دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٩٢٨
خَثعمى اُشنانى ، خَثعمى اُشنانى، ابوجعفر محمدبن حسين، محدّث كوفى قرن سوم و چهارم. وى در سال ٢٢١ در كوفه در قبيله مشهور خثعم متولد شد. خطيب بغدادى (ج ٣، ص ٢٣) نسبت اُشنانى او را به سبب ولاء مىداند، اما سمعانى (ج ١، ص١٧٠) آن را اشاره به خريد و فروش گياهى به همين نام دانسته است. خثعمى در كوفه از محدّثان بسيارى حديث شنيد و روايت كرد، از جمله: عالم و محدّث نامور زيدى، عَبّادبن يعقوب رواجنى (متوفى ٢٥٠)؛ عَبّادبن احمد عَرزَمى؛ ابوكريب محمدبن علاء همدانى؛ فضالةبن فضل تميمى؛ و اسماعيل بن اسحاق راشدى (رجوع کنید به خطيب بغدادى، ج٣، ص٢٢؛ سمعانى، همانجا؛ ابن طاووس، ص١٣٢،٣٦٧). كسانى چون محمدبنعمر، مشهور به ابنجعابى، محمدبن محمدبن سليمان باغندى، محدّث شيعى، ابومُفضَّل محمدبن عبداللّه شيبانى، عالم زيدى و ابوالفرج اصفهانى از خثعمى حديث نقل كردهاند (رجوع کنیدبه ابوالفرج اصفهانى، ص ٥، ٣٢، ٨٦؛ دلائل الامامة، ص١٣٥؛ طوسى، ١٤١٤، ص٤٤٧ ، ٤٥١،٤٨٤، ٤٩٢؛ خطيب بغدادى، همانجا). از ديگر راويان خثعمى، مظفربن جعفربن حسن، مؤلف الرسالة الموضحة، است كه در كتابش رواياتى به نقل از خثعمى در باب اختصاص دادن برخى القاب مانند «اميرالمؤمنين»، به على عليه السلام توسط پيامبر صلى اللّه عليه وآله وسلم آورده است. ابن طاووس از نسخه اى به خط مصنف كه در كتابخانه نظاميه بغداد وجود داشت، مطالبى نقل كردهاست (رجوع کنید به ص٣٦٢، ٣٦٧؛ نيز رجوع کنید به كولبرگ، ص ٣١٩ـ ٣٢٠).
خثعمى با عالمان شيعى كوفه مناسبات نزديكى داشت و نام وى در طريق روايت برخى از آثار آنها آمده است (رجوع کنید به نجاشى، ص ٧٨، ١١٣، ٤٤٥؛ طوسى، ١٤١٧، ص ٦٦، ١٧٦). بنابه نقل شيخطوسى (١٤١٥، ص ٤٤٢؛ همو، ١٤١٧، ص ١٧٦)، هارونبن موسى تَلَّعُكبَرى* در سال ٣١٥ و پس از آن، از خثعمى سماع كرده و اجازه روايت آثارى را كه او در روايت خود داشته، اخذ كرده است. وجود نام خثعمى در طريق حديث منزلت، روايت نزول آيه تطهير در شأن اهلبيت عليهم السلام و آيه نجوا درباره على عليهالسلام، روايت حديث مشهور گفتگوى على عليهالسلام با كميل درباره اصناف مردم و برخى روايات ديگر از گرايشهاى شيعى وى نشان دارد (رجوع کنید به ابنبابويه، ج ٢، ص ٥٤٨ـ ٥٥٣؛ خزاز رازى، ص ٢٢١ـ٢٢٢؛ علوى، ص ٦٤ـ٦٥؛ خطيب بغدادى، ج ١٤، ص ٢٥٢؛ حسكانى، ج ٢، ص ٣٩، ٧٩، ١٦٧، ٢٢٧، ٣٢٤؛ ابنعساكر، ج ٤٢، ص ١٢٩ـ١٣٠، ٣٨٣ـ ٣٨٤، ج ٥٠، ص ٢٥٢ـ٢٥٣، ج ٧٠، ص ٢٠ـ٢١). همچنين شواهدى چون وجود نام خثعمى در طريقِ روايتِ تحريرى از اصلِ ابوالجارود زيادبن منذر (رجوع کنید به جاروديه*) به روايت محمدبن بكر ارحبى و كتاب يحيىبن سالم فرّاء كوفى و برخى احاديث ديگر حاكى از تمايلات زيدى اوست (رجوع کنید به نجاشى، ص ٤٤٤؛ ابنعساكر، ج ١٩، ص ٤٥٨، ج ٣٣، ص٢١٠ـ٢١١).
