دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٤٦٢
جِبْت ، واژه ای قرآنی در اشاره به معبودی باطل و دروغین . این واژه فقط یک بار در قرآن آمده است و لغت نویسان ، مفسران و محدّثان در معنا و مصداق آن وجوه گوناگونی ذکر کرده اند. خلیل بن احمد (ج ٦، ص ٩٣، ذیل واژه )، بدون اشاره به معنای آن ، این واژه را کاهن و ساحر، و مجاهد آن را شیطان در صورت آدمی تفسیر کرده است ( رجوع کنید به هُوّاری ، ج ١، ص ٣٨٩). راغب اصفهانی (ذیل واژه ) جِبت را به معنای هر چیز پستی دانسته که خیری در آن نباشد و گفته است این واژه بر هر چیزی که غیر از خدا پرستیده شود اطلاق می گردد و ساحر و کاهن را نیز جبت می خوانند. به نوشتة ابوالبقاء در الکلیات (قسم ٢، ص ١٨١)، اصل این واژه به معنای بُت است و پس از آن در بارة هر معبودی جز خدا به کار برده شده است . جبت در مَثَل هم آمده است ، چنان که گویند: «هو شرٌّ مِنْ اصحابِ السبت و مِنَ المؤمنین بالجِبتِ» (بدتر از اصحاب سبت و مؤمنانِ به جبت ؛ زمخشری ، ١٩٧٢ـ١٩٧٣، ذیل واژه ). در کتابهای لغت ، تصریفی از این واژه و فعلی از ریشة آن به کار نرفته است . تنها در برخی دعاها جمع آن به صورت جوابیت آمده است ( رجوع کنید به طُرَیحی ، ذیل واژه ). در تفسیر طبری (ج ٥، ص ١٣٣) نیز در عبارتی جُبُوت آمده که شاید ساختة خود او باشد.
بیشتر لغت نویسان و مفسران اصل این واژه را حبشی می دانند. بنا بر قول عِکْرَمه ، جبت در لغت حبشی به معنای شیطان است ( رجوع کنید بهبخاری ، ج ٥، ص ١٨٠). به گفتة جوهری (ذیل واژه )، چون در زبان عربی ، دو حرف ج و ت بدون حروفِ ذَوْلَقیه (حروفی که مخرج آنها نوک و کناره های زبان است ، یعنی
ر، ل ، ن ) در یک واژه جمع نمی شود، جبت نمی تواند واژه ای عربی باشد (نیز رجوع کنید بهمرتضی زَبیدی ، ذیل واژه ؛ جفری ، ص ٩٩ـ١٠٠) اما جوالیقی آن را در المعرّب ذکر نکرده ، شاید به این دلیل که آن را عربی می دانسته است . برخی اصل آن را جِبْس
دانسته اند ( رجوع کنید بهراغب اصفهانی ، همانجا؛ بیضاوی ، ج ١، ص ٢٢٤). برخی دیگر این واژه را بر گرفته از قِبْط و کِبْت و اِجِبْت ، هر سه به معنای مصر، می دانند ( رجوع کنید بهشبستری ، ص ٢٤٠)، البته مستندی برای این قول ذکر نکرده اند. با وجود این ، بسیاری از اهل لغت و تفسیر اصل این کلمه را، با استناد به قول ابن عباس و سعیدبن جُبَیْر و عِکْرَمه و دیگران ، حبشی و به معنای ساحر یا شیطان دانسته اند ( رجوع کنید بهزمخشری ، ١٩٧١، ج ٢، ص ٣٧٢؛ سمین حلبی ، ج ٤، ص ٥ ـ٦؛ سیوطی ، ١٣٦٣ ش ، ج ٢، ص ١٣٢؛ همو، ١٤٠٨، ص ٤٠ـ٤١). بُستانی (ذیل واژه ) این واژه را سریانی و به معنای تو خالی دانسته که استعاره
از هر چیز پوچ و بی فایده است . شعرانی (ذیل واژه ) به ریشة عبری این واژه اشاره کرده است . به گفتة مصطفوی (ذیل
واژه )، واژة جبت تغییر شکل یافتة جابه / جابوی عبری
به معنای «متکبر بلند قامت کم خرد» است . بنابراین ، نه اسم خاص است نه نام بت و نه به معنای ساحر و کاهن ، بلکه هر متکبر بیهوده گو که با ادعای فهم یا قدرت ، مردم را به خود فراخواند جبت است .
