دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٧٠٥
تفسیر امام حسن عسکری ، از تفاسیر روایی امامیه ، متعلق به قرن سوم . متن این تفسیر تا پایان آیة ٢٨٢ سورة بقره موجود است . این تفسیر با بیان روایاتی راجع به فضائل قرآن و تأویل و آداب قرائت قرآن آغاز شده و با ذکر احادیثی مشتمل بر فضائل اهل بیت (برای نمونه رجوع کنید به حدیث سدالابواب ، ص ١٧) و مثالب دشمنان اهل بیت (ص ٤٧) ادامه یافته است . بحثهای متعددی نیز در بارة سیرة نبوی ، بخصوص راجع به مناسبات پیامبر و یهودیان ، مطرح شده است ( رجوع کنید به ص ١٦١ـ١٦٣، ١٩٠ـ ١٩٢، ٤٠٦ـ٤٠٧). درمجموع ، در این تفسیر ٣٧٩ حدیث آمده است . بیشتر روایات طولانی و مفصّل است ، به طوری که گاه یک روایت چندین صفحه را در برمی گیرد ( رجوع کنید به ص ٦٥٦ـ٦٧٢) و به همین جهت ، در برخی موارد ساختار روایی از بین رفته است . در برخی روایات نیز آشفتگی وجود دارد.
در این تفسیر برخی آیات تأویل شده و بیشتر تأویلها در بارة معجزات پیامبر و امامان است ( رجوع کنید به ص ٤٢٩ـ٤٤١، ٤٩٧ـ٥٠٠). در این تفسیر به اسباب نزول آیات کمتر توجه شده ، گرچه به مصادیق آیات اشاره شده است . مباحث صرفی و نحوی و بلاغی نیز در این تفسیر وجود ندارد (رضوی ، ص ٣١٣).
سلسلة سند روایت کتاب نشان می دهد که نقل این تفسیر در میان محدّثان و فقهای قم در قرن چهارم و پنجم متداول بوده است ( رجوع کنید به ص ٧ـ ٨). مطالب تفسیر را محمدبن قاسم استرآبادی خطیب ، مشهور به مفسر جرجانی ، که شاید تدوین کنندة تفسیر نیز باشد، از دو راوی آن ، یعنی ابوالحسن علی بن محمدبن سیار (یسار؟) و ابویعقوب یوسف بن محمدبن زیاد، نقل کرده است . در مقدمة کوتاه این دو بر تفسیر آمده است که بعد از به قدرت رسیدن حسن بن زید آنان مجبور به مهاجرت از وطن خود شدند. از آنجا که آنها از آمدن خود نزد امام حسن عسکری علیه السلام سخن گفته اند، تاریخ ورودشان به سامرا می بایست بعد از ٢٥٤ بوده باشد، زیرا این سال ، زمان آغاز امامت امام عسکری علیه السلام بوده است ( التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری ، ص ٩ـ١٠؛ قس ابن جوزی ، ج ١٢، ص ٧٤؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٢٨٦ـ ٢٨٨). در ادامه گفته اند که متن کل تفسیر را به مدت هفت سال نزد امام فراگرفته اند ( التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری ، ص ١٢)، حال آنکه از وفات امام در ٢٦٠ سخنی به میان نیامده است و ظاهراً پس از درگذشت امام ، آن دو به موطن خود بازگشته اند (همانجا).
با وجود قدمت این تفسیر، وثاقت آن در بین علمای امامیه از گذشته مورد بحث بوده است . محمدبن علی بن بابویه ، معروف به شیخ صدوق (متوفی ٣٨١)، نخستین عالم امامی است که از این تفسیر مطالب فراوانی در کتب خود نقل کرده ، گرچه در بارة وثاقت یا عدم اعتبار آن سخنی نگفته است . ابن بابویه متن تفسیر را مستقیماً از استرآبادی دریافت نموده است . وی در آغاز کتاب فتوایی خود، من لایحضره الفقیه (ج ١، ص ٣)، ضمن اشاره به این نکته که آنچه در این اثر فراهم آمده از نظر خودش صحیح است ، بیان داشته که روایات کتاب را از متون معتبر و مشهور گرفته است . همو در باب تلبیه ، از استرآبادی حدیثی نقل کرده و در پایان گفته است که باقی آن را در کتاب تفسیر آورده است (١٤١٣، ج ٢، ص ٢١١ـ٢١٢). بر این اساس ، اگر شیخ صدوق خود تدوین کنندة تفسیر نبوده ، احتمالاً تهذیب کنندة آن بوده است . مؤید صحت این احتمال ، سخن نجاشی (متوفی ٤٥٠؛ ص ٣٩١ـ٣٩٢) است که در ذیل آثار شیخ صدوق به دو اثر تفسیری ، تفسیرالقرآن و مختصر تفسیر القرآن ، اشاره کرده است . شاهد دیگر بر این نظر، ذکر روایتی با همین سند در کتاب التوحید (ص ٤٧) شیخ صدوق است . در آخر آن روایت نیز شیخ صدوق بیان داشته که متن کامل حدیث را در تفسیرش آورده است ( رجوع کنید به التفسیرالمنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری ، ص ٥٠ ـ٥٢).