از خثعمى تنها كتاب القضايا شناخته شده است. اين كتاب يكى از منابع قاضى نعمان مغربى (متوفى ٣٦٣) در تأليف الايضاح بوده است (رجوع کنید به قاضى نعمان، ص ٢١، ٣٢، ١١٤، و جاهاى ديگر). همه رواياتى كه قاضى نعمان از القضايا نقل كرده، درباره نماز و مسائل مربوط بدان است. براساس اسناد برخى روايات (رجوع کنید به همان، ص ٤٢، ٩٠، ٩٥، ١٢٠، ١٢٢)، خثعمى در تدوين كتاب خود از كتاب قضايا اميرالمؤمنين تأليف ابوعبداللّه محمدبن قيس بَجَلى (متوفى ١٥١) كه در محافل اماميه كوفه مشهور و متداول بود (رجوع کنید به نجاشى، ص ٣٢٣؛ طوسى، ١٤١٧، ص ٢٠٦)، بهره برده است. وجود نام خثعمى در طريق روايت كتاب بجلى (رجوع کنید به طوسى، ١٤١٧، ص ١٧٦) شاهدى ديگر بر اين مدعاست. ابنشهرآشوب (ص ٢٥) نيز به القضاياى خثعمى اشاره كرده است. احتمالا اشاره او به واسطه نسخهاى از الايضاح بوده و خود وى به القضايا دسترسى نداشته است. اين احتمال باتوجه به اينكه قاضى نعمان در برخى موارد نام خثعمى را احمدبن حسين ذكر مىكند (رجوع کنید به ص ٢١، ١٢٢، ١٢٣) و در ميان فهرستنگاران و رجاليون، تنها ابنشهرآشوب است كه نام خثعمى را احمد ذكر كرده (رجوع کنید به همانجا)، تقويت مىشود. به گزارش خطيب بغدادى (ج ٣، ص ٢٢)، خثعمى به بغداد سفر و در آنجا كتابش را املا كرده است. اما بغدادى به نام اين كتاب اشاره نمىكند.
در توثيق خثعمى اختلافى وجود ندارد؛ علىبن عمر دارقطنى* ( ١٤٠٤الف، ص ١٥٢؛ همو، ١٤٠٤ب، ص ٨٠)، خطيب بغدادى (ج ٣، ص ٢٣) و سمعانى (ج ١، ص ١٧٠) او را ثقه، امين، صدوق و حجت دانستهاند و ذهبى (ج ١٤، ص ٥٢٩) از او با عنوان امام، حجت و محدّث كوفه ياد مىكند. خثعمى در پنجشنبه، هفت صفر ٣١٥ درگذشت (رجوع کنید به خطيب بغدادى؛ سمعانى؛ ذهبى، همانجاها؛ قس طوسى، ١٤١٥، همانجا كه سال درگذشت او را ٣١٧ ذكر كرده است).
منابع :
(١)ابنبابويه، كتابالخصال، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ش؛
(٢) ابنشهر آشوب، معالم العلماء، نجف ١٣٨٠/١٩٦١؛
(٣) ابنطاووس، اليقين باختصاص مولانا على (عليهالسلام) بامرة المومنين، چاپ انصارى، قم ١٤١٣؛
(٤) ابنعساكر، تاريخ مدينة دمشق، چاپ على شيرى، بيروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٥) علىبن حسين ابوالفرج اصفهانى، مقاتلالطالبيين، چاپ كاظم مظفر، نجف ١٣٨٥/١٩٦٥، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(٦) عبيداللّهبن عبداللّه حسكانى، شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، چاپ محمدباقر محمودى، تهران ١٤١١/١٩٩٠؛
(٧) علىبن محمد خزاز رازى، كفاية الاثر فىالنص علىالائمة الاثنى عشر، چاپ عبداللطيف حسينى كوهكمرى خوئى، قم ١٤٠١؛
(٨) خطيب بغدادى؛
(٩) علىبن عمر دارقطنى، سؤالات الحاكم النيسابورى للدارقطنى فى الجرح و التعديل، چاپ موفقبن عبداللّه، رياض ١٤٠٤الف؛
(١٠) همو، سؤالات حمزةبن يوسف السهمى للدارقطنى و غيره من المشايخ من الجرح والتعديل، چاپ موفقبن عبداللّه، رياض ١٤٠٤ب؛
(١١) دلائل الامامة، ]منسوب به[ محمدبن جرير طبرى آملى، قم: مؤسسةالبعثة، ١٤١٣؛
(١٢) ذهبى؛
(١٣) سمعانى؛
(١٤) محمدبن حسن طوسى، الامالى، قم ١٤١٤؛
(١٥) همو، رجال الطوسى، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤١٥؛
(١٦) همو، الفهرست، چاپ جواد قيومى اصفهانى، قم ١٤١٧؛
(١٧) محمدبن على علوى، الفوائد المنتقاة و الغرائب الحسان عنالشيوخ الكوفيين، انتخبها محمدبن على صورى، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، بيروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٨) نعمانبن محمد قاضى نعمان، الايضاح، چاپ محمدكاظم رحمتى، بيروت ١٤٢٨/٢٠٠٧؛
(١٩) احمدبن على نجاشى، فهرست اسماء مصنّفى الشيعة المشتهر ب رجال النجاشى، چاپ موسى شبيرى زنجانى، قم ١٤٠٧؛
(٢٠) Etan Kohlberg, A medieval Muslim scholar at work: Ibn Tawus and his library, Leiden ١٩٩٢.
/ محمدكاظم رحمتى /