دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٣٢
بورسه (بروسه / بورسا ، نام باستانی آن پروسا )، پایتخت کهن عثمانی ، از مشهورترین شهرهای آناطولی . این شهر در دامنة شمال غربی اولوطاغ (نام کهن آن کشیش طاغی ، نام کهنتر آن میسیان الیمپوس ) و در جنوب جلگه ای به نام بورسه ، قرار دارد. نام بورسه تحریف شدة پروسا است . احتمالاً پروسا در زمان پروسیاس (متوفی سدة دوم پیش از میلاد)، از امپراتوران بیتینیا / بیتینیه ، بنا شده است و برای ممتاز کردن آن از دیگر شهرهای موسوم به پروسا آن را پروسا آدالیمپوم می خواندند. پروسا بعد از غلبة لوکولوس (ح ١١٠ـ٥٦ ق م ) بر مهرداد ششم (حک : ١٢٠ـ٦٣ ق م ) به دست رومیان افتاد. در زمان امپراتورْ ترایانوس (حک : ٩٨ـ١١٧میلادی ) پلینیِ (پلینیوس ) اصغر به حکومت پروسا تعیین شد. پس از تقسیم سرزمین روم ، بورسه در روم شرقی قرار گرفت . آثار متعلق به این دوره ها تقریباً بکلی از بین رفته است .
بورسه از جمله شهرهایی بود که سلیمان شاه اول (متوفی ٤٧٩)، مؤسس سلسلة سلاجقة روم ، در ٤٧٢ آن را فتح کرد. به دنبال مرگ قِلِج ارسلان اول در ٥٠٠، این شهر از تصرف ترکان خارج شد و پس از آن بارها، به تناوب ، به دست ترکان و روم شرقی افتاد تا اینکه در ٧٢٦، شهر که در دست بورسوق حاکم روم شرقی بود، پس از محاصره ای طولانی که از حدود ٧١٧ آغاز شده بود، تسلیم اورخان عثمانی (حک : ٧٢٦ـ٧٦١؟) شد و خراج سنگینی پرداخت (قس پاخیمرس به نقلِ وشتر ، ص ٥٥؛ ابن بطوطه ، ج ١، ص ٣٤٣ـ٣٤٤؛ عاشق پاشازاده ، ص ٢٨ـ٢٩). قلعة شهر مقرّ دربار عثمانیها شد. اورخان ، بورسه را پایتخت خود قرار داد و اولین سکة نقرة خود (آقْچه ) را در ٧٢٧ در این شهر ضرب کرد ( > بلّتن < ، ج ١٠، ص ٢٠٧). ابن بطوطه در ٧٣٤ بورسه را «شهری بزرگ با بازارهای پر رونق و کوچه های عریض » وصف کرده است (ج ١، ص ٣٤١). اورخان در ٧٤٠ در دشتی که پایین قلعه قرار داشت ، مسجد، عمارت ، حمام و کاروانسرا (بیگ خانی : کاروانسرای بیگ ) بنا کرد. این مجموعه بناهای عمومی ، مرکز شهر بورسه شد. توسعة شهر و پیدایش محله های جدید در این دوره آغاز شد و شهر بویژه در عهد بایزید اول (٧٩١ـ٨٠٥) توسعة بسیار یافت . مسجد بزرگ (اولوجامع ) در ٨٠٢ بنا شد. در همین سال بورسه از مراکز بین المللی صنعت و تجارت ابریشم بوده است (شیلتبرگر، ص ٣٤).
