دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٩٥٧
تَنْکِزیّه ، نام چند بنای مذهبی و علمی در دمشق و بیت المقدّس که به فرمان سیف الدین تنکز * ، نایب السلطنة دمشق ساخته شد.
١) دارالحدیث و دارالقرآن تنکزیّه . این مدرسه در دمشق ، بر ویرانة حمامی به نام سوید، ساخته شد (ابن کثیر، ج ٧، جزء١٤، ص ١٣٨؛ نعیمی دمشقی ، ج ١، ص ١٢٣). نمای سنگی و محراب زیبا و مقرنسهای سردرِ این ساختمان ، آن را از بناهای مشابه ممتاز کرده است . بر کتیبة سردر، علاوه بر نام سازنده ، نوشته شده که این مدرسه وقف طلاب علوم قرآن و حدیث است (دُهمان ، ص ١٧٢؛ ابن مبرد، ذیل طَلَس ، ص ٢١٥). بنا بر گزارش نعیمی دمشقی (متوفی ٩٢٧) از وقفنامة تنکزیّه ، موقوفات این مدرسه ، ٣٧ دکان و خراج بوستانِ معروف به «بندر» در زَبَدانی دمشق بوده است . در این وقفنامه نام مشیخة قرائت و مشایخ حدیث و پیشنماز، به همراه میزان دستمزد آنان ، ثبت شده است . از این اطلاعات بر می آید که برای آموزشهای قرآنی بیش از حدیث هزینه می شده است . همچنین میزان دستمزد متصدیان دیگر مشاغل ، بدون ذکر نام آنان ، آمده است . ذکر مناصب و مشاغل افرادی چون رئیس دیوان ، عامل ، مهندس ناظر، بنّا، معمار، ناظر وقف ، جانشین ناظر، مأمور حضور و غیاب ، مؤذن ، دربان و خدمتگزار در این وقفنامه ، از گستردگی تشکیلات اداری تنکزیّه حکایت دارد ( رجوع کنید به نعیمی دمشقی ، ج ١، ص ١٢٦ـ١٢٧). نیز نُعَیْمی ، علاوه بر سه تن از مشایخ قرائت و حدیث که نامشان در وقفنامه آمده ، از یک تن از استادان و مشایخ تنکزیّه ، به نام صدرالدین سلیمان بن عبدالحکم مالکی باردی ، یاد کرده است ( رجوع کنید به همانجا). ابن کثیر (متوفی ٧٧٤) نیز در البدایة و النهایة (ج ٧، جزء ١٤، ص ١٣٨ـ ١٣٩) در ذکر حوادث ٧٢٨، ضمن اشاره به تنکزیّه ، گفته است که در ادامة کتاب ، شرح موقوفات و راتبه های مشایخ و طلاب آن را بتفصیل خواهد آورد اما چنین نکرده و فقط در ذکر حوادث ٧٣٩ از تکمیل دارالحدیث سَکّریه و وقفنامة آن گزارش داده است (ابن کثیر، ج ٧، جزء ١٤، ص ١٩٥). شاید سکّریه تصحیف تنکزیّه بوده باشد، زیرا ابن کثیر واقف سکّریه را تنکز دانسته است ، در حالی که سکّریه در ٦٨٢ و پیش از به قدرت رسیدن تنکز دایر بوده و ابن کثیر خود در جای دیگر به این نکته اشاره کرده است ، بی آنکه از واقف سکّریه نام ببرد ( رجوع کنید به ج ٧، جزء ١٣، ص ٣٢٠). نعیمی نیز تصریح کرده است که واقف سکّریه شناخته نیست (ج ١، ص ٧٤). همچنین