دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢١٨٤
بهارستان (٢) ، نام باغ و مجموعة بنا، و میدانی در مرکز تهران از سدة سیزدهم .
١) باغ و بنا . قدیمترین آگاهیها دربارة زمینهای این بنا به زمان فتحعلی شاه قاجار (١٢١٢ـ١٢٥٠) باز می گردد. در آن زمان باغهای بزرگ نگارستان ، بهارستان و نظامیه در حوالی میدان بهارستانِ کنونی (رجوع کنید به ادامة مقاله ) قرار داشت (انوار، ص ٤٢). مالک باغ بهارستان ، محمد حسن خان سردار، آن را به علیخان حاجب الدوله مقدم مراغه ای (متوفی ١٢٨٥) فروخت . علیخان این باغ را گرو گذاشت و چون دیون خود را نپرداخت ، باغ به میرزاحسین خان قزوینی ، مشیرالدوله سپهسالار اعظم (١٢٤١ـ ١٢٩٨) فروخته شد (همان ، ص ٤٢ـ٤٣). در ١٢٩٣، میرزا مهدی خان شقاقی ، ممتحن الدوله (١٢٦٣ـ١٣٤٢)، طراحی بنای کاخی را در این باغ به عهده گرفت (ممتحن الدوله ، ص ٢٥٨؛ برای بناهای دیگر این مجموعه رجوع کنید به سپهسالار * ، مسجد و مدرسه ). به نظر می رسد که سپهسالار در ساختن این بنا، علاوه بر استفادة شخصی ، هدفهای دیگری نیز در نظر داشته است .
ناظم الاسلام کرمانی (ج ١، ص ١٤٢) طرح و فضاسازی بهارستان را مؤید این نکته دانسته است . دهخدا (ذیل «حسین سپهسالار»)، به شباهت فوق العادة این بنا با عمارت مجلس عثمانی در همان سالها اشاره می کند.
بنای کاخ بهارستان در ١٢٩٦ (ماده تاریخ : باغ ارم ) به پایان رسید. کتیبة سردر کاخ که تاریخ اتمام بنا بر روی آن نوشته شده ، اکنون در کتابخانة مجلس موجود است . همسر سپهسالار، قمرالسلطنه ماه تابان خانم (متوفی ١٣٠٩)، بر ساختن آن بویژه اتاقهای اندرونی و اقامتگاه زمستانی نظارت داشت (سازمان اسناد ملی ایران ، ص ٢٦٩ـ٢٧٠؛ انوار، ص ٤٤). سردر بنا دو سال بعد، به دستور سپهسالار و با نظارت بواتال و به سرپرستی استاد غلام و سنگتراشی میرزا علی اکبر، ساخته شد (وحیدنیا، ص ٤٧٩؛ اصل نامه حاوی اطلاعات مذکور در موزة مجلس موجود است ). سپهسالار در همان سال درگذشت و چون فرزندی نداشت ، عمارت و باغ مذکور بدون تشریفات ضبط شد و در اختیار ناصرالدین شاه (حک :١٢٦٤ـ١٣١٣) قرار گرفت . ناصرالدین شاه ، یحیی خان معتمدالملک (بعدها مشیرالدوله ) برادر سپهسالار، را مأمور نگاهداری آن کرد، و او تصرفی نیمه مالکانه نیمه مباشرانه بر بهارستان یافت (مستوفی ، ج ١، ص ٤٩٩؛ در یادداشتهای ناصرالدین شاه ، از آن به عنوان خانة مشیرالدوله سخن می رود رجوع کنید به ص ٢٤ـ٢٥) اما همسر سپهسالار همچنان تا هنگام مرگ در اندرونی بهارستان سکونت داشت . در شمال غربی بنا نیز، وزارت عدلیه زیر نظر یحیی خان مشغول به کار بود (انوار، همانجا؛ در نقشة نجم الدوله از تهران این بخش مشخص شده است ). از عمارت بهارستان برای پذیرایی شخصیتهای برجستة خارجی یا ولیعهد، هر گاه که از تبریز به تهران می آمد، استفاده