بعد از پیروزی تیمور بر بایزید اول در ٨٠٤، سربازان سپاه فاتح شهر بورسه را غارت کردند و آن را آتش زدند و از آن پس آدریانوپل (ادِرنه ) به جای بورسه پایتخت دولت عثمانی شد. مراد دوم (حک : ٨٢٤ ـ ٨٤٨؛ ٨٤٨ ـ ٨٥٥)، ششمین سلطان عثمانی ، در بورسه به تخت نشست . خسارات شهر در این دوره جبران شد و شهر بسرعت توسعه یافت . در ٨٣٦ لا بروکی یر شهر را مفصلاً وصف کرده و آن را «بهترین شهر ترکها» دانسته است (ص ١٣١ـ١٣٧). سلطان محمد فاتح (حک : ٨٥٥ ـ ٨٨٦)، هفتمین سلطان عثمانی ، استانبول را پایتخت خود قرار داد و بیشتر ساکنان شهر بورسه را مجبور کرد تا در پایتخت جدید مستقر شوند، ازینرو بورسه اهمیت سیاسی خود را از دست داد و از اعتبار فرهنگی آن نیز کاسته شد. در اثنای اولین جلوس بایزید دوم (حک :٨٨٦ ـ ٩١٨)، جم سلطان ، برادر وی ، به بورسه رفت و هجده روز در آن شهر پادشاهی کرد و به نام خود سکه زد، و اهالی بورسه از او طرفداری کردند. تا قرن یازدهم ، این شهر یکی از سه پایتخت عثمانی به شمار می آمد و از قصر آن محافظت می شد و سلاطین گهگاه در آن اقامت می کردند (پچوی ، ج ٢، ص ٣١٣؛ اولیاچلبی ، ج ٢، ص ١٠).
از ارقام عوارض بر خانوارها که در دفاتر عثمانیان ثبت شده است ، از افزایش جمعیت شهر می توان تصوری به دست آورد؛ برای مثال در زمان سلطنت محمد فاتح ٠٠٠ ، ٥ خانوار، در ٨٩٢، ٤٥٦ ، ٦ خانوار و در ٩٣٦، ٣٥١ ، ٦ خانوار عوارض می پرداختند. در اواسط قرن دهم / شانزدهم بلون می نویسد: «در حال حاضر هنوز بورسه همانند قسطنطنیه ثروتمند و پرجمعیت است و حتی می توان گفت از قسطنطنیه نیز غنی تر، و ثروت آن از ابریشم حاصل شده است » (ص ٤٥١).
در ٩٨٥، به دلیل مهاجرت آلبانیاییها از روم ایلی به بورسه ، امنیت شهر تهدید شد. ازینرو میان نواحی دروازه های محکم بنا کردند و بر آنها نگهبان گذاشتند (رجوع کنید به مدارک موجود در اثر داغلی اوغلو). پس از ١٠٠٣، شورشیان جلالی * بارها به شهر حمله کردند و سرانجام در ١٠١٧ قلندراوغلو شهر را غارت کرد (نعیما، ج ٢، ص ٢٧). بورسه در غائلة آبازه حَسن پاشا (رهبر شورشیان جلالی ) با خطر جدی روبرو شد.
بورسه حاکم نشینِ سَنجَقِ خداوندگار یا «بیگ » در ایالت آناطولی بود، در ١٢٤٨پایتخت ایالت جدید خداوندگار شد؛ در ١٢٧١، بر اثر زلزله آسیب فراوان دید. در ١٢٨١ ولایت خداوندگار شکل گرفت و بورسه مقر والی شد. جمعیت این شهر در ١٣١٠، ٠٠٠ ، ٧٦ تن بود که ١٥٨ ، ٥ تن آنها یونانی ، ٥٤١ ، ٧ تن ارمنی ، ٥٤٨ ، ٢ تن یهودی و بقیه مسلمان بودند. شهر دارای ١٦٥ مسجد، ٥٧ مدرسه ، ٢٧ مدرسة علمیه ، ٧ عمارت ، ٧ کلیسا، ٣کنیسه ، ٤٩ کاروانسرا، و ٣٦ کارخانه بود ( خداوندگار ولایتی سالنامه سی ، سال ١٣١٠/ ١٨٩٢).
اهمیت اقتصادی بورسه در تاریخ عثمانی بیش از اهمیت سیاسی آن بوده است . این شهر خیلی زود به بازاری جهانی تبدیل شد. جادة اصلی ابریشم به بورسه از تبریز، ارزروم و توقات می گذشت . جاده های تجاری دیگری نیز به این شهر متصل می شده است . بازرگانان از هند، جنووا، فلورانس ، و جاهای دیگر به این شهر می آمدند.