ابن کثیر، که در این گزارش (ج ٧، جزء ١٤، ص ١٩٥) سال تکمیل سکّریه را ٧٣٩ ضبط کرده ، در جای دیگر سال ساخت تنکزیّه را ٧٢٨ نوشته است (ج ٧، جزء ١٤، ص ١٣٨). از سوی دیگر، بر کتیبة سر درِ تنکزیّه تاریخ بنا ٧٣٩ نوشته شده است ( رجوع کنید به دهمان ، همانجا). بنابراین ، احتمالاً تاریخ بنای اولیة تنکزیّه ٧٢٨ و تاریخ تکمیل و تعمیر آن ٧٣٩ بوده است . محل بنای سکّریه نیز در این گزارش و در وقفنامة آن با تنکزیّه شباهت بسیار دارد (قس نعیمی دمشقی ، ج ١، ص ١٢٣، ١٢٦ـ١٢٧). نعیمی در بارة سکّریه از گزارش ابن کثیر استفاده نکرده اما گزارش وی را در بارة بنای تنکزیّه در ٧٢٨، بتفصیل آورده که نشان می دهد نعیمی در درستی و دقت این گزارش تردید داشته است . با اینهمه ، نمی توان کلمة سکّریه را با اطمینان تصحیف تنکزیّه دانست ، زیرا ابن کثیر در ادامة گزارش خود، شمس الدین ذهبی را مدرّس این دارالحدیث ذکر کرده ، در حالی که ذهبی مدرّس سکّریه بوده است نه تنکزیّه ( رجوع کنید به همان ، ج ١، ص ٧٨ـ٧٩). وقفنامه ای که ابن کثیر در بارة آن گزارش داده ، در ضمنِ شباهت با وقفنامة تنکزیّه مذکور در کتاب نعیمی ، با آن تفاوتهای بسیار دارد؛ بنابراین ، احتمالاً ابن کثیر در این گزارش اشتباهاتی کرده و نعیمی نیز با اطلاع از این امر، به گزارش او در بارة دارالحدیث سکّریه و وقفنامة آن اعتنانکرده است .
محمداسعد طَلَس ، در ذیلی که در ١٣٦١ بر ثمارالمقاصد فی ذکرالمساجد نوشته ، تنکزیّه را در شمار مساجد دمشق آورده و گفته که در زمان او مدرسه ای آباد بوده است (ابن مبرد، ذیل طلس ، ص ٢١٥). محمداحمد دُهمان در ولاة دمشق فی عهد الممالیک (همانجا) تصریح کرده که تنکزیّه به مدرسة کاملیه مشهور است ، اما کردعلی در خطط الشام (چاپ ١٣٩١) نوشته که دارالحدیث تنکزیّه به دبستانی با نام الهاشمیه تبدیل شده است (ج ٦، ص ٧٤).
٢) جامع تنکز یا مسجد تنکزیّه . یکی از هشت جامع بزرگ دمشق است . ساخت این مسجد در ٧١٧ آغاز شد و در ٧١٨ به پایان رسید. در ١٠ شعبان ٧١٨، نخستین نماز جمعه در این مسجد، به امامت شیخ نجم الدین علی بن داوود حنفی و با حضور تنکز و بزرگان شهر، برگزار شد (ابن کثیر، ج ٧، جزء١٤، ص ٨٣، ٩٠؛ دهمان ، ص ١٦٨). در ٧٤٤، جسد تنکز را در کنار جامع ، که بعدها «تربت تنکز» نام گرفت ، به خاک سپردند (ابن کثیر، ج ٧، جزء ١٤، ص ١٩٨، ٢٢٢؛ ابن وردی ، ج ٢، ص ٤٨٣؛ نعیمی دمشقی ، ج ٢، ص ٢٣٨ـ ٢٣٩). جامع تنکز بعدها نیز اهمیت خود را حفظ کرد؛ چنانکه در ٨٨٩ در آنجا بر جنازة محب الدین بُصرَوی ، فقیه شافعی ، نماز گزاردند (بصروی شافعی ، ص ٩٤ـ ٩٥) و در ٩٠٦ در آن نماز جمعه برگزار شد (ابن طولون ، ص ١٣٤، ١٤٠). از برخی اشاراتِ منابع بر می آید که مسجد تنکزیّه و تربت تنکز یک مجموعه به شمار می آمده و ناظرِ وقف آنها یک تن بوده است (همان ، ص ١٩٢). در دورة خدیوان مصر، ابراهیم پاشا (١٢٠٣ـ١٢٦٤/ ١٧٨٩ـ ١٨٤٨) تنکزیّه را مدرسة نظامی کرد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «دمشق »، ص ٢٨٨). در پی آن ، تالارهای بزرگی برای درس و خوابگاه دانشجویان ساخته شد. پس از بیرون رفتن عثمانیها از سوریه در ١٣٣٦/ ١٩١٨، در دورة ملک فیصل اول (١٣٠٠ـ ١٣٥٢/ ١٨٨٣ـ١٩٣٣)، نیز مدرسة نظامی دیگری در کنار آن ساختند. در دورة حضور فرانسویها در سوریه هم این مکان مدرسة نظامی بود. این مجموعه ، از ١٣٥٦ مدرسة طلاب علوم دینی شد. چندی بعد تالارهای قدیمیِ مجموعه تخریب و به جای آنها بناهای جدید ساخته شد. در ١٣٢٤ ش / ١٩٤٥، مسجد بر اثر اصابت بمب آسیب دید و در پی آن ، ادارة اوقاف اسلامی آنجا را به فروشگاه و تجارتخانه تبدیل کرد (دهمان ، ص ١٦٩ـ١٧١).
جامع تنکز تا پیش از ١٣٧١ یک نمای سنگی طویل و
چهار در داشت که دو در به شبستان و دو در دیگر به صحن مسجد گشوده می شد. بین دو تا از این درها، که به خیابان جمال پاشا (قصر کنونی ) راه داشت ، ساعت آفتابی مرمرینی تعبیه شده بود.
امروزه در سمت راست یکی از ورودیهای مسجد، ضریح تنکز با گنبدی بالای آن واقع است . در مقابلِ درِ گنبد ضریح ، دری به شبستان باز می شود. شبستان فضایی است وسیع با ده طاق که بر ستونهایی محکم استوار شده و سقفی چوبین دارد. تنها قسمت تزئین شدة شبستان ، محراب سنگی آن است . بالای محراب نیز با کاشی معرّق تزئین شده است (ابن مبرد، ذیل طَلَس ، ص ٢٠٢، ٢١٥؛
دهمان ، ص ١٧١). منبر مسجد از سنگ ساخته شده و بر بالای جایگاه خطیب ، گنبد کوچکی از سنگهای زیبا، و در دو سوی این گنبد دوستون مرمرین سیاه معرّق قرار دارد. از شبستان ، هشت در بزرگ به صحن گشوده می شود. در این صحن حوض بزرگی وجود دارد. در جانب شرقی و غربی صحن ، اتاقهایی در دو طبقه ساخته اند. در شمالِ صحن ، مأذنة (منارة ) بلندی به چشم می خورد که تزئیناتش در عین سادگی ، بسیار زیبا و بدیع است . در داخل این مناره ــ که از قدیمترین مناره های عهد ممالیک است ــ دو ردیف پله ساخته اند. ادارة اوقاف سوریه این مأذنه را در ١٣٦١ بازسازی کرده است (همانجاها).
