دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٩٦٣
تَنْگْلوشا ، صورت تحریف شدة نام توکروس ، ستاره شناس بابلی سدة اول میلادی . این نام به صورتهای گوناگونی چون تینْکْلوش (قِفْطی ، ص ١٤٧)، تینکلوس (ابن ندیم ، ص ٣٢٩)، طینْقُروس (ابن ندیم ، همانجا؛ قفطی ، ص ٣٠٤) و حتی دَنْکاوَشا (ابن ابی اُصَیبِعه ، ج ٢، ص ٣٠) ذکر شده است . در بارة زندگی تنگلوشا تقریباً هیچ اطلاعی وجود ندارد. ذکر نام او در الفهرست و تاریخ الحکماء به دو صورتِ تینکلوس (ابن ندیم ، همانجا؛ قفطی ، ص ١٤٧) و طینقروس (ابن ندیم ، همانجا؛ قفطی ، ص ٣٠٤)، این تصور را به وجود آورده که دو نفر با دو نام متفاوت وجود داشته اند. گوتشمیت (ص ٨٢) بدرستی طینقروس را تحریف شدة توکروس ، و تینکلوس را صورت تحریف شدة تئوکلوس دانسته است . آرای بسیاری از فرهنگ نویسان فارسی زبان ، چون جمال الدین شیرازی در فرهنگ جهانگیری و عبدالرشید تَتَوی در فرهنگ رشیدی ، در بارة این نامواژه بر مبنای ریشه شناسی عامیانة آن بوده است که تنگلوشا را ترکیبی از «تنگ » به معنای «کتاب » و «لوشا» را نام حکیم موهومی اهل روم یا بابل دانسته اند (برای آگاهی از آرای این فرهنگ نویسان در این نوع ریشه شناسی رجوع کنید به دهخدا، ذیل «تنگلوش »، «تنگلوشا»). فولرس (ج ١، ص ٤٧١) نیز این نام را به اشتباه مشتق از ریشة لغت یونانی زئوخیس ( Zeuxis ) دانسته است . صورت صحیح این اشتقاق را سالماسیوس ، دانشمند فرانسوی (متوفی ١٠٦٣/ ١٦٥٣)، دریافته و به یکی بودن نام تنگلوشا و توکروس ، ستاره شناس یونانی قرن اول میلادی ، اشاره کرده است (نالینو، ص ٢٤٦). دگرگونی این نام در پی ترجمة کتابهای او یا کتابهای منسوب به او از یونانی به پهلوی و از پهلوی به عربی رخ داده است ( رجوع کنید به همان ، ص ٢٥٠ـ٢٥٢؛ بوریسوف ، ص ٣٠٢ـ ٣٠٥؛ برای آگاهی از تطور این نام از توکروس به تنگلوشا رجوع کنید به بوریسوف ، ص ٣٠٠).
آثار متعلق یا منسوب به تنگلوشا، او را در درجة اول عالم احکام نجوم معرفی می کنند. تنها اثری که تعلق آن به تنگلوشا قطعی است ، در احکام نجوم بوده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). کتابهای گوناگونی ، بویژه در علوم غریبه ، نیز به او منسوب است ، از جمله رساله های متعددی به فارسی و عربی در بارة کیمیا و رموز کیمیاگری ، که در بعضی از این رسائل او را «تنکلوشاه هندی » نیز نامیده اند (برای نمونه رجوع کنید به دانش پژوه و علمی انواری ، ج ٢، ص ٢٧٣). همچنین در رساله ای در بارة «علم الفراسة »، از آرای تنگلوشا در این موضوع یاد شده (آلوارت ، ج ٣، ص ٥٧٢) و فخررازی نیز از آرای وی در باب سحر یاد کرده است (ج ٨، ص ١٩١؛ نیز رجوع کنید به حائری ، ج ٥، ص ٢٧).