این شهر تا قرن یازدهم مهمترین انبار کالاهایی بود که از شرق به قصد استانبول ، شبه جزیرة بالکان و حتی اروپای شرقی حمل می شد. صنعت و تجارت ابریشم پایه و اساس رونق بورسه بود. کاروانهای تبریز، ابریشم نفیسِ گیلان ، استرآباد و ساری را به بورسه حمل می کردند و این ابریشم بازار بسیار پر رونقی داشت . اسناد و دفاتر قاضیهای بورسه و همچنین اسناد و مدارک مدیچیها که به کوشش ریچاردز منتشر شده ، گواه این مدعاست ( > تجار فلورانسی در عهد مدیچیها < ).
جنوواییها، ونیزیها و فلورانسیها که معمولاً در بورسه نمایندگانی داشتند، در خرید ابریشم با یکدیگر رقابت می کردند و معمولاً ابریشم را با پارچه های پشمی معاوضه می کردند. بر اساس گزارشی رسمی در ٩٠٧، بیش از یک هزار کارگاه بافندگی ابریشم در بورسه وجود داشته است ( > مقررات احتساب بورسه < ، ص ٣٠). بیشتر کارگران صنعت ابریشم برده هایی بودند که بعداً آزاد شدند و کارگاههای خود را به راه انداختند.
اهمیت فعالیت تجاری بورسه از تعداد کاروانسراها (خانها)یی که در قرن نهم ساخته شد، نمایان است . بورسه همچنین انبار پارچه های نخی آناطولی غربی بود. این پارچه ها به روم ایلی و اروپای شرقی صادر می شد. ضرابخانة اصلیِ مسکوکات برنز و نقره ، در بورسه بود و حق انحصار آن سالانه ششهزار دوکا برای بورسه درآمد داشت .
میان سالهای ١٠٠٧ تا ١٠٣٧، شاه عباس اول صفوی (حک : ٩٩٦ـ ١٠٣٨) کوشید تا از ارسال ابریشم ایرانی به بازار بورسه جلوگیری کند ( > بلّتن < ، ش ٦٠، ص ٦٦٥) و این موجب شد تا عثمانیها در بورسه و حوالی آن تولید ابریشم را توسعه دهند. در قرن دوازدهم / هجدهم ، تولید ابریشم مرغوب در اروپا (ایتالیا و فرانسه ) و رقابت ازمیر به عنوان بازار کالاهای شرق ، به رونقِ درآمدِ بورسه لطمه زد (ماسون ، ج ٢، ص ٤٩٢)، اما تولید ابریشم برای مصرف داخلی در بورسه ادامه داشت . در قرن سیزدهم / نوزدهم این بازار داخلی نیز مغلوب پارچه های نخی و ابریشمهای ارزانقیمت اروپایی شد. با شروعِ فعالیتِ کارخانه های نخ ریسی بُخار (فَلاطور) در اواسط قرن سیزدهم / نوزدهم ، صنعت بافت ابریشم در بورسه تحول یافت . اولین کارخانه از این نوع را تاجری سویسی به نام فالکایزن در ١٢٦١/١٨٤٥ تأسیس کرد و در ١٢٧٢ تعداد آنها به ٤٥ کارخانه رسید. در ١٣٣٢ تولید ابریشم خالص آن حدود یکهزار تُن بود. بیشتر کارگران این کارخانه ها زنان ، بویژه زنان ترک ، بودند. بدین ترتیب اولین شهری که زنان کارگر ترک در کارخانه های آن به کار مشغول شدند، بورسه است .
در زمان جنگ استقلال (١٣٣٧ـ١٣٤١/ ١٩١٩ـ١٩٢٢) تولید ابریشم صدمة بسیار دید، اما پس از استقرار صلح ، توسعة دوباره آغاز شد. با کاربرد ابریشم مصنوعی ، صنعت نساجی بورسه توسعة بسیار یافت .
بورسه مدتهای مدید از مراکز درجه اول فرهنگی آناطولی به شمار می آمد، و مرکز علما و ادبای بزرگی بود که یا در آنجا زاده شده یا در آن اقامت گزیده بودند، از جمله شمس الدین محمد فناری ، قاضی زادة رومی ، قنالی زاده حسن چلبی ، عبدالرحمان بسطامی ، و اسماعیل حَقی بورسه ای . در نیمة دوم قرن سیزدهم / نیمة قرن نوزدهم ، برای اولین بار در بورسه تئاتر دایر شد.