٣) مدرسة تنکزیّة قدس ، بهترین نمونة مدارسِ صلیبی شکل یا چهار ایوانه در بیت المقدّس . این بنا در ٧٢٩ ساخته شده است . ضلع شمالی آن بر میدان کوچکی در باب السلسله (از ابواب حرم )، ضلع شرقی آن بر رواق حرم ، ضلع جنوبی بر «حائط البراق » و ضلع غربی آن بر ساختمانهای مجاور اشراف دارد (حنبلی ، ج ٢، ص ٣٥؛
عسلی ، ص ١١٩). تنکزیّة قدس از آغاز، مجموعه ای از ساختمانهای مرتبط به یکدیگر بوده است . این مدرسه علاوه بر اهمیت علمی ، به لحاظ معماری و هنری نیز کم مانند است (حنبلی ، همانجا؛
عسلی ، ص ١١٩، ١٢٦ـ١٢٧). درِ بزرگ مدرسه ، که در شمال بنا واقع است ، ابتدا به درگاه گشوده می شد. این درِ دو لنگه ای ، از چوب گردوست و روکشی برنجین دارد. تزئینات و مقرنسهای سردرِ مدرسه و سنگهای رنگارنگ و کنده کاری شدة آن ، عناصر هنر معماری ممالیک را بخوبی نشان می دهد. درگاه از جانب مشرق با پله به طبقة بالا راه دارد. طبقة بالا، خانقاه صوفیان و رباط زنان بوده است . پس از درگاه ، دالان کوچکی از طریق ایوان شمالی به صحن می پیوندد. در وسط صحن ، حوضی مرمرین و هشت ضلعی هست که در گذشته آب آن از قنات عَرّوب (عین العَرّوب / ماءالعرّوب ) تأمین می شده است . طاق ایوانها با گچ و سنگ ساخته شده است . از ایوان شرقی دو پنجرة منبّت کاری شده به رواق حرم اشراف دارد. به نوشتة ابن فضل اللّه عُمَری ، جغرافیدان قرن هشتم ، جنس این پنجره ها از آبنوس و عاج بوده است (سفر اول ، ص ١٢٠). درِ شرقی مدرسه به رواق حرم باز می شود. در وسط ایوان جنوبی ، محراب واقع شده است . محل درس طلاب در مغرب این ایوان قرار داشته و در مشرق ایوان تالاری است که مدتی از آن به عنوان محکمه یا دادگاه شرعی استفاده می شده است . طبق وقفنامة موجود در آنجا، این مدرسه طهارتخانه ای مشتمل بر پنج اتاق داشته که یکی از آنها حمام بوده و در هریک از آنها سنگابی وجود داشته که آب قنات عرّوب در آن جاری بوده است . دیوارها و کف مدرسه پوشیده از مرمر رنگین است (عسلی ، ص ١١٩ـ١٢٤).
تنکز علاوه بر حمامها و دکانهای بسیار، همة زمینها و
املاک و مزارع و باغهای قریة عین قنیه را که از توابع قدس است و از شرق تا رام اللّه امتداد دارد، وقف این مدرسه
کرد (همان ، ص ١٢٥). تولیت و نظارت موقوفه ها را تنکز بر عهده داشت و پس از خود آن را به وارثانش وا گذارد. وی در وقفنامه ، وظایف ناظر وقف را بتفصیل بر شمرده که از آن جمله است : تعمیر تنکزیّه ، تهیة فرش و تأمین روشنایی آن ، خرید گوشت در عید قربان و توزیع آن ، پرداخت حقوق ، توزیع خوراک ، تعیین تحصیلدار مالیات و تعیین کاتب (همان ، ص ١٢٦، ١٢٨).
نظام آموزشی و اداری تنکزیّة قدس کمابیش بر اساس
وقفنامة آن بوده است . بر پایة وقفنامه ، تنکزیّه وقف طلاب
فقه حنفی و محدّثان و صوفیان بوده است . از شرایط مدرّس فقه ، حفظ قرآن و تبحر در فقه حنفی بود. وی ماهانه شصت درهم نقره و روزانه مقداری نان مقرری می گرفت و وظیفة امامت نمازهای پنج گانه و نماز تراویح شبهای ماه رمضان را برعهده داشت . مُعید نیز از راتبه بگیران مدرسه بود و به مدرّس کمک می کرد. شمار طلاب ، بر اساس وقفنامه پانزده تن بود که به سه سطح مبتدی و متوسط و عالی تقسیم می شدند. مدت تحصیل ، چهار سال به طور شبانه روزی بود. وظیفة حضور و غیاب طلاب را نمایندة ناظر وقف بر عهده داشت (همان ، ص ١٢٧، ١٣٠).