می شد (مستوفی ، همانجا). اما بر خلاف گفتة عبدالله مستوفی ، ناصرالدین شاه نبود که برای به فراموشی سپردن خاطرة سپهسالار بر این عمارت نام بهارستان نهاد، بلکه از همان ابتدا این باغ و عمارت بهارستان نامیده شد که هم وزنِ نگارستان ، باغ سلطنتی مجاور آن ، بود (انوار، همانجا). شاه ، پس از مرگ قمرالسلطنه ، اندرونی بهارستان را برای اقامت در اختیار داماد خود غلامعلی خان ، ملیجک دوم ملقب به عزیزالسلطان ، و همسر او اخترالدوله نهاد (مستوفی ، ج ١، ص ٤٩٨؛ اعتمادالسلطنه ، ص ٩٦١). عزیزالسلطان نام بهارستان را به عزیزیه (به تقلید از نام نظامیه ، باغ جنوبی بهارستان ) تغییر داد و اضافاتی هر چند بیقواره در آن پدید آورد (انوار، همانجا). در این دوره ، نمای اصلی بهارستان به صورت بافتهای جناغی ـ حصیری خفته و راسته ، بدون ستون و با تزیینات گچی ساده بود که الگوهای رایج معماری ایرانی نظیر چلیپا و شکم دریده ، سه دری و... در آن به چشم می خورد (مهندسین مشاور باوند، ج ١، ص ٥١، ٧٠، ج ٢، ص ٤٦).
پس از پیروزی انقلاب مشروطیت و انعقاد مجلس ملی ، مجلس که ابتدا در عمارت طاقنمای دربار (تقی زاده ، ج ١، ص ٣٤٤) و سپس در مدرسة نظام (هدایت ، ص ١٤٢) تشکیل می شد، به سبب تنگی جا، در ٢٩ شعبان ١٣٢٤ به بهارستان منتقل و این عمارت دارالشورای ملی شد (وحیدنیا، ص ٤٧٦؛ انوار، ص ٤٥) و عبارت «عدل مظفّر» ماده تاریخ تأسیس مجلس ، به خط رقاع میرزا کلهر (متوفی ١٣١٠) و به آب طلا همراه لوح مدور «دارالشورای ملی ایران »، بر سر در آن نصب شد (وحیدنیا، همانجا؛ هدایت ، ص ١٤٤؛ تفرشی حسینی ، ص ٢٠٦؛ قس ایرانیکا ، ذیل مادّه ). جلسات مجلس نیز در تالار آینة جنوبی بهارستان تشکیل می شد که با تمهیداتی ، وکلا، روحانیون و تماشاچیان از یکدیگر جدا شده بودند (تقی زاده ، ج ١، ص ٣٥٥ـ٣٥٦). سید حسن مدرس (شهادت ١٣١٦ ش ) نیز باغ را از عزیزالسلطان خرید و وقف مجلس کرد (انوار، همانجا). گرچه بهارستان در شوال ١٣٢٥ شاهد حضور محمد علی شاه و سوگند وفاداری او به قانون اساسی بود (فریدالملک همدانی ، ص ٢٨٤)، اما در ٢٣ جمادی الاولی ١٣٢٦ به دستور وی لیاخوف با استقرار شش عراده توپ ، این عمارت را به گلوله بست (مامونتوف ، ص ٧٩ـ٨٢). در جریان این واقعه بیشتر ساختمانهای غرب باغ بهارستان که بعدها چاپخانة مجلس گردید، آسیب دید (مصطفوی ، ج ١، ص ١٠٥). حوضخانة بهارستان به آخور اسبان بدل گشت (مامونتوف ، ص ٣٠) و تمام وسایل و اوراق غارت شد (تقی زاده ، ج ١، ص ٣٦٥). به نوشتة ملیجک (ج ٢، ص ١١٣٠، ١٢٤٨)، تنها چند روزی پس از به توپ بستن بهارستان تمامی سنگهای مرمر، حوض و در و پنجره ها به غارت رفته بودند. این ویرانی و دستگیریها و کشتارهای متعاقب چنان بود که مردم تهران اجتماع کلاغها را در باغ بهارستان نشانة عزاداری می دانستند (همان ، ج ٢، ص ١٣٥٤).