نخستین منتقد وثاقت تفسیر، احمدبن حسین بن عبیداللّه غضائری ، معروف به ابن غضائری ، بود که در الضعفاء خود، محمدبن قاسم استرآبادی را فردی ضعیف و کذّاب معرفی کرده و دو فرد مذکور در سلسلة سند را ــ که تفسیر را، به نقل از پدرانشان ، از امام حسن عسکری روایت کرده اند ــ مجهول خوانده است . ابن غضائری تفسیر را «موضوع » دانسته و جاعل آن را سهل بن احمدبن عبداللّه دیباجی (متوفی ٣٨٠) معرفی کرده است (علامه حلّی ، ص ٢٥٦ـ٢٥٧؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٢٨٨، پانویس ).
معتقدان به وثاقت متن تفسیر در نقد کلام ابن غضائری دلایلی آورده اند، از جمله گفته اند که در انتساب متن کتاب الضعفاء به ابن غضائری تردید وجود دارد (آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٢٨٨ـ٢٨٩، پانویس ، ج ١٠، ص ٨٨ ـ٨٩) و بر اساس متن تفسیر ، ابن سیار و ابویعقوب متن را بدون واسطه از امام روایت کرده اند. همچنین در تفسیر تصریح شده است که پدران این دو بعد از مدتی سکونت در سامرا به شهر خود بازگشتند (ص ١٢) و در اسناد روایت کتاب ذکری از پدران آن دو نیست (ص ٩). بنابراین ، ذکر نام آنها در برخی روایات دیگر، سهو کاتب است (آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٢٩٢)، اما این مطلب پذیرفتنی نیست ، زیرا نام پدران ابن سیار و ابویعقوب در تمام روایات منقول از این تفسیر در آثار متعدد شیخ صدوق آمده است (برای نمونه رجوع کنید به ١٣٦١ ش ، ص ٤، ٢٤، ٣٣).
در بارة سهل بن احمد هم نجاشی (ص ١٨٦)، ضمن معرفی او، وی را از جمله کسانی دانسته که بر آنها خرده ای نیست . خطیب بغدادی (ج ٩، ص ١٢٢) تنها به تشیع سهل بن احمد و نمازگزاردن شیخ مفید (متوفی ٤١٣) بر جنازة وی اشاره کرده است که این مطلب بر جلالت مکان وی در بین امامیه دلالت دارد.
نکتة جالب توجه دیگر قرار داشتن پدر ابن غضائری در طریق روایت تفسیر با همین سلسله سندِ متداول است (مجلسی ، ج ١٠٥، ص ٧٨).
برخی گفته اند که طریق شیخ صدوق در روایت این تفسیر، متعدد است ، زیرا در مواردی به جای محمدبن قاسم استرآبادی از محمدبن علی استرآبادی ، در طریق خود از دو راویِ تفسیر ، یاد کرده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ، ١٤١٧، ص ٢٤٠؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٢٨٦، پانویس ). بعید نیست که این دو، یکی بوده باشند، زیرا ذکر نام جد به جای پدر متداول بوده است .