جبت در الاصنام ابن کلبی ذکر نشده اما احمد زکی پاشا، در تکملة آن (ص ١٠٨)، جبت را نام ساحر و کاهن و بت و جبهه را نیز نام یکی از بتهای جاهلی دانسته که با مندرجات برخی کتب لغت (از جمله خلیل بن احمد؛ جوهری ، همانجاها) مطابق است . آرتور جفری (همانجا) از مارگلیوث ، خاورشناس انگلیسی ، نقل کرده که این واژه همان ¨ است که در ترجمة سبعینی تورات آمده و از ¨ به معنای حک کردن و تراشیدن گرفته شده و خود به معنای بت ، و نزدیک به معنای طاغوت است . اما جفری با رد این نظر و نامحتمل شمردن ورود مستقیم واژه ای یونانی به عربی بی آنکه در زبان سریانی از خود اثری نهاده باشد، حبشی بودن آن را که مطابق است با قول برخی لغت نویسان عرب و مفسران قرآن ، تأیید نموده و نظر دوورژاک و نولدکه را نیز شاهد آورده است .
کلمة جبت در آیة ٥١ سورة نساء به همراه طاغوت آمده است و در آن ، باورداران جبت و طاغوت سرزنش شده اند. مفسران در تعیین مراد و مصداق جبت و طاغوت در این آیه اختلاف دارند. طبری نُه وجه در این باب ذکر کرده و ٢٢ روایت در آن آورده و در پایان این قول را ترجیح داده است که دو واژة مذکور اسم خاص نیستند، بلکه هر چه جز خدا عبادت شود یا از آن اطاعت و در برابر آن کرنش شود، جبت و طاغوت است ( رجوع کنید بهج ٥، ص ١٣٠ـ ١٣٥). نظریة طبری منافی این قول نیست که واژه های جبت و طاغوت در این آیه ، نام دو بت قریش اند، چنان که تأمل در معنای هفت آیة دیگری که واژة طاغوت در آنها به کار رفته ( رجوع کنید بهبقره : ٢٥٦ـ٢٥٧؛ نساء: ٦٠، ٧٦؛ مائده : ٦٠؛ نحل : ٣٦؛ زمر: ١٧) رأی طبری را تأیید می کند و برای روشن شدن مراد از جبت در آیة ٥١ سورة نساء سودمند است (از جمله رجوع کنید به بقره : ٢٥٧؛ نساء: ٧٦)، طوسی (ج ٣، ص ٢٢٣ـ٢٢٤)، در بارة معنای جبت و طاغوت در آیة ٥١ سورة نساء، پنج وجه ذکر کرده است : ١) آنها دو بت بودند یا یهودیانی بودند که برای همراهی با قریش در مقابله با حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله و سلم بتهای آنها را می پرستیدند، ٢) جبت بت است و طاغوت ترجمان و سخنگوی آن ، ٣) جبت ساحر است و طاغوت شیطان ، ٤) جبت ساحر است و طاغوت کاهن ، ٥) جبت ، حُیَیّبن اَخْطَب است و طاغوت ، کعب بن اشرف . وی نیز در آخر از قول زَجّاج و فَرّاء و بلخی هر معبودی جز خداوند را جبت معرفی کرده است .
