دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٩١
تین ، سوره ، نودوپنجمین سورة قرآن کریم در ترتیبِ مصحف . در ترتیب نزولِ مشهور، بیست وهشتمین سوره ، پس از سورة بروج و پیش از سورة قریش ، است ( مقدمتان فی علوم القرآن ، ص ٨ ـ٩؛ رامیار، ص ٦٨٨). دیگر ترتیب نزولهای مستند به روایات اسلامی نیز ردیفهای ٢٥ تا ٢٨ را به آن اختصاص داده اند (رامیار، ص ٦٨٠). بنابراین ، روایاتی که از ابن عباس و قَتادة بن دِعامه مبنی بر مدنی بودن این سوره نقل شده است (قُرطُبی ، ج ١٠، جزء ٢٠، ص ١١٠؛ آلوسی ، ج ٣٠، ص ١٧٣؛ طباطبائی ، ج ٢٠، ص ٣١٩) نمی تواند درست باشد.
این سوره هشت آیه دارد و آن را مکی دانسته اند (طبرسی ، ج ١٠، ص ٧٤٤؛ آلوسی ، همانجا؛ مراغی ، ج ٣٠، ص ١٩٣).
سورة تین را تمامی قرآن شناسان و مفسران و محدّثان بر مبنای سرآغاز آن نامگذاری کرده اند. با این تفاوت که نام سوره در بیشتر کتابهای تفسیری و بیشتر مصاحف ، «سورة والتین » (با حفظ واو قسم ) و در بعضی کتب تفسیر و حدیث «سورة التین » ثبت شده ، زیرا کلمة تین فقط یک بار در قرآن مجید، آن هم در این سوره ، آمده است (ابن عاشور، ج ٣٠، ص ٤١٧؛ نیز رجوع کنید بهقرطبی ، همانجا؛ فیروزآبادی ، ج ١، ص ٥٢٧).
سورة تین ، مانند چهارده سورة دیگر قرآن کریم ، با سوگندهایی متناسب با موضوع اصلی آن آغاز شده است (قطب ، ج ٨، ص ٦٠٨؛ نیز رجوع کنید به زرکشی ، ج ١، ص ١٧٩؛ سیوطی ، ١٣٦٣ ش ، ج ٣، ص ٣٦٢). سه آیة اول آن مشتمل بر چهار سوگند و سه آیة بعدی مشتمل بر جواب سوگندها و دو آیة پایانی سوره نتیجة مطلب است .
برای تین و زیتون ، مفسران تأویلات گوناگونی آورده اند. بعضی بر آن اند که خداوند به دو خوردنی که نزد عرب معروف بوده ، سوگند یاد کرده است . بعضی دیگر، تین و زیتون را اشاره به دو مسجد یکی در شام و دیگری در بیت المقدّس یا دو کوه تینا و زیتا در این دو منطقه دانسته اند (طبری ، ج ٣٠، ص ١٥٣ـ١٥٤؛ زَمَخشَری ، ج ٤، ص ٧٧٣؛ ابن عَطیّه ، ج ١٦، ص ٣٢٩ـ٣٣٠). بعضی نیز آن دو را، به قرینة «طور سینین » و «بلد امین »، اشاره به مکانهایی در شام و مرتبط با محل تولد و زندگی حضرت عیسی دانسته اند (ابن جُزَی ، ص ٨٥٠؛ ابن کثیر، ج ٤، ص ٨٧٦ ـ٨٧٧). بیشتر مفسران طور سینین را کوه سینا (محل تکلم حضرت موسی با خداوند) و بلد امین را مکه (بیت اللّه الحرام و تنها محل امن ) دانسته اند (ابن عطیه ، ج ١٦، ص ٣٣٠؛ طبرسی ، ج ١٠، ص ٧٧٥؛ طباطبائی ، همانجا).
موضوع اصلی سوره ، بیان آفرینش انسان بر فطرت الاهی و «احسن تقویم » و تقسیم انسانها به دو گروه مؤمن و کافر است و هدف آن اولاً تأکید بر فطری بودن اسلام است و اینکه جایگاه مخالفان آن «اَسفَل سافِلین » خواهد بود و ثانیاً تأکید بر ضرورت رستاخیز و پاداش و کیفر است (ابن عاشور، همانجا؛ قطب ، ج ٨، ص ٦٠٩؛ طباطبائی ، ج ٢٠، ص ٣١٨). پیام معنوی سوره عنایت و توجه ویژة خداوند به انسان است که در آفرینش انسان با نهایت دقت و ظرافت تجلی کرده است (قطب ، همانجا). بعضی از مفسران تعبیر «احسن تقویم » را ناظر به اعتدال قامت و استواری خلقت انسان در دوران جوانی و «اسفل سافلین » را کنایه از ضعف و سستی انسان در دوران پیری دانسته اند اما با توجه به آیة ششم سوره ، که اهل ایمان و عمل صالح را از فرو افتادن به «اسفل سافلین » استثنا می کند، این نظر پذیرفته نیست (طباطبائی ، ج ٢٠، ص ٣١٩ـ٣٢٠؛ نیز رجوع کنید به ابن عاشور، ج ٣٠، ص ٤٢٥ـ٤٢٧).
