشی، ج‌ 1، ص‌ 86ـ87؛ سيوطی ،1363 ش‌، ج‌ 4، ص‌ 225؛ مجلسی، ج‌ 89، ص‌ 94). در حديثی از امام‌ صادق‌ عليه‌السلام‌ آمده‌ كه‌ قرآن‌ مشتمل‌ بر چهار چيز است‌: عبارات‌، اشارات‌، لطايف‌ و حقايق‌ (آملی، 1368 ش‌، ص‌530؛ مجلسی، ج‌ 89، ص‌ 103). با استناد به‌ اينگونه‌ روايات‌، عارفان‌ معتقد شده‌اند كه‌ در پس‌ ظاهر كلمات‌ و آيات‌ قرآن‌ معانی پنهان‌ وجود دارد و آن‌ معانی نيز متضمن‌ معانی ديگر است‌ و اين‌ لايه‌های معنايی را تا هفت‌ بطن‌ و لايه‌ دانسته‌اند (آملی، 1353 ش‌، ج‌ 1، ص‌ 12؛ همو، 1368 ش‌، همانجا). عارفان‌ از اين‌ روايات‌ در توجيه‌ و تحكيم‌ مبانی تفسيری خود بهره‌ گرفته‌اند. ابونصر سرّاج‌ (ص‌ 105ـ106) در ذيل‌ مبحثی با عنوان‌ «مستنبطات‌»، به‌موضوع‌ ظاهر و باطن‌ می پردازد و از آن‌ نتيجه‌ میگيرد كه‌ قرآن‌ و سنّت‌ دارای ظاهر و باطن‌ است‌. ابوطالب‌ مكی (ج‌ 1، ص‌ 156ـ157) با ذكر شواهدی از قرآن‌، ضمن‌ اذعان‌ به‌وجود ظاهر و باطن‌ برای آن‌، بر برتری علم‌ باطن‌ نسبت‌ به‌ علم‌ ظاهر تأكيد كرده‌ است‌. ابن‌عربی ( الفتوحات‌المكيه ، ج‌ 1، ص‌ 279) نيز بر اين‌ باور است‌ كه‌ هر آيه‌ از كتاب‌ مُنزَل‌ دو وجه‌ وجودی دارد: يك‌ وجه‌، وجود باطنی آن‌ است‌ كه‌ اهل‌ حق‌ آن‌ را در آيينه جانهای خود می بينند؛ وجه‌ ديگر، همان‌ كلمات‌ و آيات‌ است‌ كه‌ در خارج‌ از جانهای اهل‌ حق‌ است‌. تفسير عرفانی را میتوان‌ به‌ دو نوع‌ تقسيم‌ كرد: يكی تفسير فيضی ـ اشاری، ديگری تفسير مبتنی بر عرفان‌ نظری (ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 368). برخی قرآن‌پژوهان‌ به‌ اين‌ تقسيم‌ اعتراض‌ كرده‌اند و جز در شدت‌ و ضعف‌ تأويلات‌، تفاوتی ميان‌ اين‌ دو نوع‌ تفسير قائل‌ نشده‌اند ( رجوع کنید به معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 538 ـ 539). تفسير فيضی ـ اشاری، روشی است‌ كه‌ در آن‌ اهل‌ سيروسلوك‌ آيات‌ قرآن‌ را، بر خلاف‌ مفاهيم‌ ظاهری آن‌ و به‌ مقتضای اشارات‌ پنهانی و مرموز، تأويل‌ می كنند. اين‌ شيوه تفسيری مبتنی بر مفاهيم‌ نظری عرفانی نيست‌ و در اغلب‌ موارد با ظاهر الفاظ‌ قابل‌ جمع‌ است‌ و در واقع‌ كوششی است‌ برای جمع‌ بين‌ شريعت‌ و حقيقت‌ ( رجوع کنید به سيوطی، 1960، ص‌ 21). اگر چه‌ اين‌ نوع‌ تفسير نوعی تأويل‌ است‌، چون‌ تأويل‌ كنندگان‌ می كوشند ظاهر آيه‌ را به‌ معنايی بازگردانند كه‌ با آنچه‌ پيش‌ و پس‌ از آن‌ می آيد موافق‌ بوده‌ با كتاب‌ و سنّت‌ مغاير نباشد، تأويلی پسنديده‌ به‌ شمار می آيد (زرين‌كوب‌، ج‌ 1، ص‌ 348). اساس‌ تفسير فيضی ـ اشاری رياضت‌ و مجاهدت‌ نفسانی است‌ كه‌ از رهگذر آن‌، عارف‌ به‌ كشف‌ و شهود نايل‌ می شود. اين‌ دسته‌ از مفسران‌ عارف‌ معتقدند كه‌ وجوه‌ معنايی متعددی در ورای معنای ظاهری آيات‌ وجود دارد ( رجوع کنید به ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 381ـ 382). تفسير فيضی ـ اشاری را نمی توان‌ از تفسيرهای باطنی، كه‌ عدول‌ از ظواهر قرآنی است‌، به‌شمار آورد، زيرا آن‌ تفاسير، به‌ سبب‌ عدم‌ تطبيق‌ با قواعد و علم‌ تفسير، غالباً متضمن‌ ادعاهايی بی مبناست‌ (آتش‌، ص‌ 16ـ17). گرچه‌ در تفسير فيضی ـ اشاری نيز غالباً اصول‌ تصوف‌ عملی از رهگذر آيات‌ قرآنی مورد استناد قرار می گيرد ( رجوع کنید به قشيری، ج‌ 2، ص‌ 131، 316ـ317، 407؛ ميبدی، ج‌10، ص‌ 654). از نظر برخی صوفيان‌، تأويل‌ نبايد مجوزی برای وانهادن‌ معنای ظاهری قرآن‌ باشد. بنابراين‌، اين‌ تأويلها با تأويلهای برخی فلاسفه‌ و متكلمان‌ و باطنيان‌ متفاوت‌ است‌ (محمد غزالی، 1412، ج‌ 1، ص‌ 49؛ همو، 1407، ص‌ 160؛ نيز رجوع کنید به ميبدی، ج‌ 5، ص‌ 307؛ سروش‌، ص‌ 396ـ399). محكمات‌ و آيات‌ احكام‌ از دايره اين‌ تفسير و تأويل‌ بيرون‌اند و فقط‌ متشابهات‌ و آيات‌ مربوط‌ به‌ احوال‌ انسان‌ و اسرار كائنات‌ در اين‌ تفسير مورد توجه‌ و توجيه‌ صوفيانه‌ قرار می گيرند (زرين‌كوب‌، ج‌ 2، ص‌ 349). از مهمترين‌ و كهنترين‌ تفاسير فيضی ـ اشاری، تفسير سهل‌ تُستری (متوفی 283) است‌ كه‌ بر مفسران‌ صوفی بعد از تستری تأثير فراوانی نهاده‌، از جمله‌ ابوعبدالرحمان‌ سُلَمی در حقائق‌التفسير از آن‌ بهره‌ برده‌ است‌ ( رجوع کنید به باورينگ‌ ، ص‌ 112). حقائق‌التفسير سلمی نيز از تفاسير مهم‌ فيضی ـ اشاری است‌ كه‌ بر تفسيرهای بعدی، همچون‌ لطائف‌الاشارات‌ قشيری (متوفی 465)، تأثير داشته‌ است‌ ( رجوع کنید به قشيری، ج‌ 1، مقدمه بَسْيونی، ص‌ 11). تفسير سلمی مجموعه‌ای است‌ از تفاسير منسوب‌ به‌ امام‌ صادق‌ عليه‌السلام‌، تفسير ابوالحسين‌ نوری (متوفی 295)، تفسير حسين‌بن‌ منصور حلاج‌ (متوفی 309) و تفسير ابن‌عطا (متوفی 309؛ سلمی، ج‌ 1، مقدمه پورجوادی، ص‌ چهارده‌ ـ پانزده‌). لطائف‌الاشارات‌ قشيری نيز از تفاسير فيضی ـ اشاری است‌ ( رجوع کنید به ابن‌عربی، قانون‌التأويل‌ ، ص‌ 207). محمدحسين‌ ذهبی (ج‌ 2، ص‌ 412ـ443) و محمدهادی معرفت‌ (ج‌ 2، ص‌ 539 ـ 588) تفاسير مهم‌ فيضی ـ اشاری را معرفی كرده‌اند. رشيداحمد (ص‌ 57)، لطائف‌الاشارات‌ قشيری را اولين‌ تفسير عرفانی دانسته‌ كه‌ شخصی متكلم‌ و صوفی نگاشته‌ است‌، زيرا آثار تستری و سلمی را، به‌ معنای مصطلح‌، تفسير عرفانی نمی داند. تفسير قشيری برای مفسران‌ پس‌ از وی مأخذی معتبر بوده‌ است‌؛ از جمله‌، روزبهان‌ بَقلی شيرازی (متوفی 606) در تفسير عَرائس‌ البيان‌ فی حقائق‌ القرآن‌ * ، تفسير قشيری را يكی از منابع‌ خود معرفی كرده‌ و محمدبن‌ يوسف‌ حسينی مشهور به‌ گيسودراز، صوفی و عارف‌ هندی (متوفی 825)، در تفسير الملتَقَط‌ مطالبی را بدون‌ تصريح‌ به‌نام‌ قشيری از تفسير او نقل‌ كرده‌ است‌ ( رجوع کنید به رشيد احمد، ص‌ 67ـ 68). الفصول‌، نوشته ابوحنيفه‌ عبدالوهاب‌بن‌ محمد، تفسيری است‌ عرفانی ـ كلامی كه‌ بر مذاق‌ كرّاميه‌ نوشته‌ شده‌ كه‌ هنوز چاپ‌ نشده‌است‌. ويژگی اين‌ تفسير اشتمال‌ آن‌ بر اقوال‌ محمدبن‌ كرّام‌ و ديگر علما و عرفای كرّامی و نيزعقايد آنهاست‌. در اين‌ اثر، تصوير نسبتاً واقعی از عقايد كرّاميان‌ ترسيم‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید به شفيعی كدكنی، ص‌ 61ـ113). كشف‌ الاسرار و عُدّه الابرار * (تأليف‌ 520) به‌ فارسی، از ديگر تفاسير عرفانی است‌. رشيدالدين‌ ميبدی (ج‌ 1، ص‌ 1) روش‌ خود را در تفسير، نخست‌ ترجمه آيه‌، سپس‌ بيان‌ تفسير و در نهايت‌ تأويل‌ آيات‌ ذكر كرده‌ است‌. وی نوبت‌ سوم‌ اين‌ تفسير را به‌روش‌ عرفانی و به‌ مذاق‌ صوفيان‌ سامان‌ داده‌ است‌. عرائس‌ البيان‌ فی حقائق‌ القرآن‌ نوشته روزبهان‌ بقلی از ديگر تفسيرهای عرفانی است‌. مفسر، در عين‌ اعتراف‌ به‌ معنای ظاهر در اكثر قريب‌ به‌اتفاق‌ آيات‌، رويكردی اشاری ـ ذوقی و تأويل‌ گرايانه‌ نسبت‌ به‌ آيات‌ دارد ( رجوع کنید به جُنَيد شيرازی، ص‌ 244؛ منزوی، ج‌ 1، ص‌170؛ روزبهان‌نامه‌ ، مقدمه دانش‌پژوه‌، ص‌ 8؛ صاوی، ص‌ 12). بحرالحقائق‌ و المعانی فی تفسير السبع‌ المثانی نوشته نجم‌الدين‌ رازی، معروف‌ به‌ نجم‌الدين‌ دايه‌، نيز از جمله‌ تفاسير عرفانی است‌. اين‌ تفسير، كه‌ تا آيه هجده‌ سوره ذاريات‌ را در بر دارد، با اهتمام‌ بر جمع‌ بين‌ ظاهر و باطن‌ آيات‌ و تأييد اصول‌ تصوف‌ سامان‌ يافته‌ است‌. كار نجم‌الدين‌ دايه‌ را علاءالدوله‌ سمنانی ادامه‌ داد (ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 429ـ430؛ آتش‌، ص‌ 145). مثنوی معنوی * ، سروده جلال‌الدين‌ محمد مولوی، را هم‌ به‌سبب‌ اشتمال‌ آن‌ بر تفسير و تأويل‌ عرفانيِ بخشِ عمده‌ای از آيات‌ قرآن‌ می توان‌ از تفاسير عرفانی قرآن‌ كريم‌ به‌شمار آورد (زرين‌كوب‌، ج‌ 2، ص‌ 373). اسماعيل‌ بن‌ مصطفی حقی، صاحب‌ تفسير روح‌البيان‌ ، با بهره‌گيری از تفاسير عرفانی پيشين‌ (مانند تأويلات‌ عبدالرزاق‌ كاشانی و بحرالحقائق‌ و المعانی فی تفسير السبع‌ المثانی ) و با بهره‌گيری از اشعار عرفانی مولوی و حافظ‌ و سعدی تفسيری ذوقی تأليف‌ كرده‌ است‌ ( رجوع کنید به ج‌3، ص‌450، 453، ج‌6، ص‌177، 188، 201). بيان‌السعاده * تأليف‌ حاج‌ ملاّ سلطان‌محمد گنابادی، معروف‌ به‌ سلطان‌عليشاه‌ (متوفی 1327)، نيز از تفاسير فيضی ـ اشاری است‌ (برای نمونه‌های ديگری از اين‌ روش‌ تفسيری در دو سده اخير رجوع کنید به رومی، ج‌ 1، ص‌ 376). در ميان‌ تفاسير فيضی ـ اشاری، تفاسيری وجود دارد كه‌ در آنها فقط‌ يك‌ سوره‌ يا يك‌ آيه‌ تفسير شده‌ است‌، از جمله‌: مشكاه الانوار و مصفاه الاسرار امام‌محمد غزالی (متوفی 505) در تفسير آيه 35 سوره نور؛ بحرالمحبه فی اسرار المودّه از احمد غزالی (متوفی 520)، الستّين‌ الجامع‌ لِلَطائف‌ البساتين‌ از احمدبن‌ محمدبن‌ زيدطوسی (از مؤلفان‌ قرن‌ ششم‌)، و حدائق‌الحقايق‌ از معين‌الدين‌ فراهی هروی مشهور به‌ ملامسكين‌ (از عارفان‌ قرن‌ دهم‌)، هر سه‌ در تفسير سوره يوسف‌ به‌ زبان‌ فارسی ( رجوع کنید به آتش‌، ص‌ 56 ـ257). تفسير مبتنی بر عرفان‌ نظری، تحت‌ تأثيرِ مكتب‌ و آثار عرفانی ابن‌عربی، بويژه‌ آموزه وحدت‌ وجود، پديد آمد. صدرالدين‌ قونيوی (متوفی 673) شاگرد و پسرخوانده ابن‌عربی، و عبدالرزاق‌ كاشانی در تفسير قرآن‌ از روش‌ ابن‌عربی پيروی كردند. هدف‌ اصلی در اين‌ شيوه تفسيری، تطبيق‌ انديشه‌های عرفان‌ نظری، همچون‌ وحدت‌ وجود، با آيات‌ قرآن‌ است‌ (معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 577؛ آتش‌، ص‌ 174). تفسير رحمةٌمن‌ الرحمن‌ ، فراهم‌ آمده‌ از آثار قرآنی و عرفانی ابن‌عربی همچون‌ ايجاز البيان‌ فی الترجمه عن‌ القرآن‌ ، الجمع‌ و التفصيل‌ فی اسرار معانی التنزيل‌ ، و الفتوحات‌ المكيه ، از جمله‌ اين‌ تفاسير است‌ (معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 572). بر اساس‌ يك‌ نظر، ابن‌عربی بويژه‌ در بحث‌ وحدت‌ وجود و تفسير حروف‌، متأثر از ابن‌بَرَّجان‌ * (متوفی 536) بوده‌ است‌ (آتش‌، ص‌ 125). برخی ديگر از تفاسير مهم‌ و مشهور عرفان‌ نظری عبارت‌اند از: اعجاز البيان‌ فی كشف‌ بعض‌ اسرار امّ القرآن‌ اثر صدرالدين‌ قونيوی، در تفسير سوره حمد؛ تفسير القرآن‌ الكريم‌ از عبدالرزاق‌ كاشانی و رساله‌ای در تأويل‌ آيه بسم‌اللّه‌ از داود قيصری (از شارحان‌ فصوص‌الحكم‌ ). تفسير المحيط‌ الاعظم‌ سيدحيدر آملی هم‌ از تفاسير مهم‌ عرفانيِ مبتنی بر آموزه‌های ابن‌عربی است‌ كه‌ در آن‌ تشيع‌ و تصوف‌ باهم‌ تطبيق‌ داده‌ شده‌اند. اين‌ تفسير قرآنی، به‌گفته مؤلف‌ آن‌، جامع‌ تأويل‌ و تفسير يا جامع‌ شريعت‌ و طريقت‌ و حقيقت‌ است‌ (ج‌ 1، ص‌ 195). منابع‌: (70) علاوه‌ بر قرآن‌؛ (71) سليمان‌ آتش‌، مكتب‌ تفسير اشاری ، ترجمه توفيق‌ ه . سبحانی، تهران‌ 1381 ش‌؛ (72) حيدربن‌ علی آملی، تفسيرالمحيط‌ الاعظم‌ و البحرالخضم‌ فی تأويل‌ كتاب‌ اللّه‌ العزيزالمحكم‌ ، چاپ‌ محسن‌ موسوی تبريزی، تهران‌ 1416/ 1995؛ همو، جامع‌الاسرار و منبع‌الانوار ، چاپ‌ هانری كوربن‌ و عثمان‌ اسماعيل‌ يحيی، تهران‌ (73) 1368 ش‌؛ (74) همو، المقدمات‌ من‌ كتاب‌ نص‌النصوص‌ فی شرح‌ فصوص‌ الحكم‌ لمحيی الدين‌ ابن‌العربی ، ج‌ 1، چاپ‌ هانری كوربن‌ و عثمان‌ اسماعيل‌ يحيی، تهران‌ 1353 ش‌؛ (75) ابن‌ حنبل‌، مسنداحمدبن‌ حنبل‌ ، استانبول‌ 1402/ 1982؛ (76) ابن‌صلاح‌، فتاوی و مسائل‌ ابن‌الصلاح‌ فیالتفسير والحديث‌ والاصول‌ و الفقه‌ ، چاپ‌ عبدالمعطی امين‌ قلعجی، بيروت‌ 1406/1986؛ (77) ابن‌عربی (محمدبن‌ عبدالله‌)، قانون‌التأويل‌ ، چاپ‌ محمد سليمانی، بيروت‌ 1990؛ (78) ابن‌عربی (محمدبن‌ علی)، الفتوحات‌المكيه ، بيروت‌: دارصادر، [بی تا.(؛ (79) ابوطالب‌ مكی، كتاب‌ قوت‌القلوب‌ فی معامله المحبوب‌ و وصف‌ طريق‌المريد الی مقام‌التوحيد ، قاهره‌ 1310، چاپ‌ افست‌ بيروت‌ )بی تا.(؛ (80) ابونصر سراج‌، كتاب ‌اللُّمَع‌ فی التصوف‌، چاپ‌ رينولد آلن‌ نيكلسون‌، ليدن‌ 1914، چاپ‌ افست‌ تهران‌ )بی تا.(؛ (81) مسعود بن‌ عمر تفتازانی، )شرح‌ ( العقائد النسفيّه، استانبول‌ 1326، چاپ‌ افست‌ بغداد )بی تا.(؛ (82) جنيد بن‌ محمود جنيد شيرازی، شدّالازارفی حطّ الاوزارعن‌ زوّارالمزار، چاپ‌ محمد قزوينی و عباس‌ اقبال‌، تهران‌ 1328 ش‌، چاپ‌ مجدد تهران‌ 1366 ش‌؛ (83) اسماعيل‌بن‌ مصطفی حقی، تفسير روح‌البيان‌ ، بيروت‌ 1405/1985؛ (84) محمدحسين‌ ذهبی، التفسير و المفسّرون‌ ، بيروت‌ 1407/1987؛ (85) روزبهان‌نامه‌ ، چاپ‌ محمدتقی دانش ‌پژوه‌، تهران‌: انجمن‌ آثار ملی، 1347 ش‌؛ (86) فهدبن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌التفسير فی القرن‌الرابع‌ عشر ، رياض‌ 1407/1986؛ (87) محمد عبدالعظيم‌ زرقانی، مناهل‌العرفان‌ فی علوم‌القرآن‌ ، قاهره‌ )1980 (؛ (88) محمدبن‌ بهادر زركشی، البرهان‌ فی علوم‌القرآن‌ ، چاپ‌ يوسف‌ عبدالرحمان‌ مرعشلی، جمال‌ حمدی ذهبی، و ابراهيم‌ عبداللّه‌ كردی، بيروت‌ 1410/1990؛ (89) عبدالحسين‌ زرين‌كوب‌، سرّنی: نقد و شرح‌ تحليلی و تطبيقی مثنوی ، تهران‌ 1364 ش‌؛ (90) محمدتقی سبحانی، «قرآن‌ و سرچشمه‌های تصوف‌ از ديدگاه‌ خاورشناسان‌ معاصر: نگاهی انتقادی به‌ كتاب‌ تفسير قرآنی و زبان‌ عرفانی ) اثر] پل‌ نويا»، بيّنات‌ ، سال‌2، ش‌ 3 (پاييز1374)؛ عبدالكريم‌ (91) سروش‌، «تأويل‌ در مثنوی»، در نامه شهيدی: جشن‌نامه استاد دكتر سيد جعفر شهيدی ، به‌ اهتمام‌ علی اصغر محمد خانی، تهران‌: طرح‌ نو، 1374 ش‌؛ (92) محمدبن‌ حسين‌ سلمی، مجموعه آثار ابوعبدالرحمن‌ سلمی: بخشهايی از حقائق ‌التفسير و رسائل‌ ديگر ، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ 1369ـ1372 ش‌؛ (93) عبدالرحمان‌بن‌ ابیبكر سيوطی، الاتقان‌ فی علوم ‌القرآن‌ ، چاپ‌ محمدابوالفضل‌ ابراهيم‌، [قاهره‌ 1967 (، چاپ‌ افست‌ قم‌ 1363 ش‌؛ (94) همو، كتاب‌ طبقات ‌المفسرين‌ ، چاپ‌ مورسينگ‌، ليدن‌ 1839، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1960؛ (95) ابراهيم‌بن‌ موسی شاطبی، الموافقات‌ فی اصول‌الشريعه ، چاپ‌ محمد عبداللّه‌ دراز، بيروت‌ 1395/1975؛ (96) داريوش‌ شايگان‌، هانری كربن‌: آفاق‌ تفكر معنوی در اسلام‌ ايرانی ، ترجمه باقر پرهام‌، تهران‌ 1371 ش‌؛ (97) محمودبن‌ عبدالكريم‌ شبستری، گلشن‌راز ، چاپ‌ احمد مجاهد و محسن‌ كيانی، تهران‌ 1371 ش‌؛ (98) عبدالوهاب ‌بن‌ احمد شعرانی، الطبقات ‌الكبری ، بيروت‌ 1408/1988؛ (99) محمدرضا شفيعی كدكنی، «چهره ديگر محمدبن‌ كرام‌ سجستانی در پرتو سخنان‌ نو يافته‌ از او»، در ارج‌نامه ايرج‌: به‌ پاس‌ نيم‌ قرن‌ سوابق‌ درخشان‌ فرهنگی و دانشگاهی استاد ايرج‌ افشار ، ج‌ 2، به‌ كوشش‌ محسن‌ باقرزاده‌، تهران‌: توس‌، 1418ـ1419؛ (100) صلاح‌ صاوی، «روزبهان‌ و تفسير عرائس‌البيان‌ »، تحقيقات‌ اسلامی ، سال‌ 1، ش‌ 2ـ سال‌ 2، ش‌ 1 (1365ـ1366 ش‌)؛ (101) محمدبن‌ ابراهيم‌ صدرالدين‌ شيرازی، مفاتيح‌الغيب‌ ، با تعليقات‌ علی نوری، چاپ‌ محمد خواجوی، تهران‌ 1363 ش‌؛ (102) محمدبن‌ حسن‌ صفار قمی، بصائرالدرجات‌الكبری فی فضائل‌ آل‌ محمد ( ص‌ )، تهران‌ 1362 ش‌؛ (103) عبدالرحمان‌ عك‌، اصول‌التفسير و قواعده‌ ، بيروت‌ 1407؛ (104) محمدبن‌ مسعود عياشی، التفسير ، قم‌ 1421؛ (105) احمدبن‌ محمد غزالی، سوانح‌ ، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ 1359 ش‌؛ (106) محمدبن‌ محمد غزالی، احياء علوم‌الدين‌ ، بيروت‌ 1412/1992؛ (107) همو، مشكاه الأنوار و مصفاه الأسرار ، چاپ‌ عبدالعزيز عزالدين‌ سيروان‌، بيروت‌ 1407/1986؛ (108) عبدالكريم‌ بن‌ هوازن‌ قشيری، لطائف‌الاشارات‌ ، چاپ‌ ابراهيم‌ بسيونی، قاهره‌ 1981ـ1983؛ (109) ايگناتس‌ گولد تسيهر، مذاهب‌التفسيرالاسلامی، )ترجمه ]عبدالحليم‌ نجار، بيروت‌ 1405/1985؛ (110) آدام‌ متز، تمدن‌ اسلامی در قرن‌ چهارم‌ هجری، يا، رنسانس‌ اسلامی، ترجمه عليرضا ذكاوتی قراگزلو، تهران‌ 1364 ش‌؛ (111) مجلسی؛ (112) اسماعيل‌بن‌ محمد مستملی، شرح‌ التعرف‌ لمذهب‌ التصوف‌ ، چاپ‌ محمد روشن‌، تهران‌ 1363ـ1366 ش‌؛ (113) محمدهادی معرفت‌، التفسير و المفسّرون‌ فی ثوبه‌ القشيب‌، مشهد 1418ـ1419؛ (114) علينقی منزوی، فهرست‌ كتابخانه اهدائی آقای سيدمحمد مشكوه به‌ كتابخانه دانشگاه‌ تهران‌ ، ج‌ 1ـ2، تهران‌ 1330ـ1332 ش‌؛ (115) جلال‌الدين‌ محمدبن‌ محمد مولوی، مثنوی معنوی ، تصحيح‌ رينولد آلن‌ نيكلسون‌، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ 1363 ش‌؛ (116) احمدبن‌ محمد ميبدی، كشف‌الاسرار وعده الابرار ، چاپ‌ علی اصغر حكمت‌، تهران‌ 1361 ش‌؛ (117) عبداللّه‌بن‌ محمد نجم‌ رازی، مرصادالعباد ، چاپ‌ محمدامين‌ رياحی، تهران‌ 1365 ش‌؛ (118) پل‌نويا، تفسير قرآنی و زبان‌ عرفانی ، ترجمه اسماعيل‌ سعادت‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ (119) علیبن‌ عثمان‌ هجويری، كشف‌المحجوب‌ ، چاپ‌ و. ژوكوفسكی، لنينگراد 1926، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1358 ش‌؛ (120) Regis Blachere, Introduction au Coran , Paris 1977; (121) Gerhard Bowering, The mystical vision of existence in classical Islam: the Qur'anic hermeneutics of the Sufi Sahl at-Tustari (d.283/896) , Berlin 1980; (122) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.v."Tafsir" (by Andrew Rippin); (123) Rashid Ahmad (Jullandri), "Abu al-Qasim al-Qushairi as a theologian and commentator" , Islamic quarterly, 13(1969). / محسن‌ قاسم ‌پور/ ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٠١٢