طی قرنها، سیاحان بسیاری از بورسه دیدن کرده اند و به وصف آن پرداخته اند، از جمله بلون ، گرلاخ ، نیوبریج ، تونو ، تورنفور ، لوکاس ، فون ریشتر ، تکسیه ، و همیلتن .
شهر بورسه از لحاظ هنر معماریِ دورة اول سلطنت عثمانی ، اهمیت بسیاری دارد. اولوجامع ، مجموعة ایلدِرِم بایزید، مجموعة مرادیه ، مسجد جامع علاءالدین ، آرامگاهها، مدارس ، حمامها، کاروانسراها، دارالمساکین و پلهای مختلف از جملة این آثارند. قَلقَشَندی حمامی را که بر چشمة آب گرم بنا شده بوده ، ذکر کرده است (ج ٥، ص ٣٤٣).
در دوران جمهوری ، بورسه مرکز ایالتی تازه تأسیس به همین نام شد. توسعة شهر در این دوره از ١٣٠٩ش / ١٩٣٠ آغاز شد و از ١٣٢٩ش / ١٩٥٠ سرعت گرفت . ابریشم بافی و بافندگی در آن امروزه نیز رایج است ، ولی اهمیت سابق خود را از دست داده است . با وجود این ، به دلیل وجود کارخانه های مختلف ، در ١٣٤٥ ش / ١٩٦٦ به اولین منطقة صنعتی ترکیه تبدیل شد.
در ١٣٦٩ش / ١٩٩٠، جمعیت استان بورسه ١٣٧ ، ٦٠٣ ، ١ تن ، و جمعیت شهر بورسه ٥٧٦ ، ٨٣٤ تن بوده است . بورسة امروز، پنجمین شهر بزرگ ترکیه است .
منابع :
(١) ( ابن بطوطه ، سفرنامة ابن بطوطه ، ترجمة محمدعلی موحد، تهران ١٣٦١ش ) ؛
(٢) محمد ظلی بن درویش اولیاچلبی ، اولیاچلبی سیاحتنامه سی ، ج ٢، چاپ احمد جودت ، استانبول ١٣١٤؛
(٣) ابراهیم پچوی ، تاریخ پچوی ، استانبول ١٢٨١ـ١٢٨٣؛
(٤) ( احمدبن علی قلقشندی ، صبح الاعشی ، قاهره ، تاریخ مقدمه ١٣٨٣/١٩٦٣ ) ؛
(٥) مصطفی نعیما، تاریخ ، استانبول ١٢٨٣؛
(٦) ـ A ¦shik ¤Pashaza ¦de, Die Altosmanische Chronik des ـ Aى i k ¤paىaza ¦de , ed. Fr. Giese, Leipzig ١٩٢٩, Osnaburg ١٩٧٢;
(٧) P. Belon, Les observations de plusieurs singularitإs et choses mإmorables trouvإes en Grةce... , Paris ١٥٨٨;
(٨) Bursa I htisab Kanunu , ed. ع. L. Barkan, in Tarih Vesikalar i Dergisi , vol. VII;
(٩) H. Turhan Dag §l âog §lu, ١٦. as i rda Bursa , Bursa ١٩٤٣;
(١٠) Florentine merchants in the age of the Medici , Cambridge, Mass. ١٩٣٢;
(١١) B. de La Broquiةre, Le voyage d'outremer , ed. Ch. Schefer, Paris ١٨٩٢;
(١٢) P. Masson, Histoire du commerce franµais dans le Levant , Paris ١٩١١;
(١٣) J. Schiltberger, Bondage and travels , trans. from K. F. Neumann's German edition and ed. by J. B. Telfer, London ١٨٧٩;
(١٤) A. Wجchter, Der Verfall des Griechentums in Kleinasien , Leipzig ١٩٠٣;
(١٥) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ؛
(١٦) د.ا.ترک ؛
(١٧) د.ا.د.ترک ، ذیل "Bursa" .
(١٨) / خلیل اینالجق ، تلخیص از ( د.اسلام ) ؛
با اضافاتی
(١٩) از ( د.ا.ترک ) ؛
( د.ا.د.ترک ) /