دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٣٨٢
حكمت ، رضا، ملقببه «سردار فاخر» و «فاخرالسلطنه»، نماینده و رئیس مجلس شوراى ملى در چندین دوره متناوب.
وى در ١٣٠٨ در تهران به دنیا آمد (رجوع کنید به حكمت، ص ١٧، ٩٨ و پانویس، قس مقدمه وحیدنیا، ص ١؛ صفائى، ج ٢، ص ٦٣٨، كه به اشتباه، وى را متولد ١٣١١ دانستهاند). پدرش، حسامالدین مشارالدوله شیرازى، از پزشكان دربار قاجار و عموى علیاصغر حكمت از رجال دوره پهلوى بود. حكمت پس از پایان تحصیلات ابتدایى و متوسطه در تهران، راهى شیراز شد و در آنجا ادبیات فارسى و عربى را فراگرفت و به تكمیل دانش خود در زبان فرانسه پرداخت (حكمت، ص ٩٧؛ ركنزاده آدمیت، ج ٢، ص ٢٩٢). وى پس از مرگ پدرش، به هند رفت، ولى پس از مدت كوتاهى به شیراز بازگشت. نخستین فعالیت سیاسى او عضویت در كمیته دموكرات شیراز بود (رجوع کنید به حكمت، ص ٩٦، ١٠٦ـ ١٠٧، ١١١؛ سپهر، ص ٧٩). حكمت، با وساطت مخبرالسلطنه مهدیقلى خان هدایت* (والى فارس)، از احمدشاه قاجار لقب فاخرالسلطنه گرفت و چند ماهى نیز به حكومت نیریز منصوب شد (رجوع کنید به حكمت، ص ١٠١، ١١٦ـ١١٨؛ صفائى، ج ٢، ص ٦٣٩).
در جنگ جهانى اول حكمت، به همراه آزادیخواهان فارس، با انگلیسیها مبارزه كرد، ولى پس از انتصاب عبدالحسین میرزا فرمانفرما (رجوع کنید به فرمانفرما*، خاندان) به حكومت فارس، بهسبب دشمنى وى با دموكراتها، تعقیب و اموالش توقیف شد؛ از اینرو به تهران آمد و، با همكارى چند تن از آزادیخواهان، انجمن «اتحاد جنوب» را با هدف رهایى فارس از سلطه سیاسى و نظامى انگلیسیها تشكیل داد (رجوع کنید به حكمت، ص ١٤٤ـ ١٧٩، همان مقدمه، ص ١ـ٢؛ ركنزاده آدمیت، ج ٢، ص ٢٩٣). وى در دوره صدارت وثوقالدوله*، بهسبب مخالفت با قرارداد ١٩١٩، مجبور به ترك ایران شد (صفائى، ج ٢، ص ٦٥٧ـ٦٥٨؛ حكمت، همان مقدمه، ص ٢). او همزمان با ریاست وزرایى میرزاحسنخان مشیرالدوله، به ایران بازگشت و از سوى مشیرالدوله به رشت رفت تا میرزاكوچكخان جنگلى* را از همكارى با بولشویكها* بازدارد (صفائى، ج ٢، ص ٦٥٨).
در اواخر مجلس چهارم پس از آنكه اعتبارنامه اسماعیل میرزا مسعود، نماینده آباده، در مجلس رد شد، حكمت به جاى او انتخاب گردید (حكمت، همان مقدمه، ص ٧) و در مجلس مؤسسانى كه براى تغییر قانون اساسى و تغییر سلسله قاجار تشكیل شده بود، به نمایندگى از آباده انتخاب شد و به سلطنت پهلوى رأى داد (مكى، ١٣٦٢ش، ج ٣، ص ٥٢٤). او سپس نماینده مردم آباده در دورههاى پنجم و هشتم و نماینده مردم شیراز در دورههاى هفتم، چهاردهم، پانزدهم، شانزدهم، هجدهم، نوزدهم و بیستم شد و در پنج دوره اخیر ریاست مجلس را برعهده گرفت (شجیعى، ج ٤، ص ٤٦٣، ٥٢٥،٥٦٠؛ حكمت، همان مقدمه، همانجا).
حكمت در دورههایى كه از رفتن به مجلس بازمیماند، مسئولیتهاى اجرایى را برعهده میگرفت، كه از آن جمله است : حاكمیت گرگان در ١٣١٣ش، حاكمیت یزد در ١٣١٤ش، و ریاست كل آمار و ثبتاحوال در ١٣٢١ش (رجوع کنید به مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، آرشیو، پرونده «سردار فاخر حكمت»، ش ١ـ٣٢٤ـ١١٢ح؛ عاقلى، ج ١، ص ٥٧٩ـ٥٨٠). حكمت در مجلس چهاردهم در زمره نمایندگان مؤثر اقلیت در كنار دكتر مصدق بود. وى در ١٣٢٥ش، در تشكیل حزب دموكرات ایران، همكارى مؤثرى با قوامالسلطنه داشت (عاقلى، ج ١، ص٥٨٠) و در همین سال قوامالسلطنه او را استاندار كرمان و بلوچستان كرد (هدایت، ص ٤٥٤؛ عاقلى، همانجا) و در این سمت، بهنمایندگى از قوامالسلطنه، به مذاكره با سران شورشى قشقایى پرداخت (صولت قشقائى، مقدمه، ص ٢٥؛ براى چگونگى و نتایج آن رجوع کنید به مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، آرشیو، پرونده «سردار فاخر حكمت»، ش ١ـ٣٢٥ـ١١٢ح).