 

تفسير (٤) ،

٨) تفسير فقهی، يكی از گرايشهای تفسيری قرآن‌ كه‌ به‌ تفكيك‌ و دسته‌بندی و تحليل‌ و تفسير آياتی میپردازد كه‌ با احكام‌ فقهی ارتباط‌ میيابد، تفسير فقهی است‌. بدون‌ شك‌ دو دانش‌ تفسير و فقه‌ در يك‌ بستر تاريخی به‌ وجود آمدند ( رجوع کنید به شهابی، ج‌ ١، ص‌ ٤٧٨) و ازينرو در اصول‌ و شيوه‌های فهم‌ و منابع‌ با يكديگر در ارتباط‌اند، زيرا در اعتقاد اسلامی اولين‌ و مهمترين‌ منبع‌ تشريع‌ و استنباط‌ احكام‌، قرآن‌ است‌. به‌ نظر معرفت‌ (ج‌ ٢، ص‌ ٣٥٤، پانويس‌ ١) اگر از زاويه خاص‌ سياسی و اجتماعی، كه‌ گذشتگان‌ از آن‌ غافل‌ مانده‌اند، به‌ قرآن‌ توجه‌ شود، شمار آيات‌ فقهی متجاوز از دوهزار خواهد بود، اما بنا بر قول‌ مشهور شيعه‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به علامه‌ حلّی، ج‌ ١، ص‌ ٥٢٦؛
فاضل‌ مقداد، ج‌ ١، ص‌ ٥؛
شهيد ثانی، ج‌ ٣، ص‌ ٦٣ـ٦٤؛
بحرانی، ج‌ ١، ص‌ ٢٧) تعداد اين‌ قسم‌ از آيات‌، حدود پانصدتاست‌. اين‌ آيات‌ كه‌ بيانگر احكام‌ عملی و تكاليف‌ فقهی مسلمانان‌ است‌، موضوعات‌ متنوعی نظير احكام‌ خانواده‌ و احكام‌ اجتماعی و اقتصادی را در بر دارد (برای تفصيل‌ بيشتر در باره دسته‌بندی آيات‌ احكام‌ رجوع کنید به مسعودی، ص‌ ٥٥ ـ٦١).

در قرآن‌ احكام‌ عملی معمولاً به‌ صورت‌ كلی بيان‌ شده‌ است‌. در بسياری از آيات‌ نيز حكم‌ با الفاظی بيان‌ می شود كه‌ دلالت‌ آن‌ قطعی و ظاهر نيست‌ و راه‌ را برای اجتهاد و دخالت‌ ذهن‌ هموار می سازد. علاوه‌ بر اين‌، گاهی تأثير رأی لغوی و نحويِ مفسر يا فقيه‌ و نظر او در باره برخی از مباحث‌ اصول‌ فقه‌، مانند عموم‌ و خصوص‌ يا اطلاق‌ و تقييد و همچنين‌ مسئله صحت‌ و سقم‌ و درجه اعتبار روايات‌، باعث‌ ايجاد اختلاف‌ در استنباط‌ احكام‌ می شود ( رجوع کنید به آل‌ جعفر، ص‌ ١٥٧؛
رومی، ج‌ ٢، ص‌ ٤١٦؛
نيز برای نمونه اختلافات‌ رجوع کنید به آل‌جعفر، ص‌ ٢٣٢ـ ٢٥٥). اين‌ اختلافات‌ از همان‌ ابتدا با وفات‌ پيامبر آغاز شد، چنانكه‌ گاهی صحابه‌ نيز در فهم‌ يك‌ آيه‌ و احكام‌ ناشی از آن‌ اختلاف‌نظر پيدا می كردند (برای نمونه‌ رجوع کنید به خضری، ص‌ ٩٧ـ ١٠٥؛
ذهبی، ج‌ ٢، ص‌ ٤١٥). اين‌ وضع‌ تا زمان‌ شكل‌گيری رسمی مذاهب‌ فقهی ادامه‌ يافت‌، ضمن‌ اينكه‌ مسائل‌ جديدی نيز برای مسلمانان‌ پيش‌ آمد. در اين‌ ميان‌ پيشوايان‌ مذاهب‌ با ادله‌ و براهين‌ مختلف‌ و به‌ دور از اغراض‌ شخصی به‌ آنچه‌ از نظر خود صحيح‌ میدانستند، فتوا می دادند اما پس‌ از اين‌ دوران‌، جريان‌ تقليد از فقيهان‌ و مكاتب‌ فقهی شكل‌ گرفت‌ و هر مكتب‌ فقهی با جانبداری از احكام‌ و آرای فقهی پيشوای خود سعی در ترويج‌ آن‌ و ابطال‌ آرای مخالفان‌ داشت‌ و با روی آوردن‌ به‌ تأويل‌ و احياناً قول‌ به‌ نسخ‌ يا تخصيص‌ تلاش‌ می كرد آيات‌ قرآن‌ را شاهد بر رأی فقهی خود يا دست‌ كم‌ غير معارض‌ با آن‌ نشان‌ دهد (ذهبی، ج‌ ٢، ص‌ ٤١٤ـ٤١٧)، به‌ گونه‌ای كه‌ می توان‌ قرن‌ دوم‌ و سوم‌ را علاوه‌ بر شكل‌گيری مذاهب‌ فقهی، عصر تنظيم‌ و ترتيب‌ يافتن‌ فقه‌ و تفسير فقهی بر پايه مذاهب‌ دانست‌ (ايازی، ص‌ ٨٩ ـ٩٠).