کثرت آثار منسوب به تنگلوشا در موضوعهای گوناگون ، بویژه در علوم غریبه ، نقل قولهای قفطی (ص ١٤٧) و ابن ندیم (ص ٣٢٩) در بارة تنگلوشا که او را بیشتر به شخصیتی افسانه ای نزدیک می کند تا واقعی ، و نیز بررسی مهمترین آثار منسوب به او که محل تلاقی حوزه های علمی سریانی و ایرانی و یونانی است (سزگین ، ج ٧، ص ٧٣)، مانع از آن می شوند که آرای منسوب به او را در این آثار، آرای شخصی واقعی بدانیم . ظاهراً در بسیاری از این آثار، آوردن نام تنگلوشا محملی برای به وجود آوردن بستر تاریخی مناسب برای موضوع موردنظر نویسندگان بوده است ، نه ارجاع به آرای شخصی واقعی .
کتابی که قطعاً به تنگلوشا منسوب است ، کتاب الموالید علی الوجوه و الحدود است (سزگین ، ج ٧، ص ٧١ـ٧٣). موضوع این کتاب ، احکام نجوم و بحث در بارة صورتهای فلکی است و تقسیم بندی صور فلکی تنها از دید ناظر زمینی و بر خلاف صور چهل و هشت گانة بطلمیوس صورت گرفته است (نالینو، ص ٢٤٨ـ٢٤٩). اصل این کتاب به یونانی بوده (تقی زاده ، ج ١٠، ص ٣١٨) و فقط بخشهایی از آن در کتاب نجومی دانشمند یونانی ، رتوریوس (زنده در سدة ششم میلادی )، باقی مانده است (سزگین ، ج ٧، ص ٧١). کتاب تنگلوشا از یونانی به پهلوی (تقی زاده ، همانجا) و در قرن دوم یا سوم هجری از پهلوی به عربی برگردانده شد (سزگین ، همانجا). ترجمة عربی آن برای دانشمندان اسلامی شناخته شده بوده که از عبارات قفطی (همانجا) در بارة آن ، کاملاً پیداست . از متن عربی کتاب نقل قولهای محدودی باقی مانده است . از جمله اطلاعاتی که از این کتاب داریم ، مطالبی است که ابومعشر بلخی در المدخل الکبیر (ص ٣٠٨ـ٣٢٩) به مناسبت بحث در بارة طبایع بروج و حالات و مطالع آنها به نقل از تنگلوشا (تینکلوس ، مثلاً در ص ٣٠٩ و ٣١٨) آورده است . یکی از دلایلی که صحت انتساب کتاب الموالید به تنگلوشا را تأیید می کند، انتشار همین بخش از کتاب ابومعشر بلخی توسط بول ، دانشمند آلمانی ، بود (نالینو، ص ٢٤٩ـ٢٥٠؛ تقی زاده ، ج ١٠، ص ٣١٨ـ٣١٩)، اگرچه گاهی بین آرایی که ابومعشر بلخی از قول تنگلوشا نقل کرده و آنچه از متن یونانی کتاب الموالید در نوشته های رتوریوس باقی مانده ، هماهنگی وجود ندارد. از نوشتة ابومعشر بلخی نیز به سبب تحریفها و افتادگیهایی که در آن راه یافته ، باید با احتیاط استفاده کرد (سزگین ، همانجا).
در بخشی از کتاب المغنی فی احکام النجوم اثر ابن هَبَنْتا ــ که در بارة وجوه بروج و صورتهای فلکی بنا به رأی ایرانیان و یـونانیـان و هندیـان است (ج ٢، ص ٣٠٦ـ ٤٢٧) ــ از آرای توکروس یاد شده است . به نوشتة ابن هبنتا (ج ٢، ص ٣٠٧) آرای تینکلوش بابلی در الابریذج / البِزیذج (گزیده ها، کتابی نجومی متعلق به ایران پیش از اسلام ) نقل شده است . ابن هبنتا نیز آن آرا را با کتاب تینکلوس مقابله کرده است . این امر دلیلی بر ترجمة کتاب الموالید تنگلوشا به زبان پهلوی و نیز وجود متن عربی این کتاب تا زمان ابن هبنتاست . همچنین چون ابن هبنتا عین عبارت منابع خود را نقل کرده ، نسبت به نوشته های ابومعشر بلخی متن درست تری به دست داده است (سزگین ، ج ٧، ص ٧٢).
