دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٦٠
بَدرَه (٢) ، شهر کوچکی در عراق ، مرکز قضای (شهرستان ) بدره . در استان (لواء) واسط در عراق ، در ١٣٠ کیلومتری شمال شرقی شهر کوت (مرکز واسط )، در کنار درّه بزرگی واقع است . زَرباطیَه ، از آبادیهای بزرگ آن ، نزدیک مرز ایران قرار دارد.
اراضی این شهر از رود گَلال (گلال پیرمحمد) آبیاری می شود که سرچشمة آن در دامنه های کبیرکوه در ایران است و قسمت سفلای آن به نامهای کَنْجان چَم ، گاوی و چَنْگوله خوانده می شود. این رود پس از گذشتن از بخش مهران وارد خاک عراق می شود.
محصول مهم بدره غلات است و باغهای میوه و نخلستانهای زیادی دارد. جمعیت آن در ١٣٢٩ ش /١٩٥٠، حدود شش هزار تن بود که تقریباً همگی شیعة اثنی عشری و آمیزه ای از اقوام عرب و لُر بودند، ظاهراً تاکنون تغییرات عمده ای از لحاظ جمعیتی نداشته است .
پیشینه . ظاهراً بدره از نام شهر تاریخی ایرانی ، بادَرایا (برگرفته از نام قبیلة بَیتَ درایا) آمده است ( د. اسلام ، ذیل «بدره »). به نوشتة نولدکه (ص ٣٦٤ـ٣٦٥) خسروانوشیروان (حک : ٥٣١ـ٥٧٩ م ) اسرای انطاکیه را در بادرایا (یکی از پنج تسوگ رومیه ، واقع در یک میلی جنوب تیسفون ) ساکن کرد. ابن خرداذبه (ص ٧)، بادرایا را یکی از پنج طسّوج کورة استان بازیجان خسرو دانسته و قدامة بن جعفر (ص ٢٣٥)، طسوج بادرایا و باکُسایا * را جزو استان اَرَنْدین کَرْد ضبط کرده است . راه دوطسوج بادرایا و باکسایا از شهر مبارک واقع در طرف شرقی (دجله ) می گذشت (یعقوبی ، ص ٣٢٢). مقدسی (ص ٢٥٨)، بادرایا و طسوج باکسایا را، در دورة قباد ساسانی ، یکجا ذکر کرده است . یاقوت (ج ١، ص ٤٥٩)، در قرن هفتم ، بادرایا را شهری در طسوج نهروان و میان بَنْدَنیجین (بند نیکان ) و نواحی واسط معرفی کرده که خرمای خشک آن مشهور بوده است . یک قرن بعد، حمدالله مستوفی (ص ٣٩) بادرایا و باکسایا را قصبه ای از توابع بیات نام برده و افزوده که در بادرایا خرما فراوان است . به نوشتة رهربرن ، در زمان سلطان محمد خدابنده (حک : ٩٨٥ـ ٩٩٦) بدره و چند جای دیگر زیر سلطة حکام لُرِ تابع حکومت صفوی بود و در ١٠٤٩، طبق قرار داد صلحی به دولت عثمانی واگذار شد (ص ١٣،١٢٣). مقارن حملة نادر به بغداد در ١١٤٥، بدره در تصرف احمدپاشا والی بغداد بوده است (قدوسی ، ص ٢٢٨ـ٢٢٩؛ حدیث نادرشاهی ، ص ١٦٥ـ١٦٦). در ١١٩٩ این شهر جزو قلمرو بابانهای کرد شمرده می شد و در ١٨٢٠ جمعیت آن به ده هزار تن می رسید (ادموندز، ص ٦٧). به نوشتة لانگریگ ، تپه های حوالی یا داخل شهر بدره آثاری از شهر قدیم بدره یا بادرایاست که بر اثر سیل و طاعون و جنگ ویران شده است ( د.اسلام ، ذیل «بدره »). همچنین به گفتة حسن امین ، در غرب بدره تپه های بزرگی به نام عَقر قرار دارد که محل خرابه های شهر قدیم بادرایاست (ج ٢، جزء ٩، ص ٥٢ ـ٥٣). در جنگ عراق و کویت (١٣٦٩ ش ) نیروی هوایی آمریکا بدره را بشدت بمباران کرد.
منابع :
(١) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک والممالک ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢) سیسیل جی . ادموندز، کردها، ترکها، عربها ، ترجمة ابراهیم یونسی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٣) حسن امین ، دائرة المعارف الاسلامیّة الشیعیّة ، ج ٢، جزء ٩، بیروت ١٣٩٤/١٩٧٤؛
(٤) حدیث نادرشاهی ، چاپ رضا شعبانی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٥) حمدالله بن ابی بکرحمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦) کلاوس میشائل رهربرن ، نظام ایالات در دورة صفویه ، ترجمة کیکاووس جهانداری ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٧) قدامة بن جعفر، کتاب الخراج ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٨) محمدحسین قدوسی ، نادرنامه ، مشهد ١٣٣٩ ش ؛
(٩) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٠) تئودور نولدکه ، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان ، ترجمة عباس زریاب ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٥٨ ش ) ؛
(١١) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(١٢) احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٣) EI , s.v. ûBadraý (by S.H. Longrigg).
/ حسین قر چانلو /