تنکزیّة قدس ، دارالحدیث نیز بود و محدّثان جایگاه ویژه ای در آن داشتند. شیخ محدّثان می بایست «عالی الروایة » و دارای مرجعیت علمی و اهل خیر و دینداری و درستی باشد. از شرایط طلاب حدیث ، دقت در قرائت و حفظ حدیث بود. کتاب درسی آنان صحیح بخاری و صحیح مسلم بود. آنان وظیفه داشتند روزانه یک حدیث از احادیث قطعی و مسلّم را از حفظ کنند و بر شیخ عرضه نمایند. علاوه بر طلاب حدیث ، قاریان حدیث که بیست تن بودند، وظیفه داشتند هر روز پس از نماز ظهر در ایوان شرقی مدرسه فراهم آیند و ختم قرآن کنند. هر یک از آنان ماهانه
بیست درهم نقره و روزانه مقداری نان راتبه داشتند (همان ، ص ١٢٧ـ ١٢٨، ١٣١).
صوفیان مدرسه پانزده تن بودند که شیخی ریاست آنان را بر عهده داشت . یکی خدمتگزاری و فرد دیگری آشپزی می کرد. اینان که شبانه روز مقیم مدرسه بودند، وظیفه داشتند هر بامداد پیش از طلوع خورشید در مسجد طبقة دوم تنکزیّه گردهم آیند و به تلاوت قرآن و خواندن دعا و خواندن رسالة قشیریه بپردازند (همان ، ص ١٢٨).
بر اساس وقفنامه ، از میان زنان مسلمان و دیندار و درستکار، دوازده پیرزن فقیر و بی همسر در رباط النساء اقامت داشتند که یکی شیخه (سرپرست ) و دیگران خدمتکار و نگهبان بودند. وظیفة شیخه ، امامت نماز و وظیفة بقیه ، فرش کردن و نظافت رباط بود. اینان همچنین هر روز می بایست پیش
از نماز صبح سورة اخلاص و فاتحه را قرائت می کردند (همانجا). بعدها مدرسة ایتام نیز بر مجموعة تنکزیّه افزوده شد و یتیمان در آنجا قرآن می آموختند (همانجا؛
عبدالمهدی ، ج ٢، ص ٣٣، ١٧٩).
از مدرسة تنکزیّة قدس گاه برای اهداف غیردرسی هم استفاده می شد. به نظر ماکس فان برخم ، این مدرسه پس از مرگ تنکز به ساختمانی عمومی تبدیل شد (به نقل عسلی ، ص ١٢٩). در ٨١٥، سلطان فرج بن بَرقوق هنگام زیارت بیت المقدّس در این مدرسه اقامت کرد. در اواخر قرن نهم ، در دورة حکومت قایِتْبای ، سلطان مملوکی ، این مجموعه به دیوان قضا تبدیل شد و در عین حال ، فعالیت درسی
و آموزشی در مدرسه همچنان ادامه داشت (همانجا). آخرین مدرّسی که نام او به ما رسیده ، شیخ محمد غانم مقدسی (متوفی ١٠٨٩) است و این نشان می دهد که تدریس در تنکزیّه دست کم تا اواخر قرن یازدهم ادامه داشته است . سپس ترکان عثمانی آن را به دادگاه شرعی تبدیل کردند و تا حدود ١٣٣٦/١٩١٧ این مجموعه به «محکمة شرعیه » شهرت داشت (همان ، ص ١٢٩ـ١٣٠).
در دورة معاصر، تنکزیّه مسکونی شد و در زمان قیمومت انگلیس ، مفتی قدس و رئیس مجلس اعلای اسلامی (حاج محمدامین حسینی ) در آنجا اقامت گزید. تنکزیّه با تشکیل مؤسسة علمی اسلامی در آنجا، بار دیگر به مدرسة دینی تبدیل شد. این مؤسسه تا ١٣٤٨ش /١٩٦٩ که به اشغال اسرائیلیها در آمد، به فعالیتهای علمی و آموزشی ادامه داد و پس از آن به علت حفاری و کاوش اسرائیلیها در زیر ساختمان مجموعه و بناهای مجاور، تنکزیّه در معرض ویرانی قرار گرفت (عسلی ، ص ١٣٠؛
ناصری طاهری ، ص ١٤٠ـ١٤٢).