پس‌ از اين‌ دوره‌، پيروان‌ هر مذهب‌ فقهی برحسب‌ قواعدشان‌ به‌ استنباط‌ احكام‌ از آيات‌ پرداختند و تفاسيری برای آيات‌ احكام‌ نوشتند كه‌ اختلافات‌ مذاهب‌ فقهی در آنها منعكس‌ بود. در اين‌ آثار معمولاً مؤلف‌ به‌ هنگام‌ تفسير آيات‌، ابتدا آرای فقها و بزرگان‌ مذاهب‌ ديگر را به‌ همراه‌ دلايل‌ آنان‌ بيان‌ میكند، سپس‌ با استفاده‌ از دانش‌ لغوی و نحوی و اصولی خود و با ارائه شواهد قرآنی و حديثی نظرش‌ را، كه‌ همواره‌ منطبق‌ بر يكی از مذاهب‌ شناخته‌ شده فقهی است‌، به‌ اثبات‌ می رساند. مثلاً، در آيه ششم‌ سوره مائده‌ (آيه وضو) كه‌ دارای مسائل‌ و احكام‌ عبادی بسياری است‌ (ابن‌عربی، قسم‌ ٢، ص‌ ٥٥٧ ـ ٥٥٨)، قواعد نحوی و اصولی، اشتراك‌ معنايی حرف‌ «واو» و روايات‌ رسيده‌ در اين‌ باب‌ باعث‌ اختلاف‌ فراوان‌ و در نتيجه‌ قول‌ به‌ وجوب‌ يا عدم‌ وجوب‌ ترتيب‌ در وضو گرديده‌ است‌ ( رجوع کنید به جَصّاص‌، ج‌ ٢، ص‌ ٣٦٠ـ٣٦٤؛
ابن‌ عربی، قسم‌ ٢، ص‌ ٥٦١ ـ ٥٦٢؛
قرطبی، ج‌ ٣، جزء ٦، ص‌ ٩٨ـ٩٩؛
فاضل‌ مقداد، ج‌ ١، ص‌ ١٩ـ٢٢).

تفسير فقهی تنها به‌ احكام‌ تكليفی و وضعی میپردازد (معرفت‌، ج‌ ٢، ص‌ ٣٥٤). در اين‌ روش‌ سعی مفسر بر استنباط‌ حكم‌ از آياتی است‌ كه‌ به‌ صراحت‌ يا اشاره‌ متضمن‌ حكمی شرعی است‌ (ايازی، ص‌ ٨٨)، ازينرو می توان‌ آن‌ را يكی از قديمترين‌ انواع‌ تفسير موضوعی به‌ حساب‌ آورد. اين‌ نوع‌ تفسير را، از آن‌ جهت‌ كه‌ فقها آن‌ را بر عهده‌ دارند، از دقيقترين‌ تفاسير دانسته‌اند ( رجوع کنید به انصاری، مقدمه معرفت‌، ص‌ ٩). تفاسير فقهی همه احكام‌ مرتبط‌ با موضوع‌ آيه‌، را مطرح‌ می نمايند، چنانكه‌ به‌ نظر رومی (ج‌ ٢، ص‌ ٤١٧) بين‌ اين‌ تفاسير و كتب‌ فقه‌ فرق‌ چندانی نيست‌؛
اما در تفاسير ديگر، مفسران‌ در ذيل‌ آيات‌ مربوط‌ به‌ احكام‌، تنها به‌ ارائه حكم‌ فقهی صريح‌ و رأی خودشان‌ بسنده‌ می كنند (برای تفصيل‌ بيشتر رجوع کنید به آل‌جعفر، ص‌ ١٤٦).

مؤلفان‌ تفاسير فقهی در ترتيب‌ اين‌ كتب‌ معمولاً دو روش‌ را به‌ كار برده‌اند: ١) تفسير آيات‌ احكام‌ به‌ ترتيب‌ سوره‌ها و آيات‌؛
٢) تنظيم‌ آيات‌فقهی قرآن‌ براساس‌ابواب‌ رايج‌ در كتب‌ فقه‌. مفسران‌ اهل‌سنّت‌ غالباً روش‌ اول‌ را بر گزيده‌اند و مفسران‌ شيعه‌ به‌ طريق‌ دوم‌ رفته‌اند (ايازی، ص‌ ٩٠ـ٩١؛
قس‌ مديرشانه‌چی، ص‌ ٥).

احاديث‌ فقهی پيامبر اكرم‌ و توضيح‌ و تبيين‌ آنها از جانب‌ صحابه‌ و امامان‌ شيعه‌، بخشی از تفاسير فقهی محسوب‌ می گردد (معرفت‌، ج‌ ٢، ص‌ ٣٥٥)، هر چند به‌ گفته ذهبی (ج‌ ٢، ص‌ ٤١٨) قبل‌ از عصر تدوين‌ جز مطالبی پراكنده‌ از فقهای صحابه‌ و تابعين‌، تفسير فقهی ديگری يافت‌ نمی شود. ابن‌نديم‌ (ص‌ ٤٠ـ٤١) در ميان‌ مؤلفان‌ كتب‌ احكام‌القرآن‌ نام‌ محمدبن‌ سائب‌ كلبی (متوفی ١٤٦)، از اصحاب‌ خاص‌ امام‌ باقر و امام‌ صادق‌ عليهماالسلام‌، را ذكر كرده‌ و سيدحسن‌ صدر (ص‌ ٣٢١) بر اين‌ اساس‌ وی را اولين‌ نويسنده احكام‌القرآن‌ دانسته‌ است‌. اثری از اين‌ كتاب‌ در دست‌ نيست‌.

قديمترين‌ تفسير فقهيِ بر جایمانده‌، متعلق‌ به‌ محمدبن‌ ادريس‌ شافعی (متوفی ٢٠٤) است‌ كه‌ احمدبن‌ حسين‌ بيهقی (متوفی ٤٥٨) آن‌ را گرد آورده‌ است‌. پس‌ از وی ابوبكر احمدبن‌ علی جَصّاص‌ (متوفی ٣٧٠)، از علمای حنفی، احكام‌القرآن‌ را نوشت‌ و از آن‌ پس‌ تأليف‌ اين‌ قبيل‌ كتابها ادامه‌ يافت‌ (انصاری، همان‌ مقدمه‌، ص‌ ٩ـ١٠)، چنانكه‌ ابوالحسن‌ علیبن‌ محمد كياهراسی (متوفی ٥٠٤) از عالمان‌ شافعی، ابوبكر محمدبن‌ عبداللّه‌ ابن‌عربی (متوفی ٥٤٣) و ابوعبداللّه‌ محمدبن‌ احمد قرطبی (متوفی ٦٧١) از مالكيان‌ و محمدبن‌ حسين‌بن‌ قاسم‌ (متوفی ١٠٦٧) از زيديان‌ كتابهايی در اين‌ زمينه‌ تأليف‌ كردند (ذهبی، ج‌ ٢، ص‌ ٤١٨ـ ٤١٩). تفسير زادالمسير فی علم‌ التفسير ابن‌جوزی (متوفی ٥٩٧) نيز اگر چه‌ خاص‌ آيات‌ الاحكام‌ نيست‌، اما بر مبنای آرای فقهی مذهب‌ حنبلی نوشته‌ شده‌ است‌ (ابن‌جوزی، ص‌ ٧٢؛
قس‌ ذهبی، ج‌ ٢، ص‌ ٤١٤ـ٤٢٠ كه‌ اشاره‌ای به‌ تفاسير فقهی حنبليان‌ نكرده‌ است‌؛
رومی، ج‌ ٢، ص‌ ٤١٧؛
برای آگاهی از تفاسير فقهی اهل‌ سنّت‌ رجوع کنید به حاجی خليفه‌، ج‌ ١، ستون‌ ٢٠؛
ايازی، ص‌ ٨٣٧). در ميان‌ اماميه‌ نيز قديمترين‌ كتاب‌ مستقل‌ در اين‌ باب‌، نوشته قطب‌الدين‌ ابوالحسين‌ سعيدبن‌ هبه اللّه‌ راوندی (متوفی ٥٧٣) است‌ (انصاری، همان‌ مقدمه‌ ص‌ ١٠). پس‌ از او فاضل‌ مقداد سيّوری (متوفی ٨٢٦) يكی از جامعترين‌ اين‌ تفاسير را نوشت‌ (برای آگاهی از تفاسير فقهی شيعه‌ رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی، ج‌ ١، ص‌ ٤٠ـ٤٤؛
ايازی، ص‌ ٩١ـ٩٢).

تأليفات‌ جديد در زمينه تفسير فقهی اندك‌ است‌ و تفاوتهای بسياری با كتب‌ كهن‌ و متقدم‌ دارد. اهمّ ويژگيهای تفاسير فقهی جديد بدين‌ قرار است‌: بيان‌ كليات‌ و مطالب‌ مهم‌ و اجتناب‌ از تطويل‌؛
دوری از تعصب‌ و عدم‌ پايبندی به‌ يك‌ مذهب‌ فقهی خاص‌؛
اهتمام‌ به‌ رد برخی شبهات‌ نسبت‌ به‌ احكامی چون‌ قطع‌ دست‌ سارق‌ و رجم‌ زانی؛
و پرداختن‌ به‌ بخشی از آيات‌ احكام‌، نه‌ همه آنها از آنرو كه‌ اين‌ كتابها بيشتر برای دانشجويان‌ رشته‌های علوم‌ قرآنی نوشته‌ شده‌ و جنبه آموزشی دارد (رومی، ج‌ ٢، ص‌ ٤١٨ـ٤١٩؛
برای آگاهی از تفاسير جديد رجوع کنید به همان‌، ج‌ ٢، ص‌ ٤٣٦؛
مديرشانه‌چی، ص‌ ٣ـ٤).

امروزه‌ گاهی به‌ دليل‌ شخصيت‌ ممتاز علمی يك‌ مفسر يا فقيه‌ متقدم‌، كه‌ خود تفسير فقهی مستقلی ننوشته‌ است‌، آرای پراكنده فقهی وی در ذيل‌ آيات‌ احكام‌، از لابلای تفسير يا كتب‌ فقهی او، جمع‌آوری می شود و به‌ صورت‌ مجموعه‌ای مستقل‌ به‌ چاپ‌ میرسد، نظير الاحكام‌ الفقهيه للامام‌الطبری: مجموعه من‌ كتاب‌ التفسيرله‌ (بيروت‌ ١٤٢٠/٢٠٠٠) تدوين‌ محمدحسن‌ محمدحسن‌ اسماعيل‌ كه‌ به‌ ترتيب‌ ابواب‌ فقه‌ سامان‌ يافته‌ و الانظار التفسيريه للشيخ‌ الانصاری (قم‌ ١٣٧٦ ش‌) تدوين‌ صاحبعلی محبّی كه‌ به‌ ترتيب‌ سوره‌های قرآن‌ تنظيم‌ شده‌ است‌ (برای آگاهی از كتاب‌شناسی آثار تأليف‌ شده‌ در باب‌ تفسير فقهی رجوع کنید به هاشم‌زاده‌، ص‌ ١٦٩ـ١٨٤).


منابع‌:
(١) آقا بزرگ‌ طهرانی؛
(٢) مساعد مسلم‌ عبداللّه‌ آل‌جعفر، أثر التطور الفكری فی التفسير فی العصر العباسی ، بيروت‌ ١٤٠٥/١٩٨٤؛
(٣) ابن‌جوزی، الباز الاشهب‌ المنقص‌ علی مخالفی المذهب‌ لابن‌ الجوزی ، چاپ‌ علی دحروج‌، در الابحاث‌ ، سال‌ ٣٨ (١٩٩٠)؛
(٤) ابن‌عربی، احكام‌القرآن‌ ، چاپ‌ علی محمد بجاوی، بيروت‌: دارالجيل‌، [بی تا.(؛
(٥) ابن‌نديم‌؛
(٦) مرتضی بن‌ محمد امين‌ انصاری، الانظار التفسيريه للشيخ‌ الانصاری ، تدوين‌ صاحبعلی محبّی، قم‌ ١٣٧٦ ش‌؛
(٧) محمدعلی ايازی، المفسرون‌: حياتهم‌ و منهجهم‌ ، تهران‌ ١٤١٤؛
(٨) يوسف‌بن‌ احمد بحرانی، الحدائق‌الناضره فی احكام‌ العتره الطاهره ، قم‌ ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش‌؛
(٩) احمدبن‌ علی جَصّاص‌، كتاب‌ احكام‌القرآن، )استانبول‌ ( ١٣٣٥ـ ١٣٣٨، چاپ‌ افست‌ بيروت‌ ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(١٠) حاجی خليفه‌؛
(١١) محمد خضری ، تاريخ ‌التشريع‌ الاسلامی، بنارس‌ ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(١٢) محمدحسين‌ ذهبی، التفسير والمفسّرون‌ ، قاهره‌ ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(١٣) فهدبن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسير فی القرن‌ الرابع‌ عشر ، رياض‌ ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(١٤) محمود شهابی، ادوارفقه‌ ، ج‌ ١، تهران‌ ١٣٧٢ ش‌؛
(١٥) زين‌الدين‌بن‌ علی شهيد ثانی، الروضه البهيه فی شرح‌ اللمعه الدمشقيه ، چاپ‌ محمد كلانتر، بيروت‌ ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٦) حسن‌ صدر، تأسيس‌ الشيعه لعلوم‌ الاسلام، )بغداد ١٣٧٠(، چاپ‌ افست‌ تهران‌ )بی تا.]؛
(١٧) حسن‌بن‌ يوسف‌ علامه‌ حلّی، قواعد الاحكام‌ ، قم‌ ١٤١٣ـ١٤١٩؛
(١٨) مقداد بن‌ عبداللّه‌ فاضل‌ مقداد، كنزالعرفان‌ فی فقه ‌القرآن‌ ، چاپ‌ محمدباقر بهبودی، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ١٣٨٤ـ١٣٨٥؛
(١٩) محمدبن‌ احمد قرطبی، الجامع‌ لاحكام‌ القرآن‌ ، ج‌ ٣، جزء ٦، بيروت‌ ١٩٦٥، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ١٣٦٤ ش‌؛
(٢٠) كاظم‌ مديرشانه‌چی، آيات‌ الاحكام‌ ، تهران‌ ١٣٧٨ ش‌؛
(٢١) محمدمهدی مسعودی، «گستره مباحث‌ فقهی قرآن‌»، فصلنامه پژوهشهای قرآنی، سال‌ ١، ش‌ ٤ (زمستان‌ ١٣٧٤)؛
(٢٢) محمدهادی معرفت‌، التفسير والمفسّرون‌ فی ثوبه ‌القشيب‌ ، مشهد ١٤١٨ـ١٤١٩؛
(٢٣) محمدعلی هاشم‌زاده‌، «كتابشناسی احكام‌ قرآن‌ (بر اساس‌ ترتيب‌ قرن‌)»، فصلنامه پژوهشهای قرآنی ، سال‌ ١، ش‌ ٣ (پاييز ١٣٧٤).

/ مهرداد عباسی /

٩) تفسير عقلی ـ كلامی، يكی از گرايشهای تفسيری كه‌ در آن‌ مفسر در تفسير آيات‌ به‌ جای اتكا به‌ روايات‌ به‌ اجتهاد و رأی خود اتكا میكند و با بهره‌گيری از كلام‌ و فلسفه‌ به‌ تفسير آيات‌ و احياناً به‌ اثبات‌ ديدگاههای كلامی خود يا رد آرای كلامی مخالفان‌ خود می پردازد. در پژوهشهای تفسيری از اين‌ گرايش‌ با عناوين‌ تفسير اجتهادی و تفسير به‌ رأی نيز ياد شده‌ است‌ ( رجوع کنید به محمدحسين‌ ذهبی، ج‌ ١، ص‌ ٢٥٦؛
زرقانی، ج‌ ٢، ص‌ ٤٩؛
ايازی، ١٤١٤، ص‌ ٤٠).