همچنین ذکر شده که حسن بن خالد برقی تفسیری در ١٢٠ جزء به املای امام حسن عسکری نگاشته است (ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، ص ٣٤)، اما شیخ طوسی (متوفی ٤٦٠؛ ص ٤٦٢) حسن بن خالد برقی را جزو کسانی دانسته که ائمه را درک نکرده و از آنان به طور غیرمستقیم روایت کرده اند. محدّث نوری (متوفی ١٣٢٠؛ ج ٥، ص ١٨٨)، با استناد به گفتة ابن شهرآشوب (متوفی ٥٨٨)، قاطعانه تفسیر برقی را طریق دیگر روایت متن تفسیر امام عسکری دانسته است ، اما مشکل پذیرش این قول این است که هیچ روایتی از این تفسیر وجود ندارد که نام برقی در آن ذکر شده باشد. همچنین آقابزرگ طهرانی (ج ٤، ص ٢٨٣ـ ٢٨٥) اشاره کرده که مراد از عسکری در قول ابن شهرآشوب ،
امام هادی علیه السلام است و حسن بن خالد نمی تواند از
راویان امام حسن عسکری باشد (قس تستری ، ج ٣، ص ٢٢٨). در فهرست نسخه های عکسی و ریز فیلمهای کتابخانة سیدعبدالعزیز طباطبائی (متوفی بهمن ١٣٧٤) در قم ، سه نسخه با عنوان تفسیر نگاشتة ابوعلی حسن بن خالد برقی معرفی شده است (طیار مراغی ، ص ١٤٣٦، ١٤٤٠، ١٤٨٩)؛ اما با مراجعة نویسندة مقاله و رؤیت نسخه ها مشخص شد که آنها همین تفسیر منسوب به امام حسن عسکری و با همین سلسله سندِ متداول اند و دلیلی برای انتساب این نسخه ها به برقی ، حداقل در این نسخه ها، وجود ندارد.
پس از شیخ صدوق ، ابومنصور احمدبن علی طبرسی در کتاب احتجاج ضمن معرفی منابع خود از تفسیر امام حسن عسکری یاد کرده ، اما به عدم اشتهار آن اشاره نموده و به این دلیل ، سند روایت کتاب را به طور کامل آورده است (ج ١، ص ٦ـ ٨). سعیدبن هبة اللّه قطب راوندی (ج ٢، ص ٥١٩ ـ٥٢١) نیز از این تفسیر ، بدون اشاره به نام آن ، مطلبی نقل کرده است . ابن شهرآشوب نیز از این تفسیر ، با تصریح به نام آن ولی بدون ذکر سند، مطلبی آورده است ( مناقب ، ج ١، ص ٩٢). عبدالجلیل قزوینی ، که در حدود ٥٦٠ کتاب نقض را می نوشته ، از جمله تفاسیر مشهور امامی به تفسیری با عنوان تفسیر امام حسن عسکری اشاره کرده ، اما چون از این تفسیر مطلبی نقل نکرده است ، نمی توان به طور حتم مقصود وی را همین تفسیر موجود دانست ( رجوع کنید به ص ٢١٢، ٢٨٥).
محقق کرَکی (متوفی ٩٤٠) و شهیدثانی زین الدین بن علی عاملی (متوفی ٩٦٥) در اجازات خود، در شمار کتبی که اجازة روایت آن را داده اند، حدیثی را از این تفسیر با ذکر طریق خود به آن آورده اند (مجلسی ، ج ١٠٥، ص ٧٧ـ٧٩، ١٦٩ـ١٧٠). در میان فقهای معاصر امامی ، شیخ محمدجواد بلاغی * (متوفی ١٣٥٢ش ) ضمن رساله ای از نادرستی انتساب این تفسیر به امام حسن عسکری علیه السلام سخن گفته و متن را مجعول دانسته است ( رجوع کنید به استادی ، ص ١٦١ـ١٨٤). آیت اللّه خوئی (ج ١٢، ص ١٤٧) و شیخ محمدتقی تستری (ج ٧، ص ٥٥٨) نیز با او هم رأی اند. با این حال ، مطالبی در این تفسیر وجود دارد که معمولاً فقها آن را پذیرفته اند. برای نمونه می توان به حدیث مشهور در بیان اوصاف فقهایی که می توان از آنها تقلید کرد اشاره نمود ( التفسیر المنسوب الی الامام ابی محمد الحسن بن علی العسکری ، ص ٣٠٠؛
نیز رجوع کنید به طباطبائی یزدی ، ج ١، ص ٩ـ١٠، باب التقلید، مسئلة ٢٢ و شروح این کتاب ذیل همان مسئله ). گزارش تقریباً کاملی از اقوال علمای امامیه در بارة این تفسیر را استادی (ص ١٨٦ـ ٢١٥) آورده است .