پس از فتح تهران و تسخیر عمارت بهارستان ، مجاهدان آن را مقرّ شورای انقلاب کردند (همان ، ج ٢، ص ١٥٥٦) و بار دیگر بهارستان در اختیار مشروطه طلبان و هدف گلوله های توپی قرار گرفت که از قصر قاجار به سوی آن نشانه می رفت (تفرشی حسینی ، ص ٢١٥). با بازگشت آرامش ، نیروهای مردمی بسرعت به مرمت بهارستان پرداختند (ملیجک ، ج ٢، ص ١٣٨٦)، چنانکه شرکت در این بازسازی ، نوعی تظاهر سیاسی به سود مشروطه خواهی محسوب می شد. سرپرستی این کار با ارباب کیخسرو (متوفی ١٣١٩ ش )، شیخ حسن خان معمار و برادرش حسین خان بود که با هنرمندی و بدون آنکه سقف آینة حوضخانه کمترین آسیبی ببیند، آن را به انجام رساندند (ملکزاده ، ج ٦، ص ١٢٨٦).
در فاصلة سالهای ١٢٩١ـ١٣٠٢ ش در قسمت شرق حوضخانة بهارستان ، کتابخانة مجلس شورای ملی برقرار شد (ایران . مجلس شورای اسلامی ،ص ١٦). در روزگار پهلوی ، بویژه دورة پهلوی اول (١٣٠٤ـ١٣٢٠ ش )، عمارت بهارستان دستخوش دگرگونیهای بسیار شد: در ١٣٠٣ ش ، در غرب بنای اصلی ، استاد جعفرخان معمارباشی به پیروی از معماری آن روز تهران و با وام گیری عناصری از معماری اروپایی ، بنایی آجری با تزیینات مفصل ساخت (مهندسین مشاور باوند، ج ١، ص ٩، ج ٢، ص ٤٨). در ١٨ آذر ١٣١٠، در بهارستان آتش سوزی نسبتاً وسیعی رخ داد که از اتاق جنب اتاق جلسات خصوصی ، درست در وسط عمارت آغاز شد و تالار زیبای آینه و سرسرای مجلس ، اتاق بزرگ تنفس و نقاشیهای دورة قاجاری را از میان برد ( اطلاعات ، ش ١٤٨٨، ص ١؛ مهندسین مشاور باوند، ج ١، ص ١٤؛ عاقلی ، ج ١، ص ١٨٥). این آتش سوزی بهانة تغییراتی شد که چهرة بهارستان را بکلی دگرگون کرد (مهندسین مشاور باوند، همانجا). این بار بازسازی بهارستان را ارباب کیخسرو با طراحی مهندسی فرانسوی به نام فورد بر عهده گرفت (همانجا) و جبهة جنوبی را با دستیاری بوریس نامی طراحی کرد (همان ، ج ١، ص ٥٢) که نمایی ستوندار و متکلّف («باروک ایرانی »؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به سمیعی ، ص ٢٣ـ٢٤) به شیوة معماری اروپایی و شاید به تقلید از مجلس فرانسه بود (مهندسین مشاور باوند، ج ١، ص ١٥). در بهار ١٣١٣، سردر پیشین بهارستان را برای عبور اتومبیل ویران کردند (وحیدنیا، ص ٤٧٩؛ مهندسین مشاور باوند، ج ١، ص ١٦). این تغییرات ، مقدمة ورود عناصر فراوان معماری اروپایی بود (مهندسین مشاور باوند، ج ١، ص ٥٢)، از جمله استفاده از تزیینات فلزی درِ ورودی ، دستگیره ها و فِرفُورژه های پنجره ها در فاصلة سالهای ١٣١١ـ ١٣١٥ ش و تزیینات گچی بیرونی و سنگی به صورت کنده کاری (همان ، ج ١، ص ٥٢، ٦٠ـ٦١). در ١٣١٥ ش ، نمای شمالی بهارستان متأخر از معماری دورة هخامنشی و در فضای باستانگرایی غالب در دورة پهلوی اول ، ناهماهنگ با اجزای دیگر بنا، به طراحی حسن طاهرزاده ، با ستونهایی که بیشتر مناسب فضای داخلی و تقلیدی
از ستونهای آپادانا بود، ساخته شد (همان ، ج ١، ص ١٦، ٥٣) که سرستونهای گاوشکل آن طلیعة باستانگرایی دورة رضا شاهی بود (سمیعی ، ص ٥٣). بدین ترتیب ، بهارستان به صورت ملغمه ای از عناصر معماری بر جا مانده از دورة قاجار، معماری تقلیدی از اروپا و معماری نئوکلاسیک و باستانگرای ایران درآمد.