پيدايش‌ و شكل‌گيری تفاسير عقلی ـ كلامی، بيش‌ از هر چيز به‌ وجود آيات‌ نسبتاً زيادی در قرآن‌ باز می گردد كه‌ متضمن‌ داده‌های عقلی و نظری است‌، مثل‌ آياتی كه‌ دعوت‌ به‌ تعقل‌ و تدبر می كند (برای نمونه‌ رجوع کنید به بقره‌: ٢٤٢؛
انبياء: ٦٧؛
مؤمنون‌: ٨٠؛
نور: ٦١) يا آياتی كه‌ خود صبغه استدلالی دارند، مانند آياتِ نفی شرك‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به انبياء: ٢٢؛
نمل‌: ٦٣). علاوه‌ بر اين‌ در قرآن‌ آياتی هست‌ كه‌ تفسير و تبيين‌ آنها بدون‌ توضيح‌ و تأويل‌ عقلی و صرفاً با اتكا به‌ ظاهر لفظ‌ ناممكن‌ است‌ يا با آموزه‌های صريح‌ قرآن‌ همخوانی ندارد. از اين‌ قبيل‌ است‌ آياتی كه‌ در آنها به‌ خدا «يد» (دست‌) و «وجه‌» (صورت‌) نسبت‌ داده‌ شده‌ ( رجوع کنید به فتح‌: ١٠؛
بقره‌: ١١٥؛
الرحمن‌: ٢٧) و از استوای خدا بر عرش‌ (طه‌: ٥) و رؤيت‌ خدا سخن‌ به‌ ميان‌ آمده‌ است‌ (قيامت‌: ٢٢ـ٢٣). اين‌ آيات‌، كه‌ با مفاهيم‌ كلامی نظير تشبيه‌ و تنزيه‌ پيوند دارد، سبب‌ طرح‌ مباحث‌ كلامی در تفسير اين‌ آيات‌ میشده‌ است‌. علاوه‌ بر اين‌ در قرآن‌ آياتی هست‌ كه‌ در ظاهر غيرقابل‌ جمع‌ می نمايد، مثلاً در آياتی آمده‌ كه‌ خداوند هركس‌ را كه‌ بخواهد هدايت‌ می كند و هركس‌ را كه‌ بخواهد گمراه‌ می سازد (برای نمونه‌ رجوع کنید به ابراهيم‌: ٤؛
نحل‌: ٩٣؛
مدثر: ٣١) و از سوی ديگر در آياتی گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ كفر نورزيد و ايمان‌ بياوريد (برای نمونه‌ رجوع کنید به آل‌عمران‌: ٧٩؛
اعراف‌: ١٥٨؛
نساء: ١٣٦). در تفسير اين‌ آيات‌ نيز مباحث‌ مختلفی، كه‌ بيشتر جنبه كلامی ـ فلسفی دارد، مطرح‌ گرديده‌ است‌، مثل‌ مباحثی در باره جبر و اختيار، كسب‌، افعال‌ بندگان‌ و حسن‌ و قبحِ افعال‌. اين‌ قبيل‌ آيات‌ و برخی عوامل‌ ديگر، موجب‌ شكل‌گيری مباحث‌ و مناقشاتی ميان‌ مسلمانان‌ در قرون‌ اوليه اسلام‌ شد و بتدريج‌ به‌ تأسيس‌ علم‌ كلام‌ انجاميد و بر تفسير قرآن‌، كه‌ در آغاز متكی بر منقولاتی از پيامبر اكرم‌ و آرای صحابيان‌ بود، تأثير مستقيم‌ گذاشت‌. تفسير عقلی ـ كلامی حداقل‌ در حوزه آثار مكتوب‌، نسبت‌ به‌ تفسير مأثور، متأخر است‌، هرچند كه‌ ريشه آن‌ را به‌ عصر تابعين‌ رسانده‌ (معرفت‌، ج‌ ٢، ص‌ ٣٤٩؛
قس‌ رومی، ص‌١٠٠) و از مكتب‌ عراقی سخن‌ گفته‌اند كه‌ در مقابل‌ مكتب‌ مكی و مدنی، رويكردی مبتنی بر رأی و اجتهاد بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به محمد حسين‌ ذهبی، ج‌ ١، ص‌ ١٢١ـ١٢٢؛
خضيری، ج‌ ٢، ص‌ ٧٢٢ـ٧٢٣).

در قرن‌ سوم‌ و چهارم‌ با بسط‌ و اشاعه علم‌ كلام‌، تفسير كلامی نيز رواج‌ يافت‌ و در اين‌ ميان‌، تفاسير معتزلی را می توان‌ نقطه عطفی به‌حساب‌ آورد. معتزله‌ بر اساس‌ مشرب‌ كلامی خود، كه‌ مبتنی بر عقل‌گرايی بود، به‌ تفسير عقلی آيات‌ پرداختند و آياتی را كه‌ معنای ظاهری آن‌ موافق‌ آرا و نظرياتشان‌ بود «محكم‌» و آياتی را كه‌ با اصول‌ فكری آنان‌ ناسازگار بود «متشابه‌» می ناميدند و در تفسير آياتی كه‌ با مبانی عقلی ايشان‌ ناسازگار بود به‌ تأويل‌ روی می آوردند (صاویجوينی، ص‌ ١٠٨؛
برای آگاهی بيشتر در باره نقش‌ تأويل‌ در تفسير آيات‌ نزد معتزله‌ و نيز ديدگاه‌ جاحظ‌ معتزلی و قاضی عبدالجباربن‌ احمد همدانی در اين‌ باره‌ رجوع کنید به همان‌، ص‌ ١٠٨ـ١١٢، ١١٨ـ٢٩٧؛
ابوزيد، ص‌١٨٠ـ ٢٣٩). معتزله‌ از نخستين‌ كسانی بودند كه‌ به‌ اهميت‌ عقل‌ و رأی در تفسير آيات‌ تأكيد كرده‌ آن‌ را در تفاسير خود به‌كار بردند. بدين‌جهت‌ مخالفان‌ فكری آنان‌، اينگونه‌ عمل‌ تفسيری را تفسير به‌ رأی خوانده‌اند كه‌ بنا بر چندين‌ حديث‌ نبوی از آن‌ نهی شده‌ است‌ ( رجوع کنید به بخش‌ ١: كليات‌). بعدها بسياری از مفسران‌ و متكلمان‌ غيرمعتزلی، مثل‌ ابوالحسن‌ اشعری و ماتريدی و فخررازی، از مفسران‌ اشعری نيز برای رد آرای كلامی معتزله‌ در تفاسير خود از عقل‌ و رأی بهره‌ بردند كه‌ خود منشأ تقسيم‌بندی جديدی شد. تفسير پژوهان‌ و عالمان‌ اشعری در دوره‌های بعد در ارزيابی تفاسير، اين‌ تفسيرها را «تفسير به‌ رأی ممدوح‌» يا «جايز» و تفاسير اهل‌ اعتزال‌ و ديگر مذاهب‌ و فرق‌ را «تفسير به‌ رأی مذموم‌» خواندند ( رجوع کنید به محمدحسين‌ ذهبی، ج‌١، ص‌٢٨٨ـ ٢٨٩، ٣٦٢ـ٤٧٧؛
زرقانی، ج‌ ٢، ص‌ ٦٥ـ٦٩؛
رومی، ص‌ ١٠٢ـ ١٠٤؛
نيز رجوع کنید به سيوطی، ١٣٦٣ ش‌، ج‌ ٤، ص‌ ٢٠٥ـ٢٠٧). در عين‌ حال‌، به‌ اين‌ نكته‌ بايد توجه‌ داشت‌ كه‌ دامنه تفسير به‌ رأی از تفسير عقلی و كلامی وسيعتر است‌ و شامل‌ تفاسير عرفانی هم‌ میشود.

بنا به‌ تعريفی كه‌ از تفسير عقلی ـ كلامی داده‌ شد، تفاسير بسياری در اين‌ گروه‌ جای می گيرند. از شماری از اين‌ تفاسير فقط‌ نامی در كتابها باقی مانده‌، از برخی ديگر فقراتی در ديگر كتب‌ نقل‌ شده‌ يا فقط‌ بخشهايی باقی مانده‌ است‌. برخی از آنها هم‌ به‌صورت‌ كامل‌ در دست‌ است‌ و بعضاً به‌چاپ‌ رسيده‌ است‌.

برخی از مهمترين‌ تفاسير كلامی به‌ ترتيب‌ تاريخی عبارت‌اند از: تفسير ابوبكر عبدالرحمان‌بن‌ كيسان‌ الاصمّ (متوفی ٢٠٠ يا ٢٠١)، عالم‌ و مفسر معتزلی، كه‌ به‌ جهت‌ تمايل‌ به‌ شيعه‌، معتزله‌ او را طرد كردند (ابن‌نديم‌، ص‌ ٢١٤)، قاضی عبدالجبار همدانی ( فضل‌الاعتزال‌ ، ص‌ ٢٦٧) نيز تفسير او را تفسيری عجيب‌ دانسته‌ است‌؛
كتابهای تفسير القرآن‌ و تأويل‌ القرآن‌ ، هر دو اثر ضِراربن‌ عمرو معتزلی، معاصر احمدبن‌ حنبل‌، كه‌ ميان‌ آن‌ دو كينه‌ و عداوتی وجود داشت‌ (ابن‌نديم‌، ص‌ ٢١٥؛
ابن‌حجر عسقلانی، ج‌ ٣، ص‌ ٢٠٣)؛
تفسير ابوعلی جبّائی (متكلم‌ معتزلی، متوفی ٣٠٣)، شيخ‌ طوسی (ج‌ ١، ص‌ ١) در مقدمه تفسيرش‌، التبيان‌ ، آن‌ را تفسيری كلامی دانسته‌ و از آن‌ بسيار نقل‌ كرده‌ است‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به ج‌ ١، ص‌ ١٠٢، ج‌ ٢، ص‌ ١٢، ج‌ ٥، ص‌ ٦). ابن‌طاووس‌ (ص‌ ٢٥٢ـ٣٠٣) نيز بخشهايی از آن‌ را آورده‌ است‌. دانيل‌ ژيماره‌ اين‌ تفسير را در ١٣٧٣ ش‌/ ١٩٩٤ بازسازی كرده‌ است‌. همچنين‌ ابوعلی فارسی (متوفی ٣٧٧)، نحوی و لغوی ايرانی، بر اين‌ تفسير شرحی نوشته‌ با نام‌ التتبع‌ لكلام‌ ابیعلی الجبّائی فی التفسير كه‌ حدود صد برگ‌ بوده‌ است‌ (ياقوت‌ حموی، ج‌ ٢، ص‌ ٨١٤؛
صفدی، ج‌ ١١، ص‌ ٣٧٩؛
در باره اين‌ تفسير رجوع کنید به صادقی، ص‌ ٥٥١ـ٥٥٧). فرزند او ابوهاشم‌ جبّائی (متوفی ٣٢١) نيز ظاهراً تفسيری داشته‌ كه‌ سيوطی (١٩٦٠، ص‌ ٣٣) جزئی از آن‌ را ديده‌ اما در ديگر منابع‌ نامی از آن‌ نيامده‌ است‌. تفسير ابوالقاسم‌ عبداللّه‌بن‌ احمد كعبی بلخی (متوفی ٣١٩)، متكلم‌ معتزلی، با نام‌ التفسير الكبير للقرآن‌ (ابن‌نديم‌، ص‌ ٢١٩) نيز از تفاسير كلامی است‌. به‌گفته ابن‌طاووس‌ (ص‌ ٣١٤) نام‌ اين‌ تفسير، جامع‌ علم‌القرآن‌ بوده‌ و صَفَدی (ج‌ ١٧، ص‌ ٢٦) آن‌ را دوازده‌ جلد دانسته‌ است‌. ابن‌طاووس‌ (ص‌ ٣١٥ـ٣٣٧) و طوسی (ج‌ ٥، ص‌ ٢٧ـ٢٩) بخشهايی از اين‌ تفسير را نقل‌ كرده‌ و به‌ نقد ديدگاههای او پرداخته‌اند. از اين‌ منقولات‌ میتوان‌ به‌ روش‌ عقلی او در تفسير همچون‌ ديگر معتزله‌ پی برد.

از ديگر تفاسير كلامی تفسير ابومسلم‌محمدبن‌ بحر اصفهانی (متوفی ٣٢٢)، اديب‌ و متكلم‌ و مفسر معتزلی، با عنوان‌ جامع‌ التأويل‌ لمحكم‌ التنزيل‌ است‌ كه‌ آن‌ را بر اساس‌ عقايد معتزله‌ نوشته‌ (ابن‌نديم‌، ص‌ ١٥١) و به‌ گفته ياقوت‌حموی (ج‌ ٦، ص‌ ٢٤٣٨) در چهارده‌ جلد بوده‌ است‌. طوسی (ج‌ ١، ص‌ ١ـ٢) ضمن‌ ستودن‌ اين‌ تفسير به‌ طولانی بودن‌ آن‌ خرده‌ گرفته‌ است‌ (برای اطلاع‌ از شرح‌ حال‌ و آرای ابومسلم‌ اصفهانی در تفسير رجوع کنید به سرمدی، ص‌ ٢٣ـ٣٦). همچنين‌ يكی از عالمان‌ هندی به‌ نام‌ سعيد الانصاری منقولات‌ تفسير ابومسلم‌ اصفهانی را از كتابهای مختلف‌ گردآوری كرده‌ و به‌ نام‌ ملتقط‌ جامع‌ التأويل‌ لمحكم‌ التنزيل‌ (١٣٤٠/١٩٢١) در كلكته هند به‌چاپ‌ رسانده‌ است‌.

ابوالحسن‌ علی بن‌ اسماعيل‌ اشعری (متوفی ٣٢٤)، متكلم‌ و بنيانگذار مكتب‌ كلامی اشاعره‌ و شاگرد ابوعلی جبّائی، نيز تفسيری بزرگ‌ بر قرآن‌ نوشته‌ است‌ با نام‌ كتاب‌ فی تفسيرالقرآن‌ و الرد علی من‌ خالف‌ البيان‌ من‌ اهل‌ الافك‌ و البهتان‌ كه‌ بعدها با نام‌ المختزن‌ شهرت‌ يافت‌ (ابن‌فرحون‌، ج‌ ٢، ص‌ ٩٥). وی در اين‌ تفسير به‌ رد تفاسير معتزله‌ مانند تفسير جبّائی و ابوالقاسم‌ بلخی پرداخته‌ است‌. ابن‌عساكر (ص‌ ١٣٦ـ١٣٩) مقدمه اين‌ تفسير را نقل‌ كرده‌ است‌. ابومنصور محمدبن‌ محمد ماتريدی سمرقندی (متوفی ٣٣٣)، متكلم‌ و مفسر و پيشوای مكتب‌ كلامی ماتريديه‌، نيز تفسيری نوشته‌ است‌ با نام‌ تأويلات‌ اهل‌السنه كه‌ در آن‌ به‌ تفسير آيات‌ قرآن‌ بر طبق‌ عقايد و ديدگاههای كلامی خويش‌ پرداخته‌ و در تفسير برخی آيات‌ به‌ رد ديدگاههای مخالفان‌ خود پرداخته‌ است‌. برای نمونه‌ در تفسير آيه ٨ سوره بقره‌ به‌ رد ديدگاه‌ كراميه‌ در باره ايمان‌ (ج‌ ١، ص‌ ٤٤) و در تفسير آيه ٢٤ سوره بقره‌ به‌ رد ديدگاه‌ معتزله‌ در باره جاودان‌ بودن‌ صاحب‌ گناه‌ كبيره‌ در آتش‌ جهنم‌ می پردازد (ج‌ ١، ص‌ ٧٣، نيز رجوع کنید به ١٧٩).

از ديگر تفاسير كلامی می توان‌ به‌ تفسير علی بن‌ عيسی رمانی (متوفی ٣٨٤)، نحوی و مفسرمعتزلی، اشاره‌ كرد كه‌ شيخ‌طوسی (همانجا) در مقدمه تفسيرش‌ آن‌ را ستوده‌ و به‌ طولانی بودن‌ آن‌ خرده‌ گرفته‌ و ابن‌طاووس‌ (ص‌ ٣٩٤ـ٣٩٧) بخشهايی از آن‌ را آورده‌ و در مواردی به‌ رد عقايد رمانی پرداخته‌ است‌. نسخه‌هايی از اين‌ تفسير در كتابخانه‌های دنيا موجود است‌ ( رجوع کنید به د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذيل‌ «الرمانی»). قاضی عبدالجبار همدانی (متوفی ٤١٥)، متكلم‌ و مفسر معتزلی، علاوه‌ بر آرای تفسيری در كتابهايش‌، از جمله‌ المغنی ، كتابی در تفسير دارد با عنوان‌ تنزيه‌القرآن‌ عن‌ المطاعن‌ كه‌ در آن‌ به‌ تفسير عقلی ـ كلامی بعضی آيات‌ كه‌ از او در باره آنها سؤال‌ كرده‌اند، پرداخته‌ و در ذيل‌ آيات‌ شبهه‌هايی را كه‌ ممكن‌ است‌ مخالفان‌ معتزله‌ بر آنها وارد كنند، پاسخ‌ داده‌ يا آنها را تأويل‌ كرده‌ است‌ (زرقانی، ج‌ ٢، ص‌ ٧٤؛
نيز رجوع کنید به محمدحسين‌ ذهبی، ج‌ ١، ص‌٣٩٠ـ٤٠١)، مثلاً در تفسير آيه ٢٦ سوره بقره‌ به‌ توجيه‌ ديدگاه‌ معتزله‌ در باره گمراهی و ضلالت‌ پرداخته‌ (ص‌ ١٩) يا در تفسير آيه ٣٠ سوره قصص‌ ( رجوع کنید به ص‌٣١٠) حادث‌ بودن‌ كلام‌ خدا را توضيح‌ داده‌ است‌. از ديگر كتابهايی كه‌ می توان‌ آن‌ را در شمار تفاسير عقلی ـ كلامی ذكر كرد، امالی شريف‌ مرتضی علم‌الهدی (متوفی ٤٣٦)، متكلم‌ و فقيه‌ امامی، با نام‌ غررالفوائد و درر القلائد است‌ شامل‌ هشتاد مجلس‌ بحث‌ و مذاكره علمی در باره تفسير و حديث‌ و ادب‌ كه‌ در مواضع‌ گوناگون‌ آن‌ به‌ تفسير كلامی برخی آيات‌ پرداخته‌ است‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به قسم‌ ١، ص‌ ٢٥ـ ٤٨، ٥٢٦ ـ ٥٢٩).