در آیة هفتم ، خداوند با تعبیری توبیخ آمیز از انسان می پرسد: «پس چه بر آنَت داشت که دین حق را تکذیب کنی ؟» و برای اتمام حجت و تأکید بر مطالب پیشین ، جداسازی نیکان و بدان و برپایی رستاخیز را نشان دهندة حکمت بالغة خداوند در آفرینش و تدبیر امور جهان می داند (آیة ٨؛ زمخشری ، ج ٤، ص ٧٧٤؛ طبرسی ، ج ١٠، ص ٧٧٦ـ٧٧٧؛ آلوسی ، ج ٣٠، ص ١٧٧؛ طباطبائی ، ج ٢٠، ص ٣٢٠ـ٣٢١).
تناسب سورة تین با سورة قبل آن (انشراح ) در این است که خداوند در سورة انشراح از پیامبراکرم به عنوان کاملترین و برترین آفریدة خویش یاد کرده و در سورة تین احوال نوع انسان را در ارتباط با ایمان آوردن یا کفر ورزیدن به رسول خدا بیان کرده است (ابوحیان غرناطی ، ج ٢، قسم ٢، ص ١٢٨١؛ مراغی ، ج ٣٠، ص ١٩٣؛ نیز رجوع کنید به سیوطی ، ١٤٠٨، ص ١٧١). تناسب سورة تین با سورة بعد آن (عَلَق ) در این است که در سورة تین آفرینش انسان به نیکوترین صورت بیان شده و در سورة علق به آفرینش نخستینِ انسان از علق (خونِ بسته ) پرداخته شده است . به عبارت دیگر، در سورة تین به علت صوری و در سورة علق به علت مادّی آفرینش انسان اشاره شده است . همچنین ، سورة علق نوعی شرح و تفصیل برای مضامین سورة تین به حساب می آید (سیوطی ، ١٤٠٨، ص ١٧٢؛ مراغی ، ج ٣٠، ص ١٩٧).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) محمودبن عبداللّه آلوسی ، روح المعانی ، بیروت : داراحیاءالتراث العربی ، ( بی تا. ) ؛
(٣) ابن جزی ، تفسیر ابن جزی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٤) ابن عاشور (محمدطاهربن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر ، تونس ١٩٨٤؛
(٥) ابن عطیه ، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز ، ج ١٦، ( رباط ) ١٤١١/١٩٩١؛
(٦) ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم ، چاپ علی شیری ، بیروت : داراحیاء التراث العربی ، ( بی تا. ) ؛
(٧) محمدبن یوسف ابوحیان غرناطی ، تفسیر النّهرالمادّ من البحر المحیط ، چاپ بوران ضنّاوی و هدیان ضنّاوی ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٨) محمود رامیار، تاریخ قرآن ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٩) محمدبن بهادر زرکشی ، البرهان فی علوم القرآن ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٠) زمخشری ؛
(١١) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الاتقان فی علوم القرآن ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، ( قاهره ١٩٦٧ ) ، چاپ افست قم ١٣٦٣ ش ؛
(١٢) همو، تناسق الدّرر فی تناسب السّور ، چاپ عبداللّه محمد درویش ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(١٣) طباطبائی ؛
(١٤) طبرسی ؛
(١٥) طبری ، جامع ؛
(١٦) محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز ، ج ١، چاپ محمدعلی نجار، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٧) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، ج ١٠، جزء٢٠، قاهره ١٣٨٧/١٩٦٧، چاپ افست تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١٨) سیدقطب ، فی ظلال القرآن ، بیروت ١٣٨٦/١٩٦٧؛
(١٩) احمدمصطفی مراغی ، تفسیر المراغی ، بیروت ١٩٨٥؛
(٢٠) مقدمتان فی علوم القرآن ، چاپ آرتورجفری و عبداللّه اسماعیل صاوی ، قاهره : مکتبة الخانجی ، ١٣٩٢/١٩٧٢.
/ مهین رضائی /