در دورة پهلوی دوم (١٣٢٠ـ١٣٥٧ ش ) بویژه از دهة چهل شمسی به بعد، دوره ای از ساخت و ساز، تخریب ، مرمت و الحاق در بهارستان آغاز شد که به سبب فقدان مدارک کتبی و ثبت نشدنِ چند و چون آن ، به خوبی قابل بررسی و تاریخگذاری نیست . مهمترین این تغییرات در فضای داخلی و به سبب افزایش شمار نمایندگان بود (مهندسین مشاور باوند، ج ١، ص ٢٢ـ٢٣). پس از ١٣٤٧ ش ، موجی از تزیینات داخلی ، عمدتاً گچکاری و آینه کاریِ پیشانی پلکان سرسرای ورودی ؛ مسدود کردن برخی فضاها و الحاق فضاهای جدید از جمله بانک در ضلع غربی بهارستان رخ داد (همان ، ج ١، ص ٢٤، ٣٠، ٥٣). به طور کلی در این دوره بر اثر ساده انگاری در مرمت بنا و حذف و الحاق بخشهایی که تدابیر ویژه ای برای بازسازی آنها لازم بود، بهارستان صدمات بسیار دید. برای نمونه درهای ملیله و منبّت کاری و معرّق آن زیر لایه ای از رنگ و بتونه (بطانه ) مدفون شد (تقی زاده مطلق ، ص ١٣٥).
در ١٣٥٦ ش بهارستان را در فهرست بناهای تاریخی ثبت کردند (مهندسین مشاور باوند، ج ٢، ص ٥٠). پس از انقلاب اسلامی این بنا مدتی متروک ماند. در حملات موشکی به تهران در جریان جنگ ایران و عراق ، بر اثر موج انفجار، سقف غلام گردشِ سرسرای ورودی بهارستان فرو ریخت (همان ، ج ١، ص ٣٠). در آذر ١٣٧٣، بار دیگر آتش سوزی وسیعی در بهارستان رخ داد (تقی زاده مطلق ، ص ١٣٤؛ اطلاعات ، ش ٢١١٢٨، ص ٢). در آبان ١٣٧٥، بازسازی بهارستان و مجموعة گرداگرد آن آغاز شد، که با توجه به ویژگیهای اصلی بنا، کاربریهایی چون ایجاد فضاهایی برای نمایشگاه ، پذیرایی از بازدیدکنندگان و مهمانان رسمی رئیس مجلس ، برپایی اجتماعات و بخش اداری برای نظارت بر این فعالیتها در برنامة کار قرار گرفت (مهندسین مشاور باوند، ج ٢، ص ٥٢ ـ٥٣). در مرداد ١٣٧٦، بیش از نیمی از مساحت محلهای ویران بازسازی شده و مرحلة دوم مرمت در شرف آغاز بوده است ( اطلاعات ، ش ٢١١٢٨، همانجا).
٢) میدان . میدان بهارستان در غرب بنای بهارستان و انتهای خیابان جمهوری (شاه آباد سابق ) واقع است (شهری باف ، ج ٦، ص ٣٧٨). این خیابان و خیابان اکباتان در غرب و خیابانهای بهارستان و شهید مصطفی خمینی در شرق میدان قرار دارد. در روزگار فتحعلی شاه ، در حوالی آن مراسم شتر قربانی انجام می شد (بنجامین ، ص ٢٨٣) اما از روزگار مشروطیت ، این میدان شاهد برخی از مهمترین رویدادها در تاریخ معاصر ایران بوده است ؛ از جمله برگزاری اولین جشن ملی در نخستین سالگرد مشروطیت با حضور جمع کثیری از مردم تهران در پانزده جمادی الا´خرة ١٣٢٥ (فریدالملک همدانی ، ص ٢٧٦)، ترور اتابک در ٢١ رجب ١٣٢٥ (اعظام قدسی ، ج ١، ص ١٧٢ـ١٧٣) و به دار آویختن شیخ فضل الله نوری در سیزده رجب ١٣٢٧ (سعیدنیا، ص ٣٩). در جریان اولتیماتوم روسها (١٣٢٨) نیز بهارستان صحنة تظاهرات بانوان در مخالفت با تسلیم در برابر آن بود (همانجا).