يكی از شاگردان‌ قاضی عبدالجبار همدانی، ابويوسف‌ عبدالسلام‌بن‌ محمدبن‌ يوسف‌بن‌ بندار قزوينی (متوفی ٤٨٣) است‌. وی تفسير مفصّلی بر قرآن‌ نوشته‌ با نام‌ حدائق‌ ذات‌ بهجه فی تفسيرالقرآن‌ الكريم‌ كه‌ به‌ اختلاف‌ آن‌ را بين‌ سيصد تا هفتصد جزء دانسته‌اند به‌ گونه‌ای كه‌ تفسير وی بر سوره فاتحه الكتاب‌ در هفت‌ مجلد و تفسير آيه ١٠٢ بقره‌ در يك‌ جلد بوده‌ است‌. وی در اين‌ تفسير به‌ شيوه معتزليان‌ پيش‌ از خود قرآن‌ را تفسير كرده‌ است‌ (رافعی قزوينی، ج‌ ٣، ص‌ ١٧٨؛
محمدبن‌ احمد ذهبی، ج‌ ١٨، ص‌ ٦١٦ـ٦٢٠؛
حاجی خليفه‌، ج‌ ١، ستون‌ ٦٣٤). سليمان‌بن‌ حسن‌ صهرشتی، فقيه‌ و متكلم‌ امامی معاصرِ وی، در كتابی با نام‌ النضير فی نقض‌ كلام‌ صاحب‌ التفسير مواردی از آن‌ را رد كرده‌ است‌ (ابن‌شهرآشوب‌، ص‌٥٦). ابوسعد محسن‌بن‌ محمد مشهور به‌ حاكم‌ جشمی * ، عالم‌ و متكلم‌ زيدی، نيز تفسيری بر قرآن‌ نوشته‌ به‌ نام‌ التهذيب‌ فی تفسير القرآن‌ . اهميت‌ كلامی اين‌ تفسير در نقل‌قولهايی از معتزله‌ است‌ ( رجوع کنید به زرزور، ص‌ ١٦١ـ ١٦٢؛
د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، تكمله ٥ ـ٦، ذيل‌ «الحاكم‌ الجشمی»).

از قرن‌ پنجم‌ به‌ بعد تفاسير بيشتری بر جای مانده‌ و بنابراين‌ بهتر میتوان‌ در باره گرايش‌ مفسران‌ و روش‌ تفسيری آنان‌ داوری كرد. يكی از تفاسير مهم‌ اين‌ قرن‌، التبيان‌ فی تفسيرالقرآن‌ اثر شيخ‌طوسی (متوفی ٤٦٠)، فقيه‌ و مفسر و متكلم‌ امامی، است‌ كه‌ اولين‌ تفسير كامل‌ شيعی از قرآن‌ كريم‌ است‌ و اگرچه‌ در آن‌ مباحث‌ ادبی و فقهی و اصولی نيز به‌وفور وجود دارد، چون‌ صبغه اصلی آن‌ كلامی است‌، میتوان‌ آن‌ را تفسيركلامی دانست‌ (طباطبائی،ص‌٥٠ ـ٥١). طوسی در التبيان‌ مباحث‌كلامی بسياری در تفسير آيات‌ آورده‌ و در تفسير برخی آيات‌ به‌ دفاع‌ از عقايد اماميه‌ پرداخته‌ است‌. برای نمونه‌، او در تفسير آيه ٥٥ سوره مائده‌، علی عليه‌السلام‌ را جانشين‌ بلافصل‌ پيامبر اكرم‌ دانسته‌ و در تفسير آيه ٢٨ سوره آل‌عمران‌، به‌وجوب‌ تقيه‌، در صورت‌ خوف‌ جانی، نزد اماميه‌ اشاره‌ كرده‌ است‌ (برای موارد ديگر رجوع کنید به التبيان‌ فی تفسيرالقرآن‌ * ). از ديگر ويژگيهای كلامی اين‌ تفسير، نقل‌ آرای كلامی مخالفان‌ مثل‌ معتزله‌ و اشاعره‌ است‌ كه‌ در هر مورد به‌طور مستدل‌ و با رويكردی عقلی به‌آنها پاسخ‌ داده‌ است‌ ( رجوع کنید به همانجا).

يكی ديگر از تفاسير مهم‌ كلامی، تفسير الكشاف‌ عن‌ حقائق‌ غوامض‌ التنزيل‌ و عيون‌ الاقأويل‌ فی وجوه‌ التأويل‌ اثر جاراللّه‌ محمودبن‌ عمر زمخشری (متوفی ٥٢٨)، اديب‌ و مفسر و متكلم‌ معتزلی، است‌. به‌گفته ابن‌خلدون‌ (ج‌ ١: مقدمه‌ ، ص‌ ٥٥٥ ـ٥٥٦) زمخشری در تفسير آيات‌ قرآن‌ به‌ عقايد معتزله‌ اشاره‌ كرده‌ و لذا محققان‌ اهل‌ سنّت‌ (اشاعره‌) از آن‌ تفسير دوری می كنند ولی اگر كسی كه‌ آن‌ را می خواند كاملاً به‌ مذهب‌ اهل‌سنّت‌ آگاه‌ باشد و راه‌ استدلال‌ خوب‌ را بداند از عقايد معتزلی آن‌ در امان‌ خواهد ماند. از اين‌ قبيل‌ طعن‌ و انتقادها بر كشّاف‌ بسيار است‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به ابن‌تيميّه‌، ص‌ ٣٤، ٥١؛
محمدحسين‌ ذهبی، ج‌ ١، ص‌ ٤٣٥ـ٤٤٢؛
الكشاف‌ عن‌ حقائق‌ التنزيل‌ * )، با اين‌ حال‌ حتی مخالفان‌ آن‌ هم‌ از محاسن‌ بسيار اين‌ تفسير سخن‌ گفته‌اند ( رجوع کنید به ابن‌خلدون‌؛
محمدحسين‌ ذهبی، همانجاها). از ويژگيهای تفسير كشاف‌ ارائه ديدگاههای كلامی معتزلی است‌ كه‌ زمخشری به‌ مناسبتهای گوناگون‌ به‌ آنها اشاره‌ كرده‌ است‌. برای نمونه‌ زمخشری در تفسير آيه ١٠ سوره فتح‌، كه‌ در آن‌ از دست‌ خدا (يداللّه‌) سخن‌ گفته‌ شد، به‌ نفی تشبيه‌ پرداخته‌ و در تفسير آيه ٢٢ سوره ابراهيم‌ به‌ نفی جبر و در تفسير آيات‌ ٣ سوره بقره‌، ١٧٣ سوره آل‌عمران‌ و ٣٣ سوره نجم‌ به‌ عقيده معتزلی منزلت‌ بين‌ منزلتين‌ اشاره‌ كرده‌ است‌ (برای ديگر آرای معتزلی زمخشری در الكشاف‌ رجوع کنید به حوفی، ص‌ ١٢٢ـ ١٦٦؛
فاضل‌، ص‌ ٣١٨ـ٣٣٦). بر تفسير الكشاف‌ شروح‌ و حواشی بسياری نوشته‌اند كه‌ از جمله‌ حواشی آن‌ الانصاف‌ فيماتضمّنه‌ الكشاف‌ من‌ الاعتزال‌ اثر ابوالعباس‌ احمدبن‌ منصور جذامی جَرمی معروف‌ به‌ ابن‌منيّر (متوفی ٦٨٣)، مفسر و فقيه‌ مالكی مصری، است‌ كه‌ بارها در حاشيه الكشاف‌ به‌چاپ‌ رسيده‌ است‌ (برای آگاهی از ديگر شروح‌ و حواشی الكشاف‌ رجوع کنید به حاجی خليفه‌، ج‌٢، ستون‌ ١٤٧٧ـ ١٤٨٤؛
برای آگاهی از حواشی و شروح‌ عالمان‌ شيعی رجوع کنید به آقا بزرگ‌ طهرانی، ج‌ ٣، ص‌٣٠، ٣٣٢، ٤٢٠، ج‌ ٤، ص‌٣١٠، ٤٢٥، ج‌ ٥، ص‌ ٩٩، ج‌ ٦، ص‌ ٤٦، ٥٩).

يكی از مهمترين‌ تفاسير كلامی، مفاتيح‌الغيب‌ ، معروف‌ به‌ تفسير كبير ، اثر فخرالدين‌ محمدبن‌ عمر رازی (متوفی ٦٠٤)، متكلم‌ و مفسر اشعری، است‌ كه‌ به‌ سبب‌ طرح‌ مباحث‌ كلامی فراوان‌ در آن‌، برخی آن‌ را دايره المعارفی در علم‌ كلام‌ دانسته‌اند (محمدحسين‌ ذهبی، ج‌ ١، ص‌ ٢٩٥؛
شحاته‌، ص‌ ١٦٣). فخرالدين‌ رازی در اين‌ تفسير با رويكردی عقلی به‌ تفسير آيات‌ پرداخته‌ و در تفسير آيات‌ بسياری از معارف‌ و علوم‌ عصر خويش‌ را به‌ مناسبت‌ ذكر كرده‌ است‌ (شحاته‌، همانجا). بنابراين‌، تفسير او مشحون‌ از اقوال‌ حكيمان‌ و فيلسوفان‌ و نزاعهای عقلی است‌ ( رجوع کنید به بلتاجی، ص‌١٢٠). فخررازی در تفسير آيات‌ مباحث‌ مربوط‌ به‌ آيه‌ را به‌طور منظم‌ دسته‌بندی كرده‌ و برای رد كردن‌ آرای مخالفان‌ خود (مثل‌ معتزله‌ و كراميه‌) مطالب‌ آنان‌ را بتفصيل‌ ذكر نموده‌ است‌ (محمدحسين‌ ذهبی، ج‌ ١، ص‌ ٢٩٤ـ٢٩٥؛
بلتاجی، ص‌ ١٢٦). چنانكه‌ گفته‌ شد يكی از ويژگيهای تفسير كبير فخررازی نقل‌ نگرشها و استدلالهای عقلی فلاسفه‌ است‌، مثلاً در تفسير آيه ٤٨ سوره بقره‌، تأويل‌ فلاسفه‌ در باره شفاعت‌ را ذكر كرده‌ و به‌تبيين‌ آن‌ پرداخته‌ است‌ (برای موارد ديگر رجوع کنید به تفسير كبير * ).

در دوران‌ معاصر نيز تفاسير عقلی ـ كلامی بسياری نوشته‌ شده‌ كه‌ برخی از مهمترين‌ آنها عبارت‌ است‌ از: تفسير روح‌ المعانی ، تأليف‌ شهاب‌الدين‌ محمود آلوسی بغدادی (متوفی ١٢٧٠)؛
تفسير القرآن‌ الحكيم‌ معروف‌ به‌ تفسير الخفاجی، تأليف‌ محمد عبدالمنعم‌ خفاجی (متوفی ١٣٢٨ ش‌)؛
تحرير المعنی السديد و تنويرالعقل‌ الجديد معروف‌ به‌ التحرير و التنوير تأليف‌ محمدطاهربن‌ عاشور (متوفی ١٣٥٢ ش‌)، عالم‌ مالكی تونسی؛
الميزان‌ فی تفسيرالقرآن‌ * ، تأليف‌ محمدحسين‌ طباطبائی (متوفی ١٣٦١ ش‌)، مفسر و فيلسوف‌ امامی، كه‌ در تفسير خود ضمن‌ دفاع‌ كلامی از معتقدات‌ شيعه اماميه‌ به‌ بحثهای فلسفی و اجتماعی نيز پرداخته‌ است‌؛
آلاءالرحمن‌ فی تفسير القرآن‌ ، اثر شيخ‌ محمدجواد بلاغی * (متوفی ١٣٥٢) مفسر، متكلم‌ و اديب‌ امامی؛
اطيب‌ البيان‌ فی تفسير القرآن‌ ، تأليف‌ سيدعبدالحسين‌ طيب‌ اصفهانی (متوفی ١٣٦٩ ش‌)، عالم‌ و متكلم‌ امامی.

نوع‌ ديگری از تفاسير كلامی، تفاسيری است‌ كه‌ پيروان‌ فرق‌ و مذاهب‌ مختلف‌ نوشته‌ و ديدگاههای كلامی خود را مطرح‌ كرده‌اند؛
مثلاً اباضيه‌ (يكی از فرق‌ خوارج‌) تفاسيری بر قرآن‌ نوشته‌اند كه‌ مهمترين‌ آنها تفسير كتاب‌ اللّه‌ العزيز (بيروت‌ ١٩٩٠)، اثر هودبن‌ محكّم‌ هُواری، مفسر اباضی قرن‌ سوم‌، است‌ كه‌ گرچه‌ در اصل‌ تفسيری مأثور است‌، مفسر برخی از مسائل‌ مثل‌ كفر و ايمان‌، ارتكاب‌ كبيره‌ و شفاعت‌ و ديگر ديدگاههای كلامی خويش‌ را در تفسير آيات‌ وارد كرده‌ است‌ (ايازی، ١٣٧٤ ش‌، ص‌ ١٤٧ـ ١٤٨). به‌ تفسير هَمْيان‌ الزاد الی دارالمعاد (عمان‌، ١٤٠١ـ١٤١١) و تيسيرالتفسير (عمان‌، ١٤٠٧ـ١٤٠٩)، هر دو اثر محمدبن‌ يوسف‌ اطفيش‌ (متوفی ١٣٣٢)، نيز میتوان‌ اشاره‌ كرد.

در نزد زيديه‌ نيز علاوه‌ بر تفسير غريب‌القرآن‌ (قم‌ ١٤١٤) منسوب‌ به‌ زيدبن‌ علی و تفسير مقاتل‌بن‌ سليمان‌ (قاهره‌ ١٩٧٩ـ١٩٨٩) ــ كه‌ آن‌ را در شمار تفاسير زيديه‌ آورده‌اند (از جمله‌ رجوع کنید به شحاته‌، ص‌١٩٠) ــ به‌ تفسير فتح‌ القدير الجامع‌ بين‌ فَنَّيِ الروايه و الدرايه من‌ علم‌ التفسير (بيروت‌، بیتا.)، اثر محمدبن‌ علیبن‌ عبداللّه‌ شوكانی (متوفی ١٢٥٠)، میتوان‌ اشاره‌ كرد. از اسماعيليه‌ هم‌ اگرچه‌ تفسير كامل‌ و جامعی از قرآن‌ گزارش‌ نشده‌ است‌، قاضی نعمان‌ (متوفی ٣٦٣) در آثارش‌ از جمله‌ در كتاب‌ المجالس‌ و المسايرات‌ (تونس‌ ١٣٩٨/ ١٩٧٨) و مؤيد فی الدين‌ هبه اللّه‌ شيرازی در المجالس‌ المؤيديه (بيروت‌ ١٣٩٤/ ١٩٧٤) به‌ تفسير برخی آيات‌ به‌ مناسبت‌ مباحث‌ مختلف‌ كتابهايشان‌ پرداخته‌اند (برای موارد ديگر رجوع کنید به محمدحسين‌ ذهبی، ج‌ ٢، ص‌ ٢٥٨ـ٢٧٤؛
پوناوالا، ص‌ ١٩٩ـ ٢٢٢) همچنين‌ اگر نظر كسانی كه‌ محمدبن‌ عبدالكريم‌ شهرستانی (متوفی ٥٤٨)، صاحب‌ الملل‌ و النحل‌ ، را اسماعيلی می دانند، پذيرفته‌ شود ( رجوع کنید به ابن‌حجر عسقلانی، ج‌٥، ص‌٢٦٣؛
نيز رجوع کنید به بهرامی، ص‌٣٥٦ـ ٣٨١) میتوان‌ تفسير او به‌ نام‌ مفاتيح‌ الاسرار و مصابيح‌الابرار(تهران‌ ١٣٧٦ ش‌) را در شمار تفاسير اسماعيلی آورد.

برخی از فيلسوفان‌ مسلمان‌ نيز با به‌كارگيری عنصر عقل‌ و معلومات‌ فلسفی، تفاسيری فلسفی نوشته‌اند؛
مانند تفاسير سوره‌های توحيد، فلق‌، ناس‌ و اعلی از ابوعلی سينا (متوفی ٤٢٨؛
برای اطلاعات‌ بيشتر رجوع کنید به حكمت‌، ص‌ ١٥٩ـ١٧٤)، تفسير برخی آيات‌ در آثار شهاب‌الدين‌ سهروردی (متوفی ٥٨٧) بويژه‌ در التلويحات‌ اللوحيّه و العرشيه ( مجموعه‌ مصنّفات‌ ، ج‌ ١، ص‌ ٨٣، ٩٢ـ٩٣)، تفسير القرآن‌الكريم‌ (قم‌ ١٣٧٩ ش‌) و مفاتيح‌الغيب‌ (تهران‌ ١٣٦٣ ش‌) هر دو اثر محمدبن‌ ابراهيم‌ شيرازی مشهور به‌ ملاصدرا (متوفی ١٠٥٠)، كه‌ هريك‌ با گرايش‌ خاص‌ خود در فلسفه‌ به‌ تفسير آيات‌ و سوره‌های قرآن‌ پرداخته‌اند ( رجوع کنید به تفسير ملاصدرا * ).