نسخه های خطی متعددی از این تفسیر موجود است ( رجوع کنید به بکائی ، ج ٥، ص ١٩٠٤ـ ١٩٠٥؛
سزگین ، ج ١، جزء ١، ص ٩٥ـ ٩٦). متن تفسیر به فارسی ترجمه شده است (آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٨٩ ـ٩٠). قدیمترین ترجمة فارسی موجود آن ، آثارالاخیار نام دارد که ترجمة ابوالحسن علی بن حسن زواره ای (متوفی ٩٨٤) و ترجمة تمام متن موجود است (قس بکائی ، ج ١، ص ٢). قدرت اللّه حسینی شاهمرادی نیز سورة فاتحة این تفسیر را با عنوان تفسیر فاتحه الکتاب از امام حسن عسکری سلام اللّه علیه و پژوهشی پیرامون آن (تهران ١٤٠٤) با مقدمه ای مبسوط در اثبات و ثاقتِ تفسیر، ترجمه و منتشر کرده است . سیدحسین بهریلوی (بریلوی ؛
متوفی ١٣٦١) این تفسیر را به زبان اردو ترجمه کرد و با عنوان آثار حیدری به چاپ رساند (بکائی ، ج ١، ص ٣). متن عربی تفسیر چند بار چاپ شده است ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٢٩٢؛
بکائی ، ج ٥، ص ١٩٠٤). این کتاب ، بر اساس شش نسخة خطی و به کوشش سیدمحمدباقر ابطحی ، در ١٤٠٩ در قم چاپ انتقادی شد.
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) ابن بابویه ، الامالی ، قم ١٤١٧؛
(٣) همو، التوحید ، چاپ هاشم حسینی طهرانی ، قم ?( ١٣٥٧ ش ) ؛
(٤) همو، معانی الاخبار ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٣٦١ ش ؛
(٥) همو، من لایحضره الفقیه ، قم ١٤١٣؛
(٦) ابن جوزی ، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٧) ابن شهرآشوب ، معالم العلماء ، نجف ١٣٨٠/ ١٩٦١؛
(٨) همو، مناقب آل ابی طالب ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم ( بی تا. ) ؛
(٩) رضا استادی ، رسالة اخری حول التفسیر المنسوب الی الامام العسکری علیه السلام در الرسائل الاربعة عشرة ، چاپ رضا استادی ، قم : مؤسسة النشر الاسلامی ، ١٤١٥؛
محمدحسن بکائی ، کتابنامة بزرگ قرآن کریم ،
(١٠) تهران ١٣٧٤ ش ـ ؛
(١١) تستری ؛
حسن بن علی (ع )، امام یازدهم ، التفسیر
(١٢) المنسوب الی الامام ابی محمدالحسن بن علی العسکری ، چاپ محمدباقر ابطحی ، قم ١٤٠٩؛
(١٣) خطیب بغدادی ؛
(١٤) خوئی ؛
(١٥) سعید رضوی ، «نگاهی به تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام »، فصلنامة پژوهشهای قرآنی ، ش ٥ ـ٦ (بهار و تابستان ١٣٧٥)؛
(١٦) فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج ١، جزء ١، نقله الی العربیة محمود فهمی حجازی ، ریاض ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٧) محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی ، العروة الوثقی ، بیروت ١٤٠٩؛
(١٨) احمدبن علی طبرسی ، الاحتجاج ، چاپ ابراهیم بهاری و محمد هادی به ، قم ١٤١٣؛
(١٩) محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف ١٣٨٠/١٩٦١؛
(٢٠) محمود طیارمراغی ، «فهرست نسخه های عکسی و میکروفیلم های کتابخانة محقق طباطبائی »، در المحقق الطباطبائی فی ذکراه السنویة الاولی ' ، ج ٣، قم : آل البیت ، ١٤١٧؛
(٢١) عبدالجلیل قزوینی ، نقض ، چاپ جلال الدین محدّث ارموی ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(٢٢) حسن بن یوسف علامه حلّی ، رجال العلامة الحلّی ، چاپ محمدصادق بحرالعلوم ، نجف ١٣٨١/١٩٦١، چاپ افست قم ١٤٠٢؛
(٢٣) سعیدبن هبة اللّه قطب راوندی ، الخرائج و الجرائح ، قم ١٤٠٩؛
(٢٤) مجلسی ؛
(٢٥) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسوی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧؛
(٢٦) حسین بن محمدتقی نوری ، خاتمة مستدرک الوسائل ، قم ١٤١٥ـ١٤٢٠.
/ محمدکاظم رحمتی /