نخستین اقدام جدی برای محوطه سازی میدان بهارستان در سالهای پس از مشروطیت در ریاست منطق الملک ، رئیس بلدیة تهران ، انجام شد. به دستور او اطراف میدان درختکاری و برای آبیاری فضای سبز آن ، یکی دو حوض احداث شد (مستوفی ، ج ٣، ص ٢٣٧).
در اواخر دورة قاجار، بهارستان در جریان جمهوریخواهی سردار سپه شاهد تظاهراتی بر ضدّ جمهوری رضاخانی بود (هدایت ، ص ٣٦٦؛ مستوفی ، ج ٣، ص ٥٩٧؛ عاقلی ، ج ١، ص ١٣١، ١٤٠). پس از استقرار حکومت پهلوی ، مجسمه ای از رضاشاه در میدان بهارستان نصب شد (شهری باف ، ج ٣، ص ٣٥٣). میدان بهارستان ، که در این دوره مجلس و شاه آباد نیز نامیده می شد، به صورت گردشگاهی درآمد و بویژه لقانطة (رستوران ) جنوب آن معروف بود (همان ، ج ١، ص ٣٥٣، ٣٥٥، ج ٣، ص ٢٢٤ـ ٢٢٥). در ١٣١٦ ش مجسمه ای معروف به «فرشتة آزادی » که از ماترک سردار اسعد بختیاری برای مجلس خریداری شده بود، در صحن مجلس (جنوب ساختمان ) نصب گردید (هدایت ، ص ٤٢١؛ بلاغی ، ج ٢، ص ٩٤). همزمان با بازشدن فضای سیاسی ایران و سپس اوجگیری مبارزات برای ملی شدن صنعت نفت ، میدان بهارستان شاهد تظاهرات متعدد سیاسی بود (عاقلی ، ج ١، ص ٢٥٠، ٣١٩؛ هدایت ، ٤٦٥؛ معتضد، ج ٢، ص ٥٩٠). حضور محمد مصدق نخست وزیر ایران در مهر ١٣٣٠ پس از خودداری نمایندگان مخالف او از تشکیل جلسة مجلس و ایراد نطق (عاقلی ، ج ١، ص ٣٢٨)، تظاهرات خونین سی تیر ١٣٣١ (همان ، ج ١، ص ٣٣٧)، اجتماع مردم پس از فرار محمدرضاشاه به عراق و سخنرانی حسین فاطمی ، وزیر امور خارجه ، برای لغو نظام سلطنتی در ١٣٣٢ ش (همان ، ج ١، ص ٣٥١)، تظاهرات فرهنگیان در ١٣٤٠ ش که منجر به قتل عبدالحسین خانعلی شد (همان ، ج ٢، ص ١٢٣)، ترور حسنعلی منصور در بهمن ١٣٤٣ (همان ، ج ٢، ص ١٨٢) و سرانجام تظاهرات هواداران قانون اساسی در ١٣٥٧ ش در آستانة انقلاب اسلامی (همان ، ج ٢، ص ٣٩٩) که واپسین حرکت سیاسی جناحهای هوادار سلطنت در ایران محسوب می شود، از جمله وقایع درخور اهمیتی است که در میدان بهارستان اتفاق افتاد.
در آذر ١٣٧٥، مجسمه ای برنزی از سیدحسن مدرّس * ، به ارتفاع سه متر، کار ملک دادار گروسیان و نادر قشقایی ، در وسط میدان نصب شد (رجوع کنید به مشخصات نوشته شده بر پایة مجسمة مدرس در بهارستان ).