به اعتقاد برخی محققان نقش تنکزیّه در جنبش فکریِ مسلمانان در میان مدارس قدس منحصر به فرد و دیرپا بوده است ، بویژه از آن جهت که در این مدرسه پیوسته علمای بزرگی تدریس می کرده اند. تنکز خود چندبار در حلقه های درس این مدرسه حاضر شده بود (عبدالمهدی ، ج ٢، ص ٣٤).
برخی از مدرّسان و مشایخ تنکزیّه این اشخاص بوده اند: علاءالدین علی بن ایوب مقدسی (متوفی ٧٤٨)، صلاح الدین ابوسعید خلیل علائی (خلیل بن کَیْکَلْدی ، متوفی ٧٦١؛
حنبلی ، ج ٢، ص ٣٥ـ ٣٦)، شهاب الدین محمود اسدی (نعیمی دمشقی ، ج ١، ص ٦٣)، شیخ جمال الدین احمدبن هلال قدسی (متوفی ٧٦٥) صاحب مُثیرالغَرام الی زیارة القدس
و الشام از منابع اصلی تاریخ قدس (حنبلی ، ج ٢، ص ١٥٧)، شیخ زین الدین عبدالرحیم بن نقیب حنفی (متوفی ٨٥٣)
و پسرش شمس الدین محمد مشهور به عجمی (متوفی ٨٧٧؛
همان ، ج ٢، ص ٢٣١؛
عسلی ، ص ١٣٢ـ ١٣٣)، شیخ محمود بن احمد دیری (متوفی قرن دهم ) و شیخ محمدبن غانم
مقدسی (عسلی ، ص ١٣٣).
منابع :
(١) ابن طولون ، اعلام الوری بمن ولی نائباً من الاتراک بدمشق الشام الکبری ، چاپ محمداحمد دهمان ، دمشق ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
٢- ابن فضل اللّه عمری ، مسالک الابصارفی ممالک الامصار ، چاپ فؤاد سزگین ، فرانکفورت ١٤٠٨ـ١٤٠٩/ ١٩٨٨ـ ١٩٨٩؛
(٣) ابن کثیر، البدایة و النهایة ، ج ٧، چاپ احمدابوملحم و دیگران ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٤) ابن مبرد، ثمارالمقاصد فی ذکرالمساجد ، ( همراه با ) الذیل ، از محمداسعد طلس ، بیروت ١٩٧٥؛
(٥) ابن وردی ، تاریخ ابن الوردی ، نجف ١٣٨٩/ ١٩٦٩؛
(٦) علی بن یوسف بُصروی شافعی ، تاریخ البُصرویّ: صفحات مجهولة من تاریخ دمشق فی عصرالممالیک ، چاپ اکرم حسن عُلَبی ، دمشق ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٧) مجیرالدین عبدالرحمان بن محمد حنبلی ، الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل ، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم ١٣٦٨ش ؛
(٨) محمداحمد دهمان ، ولاة دمشق فی عهد الممالیک ، دمشق ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٩) عبدالجلیل حسن عبدالمهدی ، المدارس فی بیت المقدس فی العصرین الایّوبی والمملوکی ، عمان ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(١٠) کامل جمیل عسلی ، معاهدالعلم فی بیت المقدس ، عمان ١٩٨١؛
(١١) محمدکردعلی ، خطط الشام ، بیروت ١٣٩٠ـ١٣٩٢/١٩٧٠ـ١٩٧٢؛
(١٢) عبداللّه ناصری طاهری ، بیت المقدس شهر پیامبران ، تهران ١٣٦٧ش ؛
(١٣) عبدالقادربن محمد نعیمی دمشقی ، الدّارس فی تاریخ المدارس ، چاپ جعفر حسنی ، ( قاهره ) ١٩٨٨؛
(١٤) EI ٢ , s.v. "Dimas ¢h ¢k ¤" (by N. Elissإeff).
/ قنبرعلی رودگر /