مفسران دیگری نیز مراد از جبت و طاغوت را در این آیه حُیَیّبن اَخْطَب و کَعْب بن اَشْرَف دانسته اند ( رجوع کنید به طبری ، ج ٥، ص ١٣١ـ١٣٣؛ ابوالفتوح رازی ، ج ٣، ص ٤٠٩؛ سیوطی ، ١٤٢١، ج ٢، ص ٥٢٨). بیشتر مفسران گفته اند آیة ٥١ سورة نساء در بارة کعب بن اشرف ، از بزرگان یهود خیبر، نازل شد که پس از جنگ اُحد همراه با حیَیّبن اخطب و هفتاد تن از یهودیان به مکه رفتند تا برضد رسول خدا با مشرکان پیمان ببندند. اهل مکه گفتند ما به شما اطمینان نداریم و هم پیمانی با ایشان
را بر سجدة آنان در برابر دو بت از بتهایشان مشروط کردند.
پس از سجدة آن دو (یا تنها کعب بن اشرف ) در برابر آن دو بت ، مشرکان از ایشان پرسیدند آیا ما که حاجیان را اطعام و سقایت می کنیم و اسیران را آزاد می سازیم راه راست را بهتر یافته ایم
یا محمد که از دین نیاکان خود روی گردانده است ؟ کعب بن اشرف پاسخ داد شما به راهی راست تر از راه محمد رهنمون هستید ( رجوع کنید به طبری ، ج ٥، ص ١٣٤؛ طوسی ، ج ٣، ص ٢٢٣؛ واحدی نیشابوری ، ص ١٠٨ـ ١٠٩؛ طبرسی ، ج ٣، ص ٩١ـ٩٣؛ فخر رازی ، ج ١٠، ص ١٢٨ـ ١٢٩؛ نظام الاعرج ، ج ٢، ص ٤٢٦؛ ابن کثیر، ج ١، ص ٤٨٥ـ ٤٨٦؛ ابن عادل ، ج ٦، ص ٤٢١؛ سیوطی ، ١٤٢١، ج ٢، ص ٥٢٦ ـ ٥٢٨). ولی از تأمل در
روایات و عبارات چنین بر می آید که این نظریه ناشی از
بی دقتی در نقل روایات شأن نزول یا در نظر گرفتن روایاتی
بوده است که تنها بخش دوم ماجرای سبب نزول (یعنی همان سؤال مشرکان از کعب و حییّ در بارة داوری میان مسلمانان و ایشان ) را آورده اند و بخش مربوط به سجدة کعب بر دو بت را نیاورده اند. نتیجه آنکه ، آنگونه که از مجموع روایات در
این زمینه به دست می آید، مراد از «الّذین یؤمنون بالجبت و الطّاغوت » در آیة ٥١ سورة نساء، کعب و حییّاند نه خود جبت و طاغوت . بنابراین ، جبت در این آیه به معنای دو بت یا اشاره به آن دو خواهد بود.
همچنین در روایتی از پیامبر اکرم ، طِیَرَة (فال زدن ؛ رجوع کنید بهتفأل * ) و عِیافه (نوعی پیشگویی با خط کشیدن روی زمین
یا پراندن پرنده ) و طَرْق (نوعی پیشگویی با پرتاب سنگریزه )
از مصادیق جبت اند ( رجوع کنید به ابوداوود، ج ٤، ص ١٦، حدیث
٣٩٠٧؛ طریحی ، همانجا). در بسیاری از روایات اهل بیت علیهم السلام نیز جبت و طاغوت ، به دشمنان ایشان تأویل
شده ، چنان که مجلسی بابی از روایات را به این موضوع اختصاص داده است ( رجوع کنید به مجلسی ، ج ٢٤، ص ٣٥٤). در برخی روایات نیز برائت از جبت و طاغوت ، از ارکان ایمان دانسته شده است (مثلاً رجوع کنید به علی بن حسین (ع )، ص ٥١، ٣٦٦؛ مجلسی ، ج ٥٣، ص ٣٩).