منابع :
(١) اطلاعات ، ش ١٤٨٨، ١٨ آذر ١٣١٠، ش ٢١١٢٨، ٢٨ مـرداد ١٣٧٦؛
(٢) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٣) حسن اعظام قدسی ، خاطرات من ، یا، روشن شدن تاریخ صدساله ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٤) عبدالله انوار، «باغ سردار» در کتاب تهران ، ج ١، گردآوری سیما کوبان ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٥) ایران . مجلس شورای اسلامی . کتابخانه ، موزه و مرکز اسناد، تاریخچه کتابخانة مجلس : اولین کتابخانة رسمی کشور ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٦) عبدالحجه بلاغی ، تاریخ تهران ، قم ١٣٥٠ ش ؛
س .ج . و. بنجامین ، ایران و ایرانیان : عصرناصرالدین شاه ، ترجمة
(٧) محمدحسین کردبچه ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٨) احمد تفرشی حسینی ، روزنامة اخبار مشروطیت و انقلاب ایران ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥١ ش ؛
(٩) حسن تقی زاده ، مقالات تقی زاده ، ج ١: تحقیقات و نوشته های تاریخی ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(١٠) محمد تقی زاده مطلق ، «مجلس شورای ملّی سابق بازسازی و مرمت می شود»، معماری و شهرسازی ، دوره ٦، ش ٣٦ و ٣٧ (مهر ـ آبان ـ آذر ـ دی ١٣٧٥)؛
(١١) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ ١٣٥٩ ش ؛
(١٢) سازمان اسناد ملی ایران ، تلگرافات عصر سپهسالار: خط تبریز ٩٦ـ١٢٩٥ ، چاپ محمود طاهری احمدی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٣) احمدسعیدنیا، «تهرانِ پایتخت »، در کتاب تهران ، ج ٥ و ٦، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٤) سیروس سمیعی ، ستونها و سرستونهای بناهای تهران ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١٥) جعفر شهری باف ، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ؛
(١٦) باقر عاقلی ، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی ، تهران ١٣٦٩ـ١٣٧٠ ش ؛
(١٧) محمدعلی فریدالملک همدانی ، خاطرات فرید ، چاپ مسعود فرید (قراگزلو)، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(١٨) ن . پ . مامونتوف ، بمباران مجلس شورای ملّی در سال ١٣٢٦ هجری قمری ، حکومت تزار و محمدعلی شاه ، ترجمة شرف الدین قهرمانی ، چاپ همایون شهیدی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٩) عبدالله مستوفی ، شرح زندگانی من ، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٢٠) محمدتقی مصطفوی ، آثار تاریخی طهران ، ج ١، چاپ میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٢١) خسرو معتضد، سراب جانشین پسر ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
مهدی ملکزاده ، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران ، تهران
(٢٢) ١٣٦٣ ش ؛
(٢٣) غلامعلی ملیجک ، روزنامه خاطرات عزیزالسلطان ، چاپ محسن میرزائی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢٤) مهدی ممتحن الدوله ، خاطرات ممتحن الدوله ، چاپ حسینقلی خانشقاقی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٥) مهندسین مشاور باوند، طرح مرمت و بازسازی ساختمان مجلس شورای ملی سابق ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢٦) ناصرالدین قاجار، شاه ایران ، «یادداشت های منتشر نشده روزانه ناصرالدین شاه »، چاپ پرویز بدیعی ، گنجینة اسناد: فصلنامة تحقیقات تاریخی ، سال ٧، دفتر ١ و ٢، ش ٢٥ و ٢٦ (بهار و تابستان ١٣٧٦)؛
(٢٧) محمدبن علی ناظم الاسلام کرمانی ، تاریخ بیداری ایرانیان ، چاپ علی اکبر سعیدی سیرجانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٨) سیف الله وحیدنیا، «عدل مظفر وتاریخچة آن »، وحید ، دورة ٩، ش ٣ (خرداد ١٣٥٠)؛
(٢٩) مهدیقلی هدایت ، خاطرات و خطرات ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٠) Encyclopaedia Iranica, s.v. "Baha ¦resta ¦n" (by ـ A. A. Sa ـ ¦âd ¦âS ¦ârja ¦n ¦â).
/ افسانه منفرد /