آثار منسوب به تنگلوشا عبارت اند از:
١) کتاب فی صور درج الفلک و مایدلُّ علیه من احوال المولودین بها (همان ، ج ٧، ص ٧٣)، که به نام کتاب تنکلوشا البابلی القوقانی فی صور درج الفلک و ماتدلُّ علیه من احوال المولودین نیز معرفی شده است (فورهووه ، ص ٣٦٦؛
بروکلمان ، ج ١، ص ٢٨٠). در بارة اینکه این کتاب واقعاً متعلق به تنگلوشاست یا نه ، بحثهای بسیاری شده است ؛
از جمله خولسون (ص ٣٢٩ـ٣٣٠) معتقد بود که این کتاب نوشتة تنگلوشای بابلی بوده و ابوبکر احمدبن علی بن قیس کسدانی ، مشهور به ابن وحشیه * ، آن را از نبطی به عربی ترجمه کرده است . بسیاری از محققان پس از خولسون در بارة نظر او تردید کرده (برای آگاهی از خلاصه ای از این بحثها و تردیدها رجوع کنید به سزگین ، ج ٤، ص ١١٢ـ١١٦؛
نالینو، ص ٢٤٤ـ٢٦١) و به این نتیجه رسیده اند که این کتاب ترجمة ابن وحشیه نیست ، بلکه احتمالاً نوشتة خود اوست (گوتشمیت ، ص ٨٩ـ٩٠) و یا مجموعه ای است از جعلیات فردی پایبند به سنّتهای علمی کلدانی که آن را در قرن ششم یا هفتم میلادی نوشته است (سزگین ، ج ٤، ص ١١٦). همچنین با استناد به نوشته ای در حاشیة نسخه ای از ترجمة فارسی این کتاب ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) ــ که زمان ترجمة آن از یونانی به فارسی میانه (پهلوی ) هشتاد سال پیش از هجرت پیامبر اسلام دانسته شده است (گوتشمیت ، ص ٨٧ ـ ٨٨؛
بوریسوف ، ص ٣٠١) ــ این فرض مطرح شده که این کتاب در اصل به یونانی بود و در حدود ٥٤٢ میلادی به پهلوی ترجمه شده و بعدها این ترجمه ، اصل کتاب تلقی گردیده است (گوتشمیت ، همانجا). در هر صورت ، این کتابِ منسوب به تنگلوشا، بویژه به سبب ترجمة فارسی آن ، بسیار بااهمیت است . از متن عربی آن چند نسخة خطی وجود دارد (سزگین ، ج ٤، ص ١١٦، نیز رجوع کنید به ج ٧، ص ٧٣). گزیده ای نیز از آن تهیه شده است (ماخ ، ص ٤٣٥). اگرچه ابن ابی اصیبعه (ج ٢، ص ٣٠) از منتخب کتاب دنکاوشا نام برده که فخررازی آن را تهیه کرده ، نمی توان به یقین گفت که متن برگزیدة موجود، همان گزیدة فخررازی است . خولسون (ص ٤٥٨ـ٤٩٢) متن عربی این کتاب را، بر اساس نسخة موجود در کتابخانة لیدن هلند، بتفصیل بررسی کرده است . این کتاب به فارسی نیز ترجمه شده است . ترجمة فارسی کهن موجود از این اثر احتمالاً متعلق به قرن پنجم یا ششم هجری می باشد (منزوی ، ١٣٤٨ـ١٣٥٣ ش ، ج ١، ص ٢٥٨؛
حائری ، ج ٧، ص ٤١٢).
با تطبیق بعضی بخشهای متن عربی ، بویژه بخشهایی که نالینو (ص ٢٥٤ـ ٢٥٥) آورده ، با ترجمة فارسی همین بخشها ( تنگِلوشا، یا، صور درج ، ص ١٣٨، ١٥٠، ١٦٣ـ١٦٤) روشن می شود که مترجم فارسی کاملاً به متن عربی وفادار بوده است . از این ترجمه بارها استفاده شده است ، از جمله ابوالحسن علی بن زید بیهقی مشهور به ابن فندق در کتاب جوامع احکام النجوم (گ ٣١ ر ـ ٣٨ ر) در بحث در بارة احکام درجات طوالع ، بسیاری از نوشته های صور درج را عیناً، اما بدون ذکر مأخذ، از ترجمة فارسی آن نقل کرده است . خواجه نصیرالدین طوسی نیز در رسالة خود در احکام نجوم به نام سفینة الاحکام ، یا ، سفینة الافلاک در موارد بسیار زیادی (مثلاً، نصیرالدین طوسی ، گ ٣ پ ، ٦ پ ) آرای تنگلوشا را به نقل از ترجمة فارسی صور درج ذکر کرده است (نیز رجوع کنید به آلوارت ، ج ٥، ص ٢٩٣ـ٢٩٤). رساله ای که شرح رسالة تنکلوشاه بابلی دانسته شده (فاضل ، ج ١، ص ٣٣٥) نیز در اصل رونویسی از ترجمة صور درج است . همایونفرخ چاپ عکسی دست نویسی از ترجمة فارسی صور درج را همراه با متن بازنویسی شدة آن ، منتشر کرده است .