مهمترین اقدام حكمت در ریاست مجلس پانزدهم، تبانى با دربار و وزراى دولت قوامالسلطنه و زمینهچینى براى سقوط قوام بود. در پى آن، محمدرضا شاه به وى پیشنهاد نخستوزیرى داد كه، بنابه ملاحظاتى، آن را نپذیرفت. در مقابل، با حمایت از حكیمالملك در مقابل دكتر مصدق، كه به صدور فرمان نخستوزیرى حكیمالملك انجامید، خواست شاه را اجابت كرد (رجوع کنید به سنجابى، ص١٠٠؛ مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر، آرشیو، پرونده «سردار فاخر حكمت»، ش ١ـ٣٢٦ـ ١١٢ح؛ براى مهمترین اقدامات مجلس پانزدهم در زمان ریاست حكمت رجوع کنید به شجیعى، ج ٤، ص ٢٢٦).
ریاست حكمت بر مجلس شانزدهم با فراز و نشیبهایى همراه بود به گونهاى كه در اجراى لایحه دولت ــ كه به قانون تصفیه كارمندان دولت معروف گردیدــ حكمت فاقد صلاحیت لازم براى تداوم خدمت در دستگاه دولتى شناخته شد (مكى، ١٣٦٨ش، ص ٣٩١). در این دوره، حكمت حزب سوسیالیست ایران را تشكیل داد (رجوع کنید به عبده، ج ٢، ص ١٠٧٧ـ١٠٧٩). وى در دوره نخستوزیرى مصدق خانهنشین شد، اما پس از كودتا بار دیگر، در دوره هجدهم مجلس شوراى ملى، ریاست مجلس را برعهده گرفت و با همكارى سیدضیاءالدین طباطبایى*، «كمیته مبارزه با دیكتاتورى» را كه همسو با تمایلات دربار بود، تأسیس كرد (مدیرشانهچى، ص ٢٦٥؛ عاقلى، ج ١، ص ٥٨٤). او در دورههاى نوزدهم و بیستم مجلس نیز رئیس مجلس شد و پس از انحلال مجلس دوره بیستم به فرمان على امینى (نخستوزیر وقت)، مدتى در فاصله زمانى میان مجلس بیستم و بیستویكم، رئیس هیئت مدیره مجلس شد، لیكن پس از آن بهكلى از سیاست كناره گرفت و براى مدتى راهى اروپا شد. وى در ١٣٥٦ش درگذشت (عاقلى، ج ١، ص ٥٨٤ـ ٥٨٥).
منابع :
(١) علاوه بر اسناد مذكور در متن، موجود در آرشیو مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر؛
(٢) رضا حكمت، خاطرات سردار فاخر حكمت، به كوشش س.وحیدنیا، تهران ١٣٧٩ش؛
(٣) محمدحسین ركنزاده آدمیت، دانشمندان و سخنسرایان فارس، تهران ١٣٣٧ـ١٣٤٠ش؛
(٤) احمدعلى سپهر، ایران در جنگ بزرگ: ١٩١٨ـ ١٩١٤، تهران ١٣٣٦ش؛
(٥) كریم سنجابى، خاطرات سیاسى دكتر كریم سنجابى، تهران ١٣٨١ش؛
(٦) زهرا شجیعى، نخبگان سیاسى ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامى، ج ٤، تهران ١٣٧٢ش؛
(٧) ابراهیم صفائى، رهبران مشروطه، ج ٢، تهران ١٣٦٣ش؛
(٨) محمدناصر صولت قشقائى، سالهاى بحران: خاطرات روزانه محمدناصر صولت قشقائى از فروردین ١٣٢٩ تا آذر ١٣٣٢، به تصحیح نصراللّه حدادى، تهران ١٣٦٦ش؛
(٩) باقر عاقلى، شرح حال رجال سیاسى و نظامى معاصر ایران، تهران ١٣٨٠ش؛
(١٠) جلال عبده، چهل سال در صحنه قضایى، سیاسى، دیپلماسى ایران و جهان، تهران ١٣٦٨ش؛
(١١) محسن مدیرشانهچى، «احزاب دولتى »، در تحولات سیاسى ـ اجتماعى ایران: ٥٧ـ ١٣٢٠، بهاهتمام مجتبى مقصودى، تهران: روزنه، ١٣٨٠ش؛
(١٢) حسین مكى، تاریخ بیست ساله ایران، ج ٣، تهران ١٣٦٢ش؛
(١٣) همو، خاطرات سیاسى حسین مكى، تهران ١٣٦٨ش؛
(١٤) مهدیقلى هدایت، خاطرات و خطرات، تهران ١٣٧٥ش.
/ ابراهیم عباسى /
تصاویر این مدخل:
رضا حکمت منبع: موسسه مطالعات و تاریخ معاصر ایران ، مرکز اسناد و مدارک