منابع‌:
(٢٤) علاوه‌ بر قرآن‌؛
(٢٥) آقابزرگ‌ طهرانی؛
(٢٦) ابن‌تيميّه‌، مقدمه فی اصول‌التفسير ، بيروت‌: دارمكتبه الحياه، [بی تا.(؛
(٢٧) ابن‌ حجرعسقلانی، لسان‌الميزان‌ ، حيدرآباد دكن‌ ١٣٢٩ـ١٣٣١، چاپ‌ افست‌ بيروت‌ ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٢٨) ابن‌خلدون‌؛
(٢٩) ابن‌شهر آشوب‌، معالم‌العلماء ، نجف‌ ١٣٨٠/١٩٦١؛
(٣٠) ابن‌طاووس‌، سعدالسعودللنفوس‌ ، قم‌ ١٣٨٠ ش‌؛
(٣١) ابن‌ عساكر، تبيين‌ كذب‌ المفتری فيما نسب‌ الی الامام‌ ابیالحسن‌ الاشعری ، بيروت‌ ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٣٢) ابن‌فرحون‌، الديباج‌ المذهب‌ فی معرفه اعيان‌ علماءالمذهب‌ ، چاپ‌ محمد احمدی ابوالنور، قاهره‌ )? ١٣٩٤/ ١٩٧٤ (؛
(٣٣) ابن‌ نديم‌؛
(٣٤) نصر حامد ابوزيد، الاتجاه‌ العقلی فی التفسير: دراسه فی قضيه المجاز فی القرآن‌ عندالمعتزله ، دارالبيضاء ١٩٩٨؛
(٣٥) محمدعلی ايازی، المفسرون‌: حياتهم‌ و منهجهم‌ ، تهران‌ ١٤١٤؛
(٣٦) همو، «نگاهی به‌ تفاسير اباضيه‌»، بينات‌ ، سال‌ ٢، ش‌ ٣ (پاييز ١٣٧٤)؛
(٣٧) محمد بلتاجی، مدخل‌ الی علم‌التفسير، )قاهره‌ ( ١٤٢٠/٢٠٠٠؛
(٣٨) محمد بهرامی، «گرايش‌ مذهبی شهرستانی: صاحب‌ تفسير مفاتيح‌الاسرار »، فصلنامه پژوهشهای قرآنی ، سال‌ ٦، ش‌ ٢١ـ٢٢ (بهار و تابستان‌ ١٣٧٩)؛
(٣٩) حاجی خليفه‌؛
(٤٠) علیاصغر حكمت‌، «تفاسير ابوعلی سينا از قرآن‌ مجيد»، در جشن‌نامه ابن‌سينا ، ج‌ ٢، تهران‌: انجمن‌ آثار ملی، ١٣٣٤ ش‌؛
(٤١) احمد محمد حوفی، الزمخشری ، مصر: الهيئه المصريه العامه للكتاب‌، )بی تا.(؛
(٤٢) محمد خضيری، تفسيرالتابعين‌: عرض‌ و دراسه مقارنه ، رياض‌ ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(٤٣) محمدبن‌ احمد ذهبی؛
(٤٤) محمد حسين‌ ذهبی، التفسير و المفسّرون‌ ، بيروت‌ ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٤٥) عبدالكريم‌بن‌ محمد رافعی قزوينی، التدوين‌ فی اخبار قزوين‌ ، چاپ‌ عزيزاللّه‌ عطاردی، بيروت‌ ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٤٦) فهدبن‌ عبدالرحمان‌ رومی، بحوث‌ فی اصول‌التفسير و مناهجه‌ ، رياض‌ ١٤١٩؛
(٤٧) عدنان‌ محمد زرزور، الحاكم‌الجشمی و منهجه‌ فی تفسيرالقرآن‌ ، بيروت‌ )? ١٣٩١/١٩٧١ (؛
(٤٨) محمد عبدالعظيم‌ زرقانی، مناهل‌ العرفان‌ فی علوم‌القرآن‌ ، قاهره )١٩٨٠ (؛
(٤٩) زمخشری؛
(٥٠) محمود سرمدی، «ابومسلم‌ اصفهانی مفسّری گمنام‌»، مقالات‌ و بررسيها ، سال‌ ٣٠، ش‌ ٦٢ (زمستان‌ ١٣٧٦ ش‌)؛
(٥١) يحيیبن‌ حبش‌ سهروردی، مجموعه‌ مصنّفات‌ شيخ‌ اشراق‌ ، ج‌ ١، چاپ‌ هانری كوربن‌، تهران‌ ١٣٨٠ ش‌؛
(٥٢) عبدالرحمان‌بن‌ ابیبكر سيوطی، الاتقان‌ فی علوم‌القرآن‌ ، چاپ‌ محمد ابوالفضل‌ ابراهيم‌، )قاهره‌ ١٩٦٧(، چاپ‌ افست‌ قم‌ ١٣٦٣ ش‌؛
(٥٣) همو، كتاب‌ طبقات‌ المفسرين‌ ، چاپ‌ مورسينگ‌، ليدن‌ ١٨٣٩، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ١٩٦٠؛
(٥٤) عبداللّه‌ محمود شحاته‌، تاريخ‌القرآن‌ و التفسير ، مصر ١٣٩٢/ ١٩٧٢؛
(٥٥) علیاشرف‌ صادقی، «زبان‌ تفسير ابوعلی جبائی چه‌ بوده‌ است‌؟»، در هفتاد مقاله‌: ارمغان‌ فرهنگی به‌ دكتر غلامحسين‌ صديقی ، ج‌ ٢، گردآورده يحيی مهدوی و ايرج‌ افشار، تهران‌: اساطير،١٣٧١ ش‌؛
(٥٦) مصطفی صاوی جوينی، مناهج‌ فی التفسير ، اسكندريه‌: منشأه لمعارف‌، )بی تا.(؛
(٥٧) صفدی؛
(٥٨) محمدحسين‌ طباطبائی، قرآن‌ در اسلام‌ ، تهران‌ ١٣٥٠ ش‌؛
(٥٩) طوسی؛
(٦٠) علی بن‌ حسين‌ علم ‌الهدی، امالی المرتضی: غررالفوائد و درر القلائد ، چاپ‌ محمدابوالفضل‌ ابراهيم‌، قاهره‌ ١٣٧٣/١٩٥٤؛
(٦١) محمود فاضل‌، «آراءالزمخشری الكلاميه فی تفسير الكشاف‌»، در يادنامه اديب‌ نيشابوری: زندگانی استاد و مجموعه‌ مقالات‌ در مباحث‌ علمی و ادبی ، به‌ اهتمام‌ مهدی محقق‌، تهران‌: مؤسسه مطالعات‌ اسلامی دانشگاه‌ مك‌ گيل‌ (شعبه تهران‌)، با همكاری دانشگاه‌ تهران‌، ١٣٦٥ ش‌؛
(٦٢) محمدبن‌ عمر فخررازی، التفسيرالكبير، او، مفاتيح‌الغيب‌ ، بيروت‌ ١٤٢١/ ٢٠٠٠؛
(٦٣) قاضی عبدالجباربن‌ احمد، تنزيه‌ القرآن‌ عن‌المطاعن‌ ، بيروت‌: دارالنهضه الحديثه‌، )بی تا.(؛
(٦٤) همو، فضل‌ الاعتزال‌ و طبقات‌ المعتزله، چاپ‌ فؤاد سيد، تونس‌ )بی تا.]؛
(٦٥) محمدبن‌ محمد ماتريدی، تفسيرالماتريدی المسمی تأويلات‌ اهل‌السنه ، ج‌ ١، چاپ‌ ابراهيم‌ عوضين‌ و سيد عوضين‌، قاهره‌ ١٣٩١/١٩٧١؛
(٦٦) محمدهادی معرفت‌، التفسير و المفسّرون‌ فی ثوبه‌القشيب‌ ، مشهد ١٤١٨ـ١٤١٩؛
(٦٧) ياقوت‌ حموی، معجم‌ الادباء ، چاپ‌ احسان‌ عباس‌، بيروت‌ ١٩٩٣؛


(٦٨) EI ٢ , s.v. " A l-Rummani " (by J. Flanagan), Suppl. fascs.٥-٦, Leiden ١٩٨٢, s.v. " A l-Hakim A l Djushami " (by W.Madelung);
Ismail K . Poonawala, "Ismaili tawil

(٦٩) of the Quran", in Approaches to the history of the interpretation of the Quran , ed. Andrew Rippin, Oxford: Clarendon Press, ١٩٨٨.

/ محسن‌ معينی /

١٠) تفسير عرفانی. تفسير عرفانی مبتنی بر تأويل‌ ظاهر الفاظ‌ قرآن‌ است‌. اين‌ نوع‌ تفسير ريشه‌ در نوعی تلقی از قرآن‌ دارد كه‌ بر اساس‌ آن‌ در ورای ظاهر الفاظ‌، بطن‌ يا بطونی هست‌ كه‌ كشف‌ و شهود عرفانی از اسرار آن‌ پرده‌ بر میدارد. اين‌ نوع‌ مواجهه‌ با قرآن‌، با تفسير به‌ معنای مصطلح‌ آن‌، كه‌ مبتنی بر قواعد ويژه‌ای است‌، تفاوت‌ دارد ( رجوع کنید به سيوطی، ١٣٦٣ ش‌، ج‌ ٤، ص‌٢٠٠ـ٢٠٥؛
عك‌، ص‌٣٠).

برخی گفته‌اند كه‌ تفسير عرفانی، عبارت‌ است‌ از مجموعه‌ دريافتهای درونی عارف‌ ( رجوع کنید به زركشی، ج‌ ٢، ص‌ ٣١١؛
سيوطی، ١٣٦٣ ش‌، ج‌ ٤، ص‌ ٢٢٤) و نيز حاصل‌ تأملات‌ و استنباطهايی است‌ كه‌ از ذوق‌ و تجربه عرفانی او سرچشمه‌ می گيرد. بر اساس‌ ديدگاهی ديگر، تفسير عرفانی برداشتی است‌ استعاری و مجازی و رمزی از قرآن‌ كه‌ فقهايی كه‌ از آيات‌ و واژگان‌ قرآن‌ عمدتاً برداشتهای لغوی و اصطلاحی و فقهی دارند، آن‌ را نمی پذيرند (بلاشر، ص‌ ٢١٩).

تفسير عرفانی را تفسير تمثيلی و نمادين‌ هم‌ خوانده‌اند. به‌ اين‌ لحاظ‌، اين‌ نوع‌ تفسير وابسته‌ به‌ متن‌ قرآن‌ و مبتنی بر آن‌ است‌ (< دايره المعارف‌ دين‌ >، ج‌ ١٤، ص‌ ٢٣٩). تفسير عرفانی، به‌لحاظ‌ روش‌ و رويكرد تأويلی، با برخی مشربهای فلسفی و كلامی، همچون‌ مشرب‌ شيعی، وجه‌ اشتراك‌ دارد (متز، ج‌ ١، ص‌ ٢٢٧؛
نيز رجوع کنید به تأويل‌ * ).

قرآن‌پژوهان‌ در جواز يا عدم‌ جواز اين‌ نوع‌ تفسير اختلاف‌نظر دارند؛
گروهی آن‌ را غيرمجاز و حتی بدعت‌ می دانند (ابن‌صلاح‌، ج‌ ١، ص‌ ١٩٦ـ١٩٧؛
زركشی، همانجا) اما برخی عقيده‌ دارند كه‌ در صورت‌ حفظ‌ اصولِ تفسير و جمع‌ ظواهر الفاظ‌ و دقايق‌ نكات‌ باطنی آنها، كه‌ كمال‌ ايمان‌ و عرفان‌ محض‌ است‌ (سيوطی، ١٣٦٣ ش‌، همانجا)، اين‌ نوع‌ تفسير اشكالی ندارد (تفتازانی، ص‌ ١٨٩ـ١٩٠؛
زرقانی، ج‌ ٢، ص‌ ٨٩ ـ٩٠؛
آتش‌، ص‌ ١٤ـ ١٥). به‌نظر عبدالوهاب‌ شعرانی (ج‌ ١، ص‌ ٤)، اين‌ شيوه تفسير مذموم‌ نيست‌، زيرا عارفان‌ میتوانند به‌ معناهايی دست‌ يابند كه‌ رسيدن‌ به‌ آنها برای عالمانِ اهل‌ظاهر ميسّر نيست‌.

پيشينه تفسير عرفانی به‌ دوران‌ صدر اسلام‌ و روزگار پيامبر می رسد ( رجوع کنید به هجويری، ص‌٥٠؛
آتش‌، ص‌٢٠ـ٢٦). برخی آيات‌ قرآن‌ (نساء: ٨٠؛
محمد: ٢٤؛
بقره‌: ١١٥، ١٥٦؛
نور: ٣٥) كه‌ به‌ كار استواركردن‌ طرز تلقی صوفيه‌ می آمد، دست‌آويزی برای تفسير عرفانی شد (ابونصر سَرّاج‌، ص‌ ١٠٥ـ١٠٦؛
شاطِبی، ج‌ ٣، ص‌ ٣٨٢ـ٣٨٣؛
گولد تسيهر، ص‌ ٢٠٤ـ ٢٠٥). آنچه‌ در شتاب‌ بخشيدن‌ به‌ اين‌ رويكرد مؤثر بود، وجود الفاظ‌ و عبارات‌ مجازی در قرآن‌ است‌ كه‌ به‌نظر سيوطی (١٣٦٣ ش‌، ج‌ ٣، ص‌ ١٢٠) انكارناپذير است‌ و اگر اين‌ واژه‌های مجازی در قرآن‌ نبود، نيمی از زيبايی كتاب‌ وحی از بين‌ می رفت‌ (برای نمونه اينگونه‌ مجازها رجوع کنید به بقره‌: ٧٤، ١٨٧؛
انعام‌: ١٣٢؛
اعراف‌: ١٧٥ـ١٧٦؛
فرقان‌: ١٢؛
مريم‌: ٤؛
يس‌: ٣٧؛
فتح‌: ٢٩؛
صف‌: ٤٦).

به‌بعضی اصحاب‌ پيامبر، اخباری منسوب‌ است‌ كه‌ بنا بر آنها، نبايد صرفاً معنای ظاهری قرآن‌ را مراد دانست‌ ( رجوع کنید به ابن‌حنبل‌، ج‌ ١، ص‌ ٧٩؛
ابوطالب‌ مكی، ج‌ ١، ص‌ ٤٩). پيش‌ از تدوين‌ تفاسير عرفانی، گفته ابن‌عباس‌ در باره آيه دوازدهم‌ سوره طلاق‌ (اگر تفسير آن‌ را بگويم‌ مرا سنگسار می كنيد، و به‌ تعبيری ديگر، مرا كافر می خوانيد) شهرت‌ بسيار داشت‌ و بدان‌ استشهاد می شد (رجوع کنید به محمد غزالی، ١٤١٢، ج‌ ٤، ص‌ ٣٥٦). در دوره تابعين‌ نيز اشخاصی، از جمله‌ حسن‌ بصری، آيات‌ را به‌شيوه اشاری تفسير میكردند (آتش‌، ص‌ ٣١).

پل ‌نويا معتقد است‌ كه‌ نخستين‌ نمونه‌های تفسير عرفانی در آموزه‌های امام‌ صادق‌، بويژه‌ در زمينه‌هايی مانند علم‌ جفر و حوزه تجربه عرفانی، ديده‌ می شود ( ص‌ ١٣٦ـ١٣٩، ١٤٦) كه‌ ضمن‌ حقائق‌ التفسير* سُلَمی آمده‌ است‌، اگرچه‌ در اصالت‌ و اعتبار اين‌ انتساب‌ ترديد هست‌ ( رجوع کنید به سبحانی، ص‌ ٩٩). به‌ نوشته پل‌ نويا، جنبه تخيلی و استعاری التفسيرالكبير مُقاتِل‌بن‌ سليمان‌ (متوفی ١٥٠)، الهام‌بخش‌ عارفانی چون‌ حكيم‌ تِرْمِذی (متوفی ٢٨٥) نيز بوده‌ است‌ ( رجوع کنید به ص‌ ٩٨؛
قس‌ سبحانی، ص‌ ٩٧ـ٩٩).