٢) رسالة فی علم الحروف و خواصها و اسرار بسطها ، که یک نسخه از آن شناسایی شده است (سزگین ، ج ٧، ص ٧٣).
٣) کتاب النباتات و الحشایش . از این کتاب نیز تنها یک نسخه شناسایی شده (گلچین معانی ، ج ٥، ص ٢٠١) که در مجموعه ای فارسی از آثار کیمیایی منسوب به او ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) آمده است .
٤) رساله فی الکیمیا . از این رساله نیز یک نسخه شناسایی شده است (سزگین ، ج ٤، ص ١١٦).
٥) مجموعه ای به فارسی متشکل از چندین رساله در علم کیمیا، که شخصی به نام محمدابراهیم فرزند محمدحسن قراگزلو، احتمالاً در قرن سیزدهم هجری ، گرد آورده است (منزوی ، ١٣٤٨ـ١٣٥٣ ش ، ج ١، ص ٦٢١). تعداد رساله های این مجموعه در نسخه های خطی گوناگون متفاوت است ، از جمله در نسخه های خطی که نام مترجم در آن ذکر شده ، ١٥ رساله آمده است (دانش پژوه ، ج ١٣، ص ٣٠٧٥؛
منزوی ، ١٣٤٨ـ١٣٥٣ ش ، ج ١، ص ٦٢١ـ٦٢٢)؛
در نسخه های دیگر بین ١٧ (دانش پژوه و علمی انواری ، ج ٢، ص ٢٧٣ـ٢٧٤) تا ٢٢ رساله (استوری ، ج ٢، بخش ٣، ص ٤٣٤ـ ٤٣٥) وجود دارد. البته معرفی بیش از ١٩ رساله در این مجموعه ، بر اثر تکرار یک رساله با نامهای گوناگون بوده است . از رساله های این مجموعه نیز دست نویسهای متعددی وجود دارد (منزوی ، ١٣٤٨ـ ١٣٥٣ش ، ج ١، ص ٧٠١؛
همو، ١٣٦٢ـ١٣٧٠ش ، ج ١، ص ٨٤٩ ـ ٨٥٠). یکی از این رساله ها، کنوز سبعه در علم اکسیر در بمبئی چاپ سنگی شده است (مشار، ج ٢، ستون ٢٦٧). ملاحسین کاشفی سبزواری (متوفی ٩١٠) مطالبی از این رساله ها را استخراج کرده و در خلاصة الاسرار خود، که به عربی است ، آورده است (منزوی ، ١٣٧٧ ش ، ج ١، ص ٩٨).
