دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٧٦٣
خالدالكاتب ، خالدالكاتب (خالدبن يزيد كاتب تميمى)، شاعر و كاتب قرن سوم. كنيه وى ابوهيثم و خراسانىتبار بود (ابوالفرج اصفهانى، ج٢٠، ص ٢٧٤). او در دوره طولانى حياتش، خلفاى عباسى را از مأمون تا معتمد (١٩٨ـ٢٧٩) درك كرد (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج٢٠، ص ٢٧٥، ج ٢٢، ص ٢١٣، ج ٢٣، ص ٢٠٨؛ حصرى، ج ٢، ص ٧٤٥؛ خطيب بغدادى، ج ٩، ص ٢٥٠، ٢٥٢).
خالد، كاتب سپاه در بغداد بود (ابوالفرج اصفهانى، ج ٢٠، ص ٢٧٤؛ خطيب بغدادى، ج ٩، ص٢٥٠). محمدبن عبدالملك زيّات (متوفى ٢٢٣) منصب اعطا (مسئوليت تقسيم عطاء*) را در سرحدات به وى سپرد (ابوالفرج اصفهانى، همانجا؛ ياقوت حموى، ج ١١، ص ٤٨). خالد از همنشينان علىبن هشام (فرمانده مأمون)، ابراهيمبن مهدى (متوفى ٢٢٤) و فضلبن مروان (متوفى ٢٥٠) بود (ابوالفرج اصفهانى، ج٢٠، ص ٢٧٤ـ ٢٧٥؛ خطيب بغدادى، ج ٩، ص ٢٥٥ـ٢٥٦).
عنايت نامتعارف خالد به پسران كمسن و سال سبب شد كه ابوتمّام* او را در اشعارش به تمسخر گرفته و او را «يا خالدالبارد» خطاب كند. كودكان نيز با خطاب «يا خالد»، «يابارد» او را آزار مىدادند (ابوالفرج اصفهانى، ج٢٠، ص٢٨٠ـ٢٨٢، ٢٨٦؛ خطيب بغدادى، ج ٩، ص ٢٥١؛ ياقوت حموى، همانجا). خالد در پايان عمر دچار اختلال حواس شد (ابنمعتز، ص ٤٠٥؛ ابوالفرج اصفهانى، ج٢٠، ص ٢٧٤، ٢٨٣؛ صابى، ص ١٦٢ـ١٦٣)، با اين همه در آن حال نيز شعر مىسرود. وى در سالهاى بين ٢٦٢ تا ٢٧٠ در بغداد درگذشت (رجوع کنید به ياقوت حموى، ج ١١، ص ٥٢؛ ابنشاكر كتبى، ج ١، ص ٤٠٢؛ ابنتغرى بردى، ج ٣، ص ٣٦).
اشعار خالد بسيار لطيف بود آن چنان كه به صاحب قطعههاى لطيف معروف بود و به موضوعات تغزلى مىپرداخت (ابنمعتز، همانجا؛ شابشتى، ١٤٠٦، ص ١٥ـ١٦؛ حصرى، همانجا). سرودههاى او با اشعار نابغه ذُبيانى* و بشاربن برد* برابرى مىكرد (رجوع کنید به ابنمعتز، همانجا). اشعار او غالباً در چهار بيت سروده مىشد (ابوالفرج اصفهانى، ج٢٠، ص ٢٧٦؛ شابشتى، ١٤٠٦، ص ١٥). خالد اولين شاعرى بود كه در وصف سامرا قصيدهاى بلند سروده و به همين سبب مورد طعن و اعتراض دعبلِ خزاعى* قرار گرفت (ابوالفرج اصفهانى، ج٢٠، ص ٢٧٥ـ٢٧٦). خالد سرودههاى خود را بيان حال خود دانسته كه در آنها نه مدح كسى را گفته و نه كسى را هجو كرده است (رجوع کنید به همان، ج٢٠، ص ٢٧٩؛ شابشتى، ١٤٠٦، ص ١٥ـ ١٧). باوجود اينكه اشعار وى را آوازهخوانان در مجلس خلفا و امرا مىخواندند، چندان در بين مردم حفظ نشد و خود نيز آنها را فراموش كرده بود (رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج٢٠، ص ٢٧٥، ٢٨٣، ج ٢٢، ص ٢١٢ـ٢١٣، ج ٢٣، ص ٨٢ـ٨٣، ٢٠٨؛ شابشتى، ١٤٠٦، ص ١٩).
ابوبكر صولى (متوفى ٣٣٥) اشعار خالد را در دويست ورق مدون ساخت (ابننديم، ص١٩٠؛ خطيب بغدادى، ج ٩، ص٢٥٠). با آنكه به گفته شابشتى (١٣٦٢، ص ٢٥٤) در شعر خالد مدح و هجو وجود ندارد، در نسخه خطى ديوان وى در كتابخانه ظاهريّه (دارالكتب الظاهرية) قصايدى در مدح حسنبن وهب كاتب بهچشم مىخورد (رجوع کنید به همان، ص ٢٥٤، پانويس ٣). افزون بر آن هجوهايى نيز از خالد در منابع موجود است (براى نمونه رجوع کنید به ابوالفرج اصفهانى، ج٢٠، ص٢٨٠؛
ياقوت حموى، ج ١١، ص ٤٩). نسخهاى نيز از ديوان وى در كتابخانه عمومى دمشق موجود است (رجوع کنید به بروكلمان، ج ٢، ص ٣٨). ديوان خالد با تحقيق كارين صادر سال ١٤٢٧/ ٢٠٠٦ در دمشق بهچاپ رسيده است.
منابع:
(١) ابنتغرى بردى، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة، قاهره ?( ١٣٨٣)ـ ١٣٩٢/ ?( ١٩٦٣)ـ١٩٧٢؛
(٢) ابنشاكر كتبى، فواتالوفيات، چاپ احسان عباس، بيروت ١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(٣) ابنمعتز، طبقاتالشعراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، (قاهره ١٣٧٥/ ١٩٥٦)؛
(٤) ابننديم (تهران)؛
(٥) ابوالفرج اصفهانى؛
(٦) كارل بروكلمان، تاريخ الادب العربى، ج ٢، نقله الى العربية عبدالحليم نجار، قاهره ( ١٩٧٤)؛
(٧) ابراهيمبن على حصرى، زهرالآداب و ثمر الالباب، چاپ علىمحمد بجاوى، (قاهره )١٣٧٢/١٩٥٣؛
(٨) خطيب بغدادى؛
(٩) علىبن محمد شابشتى، الديارات، چاپ كوركيس عوّاد، بيروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٠) همو، «انموذجات من كتاب الديارات للشابشتى»، (چاپ) صلاحالدين منجد، مجلةالمجمع العلمى العربى، ج ١٨، ش ٥ و ٦ (ربيعالآخر ـ جمادىالاولى ١٣٦٢)؛
(١١) هلالبن مُحَسِّن صابى، الوزراء، او، تحفة الامراء فى تاريخ الوزراء، چاپ عبدالستار احمد فراج، (قاهره) ١٩٥٨؛
(١٢) ياقوت حموى، معجمالادباء، بيروت ١٤٠٠/١٩٨٠.
/ مريم شمس فلاورجانى /