تفسير عرفانی نوعی تفسير است‌ كه‌ در آن‌ عارف‌، بر مبنای تعاليم‌ عرفانی يا ذوق‌ وجدانی حاصل‌ از شهود باطنی، به‌ تأويل‌ ظواهر آيات‌ قرآن‌ میپردازد. وجه‌ تمايز اين‌ نوع‌ تفسير از ديگر روشهای تفسيری، به ‌كار بردن‌ «زبان‌ اشارت‌» و مصطلحات‌ ويژه‌ای است‌ كه‌ طبيعتِ تجربه عرفانی آن‌ را اقتضا می كند ( رجوع کنید به مُسْتَمْلی، ج‌ ٣، ص‌١١٦٠ـ١١٦١؛
احمد غزالی، ص‌ ١، توضيحات‌ پورجوادی، ص‌ ٧٣ـ٧٤). به‌همين‌ سبب‌، برخی به‌تفسير عرفانی، تفسير اشاری هم‌ می گويند (قُشَيری، ج‌ ١، ص‌ ٤١؛
سيوطی، ١٣٦٣ ش‌، ج‌ ٤، ص‌ ٢٢٤؛
زرقانی، ج‌ ٢، ص‌ ٧٨؛
آتش‌، ص‌ ١٢). اين‌ اشارات‌ عرفانی گاه‌ با ظواهر الفاظ‌ قرآن‌ قابل‌ جمع‌اند (زرقانی، همانجا). ابن‌عربی * ( الفتوحات‌ المكيّه ، ج‌ ١، ص‌ ٢٧٩) شيوه عارفان‌ را در شرح‌ و تبيين‌ مراد وحی، اشارت‌ ناميده‌ و سبب‌ آنكه‌ اهل‌ حقيقت‌ معنای حاصل‌ از آيات‌ را اشارت‌ مینامند، تقيه‌ دانسته‌ و گفته‌ است‌ كه‌ دليل‌ آن‌ بيم‌ از عالمان‌ ظاهربين‌ و فقيهان‌ است‌ (همانجا).

به‌ نظر سيدحيدر آملی (١٤١٦، ج‌ ١، ص‌ ٢٠٦) تأويل‌ آيات‌ الاهی همان‌ تفسير انفسی است‌؛
يعنی، تطبيق‌ جهان‌ خارج‌ (آفاق‌) با نفس‌ عارف‌ (انفس‌)، كه‌ در واقع‌ برداشتی است‌ از آيه «سَنُريِهم‌ آياتِنا فی الا'فاقِ و فی اَنْفُسِهِمْ حتّی يَتَبَيَّنَ لَهُمْ اَنَّهُ الحَقُّ اَوَلَم‌ يَكْفِ بِرَبِّكَ اَنَّهُ علی' كلِّ شَیءِ شَهيد» (فصّلت‌: ٥٣). بنابراين‌، بين‌ عالَم‌ (كتاب‌ تكوين‌) و قرآن‌ (كتاب‌ تدوين‌)، تطبيقی صورت‌ می گيرد كه‌ از طريق‌ تأويل‌ (تفسير انفسی) حاصل‌ می شود ( آملی، همانجا).

اين‌ رويكرد ويژه تفسيری، در واقع‌ برآيندِ مبانی ويژه هستی شناسی و معرفت‌شناسی عارفان‌ است‌. عارفان‌ برای جهان‌ هستی ظاهر و باطنی قائل‌اند و معتقدند كه‌ هستی در هر لحظه‌، از بطون‌ به‌ظهور می آيد و دوباره‌ از ظهور به‌ بطون‌ می رود و همانند تنفس‌ دارای قبض‌ و بسط‌ است‌ (ابن‌عربی، الفتوحات‌ المكيه ، ج‌ ٢، ص‌ ٣٩١ـ٣٩٢؛
شبستری، ص‌ ٦٧ـ ٦٨). انسان‌ نيز، مانند جهان‌، از جسم‌ و روح‌ تركيب‌ شده‌ كه‌ جسمش‌ ظاهر او و روحش‌ باطن‌ اوست‌ (نجم‌ رازی، ص‌ ٣١١؛
مولوی، ج‌ ٢، دفتر سوم‌، بيت‌ ٤٢٤٨). قول‌ به‌ همانندی انسان‌ و قرآن‌، به‌لحاظ‌ ظاهر و باطن‌، در برخی آثار حكيمان‌ نيز ديده‌ می شود ( رجوع کنید به صدرالدين‌ شيرازی، ص‌ ٢٣؛
شايگان‌، ص‌١١٠).

در برخی متون‌ روايی، احاديثی دالّ بر ظاهر و باطن‌ و حد و مُطَّلَع‌ (مَطْلع‌) داشتن‌ قرآن‌ وارد شده‌ است‌. بنا بر اين‌ احاديث‌، هر آيه قرآن‌ دارای ظاهر و باطنی است‌ و هر حرف‌ آن‌ دارای حدی است‌ و هر حدی نيز دارای مَطلعی (صفار قمی، ص‌ ٢٢٣؛
عياشی، ج‌ ١، ص‌ ٨٦ـ٨٧؛
سيوطی ،١٣٦٣ ش‌، ج‌ ٤، ص‌ ٢٢٥؛
مجلسی، ج‌ ٨٩، ص‌ ٩٤).

در حديثی از امام‌ صادق‌ عليه‌السلام‌ آمده‌ كه‌ قرآن‌ مشتمل‌ بر چهار چيز است‌: عبارات‌، اشارات‌، لطايف‌ و حقايق‌ (آملی، ١٣٦٨ ش‌، ص‌٥٣٠؛
مجلسی، ج‌ ٨٩، ص‌ ١٠٣). با استناد به‌ اينگونه‌ روايات‌، عارفان‌ معتقد شده‌اند كه‌ در پس‌ ظاهر كلمات‌ و آيات‌ قرآن‌ معانی پنهان‌ وجود دارد و آن‌ معانی نيز متضمن‌ معانی ديگر است‌ و اين‌ لايه‌های معنايی را تا هفت‌ بطن‌ و لايه‌ دانسته‌اند (آملی، ١٣٥٣ ش‌، ج‌ ١، ص‌ ١٢؛
همو، ١٣٦٨ ش‌، همانجا). عارفان‌ از اين‌ روايات‌ در توجيه‌ و تحكيم‌ مبانی تفسيری خود بهره‌ گرفته‌اند.

ابونصر سرّاج‌ (ص‌ ١٠٥ـ١٠٦) در ذيل‌ مبحثی با عنوان‌ «مستنبطات‌»، به‌موضوع‌ ظاهر و باطن‌ می پردازد و از آن‌ نتيجه‌ میگيرد كه‌ قرآن‌ و سنّت‌ دارای ظاهر و باطن‌ است‌. ابوطالب‌ مكی (ج‌ ١، ص‌ ١٥٦ـ١٥٧) با ذكر شواهدی از قرآن‌، ضمن‌ اذعان‌ به‌وجود ظاهر و باطن‌ برای آن‌، بر برتری علم‌ باطن‌ نسبت‌ به‌ علم‌ ظاهر تأكيد كرده‌ است‌. ابن‌عربی ( الفتوحات‌المكيه ، ج‌ ١، ص‌ ٢٧٩) نيز بر اين‌ باور است‌ كه‌ هر آيه‌ از كتاب‌ مُنزَل‌ دو وجه‌ وجودی دارد: يك‌ وجه‌، وجود باطنی آن‌ است‌ كه‌ اهل‌ حق‌ آن‌ را در آيينه جانهای خود می بينند؛
وجه‌ ديگر، همان‌ كلمات‌ و آيات‌ است‌ كه‌ در خارج‌ از جانهای اهل‌ حق‌ است‌.

تفسير عرفانی را میتوان‌ به‌ دو نوع‌ تقسيم‌ كرد: يكی تفسير فيضی ـ اشاری، ديگری تفسير مبتنی بر عرفان‌ نظری (ذهبی، ج‌ ٢، ص‌ ٣٦٨). برخی قرآن‌پژوهان‌ به‌ اين‌ تقسيم‌ اعتراض‌ كرده‌اند و جز در شدت‌ و ضعف‌ تأويلات‌، تفاوتی ميان‌ اين‌ دو نوع‌ تفسير قائل‌ نشده‌اند ( رجوع کنید به معرفت‌، ج‌ ٢، ص‌ ٥٣٨ ـ ٥٣٩).

تفسير فيضی ـ اشاری، روشی است‌ كه‌ در آن‌ اهل‌ سيروسلوك‌ آيات‌ قرآن‌ را، بر خلاف‌ مفاهيم‌ ظاهری آن‌ و به‌ مقتضای اشارات‌ پنهانی و مرموز، تأويل‌ می كنند. اين‌ شيوه تفسيری مبتنی بر مفاهيم‌ نظری عرفانی نيست‌ و در اغلب‌ موارد با ظاهر الفاظ‌ قابل‌ جمع‌ است‌ و در واقع‌ كوششی است‌ برای جمع‌ بين‌ شريعت‌ و حقيقت‌ ( رجوع کنید به سيوطی، ١٩٦٠، ص‌ ٢١). اگر چه‌ اين‌ نوع‌ تفسير نوعی تأويل‌ است‌، چون‌ تأويل‌ كنندگان‌ می كوشند ظاهر آيه‌ را به‌ معنايی بازگردانند كه‌ با آنچه‌ پيش‌ و پس‌ از آن‌ می آيد موافق‌ بوده‌ با كتاب‌ و سنّت‌ مغاير نباشد، تأويلی پسنديده‌ به‌ شمار می آيد (زرين‌كوب‌، ج‌ ١، ص‌ ٣٤٨). اساس‌ تفسير فيضی ـ اشاری رياضت‌ و مجاهدت‌ نفسانی است‌ كه‌ از رهگذر آن‌، عارف‌ به‌ كشف‌ و شهود نايل‌ می شود. اين‌ دسته‌ از مفسران‌ عارف‌ معتقدند كه‌ وجوه‌ معنايی متعددی در ورای معنای ظاهری آيات‌ وجود دارد ( رجوع کنید به ذهبی، ج‌ ٢، ص‌ ٣٨١ـ ٣٨٢). تفسير فيضی ـ اشاری را نمی توان‌ از تفسيرهای باطنی، كه‌ عدول‌ از ظواهر قرآنی است‌، به‌شمار آورد، زيرا آن‌ تفاسير، به‌ سبب‌ عدم‌ تطبيق‌ با قواعد و علم‌ تفسير، غالباً متضمن‌ ادعاهايی بی مبناست‌ (آتش‌، ص‌ ١٦ـ١٧). گرچه‌ در تفسير فيضی ـ اشاری نيز غالباً اصول‌ تصوف‌ عملی از رهگذر آيات‌ قرآنی مورد استناد قرار می گيرد ( رجوع کنید به قشيری، ج‌ ٢، ص‌ ١٣١، ٣١٦ـ٣١٧، ٤٠٧؛
ميبدی، ج‌١٠، ص‌ ٦٥٤).

از نظر برخی صوفيان‌، تأويل‌ نبايد مجوزی برای وانهادن‌ معنای ظاهری قرآن‌ باشد. بنابراين‌، اين‌ تأويلها با تأويلهای برخی فلاسفه‌ و متكلمان‌ و باطنيان‌ متفاوت‌ است‌ (محمد غزالی، ١٤١٢، ج‌ ١، ص‌ ٤٩؛
همو، ١٤٠٧، ص‌ ١٦٠؛
نيز رجوع کنید به ميبدی، ج‌ ٥، ص‌ ٣٠٧؛
سروش‌، ص‌ ٣٩٦ـ٣٩٩). محكمات‌ و آيات‌ احكام‌ از دايره اين‌ تفسير و تأويل‌ بيرون‌اند و فقط‌ متشابهات‌ و آيات‌ مربوط‌ به‌ احوال‌ انسان‌ و اسرار كائنات‌ در اين‌ تفسير مورد توجه‌ و توجيه‌ صوفيانه‌ قرار می گيرند (زرين‌كوب‌،

ج‌ ٢، ص‌ ٣٤٩).

از مهمترين‌ و كهنترين‌ تفاسير فيضی ـ اشاری، تفسير سهل‌ تُستری (متوفی ٢٨٣) است‌ كه‌ بر مفسران‌ صوفی بعد از تستری تأثير فراوانی نهاده‌، از جمله‌ ابوعبدالرحمان‌ سُلَمی در حقائق‌التفسير از آن‌ بهره‌ برده‌ است‌ ( رجوع کنید به باورينگ‌ ، ص‌ ١١٢).

حقائق‌التفسير سلمی نيز از تفاسير مهم‌ فيضی ـ اشاری است‌ كه‌ بر تفسيرهای بعدی، همچون‌ لطائف‌الاشارات‌ قشيری (متوفی ٤٦٥)، تأثير داشته‌ است‌ ( رجوع کنید به قشيری، ج‌ ١، مقدمه بَسْيونی، ص‌ ١١). تفسير سلمی مجموعه‌ای است‌ از تفاسير منسوب‌ به‌ امام‌ صادق‌ عليه‌السلام‌، تفسير ابوالحسين‌ نوری (متوفی ٢٩٥)، تفسير حسين‌بن‌ منصور حلاج‌ (متوفی ٣٠٩) و تفسير ابن‌عطا (متوفی ٣٠٩؛
سلمی، ج‌ ١، مقدمه پورجوادی، ص‌ چهارده‌ ـ پانزده‌).

لطائف‌الاشارات‌ قشيری نيز از تفاسير فيضی ـ اشاری است‌ ( رجوع کنید به ابن‌عربی، قانون‌التأويل‌ ، ص‌ ٢٠٧). محمدحسين‌ ذهبی (ج‌ ٢، ص‌ ٤١٢ـ٤٤٣) و محمدهادی معرفت‌ (ج‌ ٢، ص‌ ٥٣٩ ـ ٥٨٨) تفاسير مهم‌ فيضی ـ اشاری را معرفی كرده‌اند. رشيداحمد (ص‌ ٥٧)، لطائف‌الاشارات‌ قشيری را اولين‌ تفسير عرفانی دانسته‌ كه‌ شخصی متكلم‌ و صوفی نگاشته‌ است‌، زيرا آثار تستری و سلمی را، به‌ معنای مصطلح‌، تفسير عرفانی نمی داند. تفسير قشيری برای مفسران‌ پس‌ از وی مأخذی معتبر بوده‌ است‌؛
از جمله‌، روزبهان‌ بَقلی شيرازی (متوفی ٦٠٦) در تفسير عَرائس‌ البيان‌ فی حقائق‌ القرآن‌ * ، تفسير قشيری را يكی از منابع‌ خود معرفی كرده‌ و محمدبن‌ يوسف‌ حسينی مشهور به‌ گيسودراز، صوفی و عارف‌ هندی (متوفی ٨٢٥)، در تفسير الملتَقَط‌ مطالبی را بدون‌ تصريح‌ به‌نام‌ قشيری از تفسير او نقل‌ كرده‌ است‌ ( رجوع کنید به رشيد احمد، ص‌ ٦٧ـ ٦٨).

الفصول‌، نوشته ابوحنيفه‌ عبدالوهاب‌بن‌ محمد، تفسيری است‌ عرفانی ـ كلامی كه‌ بر مذاق‌ كرّاميه‌ نوشته‌ شده‌ كه‌ هنوز چاپ‌ نشده‌است‌. ويژگی اين‌ تفسير اشتمال‌ آن‌ بر اقوال‌ محمدبن‌ كرّام‌ و ديگر علما و عرفای كرّامی و نيزعقايد آنهاست‌. در اين‌ اثر، تصوير نسبتاً واقعی از عقايد كرّاميان‌ ترسيم‌ شده‌ است‌ ( رجوع کنید به شفيعی كدكنی، ص‌ ٦١ـ١١٣).

كشف‌ الاسرار و عُدّه الابرار * (تأليف‌ ٥٢٠) به‌ فارسی، از ديگر تفاسير عرفانی است‌. رشيدالدين‌ ميبدی (ج‌ ١، ص‌ ١) روش‌ خود را در تفسير، نخست‌ ترجمه آيه‌، سپس‌ بيان‌ تفسير و در نهايت‌ تأويل‌ آيات‌ ذكر كرده‌ است‌. وی نوبت‌ سوم‌ اين‌ تفسير را به‌روش‌ عرفانی و به‌ مذاق‌ صوفيان‌ سامان‌ داده‌

است‌. عرائس‌ البيان‌ فی حقائق‌ القرآن‌ نوشته روزبهان‌ بقلی از ديگر تفسيرهای عرفانی است‌. مفسر، در عين‌ اعتراف‌ به‌ معنای ظاهر در اكثر قريب‌ به‌اتفاق‌ آيات‌، رويكردی اشاری ـ ذوقی و تأويل‌ گرايانه‌ نسبت‌ به‌ آيات‌ دارد ( رجوع کنید به جُنَيد شيرازی، ص‌ ٢٤٤؛
منزوی، ج‌ ١، ص‌١٧٠؛
روزبهان‌نامه‌ ، مقدمه دانش‌پژوه‌، ص‌ ٨؛
صاوی، ص‌ ١٢).

بحرالحقائق‌ و المعانی فی تفسير السبع‌ المثانی نوشته نجم‌الدين‌ رازی، معروف‌ به‌ نجم‌الدين‌ دايه‌، نيز از جمله‌ تفاسير عرفانی است‌. اين‌ تفسير، كه‌ تا آيه هجده‌ سوره ذاريات‌ را در بر دارد، با اهتمام‌ بر جمع‌ بين‌ ظاهر و باطن‌ آيات‌ و تأييد اصول‌ تصوف‌ سامان‌ يافته‌ است‌. كار نجم‌الدين‌ دايه‌ را علاءالدوله‌ سمنانی ادامه‌ داد (ذهبی، ج‌ ٢، ص‌ ٤٢٩ـ٤٣٠؛
آتش‌، ص‌ ١٤٥).