نیز رجوع کنید به طاغوت *
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن عادل ، اللباب فی علوم الکتاب ، چاپ عادل احمد عبدالموجود و علی محمد معوض ، بیروت ١٤١٩/١٩٩٨؛
(٣) ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم ، بیروت ١٤١٢؛
(٤) ابن کلبی ، کتاب الاصنام ، چاپ احمدزکی پاشا، قاهره ١٣٣٢/١٩١٤؛
(٥) ایوب بن موسی ابوالبقاء، الکلیات : معجم فی المصطلحات و الفروق اللغویة ، چاپ عدنان درویش و محمد مصری ، دمشق ١٣٩٤ـ١٣٩٧/ ١٩٧٤ـ١٩٧٦؛
(٦) ابوالفتوح رازی ، تفسیر روض الجنان و روح الجنان ، چاپ ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری ، تهران ١٣٨٢ـ١٣٨٧؛
(٧) سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود ، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، ( قاهره ، بی تا. ) ، چاپ افست ( بیروت ، بی تا. ) ؛
(٨) محمدبن اسماعیل بخاری ، صحیح البخاری ، استانبول ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٩) بطرس بستانی ، محیط المحیط : قاموس مطوّل للّغة العربیّة ، بیروت ١٩٨٧؛
(١٠) عبداللّه بن عمر بیضاوی ، انوارالتنزیل و اسرارالتأویل ، مصر ١٣٨٨/١٩٦٨، چاپ افست تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١١) اسماعیل بن حماد جوهری ، الصحاح : تاج اللغة و صحاح العربیة ، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٢) خلیل بن احمد، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی ، قم ١٤٠٥؛
(١٣) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سیدکیلانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٤) محمودبن عمر زمخشری ، اساس البلاغة ، مصر ١٩٧٢ـ١٩٧٣؛
(١٥) همو، الفائق فی غریب الحدیث ، چاپ علی محمد بجاوی و محمدابوالفضل ابراهیم ، ( قاهره ١٩٧١ ) ؛
(١٦) احمدبن یوسف سمین حلبی ، الدرالمصون فی علوم الکتاب المکنون ، چاپ احمدمحمد خرّاط ، دمشق ١٤٠٦ـ١٤١٤/١٩٨٦ـ١٩٩٣؛
(١٧) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الاتقان فی علوم القرآن ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، ( قاهره ١٩٦٧ ) ، چاپ افست قم ١٣٦٣ ش ؛
(١٨) همو، الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ، چاپ نجدت نجیب ، بیروت ١٤٢١/٢٠٠١؛
همو، المتوکلی فیما ورد فی القرآن باللغات ، چاپ عبدالکریم
(١٩) زبیدی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٠) عبدالحسین شبستری ، اعلام القرآن ، قم ١٣٧٩ ش ؛
(٢١) ابوالحسن شعرانی ، نثر طوبی ، یا، دائرة المعارف لغات قرآن مجید ، تهران ١٣٩٨؛
(٢٢) طبرسی ؛
(٢٣) طبری ، جامع ؛
فخرالدین بن محمد
(٢٤) طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٥) طوسی ؛
علی بن حسین (ع )، امام چهارم ، الصحیفة السجادیة ، چاپ
(٢٦) محمدباقر موحدی ابطحی ، قم ١٤١١؛
(٢٧) محمودبن عمر فخررازی ، التفسیرالکبیر ، قاهره ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٢٨) مجلسی ؛
(٢٩) محمدبن محمدمرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهر القاموس ، ج ٤، چاپ عبدالعلیم طحاوی ، کویت ١٣٨٧/١٩٦٨، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣٠) حسن مصطفوی ، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ، تهران ١٣٦٠ـ١٣٧١ ش ؛
حسن بن محمد نظام الاعرج ، تفسیر غرائب القرآن
(٣١) و رغائب الفرقان ، چاپ زکریا عمیرات ، بیروت ١٤١٦/١٩٩٦؛
(٣٢) علی بن احمد واحدی نیشابوری ، اسباب النزول ، بیروت ١٩٨٥؛
هودبن مُحَکَّم هُوّاری ، تفسیرکتاب اللّه العزیز ، چاپ بالحاج بن سعید شریفی ،
(٣٣) بیروت ١٩٩٠؛
(٣٤) Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Qur ف a ¦n , Baroda ١٩٣٨.
/ حسن حکیم باشی /