منابع :
(١) ابن ابی اصیبعه ، کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء ، چاپ امرؤالقیس بن طحان ( آوگوست مولر ) ، کونیگسبرگ و قاهره ١٢٩٩/١٨٨٢، چاپ افست انگلستان ١٩٧٢؛
(٢) ابن ندیم ؛
(٣) ابن هبنتا، المغنی فی احکام النجوم ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة دولتی باواریا مونیخ ، ش ٨٥٢ arab ، چاپ فؤاد سزگین ، فرانکفورت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٤) ابومعشر بلخی ، المدخل الکبیر الی علم احکام النجوم ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة سلیمانیة استانبول ، مجموعة جاراللّه ، ش ١٥٠٨، فرانکفورت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٥) علی بن زید بیهقی ، جوامع احکام النجوم ، نسخة خطی کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش ٤٨٩؛
(٦) حسن تقی زاده ، مقالات تقی زاده ، چاپ ایرج افشار: «علم نجوم و احکام نجوم در ایران قدیم »، تهران ١٣٤٩ـ ١٣٥٨ ش ؛
(٧) تنگِلوشا، یا، صور درج ، همراه با چاپ عکس متن اصلی ، با مقدمة رکن الدین همایونفرخ ، تهران : دانشگاه ملی ایران ، ١٣٥٧ ش ؛
(٨) عبدالحسین حائری ، فهرست کتابخانة مجلس شورای ملی ، تهران ، ج ٥، ١٣٤٥ ش ، ج ٧، ١٣٤٦ ش ؛
(٩) محمدتقی دانش پژوه ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ج ١٣، تهران ١٣٤٠ ش ؛
محمدتقی دانش پژوه و بهاءالدین علمی انواری ،
(١٠) فهرست کتب خطی کتابخانة مجلس شورای اسلامی شمارة ٢ ( سنای سابق )، ج ٢، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(١١) دهخدا؛
(١٢) محمود فاضل ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة دانشکدة الهیات و معارف اسلامی مشهد ، ج ١، مشهد ١٣٥٥ ش ؛
(١٣) محمدبن عمر فخررازی ، المطالب العالیة من العلم الالهی ، چاپ احمد حجازی سقا، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٤) علی بن یوسف قفطی ، تاریخ الحکماء قفطی ، ترجمة فارسی از قرن یازدهم هجری ، چاپ بهین دارائی ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
احمد گلچین معانی ، «فهرست چند مجموعة کتابخانة مجلس شورای ملی »، در نسخه های خطی : نشریة کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، زیرنظر محمدتقی دانش پژوه
(١٥) و ایرج افشار، تهران ١٣٤٠ـ١٣٦٣ ش ؛
(١٦) خانبابا مشار، مؤلّفین کتب چاپی فارسی و عربی ، تهران ١٣٤٠ـ١٣٤٤ ش ؛
(١٧) احمد منزوی ، فهرست مشترک نسخه های خطی فارسی پاکستان ، اسلام آباد ١٣٦٢ـ ١٣٧٠ ش ؛
(١٨) همو، فهرست نسخه های خطی فارسی ، تهران ١٣٤٨ـ ١٣٥٣ ش ؛
(١٩) همو، فهرست نسخه های خطی مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، ج ١، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٢٠) کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ نجوم اسلامی ، ترجمة احمد آرام ، تهران ?( ١٣٤٩ ش ) ؛
(٢١) محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، سفینة الاحکام ، یا، سفینة الافلاک ، نسخة خطی کتابخانة مجلس شورای اسلامی ، ش ٦٤٣٨؛
(٢٢) W. Ahlwardt, Die Handschriften-Verzeichnisse der Kخniglichen Bibliothek zu Berlin:Verzeichniss der arabischen Handschriften , Berlin, vol. ٣, ١٨٩١, vol. ٥, ١٨٩٣;
(٢٣) A. Borissov, "Sur le nom `Tankalou ªcha ª' ", JA , vol. ٢٢٤ (Apr. June ١٩٣٥);
(٢٤) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩;
(٢٥) D. Chwolson, غber die غberreste der altbabylonischen Literatur in arabischen غbersetzungen , St. Petersburg ١٨٥٩;
(٢٦) A. von Gutschmidt, "Die Nabatجische Landwirtschaft und ihre Geschwister", ZDMG , XV (١٨٦١);
(٢٧) Robert D. Mach, Catalogue of Arabic manuscripts ) Yahuda Section ) in the Garrett collection, Princeton University Library , Princeton ١٩٧٧;
(٢٨) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧-١٩٨٤;
(٢٩) Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio-bibliographical survey , vol. ٢, pt. ٣, Leiden ١٩٧٧;
(٣٠) P. Voorhoeve, Handlist of Arabic manuscripts in the Library of the University of Leiden and other collections in the Netherlands , Leiden ١٩٥٧;
(٣١) Johann August Vullers, Lexicon Persico-Latinum etymologicum , Bonn ١٨٥٥-١٨٦٤.
/ فرید قاسملو /