مثنوی معنوی * ، سروده جلال‌الدين‌ محمد مولوی، را هم‌ به‌سبب‌ اشتمال‌ آن‌ بر تفسير و تأويل‌ عرفانيِ بخشِ عمده‌ای از آيات‌ قرآن‌ می توان‌ از تفاسير عرفانی قرآن‌ كريم‌ به‌شمار آورد (زرين‌كوب‌، ج‌ ٢، ص‌ ٣٧٣).

اسماعيل‌ بن‌ مصطفی حقی، صاحب‌ تفسير روح‌البيان‌ ، با بهره‌گيری از تفاسير عرفانی پيشين‌ (مانند تأويلات‌ عبدالرزاق‌ كاشانی و بحرالحقائق‌ و المعانی فی تفسير السبع‌ المثانی ) و با بهره‌گيری از اشعار عرفانی مولوی و حافظ‌ و سعدی تفسيری ذوقی تأليف‌ كرده‌ است‌ ( رجوع کنید به ج‌٣، ص‌٤٥٠، ٤٥٣، ج‌٦، ص‌١٧٧، ١٨٨، ٢٠١).

بيان‌السعاده * تأليف‌ حاج‌ ملاّ سلطان‌محمد گنابادی، معروف‌ به‌ سلطان‌عليشاه‌ (متوفی ١٣٢٧)، نيز از تفاسير فيضی ـ اشاری است‌ (برای نمونه‌های ديگری از اين‌ روش‌ تفسيری در دو سده اخير رجوع کنید به رومی، ج‌ ١، ص‌ ٣٧٦).

در ميان‌ تفاسير فيضی ـ اشاری، تفاسيری وجود دارد كه‌ در آنها فقط‌ يك‌ سوره‌ يا يك‌ آيه‌ تفسير شده‌ است‌، از جمله‌: مشكاه الانوار و مصفاه الاسرار امام‌محمد غزالی (متوفی ٥٠٥) در تفسير آيه ٣٥ سوره نور؛
بحرالمحبه فی اسرار المودّه از احمد غزالی (متوفی ٥٢٠)، الستّين‌ الجامع‌ لِلَطائف‌ البساتين‌ از احمدبن‌ محمدبن‌ زيدطوسی (از مؤلفان‌ قرن‌ ششم‌)، و حدائق‌الحقايق‌ از معين‌الدين‌ فراهی هروی مشهور به‌ ملامسكين‌ (از عارفان‌ قرن‌ دهم‌)، هر سه‌ در تفسير سوره يوسف‌ به‌ زبان‌ فارسی ( رجوع کنید به آتش‌، ص‌ ٥٦ ـ٢٥٧).

تفسير مبتنی بر عرفان‌ نظری، تحت‌ تأثيرِ مكتب‌ و آثار عرفانی ابن‌عربی، بويژه‌ آموزه وحدت‌ وجود، پديد آمد. صدرالدين‌ قونيوی (متوفی ٦٧٣) شاگرد و پسرخوانده ابن‌عربی، و عبدالرزاق‌ كاشانی در تفسير قرآن‌ از روش‌ ابن‌عربی پيروی كردند. هدف‌ اصلی در اين‌ شيوه تفسيری، تطبيق‌ انديشه‌های عرفان‌ نظری، همچون‌ وحدت‌ وجود، با آيات‌ قرآن‌ است‌ (معرفت‌، ج‌ ٢، ص‌ ٥٧٧؛
آتش‌، ص‌ ١٧٤). تفسير رحمةٌمن‌ الرحمن‌ ، فراهم‌ آمده‌ از آثار قرآنی و عرفانی ابن‌عربی همچون‌ ايجاز البيان‌ فی الترجمه عن‌ القرآن‌ ، الجمع‌ و التفصيل‌ فی اسرار معانی التنزيل‌ ، و الفتوحات‌ المكيه ، از جمله‌ اين‌ تفاسير است‌ (معرفت‌، ج‌ ٢، ص‌ ٥٧٢). بر اساس‌ يك‌ نظر، ابن‌عربی بويژه‌ در بحث‌ وحدت‌ وجود و تفسير حروف‌، متأثر از ابن‌بَرَّجان‌ * (متوفی ٥٣٦) بوده‌ است‌ (آتش‌، ص‌ ١٢٥).

برخی ديگر از تفاسير مهم‌ و مشهور عرفان‌ نظری عبارت‌اند از: اعجاز البيان‌ فی كشف‌ بعض‌ اسرار امّ القرآن‌ اثر صدرالدين‌ قونيوی، در تفسير سوره حمد؛
تفسير القرآن‌ الكريم‌ از عبدالرزاق‌ كاشانی و رساله‌ای در تأويل‌ آيه بسم‌اللّه‌ از داود قيصری (از شارحان‌ فصوص‌الحكم‌ ).

تفسير المحيط‌ الاعظم‌ سيدحيدر آملی هم‌ از تفاسير مهم‌ عرفانيِ مبتنی بر آموزه‌های ابن‌عربی است‌ كه‌ در آن‌ تشيع‌ و تصوف‌ باهم‌ تطبيق‌ داده‌ شده‌اند. اين‌ تفسير قرآنی، به‌گفته مؤلف‌ آن‌، جامع‌ تأويل‌ و تفسير يا جامع‌ شريعت‌ و طريقت‌ و حقيقت‌ است‌ (ج‌ ١، ص‌ ١٩٥).


منابع‌:
(٧٠) علاوه‌ بر قرآن‌؛
(٧١) سليمان‌ آتش‌، مكتب‌ تفسير اشاری ، ترجمه توفيق‌ ه . سبحانی، تهران‌ ١٣٨١ ش‌؛
(٧٢) حيدربن‌ علی آملی، تفسيرالمحيط‌ الاعظم‌ و البحرالخضم‌ فی تأويل‌ كتاب‌ اللّه‌ العزيزالمحكم‌ ، چاپ‌ محسن‌ موسوی تبريزی، تهران‌ ١٤١٦/ ١٩٩٥؛
همو، جامع‌الاسرار و منبع‌الانوار ، چاپ‌ هانری كوربن‌ و عثمان‌ اسماعيل‌ يحيی، تهران‌

(٧٣) ١٣٦٨ ش‌؛
(٧٤) همو، المقدمات‌ من‌ كتاب‌ نص‌النصوص‌ فی شرح‌ فصوص‌ الحكم‌ لمحيی الدين‌ ابن‌العربی ، ج‌ ١، چاپ‌ هانری كوربن‌ و عثمان‌ اسماعيل‌ يحيی، تهران‌ ١٣٥٣ ش‌؛
(٧٥) ابن‌ حنبل‌، مسنداحمدبن‌ حنبل‌ ، استانبول‌ ١٤٠٢/ ١٩٨٢؛
(٧٦) ابن‌صلاح‌، فتاوی و مسائل‌ ابن‌الصلاح‌ فیالتفسير والحديث‌ والاصول‌ و الفقه‌ ، چاپ‌ عبدالمعطی امين‌ قلعجی، بيروت‌ ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٧٧) ابن‌عربی (محمدبن‌ عبدالله‌)، قانون‌التأويل‌ ، چاپ‌ محمد سليمانی، بيروت‌ ١٩٩٠؛
(٧٨) ابن‌عربی (محمدبن‌ علی)، الفتوحات‌المكيه ، بيروت‌: دارصادر، [بی تا.(؛
(٧٩) ابوطالب‌ مكی، كتاب‌ قوت‌القلوب‌ فی معامله المحبوب‌ و وصف‌ طريق‌المريد الی مقام‌التوحيد ، قاهره‌ ١٣١٠، چاپ‌ افست‌ بيروت‌ )بی تا.(؛
(٨٠) ابونصر سراج‌، كتاب ‌اللُّمَع‌ فی التصوف‌، چاپ‌ رينولد آلن‌ نيكلسون‌، ليدن‌ ١٩١٤، چاپ‌ افست‌ تهران‌ )بی تا.(؛
(٨١) مسعود بن‌ عمر تفتازانی، )شرح‌ ( العقائد النسفيّه، استانبول‌ ١٣٢٦، چاپ‌ افست‌ بغداد )بی تا.(؛
(٨٢) جنيد بن‌ محمود جنيد شيرازی، شدّالازارفی حطّ الاوزارعن‌ زوّارالمزار، چاپ‌ محمد قزوينی و عباس‌ اقبال‌، تهران‌ ١٣٢٨ ش‌، چاپ‌ مجدد تهران‌ ١٣٦٦ ش‌؛
(٨٣) اسماعيل‌بن‌ مصطفی حقی، تفسير روح‌البيان‌ ، بيروت‌ ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٨٤) محمدحسين‌ ذهبی، التفسير و المفسّرون‌ ، بيروت‌ ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٨٥) روزبهان‌نامه‌ ، چاپ‌ محمدتقی دانش ‌پژوه‌، تهران‌: انجمن‌ آثار ملی، ١٣٤٧ ش‌؛
(٨٦) فهدبن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌التفسير فی القرن‌الرابع‌ عشر ، رياض‌ ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(٨٧) محمد عبدالعظيم‌ زرقانی، مناهل‌العرفان‌ فی علوم‌القرآن‌ ، قاهره‌ )١٩٨٠ (؛
(٨٨) محمدبن‌ بهادر زركشی، البرهان‌ فی علوم‌القرآن‌ ، چاپ‌ يوسف‌ عبدالرحمان‌ مرعشلی، جمال‌ حمدی ذهبی، و ابراهيم‌ عبداللّه‌ كردی، بيروت‌ ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٨٩) عبدالحسين‌ زرين‌كوب‌، سرّنی: نقد و شرح‌ تحليلی و تطبيقی مثنوی ، تهران‌ ١٣٦٤ ش‌؛
(٩٠) محمدتقی سبحانی، «قرآن‌ و سرچشمه‌های تصوف‌ از ديدگاه‌ خاورشناسان‌ معاصر: نگاهی انتقادی به‌ كتاب‌ تفسير قرآنی و زبان‌ عرفانی ) اثر] پل‌ نويا»، بيّنات‌ ، سال‌٢، ش‌ ٣ (پاييز١٣٧٤)؛
عبدالكريم‌

(٩١) سروش‌، «تأويل‌ در مثنوی»، در نامه شهيدی: جشن‌نامه استاد دكتر سيد جعفر شهيدی ، به‌ اهتمام‌ علی اصغر محمد خانی، تهران‌: طرح‌ نو، ١٣٧٤ ش‌؛
(٩٢) محمدبن‌ حسين‌ سلمی، مجموعه آثار ابوعبدالرحمن‌ سلمی: بخشهايی از حقائق ‌التفسير و رسائل‌ ديگر ، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ ١٣٦٩ـ١٣٧٢ ش‌؛
(٩٣) عبدالرحمان‌بن‌ ابیبكر سيوطی، الاتقان‌ فی علوم ‌القرآن‌ ، چاپ‌ محمدابوالفضل‌ ابراهيم‌، [قاهره‌ ١٩٦٧ (، چاپ‌ افست‌ قم‌ ١٣٦٣ ش‌؛
(٩٤) همو، كتاب‌ طبقات ‌المفسرين‌ ، چاپ‌ مورسينگ‌، ليدن‌ ١٨٣٩، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ١٩٦٠؛
(٩٥) ابراهيم‌بن‌ موسی شاطبی، الموافقات‌ فی اصول‌الشريعه ، چاپ‌ محمد عبداللّه‌ دراز، بيروت‌ ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٩٦) داريوش‌ شايگان‌، هانری كربن‌: آفاق‌ تفكر معنوی در اسلام‌ ايرانی ، ترجمه باقر پرهام‌، تهران‌ ١٣٧١ ش‌؛
(٩٧) محمودبن‌ عبدالكريم‌ شبستری، گلشن‌راز ، چاپ‌ احمد مجاهد و محسن‌ كيانی، تهران‌ ١٣٧١ ش‌؛
(٩٨) عبدالوهاب ‌بن‌ احمد شعرانی، الطبقات ‌الكبری ، بيروت‌ ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٩٩) محمدرضا شفيعی كدكنی، «چهره ديگر محمدبن‌ كرام‌ سجستانی در پرتو سخنان‌ نو يافته‌ از او»، در ارج‌نامه ايرج‌: به‌ پاس‌ نيم‌ قرن‌ سوابق‌ درخشان‌ فرهنگی و دانشگاهی استاد ايرج‌ افشار ، ج‌ ٢، به‌ كوشش‌ محسن‌ باقرزاده‌، تهران‌: توس‌، ١٤١٨ـ١٤١٩؛
(١٠٠) صلاح‌ صاوی، «روزبهان‌ و تفسير عرائس‌البيان‌ »، تحقيقات‌ اسلامی ، سال‌ ١، ش‌ ٢ـ سال‌ ٢، ش‌ ١ (١٣٦٥ـ١٣٦٦ ش‌)؛
(١٠١) محمدبن‌ ابراهيم‌ صدرالدين‌ شيرازی، مفاتيح‌الغيب‌ ، با تعليقات‌ علی نوری، چاپ‌ محمد خواجوی، تهران‌ ١٣٦٣ ش‌؛
(١٠٢) محمدبن‌ حسن‌ صفار قمی، بصائرالدرجات‌الكبری فی فضائل‌ آل‌ محمد ( ص‌ )، تهران‌ ١٣٦٢ ش‌؛
(١٠٣) عبدالرحمان‌ عك‌، اصول‌التفسير و قواعده‌ ، بيروت‌ ١٤٠٧؛
(١٠٤) محمدبن‌ مسعود عياشی، التفسير ، قم‌ ١٤٢١؛
(١٠٥) احمدبن‌ محمد غزالی، سوانح‌ ، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ ١٣٥٩ ش‌؛
(١٠٦) محمدبن‌ محمد غزالی، احياء علوم‌الدين‌ ، بيروت‌ ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١٠٧) همو، مشكاه الأنوار و مصفاه الأسرار ، چاپ‌ عبدالعزيز عزالدين‌ سيروان‌، بيروت‌ ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(١٠٨) عبدالكريم‌ بن‌ هوازن‌ قشيری، لطائف‌الاشارات‌ ، چاپ‌ ابراهيم‌ بسيونی، قاهره‌ ١٩٨١ـ١٩٨٣؛
(١٠٩) ايگناتس‌ گولد تسيهر، مذاهب‌التفسيرالاسلامی، )ترجمه ]عبدالحليم‌ نجار، بيروت‌ ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(١١٠) آدام‌ متز، تمدن‌ اسلامی در قرن‌ چهارم‌ هجری، يا، رنسانس‌ اسلامی، ترجمه عليرضا ذكاوتی قراگزلو، تهران‌ ١٣٦٤ ش‌؛
(١١١) مجلسی؛
(١١٢) اسماعيل‌بن‌ محمد مستملی، شرح‌ التعرف‌ لمذهب‌ التصوف‌ ، چاپ‌ محمد روشن‌، تهران‌ ١٣٦٣ـ١٣٦٦ ش‌؛
(١١٣) محمدهادی معرفت‌، التفسير و المفسّرون‌ فی ثوبه‌ القشيب‌، مشهد ١٤١٨ـ١٤١٩؛
(١١٤) علينقی منزوی، فهرست‌ كتابخانه اهدائی آقای سيدمحمد مشكوه به‌ كتابخانه دانشگاه‌ تهران‌ ، ج‌ ١ـ٢، تهران‌ ١٣٣٠ـ١٣٣٢ ش‌؛
(١١٥) جلال‌الدين‌ محمدبن‌ محمد مولوی، مثنوی معنوی ، تصحيح‌ رينولد آلن‌ نيكلسون‌، چاپ‌ نصراللّه‌ پورجوادی، تهران‌ ١٣٦٣ ش‌؛
(١١٦) احمدبن‌ محمد ميبدی، كشف‌الاسرار وعده الابرار ، چاپ‌ علی اصغر حكمت‌، تهران‌ ١٣٦١ ش‌؛
(١١٧) عبداللّه‌بن‌ محمد نجم‌ رازی، مرصادالعباد ، چاپ‌ محمدامين‌ رياحی، تهران‌ ١٣٦٥ ش‌؛
(١١٨) پل‌نويا، تفسير قرآنی و زبان‌ عرفانی ، ترجمه اسماعيل‌ سعادت‌، تهران‌ ١٣٧٣ ش‌؛
(١١٩) علیبن‌ عثمان‌ هجويری، كشف‌المحجوب‌ ، چاپ‌ و. ژوكوفسكی، لنينگراد ١٩٢٦، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ١٣٥٨ ش‌؛


(١٢٠) Regis Blachere, Introduction au Coran , Paris ١٩٧٧;
(١٢١) Gerhard Bowering, The mystical vision of existence in classical Islam: the Qur'anic hermeneutics of the Sufi Sahl at-Tustari (d.٢٨٣/٨٩٦) , Berlin ١٩٨٠;
(١٢٢) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York ١٩٨٧, s.v."Tafsir" (by Andrew Rippin);
(١٢٣) Rashid Ahmad (Jullandri), "Abu al-Qasim al-Qushairi as a theologian and commentator" , Islamic quarterly, ١٣(١٩٦٩).

/ محسن‌ قاسم ‌پور/